معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1238473
تعداد نوشته ها : 703
تعداد نظرات : 69
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
دکتر رضایی دیروز در ادامه سفر خود به شمال کشور در جمع مردم و جوانان شهر ساری حاضر شد و در میان استقبال پرشور آنها در ورزشگاه سیدرسول حسینی صحبت کرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه اینترنتی دکتر محسن رضایی از ساری، دکتر رضایی در این جمع با اشاره به منابع عظیم مادی و معنوی ایران، اظهار داشت: بی‌برنامگی برخی از دولتمردان عامل اصلی مشکلات فعلی کشور است ولی با وجود این همه نقص در نحوه اداره کشور، آنقدر پشتوانه‌های علمی کشور در سال‌های بعد از انقلاب قوی بوده است که پیشرفت‌های زیادی در زمینه‌های مختلف سیاسی، علمی و امنیتی به دست آورده‌ایم.

وی افزود: مشکل اصلی کشور به ضعف فرهنگی برمی‌گردد چرا که کارهای فرهنگی انجام شده تاکنون ناکافی و غیرقابل دفاع بوده‌اند.

دکتر رضایی با اشاره به روی کار آمدن دولت‌هایی با شعار صلح ، عدالت و گفتگو تاکید کرد: اگر این دولت ها در اداره کشور تا این اندازه ضعیف عمل نمی‌کردند تا امروز چنین مشکلاتی نداشتیم.

وی عدم استفاده شایسته از نخبگان و فرهیختگان جامعه را ریشه این مشکلات کشور دانست و افزود: دولت ائتلافی فارغ از گرایش‌ها و جناح‌های مختلف تشکیل می‌شود و در راس این دولت ائتلافی نخبگان جامعه تصمیم‌گیری و مدیریت می‌کنند.

دکتر رضایی در حالی که در میان استقبال و تشویق بسیار حاضران سخن می‌گفت تصریح کرد: هم اکنون مدیریت اجرایی کشور بسیار ضعیف است و اگر ما دولت را به دست بگیریم قول خواهیم داد که با عمل‌گرایی جدی بسیاری از مشکلات را حل کنیم.

دکتر محسن رضایی نظارت صحیح و پرهیز از عوام‌فریبی را از اصول اصلی خود دانست و گفت: وقتی ادارات و دستگاه‌های دولتی در مواجهه با مردم بیشترین بداخلاقی‌ها را دارند چگونه می‌توان به مردم گفت که با اخلاق صحیح برخورد نمایند.

وی اضافه کرد: امروز رسانه‌ها، فرهیختگان و روحانیون جامعه سکوت کرده‌اند چون با محدودیت بسیار روبرو هستند.

دکتر رضایی رشد صنعت در شاخه‌های مختلف و استفاده از پتانسیل طبیعی استان‌ها را از جمله برنامه‌های خود برشمرد و گفت: ما بازوهای مردم ایران را توانمند خواهیم کرد.

او گفت: او مدیریت جوان‌محور را اساس برنامه‌های خود اعلام کرد خاطر نشان کرد: جوانان فرشته‌هاهی نجات کشور هستند و من برنامه‌ای را ارائه خواهم کرد که هر دانشجویی پس از پایان تحصیل شغل داشته باشد.
منبع: پایگاه دکتر رضایی
دسته ها :
محسن رضایی در دیدار با نماینده ولی‌فقیه در استان مازندران بر ضرورت تشکیل دولت ائتلافی تاکید و از این دولت با عنوان بزرگ کردن قدرت مدیریتی کشور یاد کرد.

به گزارش پایگاه اینترنتی دکتر محسن رضایی، در این دیدار دکتر رضایی درخصوص ابعاد مختلف دولت جدید ابراز داشت: مردم تشنه دولت عملگرا هستند زیرا می‌دانم که مردم دیگر از شنیدن شعار خسته شده‌اند.

رضایی در ادامه گفت: از زمانی که بنده با اسلام آشنا شده‌ام در کنار آن نیز تکلیف را شناخته‌ام و لذا بر این اساس به میدان آمده‌ام.

در ادامه نیز آیت‌الله طبرسی طی سخنانی با تقدیر از سفر محسن رضایی به این استان اظهار داشت: به اعتقاد بنده همیشه تکلیف توام با نتیجه نیست،‌ اما ما امیدواریم که برای شما نتیجه داشته باشد.

نماینده ولی‌فقیه در ادامه گفت: همه شما را با رشادت‌های هشت سال دفاع مقدس می‌شناسند و اگر در انتخابات رای بیاورید یا انتخاب نشوید چیزی از بزرگی شما کم نخواهد کرد.

وی در ادامه بر رعایت اصول انتخاباتی اشاره ‌کرد و ‌گفت: من از تمام کاندیداها تقاضا دارم که بیشتر در اثبات شخصیت‌های خود و کمتر در نفی دیگران صحبت کنند و تمامی زوایای اصول انتخاباتی را رعایت نمایند، زیرا این طبیعی است که مردم برای هر سلیقه‌ای یک نامزد انتخاباتی داشته باشند.
منبع: پایگاه دکتر رضایی
دسته ها :

به گزارش راسخون به نقل از  فارس، از همان شروع به کار دولت نهم، سفرهاى استانى رئیس جمهور و هیأت دولت نیز آغاز شد و قطعاً ناظران منصف و مردمی‌که مستقیما واقعیت‌ها را دیده‌اند، این سفرها را به جهت اثرات خاص آن در حوزه‌های مختلف برای مردم و نظام، از ابتکارات و شاه‌بیت ‌نوآورى‌هاى این دولت مى‌دانند.
اما هنوز تعداد این سفرها به اندازه انگشتان یک دست هم نرسیده بود که برخى‌ها زبان به تخریب سفرهاى استانى دولت گشودند؛ در حالى که مردم در استانهاى خراسان جنوبى، ایلام، سیستان و بلوچستان و بسیارى از شهرهاى محروم، به استقبال محمود احمدى‌نژاد می آمدند، مخالفین در رسانه‌هاى خود سفرهاى دولت را سفرهایى پرهزینه و صرفاً تبلیغاتى عنوان کردند و تصور مى کردند که روند ادامه این سفرها متوقف شود.
زمان زیادى نگذشت که پوچى این ادعا به اثبات رسید و اخبار متعددى از مشى ساده‌زیستانه و روال کم‌هزینه این سفرها در برخى رسانه‌ها منتشر شد تا نشان داده شود که سفرهاى استانى دولت نه تنها پرهزینه نیست، بلکه با حداکثر صرفه‌جویى در وقت و هزینه انجام مى‌شود. این مسئله باعث نشد که از همت مخالفان دولت براى زیر سؤال بردن سفرهاى استانى کاسته شود! چرا که وعده رئیس‌جمهور براى سرکشى به همه جاى کشور، خیلى زود عملى شده و مخالفان، این حرکت پرشتاب و فراگیر را در افزایش محبوبیت دولتمردان نهم و به طور طبیعى، برجسته شدن میزان فاصله دولتمردان گذشته با دولت کنونى در خدمت‌رسانى به همه مردم ایران مؤثر مى‌دیدند.
در عین حال آنها تأکید مى کردند که نگاه رئیس‌جمهور باید کلان‌نگر باشد و به جاى آنکه وقت خود را در سفرها بگذراند، باید در تهران بنشیند و بر اساس گزارش‌ها امور را تدبیر کند؛ در همین اثنا، مصوبات متعدد جلسات استانى هیأت دولت براى پیشرفت جهشى استانها، به بحث روز مردم و حتى رسانه‌ها تبدیل شده بود و پیش‌بینى مى‌شد که بلافاصله این مصوبات مورد هجمه قرار گیرد.
مخالفین سفرهاى استانى هیأت دولت، در مصاحبه‌ها و مقالات خود سعى در القاى این موضوع داشتند که مصوبات دولت، کارشناسى نیست و ممکن نیست که دولت بتواند در طول چند ساعت، ده‌ها مصوبه داشته باشد، غافل از آن که کار کارشناسى مصوبات و مشورت درباره آنها با مقامات و نمایندگان محلى، پیش از انجام هر سفر انجام مى‌شود و پشتوانه کارشناسى دارد و حتی بسیاری از نمایندگانی که برای خوشآمد احزاب خود، در مجلس داد غیرکارشناسی بودن این سفرها را سر می‌دادند، پیش و پس از انجام سفر دولت به شهر یا استان خودشان به واقعیت ماجرا یعنی کارشناسی بودن تصمیمات پی بردند.
بعدها در نیمه دوم سال 86 (دیدار دانشجویان دانشگاههاى استان یزد 13 دی ماه 86) مقام معظم رهبرى نیز به این شبهات اشاره و تأکید کردند:
"این دولت انصافاً دولت پرکار و در بعضى از خصوصیات نمونه است. این که به همه شهرها مى‌روند، این خیلى براى من مهم است؛ خیلى براى من جالب است. رئیس‌جمهور، وزیر و مدیران ارشد اجرایى کشور به شهرهاى مختلف مى روند. این رفتن به شهرها خیلى تأثیر دارد. بعضى مى‌گویند آقا ما گزارش‌ها را که مى‌خوانیم، نه، گزارش خواندن فرق مى‌کند با رفتن. شاید بیش از اغلب مدیرها براى من گزارش مى آید. وقتى انسان مى‌رود به یک شهرى، مى رود به یک استانى، مى‌نشیند با یک مردمى، مى‌نشیند با یک مجموعه جوانى، مى‌بیند گزارش‌ها با آنچه که واقعیت است، تفاوت‌هایى دارد. انسان آنچه که مى‌بیند و مى‌شنود، از گزارش خیلى با ارزشتر است. این کار را امروز دولت دارد مى کند. به همه جاى کشور سفر مى‌کند. یک گوشه‌اى از این را مى‌گیرند، تبدیلش مى‌کنند به نقطه ضعف و ایراد گرفتن. چرا در این سفر صد تا مصوبه داشتید؛ در حالى که پنجاه تایش بیشتر قابل عمل نیست، خیلى خوب، حالا پنجاه تایش عمل بشود؛ این بهتر از هیچى نیست؟ اینها ایجاد یأس است. ایرادتراشى‌هاى بى‌خود... "
مسئولان دولتى خصوصاً متصدیان امور سفرهاى استانى در معاونت اجرایى ریاست جمهورى، بیشتر وارد صحنه شدند و مراحل کارشناسى مختلف به ثمر نشستن تصویب یک مصوبه در سفر استانى را تشریح کردند. اما این نیز پایان کار نبود و یکى از سران فراکسیون دوم‌خردادی‌هاى مجلس در نطق خود تأکید کرد که اگر حتى این مصوبات کارشناسى شده هم باشد، اما چون با اسناد توسعه استان‌ها منطبق نیست، پس بیهوده است. بعدها معاون پیگیرى معاونت اجرایى رئیس‌جمهور در مصاحبه‌اى بر این نکته تأکید کرد که یکى از معیارهاى اصلى آماده شدن یک پیش‌مصوبه براى تصویب در جلسه استانى دولت، اسناد توسعه استان‌ها است و قطعاً تمام مصوبات با این اسناد منطبق است.
جالب تر این که بدانیم همین نماینده، در جلسه دولت در استان حوزه انتخابیه خود، از زحمات دولت در سفر استانى و مصوبات آن در این استان قدردانى کرده و از پشتوانه کارشناسى مصوبات استانى دولت ابراز رضایت فراوان کرده بود!
مخالفین همچنان به شکل‌هاى گوناگون از قبیل انتشار برخى عکس‌ها، تمسخر، ابهام در تعداد مردم استقبال‌کننده و حتى وارونگى و بزرگ‌نمایى برخى سخنان رئیس‌جمهور و دولتمردان، تلاش کردند تا سفرهاى استانى را ناکام و بیهوده جلوه دهند تا اینکه مقام معظم رهبرى با اشراف خاص خود به مسائل و حتى جزئیات امور، در اوج فضاى تبلیغاتى علیه سفرهاى استانى دولت که هر روز اوج مى گرفت، در جمع مردم سمنان تأکید کردند:
"خوشبختانه سرکشى دولت و رئیس‌جمهور و وزراى محترم به مناطق مختلف کشور، آن آرزوى دیرینه ما را به نحو احسن برآورده کرده است. "
شدت حملات به دولت به علت استقبال روزافزون مردم از رئیس‌جمهور خود، به قدرى افزایش یافت که مقام معظم رهبرى با حمایت از سفرهاى استانى دولت در چند سخنرانى اکتفا نکرده و در سفر خود به استان یزد، بر اهمیت و اثرگذارى چشمگیر سفرهاى استانى دولت و رئیس‌جمهور تأکید کردند.
ایشان 12 دى‌ماه سال 86 در اجتماع پرشور مردم یزد در بخشى از سخنانشان، سفر رئیس‌جمهور به استان‌ها را حرکتى بسیار خوب و مبارک دانستند و فرمودند: "بنده قدردانى مى‌کنم از این حرکت مجموعه دولت که به شهرها مى روند، به راه‌هاى دور مى‌روند، مشى مردمى اتخاذ مى کنند؛ این ها باارزش است. با همه شهر‌ها از دور و نزدیک ملاقات مى‌کنند. بعضى از شهرها هستند که مردم آنها یک مدیرکل را هم هرگز نمى توانسته‌اند ببینند، حالا رئیس جمهور را، وزیر را، نزدیک خودشان مى بینند، با آنها حرف مى‌زنند؛ این‌ها باارزش است. ما باید قدردان این چیز ها باشیم. "
سه روز بعد نیز رهبر معظم انقلاب در دیدار عمومى مردم ابرکوه بخشى از سخنان خود را به سفرهاى استانى دولت اختصاص داده و تأکید کردند: "مى‌بینید مسئولین کشور، هیأت دولت، رئیس‌جمهور به سرتاسر کشور مسافرت مى‌کنند. این معنایش این است که نگاه و عواطف و همت مسئولین باید میان همه شهرهاى کشور تقسیم شود. اینجور نباشد که یک شهرى، یک منطقه‌اى که دوردست است، از شعاع همت و تصمیم مسئولین دور بماند؛ نه، دور و نزدیک ندارد. امروز در این کشور شهرهایى و مناطق دوردست و کوچکى موفق مى شوند که مسئولان کشور را، یعنى رئیس‌جمهور را، دولت را، وزرا را از نزدیک ببینند، به آنها نامه بدهند یا حرف بزنند و از زبان آنها و حنجره آنها مستقیماً سخن بشنوند که در روزگارهاى گذشته در طول تاریخ، امید این را نداشتند که حتى یک مدیر درجه سه به آنها سرکشى کند. "
با این بیانات صریح و همچنین شفاف‌سازى دولت درباره جزئیات و روند سفرهاى استانى، دیگر باب مخالفت‌هاى جنجالى با سفرهاى استانى رئیس‌جمهور بسته به نظر مى‌رسید، اما طمع قدرت کسانی که ابزارهای رسانه‌ای در اختیار دارند، بیش از آن است که بخواهند به امر "ولی امر " دست از لجاجت بردارند.
در عین حال مقام معظم رهبری همواره سفرهای استانی را به عنوان شاه‌بیت اقدامات دولت نهم مدنظر داشته و در هر موقعیتی از آن به عنوان یکی از بزرگترین کارهای دولت نهم نام بردند.
آخرین سخنان مقام معظم رهبری درباره سفرهای استانی در سخنرانی معروف ایشان در جمع اعضای هیئت دولت(2 شهریور 87) بود که از سفرهای استانی به عنوان اولین امتیاز مثبت دولت نهم نام بردند و فرمودند:
"با این که سه سال از عمر این دولت گذشته، انسان احساس می‌کند که تحرک و نشاط و فعالیت و اقدام در این دولت محسوس است - یعنى کاهش پیدا نکرده؛ افت پیدا نکرده - این خیلى چیز باارزشى است. در خدمت به مردم جدیت وجود دارد. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاى کوچک، همه نقاط کشور را زیر پا گذاشتن و هیچ نقطه‏اى از کشور را از منظر خبرگى و کارشناسى دور قرار ندادن، اینها چیزهاى باارزشى است. این امتیاز اول است؛ در هر مجموعه‏اى این امتیاز وجود داشته باشد، جا دارد که انسان از آن قدردانى کند، به آن تصریح کند و امیدوار و مطمئن باشد که خداى متعال هم به آن مجموعه کمک خواهد کرد و ثواب خواهد داد "
اما همچنان زیر سوال بردن کاری که رهبر انقلاب آن را "آرزوی دیرینه " خود و "امتیاز اول " دولت نهم نامیدند، همچنان ادامه دارد ...

منبع: راسخون

دسته ها :

الف/ مقدمه:

نظام جمهوری اسلامی به برکت تلاش و مقاومت مردم و مسؤولین با تکیه بر سیره معمار بزرگ انقلاب حضرت امام (ره) و رهنمودهای رهبری، در مقابل نظام استکباری، با افتخار ایستاده است، ملت‌های مسلمان و آزادیخواه سراسر جهان به ایران به عنوان یک الگوی برتر چشم دوخته‌اند و علی‌رغم ایجاد توطئه‌ها و چالش‌های فراوان در روند رشد و پیشرفت و استقرار عدالت توسط دشمنان، در داخل کشور قدم‌های فراوان و مثبتی برداشته شده است.
بدون تردید دوست و دشمن بر جایگاه بی‌نظیر ایران در سطح جهانی و منطقه، ثبات و امنیت و اعتماد مردم به مسؤولین در سال‌های اخیر اقرار دارند.
امروز بیش از هر زمان دیگر مردم به دنبال استقرار ارزشهای اسلامی و دیدگاه‌های حضرت امام‌(ره) و حاکمیت عدالت هستند. امروز گفتمان اصول‌گرایی به عنوان یک اصل در انتخاب‌های مردم ارجحیت یافته است.
نظام جمهوری اسلامی با داشتن سند چشم‌انداز 20ساله، چارچوب سیاست‌های کلی نظام، به ویژه سیاست‌های ابلاغی اصل 44و سیاست‌های برنامه پنجساله چهارم، با ارائه یک مدل اقتصادی و با تعریف نقش هدایت، سیاست‌گذاری و نظارت بر دولت، فصل جدیدی از اصلاح و حرکت را شروع کرده است. در این شرایط چه گفتمانی می‌تواند تضمین‌کننده این راه باشد؟ براستی چه کسی می‌تواند در بین کاندیداهای ریاست‌ جمهوری این گفتمان را دنبال کند؟
برای پاسخ به این سؤال ابتدا شاخص گفتمان اصول‌گرایی و انقلاب اسلامی را دنبال کرده، سپس نوع عملکرد جریان دوم ‌خرداد و جریان‌اصولگرا را با آن ارزیابی می‌کنیم و نهایتاً مشخص خواهیم کرد چه کسی می‌تواند گفتمان اصلی انقلاب اسلامی را پیگیری کند.
در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، یکبار دیگر ملت‌ بزرگ و مسلمان و انقلابی ایران در معرض آزمایش الهی قرار گرفته‌اند. ملت بزرگ ایران تاکنون نشان داده که حفظ و توسعه گفتمان اصول‌گرایی و پاسداری از خط امام و رهبری و ارزشهای اسلامی و دینی از دغدغه‌های اصلی آنهابه شمار می‌روند.
بر همین اساس از سال 82، جهت‌گیری انتخاب مردم به سمت و سوی اصول‌گرایان سوق پیدا کرده، موفقیت پی‌درپی اصول‌گرایان در دومین دوره انتخابات شوراها، هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، بیانگر این ادعاست.
امروز گفتمان انقلاب اسلامی نه تنها در فضای ایران، بلکه در اکثر کشورهای اسلامی گفتمان مسلط و غالب شده است و در جهان خریداران بسیاری پیدا کرده است. حفظ و بسط این گفتمان از ضرورت‌ها و واجباتی است که آحاد مردم و نیروهای متدین و انقلابی باید در راستای آن تلاش و کوشش کنند، بیان و تبیین شاخص‌های گفتمان انقلاب اسلامی و اصول‌گرایی و رصد آن در رفتار و عملکرد مدیران کشور از جایگاه مهمی برخوردار است.
قوه مجریه به عنوان یکی از مهمترین قوای کشور، عمده بار اداره‌ی مدیریت کشور را برعهده دارد و نقش تعیین‌کننده و بی‌نظیری در رشد توسعه و عدالت و حفظ و گسترش این گفتمان ایفا می‌کند.
شخص رئیس‌جمهور به عنوان رئیس قوه مجریه با اختیارات و وظایفی که بر اساس قانون اساسی بر عهده دارد، سکان‌دار اصلی این حرکت است و لذا اعتقاد و باور او به گفتمان انقلاب‌اسلامی و دیدگاه و نظرات امام و مقام معظم رهبری بسیار تعیین‌کننده است. بنابراین در انتخاب رئیس‌جمهور معیار اصول‌گرایی و اعتقاد به گفتمان انقلاب اسلامی و تلاش برای توسعه و رشد آن مهم است و یقیناً مردم نیز بر این مبنا حرکت و انتخاب خواهند کرد.

ب ـ مشارکت گسترده مردم

در یک دسته‌بندی کلی دلایل و الزامات مشارکت گسترده مردم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را باید در موارد زیر برشمرد:
1 ـ تأکیدات مقام معظم رهبری: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اولین روزسال جدید در اجتماع عظیم زائران حرم رضوی و مردم مشهد دربیانات بسیار مهمی در مورد مشارکت مردم در انتخابات فرمودند: اولاً انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشى نیست. پایه‏ى نظام ما همین انتخابات است. یکى از پایه‏ها، انتخابات است. مردم‏سالارى دینى با حرف نمیشود؛ مردم‏سالارى دینى با شرکت مردم، حضور مردم، اراده‏ى مردم، ارتباط فکرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات کشور صورت میگیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانى و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست. این مردم‏سالارى، عامل پایدارى ملت ایران است. اینکه شما توانسته‏اید در طول این سى سال از نهیب ابرقدرتها نترسید، اینکه ابرقدرتها هم غیر از نهیب نتوانستند ضربه‏ى اساسى به شما بزنند، اینکه جوانان کشور در ورود به میدانهاى گوناگون این شجاعت و اخلاص را نشان میدهند، ناشى از مردم‏سالارى دینى است؛ این را باید خیلى قدر بدانیم. انتخابات سرمایه‏گذارى عظیم ملت ایران است؛ مثل اینکه شما سرمایه‏ى سنگین و عظیمى را در بانک میگذارید، بانک با آن کار میکند و شما از سودش استفاده میکنید؛ انتخابات یک چنین چیزى است. ملت ایران سرمایه‏گذارى عظیمى را میکند، سپرده‏گذارى بزرگى را انجام میدهد و سود آن را میبرد. آراء یکایک شما مردم سهمى است از همان سرمایه‏گذارى و سپرده‏گذارى. هر رأیى که شما در صندوق مى‏اندازید، مثل این است که یک بخشى از پول آن سپرده را دارید تأمین میکنید. یک رأى هم اهمیت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ایران بیشتر در چشم مخالفان و دشمنانش دیده خواهد شد؛ براى ملت ایران حرمت بیشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنیا خوشحال میشوند. عظمت ملت ایران را حضور مردم در انتخابات نشان میدهد؛ انتخابات این است. بنده همواره در درجه‏ى اول در انتخابات سعیم بر این است که به مردم عرض کنم حضور شما در این انتخابات مهم است. این، تصدیق و تأیید و مستحکم کردن نظام جمهورى اسلامى است. مسئله فقط یک مسئله‏ى سیاسى و فردى و اخلاقىِ محض نیست؛ یک مسئله‏ى همه‏جانبه است. انتخابات با سرنوشت مردم سر و کار دارد؛ بخصوص انتخابات ریاست جمهورى که سپردن قوه‏ى اجرائیه‏ى کشور به دست یک نفر و یک مجموعه است که کشور را براى مدت چند سال اداره کنند؛ اینقدر انتخابات اهمیت دارد.
از طرف دیگر قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان سند میثاق ملی کشور اداره کشور را با اتکاء به آراء عمومی و از طریق همه‌پرسی و انتخابات برشمرده‌ است. از سوی دیگر مردم اصلی‌ترین پایه اقتدار ملی یک جامعه محسوب می‌شوند و هر میزان که حضور مردم در انتخابات بیشتر باشد همانا توان بازدارندگی و تهدیدزدایی و کارآمدی کشور ارتقاء می‌یابد. نمایش حضور مردم از این جهت اهمیت بس حیاتی دارد و با توجه به آمار رسمی که 48 میلیون نفر از مردم کشور واجد شرایط رأی دادن هستند به هر میزان این حضور گسترده‌تر باشد برای امنیت ملی کشور یک امتیاز بزرگ محسوب می گردد.
2 ـ چالش‌های ایران در عرصه بین‌الملل: هم اکنون ایران در عرصه بین الملل با چالش‌های متعددی روبروست؛ پرونده هسته ایران روی کار آمدن باراک اوباما، متهم کردن ایران به نقض حقوق بشر و و... فهرستی از چالش‌های فراروی ایران در عرصه بین‌الملل است که حل آن نیاز به تدبیر و برنامه‌ریزی دارد. اما حضور شکوهمند مردم در انتخابات می‌تواند برای سالیان زیادی تهدیدات موجود را کاهش و قدرت چانه زنی کشور را در نظام بین‌الملل افزایش دهد. چانه‌زنی که بر اساس حکمت، مصلحت و عزت و از موضع اقتدار و دفاع از تمامیت ارضی و حقوق حقه ملت باشد.
3 ـ مسائل و مشکلات داخلی: به رغم خدمات و کارنامه درخشان نظام جمهوری اسلامی در آبادانی، پیشرفت، محرومیت‌زدایی، دستیابی به خودکفایی در پاره‌ای از محصولات استراتژیک، رشد و پیشرفت قابل ستایش در حوزه علوم، فنون و فنّاوری، کاهش واردات و افزایش صادرات غیرنفتی، توجه به زیرساخت‌ها و... اما نمی‌توان مشکلات و نارسایی‌های موجود در کشور را نادیده گرفت؛ نظام اداری که به شدت نیاز به دگرگونی دارد و بالاخره پیامدهای منفی برخی سیاست‌ها و اقدامات ناشی از سیاست‌های دو دولت گذشته (سازندگی و اصلاحات) ک را باید سیاهه‌ای از این مشکلات بر جای مانده مورد اشاره قرار داد.بنابراین با توجه به چالش‌ها، بحران‌ها و مشکلات پیشگفته و از سوی دیگر نیاز جامعه و مردم که خواهان تحول‌خواهی، کارآمدی، حل مشکلات کشور، تأمین رفاه و امنیت، گسترش و نهادینه شدن گفتمان خدمت صادقانه و پیشرفت همه جانبه ایران اسلامی، صداقت در گفتار و سلامت در عمل مسؤولان، حفظ اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از غوغاسالاری و تنش‌زدایی و بالاخره گسترش روابط صلح‌آمیز با جهان هستند نیازمند برگزاری یک انتخابات با شکوه با مشارکت حداکثری مردم در 22 خرداد 88 می‌باشیم.

ج- امتیازهای دولت نهم

1- رویکردهای دولت نهم
دولت نهم احیا کننده شعارهای اصلی انقلاب شد. این دولت با تلاش و پرکاری و رویکردهای اساسی چون عدالتخواهی، ولایت‌مداری، استکبارستیزی، مردم‌گرایی، مستضعف‌نوازی کارآمدی، گرایش به طبقات محروم و پرهیز از اسراف و زندگی اشرافی، مشارکت عموم مردم در تصمیم‌گیری‌ها، توجه به ارزش‌ها و اصول روحیه خدمت‌گزاری و … را به متن تصمیم‌ گیری تصمیم‌سازان آورد.
رویکرد کلان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی،‌دولت نهم با استراتژی و راهبرد انجام سفر‌های مستمر دولت به استانها و تمامی شهرستان‌های کشور، به منظور برقراری رابطه دولت با مردم و از بین بردن شکاف بین دولت و مردم،‌آشنایی با مشکلات و دغدغه‌های مردم،‌پیگیری و تسریع در حل مشکلات مردم و اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها و... تجلی پیدا کرده است.
برخی از رویکرد‌ها به این شرح است:
1- گفتمان خدمت و فرهنگ خدمت رسانی:
از رویکرد‌های مورد تاکید و پیگیر مجموعه دولت، برنامه ریزی جهت افزایش کیفی و کمی فرهنگ خدمات رسانی به مردم بوده است. در این دوره تلاش گردیده در این راستا با دوری از منازعات بدون حاصل سیاسی و حزبی، جهت پایدار نمودن آرامش سیاسی در جامعه زمینه تسلط فضای کار و خدمت را فراهم نماید. افزایش قابل توجه ساعات فعالیت بدنه مدیریتی دولت،‌برنامه ریزی جهت دخیل شدن بدنه کارشناسی استانی و ملی دستگاه‌ها در فرآیند تصمیم گیری‌ها، انجام منظم سفر‌های منطقه‌ای وزراء و معاونین رئیس جمهور و دیگر همکاران آنها بعلاوه سفر‌های منظم پایان هفته هیات وزیران هر دو هفته یکبار موجب شد فضای عمومی جامعه و همچنین ساختار دولت به جای فضای ملتهب و غیر کاری فضای آکنده زا روحیه کار و تلاش و فرهنگ خدمت باشد.
2- مردم محوری:
دولت نهم این افتخار را برای خود محفوظ می‌داند که در برنامه‌ریزی‌های خود هرگز به دنبال ترجیح منافع گروه‌ها،‌ دسته‌ها و اقشار خاص و ویژه به منافع عامه مردم نبوده و «مردم محوری» را به عنوان آموزه‌ای دینی و اعتقادی سرلوحه خدمات خود قرار داده است. دولت در این راه با نامهربانی‌های متعددی نیز روبرو گشته است. اما بر این اعتقاد راسخ باور دارد که آثار مبارک این رویکرد در تصحیح برخی جهت گیری‌های پیشین اجرایی و نزدیک تر کردن رابطه «دولت ملت» در تداوم عزت مندی نظام ظهور و بروز مناسبی را پیدا خواهد نمود.
مبنای «مردم محوری» موجب شده است مجموعه دولت با غنیمت شمردن فرصت کوتاه تصدی اجرایی خود نسبت به برنامه ریزی جهت بردن دولت به اقصی نقاط کشور با اولویت مناطق محروم و کمتر برخوردار اقدام نماید. دولت نهم در این سفرها که از آغازین ماه‌های استقرار دولت آبان ماه 1384 آغاز شده است، موفق شده‌اند در تمامی سفر‌های دوره‌ای استانی خود تشکیل جلسات هماهنگی متعدد و هزاران ساعت کار کارشناسی و تصمیم سازی با حضور مسئولین و کارشناسان استانی و دستگاههای اجرایی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور جلساتی نیز با حضور نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی از استانهای مورد سفر با مردم شریف شهرستان‌های مختلف کشور با همراهی جدی و فعال نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی دیدار نموده و از نزدیک با مشکلات آنان آشنا شوند.
3- عدالت محوری:
عدالت محوری در همه عرصه‌های حوزه فعالیت دولت از جمله هدایت منابع بانکی به مناطق محروم در جهت ایجاد عدالت اجتماعی و اقتصادی، کاهش نرخ سود بانک‌های دولتی و خصوصی، افزایش حقوق کارکنان دولت، ‌معلمان و بازنشستگان، کاهش نرخ تورم،‌ واگذاری سهام عدالت،‌حمایت از بخش خصوصی، سرمایه گذاری تولید و کارآفرینی، ‌اجرای اصل 44 با رویکرد واگذاری‌ها با اقشار مردم و نه صاحبان نفوذ،‌توزیع عادلانه منابع و ثروت در بین همه اقشار جامعه و مناطق، برخورد با رانت خواران اقتصادی و نظارت به منظور پیشگیری از سوء استفاده‌های احتمالی و...
4- عرصه سیاست خارجی:
سیاست خارجی نیز ابتکار عمل و دیپلماسی قوی و موثر ریاست محترم جمهور باعث همگرایی بسیار از کشور‌ها در مقابل زورگویی‌های استکبار جهانی و عقب نشینی تدریجی آنان در عرصه روابط بین‌المللی شده و موج گسترد‌ه‌ای از اسلام خواهی و عدالت طلبی را در سطح جهان بویژه کشور‌های اسلامی در پی داشته است.
مقاومت و ایستادگی دولت نهم در حراست از حقوق مسلم مردم ایران برای استفاده صلح آمیز از فن‌آوری هسته‌ای هم در داخل و هم در خارج از کشور با استقبال و واکنش بسیار مثبت ملت‌ها همراه بوده است.
در ماجرای هسته‌ای، ‌دولت با کمک دیگر مجموعه‌های نظام بالاخص مجلس شورای اسلامی موفق گردید مجموعه اقداماتی که آخرین روز‌های دولت گذشته برای راه‌اندازی مراکز هسته‌ای به تعویق افتاده بود را گسترش داده و در کنار فعال نمودن تعاملات دیپلماتیک و افزایش رایزنی‌ها در سطوح منطقه‌ای و جهانی، با قدرت به استیفای حقوق هسته‌ای ملت، ‌بازگشایی مراکز هسته‌ای تعطیل شده در کشور،‌تکمیل و تثبیت چرخه سوخت هسته‌ای و راه‌اندازی بخش‌های جدید در این حوزه بپردازند. اتخاذ رویکرد‌های فعال در عرصه دیپلماسی با باور به ضرورت «تامین عزت ملی» از دیگر گزینه‌های انتخاب شده در سال ابتدایی دولت نهم بود. مکاتبه با روسای جمهور کشور‌های بزرگ جهان، ‌طراحی و بیان ایده‌هایی چون «گفت‌وگوهای حقوق بشری با غرب»، «خدشه‌ به باور‌های بی پایه مجموعه استکباری جهان چون لوکوهاست»، فعال تر نمودن سطح مناسبات با کشور‌های آفریقایی و آمریکای لاتین و بسیاری از کشور‌های عضو جنبش عدم تعهد و تشکیل ستاد کشور‌های توسعه‌ای جهت هماهنگی دستگاه‌ها به همین منظور،‌از دیگر تلاش‌های صورت گرفته در این راستا می‌باشد.
از جمله اثرات موفقیت آمیز این رویکرد «پررنگ نمودن الگو محوری جمهوری اسلامی در جهان اسلام» بود. رویکرد عزتمند دولت نهم در عرصه خارجی موجب گردید مجدداً آموزه‌های حضرت امام راحل (ره) به عنوان آموزه‌های قابل تحقق در خارج نمودن ملل مسلمان از زیر یوغ استکبار مطرح گردد. این رویکرد نه تنها زمینه حفظ آرمانها را فراهم نمود بلکه موجب افزایش سطح تعاملات دیپلماتیک رئیس جمهور و دستگاه‌ها و افزایش سرمایه گذاری و صادرات گردید.
2- امتیازات و بایسته‌های دولت نهم از دیدگاه مقام معظم رهبری
از زمان روی کارآمدن دولت نهم، نقدونظرهای فراوان و پر التهابی در مورد تصمیم‌گیری‌ها و عملکرد آن بوجود آمده است که سیاسی بودن مشخصه‌ اصلی بیشتر آنهاست. بنابراین شاید نتوان قضاوت صحیحی در مورد میزان موفقیت‌ها و ناکامی‌های دولت نهم داشت. در این میان توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد دولت احمدی‌نژاد، امتیازات و بایسته‌های این دولت ملاک داوری مطمئنی محسوب می‌شود.

2-1- رمز حمایت خاص مقام معظم رهبری از دولت نهم

براساس آنچه رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند، ایشان نسبت به همه دولت‌ها رویکرد حمایت‌گونه داشته‌اند؛ اما همانگونه که معظم‌له در فروردین ۱۳۸۶ در حرم شریف رضوی فرمودند ایشان از دولت احمدی‌نژاد به طور خاص حمایت می‌کنند. رهبر معظم انقلاب در دیدار خود با اعضای هیات دولت بار دیگر حمایت خاص خود را از دولت نهم ابراز داشته و تصریح فرمودند: «قدردانی از دولت به علت برخورداری از خصوصیات ممتازی است که در منطق اسلامی، معیار واقعی تشخّص و شرافت محسوب می شود».تبیین بیانات مقام معظم رهبری علت این نوع حمایت را روشن می‌کند:
۱- مهم‌ترین علت اینکه دولت احمدی‌نژاد‌« هم در قول و شعار و هم در عمل، نشان می دهد که به اصول انقلاب و ارزش‌های انقلاب پایبند است» (۴/۶/۸۶) رهبر معظم انقلاب این نوع پایبندی دولت را پدیده‌ای معجزه‌آسا و بی‌نظیر برای انقلاب تعریف می‌کنند؛ چرا که دولت احمدی‌نژاد همان اصول و مبانی را برنامه عمل خود قرار داده که در اول انقلاب اعلام شده بود.(۴/۶/۸۶) اهمیت این مسأله از آنجاست که وقتی سران قوای سه‌گانه در قول و فعل پایبندی به اصول انقلاب را نشان دهند سبب زنده ماندن این اصول در سطح جامع می‌شود. معظم له در دیدار اخیر خود ، بار دیگر بر همین معیار تاکید نموده، فرمودند: « زنده کردن و بازسازی برخی خصوصیات جوهری انقلاب و منطق امام ـ و مقابله با کسانی که می خواستند این ارزشها و مفاهیم اساسی را منسوخ کنند از خصوصیات بسیار برجسته این دولت است.» (۲/۶/۸۷)
۲- دولت احمدی‌نژاد سعی دارد برنامه‌های خود را براساس مهم‌ترین اصل اسلامی یعنی عدالت تنظیم کند. فارغ از میزان موفقیت دولت در این راه، «نفس رویکرد دولت به عدالت بسیار با ارزش است.» مقام معظم رهبری ضمن بیان این مطلب خطاب به هیأت دولت می‌فرمایند.« وقتی عدالت رو آمد و به عنوان یک معیار و شاخص اصلی مورد توجه قرار گرفت، به طور قهری در برنامه‌ها هم خواهد آمد.»(۴/۶/۸۶) معظم له در دیدار اخیر نیز از رویکرد عدالت خواهی دولت تجلیل نموده فرمودند:« عدالتخواهی حقیقی و استکبار ستیزی از جمله شعارهای انقلابی دولت است و هر کس که پیشرفت کشور را با هدایت انقلاب متصور می داند، قدردان این ویژگی است.» (۲/۶/۸۷)
۳- تلاش و جدیت فراوان اعضای هیأت دولت و پرکاری آنها موضوع دیگری است که رهبر معظم انقلاب از آن حمایت زیادی دارند و در بیانات مختلف از آن به عنوان یک ویژگی با ارزش دولت نهم یاد نموده‌اند. معظم له در سخنرانی اخیر نیز کابینه نهم را دولت کار و اقدام خوانده، فرمودند:« انرژی، تحرک، نشاط کار و جدیت در خدمت به مردم، ویژگی بسیار با ارزش و مستمر دولت است که پس از سه سال همچنان برجسته است و سفرهای استانی یکی از نمودهای آن بشمار می رود.» (۲/۶/۸۷)
۴- مردمی بودن دولت نهم، ویژگی دیگر آن از منظر رهبر معظم انقلاب بوده، در این باره فرمودند:« شرافت شما در همسطح بودن با ملت ـ ساده زیستی و تماس و انس مستمر با مردم است و تجلی عملی این خصوصیات در رفتار رئیس جمهور و هیأت دولت باعث جلب اعتماد بیشتر مردم و ریشه کن شدن بلای اسراف و اشرافی گری می شود.» (۲/۶/۸۷)
معظم له در همان سخنرانی فوق (فروردین ۸۶)دلیل حمایت خاص خویش را از دولت نهم اینگونه بیان می‌کنند.« جهت‌گیری‌های دینی و این ارزش‌گیری انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد. سختکوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهت‌گیری عدالت ورزی مردمی؛ اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کارها را می‌دانم. من به خاطر این چیزها از دولت حمایت می‌کنم.»(فروردین ۸۶)
محورهای فوق طی بیانات مختلف رهبر معظم انقلاب درباره دولت نهم مطرح شده که گویای رمز حمایت خاص معظم‌له از این دولت است. علاوه براین رهبر معظم انقلاب به مناسبت‌های مختلف نقاط قوت دولت نهم را برشمرده‌اند که محورهای آن به صورت خلاصه در ذیل ارائه می‌شود:

2-2- نقاط قوت دولت نهم

همانگونه که گذشت رهبر معظم انقلاب بیانات، رهنمودها و توصیه‌های زیادی را خطاب به دولتمردان کنونی داشته‌اند. ایشان طی سخنرانی‌های مختلفی به ذکر ویژگی‌های مثبتی از دولت نهم می‌پردازند که وجه عملی به خود گرفته و به عنوان شاخصه‌‌ی واقعی دولت قابل ذکر است. این موارد عبارتند از:
۱- رهبر معظم انقلاب بعد از گذشت یک سال از دوران خدمت دولت نهم در دیدار با اعضای هیأت دولت(۶/۶/۸۵) به ذکر شاخصه‌های اصول‌گرایی می‌پردازند که در ضمن آن برخی از این شاخصه‌ها را به عنوان شاخصه‌ی تحقق یافته در عملکرد دولتمردان کابینه نهم ذکر می‌کنند و می‌توان از آنها به عنوان نقاط مثبت دولت نهم یاد کرد:
۱/۱- ساده زیستی و مردم‌گرایی؛
۲/۱- اجتناب از اسراف و ریخت و پاش؛
۳/۱- تلاش بی‌وقفه برای خدمت رسانی؛
۲- مقام معظم رهبری یک سال بعد در دیدار با اعضای هیأت دولت(۴/۶/۸۶) نیز نوعی رفتارشناسی از دولت نهم ارائه می‌دهند و موارد ذیل را به عنوان تلقی خود از رفتار دولت نهم طی دو سال اولیه آغاز کار دولت بیان می‌کنند:
۱/۲- «اولاً مسأله پایبندی به ارزش‌هاست که خیلی شاخص مهمی است. دولت، هم در قول و شعار و هم در عمل، نشان می‌دهد که به اصول انقلاب و ارزش‌های انقلاب پایبند است.»
۲/۲- « دوم همین پایبندی به عدالت است. ممکن است شماها نتوانسته باشید - یا تا آخر هم نتوانید- همه‌ی آنچه را که در مورد عدالت می‌باید انجام داد، انجام بدهید؛ لکن نفس رویکرد شما به عدالت، چیز بسیار باارزشی است و هرمقداری که می‌توانید بایستی حرکت کنید.»
۳/۲- «پایبندی به خدمت هم یکی از شاخصه‌های این دولت است که قابل ارج‌گذاری و ذکر است.»
۴/۲- «پرکاری این دولت هم انصافاً چیز برجسته‌ای است؛ حتی بعضی‌هایی که مخالف هم هستند، این را نمی‌توانند انکار کنند.»
۵/۲- « خصوصیت دیگر، شجاعت این دولت وقاطعیت اوست.» رهبر معظم انقلاب در ادامه این مطلب سهمیه‌بندی بنزین را نشانه‌ی شجاعت دولت می‌دانند.
۶/۲- روحیه تحول‌گرایی و نوآوری دیگر ویژگی مورد اشاره رهبرمعظم انقلاب است.
۷/۲- « یک خصوصیت دیگر این است که این دولت در برابر زیاده‌خواهی‌های استکبار، دچار انفعال نشد. این ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهی استکبار و احساس عزتی که در این میدان می‌شود، به نظر من یکی از خصوصیات این دولت است.»
۸/۲- « رساندن خدمت به افراد محروم جامعه و عدالت این مسئله‌ی سفرهای استانی خیلی مهم است.»
۳- رهبر معظم انقلاب در بیانات دیگر تصمیم قاطع دولت نهم بر خدمت خستگی‌ناپذیر به مردم، به میدان آوردن همه توان خود و پررنگ کردن هدف‌های بلند انقلاب را از شاخصه‌های قابل مشاهده دولت احمدی‌نژاد ذکر می‌کنند.(۵/۱/۸۵)
۴- یکی دیگر از شاخصه‌های دولت احمدی‌نژاد امید دادن به مردم است که رهبر معظم انقلاب بیان می‌کنند.(۴/۶/۸۶)
۵- مقام معظم رهبری در دیدار اخیر با اعضای هیأت دولت بار دیگر بر خصوصیات ممتاز دولت نهم تأکید کردند. ایشان در این دیدار(۲/۶/۸۷) مسائلی همچون کار و تلاش و جدیت در خدمت‌رسانی، انطباق شعارها و گفتمان دولت با شعارها و گفتمان امام(ره) و انقلاب اسلامی، عدالت خواهی، اعاده عزت ملی و استقلال حقیقی و مردمی بودن را از ویژگی‌های مثبت دولت نهم دانستند.

2-3- وظایف و بایسته‌های دولت نهم

روشن است که حمایت خاص مقام معظم رهبری از دولت احمدی‌نژاد به دنبال خود تکالیف و وظایف مهمی را برعهده احمدی‌نژاد و کابینه‌ی وی می‌گذارد. از همین رو رهبر معظم انقلاب هم در بیانات مختلفی این وظایف و بایسته‌ها را گوشزد نموده‌اند. به طور کلی می‌توان مهم‌ترین انتظارات معظم‌له از دولت نهم را به صورت ذیل ارائه نمود.

۱- استمداد دائمی از خدا:

کمک خواستن از خداوند، انس با او و با قرآن، امید به خدا و توکل نمودن بر او از جمله توصیه‌های دائمی مقام معظم رهبری به دولتمردان نهم است که در قالب بایسته‌های این دولت مطرح می‌شود. دلیل این امر هم اینکه از نظر معظم‌له اولاً غفلت از خداوند سبب می‌شود تا خدمت‌های دولت با هوی و هوس آمیخته شود(۶/۶/۸۵) و ثانیاً خستگی روحی حاصل شود. و این خستگی روحی انسان را از رسیدن به اهداف باز می‌دارد. بنابر این برای رفع این خستگی باید از خداوند کمک خواست(۱۷/۷/۸۴) ثالثاً این تاکید بر خدامحوری از آن جهت است که دولت اصول‌گرای نهم گرفتار دام‌هایی که برخی از دولتمردان قبلی شده بودند نشود چرا که اصول‌گرایی آمیخته با ارزش‌های اسلامی است و لذا باید خدامحوری رکن اولیه آن باشد.

۲- پرهیز از غرور وخودشیفتگی:

زمانیکه یک دولت، عزم، تحرک و شوق زیادی جهت خدمت‌رسانی به‌مردم داشته باشد ممکن است تمامی خدمات صورت گرفته را در نتیجه عملکردخود بداند؛ بنابر این مقام معظم رهبری یکی از وظایف دولت را پرهیز از غرور خود شیفتگی می‌دانند. ایشاندر سخنرانی(۴/۶/۸۶) خطاب به هیأت دولت می‌فرمایید: «هرکاری که شما کردید به توفیق الهی بود، با قوتی بود که خدا به شما داده بود. با شوقی بود که خدا در دلتان گذاشته بود، با فرصتی بود که خدا برای خدمتگزاری به شما داده بود. بنابراین در چاله‌ی غرور نیفتید که بیرون آمدن از این چاله خیلی دشوار است» همین توصیه مؤکد را که در شکل یک وظیفه برای دولت نهم مطرح است در بیانات (۱۷/۷/۱۳۸۴) و (۶/۶/۸۵) به شکل بارزی مطرح شده است.
۳- همراه‌سازی عدالت با معنویت و عقلانیت: رویکرد دولت نهم به گسترش عدالت سبب برانگیخته شدن حمایت خاص مقام معظم رهبری از این دولت شده است؛ لکن معظم‌له در مورد چگونگی برقراری عدالت تکالیف مهمی را به دولتیان می‌فرمایند: «اگر بخواهیم عدالت به معنای حقیقی خودش در جامعه تحقق پیدا کند، با دو مفهوم دیگر بشدت در هم تنیده است؛ یکی مفهوم عقلانیت است؛ دیگر معنویت. اگر عدالت از عقلانیت و معنویت جدا شد، دیگر عدالتی که شما دنبالش هستید نخواهد بود؛ اصلا عدالت نخواهد بود.»(۸/۶/۸۴) رهبر معظم انقلاب در ادامه می‌فرمایید: «عقلانیت به خاطر این است که اگر عقل و خرد در تشخیص مصادیق عدالت به کار گرفته نشود، انسان به گمراهی و اشتباه دچار می‌شود. خیال می‌کند چیزهایی عدالت است، در حالی که نیست» همچنین از نظر ایشان «عدالتی که همراه با معنویت و توجه به آفاق معنوی عالم وجود و کائنات نباشد به ریا کاری و دروغ و انحراف و ظاهر سازی و تصنع تبدیل خواهد شد.» (۸/۶/۸۴) رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود با هیأت دولت نیز معنویت و عقلانیت را لازمه برقراری عدالت می‌دانند.(۲/۶/۸۷)
۴- همراه سازی پیشرفت و عدالت: دیگر وظیفه دولت در برقراری عدالت نظر به پیشرفت و توسعه است به این معنا که در برنامه‌های توسعه باید عدالت را در نظر گرفته و همسان با یکدیگر آنها را برقرار سازد. مقام معظم رهبری اولین بار این موضوع را در دیدار با نمایندگان مجلس هشتم مطرح فرموده و تصریح نمودند: «عنصرپیشرفت باید نگاه ما را به‌استعدادهای بیشمار پراکنده در میان‌ملت، معطوف سازد و ظرفیت‌های تولید و خلاقیت و درخشش توانائیهای گوناگون در همه‌ی زمینه‌ها را در نگاه ما برجسته کند و عنصر عدالت باید نابرخورداران از فرصت‌ها و توانائیهای‌کشور را، از این مواهب‌الهی‌و عمومی برخوردار سازد.»(۷و۲۱/۳/۸۷) معظم‌له بار دیگر در دیدار اخیر خود با اعضای هیأت دولت نیز بر لزوم این مساله تاکید نمودند: «اگر بخواهیم ایران عزیز ما الگوی دیگران شود بایدپیشرفت و عدالت را بموازات هم مورد توجه کامل قرار دهیم» (۲/۶/۱۳۸۷)
۵- استفاده از کارشناسان و نخبگان: دیگر وظیفه دولت از دیدگاه رهبری تعامل‌‌مثبت‌وسازنده باکارشناسان‌ونخبگان است.دولت‌باید درتمامی تصمیم‌‌گیریهای خود دیدگاه کارشناسان را لحاظ نماید چراکه مشورت بدون در نظرگرفتن دیدگاه آنان معنای سازنده و مثبت نخواهد داشت. رهبر معظم انقلاب خطاب به رئیس جمهور می‌فرمایند: «نکته‌ی بعدی تعامل با نخبگان همفکر و با اخلاص است. باید با اینها تعامل داشته‌باشید.ما الان در طول این سالهای متمادی، بالاخره افراد زیادی داشتــه‌ایم که در این چرخه‌ی مدیریتی‌کشــور ورزخورده‌اند این ورزخوردن نیروها و ورزیده شدن آنها خیلی چیز با ارزشی است. این ظرفیتی است و از این ظرفیت مدیریتی حتما استفاده کنید. اینها به تدریج جمع شده‌اند و نباید آسان از دست داد.» (۶/۶/۸۵) رهبر معظم انقلاب همچنین در مورد لزوم کارشناسی بودن طرح‌ها می‌فرمایند:«کارکارشناسی را حقیقتاً جدی بگیرید به‌خصوص در کارهای مبنایی ‌و بنیانی، مثل مساله‌ی برنامه‌ریزی و بودجه‌نویسی، یا مسأله‌ی شوراها و امثال اینها. اگر کارکارشناسی‌عمیق،دقیق، همه جانبه‌ی متبحرانه‌ای انجام گرفت، این‌کار ماندگار خواهد شد؛ والاّ اگر چنانچه گوشه‌ی کارشناسی‌اش سائیده بود، زحمات‌‌ شما به‌هـدر خواهـد رفت.» (۴/۶/۸۶) معظم‌له در سخنــان‌ اخـیر خود هم‌ می‌فرمایند: «باید از دیدگاههای اصلاحی نخبگان و ظرفیت همه نیروها استفاده کرد.« (۲/۶/۸۷)
۶- نظارت بر عملکرد زیرمجموعه و ارزیابی افراد: مقام معظم رهبری در بیانات خود خطاب به هیات دولت(۶/۶/۸۵) مساله نظارت بر عملکرد زیر مجموعه را جزء شاخصه‌های اصولگرایی می‌داننـدکه دولت نهم باید مد نظر داشتـه باشد. ایشــان در (۱۷/۷/۱۳۸۴) نیز با تاکیــد بیشتــر می‌فرماینــد: «الان هم به آقای دکتر احمدی‌نژاد و به شماها می‌گویم؛ دائم مأموران و منتخبان خودتان را زیر نظر داشته‌باشید؛ دائم نگاه‌کنید و از اینها غافل‌نشوید.»ایشان بایادآوری نامه امام‌علی(ع) به مالک اشتر معتقدند که اگر ثابت شود و گزارش‌های متواتر و مسلمی برسد که فردی خیانت کرده باید مجازات شود.(۱۷/۷/۸۴). در کنار این مساله رهبر معظم انقلاب دولت را مکلف می‌دانند که از افراد شایسته و توانمند تجلیل به عمل آورد و شایسته سالاری را مد نظر قرار دهد: « همین شایسته سالاری به معنای واقعی کلمه باید مورد توجه باشد» معظم‌له با یادآوری فراز دیگری از نامه امام علی(ع) به مالک اشتر در معنای سخن امام علی(ع) می‌فرمایند: «نه از روی دوستی و رفاقت کسی را انتخـاب‌ کن، که ملاک‌ها را در او رعایت نکنی، نه از روی استبـداد و خودکامگی؛ انسان بگوید می‌خواهم این فرد باشد؛ بدون این که ملاک و معیاری را رعایت کند یا با اهل فکر و نظر مشورت کند.»(۱۷/۷/۸۴)
۷- مقابله با فساد: در این موضوع هم رهبر معظم انقلاب تاکیدات فراوانی دارند به گونه‌ای که معظم‌له خود می‌فرمایند: «مبارزه با فساد، یکی دیگر از وظایف بسیار مهم است. من درباره مبارزه‌ی با فساد این قدر در صحبت‌های عمومی و خصـوصی حرف زده‌ام که فکـرمی‌کنـم تکراری است.»(۸/۶/۸۴) ایشـان در بیـان شاخصه‌های اصول‌گرایی که دولت باید آنها را مورد توجه قرار دهد، فساد ستیزی و سلامت‌اعتقادی و اخلاقی مسئولان‌کشور بخصوص مسئولان عالی‌رتبه در سطوح دولت و معاونین را مورد تاکید قرار می‌دهند.(۶/۶/۸۵)
۸- اعتزار به اسلام:رهبر معظم انقلاب در توضیح این مسأله می‌فرمایند: اعتزار به اسلام یعنی اینکه دولت باید با شجاعت و صراحت مواضع اسلام را بیان کند و در مجامع بین‌المللی باکی از این مساله نداشته باشد. (۶/۶/۸۵)
۹- تامین عزت ملی: این مقوله هم یکی دیگر از وظایف اساسی هر دولتی و از جمله دولت نهم است. رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرمایند: «یک ملت اگر احساس عزت کرد پیشرفت خواهد کرد و خواهد بالید؛ اما اگر توسری خورد، استعدادها در او خفه خواهد شد. آنچه مایه‌ی عزت یک ملت است. مثل تراث عظیم فکری و فرهنگی وعلمی در مقابل چشم آنها قرار می‌گیرد.»(۸/۶/۸۴) البته از دیدگاه رهبر معظم انقلاب دولت نهم در این زمینه تلاش تحسین برانگیزی داشته است و به‌نوعی به اعاده عزت ملی و استقلال حقیقی کشور پرداخته است(۲/۶/۸۷).
۱۰- مشخص‌نمودن اولویت‌های کاری: مقام‌معظم‌رهبری همواره در بیانات خود خطاب به ‌هیـأت دولت مساله کمبـود وقت و گذشت سـریع‌ زمان را متـذکر شده‌اند و از این‌رو بر اولویت بندی کارها تاکیـد زیادی دارند: «اولویت‌های کاری را مشخص کنیـد؛ معنـایش این نیست که به‌کارهای غیر اولی نپردازیـد؛ نه، چند نقطه‌ی برجسته را که می‌تواند در بخش‌های دیگر اثر بگذارد و حالت سرفصل و چهار راه به خود می‌گیرد، اینها را مشخص کنید چه در زمینه‌های اقتصادی، چه در زمینه‌های فرهنگی و چه در بقیه‌ی زمینه‌هایی که موجود است - و به طور مداوم روی آنها تکیه‌ کنیـد؛ اگر امـر دائر شـد بین آنها و غیر آنها، آنها را مقـدم بدارید.» (۶/۶/۸۵)
۱۱- سرعت همراه با دقت: پرهیز از شتابزدگی و پرهیز از افراط و تفریط دو مقوله اساسی دیگر است که دولت نهم باید مورد توجه قرار دهد. همانگونه که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: سرعت بدون دقت مساوی است با شتابزدگی و این شتابزدگی خود سبب عقب افتادن کارها می‌شود.(۶/۶/۸۵) این توصیه آمرانه را رهبری در مراسم تنفید حکم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد (۱۲/۵/۸۴) هم مورد تاکید قرار دادند و فرمودند: «آرمانها باجدیت تعقیب شود، اما هیچ‌گونه شتابزدگی به‌وجود نیاید» همچنین معظم‌له در دیدار با هیات دولت (۱۷/۷/۸۴) با بیان فرازی از نامه‌ امام علی(ع) به مالک اشتر بر پرهیز دولت از افراط و تفریط تاکید دارند.
۱۲- اهتمام به علم و پیشرفت علمی: از دیدگاه مقام‌معظم رهبری علم سبب بوجود آمدن قدرت و اقتدار ملی می‌شود. از نظر ایشان «عقب ماندگی علمی، حتما عقب‌ماندگی سیاسی،اقتصادی و فرهنگی را به‌دنبال خود دارد.»(۴/۶/۸۶) بنابراین معظم‌له در توصیه‌های مؤکدی یکی از وظایف اساسی دولت نهم را جدی گرفتن نهضت علمی می‌دانند. از نظر ایشان اهتمام به علم و پیشرفت علمی یکی دیگر از شاخصه‌های مهم اصولگرایی است و دولت نهم به عنوان یک دولت اصول‌گرا باید از طریق آن به کسب آرمانها بپردازد.(۶/۶/۸۵)
۱۳- اطلاع رسانی هنرمندانه: رهبر معظم انقلاب آگاهی دادن به‌ مردم در مورد میزان عملکرد دولت و تفهیم اقدامات دولت به آنان جهت امیدوار ساختن، جلب حمایت و روشنگری در مقابل انتقادات را به عنوان یک وظیفه مهم مکرراً به اعضای هیأت دولت فرموده‌اند. ایشان حتی در مورد نحوه صحیح اطلاع‌ رسانی می‌فرمایند: «البته کار اطلاع رسانی، کار ظریفی است؛ این طور نیست که یک نفر مقابل دوربین بنشیند و خطاب به مردم بگوید که ما این کار را کردیم، آن کار را کردیم؛ مردم هم وقتی شنیدند، کاملاً قبول کنند. اطلاع‌رسانی یک‌کار هنرمندانه است.خوراک و مایه‌ی اصلی‌اش را به رسانه‌ی‌ملی بدهید. رسانه‌ملی هم کارکند؛ به‌طور هنرمندانه اطلاع‌رسانی کنید تا مردم تاعمق جانشان قبول کنند.»(۴/۶/۸۶) معظم‌له در دیدار اخیر خود با اعضای هیات دولت بار دیگر بر مساله اطلاع رسانی هنرمندانه تاکید نمودند(۲/۶/۸۷)
۱۴- خدمت رسانی محسوس: منظور رهبر معظم انقلاب از این مساله یعنی این که خدمات دولت باید تأثیر و نمود واقعی در زندگی مردم داشته باشد. «واقعاً گاهی اوقات دولت‌ها سرمایه گذاری‌هایی کردند که خیلی هم کلان نبوده؛ اما اثرش را مردم در مقابل چشمشان دیدند. گاهی هم چند برابر آن سرمایه‌گذاری می‌کنیم یا از صندوق ذخیره‌ی ارز فلان مبلغ برداشت شد؛ اما هیچ اثری در زندگی مردم مشاهده نمی‌شود. سعی کنید خدمت رسانی شما مابازا داشته باشد.» (۸/۶/۸۴)
۱۵-پاسخگویی و مسئولیت‌پذیـری: این موضـوع را مقـام ‌معظم ‌رهبـری از شاخصه‌های اصول‌گرایی می‌دانند که دولت‌نهم باید مورد توجه قراردهد.(۶/۶/۸۵) در جایی دیگر معظم‌له خطاب به دولتیان می‌فرمایند: « نظام پاسخگویی را برای خودتان متحّتم بدانید. واقعا وزیر در حوزه‌ی کار خودش، مدیران وزارتی در حوزه کار خودشان، معاونان هر کدام در حوزه‌ی کار خودشان پاسخگو باشند. یعنی هم در برابر خطایی که انجام می‌گیرد، هم در برابر کار لازمی که باید انجام می‌گرفته و انجام نمی‌گیرد.»(۸/۶/۸۴)
۱۶- کار جمعی و متوازن: انتظار رهبرمعظم‌انقلاب در این‌زمینه این‌که تمامی بخش های دولت در جهت تکمیل یکدیگر حرکت نموده و با هم هماهنگ باشند. مثلاً اگر وزارت‌خارجه با یک‌کشور روابط مطلوبی ندارد نباید بخش های اقتصادی قرار دادهای کلان با کشور مذکور منعقد کنند.(۸/۶/۸۴)
۱۷- محق دانستن مردم: در این باره مقام معظم رهبری با استفاده از نامه امام علی(ع) به مالک اشتر معتقدند که نگاه عمومی دولت باید این باشد که همیشه در قضاوت‌های خود مردم را حاکم، طلبکار و محق بداند و خود را بدهکار. از نظر معظم‌له نه تنها رئیس دولت باید خود را در برابر مردم پاسخگو بداند؛ بلکه اگر در بین مردم قشرخاصی را مورد حمایت قرار می‌دهد،آنها را هم در قبال‌مردم پاسخگو دانسته و مردم را نسبت به آنها طلبکار.(۱۲/۵/۸۴)
۱۸- توجه به عامه‌مردم و عدم حمایت از گروهی خاص: در این زمینه نیز رهبر معظم انقلاب با توجه به نامه امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر معتقدند که نگاه دولت باید به توده مردم و عامه مردم باشد. نه اینکه گروه خاصی را مورد توجه قرار دهد؛ چرا که از نظر معظم‌له گروه‌های خاص هیچ کاره‌اند و در مواقع خطر هیچ‌کاری از آنها برنمی‌آید. ایشان در ذیل فرازی از نامه امام علی(ع) می‌فرمایند: «ملاک و مناط و معیار و میزان کار، رضایت و عدم رضایت عامه‌ی مردم است. چرا؟ چون اگر عامه‌ی مردم نارضایی داشته باشند رضایت و خشنودی گروههای خاص از تو بکلی پامال می‌شود.»(۱۷/۷/۸۴) بر همین اساس رهبر معظم انقلاب دیدگاه افرادی که دولت نهم را با عنوان پوپولیسم معرفی می‌کنند به شدت زیر سوال برده و می‌فرمایند: «پایه‌ی دین توده‌ی مردمند این جلمه را امیرالمؤمنین دارد می‌گوید. این اگر پوپولیسم هم هست، پوپولیسم علوی است.»(۱۷/۷/۸۴)
۱۹- استقبال از انتقاد هر چند غیر خیرخواهانه: از دیگر وظایف دولت از نظر رهبر معظم انقلاب توجه به انتقادات، عصبانی‌نشدن و پذیرش آنهاست. معظم‌له دارا بودن سعه صدر در مقابل مخالفین و تحمل نمودن آنها را جزء شاخصه‌های اصولگرایی می‌دانندکه دولت نهم باید مد نظر داشته باشد.(۶/۶/۸۵) ایشان در جایی دیگر خطاب به اعضای هیأت دولت می فرمایند: «از انتقاد هم اصلاً عصبانی نشوید. بعضی از انتقادکن‌های از دولت، هدفشان این است که شما را عصبانی کنند. بعد هم شما از انتقاد - ولو غیرخیرخواهانه باشد- استقبال کنید؛ چون گاهی در انتقادهای خصمانه هم حقایقی وجود دارد که انتقاد کننده از روی خیرخواهی نمی‌گوید اما انتقادش واقعی است.»(۴/۶/۸۶) معظم‌له در دیدار اخیر خود هم فرمودند که دولت باید انتقادات منصفانه و کارشناسانه را با گوش جان بشنود و با بررسی و توجه کافی و کامل، به این انتقادهای صحیح عمل کند.(۲/۶/۸۷)
۲۰- رعایت قانون: قانون‌گرایی یکی از شاخصه‌های اصول‌گرایی است که رهبر معظم انقلاب آن را در مورد دولت ضروری می‌دانند. درباره لزوم رعایت قانون مقام معظم رهبری تذکرات جدی را به دولت نهم داشته‌اند و در دیدار اخیر خود با آنان نیز می‌فرمایند: « وقتی قانونی با سازوکار قانون اساسی در مجلس و شورای نگهبان تصویب شد، باید تا مادامی که تغییر نکرده حتما به آن عمل شود.» (۲/۶/۸۷)
۲۱- حرکت در جهت سند چشم‌انداز: یکی از تاکیدات راهبردی و مکرر رهبر معظم انقلاب خطاب به اعضای دولت نهم تنظیم برنامه‌های خود بر اساس سند چشم‌انداز ۲۰ ساله است. چرا که سند مذکور حاصل کارشناسی‌ها و مطالعات عمیقی است که حتما باید مورد توجه قرار گیرد. معظم‌له در دیدار با هیأت دولت می‌فرمایند:«نکته‌ی بعدی توجه دائم به‌سند چشم‌انداز است. این سند چشم‌انداز، مسئله‌ی مهمی است نباید هم تصور شودکه این سند یا سیاستهای کلی را کسانی نشسته‌اند و دارند تنظیم می‌کنند؛ نه. درست است که اینها یک فرایندی دارد و از یک جاهایی شروع می‌شود؛ لیکن آن کسی که در این زمینه کار و فکر می‌کند و تصمیم می گیرد، خود رهبری است؛ این سیاست‌ها، سیاستهای رهبری است. اینها باید در برنامه‌ها رعایت شود و نباید تخلف شود.»(۶/۶/۸۵) بر اساس اهمیت سند چشم‌انداز رهبر معظم انقلاب در اغلب دیدارهای خود با هیات دولت تنظیم جهت‌گیری برنامه‌های دولت در راستای سند چشم‌انداز را گوشزد نموده‌اند. ایشان در دیدار(۴/۶/۸۶) از اینکه در گزارش رئیس جمهور مقدار کمی به سند چشم‌انداز پرداخته شده انتقاد می‌کنند و تذکر می‌دهند که باید در همه برنامه‌ریزیها و اجرای برنامه‌ها سند چشم‌انداز مورد ملاحظه قرار گیرد. این در حالی است که معظم‌له در دیدار(۹/۷/۸۵) نیز تاکید نموده بودند که برنامه‌های دولت باید در راستای سند چشم‌انداز ۲۰ ساله باشد.
همچنین مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود با هیأت‌دولت سند چشم‌انداز را «نقشه راه حقیقی پیشرفت» کشور دانستند و نظارت بر برنامه‌ها و جهت‌گیری‌های سازمانها و دستگاهها را برای تشخیص انطباق آنها با سند چشم‌انداز و رصد میزان تحقق اهداف این سند، کاملا ضروری دانستند.(۲/۶/۸۷)
۲۲- توجه به سیاست‌های کلی اصل۴۴ : از زمانی که رهبر معظم انقلاب سیاست‌های کلی اصل ۴۴ را به دولتمردان نهم اعلام نموده‌اند تاکیدات فراوانی بر لزوم توجه به این سیاست‌ها و اجرای صحیح آنها داشته‌اند. بر اساس دیدگاه مقام معظم رهبری، دولت موظف است سیاست‌های اصل ۴۴ را بر اساس شکوفایی اقتصادی همراه با عدالت به پیش ببرد. یعنی همان سخن مقام معظم رهبری در مورد لزوم همراه سازی پیشرفت وعدالت. هدف معظم‌له این است که نیروهای مردمی در اقتصادکشور دخیل شوند که هم مساله سرمایه‌گذاری بخش خصوصی صورت گیرد و هم برقراری عدالت و یکسان سازی فرصت‌ها و امکانات برای عامه مردم. بنابراین آنچه دولت نهم باید مورد توجه قرار دهد این مساله است. مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود نیز اجرای صحیح و کامل سیاستهای اصل ۴۴ را زمینه‌ساز تحولی همه جانبه برشمردند و پیگیری جدی این سیاست‌ها را خواستار شدند.(۲۶/۸۷)
۲۳- حل معضل گرانی: از دیگر تاکیدات راهبردی رهبر معظم انقلاب به دولت‌نهم، حل معضل گرانی و جلوگیری از تورم است. معظم‌له در دیدار(۴/۶/۸۶) ضمن اعلام اینکه مساله‌ی گرانی‌ها باید به صورت ریشه‌ای حل شود معتقدند: «منتها کارهای ضربتی هم باید انجام داد. بالاخره نمی‌توان نشست تا این کارهای بنیانی، یک روزی به نتیجه برسد؛ نه. واقعا یک فکری بکنید؛ کاری بکنید.» ایشان در همین دیدار نسبت به گفتن برخی از حرف‌های نسنجیده که سبب تورم می‌شود به صورت جدی اخطار می‌دهند که باید از این حرف ها جلوگیری نمود. در دیدار (۹/۷/۸۵) نیز رهبر معظم انقلاب از گرانی‌های لجام گسیخته انتقاد نمودند و تلاش دولت را جهت حل این مساله خواستار شدند.
۲۴- رفع‌مظلومیت از فرهنگ: انتظار مقام‌معظم‌رهبری از دولت اصول‌گرای نهم در باب توجه به فرهنگ بسیار جدی است. ایشان در دیدار با اعضای هیأت دولت در (۴/۶/۸۶) فرمودند: «واقعاً مسأله‌ی فرهنگ را دست کم نگیرید. خیلی از مشکلات جامعه‌ی ما با فرهنگ سازی حل می‌شود.» ایشان در همین دیدار به مساله فرهنگ‌عمومی اشاره نموده و می‌فرمایند:«از جمله کارهایی‌که مسئوولین فرهنگی دولت خیلی باید به آن بپردازند و واقعاً یک دقیقه را در آن فروگذار نکنند، این است که به فرهنگ عمومی جامعه وابزارها و وسائل فرهنگی، جهت ارزش بدهند. چون تلاش زیادی شده تا جریانهای فرهنگی و عاملهای فرهنگی- هنر و ادبیات و شعر و سینما و بقیه- در جهت غیرارزشی حرکت کنند و راه بیفتند.» رهبر معظم انقلاب طی بیانات دیگری هم بر مساله رفع مظلومیت از فرهنگ، مهندسی فرهنگی و سنجیدن تمامی طرح‌ها، برنامه‌ها، قوانین و… بر مبنای فرهنگ اسلامی تاکید نموده‌اند.

3- عملکرد 4 ساله

دفاع از عملکرد احمدی نژاد فقط بخاطر رویکردها و جهت گیری های آن نیست که البته این نیز خود بسیار مهم است.دولت احمدی نژاد در عرصه های انسانی، علمی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی،هسته ای، دفاعی،موشک و ماهواره و بهداشت و درمان نیز گام های بزرگی برداشته است. ارتقای ایران اسلامی با 15 رده صعود به رتبه 84 توسعه انسانی در جهان در دولت نهم، افزایش صادرات غیر نفتی به سالانه 25 میلیارد دلار، کاهش نرخ سود بانکی برای حمایت از مردم و تولید از این جمله است.
دستاوردهای عظیم نظام اسلامی و بویژه دولت نهم در به دست آوردن چرخه کامل سوخت هسته‏ای، ورود به عرصه نانوتکنولوژی، تولید گوسفند و موش‏های شبیه سازی شده، درمان بیماران نخاعی، قلبی، کبدی، عروقی و چشمی با استفاده از سلول‏های بنیادی، داروی کنترل ایدز و سرطان، داروی زخم دیابت، داروی‏سرطان پوست، آزمایش نهایی بیش از 30 داروی درمان کننده بیماری‏های صعب العلاج، ساخت ماهواره، ساخت موشک ماهواره‏بر، ساخت موشک‏های دوربرد، زیردریایی، موشک‏های کروز، جنگنده‏های پیشرفته و صدها دستاورد دیگر، جز در سایه تدابیر و اهتمام مستمر رهبر معظم انقلاب اسلامی و پایبندی دولت نهم به پیشرفت و عدالت به دست نیآمده است.
مسیری که پس از انقلاب اسلامی آغاز شد و با آمد و رفت دولت‏ها، خللی‏در زاویه حرکت علمی کشور به وجود نیامد. در طی این میسر بود که پله‏های پیشرفت و تعالی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتیم و هم اینک به کشور اول منطقه در نرخ تولید علم، رتبه 12ریاضی‏جهانی، 13کامپیوتر، 17مکانیک، 18شیمی، 26نانو دنیا دست یافته‏ایم. در 7 شاخه علمی رتبه اول منطقه را داریم و در هر سه سال، میزان تولید علم در کشور دو برابرشود. فقط برای تقریب به ذهن، در رشته نانوتکنولوژی که سرعت پیشرفت متخصصان ایرانی اعجاب کارشناسان خارجی را برانگیخته است، باید متذکر شویم که قطر اتم‏های نانو مورد استفاده در آزمایشگاه‏ها و محصولات تولید شده از نانو، یک هشت هزارم قطر موی انسان است .
محققان ایرانی در دولت نهم با ارائه 17 هزار و 88 مستند علمی، از لحاظ «تعداد کل تولیدات علمی نمایه شده»، با شش پله صعود نسبت به سال 2007 در جایگاه «بیست و چهارم» جهان و از لحاظ «تعداد مقالات علمی نمایه شده» در جایگاه «بیست و سوم» جهان قرار گرفته اند. قبل از انقلاب اسلامی از سال 42 تا 57 تنها 841 مورد اختراع ثبت شده بود که در فاصله زمانی 57 تا 83 تعداد اختراعات ثبت شده به 4640 مورد رسیده است و از سال 84 تاکنون نیز حدود 200000 اختراع ثبت شده است.
در آستانة جشن عظیم ملت ایران به مناسبت سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ماهوارة ملی امید با فرمان دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری با موفقیت به فضا پرتاب شد ودر مدار قرارگرفت.
ماهوارة ملی امید به وسیله ماهواره بر سفیر 2 که به صورت کاملاً بومی در کشور طراحی و ساخته شده است، درمدار زمین قرار گرفت. این ماهواره از نوع ماهواره سبک بود و با هدف برقراری ارتباطات متقابل ماهواره و ایستگاه زمینی، تعیین مشخصات مداری و تلة متری مشخصات زیرسامانه‌ها در مدار زمین قرار داده شده است، ماهوارة امید هر 24 ساعت 15 بار به دور زمین می‌چرخید و در هر دور، دو بار به وسیلة ایستگاه‌های زمینی دورسنجی و بردسنجی کنترل و هدایت می‌شد.
افتتاح بزرگ‏ترین مجتمع تولید فرآورده‏های دارویی نوترکیب در کشوراز دیگر اتفاقات محقق شده در دولت نهم می باشد. در این‏مجتمع، واکسن هپاتیت بی، داروی بیماران‌ام. اس، داروی بیماران مبتلا به کم‏خونی و داروهای‏بازکننده لخته‏های خون و رفع انسداد قلبی تولید می‏شود. در دنیای پزشکی از این داروها به عنوان «محصولات استراتژیک» نام می‏برند و در حال حاضردر منطقه خاورمیانه، ایران تنها کشوری است که به این فناوری استراتژیک دست‏یافته است.
دستیابی به دانش تولید داروهای گرانقیمت و حیاتی نیز از سیاستهای مهم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در راستای خودکفایی، جلوگیری از کمبودهای مقطعی، ممانعت از صرف یارانه بسیار و خروج ارز از کشور می‌باشد . دستیابی ایران به روش نوین‏درمان سلولی بیماران نخاعی در دولت نهم از دیگر پیشرفت ها است.در این روش بیماران ضایعات نخاعی با تزریق سلول‏های‏عصبی که در محیط آزمایشگاه کشت شده‏اند، توان برخاستن و حرکت را به دست می‏آورند. در حال حاضر ایران به همراه سه کشور دیگر، از این فناوری و دانش پزشکی برخوردارشده اند.
در سال 56 از نظر شاخص‌های بهداشتی، درمانی جزء 30 کشور آخر دنیا بودیم اما امروز با وجود بیش از 190 کشور در دنیا جزء 30 کشور برتر دنیا از نظر شاخص‌های بهداشتی درمانی هستیم و رتبه ما بین20 تا 30 کشور برتر است.
طی 3 سال گذشته شاهد رشد چشمگیر خدمات و شاخص‌های بهداشتی ودرمانی در کشور هستیم، تعداد آزمایشگاه‌های کشور در سال 83 حدود 4100 مرکز بود که امروز به 4600 مرکز افزایش یافته است، مراکز توانبخشی نیز از 2100 مرکز در سال 83 امروز به 2700 مرکز در کشور افزایش یافته است.
طی 41 ماه منتهی به بهمن هشتاد و هفت 71 بیمارستان جدید در کشور به بهره‌برداری رسید، تعداد پایگاه‌های اورژانس کشور از 600 پایگاه به 1700پایگاه افزایش یافت،1800آمبولانس جدید به ناوگان اورژانس کشور اضافه شد و تا چند ماه آینده 800 آمبولانس جدید دیگر نیز به مجموعه وزارت بهداشت اضافه می‌شود.
یکی دیگر از دستاوردهای وزارت بهداشت طی 3 سال گذشته، ایجاد مراکز درمانی در مناطق محروم است، به این ترتیب که مصوب شده است برای شهرهای زیر 50 هزار نفر که فاقد مرکز درمانی هستند، یک مرکز درمانی 10 تخته مجهز به سیستم ویدئو کنفرانس قوی ایجاد شود که برای این کار 42 شهر شناسایی و تعریف شد و پروژه ساخت این مراکز آغاز شده که به تدریج به بهره برداری می‌رسند.
اخیراً سازمان جهانی بهداشت، گزارش خود را از وضعیت بهداشت، سلامت و متوسط عمر در 193 کشور جهان، از جمله ایران منتشر کرد. در ایران، متوسط عمر مردها 68 سال و متوسط عمر زن‌ها 73 سال است.
فراتر رفتن تولید محصولات کشاورزی از صدمیلیون و 200 هزار تن، تولید 15 میلیون تن گندم، تولید 9/15 میلیون تن محصولات باغی و تولید ده ‏میلیون و 700 هزار تن محصولات دامی از دیگرعملکردهای دولت نهم است که باهمت و تلاش کشاورزان زحمتکش به وقوع پیوسته‏است.
مبارزه قاطع با بیماری آنفلوانزای فوق حادپرندگان از دیگر توفیقات بوده است که‏عملکرد آن در مقایسه با کشورهای همسایه وکشورهای آسیای شرقی مورد تحسین سازمان‏بهداشت جهانی نیز قرار گرفت.
ضریب خودکفایی محصولات کشاورزی در ابتدای برنامه چهارم توسعه کشور ۸۲ درصد بود. این میزان هم اکنون به بیش از ‪۹۵ درصد افزایش یافته است.
میزان ظرفیت تولید فولاد از 9 میلیون تن در سال 83 به 15 میلیون تن در سال 1387 رسیده که این رقم مبین رشد 66 درصدی ظرفیت تولید فولاد در دولت نهم است
ظرفیت تولید سیمان که طى 30 سال گذشته 8 برابر شده و از 8 میلیون تن در سال 1357 به 64 میلیون تن افزایش یافته است کشور را از واردات این کالاى اساسى بی‌نیاز کرده و اکنون ایران نیز با غرور به جمع کشورهاى خودکفا در صنعت سیمان رسیده است.
در سال‌هاى 1386-1384 با اجراى پروژه‌هاى بهبود وتوسعه پالایشگاهی، مجموع تولید پنج فرآورده اصلى به ترتیب معادل 2/226 ، 7/230 و 3/229 میلیون لیتر در روز بوده که نسبت به ارقام برنامه سند بخشى به ترتیب به میزان 48/98 ، 8/97 و 3/101 درصد تحقق یافته است.
پیش از انقلاب تنها 5 شهر با جمعیتی حدود 500 هزار نفر گازدار بوده‌اند که در حال حاضر 10.5 میلیون انشعاب با 14 میلیون خانوار تحت پوشش از این نعمت برخوردارند. به عبارت دیگر 660 شهر و 6هزار و 500 روستا در حال حاضر گازدار هستند.
از سال 1374 تاکنون همواره در زمستان با قطعی گاز در کشور و قطع صادرات به ترکیه مواجه بودیم که در سال 87 این دو مورد به طور کامل منتفی شدند. بر این اساس در سال مذکور ده میلیارد متر مکعب گاز بیش از سال ماقبل آن به شبکه سراسری تزریق شد. در حال حاضر نیز ذخیره سوخت نیروگاه‌ها 1.6 میلیون لیتر نسبت به سال گذشته افزایش داشته است.
به منظور پاسخگویی به تقاضاى روزافزون مصرف گاز طبیعی غنی، تولید این حامل مهم انرژی، در دوره سه ساله اول برنامه چهارم توسعه، از روند صعودى برخوردار بوده و در سال 1386 نسبت به سال قبل از آن حدود 8/41 میلیون مترمکعب در روز افزایش داشته است.
با وجود همه فشارها و تحریم‌ها، 5 فاز پارس جنوبی در سال 1387 به بهره بردارى کامل رسید. در حالی که تا سال 1383، تعداد 5 فاز پارس جنوبی به بهره‌برداری رسیده بود، در طول سال 87 و بر خلاف تشدید تحریم‌ها علیه صنعت نفت کشورمان، 5 فاز دیگر این حوزه به بهره‌برداری کامل رسید.
فازهای 6، 7 و 8 پارس جنوبی پاییزسال 87 به بهره‌برداری رسید و 2 فاز 9 و 10 نیز دهه فجر افتتاح ‌شد.
بهره‌برداری از 5 فاز پارس جنوبی در سال جاری،‌ بر خلاف پیش‌بینی نهادهای غربی و با وجود تشدید فشارها و تحریم‌ها علیه صنعت نفت کشورمان در سال‌های اخیر حاصل شده است.
انقلاب اسلامی در صنعت پتروشیمی تولیدات 5/4 میلیون تن را که در گذشته بود به 35 میلیون تن رسانده و در بخش تصفیه فرآورده‌ها 800 هزار بشکه را به 1 میلیون و 700 هزار بشکه افزایش داده‌است. با اتمام طرح‌‌های نیمه‌تمام، ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی به 47 میلیون تن رسید که از ابتدای سال 87 تا کنون، تولید 19 میلیون تن از این ظرفیت محقق شده است.
ارزش محصولات تولید شده پتروشیمی تا کنون 3/8 میلیارد دلار برآورد شده و از این میزان تولیدات 7 میلیون و 400 هزار تن آن به ارزش 5 میلیارد و 890 میلیون دلار، صادرات شده است.
پیش‌بینی می‌شود با بهره‌برداری از چند طرح در دست اجرای صنعت پتروشیمی، تولید این محصولات تا پایان سال به 25 میلیون تن برسد.
ظرفیت نصب شده تولید محصولات پتروشیمی در سال‌ گذشته 32 میلیون تن، تولید بیش از 23‬ میلیون تن و محصول قابل فروش 15 ‬میلیون تن بوده است.
صادرات محصولات پتروشیمی و فروش بین‌مجتمعی نیز به ترتیب بیش از ‪ ۹‬میلیون تن و 6‬ میلیون تن برآورد شده است.
طبق اهداف کمی صنعت پتروشیمی در افق برنامه پنجم توسعه پیش‌بینی شده است که میزان تولید محصولات پتروشیمی به ۲۰ میلیارد دلار در سال برسد، در حالی که هم‌اکنون ایران 25 ‬ درصد محصولات پتروشیمی منطقه خاورمیانه و 93/1 ‬ درصد محصولات پتروشیمی جهان را تولید می‌کند. دولت نهم توانسته است ظرف مدت 6 ماه صدور و توزیع 10میلیون کارت هوشمند سوخت رااجرایی کند که این اقدام، پیش نیاز اساسی برای سهمیه‏بندی بنزین و کاهش مصرف انرژی در کشور بود.
در دولت‏های آقای خاتمی و‌ هاشمی رفسنجانی، همواره یکی ازچالش‏های اساسی اقتصاد ایران، افزایش بی‏رویه مصرف انرژی و خصوصاً بنزین بود اما گام‏اساسی در اجرای برنامه‏های 5 ساله و بودجه‏های سنواتی برای کاهش مصرف برداشته نشد وهر سال شاهد افزایش 10 درصدی در مصرف بنزین بودیم. کارت هوشمند این امکان را فراهم‏ کرد که از سال گذشته برای اولین بار شاهد کاهش مصرف بنزین باشیم؛ افتخاری که دولتهای‏گذشته از آن برخوردار نبودند.
قبل از انقلاب 224 کیلومتر آزاد‌راه در کشور وجود داشت که اکنون به 7 هزار و 556 کیلومتر رسیده است که 40 درصد در دولت نهم انجام شد و راه‌های روستایی آسفالته قبل از پیروزی انقلاب 200 کیلومتر بود و در دوران بعد از انقلاب تا قبل از دولت نهم 49 هزار کیلومتر راه‌ آسفالته روستایی احداث شد و در دولت نهم 72 هزار و 200 کیلومتر راه روستایی به بهر‌برداری رسید. دولت نهم در طول دوران خدمت خود در بخش راههای روستایی بیش از ‪۱۵‬سال گذشته کار کرده است.
در حال حاضر 6100 کیلومتر شبکه اصلی و با بیش از 2000 کیلومتر شبکه فرعی راه‌آهن در کشور وجود دارد و این در حالی است که با تلاش خدمت‌گذاران نظام جمهوری اسلامی، کار تکمیل 9 هزار کیلومتر دیگر نیز در شبکه ریلی در دست انجام می‌باشد. میزان احداث خطوط راه آهن در کشور طی چهار سال فعالیت دولت نهم نسبت به مدت مشابه دولت هشتم بیش از 80درصد افزایش یافت.
تعداد کل ناوگان هوایی مسافری، از 24 فروند در سال 57، با 100 مورد افزایش، به یکصد و 24 فروند در سال 87 رسیده است و تعداد کل ناوگان هوایی باری، از یک فروند در سال 57، با 4 مورد افزایش، به 5 فروند در سال 87 رسیده است و تعداد کل صندلی ناوگان هوایی، از 4 هزار و 169 صندلی در سال 57، با 18 هزار و 964 مورد افزایش، به 23 هزار و 133صندلی در سال 87 رسیده است.
تولید مسکن در دولت نهم به 5/1 میلیون واحد در سال رسیده است. در گذشته سالانه 500 هزار واحد مسکونی در کشور ساخته می‌شد .
در دو سال اول فعالیت دولت احمدی‌نژاد 20 میلیون تلفن واگذار شده است. در ابتدای انقلاب 850 هزار تلفن در کشور وجود داشت. این رقم تا دولت نهم به 25 میلیون تلفن ثابت و همراه رسید و امروز این عدد به 45 میلیون و نیم رسید که بیش از 20 میلیون واگذاری تلفن در 2 سال گذشته انجام شده است.
متوسط زمان انتظار برای دریافت تلفن در سه سال آخر دولت قبل، 12 ماه بود. در دولت نهم این زمان به کمتر از دو هفته رسیده و ظرفیت ارسال پیامک از 2 میلیون در ابتدای دولت نهم هم اکنون به 40 میلیون رسیده است.
قدرت اسمی نیروگاه‏های کشور در سال 1357 بالغ بر 7 هزار و 24 مگاوات بود که این قدرت در سال 67 به 13 هزار و 681 مگاوات، در سال 73 به 20 هزار و 413 مگاوات، در سال 78 به 25 هزار و 205 مگاوات در سال 83 به 37 هزار و 300 مگاوات و در سال 85 به 45 هزار و 111 مگاوات رسید.
تعداد مشترکین برق نیز از 3 میلیون و 399 هزار مشترک برق در سال 57 با 7/6 برابر رشد در سال 85 به 20 میلیون و 560 هزار مشترک رسید.
متوسط مصرف مشترکین برق در سال 57 مورد 4 هزار و 162 کیلووات ساعت بود که با 9/1 برابر رشد در سال 85 به 7 هزار و 33 کیلووات ساعت رسید.
تعداد روستاهای برق‏دار کشور در سال 57 حدود 4 هزار و 367 روستا بود که این تعداد در سال 85 با 48 هزار و 692 روستا افزایش به 53 هزار و 59 روستا رسید.
در صنعت آب و برق به مرز خودکفایی کامل رسیده‌ایم. در طراحی، احداث و بهره برداری، دیگر از شرکت‌های خارجی استفاده نمی‌کنیم و همه این بخش‌ها به دست کارشناسان داخلی انجام می‌شود. اکنون در مرزی هستیم که صنعت سد سازی و تکنولوژی آن را به خارج از کشور صادر می‌کنیم.
جمعیت تحت پوشش شبکه توزیع آب شهری از 2.46 میلیون نفر (پوشش جمعیتی 2.98 درصد) در تیر 84 به 4.47 میلیون نفر (پوشش جمعیت 4.98 درصد) در تیر 86 رسید. تعداد شهرهای تحت پوشش از 865 شهر به 891 شهر و تعداد انشعابات آب از 7.9 میلیون رشته 84 به 12.10 میلیون رشته در تیرماه 86 رسیده است.
در مدت 41 ماهه برنامه چهارم توسعه (سالهای 1384 تا پنج ماهه نخست 1387)، 9/46 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی انجام شده که 141 درصد از برنامة هدف گذاری را تشکیل می دهد. این در حالی است که در برنامه‌های اول و دوم و سوم، هیچ‌گاه عملکرد واقعی از اهداف تعیین شده فراتر نرفته است.
درسال 1386 ایران به 166 کشور حدود 3511 قلم کالا برحسب تعرفه صادر کرده است که سهم اصلی متعلق به کالاهای صنعتی می‌باشد.
در حال حاضر حدود 7400 صادر کننده در بانک اطلاعات صادرکنندگان ثبت گردیده اند. صادرات خدمات به حدود 2/9 میلیارد دلار در سال 1386 رسیده است که صادرات خدمات فنی و مهندسی از جمله اجزای مهم آن و از دستاوردهای قابل توجه در زمینه صادرات غیر نفتی می‌باشد.
در سال 1381 حدود 44 درصد واردات کشورمان کالاهای واسطه ای، 4/43 درصد سرمایه‌ای و حدود 13 درصد مصرفی بوده است. در سال 1385 حدود 9/67 درصد واردات کشورمان واسطه ای، 7/17 درصد سرمایه ای و 5/14 درصد مصرفی بوده که نسبت به سال1381 بهبود یافته است .
دولت نهم در سال84 معادل 2 میلیون و 557 هزار شغل‏جدید و در سال 85 برابر با 2 میلیون و 754 هزار شغل ایجاد کرده است. نرخ پیش‏بینی‏شده‏بیکاری در برنامه چهارم در سال 84 معادل 8/11 درصد و در سال 85 برابر 11 درصد بوده است‏که در عمل به ترتیب 5/11 و 6/11 درصد تحقق یافته است.
کاهش بحران‏ها و شکایت‏های‏کارگری و کارفرمایی، توجه ویژه به بنگاه‏های زودبازده، تعدیل نرخ بیکاری بین استانها، تهیه واجرای طرح اشتغال مجدد مقرری بگیران بیمه بیکاری، طرح اصلاح قراردادهای موقت کار، متمرکز نمودن سیاست‏های اشتغال در وزارت کار که قبلاً در سازمان مدیریت متمرکز بود، افزایش تعامل با کشورها و نهادهای بین‏المللی برای استفاده از فرصت‏های اشتغال آن کشورهاو بالاخره، بهبود فضای کسب و کار، برخی از اقدامات دولت بوده است. این اقدامات باعث گردیده‏رشد نرخ بیکاری متوقف شود.
در فاصله سالهای 84 تا 86 با صرف اعتبار 5 هزار و 310 میلیارد ریال حدود 3 هزار و 301 پروژه به بهره‌برداری رسیده و بیش از 2 هزار و 80روستا با جمعیتی بالغ بر یک میلیون و 487 هزار و 450 نفر از مزایای پروژه‌های اجرایی بهره‌مند شده‌اند.
در طول فعالیت دولت نهم یک هزار و 185 پروژه آبرسانی روستایی برای بهر‌ه‌مندی 690 هزار نفر از اهالی یک هزار و 244 روستا به اجرا درآمده و با اجرای یک هزار و 197 پروژه راهسازی شامل 2 هزار و 655 کیلومتر راه شوسه جدید و آسفالت 3 هزار و 850 کیلومتر راه مشکل تردد و راه مواصلاتی 760 هزار نفر از جمعیت روستایی کشور رفع گردیده است.
در دوره دولت نهم با ساخت 527 ساختمان آموزشی به ویژه مدارس شبانه روزی (در سطوح مختلف شامل یک هزار و 644 کلاس آموزش روزانه، 12 واحد آموزش شبانه روزی) گامهای مهمی برای افزایش سطح سواد و آگاهی جمعیت روستایی برداشته شده است.
392 پروژه بهسازی و ساماندهی محیط روستا، برای سهولت زندگی ساکنین روستاها و به وجود آوردن محیطی سالم برای آنها اجرا شده است.
در 3سال فعالیت دولت نهم تمامی شاخص‌های توسعه مناطق عشایری ارتقای چشمگیری پیدا کردند. تاکنون برای 91 درصد از جمعیت 218 هزار نفری عشایر کشور راه‌های مواصلاتی و دسترسی‌های محلی احداث شده که 26 درصد آن در طول فعالیت دولت نهم رخ داده است. همچنین برای 47 درصد از عشایر راه با رویه شنی احداث شده که 27 درصد آن در 3سال اخیر بوده و 19 درصد عشایر هم از نعمت راه با رویه آسفالت برخوردار شده‌اند که تقریبا اکثر آن در 3سال اخیر احداث شده است.
پس از تشکیل صندوق مهر رضا (ع) در سال 84 تعداد 6792 فقره تسهیلات به مبلغ 654/249 میلیون ریال و در سال 85 تعداد 32579 فقره تسهیلات به مبلغ 1،491،485میلیون ریال و در سال 86 تعداد 46835 فقره تسهیلات به مبلغ 2،543،941میلیون ریال جهت ایجاد اشتغال جوانان پرداخت شده است.
پس از طرح تعاونی مسکن مهر تا آذر ماه سال 86 تعداد 3350000 نفر جهت استفاده از تسهیلات در این تعاونی ثبت نام کرده اند که تا شهریور ماه 87، 1050000در قالب 4789 تعاونی پس از عقد تفاهم نامه زمین دریافت کرده اند و قرارداد 59464 واحد مسکونی امضا شده است.
ورزش کشور از ابتدای شکل‌گیری تا شهریور سال 1384، در مجموع دارای تعداد 3762 مکان ورزشی در کشور بوده و از سال 1357 تا 1384 نیز 1755 مکان ورزشی با متوسط سالانه 65 مکان به اتمام رسیده است، این درحالی است که طی دو سال و هشت ماه اول دولت نهم، بالغ بر 2634 پروژه با میانگین سالانة 990 مکان ورزشی به مرحلة بهره برداری رسیده که رشد 15 برابری را نسبت به گذشته نشان می‌دهد.
تخت‌های گردشگری ایجاد شده در طول سه ساله دولت نهم بیش از تخت‌های ایجاد شده تا سال 1356 است.
تا سال 1356، 83 هزار و 259 تخت در مراکز اقامتی کشور موجود بوده‌است که این تعداد از سال 1357 تا سال 1356 به 138 هزار و 479 تخت رسیده‌است. اما در طول سه ساله دولت نهم 99 هزار و 795 تخت به ظرفیت مراکز اقامتی کشور افزوده شده است. تعداد اتاق‌های مراکز اقامتی کشور نیز تا سال 1356، 34 هزار و 831 هزار بوده‌است که این رقم تا سال 1386 به 57 هزار و 932 اتاق رسیده است. تعداد اتاق‌های ایجاد شده در مراکز اقامتی کشور در طول فعالیت سه ساله دولت نهم نیز 31 هزار و 316 مورد بوده است.
تعداد اتاق‌های مراکز اقامتی کشور در حال حاضر 66 هزار و 477 اتاق و تعداد تخت‌های مراکز اقامتی کشور 159 هزار و 316 تخت است.
رشد تولید ناخالص داخلی جمهوری اسلامی در سال 1386 با احتساب نفت 9/6 درصد و بدون نفت 6/7 درصد بوده است. میزان تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری در سال 1386 برابر 2623177 میلیارد ریال، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص 683850 میلیارد ریال، هزینه‌های مصرفی بخش خصوصی 1195294 میلیارد ریال و هزینه‌های مصرفی بخش دولتی 296794 میلیارد ریال بوده است.
نرخ تورم بر اساس عملکرد 12 ماهه منتهی به خردادماه 1387 معادل 7/20 درصد بوده است. طی این سال درآمدهای دولت 70024 میلیارد ریال، پرداخت‌های هزینه‌های (جاری) 5/108087 میلیارد ریال و واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای 9/54669 میلیارد ریال و تملک دارایی‌های سرمایه‌ای (عمرانی) بالغ بر 21782 میلیارد ریال و کسری که از عملیاتی و سرمایه‌ای 11112 میلیارد ریال بوده است.
تراز حساب جاری کشور 695/12 میلیارد ریال، تراز بازرگانی 5/14 میلیارد ریال، صادرات کالا 7/29 میلیارد ریال، واردات کالا (فوب) 2/15 میلیارد دلار و کل بدهی‌های خارجی ایران 2/26 میلیارد دلار بوده است. شاخص میزان صادرات نفت و گاز ایران که در سال 83 برابر 3/36 میلیارد دلار بود در سال‌های 84، 85 و 86 به ترتیب به 8/53 میلیارد دلار، 62 میلیارد دلار و 7/81 میلیارد دلار افزایش یافت.
ارزش صادرات غیرنفتی کشور نیز از 5/7 میلیارد دلار در سال 83 به 5/10 میلیارد دلار در سال 84 و 14 میلیارد دلار در سال 85 و 6/15 میلیارد دلار در سال 86 افزایش یافت و سال 87از مرز 20 میلیارد دلار فراتر رفته است.
واردات کالای کشور طی سال‌های 83، 84 85 و 86 به ترتیب 8/43، 3/64، 76 و 4/97 میلیارد دلار بوده است.
میزان تسهیلات اعطایی بر اساس طرح‌های مصوب طی سال‌های 83، 84، 85 و 86 به ترتیب 2/2، 4/2، 2/2، 5/3 میلیارد دلار بوده است.
حجم نقدینگی کشور طی سال‌های 83، 84، 85، 86 به ترتیب از رشدی برابر 2/30، 3/34، 4/39 و 7/27 درصد برخوردار بود. این رشد در سه ماهه اول 87 در ماه‌های فروردین، اردیبهشت و خرداد به ترتیب به 25، 8/22، 21 درصد تقلیل یافته است. حجم نقدینگی کشور در پایان سال 1386 معادل 1640293 میلیارد ریال و در خردادماه 1387، 1622933 میلیارد ریال بوده است.
منابع ورودی حساب ذخیره ارزی که از سال 1379 تشکیل شد از حدود 6 میلیارد دلار در سال‌های 81 و 82 به 5/10 میلیارد دلار در سال 83 و 2/13 میلیارد دلار در سال 84 افزایش یافت. منابع ورودی در سال 85 به 22 میلیارد دلار افزایش یافت.
میزان رشد تولید ناخالص داخلی طی دوره 1375 - 1368 معادل 4 درصد و طی دوره 1383 -1376 معادل 4 درصد بوده است. و سالهای‏84 و 85 به ترتیب 4/5 و 3/5 درصد بوده است‏.
میزان رشد سرمایه‏گذاری طی دوره 75-68 معادل 5/5 درصد و طی دوره 83-76 به 7 درصدافزایش یافت. رشد سرمایه‏گذاری در دولت دکتر احمدی‏نژاد افزایش بیشتری پیدا کرد و طی‏سالهای 83 و 84 به ترتیب به 8/5 و 1/8 درصد رسید.
میزان صادرات نفت و گاز طی دوره 75-68 معادل سالانه 8/15 میلیارد دلار و طی دوره‏83-76 به متوسط سالانه 7/21 میلیارد دلار رسید. این رقم به 9/61 میلیارد دلار افزایش یافت.
تولید ناخالص داخلی از 398 هزار و 234 میلیارد ریال در سال 1383 به 477 هزار و 683 میلیارد ریال در سال 1386 رسید که این رقم مبین رشد 20 درصدی تولید ناخالص داخلی طی سه سال اول فعالیت دولت نهم نسبت به عملکرد دولت هشتم است.
نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی از شش درصد در سال 1386 به 3/7 درصد در سال 1386 رسید. همچنین نسبت مالیات به هزینه‌های جاری در سال 1386نسبت به سال 1383 به بیش از 9 درصد افزایش یافت. نسبت درآمدهای مالیاتی به کل درآمدهای دولت نیز با پنج درصد رشد از 26 درصد در سال 1383 به 31 درصد در سال 1386 افزایش یافت.
افزایش طرح‌های عمرانی، به ویژه در مناطق محروم از ویژگی‌های لوایح بودجه دولت نهم بوده است به طوری که سهم اعتبارات عمرانی در بودجه عمومی دولت با سه درصد رشد از 29 درصد در سال 1383 به 32 درصد در سال 1386 رسید.
رشد سرمایه‌گذاری خارجی در هر کشور بر اثر بهبود شاخص‌هایی همچون امنیت سرمایه‌گذاری، ثبات در تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی و ریسک اقتصادی به وجود می‌آید. سرمایه‌گذاری خارجی در سال 1386 نسبت به آخرین سال دولت هشتم یعنی سال 1383 رشد 5/4 برابری داشته و از دو هزار و 702 میلیون دلار به 12 هزار و 89 میلیون دلار رسیده که نشان‌دهنده بهبود شاخص‌های یاد شده است.
سرمایه‌گذاری خارجی وارد شده به کشور نیز در سال 1383 در حدود 308 میلیون دلار بوده که این رقم با دو برابر افزایش به 684 میلیون دلار در سال 1386رسیده است.
از سال 1370 تا 1383 تعداد 272 شرکت واگذار شد در حالی که دولت نهم فقط طی سال‌های 1384 تا هفت ماهه اول سال 1387 توانسته است 325 شرکت را واگذار کند.
کل میزان واگذاری‌های انجام شده طی سالهای 1370 تا 1383 فقط 2700 میلیارد تومان بوده در حالی که در فاصله 1384 تا هفت ماهه اول 1387 میزان واگذاری‌ها 37 هزار میلیارد تومان بوده است. از 37 هزار میلیارد تومان سهام واگذار شده طی سالهای 1383 تا هفت ماهه اول سال جاری 8 هزار و 300 میلیارد تومان به بخش خصوصی واگذار شده است. حجم سهام واگذار شده به بخش سهام عدالت نیز 21 هزار و 600 میلیارد تومان بوده است که با احتساب ارقام واگذار شده کل واگذاریهای سه سال و نیم اخیر به 37 هزار میلیارد تومان می‌رسد.
واگذاری‌ها از زمان ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 شتاب بیشتری گرفت به نحوی که در سال 1384 حجم واگذاری‌ها به بخش خصوصی 764 میلیارد ریال بود، این در حالی است که این رقم در سال 85 به 3 هزار و 655 میلیارد ریال و در سال 86 به 45 هزار و123 میلیارد ریال و در هفت ماهه اول سال 87 به بیش از 34 هزار میلیارد ریال افزایش یافته است که نشانگر میزان اثرگذاری ابلاغیه سیاستهای کلی اصل 44 است.
جمهوری اسلامی با تکیه بر نیروهای‏مؤمن و جوان خود، سیاست مقاومت در برابر تحریم‏ها را در پیش گرفت و کوشش کرد تا با تکیه‏بر توانایی‏های داخلی، از به زانو در آمدن کشور در برابر تحریم‏ها جلوگیری کند. این مقاومت‏دلیرانه باعث شد در هر زمینه‏ای که دشمن به سیاست تحریم روی آورد، ایران اسلامی با تحمل‏برخی سختی‏ها و مشکلات رفته - رفته به خودکفایی و خوداتکایی دست یابد.
بنابراین در ارزیابی کارنامه دولت نهم، نمی‌توان از حوزه عملکردهای آن به سادگی گذشت. این دولت زمانی می‌تواند به یک دولت اسلامی و الگو تبدیل شود که ضمن حفظ رویکردها و ارزش‌های اسلامی اش، در حوزه عملکردها هم کارنامه درخشانی از خود برجای گذارد.

د ـ ویژگی‌های شخصیتی دکتر احمدی‌نژاد:

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بر پایه شناخت، آگاهی و اطمینان از روحیات شخصی، زندگی، سوابق، خدمات، تجارب مدیریتی، دانش و تخصص و صلاحیت‌های عمومی دکتر محمود احمدی‌نژاد را بهترین گزینه برای ریاست جمهوری می‌دانیم که برای اطلاع و آگاهی بیشتر به پاره‌ای از این خصوصیات اشاره می‌کنیم؛
- اگر نگوییم بی نظیر شایسته است بگوییم دکتر احمدی‌نژاد از کم نظیرترین مدیران در عرصه تلاش و خدمت به مردم است و در این راه از هیچ مجاهدتی دریغ نمی کند.
ـ وی از بخشداری و فرمانداری در مناطق غرب کشور در اوایل انقلاب آغاز کرده است، 2 سال استاندار نمونه کشور بوده است و تجربه شهرداری تهران را دارد و اکنون 4 سال تجربه اجرایی در عرصه ریاست جمهوری را دارد.
ـ وی اولین رئیس ستاد ائتلاف آبادگران ایران اسلامی در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در اسفند 81 بود که به خوبی آن را مدیریت نمود.
ـ اعضای شورای اسلامی شهر تهران یک لیست 65 نفره را بررسی کردند و به دکتر احمدی نژاد رسیدند و با رأی بسیار قاطعی به ایشان برای تصدی مسؤولیت اداره شهر تهران رأی دادند. ایشان در مراسم معارفه خود گفت: «من یک معلم بسیجی هستم و به آن افتخار می‌کنم.»
ـ ایشان از روز اول خدمت در شهرداری تهران و سپس ریاست جمهوری هیچگونه حقوقی دریافت نکرده است و گذراندن زندگی خود را از طریق استادی دانشگاه و عضو هیأت علمی می‌گذراند.
ـ 27 سال بود که در محله قدیمی نارمک واقع در خیابان تهران‌نو سکونت داشت. منزلی که شهردار قبلی در آن زندگی می‌کرد متعلق به شهرداری بود و در بهترین منطقه تهران قرار داشت و الان برای فروش آن بیش از 16.5 میلیارد تومان قیمت گذاری شده است. 7 خودروی شهرداری در اختیار شهردار قبلی و خانواده‌اش بوده است. دکتر احمدی‌نژاد در طول خدمت در شهرداری در همان منزل ساکن بود و اکنون در نهاد ریاست جمهوری در منزلی ساکن است که محقر و مربوط به استراحت محافظان بود.
ـ دکتر احمدی‌نژاد در طول سه سال و نیم خدمت در عرصه اجرایی 54 سفر استانی با فاصله زمانی متوسط 19 روز در طی 42 ماه 1310 جلسه هماهنگی برای تهیه پیش نویس مصوبات(50 هزار نفر ساعت) وجلسات هیئت دولت 57 جلسه(تهران 4 جلسه 28 هزار نفر ساعت) داشته است که همین رویه را در گذشته در شهرداری داشت. وی یکسال و نیم خدمت در شهرداری 3 بار به مناطق 22 گانه شهر تهران برای ملاقات با مردم حضور رسمی و یک روزه داشته است. این ملاقاتها از ساعت 6:30 لغایت 22 ادامه داشت. در طول این مدت تنها برای یک بار که به شدت بیمار و بستری بوده است این ملاقات برگزار نشده است و شما این را مقایسه کنید با کار شهردار سابق که برای یک بار سرکشی از شهرداری شهرری با هلی‌کوپتر به آنجا رفته است که بالغ بر 10 میلیون تومان هزینه بر بیت‌المال تحمیل نموده است.
ـ ایشان هر روز قبل از اذان صبح در سر کار حضور پیدا می کند و تا پاسی بعد از نیمه شبوظایفش را پیگیری می‌کند. وی بارها به دلیل تلاش بالا دچار ضعف بدنی شدند.
ـ یکی از بزرگان نظام که نگران سلامتی ایشان بودند، به ایشان در مورد مراقبت از سلامتی خود توجه دادند، این مسئله مرا یاد نامه‌ای که پیرزنی به شهید رجایی نوشته بود انداخت که وی نوشته بود: «آقای رجایی! قربان آن شکل ماهت بروم که اینقدر خسته‌ای! پسرم چرا اینقدر کار می‌کنی؟»
ـ مردم از ساده زیستی و روحیه حزب اللهی رییس جمهور لذت می‌برند و دکتر احمدی نژاد و این در شرایطی بود که تجمل گرایی در میان مدیران به عنوان کلاس کار شیوع پیدا کرده بود.
ـ یکی از تصمیات جریان افراطی دوم خرداد این بوده است که کارهای مثبت دولت را منعکس نکنند و برعکس کارهایی که خدشه و اشکال به آن امکان‌پذیر است، برجسته نمایند و جمع های بسیاری را هم مأمور تخریب احمدی‌نژاد کرده‌اند.
ـ دکتر احمدی‌نژاد از مدیران برخاسته از متن مردم است که با مشکلات آنها عجین است. ایشان برای گذران زندگی و رفع برخی مراحل مانند ازدواج فرزندان از وام استفاده می کند که چندی پیش یک وام 2 میلیونن تومانی گرفته بود که قسط آن عقب افتاده و نتوانسته بود سروقت بپردازد.
ـ در گذشته وزیران، رییس ... و حتی پایین ترین رده های مدیریتی جهت دریافت حق ماموریتهای کلان برای سفرهای خارجی دست و پا می زدند و هنوز از پرواز نیامده بودند پائین، دلار مأموریتش را می‌گرفتند. و متاسفانه عایدی هم برای کشور نداشت لیکن اکنون نه تنها وی تاکنون ریالی از این جهت دریافت نکرده بلکه عزت و سربلندی را هم برای این مرز و بوم به ارمغان آورده است.
ـ کارهای بزرگی که در این سه سال ایشان در توجه به مسایل دینی انجام داده، بسیار زیاد است. مساجد و حسینیه‌ها، هیأت و تکایای مذهبی، حوزه‌های علمیه‌، تشکلهای مردمی واقعاً در اثر توجه رییس جمهور، حزب الله و بسیجی احیاء شدند. ـ تحول خواهی و کارآمدی نظام یک هدف اساسی است و برای تحقق آن، نیروهای انقلاب که در این سالها در حاکمیت نبوده‌اند، باید وارد صحنه شوند. اگر می‌خواهیم به معنای واقعی ایران برای ایرانیان باشد و طعم شیرین حکومت دینی و دولت اسلامی به مردم چشانده شود، بدون تردید با ریاست جمهوری دکتر احمدی‌نژاد، این هدف مقدور و میسور است.
ـ کسی که می‌خواهد رئیس جمهور شود باید درک درستی از ریاست جمهوری داشته باشد. رئیس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی، دومین مقام رسمی و عالی‌ترین مقام اجرایی کشور است و در واقع باید فردی کارآمد و با ویژگیهای لازم باشد تا بتواند این مسؤولیت را بر عهده بگیرد، بنابراین اگر درک درستی از وظایف ریاست جمهوری نباشد ما واقعاً دچار مشکل خواهیم شد.
ـ به فرموده مقام معظم رهبری، رئیس جمهور باید با نشاط و دنبال انجام کار مردم باشد، بطور واقعی جلوی فقر و فساد را بگیرد و عدالتخواه باشد و ما می‌گوئیم آقای احمدی‌نژاد کسی است که در این راه گامهای بزرگی برداشته و می‌تواند این آرزو را محقق کند.
ـ دکتر احمدی‌نژاد از عزم و اراده قاطعی برای مبارزه با مفاسد برخوردار است.
ـ برخی از مسؤولان آن قدر از موضع تبختر و فخرفروشی با مردم برخورد کرده‌اند که وقتی یک مدیر در خدمت مردم قرار می گیرد، فکر می‌کنیم کار مهمی انجام داده است.
ـ ریاست جمهوری جایی بوده که برخی از رجال مملکت برای خودشان سهمی داشته‌اند اما دکتر احمدی‌نژاد در تبعیت از مولای متقیان علی (علیه السلام) اعلام کرد که اینجا غنیمت نیست که هر کس خود را در آن ذی‌سهم بداند. ریاست جمهوری متعلق به مردم است و ما هم امانت‌دار مردم هستیم. احمدی‌نژاد نماد اصولگرایی، تابلوی برجسته‌ای از خدمت بی منت به جامعه، برای مردم و با مردم بودن و اعتلای نظام جمهوری اسلامی است.
- برخلاف حتی برخی مدعیان اصولگرایی، احمدی‌نژاد هیچ خجالتی در دفاع از ارزشها و آرمانهای امام()، رهبر معظم انقلاب، شهدا و مردم ندارد.
- وی فردی شجاع باجسارت و پر از اطمینان قلب به انقلاب و رهبری است و از اطمینان نفس بالایی در عرصه اجرایی و برخورد با دشمنان خارجی برخوردار است.

ه- چرا باید از بازگشت مجدد دوم خرداد نگران باشیم؟

به نظر می‌رسد طرح ضرورت و چرایی نقد جبهه دوم خرداد، جریان اصولگرا را بیش از پیش ترغیب به این مهم خواهد کرد. در ذیل به برخی از این ضرورتها و چرایی‌ها اشاره می‌شود:
1ـ مانع از بازگشت روزهای تلخ
در بخش دیگری از این تحلیل به صورت اجمالی به علل خطر جبهه دوم خرداد پرداخته‌ایم؛ لیکن در این قسمت به همین بسنده می‌کنیم که دوستان اصولگرا بهتر است نیم نگاهی به روزهای تلخ گوشه‌نشینی و تماشاگری داشته باشند. روزهایی که هر ثانیه آن به سنگینی سالها سپری شد. روزهایی که دوستان انقلاب با چشمانی اندوهبار نظاره‌گر تاخت‌و‌تاز کسانی بودند که عملکردشان باعث قهقهه مستانه ‌دشمنان می‌شد و چاره‌ای جز تحمل و انتظار نبود. اکنون به نظر می‌رسد تکرار و یادآوری مستمر عملکرد ضعیف دوم‌خردادی‌ها، موقعیت آنها را نزد افکار عمومی بیش از پیش تضعیف نموده و مانع از بازگشت آنان به قدرت می‌شود.
2 ـ همگرایی در جریان اصولگرا:
بعد از حضور اصولگرایان در مسند خدمت، در مجلس و دولت، اقتضائات حضور در قدرت، اختلافهایی را موجب شد و همین اختلافات موجب شد برخی نقد رقیب را به فراموشی بسپارند و این در حالی است که با وجود همه اختلافها، اکثریت غالب جریان اصولگرا بر خطر دوم خرداد اذعان دارند و لذا همین نقطه موجب خواهد شد که اصولگرایان در این نقطه در کنار هم قرار گیرند و بر انسجام و همگرایی این جریان اصیل افزوده شود.
3 ـ شفاف و روشن شدن عملکرد اصولگرایان
بر اساس یک نظریه روانشناسی سیاسی، حافظه کوتاه مدت ما ایرانیان کوتاه است و گذشته را زود فراموش می‌کنیم؛ بر همین اساس برخی تلخی‌ها، انحرافات و عملکرد دولتهای خاتمی و هاشمی را فراموش کرده و چشم‌های خود را بر دستاوردهای بزرگ و «پُر عزت» جریان اصولگرا بسته‌ایم. شفافیت و یادآوری آن روزهای پر تنش و پر آشوب، این دستاوردهای عزت بخش را برجسته می‌سازد.
4 ـ دوم خرداد از حاشیه امن خارج می‌شود:
دوم‌خرداد اکنون توانسته با تخریب پرشدت دولت نهم و مجلس هفتم و هشتم اصولگرایان، افکار عمومی و نخبگان را از نقد گذشته بر این نقطه متمرکز نماید و عملا خود را در حاشیه امن قرار دهد.
5 ـ مانع‌ریزی، همگرایی و ائتلاف اصولگرایان با این جریان
نقد دوم خرداد موجب خواهد شد تا عملکرد ناکارآمد، پرتنش، ساختارشکن، باندی و ... جبهه دوم خرداد بر همگان عیان شود و مانع از آن می‌شود که برخی کدورت‌ها و اختلافات موجب ریزش عناصری از جریان اصولگرا و پیوستن به جبهه دوم خرداد شود. اکنون برخی از شاخصین اصولگرا (3 نفر) به روشنی دم از پروژه‌هایی چون دولت وحدت ملی ( یا ائتلاف برخی اصولگرایان با جبهه دوم خرداد) می‌زنند.
6 ـجامعه و افکار عمومی برای پذیرش نقد‌ علمی و مستدل آمادگی دارد:
به دلیل رشد نهادهای آکادمیک و علمی کشور، اکنون زمینه نقد هر تفکر و اندیشه‌ای به صورت علمی و مستدل فراهم شده است.
7 ـ عدم نقد دوم خرداد به معنای تأئید آن
به نظر می‌رسد آنهایی که از نقد دوم خرداد ابا دارند، عملا خواسته یا ناخواسته در میدان رقیب بازی می‌کنند و تأئید عملکرد گذشته دوم خرداد را در اذهان حداقل نخبگان متبادر می‌سازند.
ملاحظه: با توجه به در اختیار گرفتن نهادها و قوای مختلف مانند دولت، مجلس، شوراها و ... توسط اصولگرایان، زمینه نقد دوم‌خرداد‌ی‌ها توسط اصولگرایان نسبت به گذشته تضعیف شده و میزان تأثیرگذاری آن در افکار عمومی کاهش یافته باشد؛ لذا باید در ابزار نقد به ظرافت‌های افکار عمومی توجه نماییم.
د) علل خطر بازگشت دوم خرداد
چرا باید از بازگشت مجدد دوم خرداد به قدرت همه نگران باشیم؛ واقعیت آن است که مقوله دوم خرداد صرفاً مسأله جابه‌جایی قدرت نیست که بگوییم طبق قاعده بازی قدرت‌ها، فراز و فرود دارند و باید به رأی مردم تمکین کرد. دوم خرداد اگر برگردد با همه لوازم و هزینه‌هایی که برای نظام دارد، این بار با تصحیح روش‌های گذشته با همان «رویکردهای انحرافی تأثیرگذاری» و «کاربرد بیشتر» دوباره باز می‌گردد؛ به راستی جریان دوم خرداد چیست و چرا خطرناک است؟
جریان دوم خرداد جریانی است که اصالت ندارد و مجموعه‌ای از عقاید شامل ملی، مذهبی، سرمایه‌داری، ناسیونالیستی، التقاطی و .. را در بر می‌گیرد.
مجموعه‌ای از اشخاص چون بهزاد نبوی، سیدمحمدخاتمی، ابراهیم یزدی، عباس عبدی، اکبر گنجی، کرباسچی، هاشمی‌رسنجانی، سعید حجاریان، مهدی کروبی، محسن آرمین، شمس الواعظین، علی افشاری، سازگار و ... را در بر می‌گیرد.
از حزب مشارکت که گرایش سکولار دارد تا سازمان مجاهدین انقلاب که جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم آن را نامشروع می‌داند تا حزب اعتماد ملی که خود را حزب دموکرات سوسیالیستی می‌داند تا حزب کارگزاران که نمایندگی سرمایه‌داری منحرف را بر عهده دارد تا مجمع روحانیون که بعضاً طرفداری خط امام (ره) را شامل می‌‌‌گردد.
چرا جریان دوم‌خراد خطرناک است (چند شاهد مثال)
1/ جبهه دوم‌خرداد، حادثه تیر 78 کوی دانشگاه را برای براندازی نظام به سبک و شیوه انقلاب مخملی توسط مصطفی تاج‌زاده معاون سیاسی وزیر کشور هدایت کرد و قصد داشتند که به بیت‌رهبری حمله کنند و مراکز حساس را به کنترل خود در آورند. آنان با آتش زدن جایگاه نماز جمعه تهران، نقطه تمرکز حملات خود را کانون تجمع و وحدت مردم نشان دادند. با آتش زدن بانک‌ها و غارت بیت‌المال، نمایشی از اوباش‌گری و لاابالی‌گری را با همراهی شبکه‌های ماهواره‌ای ضد انقلاب به نمایش گذاشتند، این اقدام همزمان موجب بمباران چند روستای مرزی توسط هواپیماهای دولت وقت ترکیه شد و گمان کردند که جمهوری اسلامی آخرین ساعات عمر خود را سپری می‌کند.
2/ 800 نفر از استانداران، وزیران، معاون آنها، معاونان رئیس‌جمهور و برخی دیگر از مقامات دولتی در منزل 1000متری مصادره‌ای در بهترین نقطه شمال تهران در منزل حجت‌الاسلام سید محمد‌موسوی‌خوئینی‌ها که جریان افراطی دوم‌خرداد چون سعید حجاریان او را ولی‌فقیه زمان می‌داند، گرد هم آمدند تا با تحصن و اجتماع خود، رسماً اعلام کنند کشور سقوط کرده است. آیا جمع زیادی از مقامات دولتی که مسؤولان وقت کشور هستند خود صریحاً می‌توانند به وضع موجود اعتراض کنند (وضعیتی که خود آنان اداره‌کننده آن هستند)؟ آیا مردم به دوم‌خرداد رأی دادند که مقامات دولتی، این‌گونه خود طرح براندازی جمهوری اسلامی (که ثمره خون بیش از سیصد هزار شهید است ) را اجرا نماید.
3/ نمایندگان مجلس ششم که به خانه ملت راه یافته بودند هر روز نمایشی از خود به راه انداختند: استعفای نمایشی تعدادی از نمایندگان در اعتراض به وضع موجود (آرمین، بهزاد نبوی، فاطمه حقیقت‌جو و ...) از این جمله بود؛ در تظاهراتی که در حمایت از فلسطین توسط نمایندگان، صورت گرفت به دستور بهزاد نبوی، نمایندگان از شعار «مرگ بر آمریکا» منع گردیدند. 120 نفر از نمایندگان در بیانیه‌ای سرگشاده به رهبر معظم انقلاب اسلامی که خوراک رسانه‌‌های بیگانه شد، رسماً ساختارشکنی و هنجار‌شکنی را به نام دفاع از حقوق شهروندان و ایفای وظیفه نمایندگی به نمایش گذاشتند. این بیانیه مدتها دستمایه رسانه‌ای ضد انقلاب و شبکه‌های ماهواره‌ای بود. رئیس مجلس ششم در اعتراض به بازداشت نماینده وقت همدان (لقمانیان) تهدید به استعفا کرد و برای چند روز کشور را تا آستانه بحران پیش برد که با مساعی رهبر انقلاب اسلامی این معضل از پیش‌روی نظام برداشته شد.
مجلس ششم با ارائه طرح‌هایی چون حریم خصوصی، جرم سیاسی، آزادی مطبوعات که به ظاهر، پوشش برای نیات شوم آنها بود تلاش کرد دفاع از ضد انقلاب، اوباش‌گری(به نام دانشجویان و به کام ...) را قانونی جلوه دهد و دفاع از آقای منتظری ـ روحانی معزول توسط حضرت امام(ره) ـ را در قالبی قانونی عملی سازد.
مجلس ششم، مجلس تنش‌آفرین، اعصاب‌خردکن و دشمن شادکن بود. نطق احمد‌شیرزاد نماینده مشارکتی اصفهان در تخطئه حق هسته‌ای ایران را، افکار عمومی فراموش نکرده است؛ حافظه مردم هنوز به یاد دارد اسرائیل ماه‌ها از این نطق شیرزاد رئیس کمیسیون آموزش مجلس ششم چگونه بهره‌برداری می‌کرد.
مجلس ششم محل تسویه‌حساب با نهادهای انقلابی، شورای نگهبان، قوه قضائیه، سپاه پاسداران، بسیج و ... در ایام تخصیص بودجه و اعتبارات بود. فراموش نکرده‌ایم که چگونه از اعتبارات این نهادها به خصوص سپاه پاسداران، نیروی مقاومت بسیج و رسانه ملی برداشتند و لطمات شدید به امنیت ملی کشور، وارد کردند.
مجلس ششم پاتوق ضد انقلاب، ملی مذهبی‌ها، و ... شده بود و همه این اقدامات در قالب به ظاهر پهنه «دفاع از حقوق شهروندان» صورت می‌گرفت. حریم مرجعیت و روحانیت بارها و بارها در مجلس ششم شکسته شد و به یاد داریم که چگونه پیام‌های مستمر مراجع عظام تقلید به روحانیون مجلس ششم به خصوص رییس روحانی مجلس (کروبی) منتقل می‌شد که اگر این ساختارشکنی‌ها و هنجارشکنی‌ها ادامه یابد مراجع به وظیفه دینی خود عمل خواهند کرد.
مجلس ششم به دنبال رفراندوم و همه‌پرسی بود. بارها و بارها این نکته را اعضای افراطی مجلس ششم بر زبان جاری کردند.
ملاحظه: نقد و بررسی عملکرد مجلس ششم را باید در مجال و فرصتی جدا به تحلیل نشست.
4/ بهزاد نبوی عضو ارشد دوم خرداد و نایب رییس مجلس ششم، بارها و بارها گفت که رییس‌جمهور خاتمی فاقد اختیارات لازم است. او (خاتمی) اختیار ارتش، نیروهای مسلح، شورای نگهبان و .. را در اختیار ندارد؛ این تفکر طرفداری از یکه‌سالاری، استبداد، دیکتاتوری و حاکمیت مطلق‌ العنای رییس قوه مجریه و قبول نداشتن قانون اساسی است؛ آیا بازهم باید منتظر تکرار دوم خردادی دیگر باشیم.
5/ فضاحت اخلاقی ولنگاری و بی‌عفتی در دوم خرداد به اوج خود رسید. فریاد دلسوزان نظام، روحانیون و خانواده معظم شهیدان و ایثارگران هم به جایی نمی‌رسید. این افتضاح در سینماهای کشور، بازار نشر و مطبوعات خودنمایی بیشتری داشت.
آیا قضایای آقای ابطحی رییس دفتر و بعد از آن معاون رییس‌جمهور را فراموش کرده‌ایم؟ عطاء‌الله مهاجرانی از سردمداران کارگزاران (حلقه پیرامون آقای هاشمی) و دوم خردادی‌ها که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور را یدک می‌کشید، خود در حالی که همسر دائمی با چند فرزند داشت چندین زن دیگر را صیغه خود کرد و برای فرار از این افتضاح، چند سالی است در انگلستان زندگی می‌کند و برای رسانه‌های استکبار قلم می‌زند به قول خودش زبان شیرین عبری را یاد می‌گیرد (زبان عبری زبان اسرائیلی است) آیا فراموش کرده‌ایم که برخی از کارگردانان بزرگ و نامی کشور رسما اعلام نمودند که تا وقتی وضعیت سینمای ایران این‌گونه باشد فیلم نخواهند ساخت و اجازه نخواهند داد خانواده آنها به تماشای سینما بروند.
6/ روزنامه‌های دوم‌خردادی نوشتند که ‌«اگر نبود جنگ‌های صدر اسلام و جنگ احد و بدر، امام‌حسین در کربلا کشته نمی‌شد.» این مطلب در روزنامه‌ صبح امروز با مدیر مسؤول سعید حجاریان مشاور ارشد رئیس جمهوری و عضو شورای اسلامی شهر تهران چاپ شد و این رفتارها به قدری تکراری شد که مجتهد عالی‌قدر حضرت آیت‌ا... ‌شیخ‌مجتبی‌تهرانی در سخنرانی شب عاشورا، واکنش تندی به این مطلب نشان داد و آنان را مورد نکوهش قرار داد.
کار در دوم‌خرداد به جایی رسیده بود که مقدساتی از این دست از هجو و تهدید مطبوعات زنجیره‌ای مصون نماند. آیا باز هم می‌خواهیم دوم‌خرداد تکرار شود و این جفاها که برخی حتی در زمان رژیم شاه هم جرأت چنین جسارتی نداشتند بر مقدسات این مرز و بوم وارد شود.
7/ دفاع دوم‌خرداد از طرح‌ها و لوایح ضد اسلامی چون کنوانسیون حقوق زنان را افکار عمومی فراموش نخواهد کرد. لایحه کنوانسین حقوق زنان که به نام دفاع از حقوق زنان مطرح شد بیش از 90 ایراد شرعی و اسلامی بر آن وارد بود. اما رئیس روحانی مجلس ششم (کروبی) آن را تأیید کرد و رئیس روحانی دولت (خاتمی) آن را برای اجرا ابلاغ کرد. کم نبود از این دست طرح‌ها و لوایح که گویی مجلس ششم بنا داشت گوی سبقت را از همه برباید.
8/ خروج از حاکمیت هم تزی شد برای جریان دوم‌خرداد؛ در حالی که تا جلسه حاکمیت در اختیار دوم‌خرداد بود به بهانه «نداشتن اختیارات لازم توسط رئیس جمهور» خروج از حاکمیت را مطرح کردند. جالب آن است که در آن مقطع، آقای هاشمی‌رفسنجانی که اکنون هدایت جبهه دوم‌خرداد را به عهده گرفته است، و پیش از آن رئیس‌‌جمهور بود بارها اعلام کرد که اختیارات رئیس‌جمهور، بسیار زیاد و کافی است و با این اختیارات قانونی خیلی کارها می‌توان انجام داد.» اما لوایح موسوم به «دوقلو» توسط دولت ارائه شد تا از رئیس‌جمهور خاتمی سلطانی بسازد که خلاف اصل تفکیک قوا بتواند در کار قوه قضائیه نیز دخالت کند و از تشکیل دادگاه‌ها جلوگیری کند.
9/ تخریب نهادهای انقلابی به خصوص سپاه پاسداران و بسیج دستور کار دائمی این جبهه سیاسی بود. جریان دوم‌خرداد آن‌قدر گستاخ شده بود که حتی ترور نافرجام حجاریان عضو شورای شهر تهران را منتصب به سپاه کرد و جفای بزرگی را بر بسیج و پاسداران روا داشت و هر روز در مطبوعات زنجیره‌ای خود علیه این پاسداران مرزهای اسلامی انقلاب، مقاله و مطلب می‌نوشتند.
10/ شوراهای اسلامی شهر و روستا که دوم‌خرداد آن را بزرگترین اقدام عمر خود بر می‌شمارد به قدری اختلافات و کشمکش‌ها و قدرت‌طلبی‌ها در آن بالا گرفت که در طول مدت 4 سال از عمر خود تعدادی از شورا استعفا دادند (عبدالله نوری) تا راهی مجلس شورای اسلامی شوند. به طور متوسط هر 7 ماه یک نفر رئیس شورا شد. به دلیل اختلافات و سهم‌خواهی، اصلاً ثبات نداشت. افشاگری‌هایی که علیه همدیگر در زد و بندهای پشت صحنه صورت گرفت اصولاً کار را به فراموشی سپرده بودند. این افتضاح، تا آنجا بالا رفت که کروبی رئیس مجلس ششم گفت: شورای شهر تهران آبروی اصلاح‌طلبان را برده است.»
11/ دوم‌خرداد همراه با خود، نفاق، بدی، دروغ‌گویی و ... را گسترش داد. این جریان برای تخریب رقیب سیاسی خود بارها به تحرکاتی غیراخلاقی متوسل شد. بهزاد نبوی اعلام کرد که دشمن اصلی دوم‌خرداد آمریکا نیست بلکه «جریان راست» است. جریان دوم خرداد در تلاشی شبانه‌روز جای دوست و دشمن را عوض کرد. در حالی که از رابطه و مذاکره با آمریکا سخن می‌گفت هرگونه مذاکره و گفت و گو با جریان رقیب سیاسی را تحریم کرده بود. همانا که تا آبدارچی ادارات را نیز به دلیل عدم دریافت پیام دوم خرداد از کار برکنار کردند، امروز پشت صحنه، همراه با آقای هاشمی، پروژه دولت وحدت ملی را مدیریت می‌کنند.
12/ محاکمات غلامحسین‌کرباسچی شهردار تهران و غارت بیت‌المال، محاکمه عبدا...‌نوری وزیر کشور دوم‌خرداد در دفاع از اسرائیل، تعطیلی مطبوعات زنجیره‌ای که در حرمت‌شکنی، درج اخبار دروغ، اقدام علیه امنیت ملی و ... تلاش کرده بودند، نیز از دستاوردهای جریان دوم‌خرداد محسوب می‌گردد.
13/ ماجرای دانشگاه‌ها هاوایی و دریافت مدارک جعلی برخی وزیران (همچون حاجی، صوفی و...) برخی معاونین و مدیران کل
14/ برکناری بیش از 5000 تن از مدیران ارشد و برجسته کشور به بهانه واهی عدم درک پیام دوم‌خرداد (‌ حربه‌ای در جهت قلع و قمع مخالفان دولت از دولت) تلقی می‌شد.
15/ از جمله پدیده مشکل‌زا در دولت آقای خاتمی، مدیران پروازی بودند؛ به گونه‌ای که بیش از 12 استاندار کشور پروازی بوده‌اند. دولت به رغم تذکرات و انتقادهای برخی نمایندگان مجلس ششم و مطبوعات و فعالان سیاسی برای این معضل اقدامی را به عمل نیاورد.

ه) روش‌ها و ظرافت‌های نقد:

1/ استفاده مناسب از ظرفیت رسانه‌ها، خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های اصولگرا در نقد عمومی و برگزاری جلسات همگرایی
2/ فعال کردن تشکل‌های دانشگاهی و دانشجویی در این زمینه
3/ استفاده از این سایت‌های اینترنتی موجود و راه‌اندازی سایت‌های جدید
4/ بهره‌برداری از نهضت سخنرانی با استفاده از چهره‌های دانشگاهی
5/ تهیه و انتشار بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های تحلیلی و نقادانه (نسبت به عملکرد دوم‌خرداد) با امضاء دانشگاهیان، احزاب، چهره‌‌‌‌ های شاخص و ...
6/ هیچگاه از لفظ مثبت «اصلاحات»، «اصلاح‌ط‌لبان» در خصوص این جبهه استفاده نشود.
7/ نقد جبهه دوم‌خرداد را محدود به گروه‌های افراطی این جبهه مانند جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین ننماییم بلکه دامنه نقد را شامل همه آنها بدانیم؛ لیکن تمرکز بیشتر روی لایه‌های افراطی و حلقه هدایت‌کننده آن(حلقه پیرامون آقای هاشمی) قرار دهیم.
8/ نقد آقای کروبی و همراهان وی با ظرافت بالایی باید انجام شود.
9/ نقدها علمی، کارشناسی و مستند باشد.
10/ ساده‌انگاری است که تصور کنیم که می‌توان در پروژه‌هایی انحرافی چون دولت وحدت ملی می‌ت‌وان بالایه آرام دوم‌خرداد کار کرد و افراطیون را کنار گذاشت. تجربه نشان داد هرگاه لایه آرام این جبهه قدرت را به دست گرفته، عملاً از سوی افراطیون مدیریت شده‌اند مدیریت خاتمی و کروبی بهترین مثال بر این مدعا هستند.

و- چه کسی می‌تواند گفتمان انقلاب اسلامی را تقویت کند؟

بر اساس مباحث گفته شده در یک مقایسه اجمالی از عملکرد دو جریان اصولگرا و دوم خرداد روشن شد که حاکمیت تفکر اصول‌گرایی، زمینه تقویت و توسعه گفتمان انقلاب اسلامی را فراهم و کشور را از موضع انفعال خارج کرده و کار و تلاش و حل مشکلات اصلی مردم با رویکرد پیشرفت و عدالت، مهمترین دغدغه مسئولین در دولت، مجلس و سایر نهادها شده است.
با این اوصاف استمرار حاکمیت اصول‌گرایان در ارکان نظام و بویژه قوه مجریه، یک ضرورت است که مردم این ضرورت را در انتخابهای گذشته نشان داده‌اند. بی‌شک انتخاب مردم در انتخاب دهمین دوره ریاست جمهوری، تفکر اصولگرایی است؛ حال سوالی که مطرح می‌شود، این است که گزینه مناسب در بین اصولگرایان چه کسی است؟
ضمن احترام به همه گزینه‌های مطرح در جریان اصولگرا در حال حاضر گزینه برتر، آقای دکتر احمدی نژاد است که به دلایل زیر، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی ایشان را مناسبترین گزینه برای دهمین دوره ریاست جمهوری می‌داند:
1_ اعتقاد به ارزشهای انقلاب اسلامی، دیدگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و دفاع از اصول اساسی قانون اساسی وتلاش برای بیان و تبیین آن در داخل و خارج، به هر حال گفتمان اصلی این دولت منطبق بر شعار وگفتمان امام (ره) وانقلاب است.
2 _ توجه به عدالت، دولت نهم هم در شعار عدالت خواهی وهم در زمینه استقرار عدالت در کشور با سفرهای استانی، توجه به طبقات محروم مردم و به قراری تناسب در توزیع اعتبارات و تسهیلات کشور، توزیع سهام عدالت، توجه به اقشار محروم تحت پوشش کمیته امداد، اصلاح حقوق بازنشستگان، اجرای طرح بیمه‌های روستایی، ارائه خدمات به مستمربگیران وبازنشستگان، تلاش انکارناپذیری داشته است.
3 - ساده زیستی و پرهیزاز اشرافی‌گری؛ این مهم در دولت احمدی نژاد و بویژه شخص رئیس جمهور مشهود است ارتباط صمیمی با مردم، پیگیری مشکلات مردم به طوریکه مردم احساس می کنند احمدی نژاد ازجنس مردم است، ابراز احساسات مردم در سفرهای استانی و امید ونشاط به توانایی احمدی نژاد برای حل مشکلات از مصادیق این مطلب است.
4 _ حرکت و پویایی؛ اقدام و نشاط کار در این دولت یک امر برجسته است که به طور مکرر مورد تحسین رهبری معظم انقلاب قرار گرفته است. جدیت در خدمت به مردم و پیگیری مصوبات استانی بیانگر روحیه کار و تلاش است.
5 _ روحیه استکبارستیزی وپایداری و مقاومت بر حق مسلم هسته‌ای ایران در دولت احمدی‌نژاد و شخص ایشان ملموس وبرجسته است.
از نظر این دولت، استکبار، آفت بشریت است و ستیز، با این روحیه و دفاع از حقوق مردم مظلوم از ارزشهای اساسی نظام اسلامی است که پس از سیاست منفعل دولت دوم خرداد، در دولت احمدی‌نژاد علی‌رغم هزینه‌های سنگینی که دولت تحمل کرد، در دستور کار قرار گرفت. تکمیل چرخه سوخت هسته‌ای، انفعال آمریکا، تقویت نهضت‌های ضداستکباری در لبنان وغزه، تقویت آرمان فلسطین، تقویت مبارزات مردم عراق و افغانستان وارتقاء جایگاه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان و محبوبیت احمدی نژاد در بین ملل اسلامی، به چالش کشاندن حسن نیت قدرت های بزرگ در حوزه خلع سلاح هسته‌ای فراگیر، افزایش عزت و استقلال ملی، ایجاد فضای اتحاد وانسجام ملی از دستاوردهای این موضع بود.
6 _ تقویت امنیت و اقتدار ملی در سایه حمایت جدی از سیستم ارتقاء توان دفاعی _ موشکی، سبب ایجاد امید ونشاط در نیروهای متدین، حضور نیروهای متعهد به انقلاب اسلامی در بدنه دولت و نهادهای فرهنگی، توسعه وگسترش مدیریت مردم و تقویت بسیج مردم حافظ اصلی انقلاب اسلامی شد.
این امر محبوبیت احمدی نژاد را افزایش داد و دشمنی و تخریب علیه احمدی نژاد توسط نظام استکبار را تشدید کرد. جنگ روانی و رسانه‌ای و تخریب علیه احمدی‌نژاد در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌سابقه بوده است. این موضوع حکایت از دشمنی نظام استکبار با مشی و روحیه احمدی نژاد دارد.
7 _ جلوگیری ازنفوذ غرب‌گرایی در بدنه مدیران و مجموعه انقلاب، شکستن انحصار مدیریتی، نقد نظریه‌های لیبرالی، گردش نخبگان، هر چند از بعد شایسته سالاری دولت در ابعادی قابل نقد است، اما فضای کلی در راستای حاکمیت ارزشهای اسلامی در بدنه مدیریتی کشور است.
8 _ روحیه شجاعت و جرأت احمدی‌نژاد برای حل مشکلات و شکستن ساختارها و موانع بوروکراسی هر چند ممکن است در مواردی هم اشتباه باشد اما فی‌نفسه کار با ارزشی است. جرات در مقابله با فساد، فضای سلامت اداری را در نظام اداری حاکم کرده است.
منبع: راسخون
دسته ها :

مقدمه:

انتخابات ریاست جمهوری، فراگیرترین و در عین حال مهمترین انتخابات مستقیم توسط مردم است. بر اساس اصل ششم قانون اساسی، اداره کشور به اتکای آرای عمومی از راه انتخابات یا رفراندوم (همه‌پرسی) صورت می‌گیرد که انتخابات ریاست‌جمهوری پُراهمیت‌ترین آن تلقی می‌گردد؛ چرا که انتخاب رییس‏جمهور در یک انتخابات ملی به طور مستقیم توسط مردم صورت می‌گیرد. انتخابات ریاست جمهوری ایران با وجود آنکه تنها یکی از چهار انتخابات مهم و سرنوشت‌ساز کشور(ریاست‌جمهوری، مجلس‌شورای‌اسلامی، مجلس‌خبرگان، شوراهای اسلامی شهر و روستا) است اما نیمی از آراء اخذ شده دوره‌های مختلف انتخابات پس از انقلاب را به خود اختصاص داده است. از همین رو گروههای سیاسی و صاحبان اندیشه‌های متفاوت در ایران همواره با تمام نیروی خود در آوردگاه ریاست جمهوری شرکت کرده و برای دست‌یابی به هدف نهایی می‌کوشند.
تا برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز فرصت زیادی نمانده است و همه جریانات اصلی موجود در عرصه سیاسی کشور، خود را از هر نظر برای شرکت در این انتخاب سرنوشت‌ساز آماده می‌کنند. بر کسی پوشیده نیست که تدوین نقشه راه برای پیروزی نیروهای انقلاب در برهه زمانی فعلی نیاز به شناسایی فضای کلی انتخابات، آشنایی با نقاط قوت جریان خودی و شناخت سناریوهای انتخاباتی حریفان دارد.

جریان‌اصولگرا

جریان اصولگرایی به عنوان «احیاگر گفتمان اصیل انقلاب اسلامی» که در دهه 70 به دلیل هجمه گسترده‌ برخی جریانات داخلی و خارجی نسبت به اصل دین و نقش آن در جامعه و اصول و ارزش‌های هویت بخش نظام جمهوری اسلامی ایران و به چالش کشیده شدن باورهای عمومی مردم در انزوا قرار گرفته بود، به تدریج و در چند دوره گذشته انتخابات با پیش رو قرار دادن راهبردهای اصلی مد نظر مقام معظم رهبری و بازگشت به افکار و اندیشه حضرت امام(ره) و شهدا، همچنین طرح دوباره ارزشهای انقلاب نظیر عدالتخواهی، ساده زیستی، استکبارستیزی، استقلال‌طلبی، آزادی‌خواهی، اصلاحات واقعی و مردم‌گرایی برای استمرار جریان انقلابی، توانسته است «گفتمان اصولگرایی» را به یک «گفتمان غالب» در جامعه تبدیل کند. بنابراین آنچه بیش از همه در این مقطع سرنوشت‌ساز برای این جریان اهمیت دارد، تلاش برای تبیین «گفتمان پیشرفت و عدالت» به عنوان «گفتمان و راهبرد اصلی مدنظر مقام معظم رهبری» در ادامه روند بسط و توسعه «گفتمان اصولگرایی» است. مطمئنا جریان اصولگرا در تداوم موفقیتهای پیشین انتخاباتی خود این بار نیز با هدف پیروزی یک اصولگرا پای در میدان مبارزات انتخاباتی خواهند گذاشت.

جریان دوم خرداد

جریان دوم خرداد در انتخابات کنونی در شرایط بسیار حساسی قرار دارند. رویکرد دوباره مردم به ارزشهای والای انقلاب اسلامی و بی‌اعتمادی جامعه نسبت به مدعیان اصلاحات در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، هفتمین و هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی و دوره‌های دوم و سوم شورای شهر و روستا سراسر کشور، این جریان سیاسی را به انزوا راند؛ اما زمزمه‌های عدم وحدت اصولگرایان که در انتخابات دوره سوم شوراهای شهر تهران و هشتمین دوره انتخابات مجلس از داخل اردوگاه اصولگرایان به گوش رسید، بار دیگر این جریان سیاسی را به تکاپو و «تلاش برای بازگشت به قدرت» واداشته است. هرچند مدعیان اصلاحات خوب می‌دانند که با این مردم رویگردان شده از دوم‌خردادیها که آنها را برای حضور در کانون‌های تصمیم‌ساز و سیاست‌پرداز نظام شایسته نمی‌دانند، کار سختی پیش رو خواهند داشت. خصوصا آنکه در شرایط فعلی سران جبهه دوم خرداد با چند آسیب اساسی مواجه هستند:
الف) آشفتگی گروهها:
جریان دوم‌خرداد در حال حاضر بیش از هر چیز با عدم یکپارچگی و درهم ریختگی آراء و عقاید اعضا و گروههای متفاوت روبرو است. این جبهه در وضعیت کنونی مجموعه آشفته‌ای متشکل از نیروهایی با عقاید متفاوت است و تصمیم‌سازان آن می‌کوشند با تاکتیک ترسیم دشمن مشترک به نوعی اتحاد و اجماع میان اعضا دست یابند. با این حال این آشفتگی ذاتی در جبهه دوم خرداد همچنان باقی است.(1) و در حال حاضر افراد متنوعی در این جبهه به عنوان کاندیدا مطرح هستند. توضیح این نکته ضروری است که هرچند برخی از این کاندیداها (به غیر از کروبی و خاتمی) هنوز به طور رسمی وارد عرصه انتخابات نشده‌اند، اما طرح احتمال کاندیداتوری آنها به نقل از گروههای سیاسی طرفدار آنها، دلیلی کافی برای نشان‌دهنده میزان آشفتگی جریان دوم‌خرداد است.(2) برخی از این کاندیداهای مطرح که احتمال حضور آنها در انتخابات هنوز به قوت خود باقی است‏‏‎، عبارتند از:
سیدمحمدخاتمی؛ وی به عنوان یکی از محوری‌ترین سران این جناح سیاسی که از سوی برخی احزاب به عنوان لیدر اصلی دوم خردادی‌ها شناخته می‌شود، هرچند پس از فراغت از ریاست جمهوری، هیچ سمت «رسمی» را نپذیرفت اما در قالب دو مؤوسسه تحت مدیریت خود (باران و گفت‌و‌گوی تمدن‌ها) به فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و خصوصاً فرهنگی شدت بخشید. وی از چندی پیش با چند سفر استانی که انجام داد در حقیقت فعالیت‌های انتخاباتی خود را شروع کرد. ادبیات وی حتی بعد از اعلام حضور در انتخابات نیز ادبیاتی دوپهلو، کنایه‌آمیز و شبهه‌آمیز است.
میرحسین موسوی‌خامنه‌ای؛ (زاده ۱۳۲۰ در خامنه)، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ نخست‌وزیر جمهوری اسلامی ایران بوده است. وی آخرین نخست‌وزیر ایران است که با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت و عمده فعالیت خود را در فرهنگستان هنر متمرکز کرد و در حال حاضر رئیس فرهنگستان هنر میباشد. قسمت چالش‏برانگیز کارنامه میرحسین‌موسوی در کنار خدماتش، بحث استعفای وی بود که این «استعفا» با واکنش تند رهبر فقید انقلاب اسلامی حضرت امام‌خمینی(ره) مواجه شد، به گونه‌ای که امام‌خمینی(ره) در واکنش به این استعفا، خطاب به مهندس موسوی می‌نویسند: «نامه استعفای شما باعث تعجب شد. حق این بود که اگر تصمیم به این کار داشتید، لااقل من و یا مسئولین بالای نظام را در جریان می‌گذاشتید. در زمانی که مردم حزب‌الله برای یاری اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه می‌برند چه وقت گله و استعفا است...در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی‌رسید، چون گذشته عمل می‌شود، این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود رأی بدهد...همه باید به خدا پناه ببریم و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان از آن سوءاستفاده کنند. مردم ما از این‌گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده‌اند. این حرکات هیچ تأثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت. از آنجا که من به شما علاقه‌مندم، ان‌شاءالله عندالملاقات مسائلی است که گوشزد می‌نمایم». (15/6/67)
منتقدین دولت موسوی نخست‌وزیر وقت، با توجه به فراز پایانی پاسخ حضرت امام‌خمینی(ره)، می‌گویند که امام‌خمینی(ره) در جلسات بعد از استعفا، انتقادهایی از دولت آقای موسوی را به وی متذکر و گوشزد کرده است. منتقدین دلیل عدم انتشار مباحث این جلسات در آن زمان و یا ذکر این موارد در نامه را وجود فضای بحرانی جنگ ایران و عراق ذکر می‌کنند. تحلیل برخی طیف‌های میانه‌رو دوم‌خردادی این است که میرحسین خاطرات خوبی در حافظه تاریخی ملت به جا گذاشته و در بین همه طیف‌ها (حتی اصولگراها) رای دارد. (3) طیف میانه‌روتر دوم‌خرداد می‌کوشد با تبدیل کردن «میرحسین» به نماد خاطرات خوش اوایل انقلاب، او را برای کاندیداتوری مطرح کند. البته تجربه انتخابات‌های گذشته که هر بار با اعلام امکان حضور وی و در نهایت بیانیه عدم حضور تکرار شده، اظهار نظر در این باره که آیا «میرحسین‌موسوی» نامزد انتخابات خواهد شد یا خیر را مشکل کرده، اما به هر حال سکوت او بر مانورهای انتخاباتی دوم‌خردادی‌ها و برخی مصاحبه‌های «میرحسین» پس از 20 سال سکوت نشان می‌دهد که وی ـ لااقل تا اینجا ـ پذیرفته است که در سناریوی انتخاباتی دوم‌خردادی‌ها نقش بازی کند هر چند وی منتقد برخی عملکردهای دوم‌خردادی‌ها است (4) و این که همکاری او با آنها تا کجا ادامه خواهد داشت، سئوالی است که تحلیل مجزایی می‌طلبد. به هر حال هنوز پاس‏کاری «میر‌حسین» و «خاتمی» برای کاندیداتوری ادامه دارد. (5)
حسن روحانی؛ دبیر شورای عالی امنیت ملی در دولت‌های سازندگی و اصلاحات نیز از چهره‌هایی است که گفته می‌شود مدتی است تلاش برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را آغاز کرده است. «حسن‌روحانی» که بیشتر در میان اقشار جامعه با عنوان مذاکره‌کننده ارشد پرونده هسته‌یی در دولت «سیدمحمد‌خاتمی» شناخته می‌شود، اکنون در کنار «رئیس» مورد علاقه خود یعنی «آیت الله هاشمی‌رفسنجانی»، ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت را عهده دار است. وی پای ثابت پاسخگویی به انتقادات دولت نهم علیه عملکرد تیم سابق هسته‌یی است. «روحانی» که مورد حمایت «حزب اعتدال و توسعه» قرار دارد و برخی از اعضای کارگزاران (دو حزب حامی هاشمی‌رفسنجانی) از جمله نامزدهای مطرح برای تشکیل «دولت‌وحدت‌ملی» بود. وی بارها اثبات کرده است که علاقه مفرطی به رقابت با احمدی نژاد ـ به عنوان کاندیدای واحد دوم‌خردادی‌ها ـ دارد اما با مطرح شدن اسامی نظیر میرحسین، خاتمی و کروبی احتمال نامزد شدن او ضعیف است.
محمدرضا عارف؛ ابراز تمایل وی به کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده پیش از مطرح شدن نام خاتمی، از سایر چهره‌های اصلاح‌طلب جدی‌تر بود اما در حال حاضر جزو نامزدهای درجه دو جریان دوم‌خرداد با احتمال ضعیف شرکت در انتخابات دسته‌بندی می‌شود. معاون اول خاتمی تاکنون چندین بار اعلام کرده که در صورت نیامدن مدیر سابق خود، «برای رهایی کشور از شرایط فعلی» وارد گود انتخابات می‌شود. این سخنان وی همواره با واکنش منفی مطبوعات و چهره‌های سیاسی اصلاح طلب مواجه شده است، چه اینکه آنها معتقدند «عارف»، چهره‌ای به مراتب ضعیف‌تر از بسیاری از چهره‌های شناخته شده‌تر اصلاح‌طلب بوده و امکان اجماع و کسب رای جامعه برای وی قابل تصور نیست.
حسین کمالی؛ وزیر کار و امور اجتماعی در دولت اول و دوم محمدخاتمی بوده است. وی از اعضای جبهه مشارکت ایران اسلامی و مورد حمایت طیف «خانه‌کارگر» برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری است. حمایتی که بیشتر به طنز انتخاباتی شبیه است تا یک تاکتیک سیاسی.
ب) کشمکش با رقیب مصمم درون جناحی:
هیچ چیز بیشتر از یک رقیب مصمم خودی که مدام حرف خودش را تکرار می‌کند و گوشش به حرف کسی بدهکار نیست، برای رقابت در عرصه انتخابات دردسرساز نیست. «مهدی‌کروبی» با اعلام کاندیداتوری خود، اولین شکاف را در اردوگاه اصلاح‌طلبان ایجاد کرد. کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری نهم که هنوز هم معتقد است نشستن بر کرسی ریاست‌جمهوری نهم «حق» وی بوده است، در طول سه سال گذشته چه به صورت پنهان و گاهی نیز کاملاً آشکارا از حضور قطعی خود در میدان انتخابات سال آینده سخن گفته است. او در حال حاضر با جذب و سازماندهی برخی چهره‌های سرشناس جریان دوم‌خرداد نظیر «رهامی»، «کرباسچی»، «جمیله‌کدیور»، «عباس‌عبدی»، «بهروز‌افخمی»، «قوچانی» و «مهاجرانی» عزم جدی خود برای شرکت در انتخابات را نشان می‌دهد اما مواضع انتقادی کروبی در خصوص بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان از یک سو و اوضاع و احوال پیش‌آمده برای حضور «خاتمی» و «میرحسین» از سوی دیگر، برخی دوم‌خردادی‌ها را برآن داشته تا به هر نحو ممکن او را از این تصمیم پشیمان نمایند. وی از یک طرف چندین بار اعلام کرده است که در صورت وجود کاندیدای مورد اجماع در میان اصلاح طلبان ـ به شرط آن که از نظر حزب وی قابل پذیرش باشد ـ از نامزد مذکور با همه توان حمایت خواهد کرد ولی در چند اظهار نظر صریح دیگر اعلام کرده است که به هیچ عنوان به نفع کسی کنار نخواهد کشید.(6)
ج) ائتلاف‌های شکننده:
مهمترین ائتلاف حال حاضر جبهه دوم خرداد که در عین حال شکننده‌ترین ائتلاف نیز هست، همراستا شدن اطرافیان آقای هاشمی‌رفسنجانی با برخی افراطیون دوم‌خردادی و در مسند تصمیم‌سازی قرار گرفتن او است. البته تاریخچه نحوه برخورد افراطیون مدعی اصلاحات با هاشمی‌رفسنجانی از همان آغاز کار دوم‌خردادی‌ها با فرازو نشیب‌های نامعقول و حیرت‌آور روبرو بود. متاسفانه این روند پرتلاطم که جهت وزش بادهای موسمی سیاسی یا توفان‌های انتخاباتی، راهنمای آن است، همچنان ادامه دارد و این بار ائتلاف بر سر «حذف احمدی نژاد» است که زمینه‌ساز مناسبات تازه آنان شده است. این ائتلاف تاکتیکی و هم‌سفرگی مسالمت‌آمیز، هرچند ظاهری ساده دارد اما به دلیل نوع عناصر و اجزا تشکیل دهنده، اهداف مد نظر و محتوای پُر ابهام و سرشار از تناقضی که دارد، بسیار پیچیده عمل می‌کند. در مناسبات جدید شکل گرفته میان آقای هاشمی با برخی عناصر دوم‌خردادی، یکی از طرفین به صورت چراغ خاموش(7) سعی دارد با سازماندهی نیروهای اجتماعی پراکنده و استفاده از مهره‌های دوم خردادی به عنوان ابزار معامله، به هدف خود دست یابد و طرف دیگر می‌کوشد با تمسک به شخصیت دیگری، جایگاهی برای کسب اعتبار و قدرت سیاسی فراهم آورده و به نوعی مشروعیت از دست رفته خود را بازگرداند.
با این وجود «نردبان ائتلاف اطرافیان هاشمی و دوم‌خرداد» هرچند با مختصات کسب قدرت طراحی شده، اما از دو تَرک اساسی و عمیق رنج می برد. تَرکهایی که نردبان را در معرض واژگونی و از هم گسیختگی و بالاروندگان از آن را در حالتی لرزان و نامطمئن قرار داده است . شکاف اول اینکه فلسفه دوم خردادی‌ها از ابتدای شکل‌گیری و بعدها در تمامی دوران «به اصطلاح اصلاحات»، بر «نفی و رد هاشمی» استوار بود است و شکاف بعدی این که اصولا هاشمی‌رفسنجانی برای خود چهره‌ای فراجناحی قائل است و نمی‌خواهد این تابو علناً شکسته شود.(8) ضمن آن که هاشمی نحوه برخورد دوم‌خردادی‌ها را نیز فراموش نکرده است.
افراطیون دوم‌خردادی از همان آغازین روزهای تکیه زدن بر پُست‌ها و جایگاه‌های اجرایی و سپس تقنینی و کسب قدرت سیاسی، تخریب برخی شخصیت‌های درجه اول نظام وسیاه‌نمایی درباره تمامی فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی انجام شده توسط ایشان را در دستور کار قرار دادند. دراین میان، بارزترین و برجسته‌ترین فردی که مورد انواع مختلف تخریب، سیاه نمایی و هتاکی افراطیون اصلاحات قرار گرفت، هاشمی رفسنجانی بود.
اوج این اقدامات «ماکیاولیستی» که نشان‌دهنده میزان و عمق نفرت و کینه‌توزی افراطیون اصلاحات در مورد هاشمی است در جریان ثبت‌نام او برای شرکت در انتخابات مجلس ششم خود را نشان داد.
اعضای جبهه مشارکت و روزنامه‌های دوم خردادی در آن زمان برخوردی بسیار تُند و در برخی اوقات ناجوانمردانه با آقای هاشمی داشتند و از آنجا که ریشه برخی از اتفاقات و رخدادهای پس از دوم‌خرداد ( از جمله مسئله قتل‌های زنجیره‌ای و اقداماتی که سعید امامی و دوستانش در وزارت اطلاعات در زمان ریاست جمهوری هاشمی‌رفسنجانی داشتند) را در نوع مدیریت جناب هاشمی می‌دانستند، به طور مداوم ایشان را به عدم شفافیت در مواضع خود متهم می‌کردند. به طور قطع، جوی که علیه جناب هاشمی ایجاد شده بود تا حدود زیادی وامدار موضعگیری روزنامه‌های «صبح امروز» و «مشارکت» و درج مقالات «اکبر‌گنجی» تحت عنوان «عالیجناب سرخپوش» در نشریات دوم‌خردادی بود. انواع و اقسام اتهامات در مورد هاشمی‌رفسنجانی در روزنامه‌های اصلاح‌طلب منتشر گشته، این روزنامه‌ها مصرانه از وی می‌خواستند که پاسخگوی انتقادات باشد.
سیل تهمتها و اهانت‌های دوم‌خردادی‌ها در سال 78، هاشمی را در وضعیتی قرار داد که نه تنها در انتخابات مجلس ششم، نفر سی‌ام شد، بلکه با تداوم تهدیدات جریان دوم خرداد ـ که سرمست از پیروزی قاطع، خود را برای رد اعتبار نامه هاشمی آماده می‌کردند ـ اساساً مجبور به کناره‌گیری از مجلس ششم شد. یادآوری کارنامه شیوه برخورد دوم‌خردادی‌ها با هاشمی و اظهارنظرهای افراطیون اصلاح‌طلب علیه هاشمی‌رفسنجانی و عملکرد و سیاست‌های وی، به زودی در قالب تحلیل جداگانه ای منتشر خواهد شد.

سناریوهای انتخاباتی جریان دوم خرداد

جریان دوم‌خرداد از این که در 4 سال گذشته به حاشیه رانده شده، به شدت ناراضی است و از آنجا که برخی تحلیل‌ها، اصولگرایان را از لحاظ انتخاباتی در موقعیتی متزلزل نشان می‌دهد، می‌کوشد با اجرای برخی سناریوهای انتخاباتی، رقیب اصولگرا را فریب داده و از طریق برنامه‌ریزی‌های دقیق و حساب‌شده، بار دیگر مردم را نردبان جاه‌طلبی و بازگشت به قدرت خود نماید. برخی از این سناریوها تاکنون به مرحله اجرا و تاریخ مصرف آن گذشته و برخی در حال اجراست. در ذیل برای بررسی به هر دو اشاره می‏‏شود:

1) سناریوی تردید:

از جمله تکراری‌ترین سناریوهای انتخاباتی دوم‌خردادیها که در انتخابات هشتم ریاست‌جمهوری (دومین دوره رئیس‌جمهوری خاتمی) نیز به اجرا درآمد، «سناریوی تردید» است. آقای خاتمی در دور دوم ریاست‌جمهوری خود به دلیل سیاستهای غلط فرهنگی و اقتصادی به شدت نگران رأی نیاوردن بود، از همین تاکتیک «تردید» استفاده کرد. روزنامه‌های جریان مدعی اصلا‌ح‌طلبی هم مدام تیتر خود را به‌ آمدن و نیامدن وی اختصاص میدادند. یکی می‏نوشت «او میآید» و دیگری تیتر میزد «نمی‏آید»؛ او نیز هیچگاه به صورت شفاف موضع خودش را بیان نمی‏کرد. این فرآیند تا زمان ثبت نام ادامه یافت و سرانجام با حضور در وزارت کشور و گریه سیاسی در برابر دوربینهای یک فیلم ساز ماهر، تردیدش بر طرف شد. او بدین‌وسیله توانست برای بار دوم به ریاست‌جمهوری انتخاب شود و در مجموعه کاخ سعدآباد باقی بماند.
سناریو تکراری «تردید» این بار با اعلام زودهنگام نامزدی خاتمی برای شرکت در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و طرح امکان حضور میرحسین‌موسوی (نامزد همیشه غایب آنها) در انتخابات در مرحله اول و با سکوت میرحسین موسوی و سخنان ضدونقیض «سیدمحمدخاتمی» در خصوص حضور یا عدم تمایل برای حضور در انتخابات (9) در مرحله بعدی کلید خورد و در روزهای اخیر ظاهرا حرکت بر مسیر این سناریو برای خاتمی به پایان رسیده و برای «میرحسین» ادامه دارد. هرچند در این میانه بازی خارج از قاعده کروبی و غیرقابل پیش‌بینی بودن «میرحسین» به قدری کار را سخت کرده که هیچ معلوم نیست فرجام کار چگونه از آب در خواهد آمد.
صحنه‌پردازان دوم خرداد با اجرای سناریوی «تردید» در پی این بوده و هستند که ابتدا فقر مفرط نیروی پای کار در اردوگاه دوم‌خردادیها و عدم کادرسازی آنها را پوشیده نگه دارند، سپس با بزرگنمایی تردید نامزدهای اصلی خود (سیدمحمدخاتمی یا میرحسین‌موسوی) برای حضور یا کناره‌گیری از مبارزات انتخاباتی، اشکالاتی را به ساختار نظام جمهوری اسلامی منتسب سازد. سناریو نویسان دوم خردادی همانطور که «خاتمی» خود یکی دو بار در قالب شرط‌گذاری یا غیر آن گفته، قصد دارند این طور وانمود کنند که ساختار نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی امکان کار را از نامزد اصلی دوم‌خرداد می‌گیرد و لذا برای ورود به این عرصه و غلبه بر این مشکلات باید از قبل چاره‌ای اندیشیده شود.(10) این سناریو که هر از چند گاهی با اعلام شایعه قطعی‌شدن حضور نامزدهای مردد (خاتمی یا میرحسین موسوی) از سوی اصلاح‌طلبان و سپس تکذیب همان خبر توسط خود آنها (11) و پس از آن اطلاع‌رسانی ضدونقیض در مورد آنها تداوم می‌یابد (12) با این بهانه که « نامزدهای اصلی دوم‌خردادیها (خاتمی و میرحسین‌موسوی) به دلیل مشهور بودن نیاز به زمان برای تبلیغ ندارند (13) تا جایی که امکان دارد زمان را به تعویق انداخته (14) و این اهداف را پیاده می‌کند:
الف ـ حرکت از پله دوم:
در این سناریو، جریان دوم‌‌خرداد با فرار به جلو به جای پاسخگویی نسبت به «گذشته پر از ابهام جریان دوم‌خرداد» و توضیح در خصوص دلایل روی‌گردانی مردم از مدعیان اصلاحات، حرکت را از «پله دوم شروع کرده» و بازی را به زمین «آمدن یا نیامدن خاتمی(یا میرحسین)» می‌کشاند. در حقیقت تصمیم‌سازان دوم خرداد با این ترفند درصدد هستند جهت سئوال‌هایی که در جامعه برای افکارعمومی درباره «کارنامه جریان دوم خردادیها» مطرح است را به سمت و سوی پرسش از «زمان آمدن خاتمی (یا میرحسین)» یا در صورت اعلام عدم حضور او «دلایل کناره گیری خاتمی(یا میرحسین)» منحرف کند تا حتی در این صورت هم جریان آنها به سلامت از ورطه پاسخگویی به مردم نجات یابد. بحثها و مناظراتی که پیرامون نیامدن خاتمی برای «هاشمی نشدن و چه‌گوارا ماندن» یا لزوم آمدن او به عنوان «منجی دوم‌خردادیها» می‌شود، همگی در همین راستا ارزیابی می شود.
ب ـ اختفای هویت‌ها زیر شمایل:
اجرای «سناریوی تردید» که اکنون در مورد «میرحسین‌موسوی» ادامه دارد بجای چالش‌ میان هویت‌ها، نزاع‌ بین شمایل‌ها را جایگزین می‌کند. در این سناریو، سعی وافری برای جلوگیری از شناخت مبانی اندیشه نامزد اصلی جریان دوم‌خرداد و ارجاع دادن مردم به پی‌گیری اخبار حضور یا عدم حضور وی در انتخابات به چشم می‌خورد. از آنجا که نمایش شمایل متفاوت از هویت واقعی نامزدها در «فضای انتخاباتی مردد» بسیار ساده و سهل‌الوصول است، تصمیم‌سازان دوم خردادی با «انگاره سازی» و «دیگرنمایی شمایل نامزدهای انتخاباتی» می‌کوشند «هویت و شناسنامه واقعی شمایل‌ها» را زیر غبار تردیدها پنهان کرده و «مناقشه بر سر حضور یا عدم حضور نامزدها»، را ترویج کنند. مخالفت با واکاوی فکری و هویتی حتی پرسش در خصوص خط فکری نامزدهای مطرح شده در دل این سناریو طراحی شده و دوم‌خردادیها با شعار «نامزدهای دوم خرداد معروف‌تر از آن هستند که نیاز به معرفی داشته باشند»، به جنگ مخالفین می‌روند. این در حالی است که آشنایی مردم با طرز تفکر و شیوه عمل نامزدهای دوم خرداد (حتی معروف‌ترین آنها خاتمی، میرحسین موسوی، کروبی) مربوط به لااقل 4 سال پیش و در هنگام زمامداری است. چه بسا که آنها در طول این سالیان و در طی زمان دوری از قدرت به نتیجه‌گیری‌های جدیدی رسیده باشند که با اندیشه گذشته آنها متفاوت و هویتی جدید برایشان فراهم کرده باشد که اساسا صدوهشتاد درجه نسبت به گذشته آنان تفاوت داشته باشد. حتی ممکن است هویت برخی از نامزدهای انتخاباتی آنها (نظیر میرحسین موسوی) ثابت باقی مانده باشد و از این جهت چالش هویتی عظیمی با سایر گروههای مدعی اصلاح‌طلبی که در طول سالیان گذشته دست از برخی عقاید انقلابی خود برداشته‌اند رقم بخورد. با این حال این «سناریوی تردید» هدف خود را «اختفای هویت اصلی نامزدها» با «انگاره‌سازی» و «دیگرنمایی شمایل‌ها» قرار داده است.
ج ـ انجماد حریف:
تصمیم‌سازان دوم خرداد با استفاده از سناریوی «تردید» جبهه رقیب را به جبهه‌ای منجمد تا زمان پایان سناریوی تردید، تبدیل می‌کنند. از آنجا که به اعتقاد سناریونویسان دوم‌خرداد، تصمیم‌گیری اصولگرایان درباره نحوه ورود به انتخابات آینده ریاست‌جمهوری و کثرت یا وحدت نامزد انتخاباتی آنها، وابستگی مستقیم و تنگاتنگی با حضور یا عدم حضور خاتمی یا میرحسین‌موسوی در کارزار انتخاباتی دارد، پیاده‌سازی سناریوی «تردید» به احتمال زیاد می‌تواند جریان اصولگرا را به عنوان حریف اصلی دوم خردادیها تا پایان این سناریو در حالتی منجمد (یا حداقل منفعل) نسبت به تصمیمات دوم‌خردادی‌ها نگه دارد. در چنین حالتی «تصمیمات انتخاباتی جریان اصولگرایی» خود را «منوط به تصمیم دوم‌خردادیها» خواهد دانست و در این حالت در حقیقت «سناریوی تردید» اصولگرایان را «مردد» می‌کند. جریان اصولگرایی در چنین حالتی نه می‌توانند به طور کامل و جامع از احمدی‌نژاد حمایت کند و نه می‌تواند نامزد دیگری را از میان اصولگرایان مطرح نماید؛ چراکه روشن است حضور چند کاندیدای اصولگرا در برابر کاندیدای واحد دوم‌خردادی‌ها (خاتمی یا میرحسین‌موسوی) نتیجه جز شکست جبهه اصولگرایی ندارد. د ـ جلب مخاطب:
یقیناً بخش اعظمی از افکار عمومی با اجرای «سناریو تردید» متوجه سیل اخبار انتخاباتی اردوگاه دوم‌خرداد و خبرهای پیرامونی «بازی می‌آیم، نمی‌آیم» نامزد اصلی آنها برای انتخابات (خاتمی یا میرحسین موسوی) خواهد شد و در این میان جریان خبری فعل و انفعالات اردوگاه اصولگرایان گُم خواهد بود. این ترفند برگردان رخدادی است که در جریان انتخابات نهم ریاست‌جمهوری برای دوم‌خردادیها پیش آمد. در آن دوران اذهان عمومی و رسانه‌ها به رغم فعالیت دوم‌خردادیها، با تمام ظرفیت منتظر خارج شدن دود سفید از دودکش اصولگرایان و اعلام نتیجه انتخاب کاندیدای واحد شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی بودند. این اتفاق هیچگاه رخ نداد اما الگوی مناسبی برای تصمیم‌سازان دوم‌خردادی شد تا در تدوین «سناریوی تردید» نیم نگاهی هم به «جلب مخاطب» برای جریان مدعی اصولگرایی باشند و از این طریق برای مدتی اخبار انتخاباتی خود را در کانون توجهات قرار دهند.
ه ـ تست افکار عمومی:
تصمیم‌سازان جریان دوم‌خرداد که با مطرح کردن تردیدهای انتخاباتی نامزد اصلی خود و زنده نگه داشتن احتمال نامزدی سایر کاندیداهای خود نظیر کروبی، عارف، حسن روحانی، نجفی و .... در کنار خاتمی و میرحسین‌موسوی همه مهره‌های خود در شطرنج انتخابات به جلو رانده‌اند، چند هدف را به طور همزمان دنبال می‌کنند: اول سنجش محبوبیت کاندیداهای دوم‌خردادی نزد افکار عمومی، دوم ارزیابی میزان همذات‌پنداری مردم با کاندیداهای مردد، سوم اندازه‌گیری قابلیت نفوذ تردیدها و ابهامات مطرح شده جریان دوم خرداد در سطح جامعه و دست آخر مجاب‌کردن طرفداران همه نامزدهای دوم‌خردادی به حمایت از نامزد نهایی جریان دوم خرداد.
و ـ گشودن قفل تحریم:
طرح سایر کاندیداهای دوم‌خردادی در کنار کاندیدای اصلی که بخشی از «سناریوی تردید» است ممکن است به عنوان راه حلی دو مرحله‌ای برای خارج‌کردن تحریمی‌ها از وضعیت فعلی استفاده شود. فراموش نکنیم که کشاندن پای اقشار ناامید دوم‌خردادی که با صندوق‌های رأی قهر کرده‌اند به صحنه انتخابات، آن هم به نفع کاندیدایی که از سوی بدنه سیاسی دوم‌خرداد (که خود بانی اصلی جدایی آنها بوده اند) معرفی می‌شود، کار آسانی نیست، مگر آنکه با تشکیل سبدی متنوع از نامزدهای جبهه دوم‌خرداد، ابتدا سعی شود با استفاده از قابلیت‌های متفاوت هر کدام از نامزدها، دسته‌ای از تحریمی‌ها را راضی به نقش‌آفرینی در جریان دوم‌خرداد کرد. هر کدام از تحریمی‌ها به امید این نامزدها از «انفعال تحریمی‌ بودن» خارج شوند، وارد کردن آنها به فرایند انتخابات گسیل کردن آنها پشت سر نامزد اصلی جریان دوم خرداد، کار چندان سختی نخواهد بود. آرای خاموش دوم خرداد از دیدگاه سناریونویسان دوم‌خردادی، فرصتی برای بازگشت به مصادر قدرت است که باید در همه برنامه‌ریزی‌های دوم خرداد مد نظر قرار گیرد.
ز ـ رقص پا برای تحلیل:
تصمیم‌سازان جریان دوم‌خرداد در روند پُرفراز و نشیب «سناریو تردید» و هنگام طراحی بازی «می‌آیم، نمی‌آیم» خاتمی و «می‌آید، نمی‌آید» میرحسین‌موسوی و حتی طرح نام سایر نامزدهای انتخاباتی این جریان به صورت ترکیب‌های دو نفره و سه نفره (15) هدف جنبی دیگری نیز دارند. نامزدهای متعدد جریان دوم‌خردادی از یک سو با اجرای رقص پا و تغییر دائم نامزد اعلامی خود، ذهن رقیب را دچار اغتشاش می‌کنند و از سوی دیگر جز به جزء واکنش جریان اصولگرایی در موقعیتهای متفاوت را با یکدیگر مقایسه می‌کنند تا از تحلیل‌های سیاسی اصولگرایان مطلع شوند. این تحلیلها می‌تواند «تبین فضای کلی انتخابات» در شرایط مختلف، «نقد و بررسی نامزدهای انتخاباتی دوم‌خردادی، «آنالیز لحظه به لحظه استراتژی جریان دوم خرداد» یا «برنامه عمل جریان اصولگرایی» در هنگام مواجه شدن با موقعیت‌های متفاوت از سوی دوم‌خردادیها باشد که در هر صورت، مطلع شدن از آنها، کلید طلایی دوم‌خردادی‌ها برای شناخت فضای کلی انتخابات، تلاش برای تطهیر اشتباهات گذشته و اتخاذ مسیر درست برای برنامه‌های آینده خواهد داشت.
ح ـ مصالحه به قیمت حذف شاه‌مهره‌ها:
با اجرای این سناریو، تصمیم‌سازان جریان دوم خرداد مهره اصلی خود را در شرایطی ناپایدار برابر مهره اصلی حریف نشان می‌دهند و با استفاده از گزینه شرطی «اگر، آنگاه» کنارگذاردن گزینه مطرح شده را منوط به کنارکشیدن گزینه اصلی رقیب می‌نمایند (16) یا به عبارتی صحیح‌تر راضی به از دست دادن نامزد اصلی خود در قبال حذف نامزد اصلی رقیب می‌شوند. این حرکت در بازی شطرنج «وزیر به وزیر» نام دارد و معمولا از طرف بازیگر ضعیف‌تر برای از کار انداختن مهم‌ترین مهره بازیکن قوی‌تر به کار می‌رود چرا که مهره‌های یکسان در دست بازیگرانی با اندیشه غیر هم سطح، کارکردهای متفاوتی خواهد داشت و ارزش مهره وزیر در دست بازیگر متبحر، بسیار مافوق ارزش همان مهره در دست بازیگر ضعیف‌تر است. هر چند احتمال وقوع این حرکت در «سناریوی تردید» عادی به نظر می‌رسد اما از آنجا که پیش از این، برخی اصولگرایان در تحلیل‌های خود، کنارکشیدن نامزد اصلی دوم خردادی‌ها (خاتمی یا میرحسین) را مقدمه حضور نامزدهای دیگر جریان اصولگرایی در انتخابات می‌دانستند، محول کردن وقوع آن (کنار کشیدن خاتمی یا میرحسین) به کنار رفتن نامزد اصلی اصولگراها وضعیت فعلی را پیچیده‌تر می‌کند. در این وضعیت، سرنوشت دو جریان و نامزدهای اصلی آنها به هم گره می‌خورد اما به دلیل فضای بی‌اعتمادی میان این دو جریان، حتی اگر تصمیم بر این باشد که هر دو جریان نامزدهای اصلی خود در انتخابات را کنار بگذارند، هر کدام از آنها منتظر طرف دیگر برای پیش قدم شدن در این کار می‌شود به گونه‌ای که احتمال موفقیت این بخش از سناریو تا حدود زیادی کاهش می‌یابد. البته امکان دیگری هم وجود دارد که نباید نسبت به آن بی‌تفاوت بود و آن اینکه تصمیم‏سازان دوم‌خرداد بسان یک شطرنج باز ظاهرا غیر‌حرفه‏ای، تمام مهره‌های شطرنج را بدون هدف به میدان آورده و از آشفته بودن صحنه شطرنج سوء‌استفاده کنند. در این صورت همه نامزدها به میدان آمده، فضای انتخابات پیچیده و مبهم می‌شود.آنگاه دست تصمیم‏سازان برای چانه‏زنی و شرط‌گذاری برای کنار کشیدن نامزدهای «زینت الانتخاباتی» هر دو جریان، باز خواهد بود. از این طریق، تعیین کاندیدا در جبهه رقیب مدیریت خواهد شد.
ط ـ نامزد بلاگردان؛ سپر بلای جریان:
ممکن است جریان دوم‌خرداد با خط بطلان‌کشیدن بر تمامی فرضیات، همچنان خاتمی را در ویترین اصلی خود به نمایش گذاشته و مانورهای انتخاباتی خود را روی این نامزد مردد متمرکز کند، اما در دقیقه نود، پس از آن که تمامی نقدها و سئوالات را حول یک نفر سوق داد، گزینه دیگری را طرح نموده و در حقیقت با جایگزینی مهره در سایه (نامزد اصلی)، او را سپر بلای جریان کند. اجرا شدن این پرده از سناریو، هر چند نامزد اعلامی را در معرض تضعیف و تخریب قرار می‌دهد، اما در نهایت جریان دوم‌خرداد و «نامزد در سایه» را سالم از گذرگاه انتخابات رد می‌کند. در این سناریو ملزم کردن کاندیدای اعلامی به کناره‌گیری، سخت‌ترین مرحله اجرا است، چرا که کمتر نامزدی حاضر به پذیرفتن انتقادات و «بلاگران شدن» به قیمت حفظ سلامت دیگر نامزد درون جناحی است. مگر آنکه صحنه‌گردان‌ها از ابتدا، نامزد اعلامی را در جریان سناریوی واقعی قرار ندهند و پرده آخر را به شکلی برای او رقم زنند که «نامزد در ویترین» شرایط را برای ادامه کاندیداتوری مناسب نبیند.

2) سناریوی تهدید:

در این سناریو، دوم‌خردادیها به جای گفت‌و‌گو و حضور در عرصه رقابت به صورت مسالمت‌آمیز، درصدد هستند با تهدید نظام به تحریم انتخابات (17) شرایط دلخواه برای حضور خاتمی را بدون دادن کمترین امتیاز به رقیب سیاسی فراهم کنند. در همین راستا، دبیرکل سازمان مجاهدین به راحتی نظام را تهدید به افشاگری می‌کند (18) و سخنگوی آنها، مشروعیت انتخابات بدون حضور خاتمی را رد می‌کند. (19)

3) سناریوی تشنج:

ایجاد تشنج و التهاب‌آفرینی در فضای عمومی جامعه، یکی از راهبردهای اصلی جبهه دوم‌خرداد در انتخابات مختلف به وی‍ژه انتخابات ریاست‌جمهوری است. هرچند به دلیل بازتاب‌های بسیار منفی که در افکار عمومی از این روش در انتخابات گذشته برجامانده و نیز به دلیل افزایش بصیرت عمومی جامعه و هوشیاری رقیب سیاسی، این سناریو عملا کارایی خود را تا حد زیادی از دست داده است . دوم خردادی ها شاید در شرایط حال حاضر نیازمند استراتژی برگشت به جامعه و پرداختن به تقویت سرمایه‌های اجتماعی باشد. مدل‌های سیاسی همچون «فشار از پایین» و «بسیج عمومی و مشارکت دادن نهادی و سازمان‌یافته مردم به پشتیبانی از سیاست‌ورزی هدایت‌کنندگان اصلاحات» که در زمان دولت‌های خاتمی هم مطرح می‌شد و بنا به دلایلی از جمله بحران‌های سیاسی و مخالفت‌های بالقوه در سطح ساختار قدرت به جد پیگیری نشد، می‌تواند مهم تلقی شود. یکی از استراتژی‌های دوم‌خردادیها برای دستیابی به این اهداف، «ایجاد تشنج در فضای عمومی به خصوص دانشگاهها و فعال کردن دانشجویان» است. تصمیم‌سازان دوم‌خردادی با «بزرگنمایی محدودیتهای تشکیلاتی دانشجویی منتقد و سردادن شعار مخالفت با بازداشت دانشجویان و تعطیلی نشریات» سعی می‌کنند قشر دانشجو را به سمت خود جذب کنند.

4) سناریوی رفراندوم:

بسیاری از سران جناح دوم‌خرداد بر این باور هستند که تنها راه پیروزی آنان، تبدیل کردن انتخابات به یک «رفراندوم بزرگ» برای «نه» گفتن به رادیکالیسم و در حقیقت احمدی‌نژاد است. برخی از آنها بر این باورند که مردم باید در انتخابات نشان دهند که تعارض دو دین و دو قرائت از جمهوری اسلامی در کجا ایستاده‌اند.
نشریه «عصر نو» ارگان رسمی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در سرمقاله خود می نویسد: «صحنه و عرصه واقعی سیاست در ایران کنونی، آوردگاه دو گرایش متقابل در پیکره نظام جمهوری اسلامی است. یکی از این گرایشها میل به مطلقه و غیرمشروط کردن حکومت و شکل دادن یک ساختار اداری ـ سیاسی هرمی منفرد برای آن است که گردش قدرت در آن وجود ندارد و قدرت سیاسی حتی از نظر شکلی نیز دچار دست به دستی معمول در نظامات مبتنی بر رای اکثریت مردم نمیشود. در کشور ما این گرایش را اقتدارگرا و یا به قول خود اهل گرایش، اصولگرا نامیده‌اند. گرایش دوم کسانی را در برمیگیرد که به صورتی بنیادین به ناایستایی وضعیت حکومتها و تغیر وضعیت و ماهیت آنها در طول زمان باور دارد و معتقد است تحولات درونزا و کنترل شده یک نظام سیاسی به تکامل و ماندگاری آن یاری میرساند. این گرایش معتقد است امتزاج آگاهانه سنن حکومتی، اقتضائات فقهی و نظامات اجتماعی نوپدید یا مدرن (دموکراسی مبتنی بر آزادی انتخاب و حق رای) بر بستر آداب و اخلاق و فرهنگ اجتماعی ما میتواند سنتز مناسبی برای یک نظام حکومتی بومی و مناسب به دست دهد. این گرایش خود را تحت نام اصلاح طلب جمهوری اسلامی تعریف کرده است. بدیهی است این تعریف همه نیروهای بیرون از دایره این دو گرایش در خارج و داخل ایران را مغفول نمیگذارد، اما آنان را عوامل موثر یا درگیر در آوردگاه ذکر شده نمیداند.» (20)

5) سناریوی مظلوم‌نمایی:

عاطفی‌ساختن فضای جامعه و احساسی کردن افکار عمومی برای جلب آراء به شیوه «پوپولیستی» از ترفندهای قدیمی دوم‌خردادیها است که در این انتخابات هم با بزرگ نمایی موانع سر راه خاتمی که حتی بارها از زبان خودش بیان شده و نشان دادن این موضوع که حساسیت حاکمیت روی خاتمی زیاد است به دنبال آن هستند.
ظاهراََ هنوز هم بهترین حربه دوم‌خردادیها برای جلب نظر مردم، «مظلوم‌نمایی» است. این سناریو در دوران دوم‌خرداد تا حدودی مورد پذیرش مردم قرار گرفت اما از یک جایی به بعد، بخصوص از وقتی دوم‌خردادی‌ها زمام تمام امور اجرایی کشور را بدست گرفتند، مظلوم‌نمایی آنها مضحک شد و دیگر حوصله مردم را بسر آورد. مردم ایران، عاشق دفاع از مظلومان هستند اما وقتی احساس کنند کسانی مظلومی‌نمایی را بعنوان یک حربه و ابزار سیاسی برگزیده‌اند، روی خود را به سوی دیگر بر میگردانند! بی‌توجهی مردم به تحصن نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به ردصلاحیتشان نشان داد که بلیط مظلوم‌نمایی دیگر سوخته و کاربردی ندارد. اما همچنان این حربه مورد استفاده وسیع دوم‌خردادی‌ها است!

6) سناریوی بحرانی نشان دادن:

طراحان این سناریو با بحرانی نشان‌دادن شرایط کشور، بزرگنمایی تحریمها و تهدیدات بین‌المللی، همچنین بازگویی و واکاوی ضعفهای احمدی‌نژاد از ابتدا تاکنون، در حقیقت به دنبال بحرانی نشان دادن وضعیت کشور هستند.
متاسفانه در این سالها، بیگانگان به صورت بی‌سابقه‌ای به بهانه‌های متعدد در موضع‌گیری‌ها، بیانیه‌ها، انعقاد پروتکل‌های همکاری و کنفرانس‌ها در امور داخلی کشور مداخله کرده‌اند. برخی صریحاً حمایت خود از دوم‌خردادی‌ها را در برابر اصولگرایان در انتخابات و حتی گاهی حمایت از نامزد مورد نظر را رسما اعلام کرده‌اند.
تصمیم‌سازان دوم خرداد در این سناریو احتمالا از تیترهایی نظیر «‌نامه اوباما به مردم ایران بعد از انتخابات ریاست جمهوری نوشته خواهد شد»، «اتحادیه اروپا برای گسترش مناسبات خود منتظر نتایج انتخابات ریاست جمهوری است» و.. استفاده خواهند برد. (21)

7) سناریوی تشکیک:

«سناریوی تشکیک» در آرا چه پیش از آغاز رسمی انتخابات و چه بعد از اعلام نتایج، از جمله سناریوهای نخ‌نما شده دوم‌خردادیها در همه دوره‌های انتخاباتی است که هنوز هم در حال پی‌گیری آن هستند. کارنامه برخی از جریانات سیاسی خصوصا کسانی که امروز بر مسند تصمیم‌گیری برای بخش افراطی جریان دوم‌خرداد تکیه داده‌اند نیز نشان می‌دهد که آنها هرگاه با رأی مخالف مردم روبرو شده‌اند و از تحلیل آن عاجز مانده‌اند، ساده‌ترین راه را زیر سئوال بردن سلامت انتخابات یافته‌اند. افراطیون دوم‌خردادی با بستن چشمهای خود به روی واقعیت، به جای آنکه علت رویگردانی مردم از دوم‌خرداد را ریشه‌یابی کنند، با طرح اصطلاحاتی نظیر «نیروهای غیبی»، عملا طرف مقابل را متهم به تقلب می‌کنند. بحث نظارت سازمانهای بین‌المللی بر انتخابات را پیش می‌کشند و با پیشنهاد تشکیل کمیته صیانت از آراء، در حقیقت جو دلهره و تشکیک در انتخابات را دامن می‌زنند و در این مسیر حتی از برخی نیز مایه می‌گذارند.(22) گاهی حتی پا را از این فراتر گذاشته و مراجع تقلید قم را هم به یاری می‌طلبند.(23) «محسن‌آرمین» سخنگوی سازمان مجاهدین در این خصوص می‌گوید: «از مراجع تقلید می‌خواهیم نظر خود درباره حکم شرعی دست بردن در آرای مردم را به صراحت اعلام کنند تا با اعلام نظر آنها، جلوی تخلف در انتخابات گرفته شود».(24)
دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز در این زمینه می‌گوید: «ما نگران آرا هستیم و آن را بارها در جریان انتخابات اعلام کردیم و اینکه یک حزب به شکل گسترده نمی‌تواند بر جریان برگزاری انتخابات نظارت کند، یک ضعف محسوب می‌شود اما متاسفانه همه ابزارها در دست جناح رقیب است. ما به تنها چیزی که امیدواریم این است که حضور گسترده مردم در انتخابات و اختلاف آشکار رای اصلاح‌طلبان با سایر رقبا، مانع تخلف شود چنانکه در سال 76 نیز اختلاف بسیار زیاد آقای خاتمی با رقیب خود توانست زمینه تخلف را به هم ریزد. من نگفتم نگرانی از آرا جدی نیست یا با حضور آقای خاتمی تخلف از بین می‌رود بلکه معتقدم شاید تشدید هم بشود. اما معتقدم با حضور آقای خاتمی و مشارکت گسترده مردم، فاصله آرا آنقدر زیاد خواهد شد که تخلفات چاره‌ساز نخواهد بود.(25)

پی‌نوشت‌ها:

1ـ هدایت آقایی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران: «کاندیداتوری همزمان کروبی و خاتمی، جبهه اصلاحات را دوشقه می‌کند. سردرگمی در میان اصلاح‌طلبان باعث پراکندگی نیروها شده است». (خبرگزاری فارس؛ 14 بهمن 87)
2 ـ احمد زیدآبادی: «عبدالله نوری برای ورود به عرصه انتخابات در حال بررسی شرایط است. نوری در عین حالی که عقیده دارد گزینه‌های دیگر نیز باید بررسی شوند، اما معتقد است اگر به این نکته برسد که بر فضای کشور اثرگذار است، کاندیداتوری خود را یک وظیفه اجتماعی می‌داند.» (روزنامه آفتاب یزد؛ شماره 2492؛ 18آبان87)
ـ «عبدالله ناصری» عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: «با احترام به همه افرادی مانند کروبی ، عارف، نجفی و همچنین میرحسین موسوی، ولی خاتمی نامزد اصلی جبهه اصلاحات است» (خبرگزاری جمهوری اسلامی؛ 3 آذر ۸۷‬ )
ـ «محمد‌علی‌نجفی» عضو موسس حزب کارگزاران: «اگر خاتمی در انتخابات آینده حضور نیابد، از کروبی، ولایتی یا روحانی حمایت می‌کنیم». (خبرگزاری فارس؛ 13 بهمن 87)
ـ «محمد‌هاشمی» در حاشیه همایش «دهه چهارم؛ ضرورت تعامل و تحول»: «در حال فکر کردن برای کاندیداتوری هستم». (خبرگزاری‌ فارس؛ جمعه 27 دی 87)
ـ «محمدرضا ‌عارف» در حاشیه همایش «مدیریت و راهبردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات»: «یکی از نامزدهای جبهه اصلاحات هستم، اما قائل به اجماع» (باشگاه خبرنگاران جوان؛ سه شنبه 11تیر ماه 87)
ـ «مرتضی الویری»: «میرحسین موسوی در صورت نیامدن خاتمی کاندیدا خواهد شد».(خبرآنلاین؛ سه شنبه 10 دی 1387)
ـ «اسماعیل منتظری» نائب رئیس شورای مرکزی حزب اسلامی کار: «نامزدی حسین‌کمالی دبیر کل حزب اسلامی کار به عنوان اصلی ترین نامزد حزب اسلامی کاربرای انتخابات ریاست جمهوری دهم در شورای مرکزی حزب قطعی شد». (باشگاه خبرنگاران جوان؛ 9 تیرماه 87)
3 ـ «مصطفی کواکبیان» دبیرکل حزب مردم‌سالاری گفت: «اگر میرحسین‌موسوی بیاید، حمایت اکثریت اصلاح‌‏طلبان و جمعی از اصولگرایان را خواهد داشت». (خبرگزاری کار(ایلنا)؛ 25 آبان 1387)
4 ـ «دکتر علیرضا بهشتی»: «اصلاح‌طلبان برخی از ساز و کارها را مغفول گذاشتند و از تمامی ظرفیت‌های ساختاری استفاده نکردند و همچنین توجه آنان به اقشار مختلف جامعه و سیاست‌های اقتصادی مربوط به این بخش یا حضور دین در جامعه که در دوره اصلاحات با فراز و فرودهایی همراه بود از جمله نقدهای آقای مهندس موسوی بود؛(ضمیمه روزنامه اعتماد؛ 1 بهمن ۱۳۸۷)
ـ «حسن صادقی» عضو هیئت اجرایی خانه کارگر: «میرحسین جلوی تندروی‌های درون اصلاحات را می‌گیرد. (خبرگزاری فارس؛ 5 بهمن 1387)
5 ـ «سید محمد خاتمی» در دیدار با گروهی از مردم قم:«متأسفانه مهندس موسوی هنوز به تصمیم نرسیده‌اند و در این زمینه تأملاتی دارد؛ اگر مهندس موسوی به هر دلیلی نیاید، من با اینکه مشکلات این راه را رصد کرده‌ام و می‌دانم؛ باید دل به خدا بسپارم و در عرصه بیایم. (12 بهمن 1387)
6 ـ «کروبی» در دیدار با جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی: «با تمام وجود ایستاده و صحنه را خالی نمی‌کنم».
(خبرگزاری فارس؛ 13 بهمن87)
7 ـ «مصطفی درایتی» عضو شورای مرکزی حزب مشارکت : «استقبال هاشمی از کاندیداتوری خاتمی به صورت علنی نخواهد بود اما از نظر جهت‌گیری یقیناً از آمدن خاتمی حمایت خواهد کرد»
8 ـ عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی: «هاشمی‌رفسنجانی در نظام سیاسی ما در جایگاهی قرار دارد که هدایت و اثرگذاری او فراتر از جبهه دوم‌خرداد است. (محمد عطریانفر، گفت وگو با ایلنا، 6 آبان 1387)
9 ـ « حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی» در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب مردم سالاری: «برای آمدن یا نیامدن به انتخابات ریاست جمهوری آتی، مشغول مطالعه و فکر کردن هستم.»(خبرگزاری فارس، 18 آبان 87)
10 ـ رجوع شود به سرمقاله مجله «عصر نو» ارگان مطبوعاتی سازمان مجاهدین انقلاب در تاریخ 3 آذر 87 با عنوان دو شرط خاتمی؛ همچنین گفتگوی «آذر منصوری» معاون سیاسی دبیرکل حزب مشارکت، با پایگاه خبری «آفتاب» در تاریخ یکشنبه 10 شهریور 1387 با عنوان «مهم‌ترین عامل تردید خاتمی برای حضور در انتخابات چیست؟ اگر شرایط عوض نشود تردید خاتمی به یقین تبدیل می‌شود» که در آن گفت وگو تصریح شده است: «تردید خاتمی برای حضور در انتخابات ناشی از حضور افراد یا گروههایی است که با اقدمات غیرقانونی و غیر شرعی به دنبال بی اثر کردن رای مردم هستند».
11 ـ «محمد سلامتی» دبیر کل سازمان مجاهدین در گفت‌‏وگو با ایلنا در تاریخ 29 مهر 87 در واکنش به انتشار اخباری مبنی بر اعلام قریب الوقوع خاتمی مبنی بر عدم حضور در انتخابات، گفت: «انتشار این‌‏گونه اخبار که با اهداف خاصی دنبال می‌‏شود برای منفعل کردن خاتمی است ولی تا آنجا که من اطلاع دارم تمایل خاتمی برای حضور در انتخابات هر روز بیشتر می‌‏شود و این امید در بدنه اصلاحات وجود دارد که وی به انبوه درخواست‌‏ها برای حضور در انتخابات جواب مثبت دهد.»
12 ـ «میل خاتمی به حضور در انتخابات است.» (عبدالله ناصری عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، یاری نیوز،6 دیماه 78)
«سیدمحمد خاتمی تمایل زیادی به حضور در انتخابات ندارد.» (هادی خانیکی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در دومین مجمع عمومی ستاد ملی جوانان حامی خاتمی، یاری نیوز، 20 دیماه 87)
13 ـ «خاتمی در جامعه از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است و نیازی به تبلیغات زیاد ندارد» (محمد سلامتی یاری نیوز)
«اگر کاندیدای اصلاح‌طلبان آقای خاتمی باشد، نیازی به اعلام زودهنگام کاندیداتوری وی نیست چرا که چهره‌یی شناخته شده به شمار می رود» (موسوی لاری، روزنامه اعتماد، 24 مرداد)
14 ـ اعلام نظرنهایی سید محمد خاتمی در خصوص حضور در انتخابات به تعویق افتاد. در حالی که انتظار می رفت سید محمد خاتمی نظر نهایی خود را در خصوص حضور در انتخابات، فردا و در چهارمین جلسه تبیین مبانی نظری اصلاحات اعلام کند، اعلام این تصمیم به تعویق افتاد. سید محمد خاتمی همانگونه که در گفتگو با اعضای هیات تحریریه نشریه «چلچراغ» اعلام کرده بود بنا داشت نظر نهایی خود را ظرف هفته جاری اعلام کند. اما به گفته منابع نزدیک به خاتمی، به دلیل برطرف نشدن برخی از نگرانی‌های خاتمی در صورت حضور و عدم جمع بندی نهایی، اعلام نظر خاتمی به زمان دیگری موکول شد. پیش بینی‌ها حاکی از آن است که تصمیم نهایی خاتمی در خصوص آمدن یا نیامدن در صحنه انتخابات به عنوان کاندیدا، اواخر دی ماه و یا حداکثر تا 22 بهمن ماه اعلام شود. (پایگاه خبری یاری‌نیوز، ٩ دی ١٣٨٧)
ـ خاتمی تصمیمگیری را به روزهای آینده موکول کرد. سید محمد خاتمی ابراز امیدواری کرد طی روزهای آینده تکلیف اصلاح‌طلبان روشن شود. وی در دیدار با مدیرمسئول و اعضای هیات تحریریه روزنامه دنیای اقتصاد گفت: «ترجیح من این است که نیایم چون فکر می‌کنم آمدن ما برای کشور هزینه خواهد داشت ولی ان شاء‌الله تکلیف طی روزهای آینده مشخص خواهد شد. (روزنامه اعتماد؛ پنجشنبه 10 بهمن ماه 1387؛ صفحه 2)
15 ـ «رسول‌منتجب‌نیا» قائم مقام حزب اعتماد ملی: «به احتمال قوی از میرحسین برای تصدی مسئولیتی در کابینه دعوت خواهد شد». (خبرگزاری فارس 6 بهمن 1387)
ـ «محمدرضا راه‌چمنی» رئیس هیات موسس حزب همبستگی: «معاون اول کروبی، قطعا میرحسین‌موسوی خواهد ‌بود».(خبرگزاری فارس؛ 1 بهمن 1387)
ـ «سید شهاب الدین طباطبایی» رئیس شاخه‌جوانان حزب مشارکت: «میرحسین معاون اولی خاتمی را رد نمی‌کند». (خبرگزاری فارس؛ 2 بهمن 1387)
ـ «داریوش قنبری» عضو فراکسیون اقلیت مجلس: «با توجه به همکاری میرحسین و خاتمی، میرحسین موسوی یقینا معاون اولی خاتمی را می‌پذیرد». (خبرگزاری فارس؛ 2 بهمن 1387)
16 ـ در حالیکه برخی اصولگرایان اعلام کرده‌اند تصمیم این جریان برای اجماع یا تکثر به تصمیم سید محمد خاتمی برای حضور یا عدم حضور در انتخابات آتی مربوط است ، گفته می‌شود خاتمی نیز تصمیمش به تصمیم اصولگرایان گره خورده است! به گفته منابع آگاه نزدیک به جبهه اصلاحات، سید محمد خاتمی در صورتی وارد میدان می‌شود که مطمئن باشد اصولگرایان نیز بر روی احمدی‌ن‍ژاد اجماع خواهند کرد و اگر بداند اصولگرایان گزینه‌ای غیر از احمدی‌ن‍ژاد را در انتخابات آتی یاری می‌کنند وارد میدان نخواهد شد. به عبارت دیگر یا خاتمی و احمدی‌نژاد با هم می آیند و رقابت می‌کنند و یا اگر خاتمی نیاید، نشانه این است که احمدی‌نژاد هم نخواهد آمد. به گفته همین منابع آگاه، علت اصرار خاتمی به رقابت با احمدی‌نژاد این است که وی و بسیاری از تحلیلگران اصلاح‌طلب بر این باورند تداوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به اقتصاد کشور وارد می‌کند و موج نارضایتی‌ها ممکن است سبب بروز مشکلات عظیم‌تری شود. لذا خاتمی به عنوان تنها نامزدی که می‌تواند به راحتی از سد احمدی‌نژاد عبور کند وارد میدان خواهد شد تا با تشکیل کابینه‌ای از اهل تخصص و مشورت با نخبگان و کارشناسان راه‌های برون رفت از وضع بد اقتصادی موجود و افزایش میزان رضایت‌مندی مردم از نظام را، مد نظر قرار دهد ... بدین ترتیب یا اصولگرایان از احمدی‌نژاد می‌گذرند و به نامزدی کارآمد می‌رسند که توان حل مشکلات کشور را داشته باشد و یا اصولگرایان اصرار می‌کنند که مردم چهار سال دیگر هم مشکلات را با روی کار بودن دولت نهم تحمل کنند که در این صورت خاتمی وارد میدان می‌شود. به هر صورت حاصل عدم ورود یا ورود خاتمی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری ، پایان چهار سال ریاست جمهوری پر حرف و حدیث محمود احمدی‌نژاد خواهد بود. (پایگاه اطلاع رسانی اصلاحات، ۹دی ۱۳۸۷)
17 ـ «علی باقری» عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: «اگر خاتمی نیاید، شاید سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از مشارکت در انتخابات و معرفی کاندیدا کناره‌گیری کند». (خبرگزاری مهر، ٣ دی ١٣٨٧)
ـ «عرب سرخی»: «خاتمی در پی کسب موافقت نهادی نیست اما اگر کسانی در مدیریت نظام تصمیم بگیرند که مانع از حضورش شوند تکلیف از وی ساقط است».(پایگاه خبری یاری، ٢٢ دی ١٣٨٧)
18 ـ «محمد سلامتی» دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درباره برنامه اصلاح‌‏طلبان برای ممانعت از دخالت نهادهای غیرمسوول در بخش‌‏های مختلف انتخابات، تاکید کرد: «تنها کاری که از دست اصلاح‌‏طلبان بر می‌‏آید، افشاگری است». (خبرگزاری کار، ایلنا، 2٠ آذر1387)
19 ـ «محسن آرمین»: «رد صلاحیت شخصیت‌‏هایی مثل خاتمی، هزینه سنگینی را بر برگزارکنندگان انتخابات تحمیل می‌‏کند و چنین اقدامی به معنای عدم صلاحیت مسوولان کنونی برای برگزاری انتخابات است.» (روزنامه کارگزاران،17 مرداد، 1387)
ـ «محسن آرمین»: «رد صلاحیت خاتمی ممکن نیست و هیچ کس توان رد صلاحیت وی را ندارد، زیرا رد صلاحیت خاتمی هزینه آنچنان سنگینی را بر آنها تحمیل می‌کند که قادر به تحمل آن نیستند و اساساً انتخابات را از مشروعیت می‌‏اندازد». (خبرگزاری ایلنا ـ 30 مرداد 87)
20 ـ سرمقاله نشریه عصر نو 3/9/87
21 ـ «بهزاد نبوی»: «امروز نجات کشور از وضعیت بحرانی موجود مطرح است و اساسا ضرورتی ندارد دنبال ایده‌آل‌هایمان باشیم و یا ببینیم با شرکت در انتخابات چقدر می‌توانیم به آن ایده‌آل‌ها تحقق ببخشیم؟ بلکه باید درصدد باشیم نامزدی را معرفی کنیم که بتواند کشورا را نجات دهد و به دنبال پیروزی وی که همان نجات کشور است، باشیم».(گفت‌وگو با سایت باران؛ ۱۲ مهر ۱۳۸۷)
ـ «دکتر سید محمد صدر»: «اوضاع کشور روز به روز وخیم تر می‌شود و به لحاظ سیاست خارجی، سیاست داخلی، اوضاع اقتصادی و وضعیت اخلاقی به طرف سراشیبی بدی می‌رویم». (گفتگو با پاگاه خبری یاری)
22 ـ «مرتضی مبلغ» معاون سیاسی وزیر‌‏کشور در دولت دوم‌خرداد پیشنهاد کرد برای صیانت از آرا در انتخابات دهم ریاست جمهوری، اصلاح‌‏طلبان با اصولگرایانی که معتقد به آرای مردم هستند، سازمانی برای این هدف تشکیل دهند. (گفت‌‏و‌‏گو با ایلنا ـ 2 دی 87)
ـ «فیض‌‏الله عرب‌‏سرخی»: «همه نیروها و حتی بخشی از نیروهای اصولگرا نیز نگران برگزاری سالم انتخابات هستند زیرا دستگاه اجرایی با بخشی از اصولگرایان هم‌‏رای است و بخش دیگر نگران هستند و اکنون این نگرانی افزایش پیدا کرده است. (گفت و گو با ایلنا، 7 دی 1387)
ـ «سیدحسین مرعشی» سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی: «تنها راه صیانت از آرا، حضور با شکوه مردم در پای صندوق‌‏های رای است که راه را بر هر نوع بدخواهی و انحراف می‌‏بندد». (خبرگزاری کار ایران، ایلنا،‌ 8 دی 87)
ـ «فاطمه راکعی» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی: «از طرح تشکیل کارگروه صیانت از آرا از سوی احزاب برای انتخابات آینده استقبال می‌کنیم، چراکه بحث صیانت از آرای مردم ماموریت ملی احزاب است. (گفتگو با ایلنا، ٩ دی ١٣٨٧)
23 ـ «سیدحسین مرعشی» سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی: «مردم باید اطمینان داشته باشند که رای‌‏شان درست خوانده می‌‏شود تا پای صندوق رای بیایند. باید بدانند هرچه آنان می‌‏خواهند، همان اتفاق می‌‏افتد و امانت حفظ خواهد شد. هرچند ممکن است در جریان انتخابات خطاهای کوچک و جزئی وجود داشته باشد اما این خطاها بر سرنوشت انتخابات بی‌‏تاثیر است و حضور مردم، فتواهای صریح مراجع عالی‌‏قدر و احکام رهبر انقلاب، راه را بر کج‌‏اندیشی‌‏ها بسته است به این معنا که تا امروز علی‌‏رغم وجود برخی مشکلات هرگاه مردم پای صندوق‌‏های رای حضور باشکوهی داشتند، رای آنان به درستی خوانده شده است.» (خبرگزاری کار ایران، ایلنا،‌ 8 دی 87)
24 ـ گفت‌‏وگوی محسن آرمین با ایلنا، 26 دیماه 87
25 ـ محمد سلامتی، ضمیمه اعتماد روزنامه اعتماد، چهارشنبه، 6 آذر 1387

منبع: راسخون

دسته ها :

پیشگفتار:

جبهه‌دوم‌خرداد به صراحت و بدون پرده‌پوشی در رسانه‌ها و موضع‌گیری‌های خود، نظام جمهوری اسلامی را به نظامی سکولار، لیبرال سرمایه‌داری و هضم در نظام‌سلطه تعریف می‌کردند و در این رهگذر حتی به مرز اهانت به پیامبر‌(ص)، قیام عاشوراء، نظام دینی، امام، ولایت‌فقیه، رهبری و ... رسیدند و تندروی‌ها، افراطی‌گری‌ها و حریم‌شکنی‌ها قابل توجهی داشتند.
نکته قابل تأمل این است که مقابله با ماهیت و هویت دینی نظام‌جمهوری‌اسلامی و تلاش برای براندازی این ماهیت از سوی جریان رادیکال دوم خرداد که به صراحت تئوری «حاکمیت‌دوگانه» را مطرح کردند، خواسته‌ای نبود که صرفاً در رسانه‌های آنها منعکس شود بلکه در عملکرد نهادهای سیاسی در اختیار این جریان مانند: وزارت‌ارشاد، وزارت کشور و ... مشهود بود.
در ارزیابی منطقی و واقعی از یک جریان خطی و به‌هم‌پیوسته، باید به 5 سطح بپردازیم: «مبانی‌اندیشه، اعتقادات، حوزه نظری، رویکردی و رفتاری» 5 حوزه و سطحی هستند که می‌توان هر جریان خطی را مورد ارزیابی و واکاوی قرار داد. در این تحلیل که اجمالی از مباحث دکتر «جهاندار‌ امیری» است به سه سطح اشاره شده است.

مقدمه:

مشارکت گسترده و ناگهانی مردم در دوم‌خرداد 1376، رویداد و اتفاق سیاسی غیرمنتظره‌ای بود که برداشت‌ها و تحلیل‌های مختلف و بی‌سابقه‌ای درباره آن بیان شد. گستردگی دامنه این تحلیل‌ها به میزانی است که جمع آنها تقریباً ناممکن است. در یک ضلع این تحلیل‌ها گفته می‌شود که پیروزی یک جناح در دوم‌خرداد، محصول شبهه‌افکنی رسانه‌های بیگانه، جنگ‌روانی روشنفکران غرب‌گرا و برخی فعالان سیاسی و انحراف در افکار عمومی بود. در ضلع دیگر آن، تعریف از دوم خرداد قرار داشت که آن را انقلاب و فراتر از نظام اسلامی و چارچوب‌های تحلیلی آن می‌دانست. به‌نظر این طیف، دوم‌خرداد محصول فشار نیروها و نابسامانی‌های گذشته، تحولات اجتماعی و برخی سیاست‌های اعمال‌شده بود که می‌توان آن را نقطه‌عطف و همپای انقلاب اسلامی سال 1357 ایران دانست.
در میان این دو ضلع، تحلیلی قرار داشت که آن را رخدادی طبیعی در چارچوب نظام اسلامی می‌دانست. اپوزیسیون خارج از کشور هم دوم‌خرداد را مرتبط با گفتمان انقلابی 1357 می‌دانست و معتقد بود که این گفتمان (انقلاب اسلامی) با گذشت حدود دو دهه از تاریخ آن، با چالش‌هایی اساسی به‌ویژه در مقابل مدرنیته روبه‌رو شده بود و دوم‌خرداد برای جلوگیری از سقوط آزاد نظام به سوی از هم‌گسیختگی شکل گرفت.
بیشتر افراد و گروه‌هایی که میانه خوبی با نظام جمهوری اسلامی نداشتند، دوم‌خرداد را بی‌هیچ کم‌و‌کاستی، انقلاب معرفی می‌کردند و با اطمینان و جرأت تمام می‌گفتند این حرکت مردم، انقلابی سیاسی بود. این افراد در توجیه نظر خود به برخی ویژگی‌های انقلاب اشاره می‌کردند و می‌گفتند رخداد دوم‌خرداد همانند انقلاب دارای ویژگی‌هایی همچون نقطه عطف بودن، فراگیر بودن، منجر شدن به دگرگونی‌های گسترده و داشتن ایدئولوژی و رهبر بود. اما از آنجا که اصلی‌ترین ویژگی انقلاب، خشونت‌بار بودن آن است و دوم‌خرداد فاقد این جنبه بود، آن را انقلاب آرام، خیزش جدید، اصلاحات رادیکال می‌نامیدند که تفاوت چندانی با انقلاب نداشت.
اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون خارج از کشور می‌خواستند با انقلاب نامیدن دوم‌خرداد، «مخالفت در رژیم» را به «مخالفت با رژیم» تبدیل کنند. آنها از قواعد دمکراتیک، به دنبال نفوذ در بدنه نظام، تسخیر آن، مرعوب‌‌کردن مخالفان، ساختارشکنی و کسب تمام قدرت برای ساختن نظمی جدید و آغاز راهی نو بودند. در مقام بررسی مختصر مفهوم انقلاب و مقایسه دوم‌خرداد با انقلاب باید گفت که انقلاب، راهبردی است که به کمک آن با یک خیزشی همگانی و به مدد پیکار مسلحانه، یک نظام ساقط‌شده و تغییرات بنیادین در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در آن ایجاد می‌شود. اندیشمندان سیاسی، خشونت‌بار بودن، جایگزینی یک نظام جدید به‌جای نظام تخریب شده، دگرگونی‌های بنیادین در ارزش‌ها و اسطوره‌ها را جزء مهم‌ترین ویژگی‌های انقلاب می‌دانند. انقلاب وقتی به‌وقوع می‌پیوندد که انسداد سیاسی بر جامعه حاکم و مشکلات و معضلات ایجاد شده از طریق ساختارهای قانونی قابل حل نباشد و مردم به این نتیجه برسند که باید برخلاف ساختارها، قوانین ارزش‌ها و اهداف نظام حاکم به شیوه‌های مختلف به سرنگونی آن بپردازند. با توجه به این تعاریف و ویژگی‌ها، اگر دوم‌خرداد انقلاب بود، به‌صورت حداقلی باید تمام وضعیت موجود و مناسبت‌های سیاسی را بر هم می‌زد و اگر انقلاب اجتماعی بود، می‌بایست مناسبات مربوط به بهره‌برداری از نیروهای تولید و اقتصاد را نابود می‌کرد و شکل‌ دیگری را جایگزین آن می‌ساخت و اگر هم انقلاب فرهنگی بود، می‌بایست نحوه تلقی نگرش و ارتباط انسان‌ها را با یکدیگر و با سنت‌ها دگرگون می‌کرد. بنابراین به هیچ عنوان نمی‌توان آن را به‌عنوان انقلاب معرفی کرد. حتی دوم‌خرداد را نمی‌توان جنبش اجتماعی نامید چرا که هدف و برنامه واحد، ایدئولوژی و ارزش‌های مشترک و هماهنگی نیروهای مختلف آن، هیچ‌کدام آن‌گونه که در جنبش‌های اجتماعی باید باشند در رخداد دوم‌خرداد نبود. گروه‌های دوم‌خرداد هرکدام به‌صورت جداگانه برنامه سیاسی و اهداف خاصی برای خود داشتند و انسجام در اهداف، که خاص جنبش‌های اجتماعی است، در گروه‌های تشکیل‌دهنده دوم خرداد نبود. آنها از نظر عقیدتی و ایدئولوژیکی هم طیف ناسازگار و ناهماهنگی بودند که در یک سر آن معتقدان به سکولاریسم و لیبرالیسم غربی و در سر دیگر آن طرفداران ارزش‌های دینی وجود داشتند. حتی بعد از پیروزی هم وجود تنافض و اختلاف در جبهه دوم‌خرداد واضح و آشکار بود به‌گونه‌ای که هیچ‌کس نمی‌توانست آن را انکار کند. در واقع دوم‌خرداد حالت بلوک و جبهه‌ای را داشت که در آن گروه‌های مختلف و متعددی با دیدگاه‌های متفاوت حضور داشتند.
گفتمان اصلاح‌طلبان در مقطع پیروزی یعنی خرداد 1376، ترکیبی از نمادها و نشانه‌های مختلف و گاه متضاد بود که شعارهای مذهبی، انقلابی، خط امامی، ملی‌گرایانه و دمکراتیک استفاده می‌کرد. از سوی دیگر، این گفتمان، نمادهایی برای جوانان، زنان و کسانی که حتی حساسیتی به دین و انقلاب نداشتند، مطرح کرد. علاوه ‌بر این با ژستی اپوزیسیونی، اپوزیسیون، مخالفان دین‌مداری و طبقات مدرن را هم بسیج کرد.
دوم‌خردادی‌ها برای پیروزی خاتمی، شعارهای پوپولیستی و منجی‌گرایانه سر دادند و به‌ «کاریزماسازی» پرداختند. «کاریزماسازی» و اسطوره اگرچه تحرک‌آفرین و در شرایطی مورد نیاز می‌شوند، ولی این روحیه الزاماً از عقل، منطق و توسعه تبعیت نمی‌کند. در فضای حماسه و اسطوره‌ای، آنچه همه را به تحرک وامی‌دارد و ذهن‌ها را می‌شوراند، هیجان است. در دوم‌خرداد توقعاتی در جامعه ایجاد شد که بسیار فراتر از توان دوم‌خردادی‌ها بود و بعد از آنکه در عمل کردن به شعارها، موفقیت‌ نهایی ایجاد نشد، اعلام می‌شد که جامعه و افکار عمومی توقعاتی از اصلاح‌طلبان دارند که فراتر از توان آنهاست.
با توجه به نقش برخی فعالان سیاسی، نخبگان و مطبوعاتی‌ها در راه‌اندازی توده‌های مردم، می‌توان استدلال کرد که نخبگان و روشنفکران با توجه به آمادگی شرایط، مردم را به حرکتی توده‌وار واداشتند. اینکه در انتخابات دوم‌خرداد 1376، «خانه کارگر» که باید مدعی حمایت از حقوق کارگران باشد، با کارگزاران که طرفدار اقتصاد آزاد، سرمایه‌داری و آزادی سرمایه هستند و «دین‌دار اصول‌گرا» با لیبرال و طرفداران مدرنیسم در یک جناح و جبهه جمع می‌شوند، مشارکت براساس منابع و مصالح صنفی، فکری، اقتصادی افراد و گروه‌ها نیست و حرکتی توده‌وار و پوپولیستی است که نخبگان و روشنفکران برای پیروزی در انتخابات شکل داده بودند.
موج‌سواری بر اعتراض‌ها و انتقادها و استفاده ابزاری از مردم، فرصت تاریخی برای کسانی ایجاد کرد که همه مطالبات را با هم مطرح می‌کردند. از جامعه مدنی، قانون‌گرایی و آزادی برای سهیم شدن در قدرت و کنار زدن رقبای خود استفاده کردند و پس از آن معنای مفاهیم ذکرشده را از نظام فراتر بردند.
زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی رخداد دوم خرداد
به این فرضیه که دوم‌خرداد ریشه در تحولات سیاسی و اقتصادی دوره بعد از جنگ تحمیلی دارد، دوگونه «سلبی» و «ایجابی» نگاه شده است. طرفداران «نگاه‌ایجابی»، معتقدند که توسعه سیاسی رخداد دوم‌خرداد و تحولات دوره اصلاحات، فرایندهایی نبودند که یک شبه ایجاد شوند، بلکه ریشه آن را باید در دوره سازندگی جستجو کرد. (1) برخی افراد هم با نگاهی سلبی و منفی معتقدند که دوم‌خرداد یکی از عوارض و بازتاب‌های دوران سازندگی بود و پیام دوم‌خرداد یک جواب منفی به عملکرد دوران سازندگی بوده است. براساس این نگرش، دوم خرداد اعتراض به خط‌مشی‌های یک‌سویه و شتابان دولت سازندگی درجهت توسعه اقتصادی ... و بی‌توجهی این دولت به برنامه‌های توسعه سیاسی بود. به‌عبارت دیگر، می‌توان گفت دوم‌خرداد در واکنش به الگوی دگرگونی «شبه‌مدرنیستی‌اقتصادی» دهه دوم انقلاب پدید آمد.
در بررسی دو دیدگاه، باید پذیرفت که رخداد دوم خرداد به‌ پایه تحولات اقتصادی و اجتماعی دهه قبل از آن با برنامه‌های بازسازی اقتصادی، تعدیل و خصوصی‌سازی شکل گرفت. جنگ هشت ساله، که به ایران بعد از انقلاب تحمیل شد، درواقع تمام منابعی را که باید صرف سرمایه‌گذاری و ایجاد فرصت‌های شغلی و درآمدی می‌شد به خود اختصاص داد و زیرساخت‌های فیزیکی، کارخانجات و ظرفیت‌های تولیدی بزرگی را تخریب کرد و با کاهش درآمد سرانه مردم، بیکاری و فقر را در کشور به‌شدت افزایش داد. برنامه اقتصادی دوران سازندگی، تخصیص منابع را به‌گونه‌ای سازمان می‌داد که بخش عمده آن در خدمت توسعه تأسیسات زیربنایی اقتصادی، احداث سدها، نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، توسعه صنایع مادر، راه‌ها و مخابرات قرار می‌گرفت. به‌علاوه برنامه تعدیل و خصوصی‌سازی، مهم‌ترین رکن دوران سازندگی به‌شمار می‌رفت که نتایج خاصی را به‌دنبال داشت.
برخلاف دهه اول انقلاب، دولت جدید ادعا می‌کرد که به‌خصوصی‌سازی و کاهش حجم دولت خواهد پرداخت؛ اما بعد از شروع سیاست‌های بازسازی، به تبعیت از الگوهای اقتصاد «نئولیبرالی» و برخی بنیادهای اقتصادی در سایه دولت تقویت شدند و اختلاف‌های طبقاتی و بی‌عدالتی اجتماعی در جامعه افزایش یافت و شکاف طبقاتی در جامعه به امری ملموس تبدیل شد. بنابر آمار رسمی، در حالی ‌که نسبت درآمد بالاترین دهک به پایین‌ترین آن در کشورهای همسایه بسیار پایین بود، در ایران این شکاف با سرعت زیادی گسترده‌تر شد.
در کنار دیدگاه اقتصادی مبتنی بر نوسازی و توسعه اقتصادی برای تبیین رخداد دوم‌خرداد، گرایش شبیه به دیدگاه ساختاری‌‌ـ کارکردی در توضیح انقلاب‌ها معتقد است که ریشه رخداد دوم‌خرداد را باید در تحولات اجتماعی و فرهنگی جست‌و‌جو کرد و تحولات اقتصادی نقش حاشیه‌ای در ظهور این واقعه داشته است. برخی از این تغییرات عبارتند از: «رشد چشمگیر نرخ باسوادی، رشد کمی دانشجویان و مراکز آموزش عالی، مصرف‌گرایی، مدرک‌گرایی، تجمل‌‌گرایی، روابط باز در رفتارها و برخوردهای جنس‌‌های مخالف، شکل‌گیری شادی‌های جدید، دگرگونی در چگونگی گذراندن اوقات فراغت و تغییر مرجعیت برخی جوانان و نوجوانان از گروه‌های سنتی به گروه‌های مدرن و ...».
نسل جدید که با نسل اول انقلاب فاصله گرفته بود و تجربه انقلابی‌گری نداشت، شاهد پُررنگ شدن زندگی تجملی، مادی‌گرایی و لوکس‌گرایی به‌عنوان ارزش‌های جدید بود و اتفاقاً از نظر ساختار جمعیتی بخش عظیمی از جامعه را تشکیل می‌داد. آنها کمتر زیر بار شیوه‌های زندگی سنتی می‌رفتند و با آهنگ تبلیغات رسمی هماهنگ نبودند و شکاف اجتماعی و ارزشی ملموسی با طبقات سنتی ایجاد کرده بودند. گروه‌های به صحنه آمده، همچون جوانان، نوجوانان و زنان می‌خواستند با تحلیل و نگاه خود به نقد و بازنویسی حیات سیاسی و اجتماعی خود بپردازند. طیف چپ نظام که وضعیت پیش‌آمده را ناشی از برنامه‌های جناح راست می‌دانست، با توجه به سرخوردگی‌های ایجاد شده، همراه با بخش مدرنی که نه تنها خود از میان ناهماهنگی‌ها سربرآورده بود و در تشدید آن نقش اساسی داشت، با ژستی مخالف به هدایت و سکان‌داری موج فرهنگی ـ اجتماعی پیش‌آمده پرداختند.

مبانی نظری و فکری دوم خرداد

اصلاح‌طلبان دوم‌خردادی که بعد از پیروزی «سیدمحمد‌خاتمی» تلاش کردند تا با نظریه‌پردازی برای دوم‌خرداد و معرفی آن به‌ عنوان انقلاب، جنبش یا شبه ‌انقلاب، جهت و گرایش خاصی به دوم‌خرداد بدهند، عموماً معتقدند که بانیان دوم‌خرداد در حلقه‌های فکری و سیاسی مشخصی قرار داشتند. این طیف معتقد است که سرمشق دوم‌خرداد، نظریات اجتماعی و فکری نوگرایان دینی و تجلی اراده روشنفکران دینی در جامعه بوده است. به‌نظر این گروه، روشنفکران دینی، «هسته‌ بسیج‌گر» دوم‌خرداد بودند و «آقای‌خاتمی» از مفاهیم مدرن برخی حلقه‌های تحقیقاتی استفاده می‌کرد. گفتمان اصلاحی، مدنی و مردم‌سالار دوم‌خرداد محصول تعامل فکری کانون‌های روشنفکری بوده و با تعامل با روشنفکران غیردینی هم در برآمدن آن تأثیر داشته است.
رخداد دوم‌خرداد مجموعه‌ای گسترده و ناهماهنگ را در خود جمع کرده بود که برخی از جناح‌های داخل آن نه تنها میانه خوبی با هم نداشته، بلکه متخاصم و مخالف همدیگر محسوب می‌شدند. علاوه ‌بر این، تبدیل شدن این رخداد به نهاد و قرار گرفتن نیروهای آن در درون ساختارها، آن را دچار رکود و ناهماهنگی بیشتر می‌کرد. دوم‌خردادی‌ها با گذشت حدود یک سال، تلاش‌های متعددی برای بازسازی فکری آن و معرفی‌اش براساس یک نظریه اجتماعی به‌عمل آوردند. هدف این بود که به بی‌سروسامانی‌ها و ابهام‌های مفهومی پایان داده شود و بنیانی برای هدایت برنامه‌ها، سیاست‌ها و مفاهیم ایجاد شود. تناقضات و بحران مفهوم ایجادشده اگرچه ریشه‌های متعددی داشت، ولی نیازمند تبیین، تشریح و توضیح بود و برای چنین اقدامی، چارچوب نظری بایسته‌ای ضرورت داشت.
مفاهیمی همچون «قانون‌مداری، جامعه مدنی، اصلاحات و آزادی» نیازمند نظریه‌پردازی برای مشخص‌شدن چارچوب‌هایشان بودند تا به‌صورت انگاره‌هایی بی‌ریشه و سردرگم و فاقد اهداف معین درنیایند. بخش‌های تندرو جناح دوم‌خرداد برای تعیین تکلیف درخصوص مفاهیم، چارچوب‌ها و چگونگی حرکت، احساس می‌کردند که به «مانیفستی» جامع نیاز دارند تا ضعف‌های نظری و فکری آنها را جبران کند. حرکت به‌ سوی «نوگرایان‌دینی» و تبدیل دوم‌خرداد به جنبش اصلاح‌طلبی با این هدف بود که برپایه یک تئوری و نظریه‌ای توانا و صلاحیت‌دار، چتری مشخص برای حرکت برپا کنند. آنها مرتب تکرار می‌کردند که دوم‌خرداد براساس طرح و برنامه‌ نظری «نوگرایان‌دینی» و مفاهیم پیشین و معطوف به هدف آنها صورت پذیرفته است. به‌نظر آنها، نما و چشم‌انداز کلی از نوگرایان دینی‌ نزد بانیان دوم‌خرداد و حامیان آن وجود داشته و رأی‌دهندگان در حقیقت از نظریه اجتماعی و سیاسی آنها حمایت کرده بودند.
در کنار این اظهارنظرهای کلی درباره مبنای نظری دوم‌خرداد، برخی با صراحت بیشتری از نظریات افرادی مثل «دکتر‌سروش» و برخی لیبرال‌ها به‌عنوان الگوی غالب و سرمشق فکری دوم خرداد نام می‌برند.
اندیشه و افکار دوم‌خردادی‌ها عموماً ریشه در تفکرات نوگرایان و روشنفکران دینی و لیبرال‌ها دارد که در ادامه به برخی از این اندیشه‌ها می‌پردازیم:
«نوگرایان‌دینی» براساس مقاطع تاریخ، بسترهای فکری و سرمشق‌های معرفت‌شناختی، پایگاه اجتماعی، اهداف و نوع ارتباط با اسلام اصولی و دین‌شناسی حوزوی از همدیگر قابل تفکیک و تقسیم هستند. علی‌رغم تفاوت‌های اندک می‌توان گفت که جوهر و هدف مشترک همه طیف‌های نوگرا با عناوین مختلف، تطبیق دین با شرایط مدرن و جدید جامعه است.

ـ انسان‌شناسی

در نگاه اول، پیگیری این هدف نیازمند آشتی دین با مدرنیسم، روشنفکری احکام و مظاهر تمدنی جدید است و چالش و تعارضی بین آنها به ذهن نمی‌آید. در واقع مشکل از جایی آغاز می‌شود که نوگرایان از مبانی و اصول دینی جدا شده و به آموزه‌های لیبرالی و بشری نزدیک و با پذیرش آنها به تعریف و تبیین دین، انسان و جهان می‌پردازند تا بنایی فکری و اعتقادی برای انسان بسازند که متناسب با تصویر و تجربه انسان از خودش باشد. بر این‌ اساس، زیربنای اساسی گرایش‌های مختلف «نوگرایان‌دینی» به‌ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، انسان‌شناسی مدرن و ارائه تعاریف و فهم‌های جدید از انسان می‌باشد به‌گونه‌ای که اگر تلقی خاصی که نظام معرفت‌شناختی نوگرایان از انسان ارائه می‌کند از نوگرایی حذف شود، به بنیادهای ساختاری و معرفتی آنها آسیب‌های جدی وارد می‌کند.
اساس انسان‌شناسی فردگرایانه نوگرایانه، تلقی افراد به‌عنوان موجوداتی مستقل، واجد عقل و توانمند در تشخیص مصالح و منافع است. انسان‌ها با این ویژگی‌ها می‌توانند با دین بر سر هدایت‌گری، سعادت، تعیین ملاک‌ها و حد و مرزها به چالش بپردازند و به دین و تکالیف دینی هم به‌ عنوان حقوق انسانی نگاه کنند و انتخاب آنها از اختیارات و حقوق افراد به‌شمار رود.
اصلی‌ترین ویژگی انسان جدید که به او «دانایی‌نظری» و «توانایی‌عملی» برای تبدیل شدنش به موجودی مقتدر می‌دهد، عقل «خود‌بنیاد» و «خودمختار» آن است که بر تمامی ابعاد زندگی‌اش تأثیر می‌گذارد. براساس چنین قدرتی، بشر همان‌گونه که جنبه‌های علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زندگی خود را بازسازی می‌کند، دین را هم به‌گونه‌ای بازسازی می‌کند که با شرایط جدید هماهنگ باشد و با عقل مدرن «مانعة‌الجمع» نباشد.
انسان‌ها در چنین وضعیتی، خود بر دین قالب‌های مختلف می‌زنند. تفاوت ادیان آسمانی و بشری با این استدلال که انسان‌ها در هر مقطع و شرایطی برداشتی مناسب با علم و شرایط محیطی خود از آنها ارائه می‌دهند، یکسان تلقی می‌شوند و همه آنها در یک سطح قرار می‌گیرند.

مبانی معرفت‌شناختی

یکی از مواردی که نوگرایان دینی بر آن تأکید دارند، «پلورالیسم» است. «پلورالیسم» در حوزه دین و دین‌شناسی در مقابل حصرگرایی دینی قرار می‌گیرد. براساس نظریه حصرگرایی، حقانیت، سعادت و هدایت در گرو دین واحد و پیروی از دستور خداوند است. در مقابل حصرگرایی، «پلورالیسم» که نوعی کلام جدید در معرفی هم‌عرض بودن ایدئولوژی‌ها و دین‌های مختلف است، همه ادیان و آیین‌ها را راه‌هایی مستقل و جداگانه به‌سوی سعادت و حقیقت می‌داند که به‌سوی یک مقصد به پیش می‌روند و چون راه‌های مختلفی برای رفتن به سوی حقیقت وجود دارد، همه آنها می‌توانند بر حق باشند.
براساس نظریه «پلورالیسم‌دینی»، هیچ دین تفسیرنشده‌ای وجود ندارد و هیچ دینی نمی‌تواند خود را مقدس و فوق چون‌و‌چرایی تلقی کرده و دیگران را اهل باطل بداند. این نکته علاوه بر پذیرش تکثر راه‌های رسیدن به حقیقت و فوایدی که از ناحیه این پذیرش نصیب انسان‌ها می‌شود بر غیرحقیقی معرفی کردن همه ادیان و فهم‌های بشری دلالت می‌کند، چرا که همه آنها را به‌ نوعی بشری، نسبی و تاریخی و فاقد حجت و مرجع مطمئن معرفی می‌کند. مبنا و پایه نوگرایان دینی بعد از انقلاب اسلامی که برپایه جدایی معرفت دینی از دین حقیقی و اصل دین قرار گرفته و بر این‌ اساس معرفت دینی را نسبی، تاریخی، بشری و تجربی معرفی می‌کند با «پلورالیسم» یکسان است. این اصل تبیین‌کننده و توجیه‌گر اختلاف بین تمامی حقایق و واقعیت‌ها می‌تواند باشد چرا که براساس آن انسان‌ها در قلمرو زمانی، مکانی و حدود و فهم و توانایی‌های عقل خود به تجربه و صورتی از حقیقت دست پیدا می‌کنند و چون حقایق به‌ سادگی برای انسان‌ها قابل کشف نیستند و کسی نمی‌تواند مدعی رسیدن به حقیقت تام شود، باید کثرت نظریه‌ها و نظریه‌های متعارض را بپذیرند. هر گروه و فردی متن دینی را به‌گونه‌ای خاص می‌فهمد و همه فهم‌ها و شناخت‌ها می‌توانند طبیعی و رسمی باشند.
این تفکر نه فقط در حوزه معرفت‌شناسی و دین، بلکه در موارد ارزش‌ها و ملاک و معیارهای ارزشی تأثیرگذار است و می‌تواند به مرحله عمل هم تسری داده شود. از نظر پلورالیست‌ها، همه ارزش‌ها قابل تحویل به همدیگر نیستند و چون در معرض سلیقه‌های مختلف قرار می‌گیرند امکان تعارض و تناقض بین آنها ایجاد می‌شد. باتوجه به فقدان ملاک و معیارهای مشخص و سیال بودن فهم‌ها و شناخت‌ها، پاسخ‌های متعارض به مسائل اخلاقی در سطح مساوی با هم قرار می‌گیرند که همگی آنها به ‌طور نسبی می‌توانند صحیح باشند. در مرحله عمل، چون همه ارزش‌ها با هم قابل جمع نیستند و سخن گفتن از یک شیوه زندگی به ‌عنوان تنها شیوه صحیح زندگی عقلانی نیست، حکومت‌ها، نهادهای قدرتمند سیاسی و مذهبی و حتی افراد در مورد افکار و ارزش‌های مختلف و متعارض باید بی‌طرف باشند. می‌توان گفت که پلورالیسم معرفتی و دینی و در نهایت به پلورالیسم‌ عملی و بی‌طرفی حکومت‌ها و افراد و در نهایت «لیبرالیزم» در تمام ابعاد تعمیم داده می‌شود. این نگرش و دیدگاه آغازی است که نهایتش «لیبرالیزمی» تمام‌عیار خواهد بود.
مورد دیگری که نوگرایان به آن تأکید دارند، «سکولاریسم» است. «سکولاریسم» به‌معنای سازگاری با دنیا، این‌جهانی‌شدن و گیتی‌گرایی است. «سکولاریزاسیون» یا «سکولار‌کردن» به‌معنای پروسه و فرایندی است که طی آن به عرفی‌سازی، قداست‌زدایی، خصوصی، بشری و ابزاری کردن دین پرداخته می‌شود. سکولاریسم بر مبنای انکار تأثیرگذاری امور مقدس در زندگی انسانی، همه ارزش‌ها و حقایق را بر محور انسان، عقل انحصاری، ابزاری و حسابگر او قرار می‌دهد. مذهب و دین در این نگاه، متعلق به دوران ابتدایی حیات بشر هستند و ارزش‌های قدسی، مشروعیت خود را به‌جای عرصه ماورایی و مافوق سودمندی از اصول دنیوی همچون فایده‌گرایی کسب می‌کنند و غایات ارزشی غیردنیوی به عرصه عرف، سودمندی و دنیا برگردانده می‌شوند.
نوگرایان دینی در گرایش به سکولاریسم و مطرح کردن آن به‌ عنوان آرمان، خود از این زاویه وارد شده‌اند که سکولاریسم به‌معنای بی‌دینی و مخالفت‌ با دین نیست. براساس نگاه آنها، باز تعریف معانی دینی و نشان دادن انگیزه‌های دنیوی در دین باعث می‌شود تا انگیزه‌ها از آسمان به زمین آمده و دین با دنیا جمع شود. در چنین حالتی هم دین برجا می‌ماند و هم مزایای سکولاریسم مثل نفع فردی و عمومی که عامل پیشرفت و ترقی در دنیای مدرن هستند، به‌دست می‌آید. مدعای اصلی در این مورد آن است که بخش‌های حقوقی متعلق به انسان‌ها به خود آنها واگذار می‌شود و آنها امور سیاسی و اجتماعی خود را بر مبنای علم و عقل اداره می‌کنند. این نگاه به سکولاریسم، جدا از سایر ویژگی‌های تفکر لیبرالی غرب همچون انسان‌مداری، علم‌گرایی و عقل‌گرایی نیست و نمی‌توان آن را در امور خاص محدود کرد. در عرصه‌های مدیریتی و اجتماعی، سکولاریسم با شعار تخصصی شدن و مدیریت علمی بر جداسازی تمامی امور اداری و اجتماعی از دین تأکید می‌کند. در حوزه فرهنگ سکولاریسم، تعدد و تنوع دینی و تساهل و تسامح بشری و کاهش حضور دین و مظاهر آن در متن زندگی، فرهنگ، هنر و آموزش را مطرح می‌کند و با خصوصی‌ و شخصی تلقی کردن اعتقادها و باورها، افراد به امکان سنجش، مقایسه و انتخاب ادیان و مذاهب دسترسی پیدا می‌کنند. آنها براساس اصل ذکرشده حق دارند خود به تفسیر فردی مسائل و اعتقادات دینی برمبنای تجارت خود پرداخته و آن را مبنای عمل و شیوه رفتار اجتماعی و شخصی خود قرار دهند.

حکومت موردنظر نوگرایان دینی؛ دمکراسی سکولار

«نوگرایانظ با توجه به سلطه گفتمان دین‌مداری در جامعه به ناچار می‌بایست چهره‌ای از دین‌مداری به جامعه ارائه دهند که دین و سیاست نه همدیگر را نفی کنند و نه در کار هم دخالت کنند. نگرش دین‌زدایی از سیاست و اجتماع با شکل و ظاهری محترمانه و عقلانی، راهکار انتخاب شده دراین‌باره بود. افرادی که در گذشته خواهان دخالت دین در امور سیاسی بودند و حکومت را مهمترین مسئله دینی و بلکه مقدم بر نماز و روزه می‌شمردند (2) به سوی محدود کردن دین به امور اخروی و نقد جمهوری اسلامی و ولایت فقیه گرایش پیدا کردند.
آنها بر این ‌اساس به ظاهر مشکل جدایی دین از اجتماع و سیاست را حل می‌کنند. دین در امور اجتماعی دخالت می‌کند، ولی مشروعیت و حق حاکمیتی به سیاست و حکومت نمی‌دهد. چون دمکراسی در حکومت برای کشوری در نظر گرفته می‌شود که اکثریت آنها مسلمان هستند، به ناچار دینی می‌شود. در واقع آنها دین را در حوزه خصوصی و روابط افراد با خداوند منحصر کرده‌اند و حوزه‌های عمومی، اجتماع و سیاست را به سکولاریسم واگذار می‌نمایند.
بر اساس مدل ارائه شده، هیچ فردی نمی‌تواند امتیاز خاص داشته باشد. مشروعیت تنها از طریق اراده مردم کسب می‌شود و هیچ منبع دیگری برای اقتدار حکومت جز اجماع و رضایت مردم به رسمیت شناخته نمی‌شود. حتی در مواردی هم که بر ولایت‌فقیه و ولی‌فقیه اشاره می‌شود، از آن با عنوان وکیل مردم برمبنای قرارداد یاد می‌شود.(3) امر سیاست و حکومت در چنین شرایطی، بشری و عرفی است. امر سیاست و حکومت و حوزه‌های عمومی با قوانین بشری که خود افراد وضع می‌کنند و به آن رضایت می‌دهند، اداره می‌شود. تمامی امور سیاسی حق ولایت و حکومت قراردادی و به‌صورت تعهدات دوجانبه تصور می‌شود.
براساس این دیدگاه، اگر صددرصد مردم در نظامی سیاسی به‌صورت آگاهانه شرکت کنند ولی آن نظام، حقوق بشر غربی و سیال بودن فهم دینی و حاکمیت برداشت‌های انسانی را نپذیرفته باشد، نظام دمکراتیک نیست. در این نظام سایر قواعد حقوق‌بشر همچون حقوق زن و مرد، حقوق مسلمانان و غیرمسلمانان و احکام دینی، همه باید عصری و عرفی شود تا با دمکراسی هماهنگ شوند. براساس دین عصری هماهنگ با دمکراسی، حقایق از کتاب و سنت تنها اخذ نمی‌شوند. در اسلام فقه و حقوق دینی نباید برجسته باشد و انتظار از دین باید حداقلی و به امور اخروی باید منحصر شود و نباید متکفل پاسخ دادن به سؤالات روشی، مدیریتی و تعیین‌کننده ارزش‌ها و حق و باطل‌ها باشد. حکومت هیچ توصیه‌ای درباره افکار و اخلاق و ارزش‌ها نباید داشته باشد و برعکس باید امکان انتخاب آزاد برای آنها را فراهم آورد. افراد باید در میدان آزمون و خطا و تجربه آنقدر سرشان به سنگ بخورد تا براساس عقل و تجربه، ارزش‌ها، اخلاق و حقایق مقبول و مورد نظر خود را انتخاب کنند.
اصلاح‌طلبان با صراحت اعلان می‌کردند که اصلاح‌طلبی در چارچوب نظام جمهوری و قانون اساسی کنونی بیشتر از آنچه که اتفاق افتاده، پیش نمی‌رود و باید به نظامی سکولار، دمکرات و مبتنی بر حقوق به‌عنوان نظامی معقول و قابل اجماع رو آورد.
آنها موفقیت نهایی را در برقراری دمکراسی و آزادی سکولار، در گرو جدا کردن دین از سیاست و حذف حق ویژه فقها و علما در سیاست می‌دانستند.
اصلاح‌طلبان عمدتاً به نقد ولایت و فرهنگ ولایت‌پذیری پرداختند. با این استدلال که:
1ـ نظریه حکومت اختصاصی تفویض شده از طرف خداوند به انبیاء دلیل قابل دفاع ندارد؛ نمی‌شود خدا انسان را آزاد آفریده و حاکم بر سرنوشت خود کرده باشد و از سوی دیگر به‌ عده‌ای حق حاکمیت بر این انسان‌ها را بدهد، این دو مسئله با هم ناهماهنگ‌اند.(4)
2ـ مشروعیت رهبری به رأی مردم است و ارتباط به عالم بالا ندارد؛ ولایت نوعی قرارداد میان مردم و رهبری است، نه یک هدیه از سوی امامان معصوم؛ بحث کشف توسط خبرگان، خلاف قانون اساسی است و اساس فقهی ندارد.(5)
3ـ ولایت‌فقیه به شیوه انتخاب به‌وسیله خبرگان، به نحوی همان ساختار کهن سیاسی حکومتی گذشته است.(6)
4ـ افرادی که جوهر «فاشیسم» را خوب درک کرده‌اند،‌ می‌دانند که نظریه مشروعیت الهی رهبری، همان اندیشه موسولینی است، اما لباس مقدسی بر تن کرده است.(7)
5 ـ اگر تصمیم بگیریم در جامعه آزاد و قانون‌مدار زندگی کنیم، باید رشته سرسپردگی به این و آن را بگسلیم و در امور معنوی و اجتماعی تسلیم عقل خداداد و قوانین حق باشیم.(8)
6 ـ تفکر ولایت‌فقیه با نظام چندحزبی، تفکر شوراها و آزادی مطبوعات در تضاد است.(9)
7 ـ ولایت‌فقیه به‌عنوان یک نظریه سیاسی از نظر «نوگرایان‌دینی» موقعی پذیرفته می‌شود که با مفاهیم جدید مثل حقوق بشر جمع شود.(10)
در واقع تلاش ناموفق آنها برای معرفی خاتمی به‌عنوان رهبر اصلاحات، نوعی رهبرتراشی موازی با ولایت برای خط‌کشی و تقسیم افراد جامعه بود و حمله مستمر به نهادهای منتسب به رهبری با شعار حاکمیت انتصابی درجهت منفعل کردن طرفداران ولایت در جامعه بود. تصور برخی از اصلاح‌طلبان این بود که با متصل شدن به اپوزیسیون و مخالفان نظام، اولاً «رقابت در نظام» را راحت‌تر می‌توانند به «رقابت با نظام» تبدیل کنند؛ ثانیاً این اتصال قدرت، آنها را در چانه‌زنی با رقبا و عقب‌نشاندن آنها بالا می‌برد. پیروزی در انتخابات مجلس ششم اگرچه قدرت این طیف را در کشور بالا برد، ولی بیش از بالا رفتن قدرت، توهم قدرت و توانمندی آنها بالا رفت. به‌نحوی که آنها به‌عنوان گروهی پیشرو به‌سوی سکولاریسم، حقوق بشر و دمکراسی غربی حرکت کردند.
تقلیل دوم‌خرداد به اصلاحات رادیکالی و ... به میزانی که برای سکولارها جذابیت داشت، برای مردم ملال‌آور و غیرقابل پذیرش شد. توده‌های مردم، شکاف طبقاتی و اجتماعی را که در دوران اصلاح‌طلبی با شدت بیشتری تشدید و ادامه پیدا کرده بود، می‌دیدند. تندروی‌ها و افراطی‌گری‌ها و حریم‌شکنی‌ها، بخش دیگری از سلسله علت‌هایی بود که مردم را نسبت به اصلاح‌طلبان بی‌اعتماد کرده بود. در حالی‌که توده مردم در انتظار اشتغال و استیفای حقوق خود بودند، اصلاح‌طلبان سرگرم مبارزه برای قدرت و بگومگوهای بی‌حاصل با دوستان و رقبایشان بودند و به چالش بر سر مفاهیمی همچون جامعه مدنی، قانون‌گرایی و اصلاحات می‌پرداختند. آنها به اعتراف خود، «اصلاح‌طلبان به کلی از اقتصاد، معیشت و خواسته‌های ملموس مردم غافل شدند و راه‌حل را در شعارهایی همچون آزادی، مردم‌سالاری و جامعه مدنی می‌جستند که هیچ توافقی بر سر آنها نبود».
تشکیل جبهه اصلاح‌طلبی در درون جبهه دوم‌خرداد، بیانگر اختلافات و چنددستگی اساسی بین آنها بود که از فردای شکل‌گیری مجلس ششم شروع شده بود. بن‌بست و آخرین ایستگاه اصلاح‌طلبی با انتخابات دوم شوراها در 9 اسفند 1381 شکل گرفت و تابوت اصلاحات رادیکالی در آخرین منزل با هشتمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران اگرچه تشییع شد ولی بازماندگان آن اکنون به دوران تازه‌ای از اصلاح‌طلبی می‌اندیشند تا با تجمع دوباره نیروهای خود و رنگ و لعاب‌های لیبرالی جدید یا با استفاده از اشتباهات طرف مقابل به آینده و شرایطی دیگر بیندیشند.

فرجام :

با نگاهی به معنا و اهداف سکولاریسم و تلاش نوگرایان دینی، این نتیجه بدست می‌آید که هدف نهایی اصلاح‌طلبان دوم خردادی چیزی جز سکولاریسمی همه‌جانبه نبوده و نیست. «نوگرایی‌دینی» بر پایه معرفت‌شناسی‌های «پلوران» و «نسبی‌گرا» در حقیقت دین‌شناسی نیست بلکه مجاز معرفی‌کردن قرائت‌های مختلف دینی است. در این قرائت‌ها، تجربه‌های انسانی و عصری ملاک و معیار ضلالت و هدایت و مرجع تفسیرهای مختلف می‌شود. بر این اساس قرار نیست هیچ خرافه و بدعتی نفی شود بلکه بدعت‌ها و قرائت‌های جدید به شرطی که از میدان تجربه بگذرند مجاز شمرده می‌شوند. سکولاریسم که دین‌مداری را به افراد و اعصار واگذار می‌کند (انسانها ملاک و مبنای مشروعیت و مرجع تفسیرها و تشخیص‌ها می‌شوند) و اصل آن را فارغ از دسترسی انسانها قرار می‌دهد، به نتایجی همچون دین‌اقلی و تجربی می‌رسد.
بدین‌سان مشخص می‌گردد که اصلاح‌طلبانی که مبناهای سکولاریستی را پذیرفته‌اند، در واقع ارزشهای جامعه را نادیده گرفته و بسیاری از آنها را قبول ندارند. ارزشهایی که برای اکثریت مردم از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است بطوریکه برای حفظ و حراست از این ارزشها، تلاشهای بسیاری کرده‌اند و شخصیتهای فراوانی را تحمل و بهای سنگینی را پرداخته‌اند.

پی‌نوشت‌ها:

«این نوشتار برگرفته از کتاب «اصلاح‌طلبان تجدیدنظر‌طلب و پدر‌خوانده‌ها نوشته جهاندارامیری، نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی»
1 ـ غلامحسین کرباسچی، بیم‌ها و امیدها، همشهری، تهران، بهار 1378 ، ص181
2 ـ اکبر گنجی، مشروعیت، ولایت، وکالت، مجله‌ی کیان، ش 13، سال سوم، 1372، ص 27
3 ـ مراد همتی، ثبات فکر دینی بازرگان، مجله‌ی کیان، شماره 31، سال ششم، 1375، ص 37
4 ـ محمد مجتهد شبستری، هفته‌نامه‌ی آبان، ش 121، 1379، ص 4
5 ـ عمادالدین باقی، هفته نامه‌ی آبان، 1377
6 ـ محمد بهزادی، هفته‌نامه‌ی پیام ماجر، 1378، ص 4
7 ـ محمدجواد اکبرین، روزنامه فتح، 1379، ص 3
8 ـ روزنامه جامعه، 22/2/77، مقاله سکوت عرفانی و جامعه مدنی
9 ـ یوسفی اشکوری، روزنامه عصر آزادگان، 5/1/79، ص 5
10ـ عبدالکریم سروش، روزنامه جامعه، 27/3/77

منبع: راسخون

دسته ها :
X