معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1238362
تعداد نوشته ها : 703
تعداد نظرات : 69
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

یکی از دستاوردها و ارزش‏های انقلاب اسلامی، نفی شرق و غرب و دولت‏های استعماری و استکباری بوده است. حضرت امام خمینی رحمه‏الله عدول از این سیاست را خیانت به اسلام و مسلمانان دانسته، می‏فرمایند: بر هیچ یک از مردم و مسؤولین پوشیده نیست که دوام و قوام جمهوری اسلامی ایران، بر پایه سیاست نه شرقی و نه غربی استوار است و عدول از این سیاست، خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزّت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد بود

منبع: سایت حوزه

 

 

 

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب،ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر، آری ... «دهه فجر‏»

پس از آن ده روز، سپیده «روشن جمهوری اسلامی‏» دمید.

«کلمه‏الله‏» بر فراز زمان جای گرفت و آن روز بزرگ، یکی دیگراز «ایام الله‏» ماندگار تاریخ شد.

کاخ‏هایی که به قیمت ویرانی کوخ‏ها برپا شده بود، به دست کوخ‏نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت‏تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد.

امام، در پیام خدایی‏اش و با دم مسیحایی‏اش در شهیدآباد «بهشت‏زهرا» ، در «صور انقلاب‏» دمید و مردم را در عرصات حق و محشرنهضت، جان بخشید.

آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن،اوج آن موج‏های خونین و موج آن شطهای خروشان بود.

باری... «صبح صادق‏» انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مکتب‏سرزده بود که به «نماز عشق‏» ایستادیم. با وضویی از خون‏دههاهزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانی اخلاص بر مهر تعبدنهادیم و دل به «ولایت‏» سپردیم.

همین که خواستیم ذکر استقلال و آزادی بر «زبان انقلاب‏» جاری‏کنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ کینه برکشیدند و بذر فتنه‏کاشتند. «ناکثین‏» ، سوار بر «جمل قدرت طلبی‏» ، در بصره‏بی‏بصری فتنه به پا کردند. «قاسطین‏» ، دیگر بار «صفین‏» راپدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و «مارقین‏» نیزدر «نهروان خیانت‏» از پشت‏خنجر زدند. بازرگانان، تهیدست ازبازار برگشتند و کالای «آزادی‏» شان قلابی از آب در آمد و روی‏دستشان بادکرد. شیادان و مزدورانی که سنگ «توده‏» و «خلق‏»

را به سینه می‏زدند، به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنی و مشتشان باز شد.

در این همه سال که برما گذشته است، «فجر پیروزی‏» با «شب‏کین توزی‏» درگیربوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعی دیگر دربرابرهم صف آراسته‏اند. در این سالهای پرفراز و نشیب، با همه‏وجود، غربت‏حسین(ع)و مظلومیت علی(ع)را حس کردیم و میدان احد ومعرکه صفین و صحنه کربلا بارها برایمان تکرار شد.

با نفاق و کفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوی «خندق‏پیروزی‏» عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیرکشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت‏خنجر خوردیم و در نهایت‏تنهایی و مظلومیت، تنها خدای یکتا دلمان را گرم و عزم ما راجزم می‏کرد و به آینده امیدوارمان می‏ساخت.

در تمامی این مراحل، پیرو مرادما، همچون نوح، کشتیبان انقلاب‏در امواج توطئه‏ها بود و با بصیرتی الهی «راه‏» می‏نمود و برای‏«رهروان‏» از میان آن همه خطرها «معبر» می‏گشود.

دردمندانه به سوک امام امت(ره)نشستیم و پس از آن پیر، بامولای جدیدمان پیمان ولایت‏بستیم، ولی دشمن، جبهه جدیدی بر ضدانقلا گشود که رهبر انقلاب، از آن با «شبیخون فرهنگی‏» یاد کرد.

افعی‏های خفته در لابه لای جراید ومجلات، به نیش زدن و سمپاشی‏پرداختند.

محور عملیات دراین نبرد، مدرسه‏ها، خانه‏ها مطبوعات، فیلم‏ها،جشنواره‏ها، ماهواره و انترنت، القاءات برخی استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمان‏های مبتذل وخانمان سوز، اشاعه بی‏دینی وسکولاریسم، قداست زدایی از مقدسات و توهین به باورهای دینی این‏امت‏بود. می‏خواستند عناصر فراری و مرده و فسیل شده را دوباره‏زنده کنند و ابوسفیان‏های کین‏توز را به صحنه آورند.

حادثه‏های تلخی داشتیم. و فراز و فرودهای شگفت، عبرت آموز وروشنگر بر این امت‏شهید داده گذاشت.

اینک، ماییم و «انقلاب اسلامی‏» ، که یادگار امام راحل است.

ماییم و رهبری که درخروش و خلوص و درایت و صلابت، «خلف‏صالح‏» امام امت است.

ماییم و نسلی پویا، که هم «آماج فتنه‏ها» ست و هم «ذخیره‏انقلاب

ماییم و یک جهان دشمن، که در قالب «نظامهای استکباری‏» شکل‏گرفته است.

ماییم و یک جهان دوست، که در مبارزات ضد استکباری و حق طبانه‏ملتهای مظلوم، متجلی است و همه چشم به «ام القری ایران‏»

دوخته‏اند و تشنه معارف ناب مکتب اهل‏بیت علیهم السلام اند.

ماییم و جنگ فرهنگها در عصرحاضر و تلاش گسترده «وهابیت‏آمریکایی‏» بر ضد «اسلام ناب محمدی‏» .

ماییم و جبهه‏های متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعادسیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی، که این مرحله، بیش از گذشته،«بصیرت‏» و «هوشیاری‏» و «آمادگی‏» و «پیام رسانی‏» و«تبیین‏» می‏طلبد.

ما امروز هم، گرفتار مشکل «صدا» درجهان شلوغی هستیم که‏دروغهای نشسته برامواج صوتی و تصویری، عرصه را بر تابش و جلوه‏حق، تنگ ساخته است.

چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبین‏تر و حساس‏تر باشد، تاهم‏فتنه‏ها را در قالب‏های جدیدش بشناسد و هم دروغ‏ها، تحریف‏ها،شایعات و غوغا افکنی‏هاو فتنه‏انگیزی‏ها، فرزندان انقلاب و نسل دوم‏جمهوری اسلامی را از «جلوه ناب دین‏» غافل نسازد.

اگر ما پیمان نشکنیم و عوض نشویم، نه بیم شکست انقلاب هست، نه‏خوف سست‏شدن بنیان‏های آن.

رسالت رساندن این نهضت‏به «عصرحضور» و سپردن آن به دست‏«خورشید عصر غیبت‏» ، بر دوش ماست.

جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین «تلاش و تحرک و همبستگی نشان دهند. ‏»

 

منبع: سایت حوزه

 

شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر، در سال 1312 در یک خانواده پیشه ور ساده در شهر کرمان به دنیا آمد و خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را در مکتب آموخت و سپس به تحصیل علوم دینى در مدرسه معصومیه آن شهر پرداخت .
همزمان ، تحصیلات ابتدایى و متوسطه را نیز ادامه داد و پس از اخذ دیپلم در سال 1332 به قم رفت و سطوح عالى علوم اسلامى را در حوزه علمیه قم طى کرد. وى فقه را در محضر مرحوم آیت الله بروجردى ، فقه و اصول را در محضر امام خمینى ره و تفسیر و فلسفه را نزد علامه طباطبایى فراگرفت
.
شهید باهنر سپس به تحصیلات دانشگاهى رو آورد و حدود سال 1337 موفق به اخذ لیسانس در رشته الهیات و بعد از آن موفق به اخذ فوق لیسانس در رشته علوم تربیتى و سپس دکتراى الهیات از دانشگاه تهران شد
.
شهید باهنر ضمن تدریس و ایراد خطابه و برنامه ریزى ، دینى ، به تالیف کتب درسى اشتغال ورزید و حدود سى کتاب و جزوه تعلیمات دینى را براى تدریس (از دوره ابتدایى تا دانشسرا) تالیف کرد؛ وى همزمان ، فعالیتهاى اجتماعى خود را نیز ادامه داد و در تاسیس دفتر نشر و فرهنگ اسلامى کانون توحید و مدرسه رفاه نقش موثرى داشت .
شهید باهنر در سال 1341، همکارى خود را با نهضت اسلامى و سیاسى روحانیت به رهبرى امام خمینى ره آغاز کرد و در اسفند ماه1342  پس از ایراد سخنرانى هایى در مساجد، هدایت ، الجواد و حسینیه ارشاد، به مناسبت سالگرد حادثه فیضیه ، دستگیر شد و پس از آن متناوبا شش بار به زندانهاى کوتاه مدت محکوم شد و از سال 1350 ممنوع المنبر گردید و بالاجبار در جلساتى که به عنوان کلاس درس ‍ برپا مى شد، سخنرانى و به بیان نقطه نظرات اسلامى ، انقلابى خود مى پرداخت
.
وى در سال 1357 به فرمان امام ره و به همراه چندتن از یاران ، مامور تنظیم اعتصابات شد و در همان سال نیز با فرمان امام ره به عضویت شوراى انقلاب اسلامى در آمد.
دیگر مسئولیتهاى شهید باهنر پس از پیروزى انقلاب اسلامى عبارتند از
:
مسئولیت نهضت سواد آموزى ، نماینده مردم کرمان در مجلس خبرگان ، نماینده شوراى انقلاب اسلامى در وزارت آموزش و پرورش ، نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى
.
شهید باهنر که به سرنوشت آموزش کشور و آینده نونهالان انقلاب بى اندازه توجه داشت و مدام در فکر بهبود و پیشرفت آن بود، سرانجام در کابینه محمد على رجائى به سمت وزیر آموزش و پرورش منصوب شد. پس از فاجعه شوم بمب گذارى در دفتر حزب جمهورى اسلامى و شهادت دکتر بهشتى ، شهید باهنر به عنوان دبیر کل حزب جمهورى اسلامى انتخاب شد و به دنبال انتخاب شهید رجائى به سمت ریاست جمهورى ، به عنوان نخست وزیر جمهورى اسلامى به مجلس معرفى شد که با راى قاطع مجلس به تشکیل کابینه خود پرداخت
.
این شهید فرزانه و سراسر اخلاق و اخلاص و تواضع ، که خود را وقف خدمت به مردم ستمدیده کرده بود، سرانجام پس از سالها مبارزه تلاش ، به همراه یار و یاور دیرینه اش محمد على رجائى رئیس جمهور اسلامى ایران ، در هشتم شهریور 1360 در انفجار ساختمان نخست وزیرى که به دست منافقین کوردل صورت گرفت به مقام منیع شهادت دست یافت .

برگرفته از کتاب روزها و رویدادها جلد دوم  تآلیف : جمعی از نویسندگان

منبع: سایت غدیر

 

2 آبان 1307 تولد در محله لُنبان اصفهان در یک خانواده روحانی (پدر: حجت الاسلام سید فضل الله حسینی بهشتی. مادر: معصومه بیگم خاتون آبادی. پدر بزرگ مادری: آیت الله العظمی میر محمد صادق خاتون آابادی)
1311 :‌ آغاز تحصیل در سن چهار سالگی
1314 : تحصیل در دبستان ثروت (اصفهان)
1317: تحصیل در دبیرستان سعدی (اصفهان)
1321: ترک تحصیل در دبیرستان (سال سوم) و آغاز تحصیل علوم حوزوی در مدرسه صدر (اصفهان)
1324: تحصیل ادبیات عرب,‌ فقه و اصول , منطق و دروس ابتدایی فلسفه (اصفهان)
شهریور 1325: مهاجرت و اقامت در مدرسه حجتیه و استفاده از محضر اساتیدی چون آیت الله داماد, آیت الله اردکانی (قم)
فروردین 1326: شروع درس در محضر امام خمینی، آیت الله حجت و آیت الله العظمی بروجردی (قم)
رمضان 1326:‌ آغاز سفرهای تبلیغی به دورترین روستاها همراه آقایان مرتضی مطهری و حسینعلی منتظری به توصیه آیت الله العظمی بروجردی
1327:‌ مباحثه و اشنایی با آقایان محمد مفتح,‌ موسی شبیری زنجانی،‌ موسی صدر, ناصر مکارم شیرازی, احمد آذری قمی, سید مهدی روحانی, علی مشکینی اردبیلی و عبدالرحیم ربانی شیرازی
1328:‌ شروع جلسات «گفتار ماه » و انتشار مقالات آن جلسه‌ها در کتابهای «گفتار ماه» و «گفتار عاشورا»
1329: شرکت در امتحان دیپلم ادبی و امتحان ورودی دانشکده معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) دانشگاه تهران
1330: عزیمت به تهران و اموختن زبان انگلیسی (به طور فشرده)
29 / 4 / 1330: حضور در ستاد اعتصاب تلگراف‌خانه اصفهان، علیه صحبتهای قوام و سخنرانی که منجربه احضار در شهربانی شد
1330: بازگشت به قم و تدریس زبان انگلیسی در دبیرستانها و تکمیل تحصیلات و تدریس در حوزه علمیه قم؛ اشنایی با علامه سید محمد حسین طباطبایی و شرکت در جلسات بحث کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم»
1333: تاسیس دبیرستان «دین و دانش» در قم
1334: اخذ مدرک کارشناسی رشته معقول (فلسفه و حکمت اسلامی) با عنوان پایان نامه «بساطت یا ترکّب جسم» زیر نظر دکتر محمود شهابی و تصویب هیات داوران با درجه عالی از دانشگاه تهران
1335: آغاز دوره‌ دکتری در رشته معقول
1338: تهیه و تنظیم کتاب «نماز چیست؟
1339: سازماندهی نحوه اموزش در حوزه علمیه قم با همکاری جمعی از فضلا و تشکیل کلاس زبان انگلیسی و مکالمه عربی روزمره و علوم طبیعی برای طلاب مستعد (مدرسه حقانی)
1339: تهیه و تنظیم مقاله «بانکداری و قوانین مالی اسلام», مقاله: عالم خلق و عالم امر در قرآن» و مقاله «یک قشر جدید در جامعه ما»
فروردین 1340: فوت آیت الله العظمی بروجردی
شهریور 1340: اجرای ازمایشی طرح نوین اموزش در حوزه به همراه آقایان علی مشکینی, عبدالرحیم ربانی شیرازی و همکاری
آیت الله العظمی گلپایگانی
خرداد 1341: زمینه سازی نهضت برای رهبری امام خمینی با ایجاد «کانون دانش اموزان قم»، با همکاری آقای محمد مفتح، تهیه و تنظیم مقاله روحانیت در اسلام و در میان مسلمین.
1342: پیشنهاد امام خمینی جهت اقامت در اصفهان به منظور سامان دادن به فعالیتهای مبارزاتی ان شهر و عدم پذیرش ایشان به علت اهمیت شهر قم
1342: تهیه و تنظیم مقاله قانون علیت در علم و دین» در کنار سخنرانی‌های مهم در جلسات ماهیانه انجمن اسلامی مهندسین
1342: تشکیل هسته تحقیقاتی به منظور کار پژوهشی درباره حکومت اسلامی و ایراد سخنرانی‌های مهم از جمله سخنرانی در جشن مبعث
دانشگاه تهران با عنوان مبارزه با تحریف یکی از هدفهای پیامبر اسلام
1342: منع اقامت در قم به دستور ساواک و مهاجرت به تهران. عضویت در شورای روحانیت و فقاهت هیئتهای موتلفه اسلامی به توصیه امام خمینی همراه آقایان مرتضی مطهری, محی الدین انواری, مهدی مولایی
1343: منتظر خدمت شدن از اموزش و پرورش بر اثر فشارهای ساواک و سخنرانی در جشن میلاد پیامبر(ص) در مدرسه چهارباغ که منجربه احضار به شهربانی اصفهان شد
فروردین 1344: عزیمت به آلمان با توصیه مراجع تقلید و اداره مرکز اسلامی هامبورگ (آلمان )
1345:‌ ارسال و تنظیم گزارشاتی از مرکز اسلامی هامبورگ برای مبارزان داخلی همچون آقایان محمد علی رجائی ، مرتضی جزایری، مهندس مهدی بازرگان، مرجع مبارز آیت الله العظمی میلانی و ...
1347:‌ تهیه و تنظیم کتاب «صدای اسلام در اروپا» به پنج زبان دنیا
1348: تهیه و تنظیم مقاله‌های «کدام مسلک» و «نقش ایمان در زندگی اسلام»
تابستان 1348: سفر به عراق و دیدار و گفتگو با امام خمینی، آیت الله العظمی خوئی، آیت الله سید محمد باقر صدر و آیت الله العظمی حکیم
1348: سفر به کشورهای سوریه و لبنان و ترکیه و بازدید از فعالیتهای اسلامی و تجدید عهد با امام موسی صدر
1349: بازگشت به ایران و ممنوعیت خروج از کشور به دستور ساواک
1349: پرونده سازی ساواک به واسطه سخنرانی‌ها و فعالیتها در آلمان به ویژه سخنرانی پیرامون «خداپرستی و قوانین عادلانه اسلام»
18 / 12 / 1349: اشتغال مجدد در اموزش و پرورش و کسب عنوان کارشناس ارشد کتابهای علوم دینی در« سازمان کتابهای درسی ایران»
1350: تاسیس مرکز تحقیقات اسلامی، با همکاری آقایان سید عبدالکریم موسوی اردبیلی, محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی
1350: آغاز جلسات تفسیر قرآن و تحلیل مسائل سیاسی تحت پوشش هیات «مکتب قرآن»
1351: تنظیم طرح ناتمام «ایدئولوژی اسلامی برای نسل جوان» با همکاری آقای مرتضی مطهری (به توصیه امام خمینی)
1351: تهیه و ارسال مقاله «حکم الجهاض و التعقیم فی الشریعه الاسلامیه»، جهت کنفرانس سازمان بهداشت جهانی در شهر رباط (پآیتخت کشور مراکش) در زمینه تنظیم خانواده از دیدگاه اسلام
1353: دفاع از پایان نامه دکتری تحت عنوان «مسائل ما بعدالطبیعه در قرآن »، با حضور هیات داوران آقایان مرتضی مطهری، محمد مفتح، امیرحسین اریان پور و مصلح (با درجه بسیار خوب)
1353 :‌ تنظیم و انتشار کتاب «خدا از دیدگاه قرآن»
25 / 8 / 1353: ‌سخنرانی‌های متعدد پیرامون مرجعیت , رهبری ، امامت و امت که منجر به انعکاس در گزارشات ساواک شد.
1354: دستگیری و بازداشت چند روزه در کمیته مرکزی ضد خرابکاری (بر اساس گزارشهای ساواک از سخنرانیها)
16 / 1 / 1354: برقراری مجدد جلسات «مکتب قرآن» (بعد از بازداشت)
5 / 11 / 1355:‌ ادامه فعالیتهای روشنگرانه, علیه رژیم و صدور اعلامیه به مناسبت فوت آقای محمد همایون بنیان گذار حسینیه ارشاد و تبدیل مجلس مزبور به یک تجمع سیاسی اعتراض امیز
1356: برقراری جلسات بحث پیرامون «شناخت از دیدگاه قرآن» (در منزل)
فروردین 1357:‌ سفر به اروپا و امریکا جهت هماهنگی بین حرکتهای سیاسی معتقد به رهبری امام خمینی
1357: پی‌ریزی جامعه روحانیت مبارز همراه با آقایان مرتضی مطهری, محمد مفتح, محمد امامی کاشانی, ملکی ، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، علی اصغر مروارید و …
1357: صدور اعلامیه در اعتراض به محاصره منزل امام خمینی در عراق
16 / 7 / 1357: ارسال نامه به رئیس جمهور فرانسه برای حفظ حرمت امام خمینی در مدت اقامت ایشان در ان کشور
30 / 7 / 1357: صدور اعلامیه همراه با آقایان محمد جواد باهنر, مرتضی مطهری, مهدی کروبی ومحمد رضا مهدوی‌کنی و محکوم کردن فاجعه مسجد کرمان
ابان 1357: سفر به پاریس جهت مذاکره و هماهنگی با امام خمینی, صدور فرمان امام خمینی برای تشکیل شورای انقلاب
14 / 8 / 1357: صدور اعلامیه در اعتراض به حکومت نظامی و کشتار 13 ابان دانشگاه تهران همراه روحانیون از جمله آقایان مرتضی مطهری, ‌محمد مفتح، محمد رضا مهدوی کنی ، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی, اکبر هاشمی رفسنجانی.
1357: حضور و سخنرانی در راهپیمایی عظیم عاشورا همزمان با اوج مبارزات مردم علیه رژیم ستمشاهی
25/ 10/ 1357: فرار شاه از ایران
4 / 11 / 1357: سخنرانی با عنوان «اسلام دین ازادی است»
بهمن 1357: اعلام رسمی تشکیل شورای انقلاب به فرمان حضرت امام با همکاری آقایان مرتضی مطهری, محمد جواد باهنر,‌ اکبر هاشمی رفسنجانی, سید عبدالکریم موسوی اردبیلی, سید محمود طالقانی، سید علی خامنه ای , محمدرضا‌مهدوی کنی, ‌مهدی بازرگان, مصطفی کتیرایی, یدالله سحابی و احمد صدر سید حاج جوادی.
8 / 11 / 1357: تحصن همراه دیگر روحانیون در دانشگاه تهران به علت ممانعت از امدن امام خمینی به کشور.
17 / 11 / 1357: ‌معرفی مهندس بازرگان از طرف امام خمینی به عنوان رئیس دولت موقت
22 / 11 / 1357: پیروزی باشکوه انقلاب ملت مسلمان ایران
26 / 11 / 1357: ‌فرمان خلع سلاح عمومی و تحویل اسلحه ها به مساجد و کمیته‌های انقلاب
29 / 11 / 1357: اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی به همراه آقایان سید عبدالکریم موسوی اردبیلی, اکبر هاشمی رفسنجانی,
سید علی خامنه‌ای و محمد جواد باهنر
9 / 12 / 1357:‌ بازگشت امام خمینی به قم
11 / 12 / 1357:‌ انتساب آقای مهدی هادوی، بعنوان اولین دادستان کل انقلاب اسلامی
9 / 12 / 1357: تاسیس بنیاد مستضعفان
14 / 12 / 1357: تاسیس کمیته امداد
2 / 1 / 1358: سفر به کردستان همراه با آقایان , داریوش فروهر, اکبر هاشمی رفسنجانی, احمد صدر حاج سید جوادی, ابولحسن بنی صدر, به سرپرستی آقای طالقانی برای رسیدگی به تشنجات کردستان
12 / 1 / 1358: همه پرسی جمهوری اسلامی
21 / 1 / 1358: تاسیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی
2 / 2 / 1358: تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
3/ 2/ 1358: ترور سرلشکر قره نی توسط گروه فرقان
6 / 2 / 1358: دیدار عبدالسلام جلود (وزیر امور خارجه لیبی) با برخی از رهبران حزب جمهوری اسلامی (آقایان سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی, محمد کاظم بجنوردی, سید علی خامنه ای ، سید محمدحسینی بهشتی و حسن آیت)
12 / 2 / 1358: ترور آیت الله مرتضی مطهری مقابل خانه دکتر یدالله سحابی
3 / 3 / 1358:‌ ترور نافرجام آقای اکبر هاشمی رفسنجانی توسط گروه فرقان
9 / 3 / 1358: انتشار اولین شماره روزنامه جمهوری اسلامی (ارگان حزب جمهوری اسلامی)
خرداد 1358: انتقاد از اعتراض و اعلام نظر آقای حسن نزیه درباره کمیته های انقلاب
26/ 3 / 1358: مصاحبه مطبوعاتی دفاع و توضیح درباره مجلس خبرگان
27/ 4 / 1358: تشکیل جهاد سازندگی و تعیین آقای علی اکبر ناطق نوری به عنوان نماینده امام خمینی در ان نهاد
9/ 4 / 1358: آغاز فعالیت مجلس خبرگان قانون اساسی
17/ 4 / 1358: ترور حاج محمد تقی حاج طرخانی توسط گروه فرقان
29/ 4 / 1358: ترکیب شورای انقلاب و هیات دولت موقت با عضویت آقایان محمد جواد باهنر (اموزش و پرورش) , اکبر ‌هاشمی رفسنجانی و محمدرضا مهدوی کنی (وزارت کشور) ‌سید علی خامنه‌ای (دفاع ملی) ابوالحسن بنی صدر (وزارت اقتصاد و دارایی)
28 / 4 / 1358:‌ شرکت در ائتلاف بزرگ احزاب و سازمانها برای نمایندگی مجلس خبرگان
4/5/1358: فرمان برگزاری نماز جمعه از طرف امام خمینی به آیت الله طالقانی
15/5/1358: اعلام نتایج قطعی مجلس خبرگان و تعلق 60% اراء ماخوذه (931 /538/ 1) از حوزه انتخابیه تهران برای دکتر بهشتی
28/5/1358: اولین جلسه مجلس خبرگان به ریاست آیت الله حسینعلی منتظری
19/5/1358: پاسخ به معترضان و منتقدان انتخابات مجلس، به علت کسب اراء بالا توسط اعضاء حزب جمهوری اسلامی
4 / 6 / 1358:‌ ترور حاج مهدی عراقی و فرزندش حسام الدین عراقی توسط گروه فرقان
19/6/1358: فوت آیت الله طالقانی
5 / 7 / 1358:‌ مصاحبه مهم اوریانا فالاچی با امام خمینی
4 / 8 / 1358: راهپیمایی بزرگ میثاق با رهبری به دعوت حزب جمهوری اسلامی
10 / 8 / 1358: ترور آیت الله قاضی طباطبایی امام جمعه تبریز
15/ 8 / 1358: استعفای مهندس مهدی بازرگان، به دنبال اشغال سفارت امریکا در تهران
24/ 8 / 1358: ‌اخرین جلسه مجلس خبرگان و تدوین قانون اساسی
10/ 9 / 1358: برگزاری سمینار بررسی قانون اساسی در دانشگاه تهران
19/ 9 / 1358: همه پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
27/ 9 / 1358: ترور آیت الله محمد مفتح توسط گروه فرقان
29/ 9 / 1358: بازداشت آقای عباس امیر انتظام به جرم جاسوسی
12/10/‌ 1358: موج گسترده نامزدی افراد برای شرکت در اولین انتخابات ریاست جمهوری
11/ 11/ 1358: بمبارانهای تبلیغاتی حزب خلق مسلمان و حملات خونین به قم و تبریز
بهمن 1358:‌ ترور نافرجام آیت الله صدوقی امام جمعه یزد
بهمن 1358:‌ بستری شدن امام خمینی در بیمارستان قلب مهدی رضایی
بهمن 1358: انتخاب آقای ابوالحسن بنی صدر به ریاست جمهوری
4 / 12 / 1358: ‌حکم امام به دکتر بهشتی برای ریاست دیوان عالی کشور
22 / 12 / 1358: تاسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی
1 / 12 / 1358: انتخاب اعضای شورای نگهبان قانون اساسی
27/ 12 / 1358: گزارش کار شورای انقلاب به عنوان بالاترین نهاد تصمیم گیری کشور به مردم
25/ 12 / 1358: پایان اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی و کسب بیشترین ارا توسط نامزدهای حزب جمهوری اسلامی
2 / 1 / 1359:‌ سفر به مناطق جنگی غرب و جنوب کشور
18/ 1 / 1359: اماده باش ارتش برای مقابله با عراق و تشکیل کمیسیون امنیت ملی
7 / 2 / 1359: عملیات نظامی نافرجام امریکا در صحرای طبس و شهادت محمد منتظر قائم
21/ 2 / 1359: اولین مرحله انتخابات مجلس شورا، با انتخاب 220 نماینده
خرداد 1359:‌ آغاز کار مجلس شورا و درگیری‌‌ها برای انتخاب نخست وزیر
18 / 3/ 1359: سفر دکتر بهشتی به شیراز و تحلیل وضعیت انقلاب
29 / 3 / 1359: اظهار نظر دکتر بهشتی درباره ماجرای نوار سخنرانی آقای حسن آیت
21 / 4 / 1359: ‌کودتای نا فرجام نوژه
24 / 4 / 1359: پایان کار شورای انقلاب
29 / 4 / 1359: نخست وزیری آقای محمد علی رجایی
9 / 6 / 1359: معرفی کابینه توسط آقای رجایی
21 / 6 / 1359: اعلام تصمیم شورای عالی دفاع درباره ادامه جنگ
مرداد 1359: سفر دکتر بهشتی به اذربایجان و سخنرانی در جمع ارتشیان به منظور ترغیب شرکت فعالانه انها در جنگ
مرداد 1359: سفر دکتر بهشتی به امل و سخنرانی در جمع مردم
12 / 6 / 1359: سخنرانی درباره کابینه آقای رجایی و اشغال سفارت امریکا
14 / 8 / 1359: آغاز محاکمه محمد رضا سعادتی و عضوبرجسته مجاهدین خلق ایران به جرم جاسوسی برای اتحادیه جماهیر شوروی
29 / 8 / 1359: سخنرانی دکتر بهشتی در راهپیمایی بزرگ تاسوعا (تهران)
4 / 9 / 1359: موضع گیری و اعلام نظر درباره «مکتب و تخصص»
اذر 1359: تعیین هیات سه نفره منتخب امام در مورد اصلاحات ارضی و واگذاری زمین (آقایان حسینعلی منتظری, علی مشکینی,
سید محمد حسینی بهشتی)
16 /10/ 1359: سفر به مشهد و سخنرانی در پادگان ارتش
2 /10 / 1359: سخنرانی و اعلام نظر درباره لیبرالیسم و ازادی
3 / 10/ 1359: سوء قصد نافرجام به آقای سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
16 / 11 / 1359: اظهار نظر درباره گروگانها و اسناد سفارت امریکا
23/11/1359: سخنرانی در قم و اعلام مواضع ضد امریکایی
25/11/1359: مصاحبه با روزنامه کیهان درباره تعدیل ثروتها، اسناد سفارت امریکا و دادگاههای مدنی
27/11/1359:‌سخنرانی و انتقاد مهندس مهدی بازرگان از رئیس جمهور (ابوالحسن بنی صدر), ‌نخست وزیر( محمد علی رجایی) و رئیس دیوانعالی کشور ( سید محمد حسینی بهشتی)
30/11/1359: مصاحبه مطبوعاتی و اعلام نظر درباره حمله به سخنرانیها و شخصیتها (بعد از حمله به سخنرانی حجت الاسلام حسن لاهوتی در رشت)
7/12/1359: مصاحبه مطبوعاتی و اظهار نظر درباره سندهای مربوط به سفر آلمان، چماقداری و ازادی 3 گروگان انگلیسی
14/12/1359: سخنرانی در زمینه جنگ و اظهار نظر درباره هیات اعزامی به ایران برای اتش بس با عراق
14/12/1359: سخنرانی آقای ابوالحسن بنی صدر به مناسبت درگذشت دکتر محمد مصدق در دانشگاه تهران
21/12/1359: اظهار نظر و موضع گیری علیه وقایع دانشگاه و خروج عده ای از نمایندگان به عنوان اعتراض
24 / 12/ 1359: درخواست آقای ابوالحسن بنی صدر برای مناظره با آقایان محمد علی رجایی ، سید محمد حسینی بهشتی و
اکبرهاشمی‌ رفسنجانی
25/12/1359:‌ اطلاعیه روابط عمومی دادگستری و اعلام شرایط مناظره تلویزیونی با آقای ابوالحسن بنی صدر
28/12/1359: مصاحبه مطبوعاتی و اعلام نظر در خصوص مشکلات داخلی و قضایای جنگ
8/1/1360:‌پیام نوروزی و اشاره به مسائل مهم روز
15/1/136: تشکیل هیات برای حل اختلاف سران کشور توسط امام خمینی متشکل از آقایان محمدرضا مهدوی کنی, محمد یزدی و
شهاب‌الدین اشراقی
27/1/1360:‌مصاحبه مطبوعاتی و بیان مسائل در رابطه جنگ و مسائل روز
7/2/1360: بیانیه 10 ماده ای امام خمینی برای حل اختلاف سران کشور
17/2/1360:‌دیدار از جبهه‌های جنوب (اهواز)
27/2/1360: شکست حصر آبادان
31/2/1360: مصاحبه مطبوعاتی درباره تغییرات در قوه قضاییه و مسئله سرقت اسناد وزارت خارجه
6/3/1360: مصاحبه مطبوعاتی و توضیح درباره جو متشنج جامعه
7/3/1360: سخنرانی شدیداللحن امام خمینی در تذکر به رئیس جمهور
13/3/1360: اعتراض رئیس جمهور (آقای ابوالحسن بنی صدر) به اظهارات سخنگوی هیات حل اختلاف (آقای شهاب‌الدین اشراقی)
14/3/1360: اعتراض سخنگوی هیات حل اختلاف به نامه رئیس جمهور
14/3/1360: مصاحبه مطبوعاتی با شرکت خبرنگاران خارجی و داخلی و اظهار نظر درباره هیات حل اختلاف و گفته های رئیس جمهور
17/3/1360: دیدار از جبهه‌های جنوب و شرکت در سمینار جنگ و جهاد و سخنرانی در اهواز
20/3/1360: اعلام غیر قانونی بودن فعالیتهای «دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور» توسط وزیر کشور (آقای محمدرضا مهدوی کنی)
21/3/1360:‌برکناری آقای ابوالحسن بنی صدر از فرماندهی کل قوا به فرمان امام خمینی
21/3/1360:‌مصاحبه مطبوعاتی و موضع گیری درباره اختیارات رئیس جمهور طبق قانون اساسی
26/3/1360:‌منحل شدن هیات حل اختلاف با استعفای آقای شهاب‌الدین اشراقی
30/3/1360: مصاحبه مطبوعاتی و طرح مسائل مربوط به تخلفات آقای ابوالحسن بنی صدر
31/3/1360: رای مجلس به عدم کفآیت سیاسی رئیس جمهور
31/3/1360: شهادت مصطفی چمران وزیر دفاع در جبهه جنگ با عراق
2/4/1360: تشکیل شورای موقت ریاست جمهوری متشکل از آقایان محمد علی رجایی (نخست وزیر), سید محمد حسینی بهشتی (رئیس دیوانعالی کشور) و اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس شورای ملی)
4/4/1360: دعوت از گروهها برای همفکری و معرفی کاندیدای مشترک ریاست جمهوری
6/4/1360: ترور نافرجام امام جمعه تهران آقای سید علی خامنه‌ای در مسجد اباذر تهران
7/4/1360: انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت الله سید محمد حسینی بهشتی همراه 72 تن از یاران انقلاب

منبع: سایت شهید بهشتی

 

 

مفاهیم و اصطلاحات معنویات، ایثار، جهاد و شهادت و پدیده‌هایی نامفهوم و غریب و بیگانه در رژیم منحط پهلوی بودند. محیط غرق در فساد و شهوات رژیم پهلوی، هواهای نفسانی را بر عقل‌ها و قلب‌ها غلبه داده و حاکم کرده بود. اسیر دنیا و مادیات شدن و تمام هم و غم خود را مصرف شکم‌پرستی، راحت‌طلبی و رفاه و لذت‌کردن، از ویژگی‌های بارز آن دوران بود و جایی برای معنویت باقی نگذاشته بود. جوانان عمدتاً به چیزی جز خوشی و لذت و لهو و لعب فکر نمی‌کردند. گوش‌دادن به موسیقی‌های مبتذل شرکت در مجالس لهو و لعب و رقص و آواز، روابط بی‌بند و بار و نامشروع بین زنان و مردان و دختران و پسران، دیگر مجالی برای ظهور و عرصة ایثار و شهادت نگذاشته بود.
به برکت پیروزی انقلاب اسلامی و در اثر تغییر ارزش‌ها و تحولات جوانان، دستاورد بزرگ دیگری حاصل گردید و آن به وجود آمدن روح معنویت و ایثار بین مردم، خصوصاً جوانان عزیز کشور بود. جوانان این مرز و بوم اعم از دختر و پسر، نه تنها به محیط فاسد دوران پهلوی پشت پا زدند، بلکه با تحولی که در آنان به وجود امد، انسان‌های وارسته و متدینی شدند که معنویت و ایثار و شهادت و شهادت‌طلبی در اعماق وجود آنان نفوذ و رسوخ کرد. هر چند برخی جوانان در اثر تربیت غلط خانوادگی و محیط نامساعد زندگی و یا اراده و میل خود، توفیق قرار گرفتن در جرگة این دسته از جوانان را پیدا نکردند، اما به هر حال قشر عظیمی از جوانان کشور در اثر انقلاب متحول شده و به معنویت و مقامات انسانی والایی دست یافتند.

این معنویت که در جوانان به وجود آمده بود، نه از روی تظاهر و ریا بود و نه از سر پیری و ناتوانی که بگوییم در جوانی هر کاری که خواسته‌اند کرده‌اند و حالا سر پیری و از ناتوانی روی به خدا و معنویت آورده‌اند. آنان در نهایت اخلاص و در عنفوان جوانی و تنها به واسطة مبارزه با هواهای نفسانی به این مقامات عالی رسیدند. عشق به خدا و محو در جمال او شدن، وصال حق را طلبیدن، عشق و محبت به ائمه معصومین(ع) مناجات و نماز شب، از جلوه‌های معنویت این جوانان بود. برای شناخت معنویت و اخلاص این عزیزان، بهترین کار مراجعه به احوالات آن‌ها در خلوت خویش و در روزها و لحظات آخر عمرشان می‌باشد. وصیت‌نامة آن دسته از این عزیزان که به فوز شهادت نائل شده‌اند، گویای احوال درونی آنان است. قلم را به حریم مقدس وصیت‌نامة این عزیزان می‌بریم و رشته سخن را به حالات درونی آنان که بی‌هیچ شائبه‌ای به سخن درآمده‌اند، می‌سپاریم.
شهید حسین موحد رستگار: «احساس می‌کنم که آخرین کلامم را روی صفحة کاغذ می‌نویسم و بسیار خوشحالم و از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجم. احساس می‌کنم خدا با من است. احساس می‌کنم ضیافت ائمه اطهار و اولیاء الله برایم آماده شده است. احساس می‌کنم شهدا را می‌بینم. احساس می‌کنم لحظه‌ای دیگر در کنارشان جای خواهم گرفت.»١
شهید مجید احمدی: «به نام او که زنده به اویم و رفتنم به سوی اوست، بودنم، وجودم، تمام هستی‌ام، معشوقم، معبودم و راه و هدفم اوست. با ذره ذره وجودم، با رگ و پوستم و با قلبم احساسش می‌کنم، اما افسوس که احساسم را نمی‌توانم بیان کنم.»٢

شهید حسینعلی اشرفیان: «خدایا این روح پریشان، درد دل دردمندی فقیر و بی‌نوایی اسیر و مستمندی سراپا تقصیر و سوز و گذار، عبدی است که تنها آرزویش رسیدن به وصال توست. این شرمندة ناتوان، این عبد کوچک، آرزویی جز یافتن مغفرت و بخشایش تو ندارد و برای او میلی جز پرواز به کوی تو نیست.»٣
شهید محمد مصطفوی: «خدایا! به من ایمانی عطاکن که همیشه حضور تو را در قلبم احساس کنم. معبودم! مرا به نفسم وامگذار و حب خودت را در دلم جای ده و مرا از لذت‌های دنیا دور بدار.»٤
شهید محمد داودیان: «خدایا تو می‌دانی که شهادت من به خاطر پست و مقام نیست. به خاطر تکبر و خودپسندی و عجب و ریا نیست. شهادت من به خاطر عشق تو و عشق به راه توست. از تو می‌خواهم مرا از یاران صالحین اسلام قرار دهی و در راه خودت به شهادت برسانی.»٥

همین معنویت‌ها بود که جوانان عزیز کشور ما را به مرزهای ایثار و شهادت‌طلبی رسانده و آنان را به آن طرف مرز، که سرزمین عشق و عاشقی و شهود و وصال حق بود، عبور داد. سرزمینی که قابل وصف نیست، فقط باید رفت و دید تا بتوان آن را فهمید و احساس کرد. عشق به دیدار حق و شهادت در راه او، منتهای آرزوی جوانان بود. آن‌ها مشتاقانه و صادقانه از خداوند متعال طلب شهادت می‌کردند. این ایثار و گذشت و شهادت‌طلبی‌ها دنیا را تکان داد و مسلمین جهان را متوجه خود ساخت. وجود این فضای معنوی و شهادت‌طلبی، دیگران را به غبطه و حسرت انداخت.
عدنان ذکری الحسینی امام جمعه مسجد ملبورن استرالیا در سفر به ایران با دیدن این صحنه‌ها و فضای معنوی گفت: «وقتی پیرمرد مسلمانی را دیدم که می‌گفت سه تن از فرزندانش را در جبهه‌های حق علیه باطل تقدیم اسلام کرده و خودش نیز با این که هفتاد سال از عمرش می‌گذرد، آرزوی رفتن به جبهه و شهادت در راه خدا را دارد، با خود گفتم ای کاش من هم در میان این مردم فداکار و دلیر بودم و در خاک مقدس این سرزمین، تحت لوای اسلام به شهادت می‌رسیدم.»٦

شهادت تعداد زیادی از جوانان برومند این کشور اگرچه از جهتی مایة تأسف و تأثر و خسران جامعه است که چنین عزیزانی را از دست می‌دهد، اما از جهت دیگر، مایه افتخار و سعادت است و خود به عنوان یک دستاورد مهم دیگری محسوب می‌شود که این جوانان به برکت انقلاب اسلامی توانستند با بهترین و والاترین شکل مرگ یعنی شهادت، از دنیا هجرت و به جهان ابدی سفر کنند، آن‌ها خود به فوز ابدی و سعادت جاوید رسیدند و با رفتنشان، پایه‌های اسلام و انقلاب را مستحکم کردند. در این مورد امام خمینی(ره) می‌فرمایند:
«این نهضت اسلامی برای این دسته، این تحول را به بار آورده که اشخاصی که اصلاً وارد این کارهای جنگی نبوده‌اند، یک دفعه متحول شده‌اند و اشخاصی که جنگی شده‌اند و اشخاصی که در راه اسلام فداکاری کرده‌اند و شهید داده‌اند و من در عین حالی که بسیار متأسفم از این عزیزانی که از دست ما رفته‌اند، ولیکن مباهات می‌کنم به این تحولی که برای آن‌ها پیدا شده است.»٧

 

پی نوشت:

١- سخن آشنا (گزیده ای از وصیت نامه های شهدای گررانقدر جنگ تحمیلی) ، ص ٣٤
٢ - همان، ص ٨٢
٣- همان، ٨٣
٤- همان، ٧٩
٥- همان، ص ٨٠
٦- معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، ٣٨
٧ - در جستجوی راه از کلام امام، دفتر دهم، ص ٣٨٢ (سخنرانی مورخ ١٦/١٢/١٣٥٨)

 

نویسنده:مؤسسه ی فرهنگی قدر ولایت

منبع: سایت راسخون

 

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایى بود، شبهایش همه شب قدر، آرى ... " دهه فجر"

پس از آن ده روز، سپیده روشن" جمهورى اسلامى" دمید.

" کلمه‏الله‏" بر فراز زمان جاى گرفت و آن روز بزرگ، یکى دیگراز "ایام الله‏" ماندگار تاریخ شد.

کاخ‏هایى که به قیمت ویرانى کوخ‏ها برپا شده بود، به دست کوخ ‏نشینان سقوط کرد و محشرى عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت ‏تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد.

امام، در پیام خدایى‏اش و با دم مسیحایى‏اش در شهیدآباد " بهشت‏زهرا" ، در" صور انقلاب‏" دمید و مردم را در عرصات حق و محشر نهضت، جان بخشید.

آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن، اوج آن موج‏هاى خونین و موج آن شطهاى خروشان بود.

بارى... " صبح صادق‏" انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مکتب ‏سرزده بود که به " نماز عشق‏" ایستادیم. با وضویى از خون ‏دهها هزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانى اخلاص بر مهر تعبد نهادیم و دل به "ولایت" سپردیم.

همین که خواستیم ذکر استقلال و آزادى بر" زبان انقلاب" جارى ‏کنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ کینه برکشیدند و بذر فتنه ‏کاشتند. " ناکثین" ، سوار بر "جمل قدرت طلبى‏" ، در بصره  ‏بى‏بصرى فتنه به پا کردند. " قاسطین‏" ، دیگر بار " صفین‏" را پدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و "مارقین‏" نیز در " نهروان خیانت‏" از پشت‏ خنجر زدند. بازرگانان، تهی دست ازبازار برگشتند و کالاى "آزادى‏" شان قلابى از آب در آمد و روى‏ دستشان باد کرد. شیادان و مزدورانى که سنگ " توده" و "خلق‏" را به سینه مى‏زدند،  به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنى و مشتشان باز شد.

در این همه سال که برما گذشته است، " فجر پیروزى‏" با " شب‏کین توزى‏" درگیربوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعى دیگر دربرابرهم صف آراسته‏اند. در این سالهاى پرفراز و نشیب، با همه‏ وجود، غربت‏ حسین(ع) و مظلومیت على(ع) را حس کردیم و میدان احد ومعرکه صفین و صحنه کربلا بارها برایمان تکرار شد.

با نفاق و کفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوى "خندق ‏پیروزى‏" عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیرکشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت‏ خنجر خوردیم و در نهایت ‏تنهایى و مظلومیت، تنها خداى یکتا دلمان را گرم و عزم ما را جزم مى‏کرد و به آینده امیدوارمان مى‏ساخت.

در تمامى این مراحل، پیر و مراد ما، همچون نوح، کشتیبان انقلاب ‏در امواج توطئه‏ها بود و با بصیرتى الهى "راه‏" مى‏نمود و براى‏"رهروان‏" از میان آن همه خطرها "معبر" مى‏گشود.

دردمندانه به سوک امام امت(ره) نشستیم و پس از آن پیر، با مولاى جدیدمان پیمان ولایت‏ بستیم، ولى دشمن، جبهه جدیدى بر ضد انقلاب گشود که رهبر انقلاب، از آن با " شبیخون فرهنگى‏" یاد کرد.

افعى‏هاى خفته در لابه لاى جراید ومجلات، به نیش زدن و سمپاشى ‏پرداختند.

محور عملیات دراین نبرد، مدرسه‏ها، خانه‏ها، مطبوعات، فیلم‏ها، جشنواره‏ها، ماهواره و اینترنت، القائات برخى استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمان‏هاى مبتذل وخانمان سوز، اشاعه بى‏دینى وسکولاریسم، قداست زدایى از مقدسات و توهین به باورهاى دینى این‏امت ‏بود. مى‏خواستند عناصر فرارى و مرده و فسیل شده را دوباره ‏زنده کنند و ابوسفیان‏هاى کینه ‏توز را به صحنه آورند.

حادثه‏هاى تلخى داشتیم. و فراز و فرودهاى شگفت، عبرت آموز وروشنگر بر این امت ‏شهید داده گذاشت.

اینک، ماییم و "انقلاب اسلامى‏" ، که یادگار امام راحل است.

ماییم و رهبرى که درخروش و خلوص و درایت و صلابت، "خلف‏ صالح" امام امت است.

ماییم و نسلى پویا، که هم "آماج فتنه‏ها" ست و هم " ذخیره‏انقلاب."

ماییم و یک جهان دشمن، که در قالب " نظامهاى استکبارى‏" شکل ‏گرفته است.

ماییم و یک جهان دوست، که در مبارزات ضد استکبارى و حق طبانه‏ ملتهاى مظلوم، متجلى است و همه چشم به "ام القرى ایران‏" دوخته‏اند و تشنه معارف ناب مکتب اهل‏بیت علیهم السلام اند.

ماییم و جنگ فرهنگها در عصرحاضر و تلاش گسترده " وهابیت‏آمریکایى" بر ضد "اسلام ناب محمدى‏" .

ماییم و جبهه‏هاى متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعاد سیاسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى، که این مرحله، بیش از گذشته،"بصیرت" و "هوشیارى" و "آمادگى‏" و "پیام رسانى‏" و" تبیین‏" مى‏طلبد.

ما امروز هم، گرفتار مشکل "صدا" درجهان شلوغى هستیم که ‏دروغهاى نشسته برامواج صوتى و تصویرى، عرصه را بر تابش و جلوه‏ حق، تنگ ساخته است.

چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبین‏تر و حساس‏تر باشد، تا هم‏ فتنه‏ها را در قالب‏هاى جدیدش بشناسد و هم دروغ‏ها، تحریف‏ها، شایعات و غوغا افکنى‏ها و فتنه‏انگیزى‏ها، فرزندان انقلاب و نسل دوم‏ جمهورى اسلامى را از "جلوه ناب دین‏" غافل نسازد.

اگر ما پیمان نشکنیم و عوض نشویم، نه بیم شکست انقلاب هست، نه ‏خوف سست ‏شدن بنیان‏هاى آن.

رسالت رساندن این نهضت ‏به "عصرحضور" و سپردن آن به دست‏"خورشید عصر غیبت" ، بر دوش ماست.

جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین " تلاش و تحرک و همبستگى نشان دهند."

منبع: سایت نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

 

X