مردی مادرش به دوش گرفته بود و دور خانه خدا طواف می داد، پیامبر(ص) را در همان حال دید پرسید: آیا حق مادرم را ادا کردم؟
پیامبر(ص) فرمودند: حتی حق یکی از رنجهای دوران بارداری و زایمان او را ادا نکرده ای.
برگرفته از تفسیر نمونه
خداوند در حق رسول مکرمش محمّد بن عبداللّه (ص ) مى گوید: انک لعلى خلق عظیم : براستى که بر خلق عظیمى هستى )سوره قلم آیه 4) بنده ناتوانى چه مىتواند در حق پیامبرى که سراپا فضیلت و رحمت و منبع خیر و نیکى و بزرگوارى استبگوید؟
آنچه مى گویم قطره اى است از دریا.
خوى پیامبر و رفتار آن بزرگوار و کردار آن حضرت سرمشق مسلمین و بلکه نمونه عالى همه انسانها و در حقیقت تجسم اسلام . پیغمبر (ص ) به همه مسلمانان با چشم برادرى و با نهایت مهر و محبت رفتار مى کرد. آن چنان ساده و بى پیرایه لباس مى پوشید و بر روى زمین مى نشست و در حلقه یاران قرار مى گرفت که اگر ناشناسى وارد مى شد، نمى دانست پیغمبر کدام است . در عین سادگى به نظافت لباس و بدن خیلى اهمیت مى داد وضوى پیامبر همیشه با مسواک کردن دندان ها همراه بود. از استعمال عطر دریغ نمى فرمود. همیشه با پیر و جوان مؤ دب بود. همیشه در سلام کردن پیشدستى مى کرد. تبسم نمکینى همیشه بر لبانش بود ولى از بلند خندیدن پرهیز داشت . به عیادت بیماران و تشییع جنازه مسلمانان زیاد مى رفت .
مهمان نواز بود. یتیمان و درماندگان را مورد لطف خاص قرار مى داد. دست مهر بر سر یتیمان مى کشید. از خوابیدن روى بستر نرم پرهیز داشت و مى فرمود:من در دنیا همچون سوارى هستم که ساعتى زیر سایه درختى استراحت کند و سپس کوچ کند با همه مهر و نرمى که با زیردستان داشت در برابر دشمنان و منافقان بسیار شدت عمل نشان داد. در جنگها هرگز هراسى به دل راه نداد و از همه مسلمانان در جنگ به دشمن نزدیکتر بود. از دشمنان سرسخت مانند کفار قریش در فتح مکه عفو فرمود و آنها همه مجذوب اخلاق پیامبر (ص ) شدند و دسته دسته به اسلام روى آوردند. از زر و زیور دنیا دورى مى کرد. اموال عمومى را، هر چه زودتر بین مردم تقسیم مى کرد و با آنکه فرمانروا و پیامبر خدا بود هرگز سهمى بیش از دیگران براى خود بر نمى داشت . براستى آن وجود مقدس مظهر و نمونه و سرمشق براى همگان بود.
ویژگی اصحاب پیامبر
من اصحاب محمد (صلى اللّه علیه و آله ) را دیده ام . در میان شما نمى بینم کسى را که همانند ایشان باشد. آنان روزها ژولیده موى و غبارآلود بودند و شبها یا در سجده بودند یا در قیام . گاه چهره بر زمین مى سودند و گاه پیشانى . چون سخن معادشان به گوش مى رسید، گویى پاى بر سر آتش دارند.
میان دو چشمانشان در اثر سجده هاى طولانى چون زانوان بز پینه بسته بود. چون خدا را یاد مى کردند، سرشک دیدگانشان گریبانهایشان را تر مى کرد و از بیم عذاب و امید ثواب بر خود مى لرزیدند، آنسان که درخت در روز بادناک مى لرزد.
ترجمه ی بخشی از خطبه ی 96 نهج البلاغه
وصف پیامبر
دنیا را حقیر انگاشت و خرد شمرد و بیمقدارش دانست و آسانش گرفت و دانست ، که خداى تعالى دنیا را از او دور گردانید، چون بى مقدار و حقیر بود و به دیگرى ارزانیش داشت . پس به جان و دل از دنیا اعراض نمود و خاطره آن را در وجود خود کشت و دوست داشت که زیور و زینت دنیا در برابر چشمش نیاید تا مبادا از آن جامه فاخرى گزیند یا به درنگ در آن امید بندد. رسالت پروردگارش را به مردم رسانید، که از آن پس ، آنان را بهانه اى نباشد و امّت خود را از روى نیکخواهى هشدار داد. و بشارت بهشت فرمود و به بهشت فرا خواند.
ترجمه ی بخشی از خطبه ی 108 نهج البلاغه
ویژگی پیامبران
خداوند پیامبران را در بهترین ودیعتگاهها به ودیعت نهاد و در شریف ترین قرارگاهها جاى داد. آنان را از صلبهایى کریم به رحمهایى پاکیزه منتقل فرمود. هرگاه یکى از ایشان از جهان رخت بربست دیگرى براى اقامه دین خدا جاى او را گرفت . تا کرامت نبوت از سوى خداوند سبحان نصیب محمد (صلى اللّه علیه و آله ) گردید. او را از نیکوترین خاندانها و عزیزترین دودمانها بیرون آورد، از شجره اى که پیامبرانش را از آن آشکار نموده بود و امینان وحى خود را از آن برگزیده بود. خاندان او، بهترین خاندانهاست و اهل بیتش ، نیکوترین اهل بیتها. شجره او که بهترین شجره هاست در حرم روییده و در بستان مجد و شرف بالیده است . شاخه هایش بلند و ثمرتش دور از دسترس . اوست پیشواى پرهیزگاران و چشم بیناى هدایت یافتگان . اوست چراغ پرفروغ و شهاب درخشان و آتش زنه فروزان . سیرتش میانه روى است ، آیینش راهنماینده ، کلامش جدا کننده حق از باطل و داوریش قرین عدالت .
ترجمه ی خطبه ی 93 نهج البلاغه
پندهای جاودانه
شما را وصیت مى کنم که به خدا هیچ شرک میاورید و سنت محمد (صلى الله علیه و آله ( را ضایع مگذارید و این دو ستون را همواره برپاى دارید، تا کسى را یاراى نکوهش شما نباشد.
من دیروز یار و مصاحب شما بودم و امروز مایه عبرت شما هستم و فردا از میان شما مى روم . اگر زنده بمانم ، خود اختیار خون خود را دارم و اگر بمیرم ، مرگ میعادگاه من است . اگر عفو کنم ، موجب تقرب من به خداست و براى شما حسنه است . پس عفو کنید: آیا دوست ندارید که خدا بیامرزدتان
به خدا سوگند، چون بمیرم ، چیزى که آن را ناخوش دارم ، به سراغم نخواهد آمد یا کسى که دیدارش را نخواسته باشم بر من آشکار نخواهد شد. من همانند تشنه اى هستم که به طلب آب مى رود و آب مى یابد.آنچه نزد خداوند است براى نیکان بهتر است
ترجمه ی نامه ی 23 نهج البلاغه