بنگر به سخن امام صادق علیه السلام ، که ثقه الاسلام کلینى در کافى به اسنادش از جمیل بن دراج نقل کرده است و که آن حضرت فرمود:
اگر مى دانستند که در معرفت خدا چه فضلى است ، چشمان خود را به متاع و نعمتهاى دنیا، که دشمنان شان از آن بهره مند هستند نمى دوختند، و تمام دنیاى آنان از آنچه پاى بر آن مى گذارند تیر ایشان پست تر مى نمود و از نعمت معرفت خداوند بهره مند مى گشتند و لذات آنرا مى چشیدند؛ چون لذت آن کس که با اولیا خدا، در باغ هاى بهشت به سر مى برد. معرفت خدا انیس هر وحشتى و رفیق هر تنهایى و نور هر تاریکى و توان هر ضعفى و شفاى هر دردى است .
پیش از شما مردمى بودند که کشته مى شدند و سوزانده مى گشتند و با اره بریده مى شدند، زمین با همه وسعتش بر آنان تنگ گشته بود؛ ولى از عقیده خود بر نمى گشتند. بدون این که مقابل هاى کنند و در برابر آن اذیتى به گروه مقابل برسانند؛ جز آنکه از آنان مى خواستند، که به خدا ایمان آورند. پس ، از خدا درجات آنان را براى خود مساءلت کنید و بر مصیبتهاى روزگار صبر نمایید.
حدیث شریفى در کافى است که امام صادق علیه السلام به یکى از صحابه فرمود که : فلانى ! اشیاء همه به هندسه آفریده شده اند .
و آن آقا مثل اینکه لفظ هندسه را نشنیده بود و نمى دانسته چیست ، گفته است : هندسه یعنى چه ؟
امام فرموده اند: هندسه ؛ یعنى مقدار و اندازه .. چون لفظ هندسه اصلش اندازه و اندازه است …
در جایى دیگر مى فرمایند: علم به قوانین حسابى و قواعد مسائل عددى در تقویت نفس انسانى از اعظم وسایل است . به خصوص علم هندسه که در تعدیل و تقویم ذهن و فکر و قلم و بیان تاءثیر بسزا دارد.
حکما و فلاسفه بزرگ گفته اند: براى رسیدن به معرفت حقایق اشیاء فکر را باید به علوم ریاضى ورزش داد...
ابن خلکان در وفیات الاعیان ، معروف به تاریخ این خلکان مى گوید:
ابو عبدالله ، جعفر صادق ، فرزند محمد باقر علیه السلام ، یکى از ائمه دوازده گانه مذهب امامیه است . او از سادات اهل بیت و به جهت صدقش در گفتار ملقب به صادق مى باشد، فضل او مشهورتر از آن است که ذکر شود، و او را از نظریه هایى است در علم کیمیا و زجر و فال ، که شاگردش ابو موسى ، جابر بن حیان ، آنها را در کتابى هزار ورقه متضمن بر رسایل جعفر صادق علیه السلام گرد آورده است که جمعا پانصد رساله مى باشد.
جناب ثقه الاسلام کلینى ، در کتاب شریف اصول کافى ، از امام صادق علیه السلام ، روایت فرموده است که : شخصى همراه حضرت عیسى علیه السلام بود تا به دریا رسیدند و با حضرت بر روى آب راه مى رفتند و از دریا مى گذشتند.
این جانیست که بر آن تصرف مى کند، این همان جان است که مرده را زنده مى کند و ابراء اکمه و ابرص مى نماید، و جان هاى مرده را زنده مى کند و حیات مى دهد، و هر کسى که به تعلیم معارف حقه ، نفوس را احیاء مى کند، عیسوى مشرب است .
آن شخص دید که بر روى آب مثل زمین هموار عبور مى کنند، در عین عبور به این فکر افتاد که حضرت چه مى گوید و چه مى کند که بر بوى دریا این گونه راه مى روند، دید حضرت مى گوید: بسم الله .
از روى عجب به این گمان افتاد، که اگر خودش از تبعیت کامل بیرون آید و مستقلا بسم الله بگوید، مانند حضرت مى تواند بر آب بگذرد، از کامل ، بریدن همان و غرق شدن همان ، استغاثه به حضرت روح الله نمود، آن جناب نجاتش داد
در قرب الاسناد حسن بن ظریف از حسین بن علوان از جعفر علیه السلام نقل کرده که وى گفت : من به نزد آن حضرت نشسته بودم به هنگامى که مردى آمد و از طعم آب از آن حضرت پرسید و مى پنداشتند که آن مرد زندیق است . پس حضرت ابو عبدالله علیه السلام به زیر و رد کردن آن پرداخت و به او فرمود: واى بر تو! طعم آب ، طعم زندگى است . خداى عزوجل مى فرماید: و از آب هر موجودى زنده اى را آفرید آیا ایمان نمى آورند
امام جعفر علیه السلام ، گر چه در گفتارش قادق و راستگو بود، لیکن علت ملقب شدن ایشان به قادق چیزى دیگر بوده است . مروى از امامان ما، و مسلم در نزد امامیه انى است که : پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله ، ایشان را صادق نامیده تا از جعفر کذاب که امامت را به دروغ مدعى شد، تمیز داده شود.