بعضى فرزند خود را نذر خدمت در مسجد مى کنند. مادر مریم گفت : نَذرتُ لک ما فى بَطنى مُحرّرا
خدایا! من نذر کردم که فرزندم را براى خدمت در بیت المقدّس از هر کار معاف و آزادش کنم تا با فراغت کامل در بیت المقدّس خادم باشد. لکن همین که فرزند متولّد شد و دید دختر است ، گفت : خدایا! من دختر آوردم و دختر نمى تواند مثل پسر به راحتى خادم باشد. ولى به هر حال به نذرش عمل کرد، و مریم خادم مسجد شد.
رجال لا تلهیهم تجارة ولا بیع عن ذکر اللّه
قرآن از کسانى که هنگام اذان ، کار و کسب را رها مى کنند ستایش کرده است
به خصوص در روز جمعه سفارش شده که معامله را رها کنید: و ذرواالبیع وپس از پایان نماز جمعه ، به سراغ کار و درآمد بروید: فانتشروا فى الارض وابتغوا من فضل اللّه
رئیس جمهور شهید ایران مرحوم رجائى مى فرمود: به نماز نگوئید کار دارم ، به کار بگوئید نماز دارم .
الّذین یؤ منون بالغیب و یقیمون الصلوة
در ابتداى قرآن و آغاز سوره بقره ، بعد از ایمان به غیب که شامل ایمان به خداوند و معاد و فرشتگان است ، اوّلین اصل عملى که مورد توجّه قرار گرفته ، مسئله اقامه نماز است .
قولوا للناس حسنا و اقیموا الصلوة
با مردم خوب سخن بگویید و نماز را به پا دارید.
با سخن و برخورد خوب مى توانیم عملا نماز را تبلیغ کنیم و بدانیم کسانى که با اخلاق و سیره پیامبر صلّى اللّه علیه و آله مسلمان شده اند بیش از کسانى هستند که با استدلال عقلى مسلمان شده اند.
حتّى با کفّارى که انسان جدال و بحث مى کند، باید به طور نیکو جدال کند، یعنى اوّل خوبى هاى آنان را بپذیرد و بعد نقطه نظرات خود را بیان کند.
کلام مبارک مولایمان ، سیدالشهداء، ابو عبدالله ، حسین بن على علیه السلام است که در دعاى عرفه فرمود: چگونه با آنچه که در وجودش محتاج توست ، بر (وجود) تو استدلال آوریم ؟! آیا جز تو را ظهورى است که تو را نیست ، تا آن ، مظهر تو باشد؟!.
پس ، خداى تعالى بالاتر و والاتر از آن است که ذاتش به واسطه خلقش شناخته شود، بلکه باید گفت که حقیقت غیر او شناخته نشود جز به او.
امام صادق علیه السلام فرموده است :
من قال فینا بیت شعر، بنى الله له بیتا فى الجنه ؛کسى یک بیت شعر درباره ما بگوید، خداوند براى او بیتى در بهشت بنا مى کند.
و نیز آن امام به حق ناطق فرموده است : من انشد فى الحسین علیه السلام بیتا من شعر فبکى او تباکى فله الجنه ؛کسى که در ماتم سالار شهیدان امام حسین علیه السلام بیتى سرود، پس گریست (اگر فعل بکى از تبکیه باشد، بدین معنى است که دیگران را به گریستن برانگیخت )، و یا خود را به گریه زد، مر او را بهشت است .