معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1238596
تعداد نوشته ها : 703
تعداد نظرات : 69
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

مفاهیم و اصطلاحات معنویات، ایثار، جهاد و شهادت و پدیده‌هایی نامفهوم و غریب و بیگانه در رژیم منحط پهلوی بودند. محیط غرق در فساد و شهوات رژیم پهلوی، هواهای نفسانی را بر عقل‌ها و قلب‌ها غلبه داده و حاکم کرده بود. اسیر دنیا و مادیات شدن و تمام هم و غم خود را مصرف شکم‌پرستی، راحت‌طلبی و رفاه و لذت‌کردن، از ویژگی‌های بارز آن دوران بود و جایی برای معنویت باقی نگذاشته بود. جوانان عمدتاً به چیزی جز خوشی و لذت و لهو و لعب فکر نمی‌کردند. گوش‌دادن به موسیقی‌های مبتذل شرکت در مجالس لهو و لعب و رقص و آواز، روابط بی‌بند و بار و نامشروع بین زنان و مردان و دختران و پسران، دیگر مجالی برای ظهور و عرصة ایثار و شهادت نگذاشته بود.
به برکت پیروزی انقلاب اسلامی و در اثر تغییر ارزش‌ها و تحولات جوانان، دستاورد بزرگ دیگری حاصل گردید و آن به وجود آمدن روح معنویت و ایثار بین مردم، خصوصاً جوانان عزیز کشور بود. جوانان این مرز و بوم اعم از دختر و پسر، نه تنها به محیط فاسد دوران پهلوی پشت پا زدند، بلکه با تحولی که در آنان به وجود امد، انسان‌های وارسته و متدینی شدند که معنویت و ایثار و شهادت و شهادت‌طلبی در اعماق وجود آنان نفوذ و رسوخ کرد. هر چند برخی جوانان در اثر تربیت غلط خانوادگی و محیط نامساعد زندگی و یا اراده و میل خود، توفیق قرار گرفتن در جرگة این دسته از جوانان را پیدا نکردند، اما به هر حال قشر عظیمی از جوانان کشور در اثر انقلاب متحول شده و به معنویت و مقامات انسانی والایی دست یافتند.

این معنویت که در جوانان به وجود آمده بود، نه از روی تظاهر و ریا بود و نه از سر پیری و ناتوانی که بگوییم در جوانی هر کاری که خواسته‌اند کرده‌اند و حالا سر پیری و از ناتوانی روی به خدا و معنویت آورده‌اند. آنان در نهایت اخلاص و در عنفوان جوانی و تنها به واسطة مبارزه با هواهای نفسانی به این مقامات عالی رسیدند. عشق به خدا و محو در جمال او شدن، وصال حق را طلبیدن، عشق و محبت به ائمه معصومین(ع) مناجات و نماز شب، از جلوه‌های معنویت این جوانان بود. برای شناخت معنویت و اخلاص این عزیزان، بهترین کار مراجعه به احوالات آن‌ها در خلوت خویش و در روزها و لحظات آخر عمرشان می‌باشد. وصیت‌نامة آن دسته از این عزیزان که به فوز شهادت نائل شده‌اند، گویای احوال درونی آنان است. قلم را به حریم مقدس وصیت‌نامة این عزیزان می‌بریم و رشته سخن را به حالات درونی آنان که بی‌هیچ شائبه‌ای به سخن درآمده‌اند، می‌سپاریم.
شهید حسین موحد رستگار: «احساس می‌کنم که آخرین کلامم را روی صفحة کاغذ می‌نویسم و بسیار خوشحالم و از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجم. احساس می‌کنم خدا با من است. احساس می‌کنم ضیافت ائمه اطهار و اولیاء الله برایم آماده شده است. احساس می‌کنم شهدا را می‌بینم. احساس می‌کنم لحظه‌ای دیگر در کنارشان جای خواهم گرفت.»١
شهید مجید احمدی: «به نام او که زنده به اویم و رفتنم به سوی اوست، بودنم، وجودم، تمام هستی‌ام، معشوقم، معبودم و راه و هدفم اوست. با ذره ذره وجودم، با رگ و پوستم و با قلبم احساسش می‌کنم، اما افسوس که احساسم را نمی‌توانم بیان کنم.»٢

شهید حسینعلی اشرفیان: «خدایا این روح پریشان، درد دل دردمندی فقیر و بی‌نوایی اسیر و مستمندی سراپا تقصیر و سوز و گذار، عبدی است که تنها آرزویش رسیدن به وصال توست. این شرمندة ناتوان، این عبد کوچک، آرزویی جز یافتن مغفرت و بخشایش تو ندارد و برای او میلی جز پرواز به کوی تو نیست.»٣
شهید محمد مصطفوی: «خدایا! به من ایمانی عطاکن که همیشه حضور تو را در قلبم احساس کنم. معبودم! مرا به نفسم وامگذار و حب خودت را در دلم جای ده و مرا از لذت‌های دنیا دور بدار.»٤
شهید محمد داودیان: «خدایا تو می‌دانی که شهادت من به خاطر پست و مقام نیست. به خاطر تکبر و خودپسندی و عجب و ریا نیست. شهادت من به خاطر عشق تو و عشق به راه توست. از تو می‌خواهم مرا از یاران صالحین اسلام قرار دهی و در راه خودت به شهادت برسانی.»٥

همین معنویت‌ها بود که جوانان عزیز کشور ما را به مرزهای ایثار و شهادت‌طلبی رسانده و آنان را به آن طرف مرز، که سرزمین عشق و عاشقی و شهود و وصال حق بود، عبور داد. سرزمینی که قابل وصف نیست، فقط باید رفت و دید تا بتوان آن را فهمید و احساس کرد. عشق به دیدار حق و شهادت در راه او، منتهای آرزوی جوانان بود. آن‌ها مشتاقانه و صادقانه از خداوند متعال طلب شهادت می‌کردند. این ایثار و گذشت و شهادت‌طلبی‌ها دنیا را تکان داد و مسلمین جهان را متوجه خود ساخت. وجود این فضای معنوی و شهادت‌طلبی، دیگران را به غبطه و حسرت انداخت.
عدنان ذکری الحسینی امام جمعه مسجد ملبورن استرالیا در سفر به ایران با دیدن این صحنه‌ها و فضای معنوی گفت: «وقتی پیرمرد مسلمانی را دیدم که می‌گفت سه تن از فرزندانش را در جبهه‌های حق علیه باطل تقدیم اسلام کرده و خودش نیز با این که هفتاد سال از عمرش می‌گذرد، آرزوی رفتن به جبهه و شهادت در راه خدا را دارد، با خود گفتم ای کاش من هم در میان این مردم فداکار و دلیر بودم و در خاک مقدس این سرزمین، تحت لوای اسلام به شهادت می‌رسیدم.»٦

شهادت تعداد زیادی از جوانان برومند این کشور اگرچه از جهتی مایة تأسف و تأثر و خسران جامعه است که چنین عزیزانی را از دست می‌دهد، اما از جهت دیگر، مایه افتخار و سعادت است و خود به عنوان یک دستاورد مهم دیگری محسوب می‌شود که این جوانان به برکت انقلاب اسلامی توانستند با بهترین و والاترین شکل مرگ یعنی شهادت، از دنیا هجرت و به جهان ابدی سفر کنند، آن‌ها خود به فوز ابدی و سعادت جاوید رسیدند و با رفتنشان، پایه‌های اسلام و انقلاب را مستحکم کردند. در این مورد امام خمینی(ره) می‌فرمایند:
«این نهضت اسلامی برای این دسته، این تحول را به بار آورده که اشخاصی که اصلاً وارد این کارهای جنگی نبوده‌اند، یک دفعه متحول شده‌اند و اشخاصی که جنگی شده‌اند و اشخاصی که در راه اسلام فداکاری کرده‌اند و شهید داده‌اند و من در عین حالی که بسیار متأسفم از این عزیزانی که از دست ما رفته‌اند، ولیکن مباهات می‌کنم به این تحولی که برای آن‌ها پیدا شده است.»٧

 

پی نوشت:

١- سخن آشنا (گزیده ای از وصیت نامه های شهدای گررانقدر جنگ تحمیلی) ، ص ٣٤
٢ - همان، ص ٨٢
٣- همان، ٨٣
٤- همان، ٧٩
٥- همان، ص ٨٠
٦- معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، ٣٨
٧ - در جستجوی راه از کلام امام، دفتر دهم، ص ٣٨٢ (سخنرانی مورخ ١٦/١٢/١٣٥٨)

 

نویسنده:مؤسسه ی فرهنگی قدر ولایت

منبع: سایت راسخون

 

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایى بود، شبهایش همه شب قدر، آرى ... " دهه فجر"

پس از آن ده روز، سپیده روشن" جمهورى اسلامى" دمید.

" کلمه‏الله‏" بر فراز زمان جاى گرفت و آن روز بزرگ، یکى دیگراز "ایام الله‏" ماندگار تاریخ شد.

کاخ‏هایى که به قیمت ویرانى کوخ‏ها برپا شده بود، به دست کوخ ‏نشینان سقوط کرد و محشرى عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت ‏تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد.

امام، در پیام خدایى‏اش و با دم مسیحایى‏اش در شهیدآباد " بهشت‏زهرا" ، در" صور انقلاب‏" دمید و مردم را در عرصات حق و محشر نهضت، جان بخشید.

آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن، اوج آن موج‏هاى خونین و موج آن شطهاى خروشان بود.

بارى... " صبح صادق‏" انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مکتب ‏سرزده بود که به " نماز عشق‏" ایستادیم. با وضویى از خون ‏دهها هزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانى اخلاص بر مهر تعبد نهادیم و دل به "ولایت" سپردیم.

همین که خواستیم ذکر استقلال و آزادى بر" زبان انقلاب" جارى ‏کنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ کینه برکشیدند و بذر فتنه ‏کاشتند. " ناکثین" ، سوار بر "جمل قدرت طلبى‏" ، در بصره  ‏بى‏بصرى فتنه به پا کردند. " قاسطین‏" ، دیگر بار " صفین‏" را پدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و "مارقین‏" نیز در " نهروان خیانت‏" از پشت‏ خنجر زدند. بازرگانان، تهی دست ازبازار برگشتند و کالاى "آزادى‏" شان قلابى از آب در آمد و روى‏ دستشان باد کرد. شیادان و مزدورانى که سنگ " توده" و "خلق‏" را به سینه مى‏زدند،  به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنى و مشتشان باز شد.

در این همه سال که برما گذشته است، " فجر پیروزى‏" با " شب‏کین توزى‏" درگیربوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعى دیگر دربرابرهم صف آراسته‏اند. در این سالهاى پرفراز و نشیب، با همه‏ وجود، غربت‏ حسین(ع) و مظلومیت على(ع) را حس کردیم و میدان احد ومعرکه صفین و صحنه کربلا بارها برایمان تکرار شد.

با نفاق و کفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوى "خندق ‏پیروزى‏" عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیرکشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت‏ خنجر خوردیم و در نهایت ‏تنهایى و مظلومیت، تنها خداى یکتا دلمان را گرم و عزم ما را جزم مى‏کرد و به آینده امیدوارمان مى‏ساخت.

در تمامى این مراحل، پیر و مراد ما، همچون نوح، کشتیبان انقلاب ‏در امواج توطئه‏ها بود و با بصیرتى الهى "راه‏" مى‏نمود و براى‏"رهروان‏" از میان آن همه خطرها "معبر" مى‏گشود.

دردمندانه به سوک امام امت(ره) نشستیم و پس از آن پیر، با مولاى جدیدمان پیمان ولایت‏ بستیم، ولى دشمن، جبهه جدیدى بر ضد انقلاب گشود که رهبر انقلاب، از آن با " شبیخون فرهنگى‏" یاد کرد.

افعى‏هاى خفته در لابه لاى جراید ومجلات، به نیش زدن و سمپاشى ‏پرداختند.

محور عملیات دراین نبرد، مدرسه‏ها، خانه‏ها، مطبوعات، فیلم‏ها، جشنواره‏ها، ماهواره و اینترنت، القائات برخى استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمان‏هاى مبتذل وخانمان سوز، اشاعه بى‏دینى وسکولاریسم، قداست زدایى از مقدسات و توهین به باورهاى دینى این‏امت ‏بود. مى‏خواستند عناصر فرارى و مرده و فسیل شده را دوباره ‏زنده کنند و ابوسفیان‏هاى کینه ‏توز را به صحنه آورند.

حادثه‏هاى تلخى داشتیم. و فراز و فرودهاى شگفت، عبرت آموز وروشنگر بر این امت ‏شهید داده گذاشت.

اینک، ماییم و "انقلاب اسلامى‏" ، که یادگار امام راحل است.

ماییم و رهبرى که درخروش و خلوص و درایت و صلابت، "خلف‏ صالح" امام امت است.

ماییم و نسلى پویا، که هم "آماج فتنه‏ها" ست و هم " ذخیره‏انقلاب."

ماییم و یک جهان دشمن، که در قالب " نظامهاى استکبارى‏" شکل ‏گرفته است.

ماییم و یک جهان دوست، که در مبارزات ضد استکبارى و حق طبانه‏ ملتهاى مظلوم، متجلى است و همه چشم به "ام القرى ایران‏" دوخته‏اند و تشنه معارف ناب مکتب اهل‏بیت علیهم السلام اند.

ماییم و جنگ فرهنگها در عصرحاضر و تلاش گسترده " وهابیت‏آمریکایى" بر ضد "اسلام ناب محمدى‏" .

ماییم و جبهه‏هاى متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعاد سیاسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى، که این مرحله، بیش از گذشته،"بصیرت" و "هوشیارى" و "آمادگى‏" و "پیام رسانى‏" و" تبیین‏" مى‏طلبد.

ما امروز هم، گرفتار مشکل "صدا" درجهان شلوغى هستیم که ‏دروغهاى نشسته برامواج صوتى و تصویرى، عرصه را بر تابش و جلوه‏ حق، تنگ ساخته است.

چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبین‏تر و حساس‏تر باشد، تا هم‏ فتنه‏ها را در قالب‏هاى جدیدش بشناسد و هم دروغ‏ها، تحریف‏ها، شایعات و غوغا افکنى‏ها و فتنه‏انگیزى‏ها، فرزندان انقلاب و نسل دوم‏ جمهورى اسلامى را از "جلوه ناب دین‏" غافل نسازد.

اگر ما پیمان نشکنیم و عوض نشویم، نه بیم شکست انقلاب هست، نه ‏خوف سست ‏شدن بنیان‏هاى آن.

رسالت رساندن این نهضت ‏به "عصرحضور" و سپردن آن به دست‏"خورشید عصر غیبت" ، بر دوش ماست.

جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین " تلاش و تحرک و همبستگى نشان دهند."

منبع: سایت نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

 

«انقلاب اسلامی ایران، اگر در آینده بخواهد به نتیجه برسد و همچنان پیروزمندانه، به پیش برود باز هم باید روی دوش روحانیون و روحانیت قرار داشته باشد».[1]
… من که قریب به دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ(امام خمینی رحمت الله علیه) تحصیل کرده‌ام باز وقتی که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهایی از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من، بلکه بر ایمانم نیز اضافه کرد.
وقتی برگشتم، دوستانم پرسیدند چه دیدی؟ گفتم: چهار تا «آمِنْ» دیدم.
«آمِنْ بِهَدفِه»، به هدفش ایمان دارد.
«آمن بِسَبیلهِ»، به راهی که انتخاب کرده ایمان دارد.
«آمِن بِقولِه»، در میان همه رفقا و دوستانی که سراغ دارم احدی مثل ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد. به ایشان نصیحت می‌کنند؛ آقا کمی یواش‌تر، مردم دارند سرد می‌شوند، مردم دارند از پای درمی‌آیند، می‌گویند؛ نه مردم این‌جور نیستند که شما می‌گویید. من مردم را بهتر می‌شناسم.
و بالاخره بالاتر از همه «آمِنْ بِرَبِّه»، در یک جلسه خصوصی، ایشان به من گفت: فلانی این ما نیستیم که چنین می‌کنیم، من دست خدا را به وضوح حس می‌کنم...».[2]

پی نوشتها:

[1]. استاد مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص 184.
[2].همان، صص 21 و 22.

 

نویسنده:سید امیرحسین کامرانی راد

منبع: سایت راسخون

 

شناسایی، تعریف و تحدید موضوعات پژوهشی مرتبط با اندیشه‌‌‌‏های امام خمینی و انقلاب اسلامی

نویسنده کتاب: علی محمد حاضری

این طرح پژوهشی، کوششی است برای شناسایی و تعریف و تحدید نسبتاً دقیق مجموعه موضوع‌‌‌‏های پژوهشی مرتبط با اندیشه‌‌‌‏های امام خمینی و انقلاب اسلامی که در چارچوب ملاحظات ذیل محدود و معرفی می‌‌‌‏شود:

الف) احصاء و استقراء تام موضوعات پژوهشی در حوزه مورد نظر داعیه این طرح

نیست دستیابی به مجموعه‌‌‌‏ای از موضوعات که حتی‌الامکان پهنه‌‌‌‏ای نسبتاً منسجم از قلمرو پژوهش را معرفی نماید و دستمایه‌‌‌‏ای نستباً کارآمد برای ارائه به صاحبنظران را فراهم آورد و جلب پژوهشگران را تسهیل نماید، ملموس‌‌‌‏ترین هدف مورد نظر طرح است.

ب) اگر چه عنوان طرح «اندیشه امام و انقلاب اسلامی» را پهنه موضوع معرفی کرده است، ولی به لحاظ محدودیتهای تخصصی مجری و مجموعه همکاران قابل دسترسی و ضروریات حفظ انسجام نسبی موضوعات و روابط درونی آنها، اولاً موضوع‌شناسی اندیشه امام خمینی به حدود متعارف دانش نظام دانشگاهی کنونی جامعه ما محدود و منحصر می‌‌‌‏شود و تتبعات موضوعی براساس سبک و سیاق و دامنه علوم معهود حوزوی در محدوده این طرح نمی‌‌‌‏گنجد. دیگر اینکه از مجموعه علوم و معارف نظام دانشگاهی، اختصاصاً رشته‌‌‌‏های فقه و مبانی حقوق اسلامی، علوم قرآنی و حدیث، حقوق عمومی، حقوق خصوصی، حقوق جزا و حقوق بین‌المللی (عمومی)، عرفان اسلامی، فلسفه و کلام اسلامی و کلام جدید، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و روابط بین‌‌‌‏الملل، روانشناسی، تعلیم و تربیت، اقتصاد، مدیریت تاریخ و ادبیات فارسی، مورد نظر این طرح است و مباحث مرتبط با سایر رشته‌‌‌‏ها داخل در قلمرو این طرح نمی‌‌‌‏گنجد. البته مباحث و موضوعهای بین رشته‌‌‌‏ای که حداقل یک طرف آن به رشته‌‌‌‏های فوق‌‌‌‏الاشاره مربوط گردد، می‌‌‌‏تواند در قلمرو طرح منظور شود. سخن دیگر آنکه مطالعات مرتبط با انقلاب اسلامی به موضوعهای مطروحه در حیطه علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، جامعه‌شناسی، مدیریت، تاریخ و ادبیات منحصر می‌‌‌‏گردد و موضوع‌‌‌‏هایی که به شناخت و اداره جامعه فعلی ایران مربوط باشد، اگر صرفنظر از تأثیرپذیری و ارتباط نسبتاً صریح آن با اندیشه امام یا انقلاب اسلامی مطروح گردد، در قلمرو طرح قرار نمی‌‌‌‏گیرد.

ج) در زمینه هر یک از موضوع‌‌‌‏های پژوهشی این مجموعه، سعی می‌‌‌‏شود حتی الامکان اطلاعاتی به شرح زیر فراهم اید.

1- ضرورت و اهمیت موضوع

2- تعریف فنی موضوع و تحدید آن

3- مفروضات، پرسشهای اساسی، فرضیات یا دیگر مؤلفه‌‌‌‏های معرف موضوع پژوهشی که حسب مورد موضوعیت خواهد داشت.

4- معرفی اجمالی سابقه پژوهشی موضوع و ادله توجیه این پژوهش در مقایسه با سوابق

آن.

5- اشاره به چارچوبهای نظری و احتمالی و رئوس کلی روش پژوهشی متناسب با موضوع.

6- استادان و صاحبنظران که برای ارزیابی، نظارت، راهنمایی، مشاوره، اجرای طرح پژوهشی یا همکار اجرایی موضوع پژوهشی ذیصلاح شناخته می‌‌‌‏شوند.

د) به منظور حفظ حقوق معنوی صاحب‌نظرانی که در تعریف و تحدید موضوع‌‌‌‏های این طرح با مجری همکاری خواهند نمود، مجموعه دست‌اندرکاران اجرای این طرح و مراحل تکمیلی آن، اخلاقاً متعهد می‌‌‌‏شوند برای انجام پژوهش در موضوع مورد نظر، حسب موقعیت، شرایط و انتخابات آن صاحبنظران، اولویت با مشارکت خود آنان باشد.

منبع: سایت حوزه

 

انقلاب اسلامی، تجلی شکوهمند حماسه‏ای است که در روزگار قحطی انسانیت، صفحه‏ای زرین را در تاریخ حیات آدمی گشود و صلای خداخواهی، معنویت، آزادی و استقلال را در گوش جان جهانیان طنین‏انداز کرد.

انقلاب اسلامی ایران، نه تنها سرنوشت کشور را تغییر داد و اسلام را به حکومت نشاند، بلکه بر کشورهای منطقه و قواعد بین‏المللی و جهانی نیز تأثیر گذاشت و عرف نظام بین‏المللی را بر هم زد. این انقلاب که معجزه قرن بیستم شمرده می‏شود، شرنگ مرگ به کام طاغوتیان ریخت، سلطه را به گورستان سلطنت سپرد و کنگره‏های کاخ ستم را فرو ریخت. بنابراین، شناخت اهداف و دستاوردهای آن از جمله نکاتی است که باید همیشه مدنظر مسؤولان نظام و امت بیدار و همیشه در صحنه قرار داشته باشد.

منبع: سایت حوزه

 

بعضى فرزند خود را نذر خدمت در مسجد مى کنند. مادر مریم گفت : نَذرتُ لک ما فى بَطنى مُحرّرا
خدایا! من نذر کردم که فرزندم را براى خدمت در بیت المقدّس از هر کار معاف و آزادش کنم تا با فراغت کامل در بیت المقدّس خادم باشد. لکن همین که فرزند متولّد شد و دید دختر است ، گفت : خدایا! من دختر آوردم و دختر نمى تواند مثل پسر به راحتى خادم باشد. ولى به هر حال به نذرش عمل کرد، و مریم خادم مسجد شد.

دسته ها : سيماي دين
X