بیا بیا که شمیم بهار میآید
دل رمیده ما را قرار میآید
سر از افق بدرآورد صبح آزادی
سرود فتح و ظفر زین دیار میآید
بیا که شد سپری دوره تباهیها
زمان سروری و اقتدار میآید
گریخت ظالم و برچیده شد بساط ستم
نهال حق و عدالت به بار میآید
بیا که گر رود اهریمن از وطن بیرون
فرشته از طرف کردگار میآید
خوش آمدی به وطن مقدمت گرامیباد
صدای هلهله از هر گذار میآید
نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: سایت راسخون
22 بهمن «عید ظفر» است. در این روز بود که ملت ایران، میلاد نوین یافت و سرمه ی شریعت بر دیدگان بصیرت خویش کشید و امامت و ولایت را به شایسته ترین وجه، گردن نهاد.
جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن ز حیات خویش نومید است
آن روز که عالم ز ستمگری خالی است
ما را و همه ستم کشان را عید است
نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع:سایت راسخون
سیاستگذاری و فرهنگی ایران پس از انقلاب اسلامی؛ آرمانها، چالشها و شاخصها )اندیشههای امام خمینی و واقعیت سیاستگذاریها)
نویسنده کتاب: کیومرث اشتریان
علوم سیاستگذاری به مطالعه و ارزیابی تصمیمگیریها و برنامهریزیهای دولتی در زمینههای مختلف میپردازد (برنامه عمل دولتها واحد تحلیلی کلی این شاخه از علوم سیاسی است)
بنیاد معرفتشناسانه این رشته علمی بر این مبنا استوار است که شناخت، تصمیمگیری و تصمیمسازی مستلزم فن و هنر استفاده از تخصصهای گوناگون است.سیاستگذاری برایند تخصصها در مجموعهای از فنون است که با هم در یک سیاستگذاری دخیلاند.سیاستگذاری پدیدهای منقطع از تاریخ و سنت نیست و سیاستگذار با استفاده از تجربیات اجرایی و بنیادهای هنجاری میتواند از فرایند سعی و خطای دایمی در اداره امور بپرهیزد.
شناخت سیاستگذاری فرهنگی و در دسترس بودن ارزیابی عینی و علمی از سیاستهای گذشته میتواند چراغی فرا راه تصمیمگیرندگان و مدیران باشد تا از تکرار اشتباهات گذشتگان پرهیز نموده و از سوی دیگر با شناخت بستر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی موفقیتهای پیشینیان راه پیشرفتهای آتی را شناسایی نمایند.
بر اساس آنچه گذشت، ارزیابی و تحلیل سیاستگذاری فرهنگی پس از انقلاب اسلامی ضرورت مییابد. ارزیابی علل موفقیتها، شکستها در بستری تاریخی، سیاسی، و جامعهشناختی و راهبردی عینی، کمی و آماری (و در عین حال کیفی) برای انقلابی که اساسیترین داعیهاش فرهنگی و ارزشی است، ضرورت دارد
انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب فرهنگی چگونه از آرمان به عمل درآمد و بر آن اساس سیاستگذاری دولتی در زمینه فرهنگ چه لباسی به خود پوشید و چه منش عملی به خود گرفت؟ به لحاظ کمی و کیفی چه تبعاتی داشت و سیاستگذاران برای عملیاتی کردن آن اندیشهها و آرمانها چه چالشهایی در پیش رو داشتند؟ چه کردند؟ و چه باید بکنند؟ چگونه میتوان اندیشههای آرمانی-ارزشی را در زمینه فرهنگ کاربردی و عملیاتی نمود؟ اندیشههای آرمانی- فرهنگی امام خمینی به چه و چگونه سرنوشتی در سیاستگذرای نهادهای عمومی (اعم از دولتی و غیر دولتی) دچار شد؟
شاخصهای فرهنگی مهمترین ابزار عملیاتی کردن و کاربردی کردن و عینیت یافتن آرمانهای فرهنگی هستند؛ شاخصهای فرهنگی در ایران پس از انقلاب چیست و چگونه بایستی شاخصسازی نمود؟ و...
پدیدآورنده:محسن آرمین – افسر رزازی فر
منبع: سایت حوزه
رسید موسم بهمن بهار باز آمد
جلال محفل ما، یار دل نواز آمد
به پاست خیمه آلالههای صحرایی
«و ان یکاد» بخوان موسم نیاز آمد
درون هر ورق سبز بنگری، بینی
جمال یوسف مصری در این تراز آمد
چراغ لاله فروزان شد از دم عیسی
شمیم یاد عزیزانِ پاکباز آمد
زمان، زمان طلوع است و فجر بیداری
کنون که جلوه خورشید برفراز آمد
نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: سایت راسخون
در خلال ده شب از بهمن، برون
صدهزاران فجر آمد، گونهگون
مهر روشن بر سیاهی چیره شد
چشم خفاش از فروغش خیره شد
فجر رحمت، فجر دولت، فجر نور
فجر آزادی زبند ظلم و زور
مهر، در آغوش ملت، جا گرفت
انقلاب او همه دنیا گرفت
نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع:سایت راسخون
هر وقت یاد آن شب دیجور مىکنیم
روى سپاس بر حرم نور مىکنیم
امروز فکر آن شب ننگین کشنده است
حتى خیال آن تب سنگین کشنده است
شب بود و قصه، قصه مرگ ستاره بود
حرف از گل و بهار به رمز و اشاره بود
هر شب نسیم سرد و غمانگیز مىوزید
زُهم هزار ساله پاییز مىوزید
دیگر بهار و غنچه و باغى نمانده بود
سوسوى گرم و نرم چراغى نمانده بود
دیگر کسى سرود تَذَرْوى نمىشنید
حتى شبانه قصه سروى نمىشنید
هر کس که مذهب دل و آیین عشق داشت
هر کس که روى شانه تبرزین عشق داشت
سهمش سکوت کنج شبى بىترانه بود
سهمش غریبى و قفس و تازیانه بود
فصل سماع بىنى و تنبور مىگذشت
شبهاى عشق بىمى و سنتور مىگذشت
هر لحظه سنگ باد سر بید مىشکست
شب با غرور کاسه خورشید مىشکست
بر استخوان آینه ساتور خورده بود
خنجر به چشم حنجره نور خورده بود
پرهاى نور در قفس شب شکسته شد
چشمان تیز و روشن آیینه بسته شد
تا ننگرند آیه اعجاز روشنى
تا نشوند لهجه آواز روشنى
بستند باز هم ید بیضاى آفتاب
بستند باز چشمه آوازهخوان آب
آیات نور شبزده تفسیر مىشدند
اصحاب آب تبزده زنجیر مىشدند
بند ریا به خرقه پشمینه مىزدند
قفل سکوت بر لب آئینه مىزدند
از بسکه صبح، صبح سیاه دروغ بود
بسکه ترانهها همگى بىفروغ بود
دیگر به هیچ حنجره ایمان نداشتیم
حتى به اصل پنجره ایمان نداشتیم
شاعر: خلیل ذکاوت ( ساحل )
نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: سایت راسخون