معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1238525
تعداد نوشته ها : 703
تعداد نظرات : 69
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

بیا بیا که شمیم بهار می‏آید
دل رمیده ما را قرار می‏آید
سر از افق بدرآورد صبح آزادی
سرود فتح و ظفر زین دیار می‏آید
بیا که شد سپری دوره تباهی‏ها
زمان سروری و اقتدار می‏آید
گریخت ظالم و برچیده شد بساط ستم
نهال حق و عدالت به بار می‏آید
بیا که گر رود اهریمن از وطن بیرون
فرشته از طرف کردگار می‏آید
خوش آمدی به وطن مقدمت گرامی‏باد
صدای هلهله از هر گذار می‏آید

نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: سایت راسخون

 

22 بهمن «عید ظفر» است. در این روز بود که ملت ایران، میلاد نوین یافت و سرمه ی شریعت بر دیدگان بصیرت خویش کشید و امامت و ولایت را به شایسته ترین وجه، گردن نهاد.
جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن ز حیات خویش نومید است
آن روز که عالم ز ستمگری خالی است
ما را و همه ستم کشان را عید است

نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع:
سایت راسخون

 

سیاستگذاری و فرهنگی ایران پس از انقلاب اسلامی؛ آرمانها، چالشها و شاخصها  )اندیشه‌‌‌‏های امام خمینی و واقعیت سیاستگذاری‌‌‌‏ها)

نویسنده کتاب: کیومرث اشتریان

علوم سیاستگذاری به مطالعه و ارزیابی تصمیم‌‌‌‏گیری‌‌‌‏ها و برنامه‌‌‌‏ریزی‌‌‌‏های دولتی در زمینه‌‌‌‏های مختلف می‌‌‌‏پردازد (برنامه عمل دولتها واحد تحلیلی کلی این شاخه از علوم سیاسی است)

بنیاد معرفت‌شناسانه این رشته علمی بر این مبنا استوار است که شناخت، تصمیم‌‌‌‏گیری و تصمیم‌‌‌‏سازی مستلزم فن و هنر استفاده از تخصصهای گوناگون است.سیاستگذاری برایند تخصصها در مجموعه‌‌‌‏ای از فنون است که با هم در یک سیاستگذاری دخیل‌‌‌‏اند.سیاستگذاری پدیده‌‌‌‏ای منقطع از تاریخ و سنت نیست و سیاستگذار با استفاده از تجربیات اجرایی و بنیادهای هنجاری می‌‌‌‏تواند از فرایند سعی و خطای دایمی در اداره امور بپرهیزد.

شناخت سیاستگذاری فرهنگی و در دسترس بودن ارزیابی عینی و علمی از سیاستهای گذشته می‌‌‌‏تواند چراغی فرا راه تصمیم‌‌‌‏گیرندگان و مدیران باشد تا از تکرار اشتباهات گذشتگان پرهیز نموده و از سوی دیگر با شناخت بستر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی موفقیتهای پیشینیان راه پیشرفتهای آتی را شناسایی نمایند.

بر اساس آنچه گذشت، ارزیابی و تحلیل سیاستگذاری فرهنگی پس از انقلاب اسلامی ضرورت می‌‌‌‏یابد. ارزیابی علل موفقیتها، شکستها در بستری تاریخی، سیاسی، و جامعه‌شناختی و راهبردی عینی، کمی و آماری (و در عین حال کیفی) برای انقلابی که اساسی‌‌‌‏ترین داعیه‌‌‌‏اش فرهنگی و ارزشی است، ضرورت دارد

انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب فرهنگی چگونه از آرمان به عمل درآمد و بر آن اساس سیاستگذاری دولتی در زمینه فرهنگ چه لباسی به خود پوشید و چه منش عملی به خود گرفت؟ به لحاظ کمی و کیفی چه تبعاتی داشت و سیاستگذاران برای عملیاتی کردن آن اندیشه‌‌‌‏ها و آرمانها چه چالشهایی در پیش رو داشتند؟ چه کردند؟ و چه باید بکنند؟ چگونه می‌‌‌‏توان اندیشه‌‌‌‏های آرمانی-ارزشی را در زمینه فرهنگ کاربردی و عملیاتی نمود؟ اندیشه‌‌‌‏های آرمانی- فرهنگی امام خمینی به چه و چگونه سرنوشتی در سیاستگذرای نهادهای عمومی (اعم از دولتی و غیر دولتی) دچار شد؟

 شاخصهای فرهنگی مهمترین ابزار عملیاتی کردن و کاربردی کردن و عینیت یافتن آرمانهای فرهنگی هستند؛ شاخصهای فرهنگی در ایران پس از انقلاب چیست و چگونه بایستی شاخص‌سازی نمود؟ و...

پدیدآورنده:محسن آرمین – افسر رزازی فر

منبع: سایت حوزه

 

رسید موسم بهمن بهار باز آمد
جلال محفل ما، یار دل نواز آمد
به پاست خیمه آلاله‏های صحرایی
«و ان یکاد» بخوان موسم نیاز آمد
درون هر ورق سبز بنگری، بینی
جمال یوسف مصری در این تراز آمد
چراغ لاله فروزان شد از دم عیسی
شمیم یاد عزیزانِ پاکباز آمد
زمان، زمان طلوع است و فجر بیداری
کنون که جلوه خورشید برفراز آمد

نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: سایت راسخون

 

در خلال ده شب از بهمن، برون
صدهزاران فجر آمد، گونه‏گون
مهر روشن بر سیاهی چیره شد
چشم خفاش از فروغش خیره شد
فجر رحمت، فجر دولت، فجر نور
فجر آزادی زبند ظلم و زور
مهر، در آغوش ملت، جا گرفت
انقلاب او همه دنیا گرفت

نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع:
سایت راسخون

 

هر وقت یاد آن شب دیجور مى‏کنیم
روى سپاس بر حرم نور مى‏کنیم
امروز فکر آن شب ننگین کشنده است
حتى خیال آن تب سنگین کشنده است
شب بود و قصه، قصه مرگ ستاره بود
حرف از گل و بهار به رمز و اشاره بود
هر شب نسیم سرد و غم‏انگیز مى‏وزید
زُهم هزار ساله پاییز مى‏وزید
دیگر بهار و غنچه و باغى نمانده بود
سوسوى گرم و نرم چراغى نمانده بود
دیگر کسى سرود تَذَرْوى نمى‏شنید
حتى شبانه قصه سروى نمى‏شنید
هر کس که مذهب دل و آیین عشق داشت
هر کس که روى شانه تبرزین عشق داشت
سهمش سکوت کنج شبى بى‏ترانه بود
سهمش غریبى و قفس و تازیانه بود
فصل سماع بى‏نى و تنبور مى‏گذشت
شبهاى عشق بى‏مى و سنتور مى‏گذشت
هر لحظه سنگ باد سر بید مى‏شکست
شب با غرور کاسه خورشید مى‏شکست
بر استخوان آینه ساتور خورده بود
خنجر به چشم حنجره نور خورده بود
پرهاى نور در قفس شب شکسته شد
چشمان تیز و روشن آیینه بسته شد
تا ننگرند آیه اعجاز روشنى
تا نشوند لهجه آواز روشنى
بستند باز هم ید بیضاى آفتاب
بستند باز چشمه آوازه‏خوان آب
آیات نور شبزده تفسیر مى‏شدند
اصحاب آب تبزده زنجیر مى‏شدند
بند ریا به خرقه پشمینه مى‏زدند
قفل سکوت بر لب آئینه مى‏زدند
از بسکه صبح، صبح سیاه دروغ بود
بسکه ترانه‏ها همگى بى‏فروغ بود
دیگر به هیچ حنجره ایمان نداشتیم
حتى به اصل پنجره ایمان نداشتیم

شاعر: خلیل ذکاوت ( ساحل )

نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: سایت راسخون

 

X