تعداد بازدید : 4616531
تعداد نوشته ها : 10297
تعداد نظرات : 320
انفجار اطلاعات! نمی دانم چرا من از این تعبیر آنچنان که باید نمی ترسم و حتی چه بسا مثل کسی که دیگر صبرش تمام شده است از فکر اینکه جهان به سرنوشت محتوم این عصر نزدیک تر می شود خوشحال می شوم. نیچه خطاب به فیلسوفان می گوید: " خانه هایتان را در دامنه های کوه آتشفشان بنا کنید " و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می یابم. "گریختن " مطلوب طبع کسانی است که فقط به عا
در شماره 43-44 اطلاعات سیاسی-اقتصادی مقاله ای هست به نام "غرب آنگونه که هست " نوشته یک فرانسوی به نام آلن دوبنوآ درباره بحران خلیج فارس. من اگر چه با تحلیل گرایی به شدت مخالفم و معتقدم که هر تحلیلی اگر در کل وجود خود و دریکایک اجزا و در نسبت بین کل و اجزای خویش از حکمت منشا نگرفته باشد سرابی است که راهی به حقیقت نخواهد برد، اما در نزد خود اعتراف کردم که هیچ مقاله سیاسی از این بهتر درباره
آن چه خواهید خواند متن پیاده شده ی گفتاری شفاهی است از «سید شهیدان اهل قلم»در باب ماهیت موسیقی که البته به سرانجام خود هم نرسید و ناتمام ماند:
لفظ موسیقی را نمیشود در احادیث به یک معنا گرفت، به این دلیل که خدمتتان عرض میکنم. در زمینه تمام هنرهایی که ما با آنها سر و کار داریم، موسیقی خصوصیتی دارد _ و آنچه حقیر خدمتتان عرض میکنم با توجه به این خصوصیت است که در مورد
تحولات را که این روزها در کره زمین روی می دهد از نظرگاه های مختلفی تحلیل کرده اند ، اما هیچ یک از این تحلیل ها نتوانسته است از سیطره القائات تبلیغات منتشر در «امپراتوری ارتباطات» خارج شود . امپراتوری ارتباطات همان سرزمین اعتباری است که آقای ملک لو هان آن را «دهکده جهانی» خوانده است؛ تعبیری فریب کارانه که ماهیت این امپراتوری را پوشیده می دارد.
«امپراتوری ارتباطات&raq
رو دربایستی را کنار گذاشتهام؛ زدن این حرفها شجاعتی میخواهد که با عقل و عقل اندیشی ... و حتی ژورنالیزم جور در نمیآیدف چرا که حزبالله، حتی در میان دوستان خویش غریبند، چه برسد به دشمنان؛ اگرچه در عین گمنامی و مظلومیت، باز هم من به یقین رسیدهام که خداوند لوح و قلم تاریخ را بدینان سپرده است.
روزگاری بود که «آته ایسم» (الحاد)، شده بود ملاک روشنفکری و هر
نوبت عاشقی و شبهای زایندهرود / وقتی بادکنک میترکد...
خوب، حالا با اطمینان میتوان گفت که دور مخملباف به پایان رسیده است، دوری که به اعتقاد من هرگز آغاز نشد. فیلم " دستفروش " نشان میداد که مخملباف اشتباه رفته است، اشتباهی بیبازگشت، و دیگر فیلمساز نخواهد شد؛ آنچنان که " باغ بلور " هم نشان داد که مخملباف همانطور که فیلم میسازد کتا
در اخبار روزنامه های دوشنبه بیستم مهرماه بود که وزیر ارشاد[محمد خاتمی] خواستار افزایش اعتبارات امور فرهنگی شد. دوستی که این عنوان را نشانم داده بود گفت: " گویا بالاخره دل سوخته ای به فکر فرهنگ افتاده است. " تأیید کردم. سری تکان داد و گفت: " اما این حرف ها بیش تر از آنکه خوشحالم کند داغم را تازه می کند... یک تیتر کوچک و فاتحه! " و بعد باز هم تکرار کرد: "خواندن حرف هایی از ا
در مورد مخاطب هنرمند مسلمان بحثها خیلی است و اگر کلیتی از هر کدام از عناوین گفته شود وقت زیاد میبرد. ولی آنچه که برای ما راهگشاست، به این مطلب باز میگردد که «هدف از تبلیغات چیست؟» خیلی مشخص است یعنی باتوجه هدف تبلیغات می شود مخاطب را انتخاب کرد.
و این به مسئله تبلیغات در اسلام باز میگردد. آنچه در قرآن درباره تبلیغات میشود گفت این است که وظایف مبلغین با وظایف
این حقیقت که وى نه تنها در میان هم کیشان مسلمان خود بلکه در میان مسیحیان و یهودیان قونیه محبوب بود و مقام والایى داشت ، به معناى نقش آینده وى در گفت وگو میان ادیان تعبیر مى گردد. همچنین براساس منابعى که در دست است روشن گردیده که مولانا با روحانیون یونانى که در آناتولى مرکزى از مدت ها قبل فعالیت مى نمودند درارتباط و رفت و آمد بوده است .
روابط مولانا با یونانى ها بسیار خوب بوده و احتمالاً بعضى از
اصلاح و توسعه فرهنگ عمومی، روح اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی را تشکیل میدهد. از اینرو در راستای اصلاح حوزه فرهنگ علمی، اصلاح اخلاق اجتماعی همواره مورد توجه و بحث بوده است. گرچه توجه به قواعد اخلاقی برای رفتارهای اجتماعی با نگاهی عمیق و همهجانبه در کلیه مناسبات اجتماعی همراه نبوده است. و این نگاه نه تنها در ظواهر امور باقی مانده بلکه برای پیشبرد و تحقق آن نیز بیشتر از ابزارهای کنتر
تئاتر در روزگار ما معضلی است و نه فقط برای ما، که در سراسر عالم؛ مگر برای آنان که تئاتر شان ریشه در سنت و یا اساطیر داشته است. بعضی ها معتقدندکه تئاتر دیگر مرده است؛ من از آنان نیستم، اما از سر انصاف باید بگویم که چندان هم زنده نیست.
بعد از نود سال که از تولد سینما می گذرد، تئاتر هویت مستقلّ خویش را به ناچار در عرصه هایی می جوید که سینما در آن راه ندارد. تئاتر چاره ای جز این ندارد که خود را در آ
درباره آن بخش از قصه یوسف که پای زلیخا در میان است دو نوع روایت و حکایت وجود دارد. یکی روایت «قرآنی و حدیثی» و دیگری روایت «عرفانی و صوفیانه»، و سریال پر جذبه یوسف ساخته برادر و دوست هنرمند و ارجمندم جناب آقای سلحشور مخلوطی از این دو نحوه روایت است. این که چرا آقای سلحشور با شناختی که از ایشان در تعلقشان به مبانی قرآن و عترت وجود دارد و در این سریال نیز این تعهد و تعلق به چ
اهمیت هنر
ابزارهاى هنرى،بىشک،رساترین،بلیغترین و کارىترین ابزار ابلاغ و تبلیغ پیام است. (1)
...هنر یک شیوهى بیان است،یک شیوهى ادا کردن است.منتها این شیوهى بیان از هر تبیین دیگر رساتر،دقیقتر،نافذتر و ماندگارتر است.دقت در هر یک از این چند تعبیرى که عرض کردم:رساتر بودن،دقیقتر بودن،نافذتر و ماندگارتر بودن،در فهم معناى هنر کمک کند.اى بسا که یک گزارش غیر هنرى،گ
«قصههای مجید» برای آنکه بهانه بحث در ماهیت «تکنیک سینما» واقع شود نمون مناسبی است. خوانندگان این نوشتار، آن را همچون یک نقد سینمایی نخوانند. و بعد هم از آنجا که فرصتی کافی برای پرداختن به این بحث و تنقیح و ویرایش این نوشتار نداشتهام. توقع دارم که آن را همچون اشارهای که قرار است طرح اولیه یک مقاله جدید را فراهم آورد تلقی کنند، و نه بیشتر.
*
ماهیت آنچه
در فیلم هیچ تصویری نمیتواند «سهواً یا به طور تصادفی» درمیان مجموعهی تصاویر فیلم قرار بگیرد؛ این یک اصل کاملاً بدیهی است که انسان را به یک خصوصیت جامع دربارهی «واقعیت سینمایی» راهبر میشود. مراد از واقعیت سینمایی همان واقعیتی است که بر پردهی سینما عرضه میگردد.
چرا چنین است؟ چرا در فیلم هیچ تصویر غیرضرور، اشتباهی یاتصادفی نمیتواند وج
ازنظراسلام، خانواده یک رکن بزرگ است
نکته ی اول این است که درکار ازدواج و این مراسم، و رسم و سنتی که در اسلام و درهمه ی ادیان و بشریّت وجود دارد، به نظراسلام آن چیزی که اصل و محور است، تشکیل کانون خانوادگی است. ازنظراسلام، خانواده یک رکن بزرگ است. اگر باشد و سالمش باشد و تـربیت درست باشد، درپیشرفت کار جـامعه به صورتی که اسلام می خواهد، تأثیر زیادی دارد. اسلام می خواهد این کانون تشکیل بشود و به وج