حدیث منتخب
سه شنبه 28 6 1385 9:52

اگرمي‌خواهيد پشيمان نشويد اين كارها را انجام دهيد!

امام جواد (ع) :
سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند ، پشميان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت كردن ، 3 - و توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري .

 

مسند الامام الجواد ، ص 247

 

برچسب ها :
تغذیه در قرآن و حدیث(2)
سه شنبه 28 6 1385 9:48

تغذيه در قرآن و حديث(2)


قرآن:

1- رويانديم در آن (زمين) دانه را * و انگور و علوفه را * و زيتون و خرما را * و باغ هاي پردرخت را * و ميوه و چراگاه را * تا از آن بهره مند شويد. (سوره عبس 32-29)

2 – خداوند «دام ها را براي شما آفريد» و از آنها مي خوريد. (سوره نحل-5)

3 - اوست آنکه دريا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشتي تر و تازه بخوريد... (سوره نحل- 14)

4 - در دام ها براي شما عبرتي است که به شما از شير آنها مي نوشانيم. (سوره مؤمنون-21)

5 - بيرون مي آيد از شکم هاي آنها (زنبور عسل) ، نوشيدني که رنگ هاي گوناگون دارد و در آن شفايي است براي مردمان ... .(سوره نحل-69)

احاديث:

1- نان

پيامبر (ص): خدايا به نان ما برکت ده و ميان ما و آن جدايي مينداز که اگر نان نبود نه مي توانستيم روزه بگيريم، نه نماز بخوانيم و نه ديگر واجبات پرورگار خويش را بجا آوريم. (کافي 6/287)

امام صادق (ع): تن بر نان بنا شده است. (کافي 6/286)

امام صادق (ع): اصل معاش آدمي و زندگي او ، نان است و آب. (بحار 87/3)

2- گوشت

پيامبر (ص) به روايت امام صادق (ع): بر شما باد خوردن گوشت، چون گوشت، براي آدمي گوشت مي آورد. هر کسي چهل روز بر او بگذرد و در آن فاصله گوشت نخورده باشد، بدخُلق خواهد شد و هر کسي بدخلق شد، به او گوشت بخورانيد. (وسائل 17/26)

پيامبر(ص) به روايت امام صادق (ع): آقاي خوراک دنيا و آخرت گوشت است و آقاي نوشابه هاي دنيا و آخرت آب. (وسائل 17/27)

 پيامبر (ص): خدايا به نان ما برکت ده و ميان ما و آن جدايي مينداز که اگر نان نبود نه مي توانستيم روزه بگيريم، نه نماز بخوانيم و نه ديگر واجبات پرورگار خويش را بجا آوريم.

پيامبر(ص) به روايت امام صادق (ع): هر کسي چهل روز بر او بگذرد و گوشت نخورده باشد، بايد قرض الحسنه بگيرد و گوشت بخورد. (وسائل 17/26)

امام علي (ع) به روايت امام صادق (ع ): چون مسلماني سست و ضعيف شود، لازم است گوشت و شير بخورد که خداي بزرگ نيرو را در آنها آفريده است. (خصال 2/617)

امام باقر(ع ): آقاي خوراکي ها گوشت است. (بحار 66/60)

  پيامبر (ص) : هر کسي چهل روز گوشت نخورد، بداخلاق خواهد شد و هر کسي بداخلاق شد، به او گوشت بخورانيد.

امام صادق (ع): گوشت از گوشت به رويش مي آيد و هر کسي آن را چهل روز ترک کند ، خلق او بد مي شود. آن را بخوريد که بر توانايي چشم و گوش شما مي افزايد. (وسائل 17/26)

امام صادق (ع): گوشت بايد هر سه روز يک بار خورده شود که در ماه مي شود ده بار، نه بيش از اين. (کافي – 5/511)

امام حسن عسگري(ع) مي فرمايد: اگر مي خواهي قوت بگيري، گوشت بخور.

3 - شير:

امام علي (ع): شير گاو دارو و درمان است.

امام باقر(ع): رسول خدا (ص) خوراکي اي نمي خورد و نوشابه اي نمي نوشيد مگر اينکه مي گفت: «خدايا آن را بر ما مبارک فرما‌ و آن را براي ما به چيزي نيکوتر از آن تبديلش کن»، يعني خدايا آن را بر ما مبارک فرما و بيشتر از آن بهره ما قرار ده.

4- ميوه:

امام صادق(ع): مرد بايد از هر ميوه عمومي براي خانواده خود بخرد.

5- سبزي ها:

امام صادق: هر چيزي را زينتي است و زينت سفره سبزي خوردن است.

 امام صادق (ع): نخوردن شام، باعث پيري زودرس مي شود.امام صادق (ع): نخوردن شام، باعث پيري زودرس مي شود.

نگهداري تندرستي با خوراک

پيامبر (ص): خوراک شام را فرو نگذاريد، هر چند دانه اي خرماي خشک باشد که من از ترک شام براي امّتم از پيري زودرس هراس دارم، زيرا خوراک شام مايه نيرومندي پير و جوان است.

امام علي (ع): شام پيامبران در آغاز شب است. شام را ترک نکنيد که ترک آن سبب ويراني بدن مي شود.

امام باقر (ع): آغاز ويراني بدن، ترک شام خوردن است.

امام صادق (ع): ترک شام خوردن، مايه پيري زودرس است.

برچسب ها :
تغذیه در قرآن و حدیث(1)
سه شنبه 28 6 1385 9:46

تغذيه در قرآن و حديث(1)


قرآن :

1 - از روزي خدا بخوريد و بياشاميد و در زمين به فساد و فتنه انگيزي نپردازيد. (بقره - 60)

2 - از آنچه خدا روزي شما قرار داده است، حلال و پاکيزه بخوريد. (مائده - 88)

احاديث:

1 - نياز طبيعي هر فرد :

امام باقر (ع): خداي بزرگ آدمي را ميان تهي (داراي شکم) آفريد و ناگزيز خوراک و آب مي خواهد.(کافي – 287/6)

درباره اين سخن حضرت موسي (ع) که در قرآن کريم نقل شده است: « پروردگارا من به هر خيري که برايم بفرستي نيازمندم» ، امام صادق (ع) فرمود : خوراک خواست که به آن نيازمند بود. (بحار – 313/66)

2 - انواع خوراکي ها :

امام صادق (ع) : آنچه از زمين بيرون مي آيد و خوردن آن بر انسان روا و حلال است سه گونه خوراکي است:

گونه ي اول دانه هاي گياهي از گندم، جو، برنج، نخود و کنجد و ديگر دانه هاي روغني و ساير دانه ها را شامل مي شود. هر دانه اي که بتواند خوراک انسان شود و به او نيرو بخشد، خوردنش حلال است و هر چه در آن زياني براي بدن انسان وجود داشته باشد خوردن آن حرام است، جز در حال ضرورت.

 امام صادق (ع): آنچه نوشيدن آن حلال است که زياد آن عقل را دگرگون نسازد و آنچه زياد آن چنين باشد، نوشيدن اندک آن نيز حرام است.

گونه دوم ميوه هايي است که از زمين به دست مي آيد و براي انسان خاصيت غذايي دارد و با خوردن آن نيرومند مي شود که خوردن همه آنها حلال است. آنچه به بدن آدمي زيان برساند ، خوردنش حرام است.

گونه سوم انواع تره بارها، سبزي ها و رستني هاي ديگر است که خوردن آنها خاصيتي براي آدمي دارد و خوراکي است براي او، که مصرف آنها حلال است و خوردن گونه هايي که براي آدمي زيان بخش است، همچون گياهان سمي و خرزهره حرام است.

اما آنچه از گوشت جانواران خدا خوردن آنها را حلال دانسته است، گوشت گاو، گوسفند، شتر، پرندگان و گوشت جانوران وحشي که دندان تيز و چنگال درنده ندارند.

آنچه از تخم پرندگان خوردنشان حلال است، ‌تخم هايي است که شکل دو سر آن با يکديگر تفاوت داشته (بيضي شکل) باشد.

 امام صادق (ع): مؤمن ، با شکم گرسنه از خانه خويش بيرون نرود، که اين کار بر عزت و کرامت او مي افزايد.

از شکار دريايي، خوردن گوشت ماهي هايي حلال است که سطح بدن آنها را فلس هايي پوشانده باشد.

آنچه نوشيدن آنها حلال است، آن است که زياد آن عقل را دگرگون نسازد و آنچه زياد آن چنين باشد، نوشيدن اندک آن نيز حرام است.

3 - عزت اجتماعي و خوراک :

امام صادق (ع): بر مؤمن لازم است که پيش از خوردن طعام (يعني با شکم گرسنه) از خانه خويش بيرون نرود، که اين بر عزت و کرامت او مي افزايد.(بحار- 341/66)

4 - افزايش نيازمندي به هنگام سالخوردگي :

امام سجاد (ع): خدايا بر محمد و آل محمد(ص) درود فرصت و گسترده ترين روزي خويش را بر من در ايام سالخوردگي مقرر فرما و بيشترين نيروي خودت را در ايام درماندگي بهره ي من ساز. (صحيفه سجاديه-135)

برچسب ها :
آداب خوردن گوشت در اسلام
سه شنبه 28 6 1385 9:41

آداب خوردن گوشت در اسلام


انتخاب سر دست يا قسمت هاي جلو

* امام علي (ع): دوست داشتني ترين عضو گوسفند براي پيامبر(ص)، سر دست بود.(التاريخ الکبير،ج6،ص391)

* امام باقر(ع): پيامبر خدا، سردست را خوش مي داشت.(الکافي،ج6،ص315،ح2)

* مسند ابن حنبل ـ به نقل از يحيي بن ابي اسحاق، از مردي از بني غفارـ : فلان کس برايم نقل کرد که براي پيامبر خدا، غذايي از نان و گوشت آوردند. فرمود: «سردست آن را به من بده ».سر دست، به ايشان داده شد و ايشان آن را خوردند.

يحيي مي گويد: از اين خبر فقط به همين صورت، آگاهي دارم.(مسند ابن حنبل،ج2،ص305،ح5089،البداية والنهاية،ج6،ص121)

شستن گوشت پيش از پختن آن

* پيامبر خدا(ص): برادرم عيسي، از شهري گذر کرد و ديد که رنگ چهره هاي مردم آنجا زرد و چشم هايشان کبود است. آنان از بيماري هايي که داشتند، نزد وي اظهار ناراحتي کردند. گفت:«درمان شما نزد خودتان است. شما گوشت را نمي شوييد و مي پزيد و همانطور آن را مي خوريد. در حالي که هيچ چيزي بدون نوعي جنابت، از دنيا نمي رود».

اين مردم از آن پس ،گوشت هاي مصرفيِ خود را شستند و در نتيجه بيماري هايشان از بين رفت.(بحار الانوار،ج14،ص321،ح28 و ج62،ص161،ح6)

نهي از خوردن گوشت خام

* امام باقر(ع): پيامبر خدا از اين که گوشت، خام خورده شود، نهي کرده و مي فرمودند: " تنها درندگان، چنين گوشتي مي خورند.گوشت را هنگامي بخوريد که آفتاب يا آتش، آن را دگرگون ساخته باشد".(الکافي،ج6،ص313،ح1)

*الکافي - به نقل از هشام بن سالم- : از امام صادق(ع) دربار? خوردن گوشت خام پرسيدم.فرمود:" اين، خوراک درندگان است".(الکافي،ج6،ص314،ح2)

* امام رضا(ع): خوردن گوشت خام،در شکم، کِرم پديد مي آورد.(بحارالانوار،ج62،ص321)

هرکس چهل روز پيوسته گوشت بخورد،سنگ دل مي شود و هرکس چهل روز آن را اصلاً نخورد، بدخوي مي گردد.

پرهيز از خوردن گوشت به طور پيوسته و زياد

*پيامبر خدا(ص): هر کس چهل روز پيوسته گوشت بخورد، سنگ دل ميشود.(بحار الانوار،62،ص294)

*امام علي(ع): شکم هايتان را گورستان جانوران نکنيد.(شرح نهج البلاغة،ج1،ص26)

*امام صادق(ع): علي (ع) اعتياد به خوردن گوشت را بد مي شمرد و آن را اعتيادي همچون اعتياد به شراب مي دانست».(بحار الانوار،ج66،ص69،ح57)

* در حديث است که:«هرکس چهل روز پيوسته گوشت بخورد،سنگ دل مي شود و هرکس چهل روز،آن را اصلاً نخورد،بدخوي مي گردد».(ربيع الابرار،ج2،ص706)

نهي از نخوردن گوشت به مدّت چهل روز

*پيامبرخدا (ص): هر کس چهل روز گوشت نخورد، بدخوي مي شود.گوشت بخوريد؛چرا که بر شنوايي تان مي افزايد.(الفردوس،ج3،ص627،ح5960عن الامام علي(ع) )

*پيامبر خدا(ص): بر شما باد خوردن گوشت؛ چرا که گوشت بدن آدم را مي روياند. هر کس چهل روز گوشت نخورد،بدخوي مي شود.(بحار الانوار ،ج66،ص56،ح1و ص58،ح6)

*پيامبر خدا(ص): بر شما باد گوشت؛ چرا که گوشت مي روياند.هر کس بر او چهل صبح بگذرد وگوشت نخورد،بدخوي مي شود.هر کس بدخوي شد،به او گوشت بخورانيد.هر کس چربي آن را بخورد،آن چربي براي او بيماري فرود مي آورد.(بحار الانوار،ج66،ص67،ح43)

*پيامبر خدا(ص): بر شما باد گوشت؛ چرا که هر کس گوشت را چهل روز واگذارد،بدخوي مي شود وهر کس بدخوي شود،خويش را مي آزارد و هر کس خويش را آزُرد، در گوش وي اذان بگوييد.(بحار الانوار،ج66،ص75،ح71)

*پيامبرخدا(ص): هر کس بر او چهل روز بگذرد و گوشت نخورد،بايد به اميد خداوند وام بگيرد و گوشت[بخرد و]بخورد.(بحار الانوار، ج66،ص65،ح36)

* امام علي(ع): گوشت بخوريد؛چرا که گوشت،از گوشت است و گوشت، گوشت مي روياند.هر کس چهل روز گوشت نخورد،بدخوي ميشودو اگر کسي از شما(خواه از انسان ها و خواه از چارپايان) بدخوي شد،در گوشش اذاني کامل بگوييد.(بحار الانوار،ج66،ص67،ح45 و ج84،ص151،ح46)

*امام صادق(ع): گوشت، گوشت مي روياند.هر کس گوشت را چهل روز واگذارد،بد خوي مي شود و هر کس بدخوي شد، در گوشش اذان بگوييد.(بحار الانوار،ج62،ص293)

*امام صادق(ع): گوشت،از گوشت است.هر کس آن را چهل روز واگذاردبدخوي ميشود.آن را بخوريد؛چرا که بر قدرت شنوايي و بينايي مي افزايد.(بحار الانوار،ج66،ص66،ح37 و ج2،ص145،ح511)

*امام صادق(ع): گوشت، گوشت مي روياند وعقل را افزون مي سازد.هر کس آن را وا گذارد،عقلش تباه مي شود.(بحار الانوار،ج66،ص72،ح68)

*الکافي - به نقل از حسين بن خالد- : به امام رضا(ع) گفتم : مردم مي گويند که هر کس سه روز گوشت نخورد،بدخوي ميشود. فرمود:« دروغ گفته اند. امّا هر کس چهل روز گوشت نخورد،خوي و بدن او دگرگون مي شود، چرا که نطفه در مدّت چهل روز [از حالتي به حالت ديگر] تغيير مي يابد».(بحارالانوار،ج66،ص67،ح46)

دفعات خوردن گوشت

*امام صادق(ع): در هر هفته، يک بار گوشت بخوريد و خود و فرزندانتان را بدان عادت ندهيد؛ زيرا موجب اعتيادي همچون اعتياد به شراب مي گردد.نيز آنان را بيش از چهل روز، از آن محروم مداريد؛ چرا که آنان را بدخوي مي کند.(الاصول الستة عشر، ص12عن زيد الزرّاد)

*المحاسن- به نقل از ادريس بن عبداللّه- : نزد امام صادق(ع) بودم. از خوردن گوشت سخن به ميان آورد و فرمود:«[غذا را] يک روز با گوشت بخور، يک روز با شير، و يک روز با چيزي ديگر».(بحار الانوار،ج66،ص70،ح59)

تکمله

*شهيد در الدروس گفته است:

مکروه بودن اعتياد به خوردن گوشت، روايت شده است و نيز اين که اعتيادي همچون اعتياد به شراب مي آورد. همچنين مکروه بودن نخوردن گوشت به مدّت چهل روز و اين که در هر سه روز يک بار خوردن آن مستحب است، روايت شده است. البته اگر به دليل بيماري يا به سبب روزه داشتن ، دو هفته پيوسته گوشت بخورد، اشکالي ندارد. دو بار خوردن گوشت در يک روز هم مکروه است.

نهي از خوردن مغز استخوان

پيامبر خدا(ص): بَدانِ امّت من، کساني هستند که مغز استخوان را مي خورند.(بحار الانوار،ج62،ص293)

پيامبرخدا(ص): نرم? سر استخوان هاي پرندگان را نخوريد؛چرا که سِل مي آورد.(کنز العمّال،ج15،ص264،ح40889)

برچسب ها :

سلام به همگی: 

قرار بود تبیان نتیجه مسابقه وبلاگ نویسی در مورد امام زمان(عج) را 22 شهریور اعلام کنه

 

ایا اعلام کرده یا هنوز نه؟؟

اگه کسی اطلاع داره در قسمت نظرات بنویسه ممنونش میشم

 

دوستدار همتون :گل شب بو

برچسب ها :
شایدکاریکلماتور!!!
يکشنبه 26 6 1385 8:57

شایدکاریکلماتور

نحوه دوشيدن شير 2 گاو شما از ديدگاهاي مختلف ...
سوسياليسم :دو گاو داريد.يكي را نگه مي داريد.ديگري را به همسايهء خود مي دهيد.
كمونيسم : دو گاو داريد.دولت هر دوي آنها را مي گيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريك كند..
فاشيسم : دو گاو داريد.شير را به دولت مي دهيد.دولت آن را به شما مي فروشد..
كاپيتاليسم : دو گاو داريد.هر دوي آنها را مي دوشيد.شيرها را بر زمين مي ريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند..
نازيسم : دو گاو داريد.دولت به سوي شما تيراندازي مي كند و هر دو گاو را مي گيرد..
آنارشيسم : دو گاو داريد.گاوها شما را مي كشند و همديگر را مي دوشند..
ساديسم : دوگاو داريد.به هر دوي آنها تيراندازي مي كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد..
آپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد مي دهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد..
دولت مرفه : دو گاو داريد.آنها را مي دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي دهيد تا بنوشند..
بوروكراسي : دو گاو داريد.براي تهيهء شناسنامهء آنها هفده فرم را در سه نسخه پر مي كنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد..
سازمان ملل : دو گاو داريد.فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي كند.آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو مي كنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد..
ايده آليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.همسر شما آنها را مي دوشد..
رئاليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.اما هنوز هم خودتان آنها را مي دوشيد..
متحجريسم : دو گاو داريد.زشت است شير گاو ماده را بدوشيد..
فمينيسم : دو گاو داريد.حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد..
پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد.از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي كند..
ليبراليسم : دو گاو داريد.آنها را نمي دوشيد چون آزاديشان محدود مي شود..
دموكراسي مطلق : دو گاو داريد.از همسايه ها راي مي گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه..
سكولاريسم : دو گاو داريد.پس به خدا نيازي نيست

برچسب ها :
خدايا , تويي سزاوار ستايشهاي نيکو, و بسيار و بيشمار تو را ستودن,
 اگر تو را آرزو کنند پس بهترين آرزويي, و اگر به تو اميد بندند, بهترين اميدي.
خدايا, درهاي نعمت به من گشودي که زبان به مدح غير از تو نگشايم, و بر اين نعمتها غير از تو را شتايش نکنم.
خداوندا, هر ثنا گويي از سوي ستايش شده پاداشي دارد, به تو اميد بستم که مرا به سوي ذخائر رحمت وگنجهاي آمرزش آشنا کني.
خدايا, اين بنده توست که تو را يگانه مي خواند, و توحيد و يگانگي تو را سزاست, و جز تو کسي را سزاوار اين ستايشها نمي داند.
خدايا, مرا به درگاه تو نيازي است که جز فضل تو جبران نکند و آن نيازمندي را جز عطا و بخشش تو به توانگري مبدل نگرداند, پس در اين مقام رضاي خود را به ما عطا فرما, و دست نياز ما را از دامن غير خود کوتاه گردان . ( که تو بر هر چيز توانايی )
خدايا ...
خدايا ...
خدايا ... 
گوشه چشمم كه از اشك پر ميشود ميفهمم كه دستانم باز تهي شده است. دستاني كه اگر تو نخواهي هرگز نمي بخشد. هرگز نميتواند ببخشد. اگر تو نخواهي من نمي توانم. اما حتي اگر اراده كني، من نميتوانم نخواهم! خداي من! خوب ميداني كه وقتي آرزويي در دل بنده ات جوانه ميزند، وقتي براي به بار نشستن درخت آرزويش، در طلب قطره اي آب، چشم نياز را با آب دعا تر ميكند، ديگر براي اراده تو هم دير شده است!
خداي من! هر زمان كه نام تو قافيه شعرهايم ميشود، وزن غزل زندگي در كفه تعادل آرام مي گيرد. قافيه از توست. وزن از تو. غزل از تو. بي تو هيچم.
خداوندا! چه شده كه وقتي كه يكي از بدترين بنده هايت، بهترين چيزها را براي يكي از بهترين بنده هايت طلب مي كند بي پاسخش ميگذاري؟ چه شده كه حافظ كلام تو، مرا در ميان جفاي خار هجران به صبر بلبل دعوت ميكند؟ آخر چه حكمتي است كه تشنه معرفتت را به آب وصال سيراب نميكني؟ ميداني كه نميدانم.
خدايا! آرزوهايم را خوب ميداني و ميشناسي. ميدانم كه ميداني. ميداني كه هر چه كردم، به شوق رضاي تو كردم. اما قفس بدگماني و سوء ظن بنده هايت، بالهاي مرا بسته و نيت نيك مرا بي سرانجام باقي گذاشته. بزرگترين نعمتي كه از تو ديده ام لذتي است كه از كمك و ياري به بندگانت به من بخشيده اي. آخر اگر قدرت آن را از من بگيري با دستان خالي چه كنم؟ به چه اميدي صبوري كنم؟ چقدر ناتوان شده ام...
چه كسي از اين آشوب شيرين قلب من خبر دارد جز خداي قلب من؟ به تو پناه مي برم اي خداي مهربان من. تنهايم مگذار.
برچسب ها :
میخوام برم....!!!
يکشنبه 26 6 1385 8:44

پس بده عشقمُ تا برم
من واسه جدایی حاضرم
که من تنها، توبی دردی
چرا خون به دلم کردی؟
یه زندگی فدای تو شد
فدای لحظه های توشد
بذاربرم فراموشت کنم عزیزم
میخوام برم شاید بتونم
توخاطره زنده بمونم
تاترک آغوشت کنم عزیزم
دل من دیگه تورولایق عشق نمی دونه
دل من خسته شده نمی کِشه نمی تونه
تویه خوابی تمومش کن
بذارواشه چشای من
ازاین راه پرازچاله
دیگه بریده پای من

برچسب ها :
کاریکلماتور
يکشنبه 26 6 1385 8:42
کاریکلماتور
 هزار دستان براي شكوفه ها آنچنان نغمه سرائي مي كند كه از شنيدنش سير نمي شوند .
 بهار صورتش را در چشمه اي كه از دانه هاي شبنم سرچشمه مي گيرد مي شويد .
 براي اينكه پشه ها كاملا” نااميد نشوند دستم را از پشه بند بيرون مي گذارم .
 قطره باراني كه سنگ كليه دارد از بقيه پيشي مي گيرد .
 به حال فريادي اشك مي ريزم كه تارهاي صوتي اش را از دست داده است .
 
 داشتن كه هنر نيست ، اگر معرفت درست خرج كردنش را پيدا كرديد درست است .
 سوال اينجاست كه چرا همه دنبال جوابيم ....؟
 كار كردن شغل نيست ، زندگي است .
 معمولا” آدمهاي بي مخ خودشان سوت مي كشند .
 بعضي ها آتش را روشن مي كنند و بعضي به آتش مي كشند .
 
 آدم خودخواه كسي است كه مي خواهد خورشيد را در چراغ قوه اش جا دهد .
 آدم كوتاه فكر خيال مي كند با سوسوي شمع مي تواند روي خورشيد را كم كند .
 آدم خسيس سعي مي كند يكي در ميان نفس بكشد .
 عاشق گل قالي هستم كه خارش تا بحال دست و پاي هيچ بنده خداي را مجروح نكرده است .
 قطرات باران هنگام طلوع خورشيد از مرز شب و روز مگذرند .
ـخورشيد هنگام طلوع راهي به روشني روز پيش پاي بندگان خدا مي گذارد .
 گرسنگي ، گربه را مثل مجسمه براي گرفتن ماهي لب حوض مي نشاند .
 باغبان وصيت كرد كه كفنش را گلدوزي كنند .
برچسب ها :
تله موش
يکشنبه 26 6 1385 8:42
 
تله موش
موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود.
موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت :« كاش يك غذاي حسابي باشد .»
اما همين كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود.
موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه ي حيوانات بدهد . او به هركسي كه مي رسيد ، مي گفت :« توي مزرعه يك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . . »
مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت : « آقاي موش ، برايت متأسفم . از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي ، به هر حال من كاري به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطي به من ندارد.»
ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سرداد و گفت : «آقاي موش من فقط مي توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي ، چون خودت خوب مي داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود.»
موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت ، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر ، سري تكان داد و گفت : « من كه تا حالا نديده ام يك گاوي توي تله موش بيفتد.!» او اين را گفت و زير لب خنده اي كرد ودوباره مشغول چريد شد.
سرانجام ، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد ، چه مي شود؟
در نيمه هاي همان شب ، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ، ببيند.
او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده ، موش نبود ، بلكه يك مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود . همين كه زن به تله موش نزديك شد ، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت ، وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود ، گفت :« براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست .»
مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد.
اما هرچه صبر كردند ، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد مي كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد ، ميش را هم قرباني كند تا باگوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد.
روزها مي گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد . تا اين كه يك روز صبح ، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد ، از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاك سپاري او شركت كردند. بنابراين ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند.
حالا ، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!
نتيجه ي اخلاقي : اگر شنيدي مشكلي براي كسي پيش آمده است و ربطي هم به تو ندارد ، كمي بيشتر فكر كن. شايد خيلي هم بي ربط نباشد!

برچسب ها :
حکایت
يکشنبه 26 6 1385 8:40
در يكي از افسانه هاي صحرايي حكايت مردي آمده كه مي خواهد به آبادي ديگر نقل مكان كند و اثاثش را روي شتر مي گذارد : قاليچه ها ، وسايل پخت و پز ، چمدان پر از لباس و...
و حيوان همه اينها را تحمل مي كند . مرد وقتي مي خواست حركت كند ، به ياد يك پر آبي رنگ زيبا افتاد كه پدرش به او داده بود . رفت پر را پيدا كرد و اورد و روي شتر گذاشت . شتر در زير سنگيني اين بار فرود افتاد و مرد .
حتما آن مرد با خود فكر كرده :
- شترم حتي نتوانست وزن يك پر را تحمل كند !
گاهي ما درباره ديگران همين فكر را مي كنيم ... بدون اينكه بفهميم يك شوخي كوچك ما حكم همان قطره اي را دارد كه كاسه صبر شخصي را لبريز مي كند .  
                                                                       مكتوب دوم اثر پائولو 
 

برچسب ها :
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 344457
تعداد نوشته ها : 344
تعداد نظرات : 140
Rss