اول خدا
بي مزه تر از اين نمي شد ديگر
كه تو نيامده بروي و
از شيريني خنديدنت تا تلخي رفتنت
تنها همه چيز به قيمت دل شوري من تمام شود
و حالا
همه ي ظرف ها پر از طعم تند گريه باشد و
همه ي در و ديوار
پر از طعم گس خورشيد ، لا به لاي هر خطي
" مهديه لطيفي "
اول خدا
گفته بودي:فداي دلتان بشوم بانو
دلم را ديده اي تازگي ها؟
ديده اي دلم؛
خودش هم خودش را نمي شناسد؟
گفته بودي: ...
...
فراموشش كن
مي روم سر اصل مطلب
حرفِ مفت مي داني چيست!؟
" مهديه لطيفي "
اول خدا
وقتي زير سايهات هستم
و تو
با يك سيب
خواب را از سرم ميپراني
هيچ چيز
كشف نخواهم كرد
جز جاذبهي چشمانت
" مصطفي حقاني "
اول خدا
آهسته گفت : "خدا نگهدار"
در را بست و رفت ... !!
آدمها چه راحت ، مسئوليت خودشان را
به گردن "خدا" مي اندازند !!!
" ؟ "
اول خدا
خنده هاي تو
خدا را بنده نيستند
هر بار مي خندي
پاره مي شود
بند دلم
خنده هاي تو
رحم و مروت سرشان نمي شود
بيچاره دلم!
" مهديه لطيفي "
اول خدا
دست هاي ما
كوتاه بود
و خرماها
بر نخيل
ما دست هاي خود را بريديم
و به سوي خرماها
پرتاب كرديم
خرما
فراوان
بر زمين ريخت
ولي ما ديگر
دست
نداشتيم...
" كيومرث منشي زاده "
اول خدا
بهترين درس ها را در زمان سختي آموختم :
دانستم صبور بودن يك ايمان است.
خويشتن داري يك نوع عبادت !
فهميدم ناكامي به معني تاخير است نه شكست و...
خنديدن يك نوع نيايش است .
سر زدم به رسوايي، ساغر لبانت كو؟
تير مي كشد جانم، ابروي كمانت كو؟
روح من نمي تابد با گلاب و ابريشم
«اسب مرده ي مغرور!» شور ايلخانت كو؟
هر چه نشكني ـ ساقي! ـ توبه ي سبو بشكن
مُردم از گرانجاني، باده ي گرانت كو؟
تا ز شوق بالايت سر فرو كنم در خويش
سرو قد سيمين ساق! سايه روانت كو؟
..
خاك راهم و اين بود سهمم از عبور تو
درد تو به جانم ماند، گرد من به جانت كو؟
" محمد علي جوشايي "
اول خدا
تو رفته اي
مثل رؤيا از خواب
و من ...
دلم براي كسي تنگ است
كه فكر مي كردم
تو باشي !
" پرويز صادقي "
اول خدا
گفتي به چه دلخوشي؟...سؤالت خوب است
گفتي كه غريب...احتمالت خوب است
از شهر دلم گرفته ...بر خواهم گشت
اي تنهايي !
سلام!
حالت خوب است؟
" طباطبايي "
اول خدا

تو ديگر نيستي اما نماز آخرينت هست
دعايت هست رو حت هست نگاه نازنينت هست
تو ديگر نيستي اما زيارتگاه پاكت هست
براي هر كسي چون من كه غمگين است خاكت هست
تو خوابيدي ولي چشمت به ما آموخت بيداري
تو قلبت ايستاد اما شدي در قلب ها جاري
تو ديگر نيستي اما كلامت هست نامت هست
خيالت هست يادت هست سرود ناتمامت هست !
" افشين علاء "