اول خدا
بي مزه تر از اين نمي شد ديگر
كه تو نيامده بروي و
از شيريني خنديدنت تا تلخي رفتنت
تنها همه چيز به قيمت دل شوري من تمام شود
و حالا
همه ي ظرف ها پر از طعم تند گريه باشد و
همه ي در و ديوار
پر از طعم گس خورشيد ، لا به لاي هر خطي
" مهديه لطيفي "
اول خدا
وقتي زير سايهات هستم
و تو
با يك سيب
خواب را از سرم ميپراني
هيچ چيز
كشف نخواهم كرد
جز جاذبهي چشمانت
" مصطفي حقاني "
اول خدا
خداخير بدهد اين كفش هاي بندي را
كه رفتنت را
كه رفتنم را
دقيقه اي
به تعويق مي اندازند !
" مهديه لطيفي "