تعداد بازدید : 323313
تعداد نوشته ها : 585
تعداد نظرات : 45
برای نخستین بار، توسط محققان سوئدی ژن عامل اختلاف خانوادگی مردان با همسرانشان کشف شد.
گروهی از محققان سوئدی موفق به کشف ژن اختلافات خانوادگی شدند. براساس این گزارش محققان سوئدی پس از انجام آزمایشات متعدد دریافتند از هر چهار مرد سوئدی، یک مرد حامل این ژن که عامل بروز اختلافات خانوادگی آنان با همسرانشان است، می شود.
این گروه از محققان سوئدی کشف کردند که مردان حامل این ژن تحت عنوان «الل» دارای 334 رفتار متفاوت احساسی در ارتباط با همسران خود نسبت به دیگر مردان هستند. این محققان خاطر نشان کردند: زنانی که با مردان حامل ژن «الل» ازدواج می کنند، کمتر از دیگر زنان از روابط خود با همسرانشان راضی هستند.
«هاس والوم» یکی از اعضای این گروه تحقیقاتی طی سخنانی در مورد این کشف جدید گفت: اختلافات خانوادگی میان مردان و همسرانشان، علل زیادی دارد ولی این برای نخستین بار است که نوعی از این ژن خاص نوع رفتار مردان با همسرانشان را تعیین می کند.
دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387
تحقیقات نشان می دهد؛ مردانی که در سن بالا پدر می شوند امکان ابتلای آنان به اختلال روانی دوقطبی بیشتر است.
این خطر در مردان بالای 29سال بیشتر است و پس از 55سالگی به بیشترین میزان می رسد.
بیماری اختلاف دوقطبی که سابقاً آن را افسردگی- مانیا نیز نامیده اند حالتی است که بیمار به طور دوره ای یا دچار خلق افسرده و یا گرفتار شیدایی است.
پیش از این مطالعات نشان داده بود که افزایش سن تولیدمثل در والدین، خطر ابتلا به شیزوفرنی و اوتیسم را در فرزندان آنها افزایش می دهد اما در تحقیق اخیر برای دومین بار تأثیر مشابه درمورد اختلال دوقطبی مشاهده شده است. علت افزایش این خطر می تواند تا حدی قابل توجه به دلیل اسپرم های پیر و مسن پدر باشد؛ چراکه اسپرم های پیر می توانند حاصل خطاهای ژنتیکی باشند.
برخلاف زنان که با تمام مجموعه سلول های جنسی یا تخمک هایشان متولد می شوند، مردان در طول عمر خود دائم اسپرم های جدید تولید می کنند.
پژوهشگران می گویند؛ پروسه تولید اسپرم جدید شامل نسخه برداری از مولکول وراثتی دی ان آ است که ممکن است در اثر عواملی بویژه بالارفتن سن مردان، در معرض خطای ژنتیکی قرار بگیرد که به این ترتیب سلامت فرزندان به خطر می افتد.
دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387
وضعیت نابسامان بانک های آمریکایی، بیشتر سپرده گذاران را نگران کرده است و این نگرانی در میان آن دسته که بیش از 100هزار دلار از دارایی های خود را در بانک ها نگهداری می کنند، بیشتر است. نگرانی این گروه از این بابت است که چنانچه بانکی ورشکسته شود، آنها پس از دوندگی های بسیار و هزینه های سرسام آور گرفتن وکیل، فقط می توانند به 100هزار دلار از سپرده های خود دست یابند و دسترسی به بقیه موجودی، عملا غیرممکن است.
دولت آمریکا طبق قوانین موجود، فقط تا سقف 100 هزار دلار از سپرده های مردم در بانک های معتبر را بیمه می کند.
ورشکستگی بانک «برن استرنز» در حقیقت زنگ خطر را برای بسیاری از سپرده گذاران آمریکایی به صدا درآورد و دولت آمریکا با هدف کم کردن نگرانی مردم این کشور، در نهایت با پشتیبانی مالی از بانک «جی.پی. مورگان»، زمینه را برای ادغام این بانک در مورگان فراهم کرد، اما هنوز هزاران نفر به دنبال سپرده های بالای 100هزار دلار خود هستند.
سیاست های جنگ طلبانه «جرج بوش» نیز تأثیرات خود را روز به روز بر اقتصاد آمریکا بیشتر نمایان می سازد، به گونه ای که اکنون عمده شاخص های اقتصادی در این کشور منفی است و وضعیت وخیمی دارد.
مشکلات مالی عمده بانک های آمریکایی، باعث شده است تا آنها در صدد کاستن از هزینه ها برآیند و نخستین شیوه نیز کاهش شمار کارکنان است.
اکنون بانک «واکوویا» که چهارمین بانک بزرگ آمریکا به شمار می رود، تصمیم خود را برای اخراج 10هزار و 750 نفر از کارکنانش عملی کرده است.
مسئولان این بانک می گویند فقط در سه ماهه دوم سال جاری، 9میلیارد دلار ضرر داده اند.
این آشفتگی در وضعیت بانک واکوویا با مرور ارزش سهام آن در چند ماه گذشته مشخص تر می شود. ارزش هر سهم واکوویا در بورس نیویورک که اوایل سال میلادی جاری 53 دلار و 10 سنت بود، اکنون به 15 دلار و 88 سنت کاهش یافته است.
«سیتی بانک» به عنوان بزرگترین بانک آمریکا، گفته است که میزان زیان های آن در 196 سالی که از تأسیسش می گذرد، سابقه نداشته است و این بانک نیز اکنون حدود 4200 نفر از کارکنان خود را از کار برکنار کرده است.
گردانندگان این بانک هم از ضررهای میلیاردی خبر داده اند.
سیتی بانک در دی ماه 86 نیز اعلام کرده بود 18 میلیارد دلار ضرر داده است.
مؤسسات مالی بزرگ و فعال در بخش مسکن آمریکا شامل «فردی مک» و «فنی می» که بیش از 60درصد وام های مسکن آمریکا را در اختیار دارند، اکنون تنها با پشتوانه دولت آمریکا به بقای خود ادامه می دهند.
«هنری پائلسون» وزیر خزانه داری آمریکا، قبلا وعده داده بود که تلاش می کند تا با کمک های دولت، این دو مؤسسه بزرگ مالی را از ورشکسته شدن نجات دهد.
نجات این دو مؤسسه مالی، نیازمند کمک دستکم 25 میلیارد دلاری است، ولی دولت آمریکا در حال حاضر با وجوهی اندک، در حقیقت آنها را فقط زنده نگه داشته است.
رسانه های آمریکایی به نقل از مقام های بانکی این کشور، بدون اشاره به نام بانک ها، برای پرهیز از تشویش اذهان عمومی، خبر می دهند که از 8500 بانک آمریکایی، 117 بانک در سه ماهه دوم با مشکل مواجه شده اند که این رقم ظرف سه ماه، 30درصد افزایش داشته است.
اما، وضعیت اقتصادی مردم آمریکا نیز بهتر از بانک های این کشور نیست.
نرخ کنونی تورم در آمریکا طبق گزارش های رسمی وزارتخانه های اقتصادی این کشور، در 17 ساله گذشته بی سابقه بوده است.
وزارت کار آمریکا اعلام کرد که بیش از 9میلیون نفر از مردم این کشور بیکار هستند. این رقم هم نوعی رکوردشکنی دولت بوش در این عرصه به شمار می رود.
تحلیلگران اقتصادی می گویند این وضعیت تا سال آتی نیز ادامه می یابد.
تورم و بیکاری باعث شده است آمریکایی ها در خریدهای خود حداکثر صرفه جویی را اعمال کنند و همین صرفه جویی تأثیر خود را روی اقتصاد نمایان تر کرده است.
اما، کاستن از هزینه ها نیز نتوانسته است از سطح مشکلات بکاهد به گونه ای که اکنون بیشتر آمریکایی ها حتی در بازپرداخت اقساط وام های خانه و خودرو هم دچار مشکل شده اند.
انجمن بانک های ارائه دهنده وام مسکن در آمریکا در همین ارتباط اعلام کرد که تا پایان ماه ژوئن (تیر) خانه های حدود 10درصد آمریکایی ها که نتوانسته اند اقساط وام های خود را پرداخت کنند، به حراج گذاشته شده و یا در آستانه به حراج گذاشتن است.
طبق این گزارش، ایالت های نوادا، فلوریدا و کالیفرنیا بدترین شرایط ممکن را دارند. ایالت های آریزونا، میشیگان، رود آیلند، ایندیانا و اوهایو هم با مشکلات عمده مواجه هستند.
نکته جالب این است که اکنون تقریباً همگان امید دارند با پایان یافتن دوران نکبت بار ریاست جمهوری بوش در 11 دی ماه امسال، وضعیت اقتصاد آمریکا اندکی بهبود یابد.
انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، 14 آبان ماه برگزار می شود و فرد پیروز در این رقابت، از اول سال میلادی جدید یعنی 12 دی ماه، سکان هدایت آمریکا را برعهده می گیرد، هرچند که وارث بوش، در حقیقت وارث اقتصادی عملا ورشکسته است و ناچار است تا حدی سیاست های جنگ طلبانه بوش را کنار بگذارد و نگاه به درون داشته باشد، درونی که ادامه روند کنونی آن بی تردید مبهم است.
دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387
«نوری مالکی»، نخست وزیر عراق، و «جرج بوش» رئیس جمهور آمریکا، در سال 2007 کلیات مربوط به توافقنامه همکاری و دوستی طولانی مدت بین بغداد و واشنگتن را که شامل همکاری در سه محور سیاسی، اقتصادی و امنیتی بود، به امضاء رساندند.
براساس اخبار برخی منابع سازمان امنیت ملی آمریکا، امضای توافقنامه بلندمدت جهت حضور نظامیان آمریکایی در عراق و تضمین تأمین منافع واشنگتن در این کشور، از ابتدای اشغال برنامه ریزی شده بود.
در هر حال، این توافقنامه دارای بندهایی است که به زیان حاکمیت عراق است و از برجسته ترین آنها، می توان به ایجاد بیش از 400 پایگاه نظامی، بازداشت دلخواهانه شهروندان عراقی، عملیات نظامی بدون اجازه دولت عراق، مصونیت نظامیان و پیمانکاران آمریکایی، شانه خالی کردن از تعهدات مربوط به بازسازی عراق، دخالت واشنگتن در توافقنامه هایی که دولت بغداد با دیگر کشورها امضاء می کند و کنترل سه وزارتخانه کلیدی عراق توسط آمریکا به مدت 10 سال اشاره نمود. هدف واشنگتن، فراهم کردن آزادی کامل برای نیروهای آمریکایی است. این توافقنامه به نیروهای آمریکایی اجازه می دهد بی توجه به قوانین داخلی عراق و حتی قوانین بین المللی، مطابق با خواسته خودشان رفتار کنند. بنا به تحلیل روزنامه «ایندیپندنت»، توافقنامه امنیتی اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی را تا ابد تضمین خواهد کرد و آنها بر سراسر عراق سیطره پیدا می کنند.
همچنین واشنگتن حدود 50 میلیارد دلار وجوه عراق را در بانک مرکزی نیویورک برای فشار بر دولت بغداد نگاه داشته است، تا عراق را وادار به امضای توافقنامه کند، در راستای اجرای همین سیاست است که مذاکره کنندگان آمریکایی به طور ضمنی اعلام کردند اگر عراق تحت قیمومت سازمان ملل باقی بماند، آمریکا نیز اموال عراق را در اختیار خواهد داشت، و معنی اش این است که عراق این وجوه و دارایی ها را از دست خواهد داد.
بند هفتم منشور سازمان ملل و باقی ماندن عراق در شمول این بند، از دیگر اهرم های فشار دولت بوش با بغداد است، تا از این طریق، توافقنامه امنیتی امضاء و به اشغال عراق پایان داده شود.
از لحاظ حقوق بین الملل، توافقنامه همکاری های امنیتی بغداد و واشنگتن که حاکمیت ملی عراق را نقض می کند، به علت فقدان اقتدار دولت بغداد و اشغال عراق توسط بیگانگان، مغایر حقوق بین الملل عرفی محسوب می شود و فاقد اعتبار حقوقی است.
واکنش افکار عمومی
روحانیون و علمای دینی عراق در مشروعیت بخشیدن به دولت ها و همسو کردن افکار عمومی با خواسته های دولت و یا بالعکس، جایگاه خاصی دارند.
در پی افشای جزئیات توافقنامه امنیتی، این مسئله به مهمترین موضوع مورد توجه عامه مردم و شهروندان عراقی شد، به گونه ای که مقامات کاخ سفید از تبدیل شدن موضوع توافقنامه به مهمترین مسئله روز عراق، احساس نگرانی می کنند. اگر به مواضع شخصیت ها و گروه های مختلف عراق از جمله سیاستمداران، علما، اصحاب رسانه و سازمان های غیردولتی عراق توجه کنیم، به مخالفت قاطع آنها با توافقنامه پی می بریم. آیت الله «سیدعلی سیستانی» مرجع عالی شیعیان عراق، با اتخاذ موضع در این رابطه، افکار عمومی را بسیج و هدایت نمود.
سایر مراجع شیعه و سنی نیز در مورد این توافقنامه از صفاتی چون «ذلت آور»، «ننگین»، «استعماری» و «فاقد مشروعیت» استفاده کرده و می کنند.
مجید آقابابایی
دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387
سبحان محقق
با نگاهی گذرا به تاریخ بیت المقدس(قدس) از روزگار باستان تاکنون، به نظر می رسد که سلطه بر این شهر مقدس، رمز تسلط بر جهان و یا یکی از پیامدهای سلطه جهانی قدرت ها بوده است.
اگر بخواهیم موضوع را از منظر دیگری مورد توجه قرار دهیم، باید بگوئیم که تسلط بر قدس از قدیم تاکنون، شاخص مهم شناسایی قدرت برتر جهان بوده و هست و تا به حال همه قدرت های اول تلاش کردند بیت المقدس را به اشغال خود و یا نیروهای فروتر وابسته به خود درآورند و اگر هم آن را تحت سلطه داشتند، همه تلاش وهم خود را به کار می گرفتند تا این سلطه دایمی باشد.
روزگاری مصر تحت حکومت فراعنه، قدرت متمرکز اول جهان باستان (یعنی مناطق نزدیک به هم سه قاره آفریقا، آسیا و اروپا) بود. در این دوره که بیش از 2500 سال دوام داشت، نام شهری در نوشته های به جا مانده مصری تحت عنوان «ruslim» ذکر می گردد که همان «بیت المقدس» کنونی است. در اواخر قرن دهم قبل از میلاد، «شیشیق»، فرعون مصر، راهی سرزمین کنعان (فلسطین کنونی) می شود و بیت المقدس را به اشغال نیروهایش درمی آورد.
سپس، قوم آواره یهود از مصر راهی فلسطین می شود و پس از جنگ «اریحا» و نبردهای دیگر، سلسله پادشاهی را در آنجا تشکیل می دهند و این دوره پادشاهی که شامل حکومت حضرت داوود و حضرت سلیمان نیز می شود، از 970 تا 597 قبل از میلاد را در برمی گیرد.
«بخت النصر»، پادشاه سفاک بابل (عراق فعلی) و سپس «کوروش» پادشاه ایران و جانشینانش نیز قبل از اسکندر و در اوج اقتدار خود، به ترتیب بر بیت المقدس استیلا می یابند (اولی طی سال های 597 تا 539 قبل از میلاد و دومی هم از 537 تا 332 قبل از میلاد).
بعد از آن، فیلیپ مقدونی و فرزندش اسکندر جهانگشایی خود را آغاز می کنند و اسکندر بیت المقدس را فتح می کند.
این اشغال نیز که از سال 332 قبل از میلاد آغاز می شود، در پی ایجاد نفاق و درگیری میان جانشینان اسکندر، طولی نمی کشد و در سال 167 قبل از میلاد پایان می یابد.
همانطور که می بینیم، این قدرت ها همگی فتح بیت المقدس را غیرقابل چشم پوشی و جزیی از استراتژی توسعه طلبی خود می دانستند و سلطه آنها بر این شهر نیز تا زمانی ادامه داشت که حکومت های مذکور قدرت مسلط در جهان باستان بودند.
در مرحله بعد، رومی ها که شتر ابر قدرتی مقابل درگاه آنها زانو می زند و سال ها بر بخش اعظم جهان معمور آن زمان سلطه پیدا می کنند، بیت المقدس و فلسطین را طی دوره 63 ق م تا 324 میلادی در اختیار گرفتند. بعداً قدرت بیزانس (روم شرقی) شکوفا می شود و این امپراتوری هم از سال 324 تا 638 م. بر بیت المقدس سلطه می یابد.
ظهور قدرت جدید اسلام در عربستان در اوایل سده 600 پس از میلاد مسیح (ع) و قدرت نمایی آن مقابل رومی های مسیحی ، سرزمین فلسطین و شهر بیت المقدس را وارد معادله سیاسی جدیدی کرد؛ از طرفی بیت لحم زادگاه حضرت مسیح (ع) در این سرزمین قرار داشت و بیت المقدس حوزه دعوت و تبلیغ این پیامبر و محل زندگی وی و حضرت زکریا و حضرت مریم (ع) بود و برای مسلمانان نیز قبله نخست دانسته می شد و این تزاحم، مناقشه بر سر قدس را وجهه مذهبی می داد. از طرف دیگر، بیت المقدس همانطور که اشاره شد از قدیم الایام، جولانگاه کشمکش های سیاسی قدرت های برتر جهان بود.
بنابر این، از زمان ظهور اسلام و قدرت گرفتن این دین توحیدی نوظهور، حساسیت بیت المقدس دو چندان شد.
در هر حال با اوجگیری روز افزون قدرت اسلام، اکنون زمان آن رسیده بود که دروازه های بیت المقدس به روی فاتحان مسلمان گشوده شود که در زمان «عمر» خلیفه دوم چنین شد. چند سده ای نمی گذرد که جنگ های صلیبی میان شرق مسلمان و غرب مسیحی بر سر بیت المقدس اوج می گیرد و اروپایی ها پس از کشتارهای هولناک، بر این شهر مسلط می شوند و به حاکمیت اسلامی بر قدس که از سال 638 آغاز می شود، در سال 1099 میلادی پایان می دهند. مرحله بعدی حملات برای فتح بیت المقدس، توسط مملوک ها (بردگان) که در سرزمین اسلامی قدرت گرفته بودند آغاز می شود. آغاز و پایان دوره سلطه آنها نیز بربیت المقدس، یک دوره 267 ساله از سال 1250 م. 1517 م. در بر می گیرد.
البته در اینجا ضرورت دارد که به جنگ های معروف «صلاح الدین ایوبی» کرد تبار و اهل شمال عراق، با صلیبی ها نیز اشاره شود. ایوبی قبل از حاکمیت مملوک ها، پس از نبردهای طولانی در سرزمین شام و مصر، بالآخره توانست بیت المقدس را فتح کند. اما، وی برخلاف غربی ها، دست به خونریزی در این شهرنزد.
پس از دوره مملوک ها، عثمانی های اهل ترکیه فعلی تبدیل به قدرت برتر جهان آن روز می شوند و سیطره خود را در هر سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا گسترش می دهند. این قدرت مسلط آن روز نیز حاکمیت خود بر بیت المقدس را 400 سال (از 1517 تا 1917 م.) ادامه می دهد.
غرب مسیحی که طی قرون 16 تا 19، به تدریج با از سرگذراندن تحولاتی چون رنسانس، رفورماسیون (اصلاح دینی) و روشنگری، از وضعیت نخستین خود پوست اندازی می کند و به درمی آید و با ایجاد دولت های ملی، از حاکمیت کلیسا خارج می شود، کم کم قدرت می گیرد ومسیر توسعه همه جانبه به شرق را آغاز می کند.
این غربی های جدید، که کشورهایی مثل فرانسه، انگلیس و بعداً آمریکا پیشاهنگ آنها بودند، هر چند دیگر داعیه گسترش امپراتوری مسیحی را نداشتند، ولی در توسعه طلبی خود، بسیار حریص تر و خطرناک تراز قبل ظاهر شدند؛ حریص تر به خاطر این که در پی کسب سود و استثمار ملل دیگر برآمدند و خطرناک تر، چون در سایه پیشرفت علم و تکنولوژی، توانستند به سلاح های مرگبار جدید مجهز شوند و تکنولوژی را در مسیر توسعه طلبی به خدمت بگیرند.
در این شرایط بود که نگاه غربی ها پس از تسلط بر قاره آمریکا، به شرق افتاد و طی سه سده درگیری و کشمکش، بالاخره توانستند بر خاورمیانه به طور اخص و دنیای اسلام به طور کل، مسلط شوند. رمز این سلطه و چیرگی با دوام نیز به اشغال فلسطین و بیت المقدس (دقیقاًً از سال 1917 که بیت المقدس و فلسطین تحت الحمایه انگلیس می شوند)، برمی گردد؛ جدای از چگونگی فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل گیری هسته های اولیه جنبش صهیونیسم در اروپا و حمایت آشکاری که دولت های اروپایی و آمریکا از موجودیت اسرائیل کرده و می کنند، آنچه به بحث ما مربوط می شود، اهمیت اشغال بیت المقدس بر تحکیم هژمونی آمریکا و غرب بر کلیت جهان کنونی و دنیای اسلام است.
اخیراً، «نیکلاسارکوزی» رئیس جمهور راستگرای فرانسه گفته بود وی تحت هر شرایطی از موجودیت اسرائیل (بهتر است بگوئیم اشغال بیت المقدس) پشتیبانی می کند. اظهارات سارکوزی دغدغه مشترک کشورش با آلمانی ها، انگلیسی ها، ایتالیایی ها و آمریکایی ها از سال تأسیس رژیم صهیونیستی (1948) تاکنون است. رؤسای جمهور آمریکا بارها گفته اند که حمایت از اسرائیل، یک استراتژی همیشگی برای کاخ سفید است و عوض شدن دولت ها و رؤسای جمهور، در این استراتژی تغییری ایجاد نمی کند، چرا؟ مسلماً، آنها خوب می دانند که موجودیت اسرائیل قدرتمند و اشغال و سیطره بر بیت المقدس، سلطه آنها را بر جوامع خاورمیانه تضمین می کند.حال، فرض کنیم که اسرائیل همین فردا برچیده شود و بیت المقدس از اشغال یهودیان خارج گردد؛ واضح است که پیامد سیاسی این رخداد، قابل مقایسه با هیچ تحول دیگری، چه برای غرب و چه برای دنیای اسلام، نیست.
اگر این اتفاق به منصه ظهور برسد ، هر نگاه کارشناسانه و منصفی می پذیرد که دنیای جدیدی آغاز خواهد شد؛ بیش از 90درصد نهادهای سیاسی موجود در خاورمیانه و در پی آن، جهان اسلام، پوست اندازی می کنند و دگرگون می شوند؛ جهان اسلام از تقسیم کار تحمیلی کنونی در اقتصاد و سیاست خارج می شود و در انتقال سوخت فسیلی خاورمیانه به غرب اختلال ایجاد می گردد. در یک کلام، می توان گفت که اگر مسلمانان بیت المقدس را بازپس بگیرند، بار دیگر قدرت و حاکمیت اسلام جهانگیر می شود.
دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387
تغییر رویکرد آمریکا نسبت به طالبان و تأکید بر ضرورت گفت وگو و مذاکره با آنها ضمن روشن کردن ابعاد جدیدی از شکست برنامه های صلح سازی و مبارزه با تروریسم واشنگتن در افغانستان، نگرانی هایی را نیز برای اسلام آباد ایجاد کرده است. رسانه های غربی از برگزاری نشست سه جانبه و چهار روزه طالبان و دولت کابل با میانجیگری ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی در مکه مکرمه خبر دادند. این نشست در روزهای 24 تا 27 سپتامبر و با حضور 11 تن از اعضای طالبان؛ دو تن از اعضای دولت افغانستان و گلبدین حکمتیار فرمانده سابق نیروهای مجاهدین و بدون حضور ملاعمر برگزار شده که با واکنش های متفاوتی همراه شده است.
در حالی که حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان از ضرورت مذاکره با طالبان و ارایه پیشنهاداتی به این گروه برای حضور در ساختار قدرت رسمی خبر داده بود، گروه ها و احزاب داخلی از یکسو و کشورهای منطقه با طرح اهداف پنهان این نوع مذاکرات، تحول احتمالی در صحنه سیاسی افغانستان را محکوم کردند. بسیار از تحلیل گران معتقدند که رویکرد جدید دولت کرزای و حمایت آمریکا و انگلیس از مذاکره با طالبان فقط به شکست صلحسازی و دمکراسی سازی در این کشور بازنمی گردد بلکه اهداف پنهان دیگری وجود دارد که نه تنها به منافع دولت فعلی کابل باز می گردد بلکه اهداف آن بیشتر تغییر و جهت دهی موج خشونت ها به بیرون از افغانستان است. با گذشت هفت سال از حملات 11 سپتامبر و اشغال افغانستان از سوی نیروهای آمریکایی نفوذ طالبان در سراسر افغانستان گسترش یافته و حملات روزانه انتحاری؛ انفجار بمب های جاده ای و عملیات کمین از سوی نیروهای طالبان نیروهای ناتو که تحت امر آمریکا در افغانستان مستقر هستند را مستاصل کرده است. آمریکا هنگام حمله به این کشور در سال 2001 میلادی؛ هدف خود را حذف شبه نظامیان طالبان؛ دستگیری اعضا القاعده به رهبری بن لادن و تاسیس یک رژیم در کابل با حمایت جبهه متحد شمالی اعلام کرد اما اکنون به نظر می رسد با پایان یافتن دوران حاکمیت جمهوری خواهان رویکرد کاخ سفید نیز به تدریج در حال تغییر باشد، تغییری که البته با امنیت منطقه ای سازگاری ندارد. قدرت یافتن مجدد طالبان در منطقه بطور قطع با امنیت کشورهای همسایه افغانستان سازگاری نخواهد داشت. تمایل آمریکا به گفت وگو با طالبان در واقع تایید قدرت این گروه از یکسو و شکست راهبرد هفت سال گذشته حکایت دارد، راهبردی که طی این هفت سال به ناامنی های گسترده، خشونت های بی حد و حصر و کشتار مردم غیرنظامی منجر شده است. حمایت غرب از این گفت وگوها آشکار می سازد که چگونه حوادث بد در حال رخ دادن در افغانستان است و چگونه غربی ها آماده ایجاد ثبات در این کشور هستند که هزینه های غیرقابل تصور انسانی؛ نظامی و سیاسی به آنان تحمیل کرده است. «طلعت مسعود» ژنرال بازنشسته ارتش پاکستان درباره وضعیت آمریکا و الزامات اجباری این کشور برای گفت وگو با طالبان می گوید: آمریکا به ضعف خود در افغانستان و ناتوانی در شکست دادن طالبان پی برده است.
وی می افزاید: شماری از سران طالبان می گویند به هیچ وجه حاضر نیستند با نیروهای ائتلاف به مذاکره بپردازند. آمریکایی ها و کشورهای عضو ناتو نیز به خوبی متوجه شده اند که پیروزی در جنگ افغانستان ناممکن است و باید راه حلی سیاسی برای این مشکلات پیدا شود. مسعود گفت: موضع گیری های عربستان سعودی و بیانیه «رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا؛ همگی گویای آن است که همه خواهان حصول به نتیجه و راه حلی سیاسی برای افغانستان هستند. ژنرال بازنشسته پاکستانی می گوید: آمریکا در عملکرد خود در افغانستان به شدت به توان نظامی خود تکیه کرده که هم در این کشور و هم در پاکستان برای واشنگتن بسیار مشکل ساز شده است. طالبانی شدن افغانستان تا حدود زیادی به علت عملکرد ضعیف دولت مرکزی کابل؛ نبود زیر ساخت های خدمات رسانی؛ نبود عدالت؛ بیکاری از یکسو و ناتوانی آمریکایی ها مرتبط است. وی افزود با این اوصاف؛ حل مشکلات افغانستان مستلزم توجه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در کنار توسل به زور است. به هر حال؛ نباید از زور بیش از اندازه استفاده شود. تا زمانی که مشکل افغانستان و حضور اشغالگرانه آمریکا در این کشور حل و فصل نشود؛ همچنان مناطق قبیله نشین مرز افغانستان و پاکستان با مشکلاتی مواجه خواهد بود.
طالبان مشکلی جدی برای پاکستان به شمار می رود طالبان با حربه مذاکره توانسته قدرت خود را افزایش بدهد؛ ضمن آنکه آمریکا خواهان آن است که پاکستان شدت عمل بیشتری در مقابله با پاکستان داشته باشد اما اسلام آباد نگران پیامدهای منفی این رویکرد و بی ثباتی داخلی در نتیجه این اقدامات است.
تاکتیک یا راهبرد
تحولات اخیر افغانستان و تقویت توان نظامی طالبان دولت حامد کرزای را در ظاهر بر آن داشته تا با نیروی مخالف خود گفت وگو کند. طرح موضوع گفت وگو با طالبان از سوی کرزای هر چند برای بسیاری از ناظران سیاسی تحولات این کشور شگفت آور بود اما به نظر می رسد تأکید وی برای مذاکره با این گروه ناشی از تغییراتی است که در صحنه سیاسی افغانستان خود را به دولت کابل و نیروهای آمریکایی تحمیل کرده است. افزایش شمار تلفات نظامیان خارجی مستقر در افغانستان و ضعف دولت کابل برای بهبود وضعیت اقتصادی این کشور از جمله الزاماتی بوده که آمریکا و کرزای را برای گفت وگو با طالبان مجاب کرده است. اززمان سقوط طالبان در سال 2001؛ سال 2008 به عنوان پرتلفات ترین سال برای نیروهای ناتو و نیروهای بین المللی حافظ صلح در افغانستان به ثبت رسیده است. اما طالبان اعلام کرد تا زمان خروج نیروهای خارجی از افغانستان؛ حاضر به مذاکره صلح نخواهد بود ژنرال «مارک کارلتون اسمیت»؛ از افسران ارشد ارتش انگلیس در مصاحبه با «ساندی تایمز» می گوید پیروزی علیه طالبان امکان پذیر نیست و باید برای پایان درگیری با طالبان به گفت وگو نشست. چنین اظهارات مشابه از سوی «کای آید»؛ فرستاده ویژه سازمان ملل در افغانستان نیز اعلام شد. با نگاه اجمالی به شرایط کنونی افغانستان می توان دریافت که شبه نظامیان طالبان با تردد در مناطق قبایلی پاکستان حیطه عملیات خود را در بخش های جنوب و غرب کشور افزایش داده اند. مناطق قبایلی پاکستان و در مجاورت مرز افغانستان خاستگاه اصلی طالبان به شمار می رود و به ویژه در 18 ماه اخیر به پناهگاه امنی برای طالبان پاکستان و افغانستان تبدیل شده است. مصالحه احتمالی دولت کابل با طالبان در افغانستان درواقع به هشداری به اسلام آباد تلقی خواهد شد. بسیاری از منابع و سازمان های امنیتی غربی در مقاطع مختلف بر این نکته تأکید کرده اند که بخشی از اعضای سازمان اطلاعات پاکستان (آی اس آی) به دلیل ارتباط نزدیک با طالبان که از گذشته وجود داشته مایل نیست مسئله شبه نظامیان در مناطق مجاورت مرز با افغانستان حل شود. از سویی دیگر همواره اسلام آباد ناامنی در این کشور را باعث گسترش ناامنی ها و انفجارهای پاکستان عنوان کرده است. بنابراین در صورت تحقق صلح دولت کابل- بخوانید آمریکا- پاکستان بیشتر از گذشته ابزارهای کنترلی خود را برای اداره مناطق قبایلی از دست خواهد داد و دیگر بهانه ای برای پایان ندادن به ناامنی های موجود در مناطق قبایلی نخواهد داشت. «آصف علی زرداری» رئیس جمهوری پاکستان در دیدار با «ریچارد بوچر» معاون وزیر امورخارجه آمریکا در امور جنوب آسیا با کنایه از ضعف دولت کابل، ناامنی های موجود در پاکستان را ناشی از استفاده از پول مواد مخدر برای گسترش تروریسم در افغانستان عنوان کرده بود. «جهانگیر بدر» دبیرکل حزب مردم درخصوص تأثیر مسئله افغانستان بر پاکستان می گوید: دولت جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا حملاتی را علیه مناطق پاکستان انجام می دهد تا از این طریق بر پیامدهای سیاست خود در افغانستان سرپوش بگذارد اما ما در برابر این حملات با قاطعیت مقاومت کرده ایم. دولت جدید اسلام آباد مشکلات امنیتی موجود خود را متوجه فضای فعلی در افغانستان می داند و معتقد است ناامنی در افغانستان به مناطق قبایلی این کشور تسری پیدا کرده است شمار حملات انتحاری در پاکستان از دو مورد در سال 2002 به 56 مورد رسیده است. از ماه اوت سال جاری تاکنون 25 مورد حمله انتحاری در این کشور صورت گرفته به گونه ای که براساس گزارش سازمان اطلاعاتی پاکستان؛ این کشور از عراق و افغانستان نیز پیشی گرفته است. تنها در هشت ماه نخست سال جاری 471 تن در این حملات کشته شده اند. این درحالی است که عراق در این مدت شاهد 42 مورد حملات انتحاری بوده که به مرگ 463 تن منجر شده است. در مجموع به نظر می رسد تحولات احتمالی در صحنه سیاسی افغانستان باید از دو بعد مورد توجه قرار بگیرد: اول؛ مذاکره با طالبان در افغانستان راهبرد نیست. تاکتیکی است که آمریکایی ها می خواهند از آن برای منافع باز تعریف شده خود در منطقه استفاده کنند. به طور قطع هدف اصلی این تاکتیک تغییر موج خشونت از افغانستان به سایر کشورهای منطقه خواهد بود. دوم: طرح مذاکره با طالبان از سوی دولت کرزای می تواند از منظر معادلات سیاسی داخلی این کشور مورد توجه باشد. کرزای به شدت از سوی افکار عمومی افغانستان تحت فشار است. وخیم شدن اوضاع امنیتی و اقتصادی این کشور طی هفت سال گذشته نمی تواند برای کرزای آینده خوبی را رقم بزند لذا وی مذاکره با قدرتمندترین گروه مخالف خود را انتخاب کرده تا شاید بتواند غفلت ها و ناکامی های گذشته دولتش را برای مدتی سرپوش بگذارد.
خبرگزاری جمهوری اسلامی
دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387
زمین لرزه ای به قدرت 4.1 ریشتر بروجرد را لرزاند. این زمین لرزه ساعت 14 و دو دقیقه چهارشنبه شهرستان بروجرد را لرزاند.
به گزارش خبرنگار ایرنا؛ مرکز ژنوفیزیک دانشگاه تهران مرکز این زمین لرزه را حوالی چالانچولان بروجرد اعلام کرده است. گزارشی از خسارات احتمالی این زمین لرزه اعلام نشده است.
دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387
استاندار اردبیل گفت: با موافقت هیئت دولت نرخ خرید تضمینی سیب زمینی از 1080ریال به 1350ریال افزایش یافت.
علی
نیکزاد افزود: در جلسه مشترک استانداران و هیئت دولت خواسته سیب زمینی
کاران منطقه مبنی بر افزایش نرخ خرید تضمینی مطرح شد و پس از تصویب آن
رئیس جمهور دستور خرید سیب زمینی در مراکز خرید با نرخ جدید را صادر کرد.
وی
گفت: صادرات هرچه بیشتر محصول سیب زمینی مورد توجه مسئولان استان است به
طوری که افزایش میزان جوایز صادراتی به مراجع قانونی پیشنهاد شده است. دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387
تعداد کلاهک های اتمی آمریکا از شش کلاهک در سال 1945 به 5303 کلاهک در سال 2008 رسیده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی تعداد کلاهک های اتمی آمریکا از سال 1945 تا سال 2012 را منتشر کرد. این آمار که از سوی فدراسیون دانشمندان آمریکایی، شورای دفاعی و منابع طبیعی آمریکا منتشر شده است، نشان می دهد که این کشور هم اکنون 5303 کلاهک هسته ای دارد.
اگرچه این آمار نشانگر کاهش تعداد کلاهک های هسته ای آمریکا به 4695 عدد در سال 2012 است، اما روزنامه «اینترنشنال هرالد تریبیون» اخیرا گزارش داد که آمریکا قصد دارد تسلیحات هسته ای جدیدی را به بهانه جایگزینی آنها با کلاهک های پشتیبان تولید کند.
دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387
وزارت خارجه اسلام آباد با احضار سفیر آمریکا خواستار توقف فوری حملات این کشور به پاکستان شد.
به گزارش ایسنا، وزارت خارجه اسلام آباد با صدور بیانیه ای از احضار سفیر آمریکا در پاکستان خبر داد.
در این بیانیه آمده است: به سفیر آمریکا ابلاغ شد که دولت پاکستان به شدت حملات موشکی آمریکا را محکوم می کند و این حملات باید فورا متوقف شوند.
طی ماه های اخیر حملات موشکی ارتش آمریکا و نیز هواپیماهای بدون سرنشین سازمان سیا در پاکستان افزایش یافته و باعث کشته و مجروح شدن ده ها غیرنظامی در مناطق مرزی شده است. خبر دیگر اینکه «یوسف رضا گیلانی» و «رجب طیب اردوغان»، نخست وزیران پاکستان و ترکیه در پایان مذاکرات رسمی خود در آنکارا، با شرکت در کنفرانس خبری مشترک برعزم جدی دو کشور در مبارزه با تروریسم تأکید کردند.
در جریان حملات پی درپی موشکی به مناطقی در وزیرستان شمالی تاکنون صدها نفر از غیرنظامیان پاکستانی کشته و مجروح شده اند.
دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387
کشتی حامل فعالان صلح بین المللی به رغم فشارهای رژیم صهیونیستی وارد نوار غزه شد تا توجه جهانیان را به وضعیت اسفبار حاکم در این منطقه جلب کند.
به گزارش خبرگزاری ها، چهره های پارلمانی و فعالان صلح از سراسر جهان سوار بر کشتی موسوم به «امید» صبح دیروز وارد بندر غزه شدند تا مراتب اعتراض خود را به تداوم روند محاصره 16ماهه این منطقه اعلام کنند.
27 سرنشین این کشتی که از کشورهای آمریکا، انگلیس، آلمان، استرالیا، یونان، ایتالیا و لبنان هستند. قرار است آنها چهار روز در نوار غزه اقامت داشته باشند. آنها هنگام بازگشت، دهها بیمار و چندین دانشجو را به قبرس خواهند برد.«هویدا العراف» سخنگوی این گروه گفت، اسرائیل فشارهای زیادی وارد آورد به طوری که ماموران امنیتی در اسکله قبرس تدابیر شدید امنیتی را علیه ما به اجرا درآوردند تا ما را از هدف خود منصرف سازند.
وی تاکید کرد که ما درصدد برگزاری سفرهای ماهیانه برای همبستگی با مردم نوار غزه هستیم و حتی اگر اسرائیل کشتی ما را غرق کند از کار خود دست نخواهیم کشید.«مصطفی برغوثی» نماینده فلسطین و رئیس ابتکار ملی که از مسافران کشتی امید است نیز تاکید کرد این کشتی نیز مانند دو کشتی قبلی که هدف رساندن صدای مظلومیت مردم نوار غزه را به جهانیان داشتند در سواحل غزه پهلو گرفته است و پیامش به جهانیان این است که باید برای شکستن حلقه محاصره نوار غزه به پا خیزند.
«کوئیرا باترلی» یکی دیگر از فعالان حقوق بشر که با این کشتی به غزه آمده است گفت، من همدردی خود را با ساکنان نوار غزه به عنوان بزرگترین زندان روباز جهان اعلام می کنم و درصدد هستم به مدت یک ماه یا بیشتر در چادر کمک به مردم غزه در رفح بمانم تا به کمک رسانی به مردم آنجا اقدام کنم.
فعالیت علیه حماس
جنبش حماس اعلام کرد ادامه حملات نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان علیه اعضای حماس بر آشتی ملی تاثیر منفی دارد.
سامی ابوزهری و فوزی برهوم سخنگویان حماس در یک کنفرانس خبری ضمن انتقاد شدید از برخی رهبران سیستم های امنیتی در کرانه باختری اظهار داشتند، آنها دست به جنایت علیه اعضای حماس در کرانه باختری می زنند و به تعقیب زنان شهدا و اسیران حماس و دستگیری آنها می پردازند.
این دو سخنگوی حماس تصریح کردند: دخالت قاهره و اتحادیه عرب برای توقف دستگیری ها ضروری است چرا که این امر تاثیرات منفی بر هرگونه تلاش برای آشتی ملی می گذارد.
آنان افزودند، دولت آمریکا در حملات این نیروها علیه اعضای حماس در کرانه باختری در زمان حضور مداوم ژنرال دایتون در رام الله دست داشته است.
ابوزهری همچنین اظهار داشت: سکوت حماس در قبال این تجاوزات نشان دهنده ضعف آن نیست بلکه ما می خواهیم فضا برای موفقیت مذاکرات فراهم شود. در واقع سکوت رسمی اعراب در این باره قابل توجیه نیست.
از سوی دیگر، موسی ابومرزوق نایب رئیس دفتر سیاسی حماس ضمن محکوم کردن استقرار شمار زیادی از نیروهای سرویس های امنیتی محمود عباس در شهر الخلیل آن را بخشی از هماهنگی امنیتی با دشمن صهیونیستی خواند.
وی افزود، تشکیلات خودگردان کاستی های امنیتی اسرائیل را جبران می کند.
طرح صلح اعراب
با مشخص شدن برگزاری انتخابات زودهنگام در سرزمین های اشغالی رهبران احزاب کار و کادیمای رژیم صهیونیستی نیز در تلاش اند تا با استفاده از طرح صلح اعراب آرای یهودیان چپ گرای حاضر در سرزمین های اشغالی را تصاحب کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه هاآرتص، «تزیپی لیونی» رهبر حزب کادیما و «ایهود باراک» رهبر حزب کار رقابت خود را برای کسب حمایت یهودیان چپگرا (طرفداران صلح با فلسطینی ها) آغاز کرده و در این راه از طرح صلح اعراب حمایت می کنند.
در این میان ایهود باراک معتقد است که تل آویو از این طرح صلح به عنوان اساس مذاکرات با فلسطینی ها استفاده کرده تا با این اقدام راه مذاکره با سوریه و فلسطینی ها هموار شود و از این راه سرانجام به صلح برسد.
از سوی دیگر، «تزیپی لیونی» هرچند با طرح صلح اعراب مخالف نیست اما معتقد است که عمده تلاش ها باید از جانب فلسطینی ها انجام شود. او با دیدگاه باراک در این زمینه موافق نبوده و معتقد است که باید با واقع بینی بیشتری با موضوع برخورد کرد.
طرح صلح اعراب ابتدا در سال 2002 توسط اتحادیه عرب در بیروت پیشنهاد شد و در سال گذشته از سوی عربستان مجددا مطرح شد. این طرح خواهان خروج کامل رژیم صهیونیستی از اراضی اشغالی و یافتن راه حلی برای مسئله آوارگان است و در عوض اعراب نیز دست از دشمنی خود با این رژیم برداشته و در جهت عادی سازی روابط با تل آویو گام برمی دارند.
حمایت این دو مقام صهیونیستی از طرح صلح اعراب در حالی است که دبیرکل اتحادیه عرب ضمن انتقاد از رژیم صهیونیستی به خاطر دربر نداشتن هیچ گونه پیشنهاد صلح اظهار داشت: اسرائیل در رابطه با صلح کاری انجام نداده است.
عمروموسی دبیرکل اتحادیه عرب در این باره گفت: فرق ما و اسرائیل این است که ما خواهان صلح هستیم و این موضوع را به وضوح در یک ابتکار رسمی مطرح کردیم، اما اسرائیل تاکنون چنین کاری انجام نداده و موضع یا پیشنهاد صلحی با اعراب نداشته است.
دسته ها :
پنج شنبه نهم 8 1387