حجت الاسلام ناطق نوری، جامعه روحانیت مبارز را تهدید به کناره گیری کرد.
به گزارش خبرنگار "جهان" علی اکبر ناطق نوری که از وی به عنوان مبتکر دولت وحدت ملی نام برده می شود، این روزها مخالفت خود با محمود احمدی نژاد را علنی کرده است، تا جایی که در آخرین جلسه جامعه روحانیت مبارز با انتقاد شدید از احمدی نژاد، صریحاً اعلام می دارد که در انتخابات آینده از میرحسین موسوی حمایت خواهد کرد.
وی همچنین در این جلسه با اعتراض به اعلام حمایت برخی از اعضای این تشکل از احمدی نژاد بنام جامعه روحانیت و مطرح شدن پیشنهاد رای گیری مجدد برای اعلام حمایت از رئیس جمهور می گوید: چنانچه جامعه روحانیت بخواهد دوباره رای گیری نماید از این تشکل کناره گیری می کند.
این دومین تهدید یک چهره موثر به کناره گیری از جامعه روحانیت می باشد.
پیش از این آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز تهدید کرده بود در صورت اصرار اعضای شورای مرکزی جامعیت در حمایت از احمدی نژاد از این تشکل جدا می شود.
در حال حاضر آیت الله مهدوی کنی و اکثر اعضای جامعه روحانیت از احمدی نژاد حمایت کرده اند.
عطاء الله مهاجرانی که در انگلیس بسر می برد در پیامی به همایش دانشجویی حامیان کروبی تاکید کرد: می توان با مشارکت پرشور و پرانگیزه و با صدای بلند فریاد زد که راهی که دولت نهم در 4 سال اخیر طی کرده، موجب سربلندی و افتخار ملت ایران نشده است.
به گزارش ایرنا، مهاجرانی در پیام خود تاکید کرد:باید همه در انتخابات شرکت کنند و ابرهای نیمه تاریک دغل و تقلب را از ریشه بسوزانند.
وی انتخابات را فرصتی دانست که با مشارکت حداکثری می توان رییس جمهوری را انتخاب کرد که نماد و نشانه اکثریت ملت باشد.
مهاجرانی در این پیام افزود: مهاجرانی که بعد از مطرح شدن خبرهایی درباره ارتباط با منشی اش در دولت اصلاحات ، راهی انگلیس شد، در پیام خود افزود: اگر می خواهیم نابسامانی مدیریتی را که در لفافی از تبلیغ و بی رسمی و ناراستی پیچیده شده است تداوم پیدا نکند، تنها راهش مشارکت تمام در انتخابات است.
وی با بیان این که نگاه دانشجو به آینده است اظهار داشت: با چنین رویکردی بکوشیم هرگونه شبهه یاس و ناامیدی و نمی شود و نمی توان را از بنیاد براندازیم و طرحی نو دراندازیم.
وی دانشجویان را مودر خطاب قرار داد و از آنان خواست دوستان و آشنایان و خانواده خود را برای شرکت در انتخابات تشویق کنند و ابرهای نیمه تاریک دغل و تقلب را از ریشه بسوزانند.
مهاجرانی ، کروبی را نامزدی معرفی کرد که افق روشن تری را نشان می دهد و افزود: او برنامه درخشنده ای را اعلام کرد، در مهمترین مسایل در سر بزنگاه ها موضع گیری کرده و با نگاهی فراحزبی مجموعه ای از شناخته شده ترین یاران جبهه اصلاحات را سازماندهی کرده است.
وی که سخنان خود را با اشاره به وضع موجود کشور آغاز کرده بود مدعی شده بود: کشور و ملت ما در یکی از عقبه های دشوار و نیمه تاریک خویش به تنگنا افتاده و البته این تنگنا و تاریکی را سیلابی از شعار و خرافه پوشانده است؛ مثل نسبت دادن اداره امور جهان به مدیریت امام زمان (عج).
وی که جمله فوق را در این پیام کتبی با درج یک علامت تعجب (!) نوشته بود ادامه داد: پیداست رییس جمهور محترم حتی اگر به نظریه اعمال و سوریان فیض الهی از طریق نبوت و امامت هم باور داشته باشد افاضه فیض را با مدیریت امور جهان خلط کرده است.
پیام مهاجرانی با این پرسش پایان یافت: آیا صبح نزدیک نیست؟
درباره نطق انتخاباتی آقای مهندس موسوی اگرچه گفتنیهای فراوانی هست ولی در این نوشته به چند نمونه بسنده میکنیم؛
1- درباره ممنوع التصویر بودن ایشان در سیمای جمهوری اسلامی ایران باید پرسید مهندس موسوی طی 20 سال گذشته کدام اقدام قابل توجهی را انجام داده است که بایستی خبر آن در تلویزیون به تصویر کشیده میشد؟! سکوت ایشان در برابر آنهمه اهانت به امام و اسلام و انقلاب و مردم که قابلیت تصویربرداری و نمایش تلویزیونی نداشته است!! دولت کنونی فقط 4 سال است که روی کار آمده ولی آقای موسوی طی 16 سال حاکمیت دولت سازندگی و دولت اصلاحات، مشاور ویژه رؤسای جمهور بوده است و تمام روزنامههای زنجیرهای و بسیاری از سایتهای اینترنتی و خبرگزاریها در اختیار حزب و گروه ایشان بود. بنابراین چرا در هیچ یک از این رسانهها کمترین اثری از وی نبوده است؟! و یا کدام دفعه به عنوان مشاور ویژه رئیس جمهور وقت سخن گفته یا حرکتی کرده است که تلویزیون از پخش آن خودداری ورزیده باشد؟! ظاهراً آقای موسوی با این سخنان قصد دارد سابقه سکوت و بی حرکتی خویش را پاک کند و از همه بدتر آن که بی حرکتی و بی تفاوتی خود در مقابل مسائل نظام و انقلاب را به گردن صدا و سیما بیندازد.
2- آقای مهندس موسوی ضمن تشکر از مردم به خاطر استقبال! از ایشان در سفرهای استانی میگوید: «می دانم که این پیشوازها برای بیان حرفها و نگاه به مسایل مختلف کشور بوده و بنده چیزی نداشتم که خدمت شما مردم عزیز عرضه کنم. همچنین ماشینی نفرستادم که شما را به صحنه آورد و از امکاناتی همچون پول نفت در آستینم برخوردار نبودم که آن را بین شما توزیع کنم»! اشاره آقای موسوی به استقبال انبوه و متراکم مردم از آقای احمدی نژاد در سفرهای استانی ایشان است که باید گفت: برخلاف سفرهای تبلیغاتی و غیرقانونی شما، احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور و برای انجام وظایفی که برعهده دارد و بسیاری از مدعیان اصلاحات نیز به آن غبطه خوردهاند به استانها سفر میکند و استقبال با شکوه مردم از ایشان علاوه بر قدردانی از رئیس جمهور مردمی خود، نشانه دلبستگی ملت به نظام اسلامی است، بنابراین جناب آقای موسوی باید توضیح بدهد که:
الف: چرا به شعور و حیثیت مردم اهانت میکند و به آنان اتهام میزند که برای استقبال از رئیس جمهور خویش پول دریافت کردهاند؟! یعنی دقیقاً همان اهانت و اتهامی که مدتهاست اسرائیل، آمریکا و ضد انقلابیون فراری علیه مردم شریف و مسلمان ایران روا میدارند.
گفتنی است دشمنان بیرونی که تا چند ماه قبل، حضور مردم در استقبال از رئیس جمهور و یا شرکت آنان در راهپیماییهای قدس و 22بهمن را ناشی از تقسیم پول در میان آنها اعلام میکردند امروزه برای پیشگیری از آبروریزی بیشتر، این ادعای مسخره را مطرح نمیکنند و عجیب است که آقای مهندس موسوی تازه شروع کرده است!
حضرت امام(ره) بارها اتهام اسرائیل و آمریکا به مردم ایران مبنی بر دریافت پول برای شرکت در اجتماعات را دروغبافی و توهم پراکنی دشمنان و اهانت به مردم ایران دانسته بود.
ب: آقای موسوی ادعا کرده است که مردم را با فرستادن ماشین به محل استقبال از رئیس جمهور آوردهاند! و بدیهی است که برای این اتهام واهی سندی ندارند. ولی همین دیروز- 2/3/88- سایت کلمه که متعلق به موسوی است، مبدأ و محل استقرار اتوبوسها را برای شرکت در میتینگ انتخاباتی آقای موسوی و خاتمی در استادیوم آزادی اعلام کرده است و معلوم نیست آقای موسوی این تناقض در گفتار و کردار خود را چگونه توجیه میکند؟!
3-بوش رئیس جمهور سابق آمریکا، دیک چنی معاون وی، رایس وزیرخارجه قبلی، اولمرت نخست وزیر و شیمون پرز رئیس جمهور رژیم صهیونیستی و اخیراً هیلاری کلینتون وزیرخارجه جدید آمریکا با صراحت اعلام کردهاند حضور ایران در آمریکای لاتین که تاکنون حیاط خلوت آمریکا بوده است، ضربه سنگینی به سیاست خارجی آمریکا وارد کرده و جایگاه ایران را به شدت تقویت کرده است و درخور توجه این که همه آنها در تفسیر و تحلیلهای خود بر این نکته اصرار میورزند که چرا جمهوری اسلامی ایران به جای سیاست منطقهای به آمریکای لاتین چشم دوخته است! و جناب آقای موسوی نیز در نطق تلویزیونی جمعه شب خود دقیقاً و بدون کم وکاست تفسیر دشمنان غربی را مطرح کرده و میگوید؛ «موقعی میتوانیم دست دراز کنیم تا در آمریکای لاتین فعال باشیم که در رابطه با همسایههای عزیز خود که جای پای محکمی داریم و مذهب و بازارهای مشترکی با ما دارند فعال شده باشیم»! یعنی جناب موسوی نیز دقیقاً و بی آن که متوجه باشند همان نظر آمریکا و صهیونیستها را با همان تفسیر و توجیه مطرح میکند و حال آن که، اولا؛ این مردم و دولت ضدآمریکایی چند کشور آمریکای لاتین بودهاند که به علت تغییر استراتژی قبلی و خروج از وابستگی آمریکا، به سوی ایران اسلامی دست دوستی و همراهی دراز کردهاند. عجیب است که وقتی به آقای موسوی نسبت به خیانت و سوابق سوء برخی از اطرافیان ایشان تذکر داده میشود در پاسخ میگوید؛ من از همراهی هیچکس با خود جلوگیری نمیکنم؟! و حال آنکه این همراهان ماهیت سوء و ضدمردمی خود را بارها نشان دادهاند ولی وقتی چند کشور آمریکای لاتین با رویکرد ضدآمریکایی به ایران اسلامی نزدیک میشوند فریاد آقای مهندس بلند میشود که چرا دوستی آنها را پذیرفته ایم!
ثانیاً؛ روابط ما با کشورهای آمریکای لاتین باعث ایجاد یک بازار اقتصادی بزرگ برای کالای ایرانی شده است. کاش آقای مهندس موسوی به این پرسش پاسخ میداد که رفت و آمد پی در پی آقای خاتمی به فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی غیر از صدور قطعنامه ضدایرانی و کارشکنی آنها در برنامه هستهای ایران چه دستاوردی داشته است؟!
ثالثاً؛ مگر دولت نهم با همسایگان خود سر جنگ و ستیز داشته است که آقای موسوی به همکاری با آنها توصیه میفرمایند؟! ایران اسلامی در دولت نهم بیشترین روابط - البته عزتمندانه- را با همسایگان خود برقرار کرده است و البته در مقابل برخی از ادعاهای بی پایه آنها نظیر مالکیت بر سه جزیره ایرانی خلیج فارس نیز با اقتدار ایستاده است. آیا این نوع رابطه عزتمندانه و مقتدرانه باعث نگرانی آقای مهندس موسوی و دوستان مدعی اصلاحات ایشان است؟ و یا در کدام مقطع زمانی، رابطه ایران اسلامی با کشورهایی نظیر عراق، افغانستان، پاکستان، ترکیه، روسیه و کشورهای هم مرز آسیای میانه مانند امروز صمیمانه و مقتدرانه بوده است؟! البته بدیهی است که دولت نهم مانند دوستان همراه و حامیان امروزی آقای مهندس موسوی هیچوقت حاضر به همکاری با گروه آمریکایی طالبان نبودهاند و هرگز از صدام جنایتکار به عنوان خالدبن ولید یاد نکردهاند!
4- آقای مهندس موسوی درباره فلسطین میگوید «ما موقعی میتوانیم از آرمانهای فلسطین دفاع کنیم که خودمان قوی باشیم.»
دقت کنید! مهندس موسوی تاکید میکند، «دفاع از آرمانهای فلسطین» و نه کمکهای احتمالی دیگر به آنها- که به عقیده نگارنده واجب و ضروری است - یعنی از نظر آقای مهندس موسوی ایران اسلامی باید از مواضع اسلامی و انقلابی خود در حمایت از آرمان فلسطین و مقابله با صهیونیستهای وحشی و کودک کش دست بردارد! البته این اظهارنظر آقای موسوی خیلی عجیب نیست، دوستان مدعی اصلاحات ایشان که هم اکنون همه کاره وی هستند نیز بارها همین مواضع ذلت بار را تکرار کرده و میکنند. عجیب آن است که آقای موسوی دم از خط امام(ره) هم میزند!
و اما نکته قابل توجه این که امروزه ملتهای مسلمان، نهضتهای مقاومت در فلسطین و لبنان و مصر و... به خاطر مواضع شجاعانه، اسلامی و انسان دوستانه ما در حمایت از آنها به عقبه استراتژیک ایران اسلامی تبدیل شدهاند یعنی برخلاف نظر آقای مهندس موسوی، دفاع ما از آرمان فلسطین برای ایران اسلامی اقتدار آفرین بوده است.
گفتنی است که بازهم ـ و متاسفانه ـ آقای مهندس موسوی در این بخش از اظهارات خود نیز، دیدگاه رایج دشمنان تابلودار مردم ایران را بازگو کرده است. فقط نیم نگاهی به مواضع آمریکا و اسرائیل به وضوح نشان میدهد که آنها حمایت ایران اسلامی از آرمان فلسطین را یکی از عوامل اصلی اقتدار جمهوری اسلامی میدانند و به شدت در پی مقابله با آن هستند و از قضا دقیقاً همین سخنان آقای مهندس موسوی را بر زبان دارند که باید مانع حمایت جمهوری اسلامی ایران از آرمانهای فلسطین شد.
اوباما در طرح اخیر خود، دست کشیدن جمهوری اسلامی ایران از حمایت آرمانهای فلسطین را یکی از شرایط اصلی آمریکا و متحدانش برای متوقف کردن تخاصم! دانستهاند و به قول فاکس نیوز، ایران را بعد از دست کشیدن از حمایت مردم فلسطین به آسانی میتوان منزوی کرد. خب! آقای موسوی چه میفرمایند؟!
آیا جناب موسوی نمیداند که دو خط آبی در پرچم رژیم صهیونیستی به نشانه از نیل تا فرات است؟! بنابراین مردم فلسطین به نمایندگی از تمامی کشورهای منطقه با اسرائیل درگیر هستند و نه فقط حمایت از آرمان فلسطین بلکه همه گونه کمک به مقاومت، کمترین هزینهای است که کشورهای منطقه بایستی برای حفظ امنیت خود بپردازند و نه صدقه! به مردم فلسطین و بدیهی است نمیتوان باور کرد که مهندس موسوی از درک این مسائل ساده ناتوان باشد.
5-درباره احساس خطر آقای موسوی نیز جای این سوال هست که چرا مدعیان اصلاحات با آمریکا و اسرائیل و کلان سرمایه داران و مفسدان اقتصادی در احساس خطر از دولت کنونی اشتراک نظر دارند؟!
6- اما، پرداختن به مواردی نظیر «شکر»، چای، پرتقال، عدم اشتغال و... نیز فرصت دیگری میطلبد. و در اینجا فقط باید پرسید، «سلطان شکر» در کدام جبهه کباده میکشد؟ و یا کارگران فلان کارخانه را کدام سرمایه دار اخراج کرده و آن سرمایه داران اکنون از نامزد کدام جبهه حمایت میکنند؟ و یا چای و پرتقال و...بگذریم!
7- و بالاخره آقای مهندس موسوی!... باور بفرمایید که باور نمیکنیم آنچه فرمودهاید حرف دل خودتان باشد. ما نگران شما هستیم و دلواپس هزینه شدن سابقهای که از جنابعالی در اذهان باقی است.
| انفجار ترقه های خبری برای ترقی جایگاه رئیس جمهور
برخی چهره ها تلاش می کنند با بیان شایعات دلخواه تیم رسانه ای دولت، لااقل برای یک روز جایی در ستون های فرعی این رسانه ها بیابند. | |
| گروه تحلیل خبر ایفنا نیوز: فشار روانی ناشی از کاهش شدید جایگاه رئیس جمهور در نظرسنجی های اخیر در بین مجامع دانشگاهی و نخبگان اصولگرا، موجب شده تا تلاشهای نامتعارف برای ارتقای جایگاه احمدی نژاد در افکار عمومی آغاز شود. به گزارش گروه تحلیل خبر ایفنا نیوز، در این میان به نظر می رسد برخی اعضای احزاب قدیمی اصولگرایان که در چهار سال اخیر از سوی احمدی نژاد و سایر اعضای حزب ایثاگران به حاشیه رانده شده اند، سعی می کنند با شایعه سازی در قالب انجام مصاحبه های انتزاعی، خوراک رسانه ای حامیان دولت را فراهم کنند. مصاحبه اخیر مسئول دفتر سیاسی حزب موتلفه اسلامی که در آن از احتمال کناره گیری رضایی به نفع احمدی نژاد خبر داده است، در همین راستا ارزیابی می شود. حامیان رئیس جمهور در رفتار رسانه ای خود نشان داده اند که حاضر به پوشش رسانه ای احزاب و بدنه قدیمی اصولگرایان نیستند و حتی به قیمت اعلام حمایت انتخاباتی این احزاب نیز حاضر نیستند تریبون های خود را در اختیار این طیف قرار دهند. از این رو برخی چهره ها تلاش می کنند با بیان شایعات دلخواه تیم رسانه ای دولت، لااقل برای یک روز جایی در ستون های فرعی این رسانه ها بیابند و ادامه این روند می تواند به تهی شدن مواضع احزاب قدیمی اصولگرایان از حیث شعاری و شعوری بیانجامد. |
| پرونده مبارزاتی احمدی نژاد در آرشیو بزرگ کیهان یافت نشد
کیهان با آگاهی از این موضوع و با هدف پوشاندن این نقطه ضعف رئیس جمهور، به تمسخر مبارزان اسلامی و زندانیان سیاسی سالهای قبل از انقلاب روی آورده است. | |
حامیان رئیس جمهور برای گریز از پاسخگویی راجع به سوابق محمود احمدی نژاد در سالهای قبل از انقلاب، به فرافکنی و تمسخر مبارزان و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب روی آورده اند. به گزارش ایفنا نیوز، روزنامه کیهان که گویا پس از جستجوی چند ماهه در آرشیو بزرگ خود نتوانسته هیچ سندی مبنی بر فعالیت های انقلابی رئیس جمهور در سالهای سخت مبارزه قبل از انقلاب را بیابد، تلاش کرد با تمسخر موضوع "اهمیت سابقه مبارزاتی افراد درسالهای قبل از انقلاب"، به فرافکنی دست بزند. روزنامه کیهان در یادداشتی که امروز دوشنبه مورخ 14/02/1388 و با امضای مستعار ع.ثقفی و خطاب به مهدی کروبی در صفحه دوم این روزنامه منتشر شد، با تمسخر و طنز مدعی شد که انقلاب در مدیریت نیاز به نیروهای جوانتر دارد و شاید این افراد با توجه به گذر سی سال از انقلاب، در ده سالگی به زندان ساواک نرفته باشند!! تلاش روزنامه کیهان برای توجیه همراه با تمسخر مبارزان قبل از انقلاب، در حالی صورت می گیرد که محمود احمدی نژاد متولد ششم آبان 1335 است و در آستانه پیروزی انقلاب سال با بیش از 22 سن در سال سوم دانشگاه تحصیل می کرده، و به رغم اینکه دانشجویان همسن و سال او نقش عظیمی را در مبارزات فرهنگی و سیاسی علیه رژیم ستمشاهی بر عهده داشتند، از کمترین سند معتبری که گویای نقش وی در مبارزه باشد، محروم است. گفتنی است دکتر محسن رضایی رقیب اصلی احمدی نژاد در انتخابات آتی، که متولد 1333 می باشد دارای سوابق مبارزاتی روشن و افتخار آمیز در سالهای سخت مبارزاه با رژیم ستمشاهی بوده و مبارزات وی در سنین نوجوانی و جوانی بعدها مورد تحسین مرحوم آیت الله شهید مطهری، شهید مظلوم بهشتی و امام امت(ره) قرار گرفته است و کیهان با آگاهی از این موضوع و با هدف پوشاندن این نقطه ضعف رئیس جمهور، به تمسخر مبارزان اسلامی و زندانیان سیاسی سالهای قبل از انقلاب روی آورده است. |
در روز سه شنبه هشتم اردیبهشت ماه مهدی کروبی نامزد ریاست جمهوری اطلاعیهای منتشر کرد و در آن خواستار توقف اعدام کودکان در ایران شد. وی در این اطلاعیه با اشاره به دانش حوزویاش و نیز سابقه ریاستش بر قوه مقننه اظهار داشت که به عقیدهی وی جمهوری اسلامی ایران با توجه به امضای کنوانسیون بینالمللی حقوق کودک نباید برای کودکان مجازات اعدام در نظر گیرد. وی همچنین عنوان کرد که این موضوع مورد تایید بسیاری از فقهای دینی هم هست که اعدام کودک صغیر جایز نیست.
چند روز پس از انتشار این اطلاعیه، حسین شریعتمدای، مدیرمسئول روزنامه کیهان در ستون گفت و شنود خود کروبی را متهم به «بیسوادی» و نیز همسویی با اسرائیل کرد و سخنان او را در مورد اعدام کودکان در جمهوری اسلامی «لاطائلات» نامید.
مهدی کروبی نیز در پاسخ به مدیررمسئول کیهان نامه تندی منتشر کرد و در آن نوشت: «امیدوارم روزی دکان بازجویان تخته شود». حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان نیز نامه تند کروبی را بیپاسخ نگذاشت و خطاب به وی نوشت: «بنده هیچگاه بازجو نبودهام ولی بارها ابراز تاسف کرده و میکنم که چرا ثواب بازجو بودن در نظام جمهوری اسلامی ایران که متعلق به حضرت صاحب الزمان است در نامه اعمال من ثبت نشده است».
شریعتمداری همچنین سوابق حوزوی کروبی را زیر سؤال برده و خطاب به وی چنین نوشت: «مگر دانش فقهی جنابعالی در حد و اندازهای است که ادعا کردهاید؟! طوری نوشتهاید که انگار همه فقهای بزرگ قلمها را زمین نهاده و دفتر و کتابها را کنار گذاشتهاند تا نظر فقهی حضرتعالی را بشنوند؟!»
پس از این نامهنگاریها، مهدوی کنی دبیرکل جامعه روحانیت مبارز که یکی از نهادهای شناختهشده اصولگرایان است نسبت به اظهارات روزنامه کیهان موضعگیری کرده و مدیر مسئول آن را به خاطر توهین به یک روحانی نکوهش کرد. مهدوی کنی چندی پیش نیز هنگامی که روزنامه کیهان شایعه ترور خاتمی را مطرح کرد، به حسین شریعتمداری اعتراض کرده بود.
هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز با موضعگیری غیرمستقیم نسبت به این موضوع از «بداخلاقیهای انتخاباتی» سخن گفت و تخریب یک کاندیدا را با استفاده از امکانات عمومی، یک شیوه زشت تبلیغاتی خواند.
محسن رضایی یکی از نامزدهای اصولگرایان نیز در اولین نطق انتخاباتی خود گفت: «در دولتی که تشکیل خواهم داد اجازه نمیدهم فردی با پشتوانه قدرت از سایت و روزنامه خود استفاده کرده و شخصیتهای بزرگ انقلاب را خدشهدار کند».
اما ظاهرا تندرویهای روزنامه کیهان پایانی ندارد. حتی سرزنشهای جناح همسو با این روزنامه نیز نمیتواند گردانندگان آن را از راه خود باز دارد. برای بسیاری این پرسش پیش میآید که «کیهان» پشتگرم چه جناحی است؟ محمدرضا یزدانپناه روزنامهنگار مقیم تهران در مورد وابستگیهای روزنامه کیهان چنین میگوید: «امروز دیگر در داخل ایران نه بر کسی پوشیده است نه خود آقای شریعتمداری و روزنامهی کیهان اصرار دارند که این مسئله را پوشیده نگه دارند که وابستگی این روزنامه به برخی محافل امنیتی کاملا مشخص است. حتا این مسئله در نامهی آقای کروبی به آقای شریعتمداری هم به طور واضح و روشن آمده بوده و ما شاهد این بودیم که آقای شریعتمداری هم هیچ اصراری به انکار این مسئله نداشتند. روزنامهی کیهان البته به طور قطع به دولت نهم و مسئولان این دولت وابسته نیست، منتها وابستگی این روزنامه به برخی محافل امنیتی غیرقابل کتمان است».
این روزنامهنگار با اشاره به جوسازیهای روزنامه کیهان علیه خاتمی در انتخابات سال ۱۳۷۶ میگوید در اکثر موارد کسی که کیهان علیه او تبلیغات میکند، مورد توجه مردم قرار میگیرد: «تجربه ثابت کرده است که بسیاری از افراد جامعه منتظر هستند که ببینند روزنامهی کیهان علیه کدامیک از کاندیداهای انتخابات موضعگیری میکند تا اتفاقا رای خودشان را به همان افراد بدهند. ما شاهد بودیم که این اتفاق برای آقای خاتمی هم افتاد و تخریب آقای خاتمی توسط روزنامهی کیهان به افزایش رای ایشان منجر شد. منتها این که میزان این محبوبیت چه قدر است، باید منتظر ماند و در انتخابات این را مشاهده کرد».
دومین موضعگیری مشترک کروبی و موسوی
همزمان با دعواهای نوشتاری کروبی و شریعتمداری، مهدی کروبی و میرحسین موسوی در دومین اقدام مشترک خود پس از تشکیل "کمیته صیانت از آرا" نامهای به شورای نگهبان نوشته و در آن از این شورا خواستند تا در گزینش هیأتهای نظارت بر انتخابات، جانب بیطرفی را رعایت کند.
در این نامه که خطاب به احمد جنتی دبیر شورای نگهبان نوشته شده آمده است: «انتظار میرود شورای محترم نگهبان و مجموعه وزارت کشور زمینهای فراهم نمایند تا در گزینش و دعوت از ناظرین شورای نگهبان و همچنین معتمدین هیأتهای اجرایی و اعضای شعب اخذ رأی حتیالامکان از چهرههای مستقل و اشخاص موجه و شناختهشده استفاده شود».
احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در پاسخ به این نامه با اشاره به برخی نگرانیهای نامزدهای اصلاحطلبان در مورد سلامت انتخابات گفت: «این افراد اگر دلشان برای مردم میسوزد آرامش مردم را در انتخابات بر هم نزنند زیرا دشمن مثل همیشه میخواهد افکار عمومی را مغشوش کرده و بدبینی و ناامیدی ایجاد کند».
جنتی که در جمع ناظران انتخاباتی استان خوزستان سخن میگفت همچنین در مورد وظایف شورای نگهبان اظهار داشت: «شورای نگهبان به حکم قانون اساسی و امام بزرگوار برای پاسداری از اسلام و قانون اساسی تاسیس شده و اصطلاحی که مرسوم شده و میگویند ’’شورای نگهبان قانون اساسی‘‘ ناقص است. شورای نگهبان طبق قانون اساسی ابتدا پاسدار اسلام است و سپس پاسدار قانون اساسی».
عبدالفتاح سلطانی حقوقدان با این تفسیر از وظایف شورای نگهبان مخالف است. او میگوید: «این طور نیست. شورای نگهبان در واقع هم باید نگهبان جمهوریت نظام باشد، هم نگهبان اسلامیت نظام. هردو بعد را باید محافظت بکند. چون دو کلمه است: جمهوری اسلامی. بعد مردمیاش یعنی حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش که هم در مقدمهی قانون اساسی نوشته شده است و هم در اصل هشتم، پنجم، ششم و اصول مختلف دیگر قانون اساسی. پس هیچ مقامی نمیتواند ادعا کند که من فقط مدافع اسلامیت نظام هستم و کاری به قانون اساسی یا کاری به بعد مردمی نظام ندارم. و به نظر من آقای جنتی باید بیش از سایرین احساس مسئولیت کند که از این هر دو بعد نظام، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت، به نحو احسن نگهداری بشود و نگذارند یک تفکر خاص حاکم بر سرنوشت مردم شود».
در مورد درخواست کروبی و موسوی از شورای نگهبان برای بیطرفی هیأتهای نظارت و اجرایی، پرسش اینجاست که آیا راهکار قانونی وجود دارد که شورای نگهبان را ملزم به رعایت این بیطرفی کند؟ سلطانی عضو کمیته دفاع از انتخابات آزاد در این مورد میگوید در قانون ذکر شده که هیأتهای نظارت باید از معتمدان محلی انتخاب شوند و این بیطرفی را در خود مستتر دارد. وی میگوید: «آنچه در قانون آمده ، گفته است ’’معتمدین محلی‘‘.معتمدین محلی یعنی کسانی که باید مورد اعتماد مردم باشند. آن کسی که حق نظارت دارد، مردم و ملت ایران است. ملت ایران شامل همهی افکار و اندیشهها و گرایشهای سیاسی میشود. معتمدین محلی معنایش این نیست که از یک گرایش خاص باشد، چون در هر محلهای افکار مختلف وجود دارد. مردم مثل شکلات نیستند که همه یکجور فکر کنند و یک اندیشه داشته باشند. بلکه مردم مستقلا فکر میکنند، اندیشههای مختلف وجود دارد، انسانهای مستقلی هستند. خیلیهاشان ممکن است اندیشههای آقای جنتی یا سایر اعضای شورای نگهبان را قبول نداشته باشند. شورای نگهبان حق ندارد این معتمدین را از یک گرایش و یک تفکر خاص انتخاب کند. نه وزارت کشور در هیأتهای اجرایی چنین حقی دارد و نه شورای نگهبان در اعمال نظارت. هیچ نهادی حق ندارد بگوید حالا که در قانون گفته معتمدین محلی، پس من حق دارم اینها را از یک گرایش خاص انتخاب کنم. چون این حق به هیچ مقامی داده نشده و اگر کسی این کار را بکند، به نظر من روی حقوق اساسی ملت ایران پا گذاشته است».
در بیانیه مشترک موسوی و کروبی از همه چهرههای مستقل و شناختهشده دعوت شده تا با پیگیری و حساسیت نسبت به نحوه گزینش ناظران و مجریان انتخابات، در برگزاری انتخابات سالم سهیم شوند.
ابوالفضل فاتح رییس کمیته تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد میرحسین موسوی از طرح حامیان مهدی کروبی برای تخریب موسوی خبر داد.
به گزارش ایرنا ، فاتح در اظهار نظری تصریح کرد: حیف است به نام حمایت از شخصیتی چون کروبی عده ای چنین کنند و جای دریغ دارد که شنیده شود در جلساتی برخی از اطرافیان آقای کروبی طرح تخریب موسوی را در انداخته اند.
گفتنی است طی چند روز گذشته تنش میان حامیان کروبی و موسوی شدت گرفته است.
مهدی کروبی روز پنج شنبه در اصفهان، به هواداران میرحسین موسوی هشدار داد و گفت: «به شما (هواداران میرحسین موسوى) و رؤسایتان که در خانه هاى تیمى و در تهران نشسته اند و به شما خط مى دهند، اولتیماتوم مى دهم که اگر بخواهند به این برنامه هایشان ادامه دهند، براى مردم خواهم گفت که چگونه عملکرد و برنامه هاى آنها موجب پیروزى احمدى نژاد شد.
این اظهارات عتاب آلود، زمانى بر زبان کروبى جارى شد که هواداران میرحسین موسوى تلاش کردند با ایجاد درگیرى، جلسه دبیرکل حزب اعتماد ملى را دچار تنش کنند.
نظرات کاربران:
| عبدالرضا داوری گفت: بر اساس پژوهشهای انجام شده، مخالفان دولت نهم برای دروغ پردازی و سیاهنمایی عملکرد دولت، به طور متوسط روزانه 290 وبلاگ با محتوای مشترک در فضای سایبر ایجاد میکنند. |
| فارس |
هرچند رسانه ها آمال خود را در تنظیم ذهن مخاطبان و اقناع آنان دنبال می کنند ولی گاهی استراتژی های رسانه ای آنگونه که انتظار می رود، به نتیجه نمی رسد. از آن جمله اینکه از همان آغاز به کار دولت نهم، مخالف خوانان و ورشکستگان سیاسی بر طبل بی کفایتی دولت کوفتند و دولت احمدی نژاد را به رفتارهای عجولانه و تصمیم های کارشناسی نشده، متهم کردند.
در بررسی سنگ اندازی های رقیبان سیاسی در مسیر دولت اسلامی 2 بعد قابل تفکیک است. بعد اول در واکاوی شبکه ها و باندهای متضرر از دولت نهم قابل بحث است. این مسئله چنان پیچیده نیست که بتوان با پوشش های رسانه ای اذهان را از آن منحرف کرد. حاکمیت مطلق و بی مزاحمت یک طیف سیاسی در مدت نزدیک به 20 سال، انواع ویژه خواری ها و سوءاستفاده از منابع و سرمایه های ملی و اعتبارات دولتی و در نتیجه تشکیل ارتباطات شبکه ای اقتصادی را موجب شده است. انتخابات سوم تیر 84 در حقیقت به هم ریختن نظم فاسد شبکه های اقتصادی است. تحول و ساختارشکنی های دولت نهم در بدنه اجرایی کشور شاید مهمترین و جدی ترین رسوب زدایی در تاریخ پس از انقلاب است. هرچند اینان با قدرت سیاسی و اقتصادی انباشته شده و ارتباطات بین المللی نامشروع بطور هماهنگ به اهرمی برای کارشکنی و سنگ اندازی در مسیر دولت نهم تبدیل شدند. می توان گرانی مسکن، تورم غیر منطقی در چند کالای مورد نیاز عموم مردم، موانع اصلاحات در حوزه نفت و پتروشیمی و مواردی از این دست را در همین راستا تحلیل کرد.
اما بعد دیگر سنگ اندازی در راه دولت آنروی سکّه شبکه های فوق الذکر است. رسانه ها حیثیت و هویت خود را در آزادی و عدم تعلق به قدرت و گروه های سیاسی معنا می کنند. حتی اگر چنین نباشد، اظهار چنین علاقه ای را برنمی تابند. اما سالهای اخیر ایران دوران این رسوایی در عرصه رسانه هاست. عجیب است که ارگان مطبوعاتی جناح چپ کلاسیک (مدافعان سنتی حقوق کارگران و یقه آبی ها و منادیان عدالت اجتماعی) که همیشه پنجه در پنجه اقتصاد سرمایه داری و تکنوکرات های فربه و ایدئولوژی ستیز بوده اند، در سیاست کنونی ایران به متحدان استراتژیک آنان بدل شده اند! شعارهای عدالت طلبانه را رها کرده اند و برای از دست رفتن فرصت ها (بخوانید فرصت طلبی ها)ی سرمایه سالارانه سینه می زنند! شاید تحلیلگران خارجی از این همه چرخش سیاسی پارادوکسیکال سرگیجه گرفته باشند که روزی درگیری های هتاکانه چپ و راست را دیده اند و امروز شاهد ماجرای غریب سخنگویی یکی برای دیگری و پدرخواندگی دیگری برای آن یکی است.
در فرآیند تخریب دولت، رسانه ها و روزنامه های اینچنینی مدیریت بعد دیگری از سنگ اندازی و یأس پراکنی را بر عهده دارند. رسانه هایی که باید منادی و نماد آزادی بیان باشند، با به دست گرفتن سنگ دگماتیسم و جزم اندیشی، امکان تحول در رویکرد و تصمیم های مدیریتی را به دولت نمی دهند. ولی به راستی چرا اینچنین است؟
هربرت مارکوزه -اندیشمند آلمانی- به این پرسش مهم اینگونه پاسخ می دهد: «جامعه موجود (شبکه های بورژوا) با افکار و عقاید یکسره مخالف خود در صورتى تسامح مى ورزد که این عقاید به عرصه عمل تسرى پیدا نکند... در جامعه لیبرال کاملاً استقرار یافته انگلستان و ایالات متحده، آزادى بیان و تألیف حتى به تندروترین دشمنان جامعه اعطا مى شود، مشروط به اینکه آنان از کلمه به عمل و از گفتار به کردار عبور نکنند.»
هربرت مارکوزه برای این شیوه از تسامح و آزادی فریبکارانه و اغفال کننده نام "تسامح سرکوبگر" را انتخاب می کند. در حقیقت، روش تسامح سرکوبگر چیزی جز سرگرمی های فکری و لفاظی های آکادمیک را در مخالفت با سرمایه داری مدرن و تکنوکراسی خُرد کننده برنمی تابد. اگر روزی کسی قدم در اجرایی کردن تئوری های ضد سرمایه داری و عدالت محورانه بردارد، هیچگونه تسامحی با او نخواهد شد چراکه امنیت سیاسی و اقتصادی شبکه های فساد رسوب کرده در جامعه را برهم خواهد زد.
مارکوزه می افزاید:
«در جامعه موجود، افراد دیگر توان تشخیص مصالح راستین خود را از دست داده و کاملاً فسخ شده اند. بنابراین، قاعدتاً بایستى گروهى از روشنفکران مصالح آنان را بازشناسى کنند.»
روش اقتصاد سرمایه سالارانه، اغفال اقتصادی و ایجاد احساس رفاه کاذب است. در این روش، رسانه ها به جای مردمان می اندیشند و روشنفکران به عنوان سوارکاران مرکب رسانه، وظیفه حفاظت از شبکه های فساد اقتصادی را بر عهده دارند.
ژورنالیسم، مهمترین محمل تسامح سرکوبگر است. بسیاری از روزنامه های اکنون ایران، به اسم آزادی بیان عملاً امکان آزادی اندیشه را از دیگران گرفته اند. دولت نهم و شخص احمدی نژاد از انجا که شیوه دیگری از اندیشه را به طور قاطع در عمل پیاده می کند، از دایره تسامح سرمایه سالاران خارج می شود. آزادی بیان و تسامح و تساهلی که به عنوان شعار گفتمان مدرن شناخته می شود، فقط در صورتی رعایت می شود که تفکر و گفتمان دیگری هوس نکند، آراء خود را از گفتار به کردار منتقل کند چراکه ارزش های مدرن، ارزش های مطلق انگاشته می شوند و شبکه ها و باندهای ثروت و قدرت، ادامه حیات خود را در گرو حفظ این روش می دانند.
از این رو، انتظار رعایت انصاف و عدالت از جانب این روزنامه ها عبث و بی معناست. چراکه اینان حیات خود را در معرض خطر می بینند و "الغریق یتشبّث بکلّ حشیش"، فرومانده مردم به گرداب در/ زند چنگ در هر گیاه ناگزر
به عبارت دیگر تخریب دولت از جانب شبکه های رسانه ای متّصل به باندهای رسوب کرده اقتصادی و سیاسی نه یک بداخلاقی سیاسی یا خطای اخلاقی که یک اقدام حیاتی برای نجات خود است.