در کتابی خواندم که:
یکی از اساتید حوزه ی علمیه از حالات یکی از طلاب که جزو شاگردانش بوده است با خبر میشود و پس از مدتی از ارتباط این شاگرد با حضرت صاحب الامر اگاه گشته به ان شاگرد می گوید اگر ممکن است برای من وقتی از اقا بگیرید که خدمت ایشان برسم .از این واقع چند ماهی گذشت و ان استاد بی تاب شد وبه ان شاگرد گفت ایا پیغام مرا رساندید .
ان شاگرد گفت:
"امام زمان سلام رساندند و فرمودند به فلانی بگو تو خود را ازنظر روحی اماده کن ما خود به سراغ تو خواهیم امد"
دوستان من;رفقا خواهشا بیایید چند لحظه با خود صادق باشیم وببینیم ایا تا به حال تلاشی برای زدودن زنگار از دل انجام داده ایم؟چقدر از اعمال روزمره مان برای رضای خدا و زمینه ساز برای ظهور حضرتش بوده است؟و اگر اینگونه نبوده ایم و غرق در دنیا و مادیات گشته ایم برای چند لحظه به خود اییم و تصمیم بگیریم و از خدا یاری خواهیم شاید به همین بهانه زیارت امام زمان نصیب همگی ما هم بشود انشاء الله
اگر شارژ موبایلتان تمام شد واحتیاج به یک تماس ضروری داشتید چه کار می کنید؟(مثلا مثل اقای سیم خواه خدای نکرده در قبر و یا خوشبینانه تر در بیابان گیر کردید)
هیچ نگران نباشید!
اگر 15 ثانیه دکمه پاور گوشی خود را نگه دارید گوشی شما روشن خواهد شد و شما تا دو دقیقه میتوانید صحبت کنید
باور نمیکنید امتحان کنید!
همه ی ما بارها و بارها شنیده ایم که:
ز دست دیده و دل هر دو فریاد هر انچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد اباد
ولی عارفی میگفت:
"اگر دل انسان درست شود انگاه چشمان نمیتوانند چیزی را ببینند که نباید."
در واقع خنجر را باید بر دل زد تا کثافات ان پاک گردد و بتواند اختیار چشم ها را بدست اورد
راستش یک لحظه کلمه عشق به ذهنم خطور کرده و من عمیقا در معنای عمیقش فرو رفته بودم که نجات من از ان اعماق بسی مشکل می نمود ولی نهایتا دریافتم که
کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر می خواهد و مرد کهن
بنابر این به سراغ حافظ رفتم و او گفت:
اولا:
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
ودر ثانی:
گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
ومن در این لحظه گفتم:به قول مهران مدیری: به به ! به به!
ازکسی شنیدم که میگفت:به کلاس یکی از اساتید نویسندگی رفته بودم و انصافا هم استاد کار درست بود وهم کلاس شلوغ
استاددرابتدای کلام گفت:"کسایی که به نویسندگی علاقه دارند دستاشون را بیارند بالا"وهمه اینکاررا کردند وحرف بعدی استاد واقعا در خور تعمق بود:"شما که به نویسندگی علاقه دارید چرا اینجا نشستید؟!!!"
تعجب نکنید !
امروز تعدادی بلیط خریدم که از بعضی جملات پشت ان خوشم امد گفتم برای شما هم بگذارم:
1-فقط ارزو کافی نیست:تحرک و تعقل و توکل
2-امام ششم (ع):دوست ندارم جوانی را مگر اینکه یا دانشمند باشد یا دانش اموز
3-اگرچه کشتی ها در لنگر گاه در امانند ولی انها را برای این کار نساخته اند!
4-مرنج و مرنجان
5-دریاها به دشواری گل الود میشود و جوبارها به هر بهانه ای
6-عدم ارایه بلیط شرعا حرام استو موجب دین میباشد!
زندگی جاریست مثل خون در رگهام!
واقعا باید چکار کنیم که این اتفاق فرخنده بیفتد؟واقعا باید چکار کنیم که لحظه لحظه ی زندگی برای ما شادی بخش وحیاتی باشد؟واقعا باید چکار کنیم که بفهمیم وقت طلاست؟اگه واقعا میخواهیم لحظه لحظه های زندگی برای روح ما مانند قطره قطره خون برای جسم ما باشه باید چکار کنیم؟اگه در خون چربی وقند وکلسترول بالا یا پایین میرود ایا این امر در زندگی هم مصداق دارد؟
باز هم منتظر من باشید.