معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیس جمهور گفت: برخلاف برخی اخبار، در مراسم ارتحال امام، احمدینژاد با هاشمی رفسنجانی گفتگوی ویژهای نداشته و فقط آقای هاشمی با رئیس جمهور احوالپرسی کرد.
محمدجعفر محمدزاده معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیس جمهور در گفتگو با فارس، در پاسخ به سوالی درباره اخبار برخی سایتها مبنی بر گفتگوی مهم و ویژه هاشمی رفسنجانی با احمدی نژاد در مرقد امام(ره) گفت: گفتگوی ویژه ای در کار نبوده و تکذیب می شود.
وی افزود: دیدار رسمی و ویژهای نبوده است بلکه در پایان مراسم و در مسیر برگشت، یک گفتگوی عادی و کوتاه انجام شد که در آن آقای هاشمی دست احوالپرسی به دکتر احمدی نژاد داد.
نماینده مردم تهران در مجلس گفت: میرحسین موسوی همانطور که بعضیها گفته بودند در جلسه مناظره با احمدینژاد 20 به هیچ باخت.
حمید رسایی در گفتوگو با فارس درباره عملکرد صدا و سیما در تبلیغات انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری افزود: هر چند متأسفانه شاهدیم تبلیغات انتخاباتی این دوره در برخی از ابعاد با تخلفاتی مواجه است و به ویژه یکی از کاندیداها در شهرها و مراکز استانها به شیوههای غیر قانونی در حال تبلیغ است اما صدا و سیما فرصت مناسبی را فراهم آورده تا همه کاندیداها به شکل مساوی بتوانند از فرصت تبلیغات در رسانه ملی استفاده کنند.
وی اظهار داشت: اینکه مشاهده میکنیم که کاندیداهای اصلاحطلب نسبت به عملکرد صدا و سیما اعتراض دارند به این علت است که نمیتوانند رفتارهای غیر قانونی خود را که در محیطهای تبلیغی دیگر که در بیرون از صدا و سیما دارند در این رسانه داشته باشند.
رسایی اضافه کرد: رسانه ملی محیطی با مدیریت مستقل و کاملاً مشخص است و امکان رفتارهای غیر قانونی توسط این افراد در آن نیست از این رو این کاندیداها شروع به تبلیغات سوء و مظلومنمایی کردهاند و گرنه صدا و سیما این فرصت را به شکل مساوی در اختیار همه قرار داده است لذا طبیعی است که شاهد باشیم که برخی از آقایان ناراضی و نگران باشند.
نماینده مردم تهران در مجلس تصریح کرد: برخی از کاندیداها چون احساس میکردند برنامههای صدا و سیما به ویژه مناظره که دو طرفه است و افراد ادعاها و نقدهایشان در آن رنگ حقیقت یا کذب میگیرد از برگزاری آن ناراضی بودند و به صدا و سیما فشار میآوردند که بتوانند برخی از کارشناسان را در جلسه مناظره همراه خود ببرند.
وی خاطرنشان کرد: شاهد بودیم که دستهایی در کار بودند تا برنامه مناظره را به هم بزنند و آن طور که مطلع شدیم مشاوران موسوی به وی اعلام کرده بودند که اگر در جلسه مناظره شرکت نکند 3 به هیچ میبازد ولی اگر در جلسه مناظره با احمدینژاد شرکت کند 20 به هیچ میبازد و هماکنون دیدیم که همانطور که بعضیها گفته بودند مناظره آنها به جلسهای تبدیل شد که اگر موسوی نمیآمد 3 به هیچ میباخت و هماکنون که در جلسه مناظره با احمدینژاد شرکت کرد 20 به هیچ باخت.
رسایی ادامه داد: احمدینژاد 4 سال پیش هم برای مناظره با کاندیداها اعلام آمادگی کرده بود اما هاشمی رفسنجانی از انجام آن طفره رفت و فکر میکنیم الان فرصت مناسبی برای برگزاری مناظره بین آنها است.
رسایی گفت: اگر صدا و سیما برای هواداران کاندیداها هم فرصت حضور در این رسانه را فراهم کند، مناسب است.
اظهارات مستند و قاطع دکتر احمدینژاد در مناظره تلویزیونی با مهندس موسوی، بازتابهای بسیار مثبتی در میان تودههای مردم درپی داشته است.
به گزارش رجانیوز، احمدینژاد در این مناظره با طرح مسائل مبنایی، تناقضات رفتاری و گفتاری رقیب و طرح پرسشها و برخی مصادیق مفاسد اقتصادی، عملاً برنامه طراحی شده از سوی ستاد موسوی در زمینه خودداری از دیالوگ با احمدینژاد و بیان مطالب از پیش آماده شده را تا حد زیادی تحتالشعاع قرار داد.
صدای لرزان موسوی در ابتدای مناظره و در دست گرفتن فضای مناظره توسط احمدینژاد با اشاره به سوابق عملکردی موسوی و هاشمی و خاتمی به عنوان حامیان اصلی وی و افشای بخشهایی از مفاسد اقتصادی و عوامل آنها با ذکر نام، موجب شده است تعداد زیادی از هواداران میرحسین پس از پایان مناظره نسبت به کاندیداهای مورد حمایت خود به صورت جدی دچار تردید شدهاند.
اما در حالی که مناظره این دو کاندیدا، دقایقی پس از نیمه شب پایان یافت، سونامی تودهها در حمایت از موج فسادستیزانه احمدینژاد از همان دقایق آغاز شد و جمع زیادی در تهران و شهرستانها با حضور در خیابانها و سردادن بانگ الله اکبر و شعارهای انقلابی، حمایت خود را از احمدینژاد اعلام کردند.
گفته میشود تصاویر و پوسترهای محدود موجود از دکتر احمدینژاد از صبح امروز در شهرستانها کمیاب شده و مردم تمایل زیادی برای نصب این پوسترها بر روی درب یا شیشههای خانه، مغازه و اتومبیل خود نشان دادهاند.
همزمان با این موج مردمی، برخی مخالفان احمدینژاد که احتمالاً از عمل کردن وی به وعدهی خود و افشای برخی مفسدان اقتصادی در قالب سونامی فسادستیزی به شدت نگران شدهاند، بلافاصله اقدام به انتساب رفتار غیراخلاقی به وی کردهاند.
این در حالی است که افشای جزئیات بیشتری از مفسدان اقتصادی و بازپس گرفتن بیتالمال مطالبهی جدی مردم از رئیسجمهور است و بنا بر آیه کریمهی قرآن: لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم، "خداوند علنى کردن سخن در بارهى بدى [دیگران] را دوست ندارد مگر کسى که بر او ستم رفته باشد".
میرحسین موسوی که تنها یکی از دهها اتهام وارد شده از سوی وی به دولت نهم قانونگریزی است، در مناظره تلویزیونی خود با محسن رضایی که بیشتر به یک گپ و گفت خودمانی شباهت داشت، به صورت آشکار قانون تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دهم را نقض کرد.
به گزارش رجانیوز، گفتوگوی دوستانهی موسوی و رضایی ابتدا با قرائت بیانیهای از سوی موسوی آغاز شد تا وی به جبران باخت سنگین شب گذشته خود در مناظره با احمدینژاد، این بار در غیاب وی به دفاع از عوامل و افرادی بپردازد که رئیسجمهور پیش از این وعده افشای اسامی برخی از آنها را به مردم داده بود.
بنا بر این گزارش، موسوی در بخشهای دیگری از برنامه نیز قانون تبلیغات انتخابات را که براساس آن، کاندیداها حق اظهارنظر درباره کاندیدای غایب را ندارند، نقض کرد و به بهانهی موضوعات مختلف، به دکتر احمدینژاد حمله کرد.
موسوی در اظهارات اولیه خود که به بیانیه دفاع از خاندان هاشمی شباهت داشت، پرسید چرا احمدینژاد طی این 4 سال، مسائلی را که شب قبل بیان کرد، عنوان نکرده بود. وی از این پرسش نتیجه گرفت که این اظهارات با هدف مظلومنمایی مطرح شده است.
این در حالی است که احمدینژاد شب گذشته و پیش از آن در برخی سخنرانیهایش، قبل از آنکه موسوی پس از بیرون آمدن از شوک مناظره بخواهد به این کشف بزرگ! دست بزند، تأکید کرده بود 4 سال برای منافع ملی و وارد نشدن در درگیریهای بیهوده و غفلت از پیشرفت کشور، از ورود به مجادلات پرهیز کردیم اما در این 3 هفته برای صیانت از حقوق ملت و دفاع از اهانتهایی که به آنان شد، سکوت نخواهیم کرد.
نقض قانون توسط موسوی در گفتوگوی دوستانه با رضایی در شرایطی انجام شد که مجری برنامه تنها به بیان یک تذکر غیرصریح اکتفا کرد و ترجیح داد مانند 2 مناظرهی قبلی تنها نقش تنظیمکنندهی زمان را ایفا کند.
گفته میشد عصر پنجشنبه جلسه مشترکی میان این 2 کاندیدا برگزار شده و درخصوص مسائل مورد بحث در برنامه شبانگاهی و طراحی برای هجمه به دولت نهم، تصمیمگیری شده است. بر مبنای بخشی از این طراحی، تصمیم گرفته شده بود که فضای بحث تا حدودی چالشی شود تا 2 قطبی شکل گرفته از احمدینژاد- موسوی که ضلع موسوی آن وابسته به هاشمی و جریانهای قدرت و ثروت است، شکسته شود اما در عمل تقریباً چنین چیزی اتفاق نیفتاد.
از دیگر نکات قابل توجه در این برنامه ادامه روند عدم ارائه برنامه از سوی موسوی و اکتفای وی به کلیگویی بود.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، امروز در اجتماع عظیم و پرشکوه قشرهای مختلف ملت در مراسم بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی(رض) ، برافراشتن 2 پرچم «احیای اسلام» و «عزت و سربلندی ایران و ایرانی» را 2 بعد حرکت تاریخی امام راحل خواندند و با اشاره به تلاشهای دشمنان برای جلوگیری از ادامه پیشرفت و اعتلای ملت ایران تأکید کردند: همه مردم و همه علاقه مندان به «استحکام نظام و اسلام و ملت ایران»، با همه توان و نشاط در انتخابات 22 خرداد به پای صندوق های رأی بیایند.
در این مراسم که در صحن مرحوم سید مصطفی خمینی در حرم مطهر امام برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای با تسلیت سالروز مصیبت فقدان پدر عظیم الشأن ملت ایران، احساس هویت و اصالت مسلمانان در دنیا را یکی از نتایج ارزشمند برافراشته شدن پرچم احیای اسلام از جانب امام خمینی (ره) دانستند و افزودند: در نتیجه نهضت بزرگ اسلامی امام راحل، ملت فلسطین بعد از دهها سال ناکامی جان گرفت، کشورهای عربی پس از شکست های متوالی احساس امید کردند، و رژیم صهیونیستی به عنوان یک غده سرطانی که چهره شکست ناپذیری از خود نیز ترسیم کرده بود، از دست جوانان مسلمان سیلی خورد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به انتفاضه های پی در پی مردم فلسطین و ضربات پیاپی آنها به رژیم صهیونیستی، عقب نشینی رژیم اشغالگر از لبنان و شکست این رژیم در دو جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه خاطرنشان کردند: همه اینها به برکت احیای پرچم اسلام به دست امام خمینی(ره) بوده به گونه ای که رژیم صهیونیستی مجبور شده است، موقتاً شعار از نیل تا فرات را کنار بگذارد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه تبیین آثار و نتایج برافراشته شدن پرچم احیای اسلام افزودند: تلاش ملت های مسلمان برای ایجاد حکومت و نظام اسلامی، ایجاد روحیه امید در میان روشنفکران دنیای اسلام، و نرم تر شدن لحن دنیای غرب در برابر مسلمانان، همه از برکات و نتایج بیداری عمومی و ایستادگی در دنیای اسلام است.
ایشان تأکید کردند: مسلمانان در سراسر دنیای اسلام باید این تجربه موفق و مغتنم را قدر بدانند و راه خود را براساس آن تنظیم کنند زیرا تنها راه عزت و سربلندی ملت های مسلمان، ایستادگی آنان است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به نرم شدن لحن دنیای غرب در قبال مسلمانان و تلاش دولت جدید امریکا برای ارائه چهره ای جدید از خود افزودند: به طور قاطع می گویم، ایجاد تغییر و چهره جدید، با نطق و حرف و شعار به دست نمی آید بلکه نیازمند عمل و جبران حق کشی های فراوان امریکا در حق ملت ایران و ملتهای منطقه است.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: دولت قبلی امریکا با اقدامات خشونت آمیز، مداخله های نظامی، تبعیض ها و مداخله های زورمدارانه خود چهره ای زشت، منفور و خشن از دولت امریکا ترسیم کرده و ملت های مسلمان از ته دل از امریکا متنفرند.
ایشان در بیان نمونه هایی از حق کشی های امریکا، افزودند: امریکا از دموکراسی و اعتبار رأی ملتها حرف زد اما آراء مردم فلسطین را در انتخاب دولت مورد نظرشان نادیده گرفت و با حمایت کامل از رژیم صهیونیستی مردم مظلوم فلسطین را اخلالگر و شریر خواند.
رهبر انقلاب اسلامی عملکرد امریکا را در قبال موضوع هسته ای کشورمان یادآور شدند و افزودند: امریکاییها در مقابل حق طبیعی و مشروع مردم ایران که خواستار دستیابی به صنعت هسته ای و استفاده از انرژی هسته ای در مسائل گوناگون صلح آمیز هستند، با دروغ گویی و کتمان حقیقت، ملت ایران را به تلاش برای ساخت بمب هسته ای متهم کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ملت ایران و مسئولان کشور بارها اعلام کرده اند که سلاح هسته ای در نظام تسلیحاتی ما وجود ندارد و حتی اعلام شد که از نظر اسلام استفاده از سلاح هسته ای حرام است اما غربی ها و به ویژه امریکا در تبلیغات دروغین خود می گویند ایران به دنبال بمب هسته ای است که این برخورد، حق کشی آشکار است.
ایشان با اشاره به اقدام رئیس جمهور نابخرد قبلی امریکا در اشغال افغانستان و عراق به بهانه مبارزه با تروریسم تأکید کردند: صداقت دولتمردان امریکا هنگامی آشکار می شود که در عمل دست به تغییر بزنند وگرنه با صدها نطق و سخنرانی و تحویل حرفهای شیرین به ملت های اسلامی، تغییری به وجود نخواهد آمد.
ایشان «احیای روح عزت و سربلندی ایران و ایرانی» را بعد دیگری از حرکت عظیم امام خمینی دانستند و خاطرنشان کردند: امام احساس حقارتی را که حکومت های وابسته و دیکتاتور و روشنفکران غرب زده در کشور القا کرده بودند، از روح ملت زدود و با دمیدن مستمر روح خودباوری و اعتماد به نفس، به ملت ایران ثابت کرد که «ما می توانیم و ما قدرتمندیم».
حضرت آیت الله خامنه ای امکانات مادی را برای پیشرفت هر کشور ضروری برشمردند اما افزودند: رکن اصلی پیشرفت و اقتدار، مؤلفه های معنوی و بویژه احساس اعتماد به نفس و عزت ملی است که می تواند، نظامهای منتخب مردم را، در مقابل زورگویان استحکام و پایداری بخشد و هر ملتی را از تأثیرگذاری در معادلات و سیاستهای بین المللی برخوردار سازد.
رهبر انقلاب اسلامی، عزت ملی را، ضرورتی بسیار اساسی دانستند و در تبیین ابعاد مختلف و عملی آن افزودند: اتکای به مردم در بعد مدیریت کشور، خودکفایی و قدرت مبادله در عرصه اقتصادی، تولید علم و داشتن سهم عمده در بنای علمی جهان، و افتخار به فرهنگ و سنتهای ملی از جمله مسائلی است که عزت ملی را معنا و مفهوم می بخشد.
ایشان احترام به فرد فرد انسانها را معنای عملی عزت ملی در عرصه اداره جامعه دانستند و افزودند: عزت ملی در سیاست خارجی یعنی برخورداری از استقلال رأی به گونه ای که هیچ قدرتی نتواند هیچ مسئله ای را بر کشور و ملت تحمیل کند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پایبندی ملت و نظام به «اعتماد به نفس ملی» و عزت ملی به عنوان رهنمود گرانقدر امام افزودند: حرکت سی ساله کشور در این زمینه، با فراز و نشیب همراه بوده اما هیچگاه متوقف نشده است و ملت فهیم ایران، با حفظ عزت ملی در همه عرصه ها، راه رسیدن به اوج اعتلا و پیشرفت را ادامه می دهد و با اقتدار کامل به نقطه ای می رسد که دشمنان حتی جرأت تهدید او را نداشته باشند.
رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد از کسانی که می گویند ملت ایران خوار شده است، تأکید کردند: آثار عزت این ملت بزرگ در مسائل مختلف جهانی نمایان است و حرف کسانی که می گویند ملت ایران به علت پایبندی به اصول خود، از چشم دنیا افتاده است، ابداً قابل قبول نیست.
ایشان در همین زمینه افزودند: دشمنان مداخله گر و زورگوی جمهوری اسلامی که جبهه متحدی در مقابل ملت تشکیل داده اند، با تبلیغات وسیع سعی می کنند، حقارت ملت ایران را القا کنند اما واقعیت این است که احترام به ملت بزرگ ایران و امام راحل عظیم الشأن در اعماق دل دشمنان نظام نیز رسوخ کرده است.
حضرت آیت الله خامنه ای جدا شدن از مردم، دوری از ارزشهای اسلامی و فراموشی خط مبارک امام را خطری بزرگ برای کشور دانستند و افزودند: باید با حفظ استخوان بندی مستحکم نظام که یادگار امام عزیزمان است و با تکیه بر همت مردم به ویژه جوانان، راه خود را تا پیروزی نهایی ادامه دهیم.
ایشان در بخش پایانی سخنانشان به بیان 4 نکته مهم درباره انتخابات حساس و سرنوشت ساز ریاست جمهوری 22 خرداد پرداختند.
رهبر انقلاب اسلامی در اولین نکته، با اشاره به تلاش چند ماهه رسانه های بیگانه برای مخدوش جلوه دادن انتخابات ریاست جمهوری افزودند: دشمنان ملت، گاه انتخابات ایران را انتصابات می خوانند و گاه می گویند رقابت نامزدها بازی کنترل شده درون حکومت است و انتخابات حتماً با تقلب همراه خواهد بود که البته هدف همه این تلاشها، ضربه زدن به مردم سالاری دینی و جلوگیری از مشارکت قوی مردم در انتخابات است.
حضرت آیت الله خامنه ای ملت ایران را ملتی عزیز، باهوش، بیدار و آزموده شده خواندند و افزودند: دشمن درصدد است با القای ناامیدی در مردم، نظام را از پشتوانه مستحکم خود یعنی آرای مردمی محروم کند و با کمال تأسف در داخل نیز افرادی از روی غفلت همان حرفهای دشمن را تکرار و عملاً به تحقق اهداف دشمن کمک می کنند که باید به حال آنها حقیقتاً تأسف خورد.
ایشان تعیین مسئولان مختلف نظام را از افتخارات ملت ایران دانستند و تأکید کردند: بیگانگان درصددند این افتخار و سرافرازی را از ملت بگیرند اما هرکس به استحکام نظام و به اسلام و ملت ایران علاقمند است عقلاً و شرعاً بر او واجب است که در انتخابات شرکت کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در دومین نکته مهم سخنان خود در بحث انتخابات، حضور نامزدهای گوناگون با سلایق و شیوه های مختلف کاری و نیز طرفداری گروههای مختلف مردم از این نامزدها را جزو افتخارات نظام خواندند اما هشدار دادند همه، از جمله طرفدار سرسخت و متعصب نامزدها، مراقب باشند که این علاقمندی، به اصطکاک و اغتشاش منجر نشود و دشمن از ایمان و آرمان آنها سوء استفاده نکند.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه به حضور برخی جوانان علاقمند به نامزدها در خیابانها اشاره کردند و افزودند: در این مورد حرفی نمی زنم اما مبادا این مسئله به مجادله و درگیری و اغتشاش بیانجامد که اگر کسی اصرار به این مسئله داشته باشد حتماً یا خائن است یا بسیار غافل.
سومین نکته انتخاباتی سخنان رهبر انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم مردم، متوجه نامزدهای محترم انتخاباتی بود.
ایشان 4 نامزد انتخاباتی ریاست جمهوری را به مراقبت کامل برای جلوگیری از بروز دشمنی و کینه توصیه مؤکد کردند و افزودند: صحیح و مورد پسند نیست که یک نامزد در سخنرانی در جمع مردم و یا نطق های تلویزیونی، برای اثبات خود، به نفی نامزد دیگر متوسل شود.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: بنده با مناظره و گفتگو و انتقاد مخالفتی ندارم ولی همه سعی کنند که در چارچوبهای درست شرعی و دینی انجام شود، مردم بیدارند، می فهمند و می دانند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: اختلاف نظر در مسائل گوناگون طبیعی است اما نامزدها و هوادارانشان در سخنرانی ها و اجتماعات بهگونه ای عمل کنند که کارها با برادری و مهربانی و بدون اشکال پیش برود.
حضرت آیت الله خامنه ای در آخرین نکته بخش انتخاباتی سخنانشان بار دیگر خاطرنشان کردند: بنده یک رأی بیشتر ندارم که کسی آن را نمی داند ضمن اینکه به هیچ کس نمی گویم که به چه نامزدی رأی بدهد یا ندهد چرا که این مسئله به خود مردم مربوط و متعلق به ملت است.
رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی سخنانشان تأکید کردند: آنچه من از مردم می خواهم این است که همه با «تمام قوا، توان و نشاط» در 22 خرداد پای صندوقهای رأی بروند.
از زمان اعلام کاندیداتوری حضرت عالی، شما مباحثی را پیرامون شفاف سازی قراردادهای نفتی مطرح نمودهاید که در این زمینه با توجه به برخی از اطرافیان نزدیک به شما، ملاحظاتی وجود دارد.
جناب آقای زنگنه وزیر محترم نفت در دولت اصلاحات به عنوان یکی از افراد بسیار نزدیک به شما از یک طرف و سکوت حضرت عالی در قبال گزارش مهندسان نفت جنوب کشور در زمینه تخلفات جناب آقای زنگنه در بحث قرادادهای نفتی و سایر مباحث نفتی، شائبه های بسیاری در زمینه نگاه و برنامه های شما در زمینه موضوع نفت در اذهان کارشناسان مستقل نفتی و دلسوزان این بخش به وجود آمده است.
در زیر نکاتی پیرامون دوران تصدی آقای زنگنه بر وزارت نفت مطرح می شود، البته این مطالب دلیلی بر نفی خدمات ایشان نیست.
1- چرا در 8 سال وزارت ایشان یک پالایشگاه به بهره براری نرسید؟ این امر که سبب وابستگی بیشتر به واردات بنزین و گازوئیل از خارج کشور شد و سبب خروج میلیون ها دلار ارز گردید، بر خلاف ابلاغیه مقام معظم رهبری دام ظله ادامه روند خام فروشی نفت را به دنبال داشت. از همه مهم تر اینکه وابستگی کشور به واردات بنزین و گازوئیل از خارج کشور خطرات امنیتی فراوانی داشته و دارد که نمونه آن تصمیم امریکا برای تحریم واردات بنزین به ایران می باشد که معلوم نیست آقای زنگنه ناخواسته در جهت براندازی نرم نظام بوده اند یا...
والبته خوشحالیم که با آغاز فعالیت دولت نهم ساخت پالایشگاه ها در کشور به منظور رفع نیاز از خارج آغاز شد.
2- وزارت نفت و دولت آقای خاتمی به خاطر ترس از تبعات سهمیه بندی بنزین علی رغم اینکه شعار قانونمداری می دادند از اجرای این طرح سر باز زدند و تکلیف قانونی برنامه سوم را اجرا نکردند اما دولت نهم شجاعانه این طرح را اجرا کرد که علاوه بر کنترل مصرف بنزین -که سهم عمده آن را طبقات ثروتمند جامعه مصرف می کردند- موجب جلوگیری از قاچاق میلیون ها لیتر سوخت به خارج از کشور و ایجاد عدالت اجتماعی و برخورداری یکسان از یارانه ها شد، اما به جای تقدیر از آن فقط مورد اتهام و تخریب قرار گرفت.
3- از زمان وزارت آقای زنگنه، آمار مربوط به مخازن نفتی کشور محرمانه اعلام شد که در پایان این 8 سال، میزان قابل توجهی -حدود 40 میلیارد بشکه- به شکلی نامشخص به ذخایر کشور افزوده شد که معلوم نیست مبنای آن چیست؟ نکته نگران کننده این که برنامهریزیهای بلند مدت بر مبنای این آمار جدید لحاظ شده است، می تواند اختلال جدی را در روند توسعه کشور به وجود آورد، آیا این دروغ آشکار!؟ با شعار شفاف سازی تعارض ندارد؟
4- در دوران وزارت جناب آقای زنگنه قراردادهای بیع متقابل، محرمانه اعلام گردید. این عدم شفافیت در موضوع قراردادهای بیع متقابل ، شائبه ی فساد در این قراردادها را تقویت نمود و امکان استفاده از نظرات کارشناسان و محققان را در زوایای مختلف این قراردادها از بین برد. تزریق آب به جای گاز به میدان نفتی سروش و غیر قابل استحصال شدن حدود یک میلیارد بشکه به خاطر این بی تدبیری علی رغم تذکرات مختلف کارشناسان مستقل، تنها نمونه ای از ثمرات این عدم شفافیت است. اگر قیمت هر بشکه نفت را معادل 60 دلار در نظر بگیریم، حدود 60 میلیارد دلار، تنها در این میدان به مخازن نفتی کشور، خسارت واردشده است.
5- آقای زنگنه زمینه حضور شرکت های چند ملیتی را در قالب قراردادهای بیع متقابل در ایران فراهم نمود. اما در این قراردادها به جای آنکه منافع ملی لحاظ شود، منافع شرکت های چند ملیتی لحاظ گردید. عدم تزریق گاز به میادین، عدم تولید صیانتی، تهیه mdp توسط شرکت خارجی و... که به راحتی می توانست در ساختار قراردادها اصلاح شود، این ابهام را به وجود می آورد که معلوم نیست ایشان وزیر نفت ما است یا نماینده شرکت خارجی؟
در قراردادهای بیع متقابل 3/1 میزان مندرج در کل قرار دادها تحقق یافته است، از آنجا که عدم حفظ سطح تولید ربطی به شرکت خارجی نداشته، در مجموع روزانه به قیمت نفت 60 دلار بر اساس قرار داد حفظ نشدن سطح تولید ربطی به شرکت خارجی ندارد شرکت خارجی پول را گرفته و رفته و این ما هستیم که روزانه به قیمت نفت 60 دلار، 48 میلیون دلار ضرر می کنیم که معادل ماهیانه 1،4 میلیارد دلار ضرر در قبال قراردادهای غیر کارشناسی و البته محرمانه! آقای زنگنه به کشور وارد می شود، حال چه کسی در قبال این سرمایه عظیم که به واسطه اشتباه آقایان از بیت المال می رود پاسخگو است؟
6- قرارداد کرسنت شاهکار آقای زنگنه، قراردادی که بنابر اعلام نظر ایشان، بهترین قرار داد از لحاظ قیمت و اهمیت سیاسی بوده است! حال آنکه حسن روحانی -دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی- اعلام می کند دستاورد خاصی در این قرار داد وجود ندارد!
در این قرارداد، گاز ایران به یک شرکت اماراتی به مدت 25 سال به صورت انحصاری فروخته می شود. درآمد ایران از 25 سال صادرات گاز 3،3 میلیارد دلار بوده اما انباشت سرمایه شرکت واسطه ظرف 21 روز به 78 میلیارد دلار می رسد و ارزش سهام آن حدود 220 برابر می شود. در این قرارداد، گاز ایران با قیمتی بسیار نازل تر از صادرات روسیه به اروپا و صادرات ایران به ترکیه به یک شرکت؟! و نه به یک کشور فروخته می شود. البته نام آقای ابطحی -حامی آقای کروبی- نیز به عنوان واسطه در این قرار داد دیده می شود و باز آقای زنگنه باید مشخص کند که مأموریتش تامین منافع ملی بوده و یا...
صحبت بسیار است؛ از مسائل پتروشیمی و افراد دارنده نمایندگی از شرکت های خارجی و افرادی که در این وزارت خانه کماکان خادم آقای زنگنه هستند تا...
آقای دکتر احمدی نژاد 4 سال است که با انواع مشکلات در نفت، در حال مبارزه با مافیا می باشد البته ساختار وزارت نفت به راحتی این امر را ممکن نمی سازد با نگاهی به معاونان وزارت نفت نظیر آقایان ترکان ، نعمت زاده و... متوجه این مطلب خواهید شد.
با توجه به شعار حضرت عالی در زمینه شفاف سازی از جناب عالی، این تقاضا را داریم که با توجه به جمیع مباحث فوق، لطفا نظرات خود را در زمینه کارکرد جناب آقای زنگنه، شفاف بیان نمایید.
مبحث چهارم) اصول سیاست هسته ای دولت نهم
ایستادگی دربرابر فشار و تهدید و تغییر خط قرمز شورای امنیت
اصل اساسی، اعمال حقوق مسلم ملت می باشد و هیچ چیزی نمی تواند مانع از این موضوع شود. دولت، هیچ گاه از شورای امنیت و تحریم ها استقبال نکرده است و تمام تلاش خود را نیز به کار گرفته است که با کمترین هزینه هسته ای شدن کشور را محقق نماید، اما تهدید به اعمال فشار و تحریم و حتی ارجاع موضوع هسته ای از آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سبب تعلیق یا توقف این فعالیت ها نشد. طرف مقابل به وضوح این پیام را دریافت کرد که استفاده ابزاری از شورای امنیت، مانع از ادامه برنامه صلح آمیز هسته ای ایران نخواهد شد.
مذاکره در مورد حقوق هسته ای، به مثابه خط قرمز
آنچه که به عنوان خط قرمز تعریف شده است، غیرقابل مذاکره بودن حقوق مسلم هسته ای ملت می باشد. هرآنچه که سبب شود مانع پیگیری این حق و یا ایجاد محدودیت هایی بر سر راه اعمال آن گردد، هیچ جایگاهی ندارد. در همین چارچوب، ارائه برخی پیشنهادهای اقتصادی، تجاری و فناوری توسط برخی کشورهای اروپایی در مقابل محروم شدن کشورمان از حقوق قانونی و مشروع خود در غنی سازی و چرخه سوخت هسته ای، به هیچ وجه مورد توجه و مذاکره قرار نگرفته است.
تعامل سازنده و مذاکرات عادلانه
اعتقاد به حلوفصل مسائل از طریق تعامل سازنده و مذاکرات عادلانه، یکی از اصول دیپلماسی دولت نهم بوده و می باشد و همواره بر رعایت حقوق همه طرف ها و رعایت قانون، تاکید شده است و بر این اساس، ایران معتقد است اگر براساس قانون، حقوقی به رسمیت شناخته شده، باید عادلانه تحقق یابد و اگر تعهداتی مشخص شده است، باید همه به آنها متعهد باشند.
عدم محدودیت مذاکرات به سه کشور اروپایی
تحول خاصی که در این دوران انجام شد ورود چین و روسیه به مذاکرات هسته ای می باشد. ایران، همچنین اعلام کرد که مذاکرات حتی به 5 کشور (سه کشور اروپایی، چین و روسیه) نیز محدود نمی باشد و آماده است براساس مبانی مشخص با هر کشوری مذاکره نماید. از اینرو، شاهد ورود جنبش عدم تعهد نیز به موضوع هستهای ایران می باشیم. این موضوع سبب شد که جبهه طرفدار ایران در بعد سیاسی تقویت شود و از طرف دیگر نیز از نقش سه کشور اروپایی کاسته شود.
توازن بین حقوق و تکالیف
یکی از اصول اساسی که همواره در تعامل با طرف مقابل مورد تاکید قرار گرفته است، ضرورت توازن بین حقوق و تکالیف می باشد. از این منظر، عضویت در سازمانها و معاهدات بینالمللی و متعهد شدن به تعهدات آنها، حقوق و امتیازاتی را برای اعضاء فراهم می کند و اگر قرار باشد که این حقوق و امتیازات برای اعضاء نفی شود و غیر اعضاء فراتر از آن از امتیازات ویژه ای به دلیل عدم عضویت برخوردار شوند، اساس این معاهدات و پایداری آنها زیر سوال خواهد رفت. بدین ترتیب، هیچ دولتی نمیتواند حقوقی را برای خود مقرر، اما دیگری را از آن محروم کند و یا تکالیفی را برای دیگران مقرر کند و خود به آن پایبند نباشد. جمهوری اسلامی ایران، از ابتدا بر ضرورت توازن بین حقوق و تکالیف خود براساسNPT تاکید داشته و فعالیتهایی که در گسترش برنامة هستهای صلحآمیز انجام داده است، براساس حقوق مصرح و مسلم خود در NPT بوده است و نمیتواند محروم شدن از حقوق قانونی و غیرقابل انکار خود در دستیابی و استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای شامل چرخة سوخت و غنیسازی که در معاهده عدم شاعه و اساسنامة آژانس نیز به آن تاکید شدهاست را بپذیرد.
اعتمادسازی، اقدامی دوسویه
اعتمادسازی، یک جاده دوطرفه است. از این منظر، ایران دیگر در جایگاه یک کشور متهم نیست که ملزم به انجام اقدامات یک طرفه اعتمادساز باشد، بلکه یک کشور مدعی است که علاوه بر استیفای حقوق مصرحه خود، اجرای تعهدات طرف مقابل را نیز طلب می کند. بر همین اساس بود که ایران در پاسخ خود به بسته 6 ژوئن 2006 و همچنین بسته پیشنهادی خود، خواهان این شده که موضوع پایبندی طرفهای دیگر مذاکره به معاهده عدم اشاعه (خلع سلاح، تسهیل بهره مندی کشورها از انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز و عدم ایجاد موانع در این مسیر)، بهعنوان یکی از محورهای مذاکرات در نظر گرفته شود. برگشت به اجرای تعهدات حقوقی موجود و عدم پذیرش تعهدات فراتر از آن نیز علاوه بر آن که واکنشی به اقدامات تهدید آمیز و فشارهای سیاسی با استفاده ابزاری از شورای امنیت می باشد، در چارچوب این اصل نیز قابل تحلیل می باشد.
پیگیری جدی استقلال و خودکفایی در تولید سوخت هسته ای
یک ربع قرن محرومیت ایران سبب شد که برنامة هستهای ایران بر مبنای استقلال و عدم وابستگی شکل بگیرد و اجراء شود. در نتیجه، پس از سال ها رنج و تلاش و هزینههای زیاد، ایران توانسته است در تمامی بخش های این صنعت به قابلیت های بومی دست پیدا کند. در این راستا، دولت نهم تمام تلاش خود را بر این قرار داد تا با از سرگیری فعالیت های تعلیق شده، برنامه هسته ای را در حوزه تکمیل و عملیاتی کردن چرخه سوخت هسته ای به صورت جدی پیگیری و حتی گسترش دهد.
مبحث پنجم) دستاوردهای هسته ای دولت نهم در سطح داخلی
دولت نهم، با ایستادگی و مقاومت در برابر تمامی فشارها، محدودیت ها و تهدیدها، موفق شد با از سرگیری فعالیت های هسته ای تعلیق شده، خواست ملی برای دستیابی به فناوری هسته ای در تمامی ابعاد آن را محقق سازد.
تکمیل چرخه سوخت هسته ای
رئیس جمهور در 22 فروردین ماه 1385 در آستان قدس رضوی و در کنار بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا (ع) اعلام کرد که چرخة تولید سوخت هستهای در مقیاس آزمایشگاهی کامل شده و اورانیوم با غنای مورد نیاز برای نیروگاههای هستهای در روز بیستم فروردینماه همان سال تولیدشد. رئیس جمهور، همچنین رسما اعلام کرد که ایران به کشورهای هستهای جهان پیوسته است و براساس مقررات بینالمللی و حقوق حقة خود، مسیر خود را تا تولید صنعتی سوخت برای نیروگاهها ادامه خواهد داد. اعلام این پیشرفت بسیار مهم، حاوی چند پیام اساسی است که نباید از آن ها مغفول ماند:
-ایران، تمامی ابعاد و مراحل چرخه سوخت از استخراج اورانیوم از معدن گرفته تا تولید کیک زرد و فعالیت های تبدیل شامل تولید گاز هگزا فلوراید اورانیوم و ساخت سانتریفیوژ و تزریق گاز به آن ها را به صورت بومی و با استفاده از توان و امکانات داخلی ایجاد کرده و در حال بهره برداری از آن هاست.
-هدف نهایی، ایجاد نیروگاه های جدید و تولید سوخت هسته ای در سطح صنعتی است و این مسیر بدون هیچ وقفه ای ادامه خواهد داشت.
-تمامی فعالیت های هسته ای ایران تحت نظارت آژانس انجام شده و خواهد شد.
را ه اندازی مجتمع تولید آب سنگین در اراک
در کمتر از 5 ماه پس از دستیابی به چرخه کامل سوخت هسته ای، دستیابی به فنآوری تولید آب سنگین، گام دیگری در مسیر تعالی و توفیق ملت ایران بود. مجتمع تولید آب سنگین اراک در 4 شهریور ماه 1385 توسط رئیس جمهوری افتتاح شد. رئیس جمهور طی سخنانی، گفت: "ملت ایران، عزت، شرف، استقلال و پیشرفت خود را با هیچچیز مبادله نمیکند و حاضر نیست که ذرهای از حقوق خود بگذرد. دسترسی به انرژی هستهای و استفادة صلحآمیز از آن، یک نعمت خدادادی و حق تمامی ملتها ازجمله ملت ایران است. بهعنوان نمایندة ملت ایران، پیگیر این حقوق هستم. امروز ملت ایران میخواهد که ما به فنآوری صلحآمیز هستهای دست پیدا کنیم و من مسئول پیگیری این خواسته هستم و از آن کوتاهی نمیکنم. ما به کشورهای غربی میگوییم برای خود دردسر و زحمت درست نکنند، چرا که ملت ایران برای برداشتن گامهای بلند در این زمینه، عزم خود را جزم کردهاست."
بنا به اظهار رئیس سازمان انرژی اتمی، ظرفیت تولید این مجتمع ابتدا هشت تن بود و در زمان افتتاح، ظرفیت آن به ۱۶ تن آب سنگین با غنای 8/99 درصد رسیده است. پروژه تولید آب سنگین اراک، به عنوان یکی از شاخصه های دانش هسته ای، در پزشکی و به خصوص کنترل سرطان و کنترل بیماری ایدز نقش تعیین کننده ای دارد و به عنوان خنک کننده و کندکننده رآکتورهای آب سنگین به کار می رود. با گشایش این واحد صنعتی، ایران به عنوان نهمین کشور دارای تجهیزات تولید آب سنگین جهان مطرح می شود. کشورهای آرژانتین، کانادا، هند و نروژ نیز بزرگترین صادرکنندگان آب سنگین جهان هستند.
شایان ذکر است که از هر ۶۵۰۰ لیتر آب معمولی، تنها یک لیتر آب سنگین به دست می آید. آب سنگین، در پژوهش های علمی در حوزه های مختلف از جمله زیست شناسی، پزشکی، فیزیک و سایر حوزه ها کاربردهای فراوانی دارد. برخی از کاربردهای آن عبارتنداز: طیف سنجی تشدید مغناطیسی هسته، کند کننده نوترون، آشکار سازی نوترینو، آزمون های سوخت و ساز در بدن، تولید تریتیم.
ورود به مرحله تولید صنعتی سوخت هسته ای
7 ماه پس از دستیابی به فناوری آب سنگین و تولید آن، و 1 سال پس از اعلام تکمیل چرخه سوخت هسته ای در مقیاس آزمایشگاهی، پیشرفت بزرگ بعدی هسته ای در 20 فروردین ماه 1386 حاصل شد. جمهوری اسلامی ایران، در روز بیستم فروردینماه 1386، ورود بهمرحلة تولید صنعتی سوخت هستهای و قرارگرفتن در زمرة کشورهای تولید کنندة سوخت هستهای را با حضور رئیس جمهور، مقامات عالیرتبة کشور، دانشمندان هستهای کشور و همچنین سفرای کشورهای دوست، در مجتمع غنیسازی نطنز جشنگرفت. این روز، روز ملی فنآوری هستهای، نام گرفت.
رئیس جمهور، طی سخنانی در این مراسم گفت: "امروز، بیستم فروردینماه و روز ملی فنآوری هستهای در جمهوری اسلامی ایران است. در بیستم فروردین سال گذشته پس از تلاش پیگیر فرزندان مومن، خلاق، دانشمند و خستگیناپذیر ملت ایران، جمهوری اسلامی ایران توانست به فنآوری تولید سوخت هستهای دسترسی پیدا کند و در یکسال گذشته، با تلاش گستردة همین عزیزان موفق شد در توسعة فن آوری تولید سوخت هستهای به مرحلة تولید صنعتی برسد و امروز در سالگرد آن حادثه، در کمال افتخار اعلام میکنم که از امروز کشور عزیز ایران در زمرة کشورهای تولید کنندة صنعتی سوخت هستهای قرار میگیرد."
رئیس جمهور همچنین در 20 فروردین ماه 1387، در بازدید از تاسیسات نطنز آغاز مرحله نصب 6 هزار سانتریفیوژ را اعلام نمود. ایشان، همچنین در همین تاریخ در مراسم دومین سالروز ملی فناوری هسته ای در تهران، در جمع مقامات لشکری و کشوری و سفرای کشورهای خارجی، در ادامه پیشرفت های کشور در زمینه فناوری هسته ای اعلام کردند که امروز، دستگاههای (سانتریفیوژهای) جدیدی تحت آزمایش قرار گرفت که به فضل الهی ظرف چند ماه آینده همه آزمایشات آن با موفقیت به پایان خواهد رسید و ظرفیت آن هرکدام در ابعاد کوچک بیش از 5 برابر دستگاههای فعلی است.
حمل سوخت هسته ای بوشهر
راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر، بارها به دلیل فشارهای سیاسی آمریکا و برخی کشورهای غربی به تاخیر افتاد. با شروع بحران در موضوع هسته ای ایران با نیات سیاسی چند کشور، تحقق این هدف در هاله ای از ابهام فرو رفت و موج جدیدی از فشارها بر روسیه وارد شد. با اتخاذ سیاست های درست که نتایج آن چیزی جز اثبات صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران بر همگان نبود، مبانی اقدامات سیاسی این کشورها برای اعمال فشار بر ایران فروریخت. روسیه، بالاخره تصمیم به حمل سوخت هسته ای به نیروگاه بوشهر و راه اندازی آن گرفت.حمل سوخت بوشهر در تاریخ 9 بهمن ماه 1386 کامل شد و بنابر اعلام مقامات روسی و مقامات سازمان انرژی اتمی کشورمان، این نیروگاه در سال 1388 راه اندازی خواهد شد و خواهد توانست برق هسته ای وارد مدار برق کشور نماید. از اینرو، کشورمان سی و یکمین کشوری خواهد بود که به تولید برق هسته ای می پردازد. این تحول بسیار عمده ای به شمار می رود و حاوی پیام های متعددی است: برنامه هسته ای ایران صلح آمیز است و هیچ جای نگرانی از آن وجود ندارد. هدف ایران از پیگیری برنامه هسته ای، تولید برق هسته ای است. آمریکا و یکی دو کشور غربی در اعمال فشار بر ایران و پیگیری اهداف خود با موانع جدی روبرو هستند. این دستاورد جز با ایستادگی و مقاومت منطقی و اتخاذ سیاست های صحیح دولت نهم محقق نمی شد.
لازم به توضیح است که در تاریخ 7 اسفندماه 1387 نیز آزمایشات مرحله پیش راه اندازی نیروگاه بوشهر با حضور رئیس سازمان انرژی اتمی و رئیس روس اتم آغاز گردید.
راه اندازی کارخانه تولید قرص سوخت هسته ای
در مراسم سومین سالروز ملی فناوری هسته ای که در 20 فروردین ماه 1388 با حضور رئیس جمهور و مقامات لشکری و کشوری در اصفهان برگزار گردید، دستاوردهای جدید در عرصه توسعه صنعت هسته ای اعلام گردید: نصب حدود 7 هزار ماشین سانتریفیوژ در نطنز که طی برنامه پنج ساله این رقم به 50 هزار دستگاه خواهد رسید، موفقیت پژوهشگران سازمان انرژی اتمی در تولید ماشینهای سانتریفیوژ که SWU آن ها به 5 تا 6 میرسد، تولید سوخت معادل 2 هزار و 500 مگاوات از محل تولیدات مجتمع غنیسازی اورانیوم طنز برپایه برنامه پنج ساله آینده، تولید آلیاژی نوین یا زیرکونیوم در مجتمع ZPP (تولید میله سوخت)، راه اندازی کارخانه تولید قرص و مجتمع سوخت FMP که براساس برنامهریزی انجام شده، کارخانه سالانه قادر خواهد بود 10 تن سوخت طبیعی برای به کارگیری در رآکتور تحقیقاتی آب سنگین 40 مگاواتی اراک و سی تن سوخت غنی شده با غنای حداکثر 5 درصد برای استفاده در رآکتورهای هستهای آب سبک تحت فشار از قبیل نیروگاه 360 مگاواتی دارخوین یا نیروگاههای قدرت دیگر تولید کند. همچنین این کارخانه قابلیت افزایش ظرفیت برای تولید سوخت مورد نیاز 2 هزار و 360 مگاوات برق هستهای را طی برنامه پنجم توسعه دارا است.
توسعه برنامه هسته ای
توسعة نیروگاههای هستهای کشور براساس مصوبة مجلس برای تولید 20 هزار مگاوات برق هسته ای در دستورکار قرار دارد. در این راستا، مراحل طراحی و ساخت نیروگاه 360 مگاواتی دارخوین با امکانات و توان بومی با شتاب پیگیری میشود و مناقصة دو واحد هزار مگاواتی و همچنین مکانیابی برای نیروگاههای دیگر نیز در حال اجراء می باشد.
از طرف دیگر، ساخت رآکتور تحقیقاتی آب سنگین 40 مگاواتی اراک نیز با جدیت تمام ادامه دارد. این رآکتور جایگزین رآکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی تهران که عمر آن به زودی پایان می یابد، خواهد شد. این رآکتور، تولید رادیو ایزوتوپ ها برای کاربردهای پزشکی و کشاورزی و صنعتی را بر عهده خواهد داشت. برنامه ریزی برای بهره برداری از انرژی هسته ای در حوزه صنعت، کشاورزی و پزشکی نیز ادامه دارد.
تثبیت حقوق هسته ای و رسیدن به نقطه غیرقابل بازگشت
مارک لئونارد، مدیر سیاست خارجی مرکز اصلاح اروپایی در لندن، در سال 1384هدف دیپلماسی اروپا دربرابر برنامه هسته ای ایران را این گونه تشریح می کند: "هدف دیپلماسی اروپایی، کندکردن روند برنامه هسته ای تهران به اندازه ای است که این کشور به مرحله بدون بازگشت فناوری هسته ای نرسد و تغییرات سیاسی منجر به روی کارآمدن دولتی شود که خواهان مذاکره با غرب باشد. دیپلماسی اروپایی تاکنون بسیار موفق بوده و توانسته با کندکردن برنامه هسته ای ایران، راه را برای ورود بازرسان هسته ای به آن کشور باز کند، و ائتلاف دیپلماتیک جهانی علیه برنامه غنی سازی تهران ترتیب دهد."
آمریکا و غرب در تحقق اهداف خود در این زمینه ناموفق ماندند. جهان در حال حاضر، شاهد پیشرفت های بسیار چشمگیر ایران در حوزه هسته ای است. ایران به نقطه غیرقابل بازگشت در زمینه چرخه سوخت و غنی سازی رسیده و صحبت از توقف یا تعلیق این فعالیت ها بی معناست. درواقع، حقوق ملت شریف ایران در زمینه هسته ای و اعمال آن به صورت کامل تثبیت شده است و تمامی کشورها آن را به عنوان یک واقعیت موجود پذیرفته اند.
مبحث ششم) دستاوردهای هسته ای دولت نهم در سطح بین المللی
فعالکردن جنبش عدمتعهد و شکست تلاش ها برای ایجاد اجماع علیه برنامه هستهای
دفاع ایران از حقوق هسته ای تنها دفاع از حقوق خویش نبود، بلکه دفاع از حقوق هسته ای تمامی کشورهای درحال توسعه بود. طبیعتا، هرگونه برخورد و تعامل با موضوع هسته ای ایران و چگونگی سیاست ایران در این زمینه، می توانست به سیاست و نسخه ای واحد برای این کشورها تبدیل شود. از اینرو، نوعی تعامل و برقراری ارتباط و تماس های فعال بین این کشورها به ویژه در قالب عدم تعهد و ایران شکل گرفت. عدم تعهد، همواره از حقوق هسته ای ایران دفاع کرده و بیانیه هایی را نیز در این راستا صادر کرده است. این جنبش، همواره در هر اجلاس شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین، برای حمایت از برنامه هسته ای کشورمان بیانیه صادر می کند. از طرف دیگر، در سطوح عالی این جنبش نیز تاکنون شاهد صدور دو بیانیه تروئیکا، دو بیانیه وزرا و یک بیانیه سران جنبش در حمایت از برنامه هسته ای ایران می باشیم.
با این اقدام، تلاش کشورهای غربی و آمریکا برای ایجاد اجماع علیه برنامه هسته ای کشورمان با شکست مواجه شد. لازم به توضیح است مباحثی که در خصوص نگرانی های جامعه بین المللی نسبت به فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران مطرح می شود، نگرانی تعداد معدودی از کشورها از پیشرفت های ایران می باشد. بیانیه های جنبش عدم تعهد در نشستهای متعدد شورای حکام و همچنین بیانیه های تروئیکای عدم تعهد و بیانیه وزرای امور خارجه و سران عدم تعهد و بیانیه وزرای امور خارجه سازمان کنفرانس اسلامی در باکو درحمایت از فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران، گواه بر مخالفت این بخش عظیم از جامعه بین المللی (بیش از 118 کشور) با این روند تبعیض آمیز و نگرانی از ایجاد یک رویه نامشروع در محروم ساختن کشورهای در حال توسعه از دستیابی به فنآوری های برتر و انحصار آن در دست معدودی از کشورها می باشد. مقام معظم رهبری به خوبی این مساله را بیان فرموده اند: "تبلیغات رسانه های غربی در مورد اجماع جهانی بر ضد ایران، یک خدعه و فریب تبلیغاتی است. تنها اجماع جهانی که وجود خارجی دارد، اجماع بر ضد تسلیحات اتمی است که مرکز این پدیده شوم، آمریکاست و رژیم صهیونیستی خطرناک ترین دارنده سلاح اتمی به شمار می رود. بسیاری از کشورهای جهان، آرزوی داشتن فناوری هسته ای را دارند و حتی اگر اجماع جهانی هم بر ضد ایران وجود داشت، ملت ایران از حق خود نمی گذشت، اما بسیاری از ملت ها و دولت ها در بحث هسته ای، پشتیبان ملت ایران هستند."
تعدیل مواضع و عقب نشینی آمریکا و غرب از مواضع اولیه خود
آمریکا و غرب تا قبل از روی کار آمدن دولت نهم مطلقا مخالف دستیابی ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای بودند و با استفاده از این بهانه که ایران دارای ذخایر غنی نفت و گاز است، اساسا حق ایران در دستیابی به فناوری هسته ای را نفی می کردند. اما با مشاهده استواری دولت جدید و حمایت مردمی از آن، گام به گام از مواضع خود عقب نشینی کردند. در گام اول، وجود نیروگاه و ارائه رآکتور بدون تاسیسات غنی سازی را پذیرفتند. در گام بعدی، در مقابل اقدام ایران به بازگشایی تاسیسات UCF اصفهان نیز عقب نشینی کردند و آن را به عنوان یک واقعیت پذیرفتند. در مرحله بعد، با تحقیق و توسعه برای غنی سازی کنار آمدند. امروز نیز کشور به مرحله ای رسیده است که آنها حتی حاضر به پذیرش سطح فعلی فعالیت های هسته ای شده اند، اما دولت از حق ملت در برخورداری از این فناوری کوتاه نمی آید. در این خصوص، مقام معظم رهبری فرمودند: "آمریکایی ها که یک روز حاضر نبودند حتی 5 سانتریفیوژ را در ایران بپذیرند و تا همین چند ماه پیش تاکید می کردند که ایران باید از همه فعالیت های هسته ای خود دست بردارد، اما با ایستادگی ملت ایران اکنون کار به جایی رسیده که به ناچار می گویند ایران در همین حد توقف کند و جلوتر نرود." رئیس جمهوری اسلامی ایران نیز در همین زمینه گفته است: "امروز به خاطر ایستادگی در حق مسلم خود، دشمنان زورگو به نقطه ای رسیده اند که پیغام داده اند اگر در همین مرحله متوقف شوید حاضریم با شما مذاکره کنیم. در پاسخ به آنها به نمایندگی از شما ملت ایران پیغام فرستادم که ما تقاضای مذاکره نداریم و اگر بنای بر مذاکره باشد، این ملت ایران است که باید شرط و شروط بگذارد."
تداوم دیپلماسی
الگوی رفتار هسته ای ایران در این دوران، مبتنی بر سیاست دوشاخه ای می باشد. از یک طرف، دربرابر فشارها و محدودیت ها مقاومت کرده و از طرف دیگر، دیپلماسی تداوم یافته است. تلاش های آمریکا و چند کشور غربی برای انزوای ایران نیز به هیچ وجه قرین با موفقیت نبوده است.
محور قراردادن آژانس و اثبات ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای
حدود 5 سال است که موضوع هسته ای ایران بدلیل طرح ادعاها و اتهامات واهی و بی اساس از سوی چند کشور که رفتار مغرضانه آنان با ملت بزرگ ایران بر همگان مشخص شده است، در دستورکار آژانس قرار دارد. این کشورها با ارائه اطلاعات دروغ به آژانس بین المللی انرژی اتمی، سبب شدند که این نهاد فنی بین المللی در این دوره طولانی توان و امکانات خود را صرف این موضوع نماید و از انجام وظایف اصلی خود در زمینه عدم اشاعه، خلع سلاح و همچنین طراحی مکانیسمی برای نظارت بر فعالیت های هسته ای غیر اعضا (نظیر رژیم صهیونیستی) که به توسعه سلاح های هسته ای خود ادامه می دهند، باز بماند.
هرچند که جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا معتقد بود که ابهامی در فعالیت های هسته ای آن وجود ندارد، اما با اتخاذ سیاست تعامل و همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی، از هیچ تلاشی برای شفاف سازی در این فعالیت ها فروگذار نکرد. همکاری ها و صبری که جمهوری اسلامی ایران برای اثبات اظهارات خود نشان داد، در تاریخ جهان بی سابقه است.
موضوع هسته ای جمهوری اسلامی ایران، با تفاهم آن با آژانس درخصوص شیوه های حل و فصل موضوعات باقی مانده وارد مرحله جدیدی گردید. آژانس و ایران توافق کردند تا ظرف مدت 60 روز، چارچوب حل و فصل موضوعات باقی مانده را تعیین نمایند.
باید توجه داشت که همکاری ایران و آژانس بحث تازه ای نیست، بلکه سیاست جمهوری اسلامی ایران در تعامل با آژانس اصولا مبتنی بر سیاست همکاری و رفع ابهام بوده است. ایران، تاکنون برای برطرف ساختن ابهامات و ادعاها از برنامه هسته ای خود حسن نیت و شکیبایی فراوانی نشان داده است و با اتخاذ اقدامات اعتماد ساز، با آژانس و دیگر طرف ها همکاری کرده است. انجام بیش از 3800 نفر روز بازرسی از تأسیسات و فعالیت های هسته ای، تعلیق داوطلبانه تمامی فعالیت های غنی سازی و تبدیل اورانیوم به مدت دو سال و نیم، امضای پروتکل الحاقی، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی برای بیش از دو سال، اعطای دسترسی کامل و نامحدود به تمامی مواد و تأسیسات هسته ای، اعطای دسترسی های متعدد تکمیلی بر طبق پروتکل الحاقی، ارائه بیش از هزار صفحه اظهارنامه اولیه طبق پروتکل الحاقی و روزآمد کردن آن و ارائه ابتکار هسته ای توسط رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر مشارکت دولت ها و شرکت های خارجی در غنی سازی در ایران، بخشی از فعالیت ها و همکاری های جمهوری اسلامی ایران در این زمینه می باشد.
در زمان شروع مذاکرات بین ایران و آژانس، چند کشور معدود حتی مفید بودن این مذاکرات و عزم ایران برای انجام توافق یاد شده برای حصول نتیجه ای به موقع را زیر سوال بردند. تدوین متن توافق در 40 روز یعنی کمتر از مدت زمان توافق شده و حل و فصل موضوعات باقی مانده از گذشته حتی جلوتر از برنامه کاری، نشان دهنده جدیت ایران در پیشبرد ابتکارش بود و درعین حال، خلاف ادعاهای این کشورها را نیز اثبات نمود.
با تفاهم ایران و آژانس درخصوص حل و فصل مسائل باقی مانده در 30 مرداد ماه 1386، دور جدیدی از همکاری های ایران و آژانس آغاز گردید. این همکاری ها پیرامون شش موضوع باقی مانده که لیست نهایی آن از سوی آژانس به ایران ارائه گردید، شکل گرفت. با آشکار شدن اولین نتایج مثبت این همکاری ها که با بستن اولین موضوع باقی مانده یعنی پلوتونیوم در ماه سپتامبر 2007 (شهریور 1386) خود را نشان داد، مخالفت ها با برنامه کاری (مدالیتی) از سوی آمریکا، انگلیس و فرانسه نیز آغاز شد. دو موضوع باقی مانده بسیار مهم دیگر یعنی سند اورانیوم فلزی و سانتریفیوژهای پی.یک و پی. دو نیز در سه ماه اول همکاری حل و فصل شده و پرونده آنها توسط آژانس در گزارش نوامبر 2007 (آبان 1386) مدیرکل آژانس به شورای حکام مختومه اعلام گردید. سه موضوع دیگر، یعنی منشا آلودگی در یکی از تجهیزات یک دانشگاه فنی در تهران، پلونیوم و معدن گچین نیز پس از سه ماه حل و فصل شدند که نتایج مربوطه به خوبی در گزارش فوریه 2008 (اسفند 386) آقای البرادعی به خوبی منعکس شده است. آقای البرادعی که از چند روز قبل انتشار گزارش فوریه 2008 خود آماج حملات و تهدیدها (حتی تهدید به قتل) قرار گرفته بود، در گزارش خود بسته شدن تمامی موضوعات باقی مانده را اعلام و خط بطلانی بر ادعاها و اتهامات آمریکا و همپیمانان آن کشید. باید یادآور شد که طبق زمان بندی تعیین شده در برنامه کاری اجرای آن 18 ماه به طول می انجامید، اما جمهوری اسلامی ایران در 6 ماه آن را به سرانجام رساند.
موضوعات باقی مانده، دلیل اصلی ادعاها و اتهامات چند کشور معدود برای ارسال موضوع هسته ای ایران به شورای امنیت و صدور قطعنامه بود. با حل و فصل مسائل باقی مانده، مبانی اقدامات غیرقانونی، غیر حقوقی، غیر فنی این چند کشور زیر سوال رفته و آنان باید از ملت بزرگ ایران به خاطر اقدامات سیاسی و تبلیغی خود عذرخواهی کنند و اقدامات اشتباه خود را جبران کنند. حل و فصل مسائل باقی مانده و تایید اظهاریه های ایران و اثبات حقانیت ایران نزد آژانس بین المللی انرژی اتمی بدون ذره ای عقب نشینی در اعمال حقوق هسته ای، دستاورد مقاومت ملت بزرگ و شریف ایران محسوب می شود که پایداری هوشمندانه، رمز این دستاورد و حمایت آحاد مردم ایران در داخل و خارج از کشور نیز موجبات آن را فراهم آورده است.
گزارش شورای اطلاعات ملی آمریکا در مورد برنامه هسته ای ایران
شورای اطلاعات ملی آمریکا، درچارچوب برآوردهای اطلاعات ملی، گزارشی را تحت عنوان «ایران: نیات هسته ای و توانمندی ها» در ماه نوامبر تهیه کرد. این گزارش که در مورخ 12 آذرماه دردسترس رسانه ها قرار گرفت، به موارد بسیار مهمی اشاره می کند که تامل در آنها حاکی از سیاست زدگی و عدم توجه به واقعیات در تصمیم گیری های استراتژیک و سیاست خارجی آمریکا می باشد. شایان ذکر است که شورای اطلاعات ملی یکی از اعضای شانزده گانه جامعه اطلاعاتی آمریکا (شامل سیا) می باشد که رئیس اطلاعات ملی، به عنوان رئیس جامعه اطلاعاتی و مشاور رئیس جمهور آمریکا نیز محسوب می شود. در تهیه برآوردهای اطلاعاتی نیز نهادهای عضو جامعه اطلاعاتی مستقیما نظر خود را ارائه می کنند و گزارش با اجماع آنها تهیه می شود. این گزارش، به ارائه هشت ارزیابی از فعالیت های هسته ای ایران می پردازد و معتقد است که ایران برنامه هسته ای نظامی ندارد.
انتشار این گزارش، دلایل مختلفی می تواند داشته باشد که دو دلیل اصلی آن عبارتند از:
-سیاست ایستادگی دولت و ملت جمهوری اسلامی ایران در اعمال حقوق خود.
- تاثیر تفاهمات ایران و آژانس (مدالیتی) درخصوص حل و فصل موضوعات باقی مانده در انتشار این گزارش.
این گزارش، آثار زیر را به همراه داشته است:
-اعتراف آمریکا به صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران.
-تغییر اجباری استراتژی از تهدید به تحریم.
-زیر سوال رفتن اقدامات آمریکا در شورای امنیت و شورای حکام آژانس.
-زیر سوال رفتن نهادهای اطلاعاتی و به تبع آن اقدامات و سیاست های آمریکا.
-تایید یافته های آژانس مبنی بر عدم انحراف ایران از فعالیت های صلح آمیز.
مبحث ششم) تاثیر فشار و تهدید در پیشبرد سیاست هسته ای
دولت نهم، هیچ گاه از شورای امنیت استقبال نکرده است، اما تهدید به ارجاع موضوع هسته ای به این شورای از سوی چند کشور خاص نیز نتوانسته است دولت را از اعمال حقوق مسلم ملت بازدارد. از طرف دیگر، از آنجا که موضوع هسته ای به دلایل سیاسی و نه به دلایل فنی و حقوقی به شورای امنیت ارسال شد، جمهوری اسلامی ایران نیز توجهی به این موضوع نکرد و قطعنامه های آن را غیر قانونی خواند.
موضوع هسته ای جمهوری اسلامی ایران، بر خلاف مفاد اساسنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت ارجاع شده است. بر طبق بند ج ماده 12 اساسنامه آژانس، احراز عدم پایبندی (انحراف مواد و فعالیت های به سمت سلاح هسته ای) بر عهده بازرسان آژانس می باشد که باید آن را از طریق مدیر کل آژانس، به شورای حکام گزارش نمایند. این، در حالی است که تاکنون بازرسان آژانس نه تنها عدم پایبندی ایران به تعهدات خود را احراز نکرده اند، بلکه به عدم انحراف فعالیت های هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران نیز اذعان کرده اند. مدیرکل آژانس بارها بر عدم انحراف فعالیت ها و مواد هسته ای اظهار شده در جمهوری اسلامی ایران تاکید کرده است و اذعان نموده است که آژانس قادر است عدم انحراف این مواد و فعالیتها را راستیآزمایی نماید. آقای البرادعی، همچنین بارها تاکید کرده است که برنامه هستهای صلحآمیز ایران بههیچ وجه جنبه نظامی ندارد و بههمین علت بارها مورد حملات مقامات و رسانههای رژیم اسرائیل و جنگطلبان آمریکا قرار گرفته است.
ارسال موضوع هسته ای ایران به شورای امنیت، صرفا به دلیل از سرگیری فعالیت تعلیق شدهای (تحقیق و توسعه در زمینه غنی سازی) صورت گرفت که توسط شورای حکام بر موقتی، داوطلبانه و غیر الزامآور بودن آن تصریح شده بود. هیچ توجیه حقوقی، منطقی و حتی سیاسی برای مداخله و اقدام شورای امنیت در این مسئله وجود نداشته و ندارد. مایه تاسف است که آمریکا و برخی کشورهای دارنده سلاح هسته ای که به تعهدات خود تحت معاهده عدم اشاعه پایبند نبوده و نمی باشند، خود را ضامن حفظ معاهده میخوانند و برای انحراف افکار عمومی جهانی از زرادخانه های هسته ای خود، انگشت اتهام را بر اساس اطلاعات واهی و گمراه کننده به سوی کشوری نشانه می روند که سلاح های کشتار جمعی هیچ جایگاهی در استراتژی های امنیتی و دفاعی آن نداشته و ندارد. این، در حالی است که رژیم صهیونیستی با خارج ماندن از معاهدات بین المللی مربوطه، بدون هیچ گونه دغدغه خاطر، فشار جهانی و اعمال نظارت های بین المللی نسبت به فعالیت ها و تاسیسات هسته ای خود، در حال گسترش کمی و کیفی سلاح های هسته ای خود می باشد.
این نخستین باری نیست که تلاشهای جمهوری اسلامی ایران برای اتکاء به توانائیهای خویش و پیشرفت در حوزة فنآوری با مقاومت شدید و فشارهای هماهنگ برخی از اعضای دائمی شورای امنیت مواجه میشود. در واقع، ایران معاصر همواره در معرض بیعدالتیها و برخوردهای مغرضانة متعددی از سوی این قدرتها قرار داشته است. مبارزة مردم ایران برای ملیکردن صنعت نفت در پیشنویس قطعنامهای که توسط انگلیس و با پشتیبانی آمریکا و فرانسه در 12 اکتبر 1951 در دستورکار شورای امنیت قرار گرفت، بهعنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی مطرح شد. طرح چنین پیشنویس قطعنامهای در شورای امنیت، پیشدرآمد سازماندهی کودتایی توسط انگلیس و آمریکا در تلاشی بهمراتب آشکارتر برای دستیابی به همان منافع کوتهبینانهشان بود. این کودتا که دیگر نمیتوانستند آن را در پوشش زبان منشور ملل متحد و یا توجیهات دیپلماتیک پنهان کنند، حکومت سرکوبگر خودکامه را به قدرت بازگرداند. با این حال، مردم ایران در تلاش خود برای ملیکردن صنعت نفت توفیق یافتند و از این طریق، پیشگام جنبشی در جهان درحال توسعه شدند که خواستار دستیابی به حق لاینفک خود برای اعمال حاکمیت بر منابع ملی خویش بود. در گذشتة نزدیکتر نیز، تجاوز صدام حسین علیه جمهوری اسلامی ایران در 31 شهریور 1359 و پیشرفت سریع آن در اشغال سه هزار کیلومتر مربع از سرزمینهای ایران، آنقدرموجب نگرانی همین اعضای دائم نشد که آن را تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی قلمداد کنند یا حتی یک درخواست معمولی برای آتش بس و عقبنشینی بهعمل آورند. حتی آنها لازم ندیدند که تا هفت روز سخت پس از تجاوز صدام، قطعنامهای در مورد آن صادر کنند، با این امید که محاسبة به شدت نادرست آنها مبنی بر اینکه صدام حسین میتواند در ظرف یک هفته به جمهوری اسلامی خاتمه دهد, تحقق یابد.
مقام معظم رهبری در ضرورت پیگیری برنامه هسته ای و بهره مندی از انرژی هسته ای و عدم عقب نشینی دربرابر فشارها، سخنان گهرباری دارند که در این قسمت به آنها اشاره می شود:
"انرژی هستهای برای کشور ما یک ضرورت است، یک نیاز بلندمدت است. امروز اگر مسئولین کشور در به دست آوردن انرژی هستهای کوتاهی کنند، نسل های بعد آن ها را مؤاخذه خواهند کرد. ملت ایران و کشور ایران به انرژی هستهای و این توانایی برای زندگی - نه برای سلاح- احتیاج دارد. عدهای می نشینند همان حرف دشمن را تکرار میکنند که آقا چه لزومی دارد؟ چه لزومی دارد؟ آینده کشور را به خطر انداختن، نیاز فرداهای کشور را به کلی ندیده گرفتن، این اشکالی ندارد؟ آیا مسئولین کشور حق دارند به نسل های آینده خیانت کنند؟ امروز نفت را برداریم مصرف کنیم، یک روزی این نفت تمام خواهد شد. آن روز ملت ایران برای برق خود، برای کارخانه خود، برای گرمای خود، برای روشنایی خود، برای حرکت زندگی خود، دست نیاز دراز کند به سوی کشورهای دیگر تا به او انرژی بدهند؟ این برای مسئولین امروز کشور جایز است؟ عدهای حرف دشمن را تکرار می کنند. همان هایی که ملی شدن نفت را که به وسیله دکتر مصدق و مرحوم آیه ا... کاشانی انجام گرفت، امروز تمجید می کنند که آن کار، نسبت به این کار کوچک بود و این از او بزرگ تر است. همان ها امروز نسبت به انرژی هستهای همان حرفی را می زنند که مخالفین مصدق و کاشانی آن روز می گفتند. این ها قابل قبول نیست. ما در این راه پیش رفتیم، با ابتکار خودمان پیش رفتیم. مسئولین کشور ما هیچ بیقانونی هم نکردند. همه فعالیت های ما در مقابل چشم آژانس هستهای است، ایرادی هم ندارد، ما حرفی نداریم که زیر نظر آن ها باشد. جنجال کردن و فشار وارد آوردن روی ملت ایران برای این مسئله، استفاده ابزاری کردن از شورای امنیت سازمان ملل، برای قدرت های مقابل ملت ایران زیان به بار خواهد آورد. این را من بگویم، اگر قرار باشد بخواهند از شورای امنیت استفاده ابزاری کنند و بخواهند این حق مسلم را از این راه ندیده بگیرند، ما تا امروز آن چه را که انجام دادیم برطبق قوانین بینالمللی انجام دادیم، اگر آن ها بخواهند بیقانونی کنند و بخواهند با تهدید و اعمال زور و خشونت رفتار کنند، بدون تردید بدانند ملت ایران و مسئولین ایران در مقابل دشمنانی که به آن ها تعرض کنند، از همه ظرفیت خود برای مقابله استفاده خواهند کرد."
"حالا، تهدید شورای امنیت کردند، انگار شورای امنیت آخر دنیاست. ما هم شورای امنیت چشیده هستیم. در جنگ تحمیلی، آن روزی که عراقی ها چند هزار کیلومتر خاک ما را زیر پا داشتند، همین شورای امنیت قطعنامه صادر کرد که بایستی جنگ را تمام کنید، دفاع و مقاومت نکنید، ما هم چون برخلاف مصالح کشورمان بود، قبول نکردیم. هر وقت برخلاف مصالح کشور باشد، قبول نمیکنیم. ملت ما ایستاده است. جوانان ما ایستادهاند، خوشبختانه مسئولین ما با نشاط ایستادهاند، خدا پشتیبان ماست و اقتدار آینده کشور ما امروز در گرو تصمیم و همت مسئولان و مردم است. به توفیق الهی، به کمک همت و اراده و عزم بلند مردم و به تایید ولیعصر (ارواحنا فداه) بر این حق پافشاری خواهیم کرد و آن را با همه وجود، به چنگ خواهیم آورد."
"در 27 سال اخیر و در مقاطع مختلف، نظیر این گونه مسائل مطرح بوده است و اکنون نیز مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران مقتدرتر از هر زمان دیگر، هم چون فولاد آب دیده، در مقابل هر فشار و توطئهای پایداری میکنند و با اتکال به خدا، به کارگیری عقل و تدبیر و حفظ وحدت و هم دلی، حرکت به سمت فناوری های پیشرفته از جمله انرژی هستهای را ادامه می دهند. داشتن بهانه برای ادامه جنگ روانی با نظام اسلامی و جلوگیری از پیشرفت های ایران در عرصه علم و فناوری، دو علت اصلی مخالفت آمریکا با استفاده صلحآمیز ملت ایران از انرژی هستهای است. برخورداری از ملتی مؤمن، آگاه و با تجربه، پیشرفت های روزافزون، نظام مستحکم داخلی و نفوذ معنوی عمیق در جهان اسلام، از مبانی اقتدار نظام اسلامی است. مقابله آمریکایی ها با جمهوری اسلامی ایران عملا در استمرار جنگ روانی با نظام و ملت ایران معنا پیدا می کند و جنگ روانی هم نیاز به بهانه دارد که دولتمردان آمریکایی امروز انرژی هسته ای را بهانه این کار قرار دادهاند. در مقاطع مختلف، هرگاه بهانهای به هر علت عملا پایان می یافت، سلطه گران آمریکایی بلافاصله بهانه دیگری طرح میکردند، چرا که آنان استمرار جنگ روانی با ملت ایران را راه اصلی مقابله با نظام اسلامی می دانند و به همین دلیل، اگر امروز ملت و دولت ایران از حق خود درباره انرژی هسته ای عقب نشینی کنند، ماجرا پایان نمی یابد و آمریکایی ها بهانه دیگری می تراشند. در 5/2 سال اخیر، دولت ایران همه راه ها را برای حل قضیه پیمود که در نهایت اروپایی ها گفتند برای این که به شما اعتماد کنیم، باید از هرگونه فعالیت دست بردارید. در جهان امروز، قدرت علمی مبنا و پایه قدرت اقتصادی و سیاسی است و آمریکایی ها با درک این نکته تلاش می کنند روند تبدیل ایران را به قدرتی علمی سد کنند. اگر کشور برق متکی به انرژی هستهای نداشته باشد، با مشکلات اساسی روبهرو می شود. به همین علت، تولید انرژی هستهای نیازی حقیقی است و مسئولان موظفند بدون تسلیم شدن در برابر فشارها، حرکت ایران را به سمت فناوری های پیشرفته از جمله انرژی هستهای ادامه دهند. توجه به مسیر کلی حرکت دشمن، برای درک اهداف واقعی او ضروری است و تجربههای مکرر ملت ایران و تأمل در اهداف کلی آمریکا، نشان میدهد اگر در مسئله انرژی هستهای کوتاه بیاییم، فردا بحث تحقیقات دانشگاهی را پیش می کشند. بنابراین، مسئله فقط انرژی هستهای نیست، بلکه تلاش دنبالهدار دشمن بهانهگیر برای جلوگیری از پیشرفت و اقتدار و رونق ایران است و همین واقعیات، موضوع را به مسئلهای سرنوشت ساز تبدیل می کند که باید با درک مصلحت عظیم کشور و آینده ایران برسر آن ایستاد و همچون دیگر مسائل مهم پس از پیروزی انقلاب، با تحمل مسائل و مشکلات احتمالی آن ایستادگی کرد و به پیروزی رسید."
در مورد تحریم ها نیز باید گفت که تحریم های یکجانبه نزدیک به سه دهه است که عمدتا توسط آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در جریان است. تجربه 29 ساله ایران نشان می دهد که وضع این گونه تحریم ها، ایران را در نیل به استقلال، خودکفایی و پیشرفت های علمی و تکنولوژیک مصمم تر و سرعت برنامه ها را بیشتر کرده است. تهدید به تحریم و اعمال آن، خود دلیل محکمی بر لزوم استقلال، خود کفایی و عدم وابستگی ایران به خارج از کشور می باشد. باید توجه داشت که دستاوردهای عظیم و پیشرفت های خیره کننده جمهوری اسلامی ایران در زمینه هسته ای، در اوج تحریم های یکجانبه آمریکا صورت گرفته است. از اینرو، هرگونه همراهی با آمریکا درواقع تحریم ایران نخواهد بود، بلکه تحریم همراهان آمریکا خواهد بود، چرا که پیروی از سیاست شکست خورده ای است که در طول این مدت دنبال شده است و هیچ نتیجه ای هم نداده است.
در همین چارچوب، لازم به توضیح است که به هنگام طرح مباحث درخصوص ارسال موضوع هسته ای ایران به شورای امنیت و بعد از صدور قطعنامه 1737 شورای امنیت علیه برنامه صلح آمیز هسته ای کشورمان، مجلس شورای اسلامی نیز از روی موضوع عزت اسلامی، اقدامات متقابلی را اتخاذ نمود. در اولین گام، قانون الزام دولت به تعلیق اقدامات داوطلبانه تصویب شد که در تاریخ 9/9/1384 نیز به تأیید شورای نگهبان رسید. طبق این قانون، دولت موظف شد درصورت هرگونه ارجاع یا گزارش در مورد پروندة هستهای ایران به شورای امنیت، کلیه همکاریهای داوطلبانه خود را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تعلیق درآورد. بر این اساس، پس از ارسال موضوع هسته ای ایران به شورای امنیت، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی و تعلیق متوقف شد. در گام بعدی نیز، قانون الزام دولت به تجدیدنظر در همکاری با آژانس در مورخ 6 دی ماه تصویب شد که براساس آن، دولت موظف شد باتوجه به قطعنامة 1737 شورای امنیت، به برنامة هستهای صلحآمیز کشور سرعت بخشیده و در همکاریهای خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی براساس منافع ملت ایران، تجدیدنظر نماید.
نتیجه گیری
موضوع هسته ای، پس از جنگ تحمیلی، مهمترین مسئله ای است که جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه شده است. آمریکا و غرب با تمام قوای خود در صحنه های مختلف بین المللی ظاهر شده و با طرح اتهامات و ادعاهای ساختگی و استفاده ابزاری از سازمان ها و نهادهای بین المللی، تمامی تلاش خود را بر آن قرار دادند که مسیر هسته ای را در ایران متوقف سازند. بی تردید، مقاومتی که در برابر این تلاش ها از سوی ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران برای حفظ و گسترش دستاوردهای هسته ای خود صورت گرفت، مهمتر از نهضت ملی نفت می باشد. دشمنان قسم خورده ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران سعی کردند با طرح موضوع هسته ای در شورای امنیت، همانند موضوع ملی شدن صنعت نفت، آن را تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی جلوه دهند و به این طریق جلوی آن را بگیرند، اما از این نکته مهم غافل بودند که ملت و دولت ایران با این تهدیدها از حقوق و دستاوردهای حاصله خود نخواهند گذشت. در این رابطه، باید اذعان کرد که پیشرفت های حاصله در زمینه هسته ای، حاصل سه عامل بسیار مهم می باشد: هدایت و تدبیر مقام معظم رهبری، خواسته و حمایت ملت، ایستادگی و مقاومت دولت اصولگرا.
موضوع هسته ای، دارای ابعاد فنی، حقوقی و سیاسی می باشد. در بعد فنی، جمهوری اسلامی ایران موفق شد چرخه سوخت هسته ای را کامل و بومی نماید و در فناوری هسته ای به نقطه غیرقابل بازگشت برسد. امروز، ملت ایران فناوری هسته ای را در بالاترین سطح ممکن در اختیار دارد. در بعد حقوقی، برخی کشورهای انحصارطلب و زورگو تلاش کردند با استفاده از ابزار حقوقی، مانع بهرهمندی ایران از انرژی علوم و فناوری هسته ای شوند. اساسنامه آژانس، پروتکل الحاقی، آییننامهها، مقررات، توافقنامههای دوجانبه و چندجانبه و حتی اقدامات داوطلبانه را به عنوان یک مبنا و ابزار حقوقی برای فشار بر ایران مورد استفاده قرار دادند و تلاش کردند که با هیاهوهای فراوان، دروغپراکنیهای گسترده و پیچیده، ملت ایران را از حق مسلم خود محروم کنند. جمهوری اسلامی ایران توانست با قدرت منطق و استدلال حقوقی، همه ترفندهای غرب را خنثی کند. در این زمینه، گزارش سوم اسفندماه 1386مدیرکل آژانس که مبین حل و فصل تمامی موضوعات باقی مانده می باشد، مهر تاییدی بر حقانیت ملت ایران بود. در بعد سیاسی نیز این کشورها سعی کردند تا یک اجماع بین المللی علیه ایران شکل دهند و با فشارها و همچنین وارد کردن نهادهایی مانند شورای امنیت در موضوع هسته ای، ملت ایران را از فناوری هسته ای محروم نمایند و انحصار خود را بر این فناوری حفظ نمایند. در این زمینه نیز هیچ یک از این گام ها با موفقیت همراه نبود. امروز، موضوع هسته ای در هر سه بعد فنی، حقوقی و سیاسی بسته شده است. اینکه یکی، دو کشور هنوز حاضر نیستند حقایق موجود را بپذیرند، به روحیه خودخواهی، انحصارطلبی و توسعهطلبی¬شان برمیگردد.
باید توجه داشت که دستیابی به انرژی هسته ای و فناوری غنی سازی به منظور استفاده در اهداف صلح آمیز، حق طبیعی جمهوری اسلامی ایران بوده و مورد حمایت آحاد ملت آن است. استفاده از اهرم شورای امنیت و تحریم های اقتصادی و سایر تهدیدات نمی تواند مردم و دولت ایران را لحظه ای از تصمیمی که اتخاذ کرده اند، منصرف نماید.
درخصوص دستاوردها و پیشرفت های حاصله در زمینه هسته ای نیز همانگونه که مقام معظم رهبری فرموده اند، نقش شخص رئیس جمهور و ایستادگی های وی بارز است. معظم له، در این خصوص فرموده اند: "پایبندی مردم و مسئولان بر شاخص ها و اصول نظام اسلامی و بیان صریح و بدون هراس آنها، و ایستادگی و حضور هوشمندانه در صحنه، عامل سربلندی نظام و پیشرفت کشور در عرصه های مختلف از جمله موفقیت بزرگ در موضوع هسته ای است. یک نمونه از پیشرفت های نظام اسلامی، مسئله هسته ای است که ملت ایران در این موضوع، حقا و انصافا به یک موفقیت بزرگ و پیشرفت چشمگیر دست یافته است. همان کسانی که می گفتند باید فعالیت هسته ای ایران برچیده شود، اکنون می گویند ما حاضر به قبول پیشرفت های شما هستیم به شرط آنکه برای مدت محدودی ادامه پیدا نکند که این مسئله، پیشرفت بزرگی است که جز با استقامت به دست نمی آمد. نقش شخص رئیس جمهور و ایستادگی وی در پیشرفت موضوع هسته ای بسیار بارز است. در کنار ایستادگی ملت، مجلس هفتم نیز برخلاف تلاش عده ای در دوره قبل، واقعا در موضوع هسته ای ایستادگی و پافشاری کرد. من از قشرهای مختلف مردم، مراجع محترم، روحانیت معظم و مسئولان در بخش های مختلف به ویژه دولت و مجلس به دلیل اتخاذ مواضع صریح در موضوع هسته ای قدردانی می کنم. حضور هوشمندانه مردم در صحنه و وحدت نظر مسئولان، در هر موضوعی همواره موجب استحکام نظام اسلامی خواهد شد."
"سونامی ایرانی" عنوان فیلمنامه ای کوتاه است که 4 روز قبل از انتخابات 84 توسط ابوالقاسم طالبی کاگردان نامآشنای سینما و تلویزیون نوشته شد و 2 روز قبل از آن، در صفحهی اول روزنامه "سیاست روز" منتشر و نهایتاً توسط مردم ایران ساخته شد.
این فیلمنامه درممطبوعات و سایت های خبری انعکاس وسیعی پیدا کرد و کلمه سونامی آن، بارها توسط سیاستمداران و... تکرار شد. این فیلمنامه زیبا، با توجه تشابه فضای کنونی با سال 84، بازخوانی میشود:
ابوالقاسم طالبی
خارجی- روز- مکه
آفتاب گرمای خود را به رخ زمین می کشد. زمین تفتیده شده. پیامبر اسلام(ص) در کنار بلال حبشی ایستاده و به روی او لبخند می زند، چنان که همه بدانند بلال جزء ستاد مرکزی مرد فاتح میدان است. بلال با اشارهی رسول خدا(ص) از کعبه بالا می رود تا اذان بگوید. یاران اصیل پیامبر(ص)، مردانی با چهره های مصمم و قلبهای صمیمی و دستان آماده برای فداکاری و ساختن امپراتوری اسلام در سراسر جهان با صدای اذان بلال برای نماز آماده می شوند. دوربین به پنجره ای نزدیک می شود. یکی از سران اشراف مکه عصبی است و زیر لب مطلبی را به همسرش که کنار او ایستاده می گوید.
مرد: محمد، بلال سیاه حبشی را عزیزتر از ما می داند.
زن: محمد به قلب ها می نگرد نه به قالب ها.
دوربین بر فراز شهر مکه اوج می گیرد و سپس به طرف آسمان می چرخد. تصویری از نور خورشید قاب تصویر را سفید می کند. لحظه ای بعد دوربین به سمت زمین می چرخد.
ایران- روز- 15 قرن بعد
آفتاب تیرماه بر خیابانهای شهر تهران می تابد. مردمی از جنس همان کسانی که گرد پیامبر(ص) بودند، در صف رأی دادن به کاندیدای ریاست جمهوری ایستاده اند. دوربین پایین می آید و به یک دختر حدوداً 20 ساله که همراه مادرش در صف ایستاده، نزدیک می شود. دختر به دوربین لبخند می زند، گزارشگر از دختر سؤال می کند.
گزارشگر: خانم به کی رأی می دهید؟
دختر: دکتر احمدینژاد
گزارشگر: چرا؟
دختر: چرا نه؟
گزارشگر: خب کت و شلوار قیمتی نمی پوشه. چهره اش یه کمی آخه می دونید...
دختر: 2 ساله عقد کردم، هر چی تلاش می کنیم، نمی تونیم یه آپارتمان 40 متری اجاره کنیم. مشکل من اینه نه کت و شلوار و چهره و...
گزارشگر: اون یکی کاندیدا هم می تونه
دختر: من به دنیا نیامده بودم که اون یکی همه جا رئیس بوده و هنوز هست، اگه می خواست یا می تونست انجام داده بود.
گزارشگر از مادر دختر سئوال می کند.
گزارشگر: خانم شما به کی رأی می دهید؟
زن: این دخترمه، از روش (با بغض) خجالت می کشم هنوز نتونستم چهار تا تکه جهیزیه براش بخرم.
دوربین از از صف زنان فاصله می گیرد. به طرف صف مردان می رود. پیرمردی عصازنان خود را به ته صف می رساند، دوربین به چهرهی خستهی او که چند قطره عرق روی آن نشسته نزدیک می شود.
گزارشگر: پدر به کی رأی می دی؟
پیرمرد: به رجایی.
گزارشگر: رجایی که سال 60 ترور شد.
پیرمرد: جسمش ترور شد، راهش هست.
گزارشگر: مگه اون یکی کاندیدا مخالف راه رجاییه؟
پیرمرد: رجایی تعطیلات فرنگ و کیش نمی رفت. رجایی ساده زیستی را ریا نمی دانست. رجایی منت سر مردم نمی گذاشت. رجایی...
جوانی که جلوی پیرمرد ایستاده، برمی گردد و چنان که گویی از اول به مصاحبه گوش می داد، سینه اش را جلو می دهد و گوش های شکسته اش را به رخ می کشد.
جوان: اصلاً جمهوری شده سلطنتی که پست جمهوری یعنی چند سال خدمت. برو کنار تشک، مدال آور تربیت کن.
گزارشگر: مملکت گردانی آخه چیز سختی است، می دونید؟
جوان: ببین داداشم، ما ورزشکارا می گیم خیلی یل باشی، دو دوره المپیک بسه دیگه. حتماً باید بخوری زمین یه ملت زانوی غم بغل میگیرد. بیا کنار بذار برو بچه های یل جوانتر استخواندار برن وسط. اگه خسته شدن بادشونم بزن، بهشون افتخار کن.
گزارشگر: شما به کی رأی می دین؟
جوان: یه یل که آمادگی آوردن مدال داشته باشه. هی مدال 30 سال پیش رو به رخمون نکشه. به احمدینژاد.
گزارشگر: مملکت که تشک کشتی نیست.
جوان: پشت گوشای من مخملیه.
گزارشگر نگاهی می کند، لبخندی می زند.
گزارشگر: یعنی چی؟
جوان: یعنی خرم
گزارشگر: قبل از تولد من، او آقا و تمام فامیلش سرکنار بودند. حالا می گه یکصدهزار تومان میدم. خونه می دم. چی و چی می دم، شما رأی بدین. اصلاً رأی من فروشی نیست، برو عزیزم.
پیرمرد پشت سر جوان دوباره خود را به جلوی دوربین می رساند و با تعصب خاصی به بحث وارد می شود، چند نفر دیگر از رأی دهندگان هم گرد دوربین جمع شده اند.
پیرمرد: اینا همیشه بازنشستگی ما رو با تأخیر می دن یا داشتند و نمی دادند و اگه نداشتند حالا از کجا میارن، می خوان به هر نفری صد هزارتومان بدن.
جوان که کمی عصبی شده، سرش را داخل کادر دوربین کنار صورت پیرمرد می کند.
جوان: بابا بزرگم خدا رحمتش کنه، نور به قبرش بباره می گفت: زمون شاه، با مینی بوس از ده می بردنشون شهر رأی بدن، هر شناسنامه ای یه دست چلوکباب می دادن. ای بابا با این حرف ها ما که برگشتیم به زمون بابابزرگم، اف داره واسه مملکت. دست بردارین. جمهوریه. مسئولین باید عوض بشن. چه پول کباب بدن چه ندن.
چند نفر از ناظرین انتخابات به طرف دوربین می آیند اما دوربین از محل رأی گیری فاصله می گیرد. سپس با اوج گرفتن، چند محل رأی گیری را همزمان در یک لانگ شات می بینیم. دوربین همچنان اوج می گیرد و سپس با یک چرخش از زمین به طرف آسمان، لکه ابری که گویی آخرین قطرات باران بهاری را در خود جای داده، قاب تصویر را پر می کند.
ستاد انتخابات وزارت کشور- روز بعد- داخلی
در ستاد انتخابات ولوله ای برپاست. چند آقازاده با چهره های برافروخته به اینطرف و آنطرف می دوند. چند وزیر که سابقه وزارتشان از ربع قرن کمی کمتر است هم سعی دارند آقازاده ها را آرام کنند. رفتار وزرای ربع قرنی چنان است که گویی قرار بوده تا آخر عمر وزیر باشند و آقازاده ها هم رفتارشان و حرف زدنشان بهگونه ای است که قرار بوده ریاست حکومت بعد از این دوره به آنان ارث برسد.
چند کارمند که خود را با رایانه مشغول نشان می دهند، گرد هم جمعند و ضمن کنترل آمار رأی دهندگان هر کدام چیزی می گویند.
اولی: ا... پسر، احمدینژاد تو مشهدم خیلی بالاست.
دومی: اصفهانی ها خیلی مردی کردن، بیشتر از دوره اول بهش رأی دادن.
سومی: این همه تخریب رو مردم تهرانم اثر نداشت.
و مردی که پشت رایانه نشسته، سربرمی گرداند و به همکارانش تذکر می دهد.
مرد: بچه ها لبخند نزنین، خودتونو ناراحت نشون بدین، می دونیم که رأی مردم برا اینا عین سونامیه.
تصویر روی نام دکتر احمدینژاد و ارقامی روی صفحه مانیتور کامپیوتر فیکس می شود.
مردم پس از مناظره در شهرهای مختلف به خیابانها آمدند و هر نقطهای را که منتسب به احمدینژاد بود، محلی برای اجتماع و بیان شور و هیجان خود قرار دادند. دانشجویانی که برای تماشای مناظره در مقابل صداوسیما جمع شده بودند، سر از پا نمی شناختند. بسیاری از خانوادهها آنهم با جایگاههای اجتماعی متفاوت و بعضاً متضاد، در حالی که ساعت از نیمه شب گذشته بود، به خیابانها آمدند.
واقعاً مگر چه شده است؟ مگر در این مناظره اتفاق جدیدی افتاد؟ مگر غیر از این بود که باز هم طبق روال 3 ماه اخیر و یا حتی 4 سال گذشته، لیست تکراری از بیانصافیها، تخریبها و حتی توهینها قرائت شد؟ بیش از نیمی از 45 دقیقه وقت احمدینژاد هم که در پاسخ به همین بیانصافیها گذشت.
اما این سؤال جدی است: مگر احمدینژاد در همان چند دقیقه کوتاه چه گفت که اینچنین تودهها را شعلهور کرد؟
پاسخ را باید در فضایی که احمدینژاد در آن لب به سخن گشود، یافت. احمدینژاد در پس 4 سال سکوت، زمانی عزم سخن گفتن کرد که "هیاهوی سبز"، به یاری امواج بلند تهمت، توهین و تخریب، غباری سنگین و البته سبز رنگ را بر جامعه پاشیده بود. غلظت این غبار که این بار همه توان اغواگران را به خدمت گرفته بود، آنقدر سنگین بود که حتی میرفت تا پرنورترین و روشنترین نقاط 4 سال تلاش شبانهروزی دولت اسلامی را نیز در خود فرو بلعیده و مانع از دیدنشان شود؛ آنقدر سنگین که روشنایی کارنامه نماینده یک ملت در سیاست خارجی، مایه ذلت خوانده شود و خدمت مایه خفت.
احمدینژاد ماهیت غبارگونهی این هیاهوی سبز را شناخت و تنها کاری که کرد، فرونشاندن این غبار بود. ماهیت حبابوار این هیاهوی سبز ایجاب میکرد که با سر سوزنی فرونشیند و با سر سوزنی فرونشست.
احمدینژاد حتی در افشاگری خویش نیز سخن تازهای نگفت. او تنها سخنانی را که در یک محفل خانوادگی، یک جمع 5 نفره در تاکسی و یا یک صف چند نفره مقابل مغازه نانوایی مطرح میشود، باز گو کرد. او از شبکه قدرت و ثروتی سخن گفت که بارها و بارها موضوع بحث جمعهای کوچک مردم بوده است، با این تفاوت که او در جایگاه نماینده ملت، نه بر مبنای شنیدهها، که اینک از روی شواهد، ناگفتههای ملت را از زبان آنان و به نمایندگی از آنان مطالبه میکرد.
اگر چه او را مردم به حلقهای بسته از مدیریت اجرایی کشور تحمیل کردهاند، ولی وی در واپسین ماههای نمایندگیاش از مردم، نه تنها به رنگ سبز آن حلقهی بسته در نیامده است، بلکه این احمدینژاد است که با شجاعت و به قیمت به جان خریدن توهینهای مکرر، کلام مردم را برای صاحبان قدرت و ثروت هجی میکند.
و شاید اینک بتوان دریافت راز این همه شور و احساس را تنها پس از یک مناظرهی در ظاهر ساده؛ احمدینژاد بغض فروخفتهای بود که به فریاد الله اکبر شبانه مردم تبدیل شد. او باطلالسحر جادوی سبزرنگی بود که اغواگرانه در جمع مردم میگشت تا شاید از "غوغا" طرفی بربندد. و اینک صاحبان این هیاهو نیک میدانند که در فضایی که غبار آلوده نیست، رقابت دیگر معنایی ندارد.
...صبح یکشنبه یعنی ششم بهمن ماه برای من اتفاقاتی افتاد که خیلی برای من و هم خدمتی هایم جالب بود.بین دو زنگ در وقت استراحت ده دقیقه ای من کیانوش دانیاری را دیدم که دفترچه کوچکی به دست دارد و داخل ان جدول هایی کشیده بود و عمیقا در بحر ان رفته بود من به او گفتم چه کار میکنی اقای دانیاری؟ و او گفت دارم شعر میگم منم همینطوری به او گفتم یه چند تا کلمه هم به من بگو بلکی من هم شعر بگم و او حرف مرا جدی گرفت و گفت با کلمات"هستی و مرگ و چمدان و سیب"یک شعر بگو.وقت استراحت تمام شده بود و کلاس درس ما در داخل اسایشگاه شروع شده بود من هم شروع کردم به گفتن شعر و پس از چند دقیقه سروده خود را به کیانوش نشان دادم.نوشته بودم:
تمام هستی عمرم که صرف شد به رهت
چو مرگ در برم اید رها شوم ز برت
ولی بدان چمدانی زاه و انده من
به سیب روی تو لبخند میزند به تنت
کیانوش با دیدن این دو بیت خیلی مرا تشویق کرد و گفت شعری که گفتی هم وزن داره و هم قافیه لذا من که جو گیر شده بودم به او گفتم باز هم یک کلمه بگو و او گفت"حسن
خلق "و من سرودم:
وفا نکردی و رفتی برو برو ز برم
که حسن خلق فزونم نکرد چون شکرت
دوباره ان را به کیانوش نشان دادم واو لبخندی زد وگفت خیلی خوب است و اگه بخوای شعرت در قالب غزل باشه باید یه بیت دیگه هم اضافه کنی وباز من گفتم:
ولی بدان که کنون بعد عمر رفته من
نیاوری به کفت عشق و گوشه جگرت
ودوباره مورد تشویق کیانوش قرار گرفتم.واز همینجا بود که یک کار دیگر هم به برنامه های روزانه من اضافه شد و ان هم تلمذ نزد اقای دانیاری در رشته شعر و شاعری و قالب های شعری و عروض و قافیه و ...بود ضمن اینکه هر شعری میگفتم کیانوش به همراه علی گلی باغ مهیاری و حمزه عرفانی ان را نقد میکردند و خیلی تشویق میکردند و میگفتند تو با این که رشته ات برقه ولی خوب شعر میگی و مخصوصا استعدادت در زمینه وزن خیلی خوب هست.من هم که حسابی به حرفهای انها باور پیدا کرده بودم حدود یک ربع قبل از خاموشی مینشستم و شعر میگفتم .شعر دومی هم که در تاریخ هفت بهمن گفتم و بعدها خیلی مشتری پیدا کرد به این ترتیب بود که:
کلاغ عمر دوماهه به زیر باران رفت
چو برف کز اثرگرمی بهاران رفت
دراین دوماهه چه ها رفت بر سر گورهان
که گفتنش بکند پر تلاطم این اذهان
بدان عزیز که خدمت نهایت درد است
در ان شبی که هوای قفس چنان سرد است
به صبح شنبه رژه میرویم چون رندان
به مارش طبل و دهل در درون این زندان
چو پنجشنبه بیاید به کوه باید رفت
دران هوای مه الود وه چه کاری سخت
دوباره صبح شد و افسر نگهبان هم
به اخم و داد فراوان به چهره ای در هم
قدم نهاده درون قفس به حال شتاب
به بانگ کف کفف و بر پا رهاند از ما خواب
چه خواب سخت و ملال اوری گذشته به من
همه سیاه و پریشان چو اتشین خرمن
به خواب بودم و شعری سروده ام ناجور
خدا نیاردم ان روز ان برم در گور
همای عمر دوماهه به زیر باران رفت
چو تیر کلت زعاف جناب سروان رفت
در این دوماهه چه خوش میگذشت بر گورهان
که گفتنش بکند شاد این همه اذهان
بدان عزیز که خدمت نهایت مستی است
دران شبی که رفاقت مشابه هستی است
به صبح شنبه رژه میرویم چون شیران
به راست قامتی سرزمینمان ایران
به لحظه لحظه عمرم که مانده ام به اراک
هزار خاطره دارم هزار یار پاک
خدای خوب و عزیزم خدای عشق و راز
کمک نما که دوباره ببینم ایشان باز
این شعر روز های اخر خیلی مشتری پیدا کرده بود و از زمین و اسمان این دفتر خاطرات بود که به سمت من می امد و من به رسم ادب می بایست این شعر را برای انها مینوشتم. ضمن اینکه بعضی از بچه ها شعر اختصاصی میخواستند و میخواستند که اسم اون ها در شعر باشه من هم از اون ها کلمات مورد علاقه شون را میپرسیدم و چهار پنج بیت شعر براشون میگفتم.اگرچه من در شعر گفتن سریع شده بودم ولی انصافا با مشغله های دیگری که برای خودم درست کرده بودم بعضی وقت ها وقت کم میاوردم و مجبور میشدم از وقت خوابم بزنم و سفارش دوستان را انجام بدهم.در ضمن شعر هام را در این قسمت به نقد دوستان گذاشته ام.بگذریم
دو سه روز بعد اقای حنیف نیا مسیول گروه تواشیح اسم کسایی که توی تست قبول شده بودند را خواند.مسیله مهم این بود که چهار نفر از اسامی از گروهان جهاد ذوالفقار بود که من و سعید افشاری و اقای حامد نبی زاده و احمد رضا شریفی را شامل میشد.هر چند که احمد رضا به علت سرما خوردگی که گرفته بود از اول در تمرین ها حاضر نشد و سعید افشاری هم به دلیل کلکل کردن با حنیف نیا پس از چند جلسه تمرین از گروه محروم شد .
کار جدید هم جور شد و من علاوه بر فعالیت های همگانی از چهار و نیم صبح تا چهار و نیم عصر در کلاس قران و و کلاس شاعری و شرکت در جلسه موسیقی سنتی و مطالعه منابع برای مسابقات در گروه تواشیح هم شروع به فعالیت کردم.پای ثابت گروه از اول تا اخر من و نبی زاده و اقای طاهر از گروهان جهاد عاشورا و اقای رییسی و خود محمد حنیف نیا از گروهان شهادت ذوالفقار بود در این بین بعضی ها هم یک یا دو جلسه می امدند و کار را ادامه نمیدادند و دنبال کار را رها میکردند .یکی دیگر از بچه ها که تقریبا از اول در جلسات بود ولی بعد توسط محمد به دلیل دو جلسه غیبت کنار گذاشته شد شیرنژاد بود .او خیلی دوست داشت که باز هم در گروه شرکت کند ولی خوب محمد یه کم سخت گیر بود و حرف که میزد از ان بر نمیگشت.تنها کسی که من دلم نمیخواست از گروه حذف
بشه همون شیر نژاد بود که او هم از شهادت ذوالفقار بود و حتی دو روز قبل از اجرا هم اومد و گفت که وساطت کنیم دوباره برگرده و ما هم وساطت کردیم و موثر واقع نشد. آه چه کنم که هیچکس در این مدت به خواسته های دل من توجه نکرد!در اولین جلسه تمرین که برگزار شد همانطور که محمد گفته بود برای من نقشه های ویژه ای کشیده بود...
... روز سه شنبه یکم بهمن ماه زمزمه هایی بود مبنی بر اینکه گشتی های امشب از بین کلاس دو جهاد هستند چون کلاس یکی ها یکشنبه دو هفته قبل به گشت رفته بودند .نزدیک ظهر با اعلام اسامی گشتی ها پشت شیشه من دیدم که بله من و حسین ارمین باید از ساعت هشت تا یازده بین برجک پنج و شش نگهبانی بدیم ولی هیچ چیز در مورد جزییات این کار نمیدانستیم. گشتها سه شیفت سه ساعتی بود یعنی هشت تا یازده ویازده تا دو و دو تا پنج.
پس از اتمام کار های روزانه سربازی که در دفتر گردان خدمت میکرد و فامیلش رعد بود اومد و گفت که گشتی های امشب با وضعیت کامل بیرون باشند چون باید به پاسدار خونه برند.پاسدار خونه جلوی در ورودی پادگان بود. این حرفها و تهدید ها برای بچه ها عادی شده بود لذا کسی به او محل نگذاشت.در واقع گروهان جهاد ذوالفقار ورودی یکم بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هفت بچه های ویژه ای بودند و توی پادگان همه را عاصی کرده بودند.نه توی صف رفت و اومد میکردند و نه شبها پس از زمان خاموشی به خواب میرفتند.وضعیت غذا گرفتنشان هم هنوز بعد از یک ماه تغییر نکرده بود و یه جورایی همه مسیول های گردان از گروهان جهاد به عنوان بی نظم ترین گروهان پادگان حرف میزدند و چپ و راست ما را تنبیه میکردند. یک ساعت بعد دوباره او اومد و لحن گفتنش جوری بود که ما دیگه مجبور شدیم راه بیفتیم به سمت پاسدار خونه.نزدیک اذان مغرب بود و میان راه افسر پاسدار ما را دید و از ماشین پیاده شد.در واقع ما باید همه راه را تا پایین میرفتیم ولی مثل اینکه اوضاع برعکس شده بود و او که ستوان سه بود بالا امده بود و لذا طبیعی بود که عصبانی باشد و ما را تنبیه کندلذا بیست سی تایی بیشین برپا به ما داد و میگفت افراد یه ضرب بشینند برپا و این عبارت را دایم تکرار میکرد و پاسبخشها راهم به دلیل اینکه چند تا از سرباز ها نیامده بودند به حالت شنا پنج دقیقه ای نگه داشت.چون پاسبخش وظیفه دارد که همه سربازان را به موقع سر پست حاضر و یا از پست ترخیص نماید.افسر پس از اینکه ما را تنبیه کرد و یه کم دلش خنک شد شروع به توضیح دادن وظیفه گشتی ها کرد و به ما گفت که هر کسی را که دیدید باید برایش ایست بکشید و کلمه عبور از او بخواهید و اگر بلد نبود دستگیرش کنید. کلمه عبور اگر اشتباه نکنم "پرتقال گلستان سعدی تفنگ ژ3"بودکه بعدا که سر پست رفتیم به ما ابلاغ شد.پس از اتمام توضیحات ما برای نماز و صرف شام و ... رفتیم.شام ما را زودتر از بقیه دادند و چون هوای ان شب بارانی بود پانچوهای خودمون را پوشیدیم و خنجر به دست و جیب اورکتها پراز خوراکی به سمت محل پاسدار خونه راه افتادیم .انجا هم افسر پس از حضور و غیاب ما را به دست پاسبخش ها سپرد که ما را سر پستمون بگذارند.پاسبخشی که ما را همراهی میکرد کاظم دوالی از بچه های درجه یک شهرضا بودساعت یک ربع به هشت در پاسدار خونه رسیدیم و افسر مربوط پس از حضور و غیاب ما را به دست پاسبخش ها سپرد تا ما را در جای مناسب قرار بدهند. ارش رحمتی و علی رضایی بین برجک هشت و هفت و عقیل رهنما و مهدی مرادی بین برجک هفت و شش مستقر شدند و من و کاظم و حسین و علی گلی و امید افشار پور به سمت برجک شش رهسپار شدیم.بیست سی متری مونده بود به برجک برسیم که که نگهبان برجک ایست جانداری کشید و ما هم همونطور که با هم حرف میزدیم بدون توجه به او به راه خودمون ادامه دادیم که اینبار سرباز گلن گدن تفنگ کلاش خود را کشید و گفت ایست سپس در خواست کلمه عبور کرد وما توضیح دادیم که برای گشتی اومدیم و کلمه عبور نداریم و به ما گفتند که ساعت نه و نیم کلمه عبور را به ما اعلام میکنند .خلاصه گفت که من این حرف ها حالیم نیست و یا باید کلمه عبور بدید و یا اینکه برگردید.من دیدم که کاظم قانع شده برگرده لذا به او نهیب زدم و گفتم این بابا ما را سر کار گذاشته ولی خوب چاره ای نبود.باور کنید که شنیدن صدای گلن گدن(به ترکی میشود رفت و برگشت) در ان سرمای بی نظیر هوا و نم نم باران و تاریکی هوا و سکوت حاکم برمنطقه هر ادم عاقلی را میخکوب میکند.با نگاهی که به هم کردیم قصد باز گشت گرفتیم و برگشتیم بریم که یهو اون سرباز زد زیر خنده و گفت که حال کردید چطوری سر کارتون گذاشتم؟محدوده نگهبانی من و حسین از همانجا شروع و تا دویست سیصد متری انجا یعنی تا برجک پنج ادامه داشت بنابراین کمی اونجا ایستادیم و با اون سرباز حرف زدیم و مقداری خوراکی بهش دادیم و راه افتادیم که بین دو برجک محوله گشت بزنیم. زمان خیلی کند میگذشت و با اینکه من و حسین نان خشکه ها و پرتقال ها و ساندویچ و خلاصه هر چه داشتیم خورده بودیم ولی هنوز نیم ساعت بیشتر از سه ساعت زمان ما نگذشته بود.
سنگینی پانچو شانه هایم را خسته کرده بود و به دلیل بارش باران نمیتوانستم اون را از تنم بیرون بیاورم.هر ماشینی که از بیرون پادگان رد میشد من و حسین شروع به فریاد زدن میکردیم ایست...ایست... و اینطوری سر خودمان را گرم میکردیم واقعا لحظات لحظات سخت و ملال اوری شده بود.چند بار من و حسین فاصله بین دو برجک را پیمودیم.ساعت حدود نه سی و پنج دقیقه بود که کاظم اومد و کلمه عبور ان شب را به ما داد و رفت.ما همچنان قدم میزدیم ودر وسط راه بین برجک پنج و شش و به سمت برجک شش حرکت میکردیم که حسین متوجه حضور دو نفر در فاصله بیست سی متری پشت سرمون شد.برگشتیم و کمی با دقت بیشتر به انها نگاه کردیم از خط های قرمز شلوارشون فهمیدیم که لیسانسه اند و یا مال ذوالفقارند و یا مال عاشورا ما هم که حسابی سرمای هوا و خواب الودگی امنمان را بریده بود بطور همزمان و بلند گفتیم ایست...ایست.اونها یواش یواش به سمت خیابونی که به سمت اسایشگاه ها میرفت حرکت کردند و با حالت التماس گونه ای میگفتند که شما مال شهادتید؟کاری به کار ما نداشته باشید و ...ولی وقتی عزم ما را جزم دیدند شروع به دویدن کردند و ما هم به دنبالشان اونها به دلیل اینکه پانچو نداشتند و بدن هاشون گرم بود خیلی سریع دویدند و به سمت اسایشگاهشون رفتند که ما با تعقیب اونها به دو نکته پی بردیم.اولا اینکه اونها از گردان خودمون یعنی ذوالفقار بودند و دوم اینکه ما دیدیم اونها دمپایی پوشیده بودند لذا اینطور نتیجه گرفتیم که قصد فرار نداشته اند و اون حول و حوش دنبال چیزی میگشته اند لذا ما همون حوالی که انها مشغول بودند را حسابی گشتیم ولی چیزی پیدا نکردیم.البته من حدس زدم که ان ها دنبال سیگار بودند و سیگاراشون را اینجا مخفی کرده بودند و به حسین هم گفتم ولی او گفت خوب توی کمد هاشون هم میتونستند این کار را انجام بدهند و لی من گفتم با توجه به بازدید بازرس ها احتمالا اینها ناچار شدند که بیایند و اینجا سیگار هاشون را مخفی کنند.این حادثه به چند دلیل برایم جالب بود اول اینکه کمی خواب از سرمون پرید و دلیل دوم هم اینکه به دلیل هیجانی که این موضوع داشت و ان مسافتی که دویدیم یه کم بدنمان گرم شد و سرمای هوا را که میرفت استخوانهایمان را هم منجمد کند کمی از ما دور کرد.دلیل سوم هم اینکه اون شب برای ما تبدیل به یه شب خاطره انگیز شد و من و حسین توانستیم با ناکام گذاشتن دو سرباز متخلف کمی به خود ببالیم.وفردا برای بقیه گشتی ها که جریان را تعریف میکردیم اونها میگفتند کاش ما جای شما بودیم.ساعت نزدیک ده بود و ما منتظر ماشین افسر نگهبانی بودیم که برای تعویض پاسدارهای داخل برجک ها به انجا میاومد.کم کم نور چراغ ماشین را دیدیم و وقتی ماشین نزدیک ما شد شروع به ایست کشیدن کردیم ولی انها بوق زدند و از کنار ما گذشتند در واقع تره هم برای ما خرد نکردند و شاید این به این خاطر بود که ما تفنگ نداشتیم. زمان با قدم زدن ما در طی مسیر میگذشت و انگار سرمای هوا عقربه های ساعت را هم سست کرده بود.ساعت ده و نیم تا یازده صدای سگها هم بلند شده بود و سکوت ان منطقه که گاهی ادم را میترساند جای خود را به صدایی دهشتناک تر داده بود.اینقدر کمرم در د گرفته بود که بدون هیچ تکلفی یکی دو دقیقه روی زمین دراز کشیدم و به حسین گفتم پسر اگه ما را میذاشتند توی مرز نگهبانی بدیم باید چی کار میکردیم؟اونجا دیگه شوخی بردار نبود و هر لحظه ممکن بود از گوشه ای تیری به ما شلیک شود و یا یکی از پشت سر کارمان را یکسره کند و.او هم تایید کرد و در این شرایط ما به همت بچه های مرزدار افرین گفتیم و این ضرب المثل دایما در ذهنم تداعی میشد که "قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار اید"با حسین کلی در رابطه با مسایل مختلف از قبیل دانشگاه و درس و خصوصیت شهر هامون و برنامه ریزی مون برای اینده و ... حرف زده بودیم و یه جورایی تواین ده بیست دقیقه هیچ چیز برای گفتن نداشتیم و فقط منتظر بودیم که پاسبخشمون بیاید و ما را از ان وضعیت نجات بدهدوبالاخره یلدای انتظار به سر امد و امیر مازندرانی از همون خیابونی که سرباز ها فرار کرده بودند همراه گشتی های جدید اومد.رامین و صابر امیری که پسر عمو بودند را جای من و حسین گذاشت و ما وسایلمون را تحویل دادیم.احساس سبکی کردم و با سرعت خودم را به اسایشگاه رساندم و روی تختم دراز کشیدم .بچه های دیگه هم یکی یکی و دوتا دوتا میاومدند.اون شب هم با همه سرما ها و گذر دیر زمان گذشت و من منتظر اتفاقات جدید بودم.این هفته به خاطر پیگیری کار امریه ام خیلی روحیه شاد و سر زنده ای داشتم.
با برداشته شدن مسیولیت نظافت سلف فراغت بال بیشتری به دست اورده بودم و شب ها نیم ساعت وقت برای شرکت در مسابقات صرف میکردم.یک ربع برای حفظ چهارده حدیث وقت میگذاشتم و یک ربع برای حفظ سوره حجرات. ضمن اینکه چند شب بود که پس از کار نظافت سلف من و احمد رضا شریفی و احمد رضا مرادی و اقای شاهمرادی به داخل سلف میرفتیم و اونها اواز سنتی میخوندند و من لذت میبردم البته اونها به من هم تعارف میکردند ولی من که از کلاس سوم راهنمایی صدام را اکبند نگه داشته بودم روی خواندن نداشتم ومیگفتم که من صدام خوب نیست تا اینکه روز شنبه پنج بهمن ماه هنگام نماز ظهر اعلام کردند که کسایی که قبلا تو گروههایی مثل سرود تواشیح و تیاتر کار کرده اند.بیایند و تست بدهند تا برای جشن پیروزی انقلاب کار فرهنگی خودشون را شروع کنند من چون در دوره راهنمایی کار تواشیح انجام داده بودم برای این تست رفتم و یک قطعه از تواشیح ان دوره را که یادم مانده بود با صدایی لرزان و تقریبا نا امیدانه خواندم ولی مسیول گروه تواشیح که مال گروهان شهادت ذوالفقار بود گفت تو بیا من بلدم با تو چی کا کنم خیلی خوشحال شدم و البته دلواپس که یعنی این اقا میخواد با من چی کار کنه...