راضی به مشارکت شادیهای خود و راضی به مشارکت در غصه های دیگران باشید
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت. هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت. چشم سادگی از لطف زمین می جوشید. خودما نیم زمین این همه نا مرد نداشت
تا وقتی در رودخانه هستی به بچه های تمساح توهین نکن ! آفریقایی
مانند ابر بالا نرو تا مانند مه ناپدید نگردی. ماداگاسکار
کوچیک که بودیم تنها کفشامون رو اشتباه می پوشیدیم ، اما حالا چی؟ حالا که بزرگ شدیم تنها کار درستمون پوشیدن کفشامونه !!!
شخصی را به جهنم می بردند . در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببرید . فرشتگان پرسیدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او امید به بخشش داشت
امیدوار مباش دیگران همراهیت کنند ، تنها به درمان دردهای روزگار خویش بیاندیش .
در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است.
افسوس که بعضی ما انسانها جرات گفتن حتی یک جمله را هم ندارند.