|
خوش آمد بهار
گل از شاخه تابید خورشید وار
چو آغوش نوروز پیروز بخت
گشوده رخ و بازوان درخت
گل افشانی ارغوان
نوید امید است در باغ جان
که هرگز نماند به جای
زمستان اهریمنی
بهاران فرا میرسد
پرستیدنی
سراسر همه مژده ایمنی
درین صبح فرخنده تابناک
که از زندگی دم زند جان خاک
بیا با دل و جان پاک
همه لحظه ها را به شادی سپار
نوایی هم آهنگ یاران برآر
خوش آمد بهار
- - - - - - - - - - -
دوستای گل تبیانی من !
عید و سال نو رو بهتون تبریک میگم
سبز سبز باشید
گریه نمی کنم نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیست
نه اینکه شادم
یه اتفاق نصفه نیمه ام که
یهو میون زندگی افتادم ...
من سنگ شدم و سد و دیوار ...
دیگر نور از من نمیگذرد ، دیگر آب از من عبور نمیکند
روح در من روان نیست و جان جریان ندارد .
حالا تنها یادگاریام از بهشت و از لطافتش
چند قطره اشک است که گوشه دلم پنهانش کردهام
گریه نمیکنم تا تمام نشود
میترسم بعد از آن از چشمهایم سنگریزه ببارد.
نه از خاکم ،نه از بادم
نه در بندم، نه آزادم
نه آن لیلاترین مجنون
نه شیرینم، نه فرهادم
نه از آتش، نه از سنگم
نه از رومم ،نه از زنگم
فقط مثل تو غمگینم
فقط مثل تو دلتنگم
چه غمگینم، چه تنهایم
نه پنهانم، نه پیدایم
نه آرامی به شب دارم
نه امیدی به فردایم
چه امیدی،چه فردایی
چه پنهانی ،چه پیدایی
اگر خوشحال ،اگر غمگین
چه فرقی داره تنهایی
تونیستی قصة دردم
سیاهم، ساکتم،سردم
اسیر خاکم وخسته
اگر سبزم، اگر زردم
اگر آبی تر از آبم
اگر همزاد مهتابم
بدون توچه بی رنگم
بدون تو چه بی تابم
بیا از «من» جدایم کن
صدایم کن ،صدایم کن
دلم از دست «من» خونه
بیا از «من» رهایم کن