دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 291325
تعداد نوشته ها : 658
تعداد نظرات : 621
Rss
طراح قالب
                 

      به ذره گر نظر لطف، بوتراب كند                   

                                                                                   به   آسمان رود  و  كار آفتاب كند 
دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385

براي دوست يك دفعه تمام باطن محبت خود را ظاهر مكن زيرا هر وقت اندك تغييري مشاهده كرد تو را دشمن مي دارد.

دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385

اخلاص

شكرلله كه سحر وارد ميخانه شدم

بي خود از نشاََََََت مي با دو سه پيمانه شدم

تا به احرام قدم در حرم يار زدم

شامل مرحمت صاحب آن خانه شدم

سجده شكر دو صد بار بجا آوردم

تا درآن خانه زخودرستم وديوانه شدم

حلقه بندگي اش تا كه به دركوبيدم

آشنا خواند مرا كز همه بيگانه شدم

در صفا سعي كنان هروله  كردم كه چنين

شهره در گفتن اشعار حكيمانه شدم

كوري خرقه بدوشان ريايي به حرم

محرم راز مگو  گشتم و افسانه شدم

تا شدم مست ز صهباي تولاي علي

دل ودين باخته دلبر جانانه شدم

من جوليده گرفتم ز خدا برگ عبور

تا به اخلاص مقيم در اين خانه شدم

 
دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385

به نام خدايي كه بيش از هر كس از احوال بندگانش آگاه است

اوست كه بر كار ما بينا و بر نياز ما تواناست

 

سلام

ديروز يكي از دوستان خوبمون هم توي مطلبش و هم توي نظري كه برام گذاشت از " ليله الرغائب " يا همون شب آرزوها سخن گفت. راستش دلم گرفت، خيلي زياد. نمي دونم، شايدم يه جورايي يه حس اميد همراه با ترس درم به وجود اومد. آخه اسم اين شب خيلي آدم رو تكون مي ده. كمي بهش فكر كن: شب آرزوها.

انگار تا اسمش رو مياري همه ي وجودت پر مي شه از نياز، انگار يهو تمام مشكلاتت ميان جلو چشمت، انگار هر چي از خداي خودت مي خواي جلوت صف مي بنده. و تمام زيبايي قضيه به اينه كه ناگهان خودت رو مي بيني كه ايستادي جلوي خدا و با  تموم ناتوانيت داري ازش كمك مي خواي، فقط از خودش و نه هيچ كس ديگه، و ناگهان همه ي وجودت مي گه: " اياك نعبد و اياك نستعين " . خدايا! فقط تو رو مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جوئيم، فقط از تو.  ناگهان مي بيني تويي كه روزي حداقل ده بار فقط از حفظ و نه چيز ديگه اين كلام رو مي گفتي، حالا نه از روي تكليف، كه از عمق وجودت داري صداش مي زني، داري فرياد مي زني: خدايا! فقط تو مي توني كمكم كني، پس فقط از تو مي خوام كه دستم رو بگيري.

 

خدايا! ما بندگان ضعيف و حقيرت جز تو كسي رو نداريم. مي دونم كه اين قدر توي دنيا  غرق شديم كه هزار تا بت رنگ و وارنگ براي خودمون درست كرديم و دست نيازمون رو جلوي اونا دراز مي كنيم و وقتي كه از همه جا نا اميد شديم تازه يادمون مي ياد كه خدايي هم هست.  ولي خدا! آخه تو خدايي، مگه نگفتي مي بخشم؟ مگه خودت نگفتي كه اگه صد بار هم توبه بشكنيم باز هم اگه برگرديم قبولمون مي كني؟ خدايا! حالا ما برگشتيم. ببين چقدر درمونده ايم! ببين كه اون بت ها چه طور دست رد به سينه مون زدن!

ولي خدايا! تو كريمي، تو بخشنده اي. پس خودت ببخشمون و دست رد به سينه مون نزن. خدايا! اون طوري باهامون رفتار كن كه در شان و بزرگي خودته، نه اون طوري كه لايق مائه.

 

خدايا! دست هاي خاليمون رو ببين كه به سمتت دراز شدن. خدايا! اين شب آرزوها خيلي اميدوارمون كرده. خدا جون! همه مون مشكل داريم، همه گرفتاريم. خدايا! به خودت قسم فقط در مورد خودمون فكر نمي كنيم. آخه هنوز اين قدرها از تو دور نشديم كه با خودخواهي فقط حاجت خودمون رو بخواهيم. خداي مهربون! چشم كه مي گردونيم هزار تا آدم گرفتار مي بينيم كه همه دست اميد به سمت تو دراز كردن. خدايا! يه عالمه مريض مي شناسيم كه دكترها نااميدشون كردن. خدايا! تو كمكشون كن. يا غياث المستغيثين! تو دستشون رو بگير. اونا فقط به تو اميد دارن، نا اميدشون نكن.

 

خدايا! هر چي بگيم كم گفتيم. آخه تو اين قدر بخشنده و مهربوني كه ما هر چي هم كه گنه كار باشيم، باز هم از لطف و احسان تو مطمئنيم و چشم به جود تو دوخته ايم.

حالا مي خواهيم دعا كنيم، براي همه. و همه ي اميدمون هم به اين كلام توئه كه گفتي: "ادعوني استجب لكم". و اين جمله دلگرممون مي كنه، آخه مثل يه جور تضمين از طرف تو مي مونه.  

 

خدايا! ما بندگان خطاكارت جز تو كسي رو نداريم، خودت ما رو درياب...   

دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385

همراهي خدا با نمازگزاران

 

"وَ لقَدَ اَخذاللهُ ميثاقَ بَني اِسْرائيلَ وَ بَعَثنا مِنهُمْ اثنيْ عَشَرَ نقيباً وَ قالَ اللهُ اِنّي

 

مَعَكُمْ لَئِنْ اَقَمتمُ الصَّلاةَ. (مائده / 12) " و خدا از بني اسرائيل پيمان گرفت و

 

از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگيختيم و خداوند گفت من با شما

 

هستم اگر نماز را بر پا داريد… ."

 

در اين آيه حمايت و همراهي خدا از بني اسرائيل را مشروط به شروطي

 

مي كند كه اولين آنها بر پاداشتن نماز است. يعني تا وقتي كه نماز را برپا

 

دارند مشمول حمايت خداوند مي شوند و ترك نماز، ترك هدايت خداوند را

 

 در پي دارد. اين معنا مي تواند شامل تمام نمازگزاران و تاركان نماز نيز

 

باشد.

دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385

بارالها!

 

به حق محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين

 

توفيق درك حقيقت نماز را به ما عطا بفرما.

الهي آمين

دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385
 

 حضرت آيت ا... خامنه اي مي فرمايد:

ِ (( امروز جوانان مؤمن و با اخلاص بسيجي بايد براي

دفاع از انقلاب * اسلام و ارزشها و فضيلتهاي اسلامي

درصحنه حضور مستمر داشته باشند و با امر به

معروف و نهي از منكر به مسؤليت شرعي و انقلابي

و سياسي خود عمل كنند.))

دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385
گناه مانع اجابت دعا

شخصي از مباركه اصفهان مي گفت:


« من حاجتي داشتم كه بارها از خدا روا شدن آن را خواسته بودم. شب چهارشنبه اي

آمدم مسجد جمكران خيلي تضرع و التجا به حضرت كردم، شب جمعه در مباركه در

عالم خواب ديدم مشرف به مسجد جمكرانم، درب كفشداري حضرت آيت الله العظمي

گلپايگاني ايستاده بودند، فرمودند: من نايب بر حق حضرت حجت بن الحسن هستم و

تو به خاطر آن گناهي كه انجام دادي دعايت مستجاب نمي شود.

 من در عالم رويا خيلي محزون شدم. آقا چون اين حالت مرا ديدند، دست در جيب

 مبارك برده و مبلغ 20 هزار تومان به من دادند و فرمودند: من در رابطه با حاجت

 شما به حضرت عرض مي كنم.


فرداي آن روز ساعت 10 صبح حاجت من برآورده شد با اينكه سالها بود دعا مي كردم

 و تا آن وقت به اجابت نرسيده بود. »

دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385

 

مقام آيت الله سيد جمال گلپايگاني(ره)

حجت الاسلام ملبوبي، صاحب كتاب الوقايع و الحوادث، خوابي را كه خود از مرحوم

 آيت الله سيد محمد هاشمي گلپايگاني شنيده اند، چنين مرقوم فرمودند:

«مرحوم حجت الاسلام  سيد محمد گلپايگاني فرزند آيت الله سيد جمال گلپايگاني فرمود:
پس از فوت مرحوم پدرم شبي در خواب ديدم حضورشان مشرف و ايشان در اطاق مفروش به زيلو و فاقد اثاث نشسته اند.
گفتم: پدر! اگر خبري نيست ما هم بدنبال كارمان برويم؛ وضع طلبگي در گذشته و حال، همين است كه به چشم مي خورد.
فرمود: پسر حرف مزن؛ هم اكنون ولي امر ـ عجل الله فرجه الشريف ـ تشريف مي آورند.
آنگاه پدرم از جا برخاست. متوجه محبوب كل عالم، تشريف آوردند؛ پس از عرض سلام و جواب، حضرت، قبل از اينكه من حرفي بزنم فرمودند:
« سيد محمد، مقام پدرت اين حجره محقر نيست؛ بلكه مقامش آنجاست. »

بر اثر اشاره دست حضرت نگاه كردم قصري با شكوه، ساختماني با عظمت كه لايدرك و لايوصف است، ديدم و خوشحال گرديدم. عرض كردم:
يابن رسول الله آيا وقت ظهور موفورالسرور رسيده است تا ديدگان همه به جمال و حضور و ظهورتان روشن شود؟ فرمودند:
« لم تبق من العلامات الا المحتومات و ربّما ( او فربما علي ترديد مني ) اوقعت في مدة قليلة فعليكم بدعاء الفرج:
از علائم ظهور فقط علامات حتمي مانده است و شايد آنها نيز در مدتي كوتاه به وقوع به پيوندند و براي فرج دعا كنيد. »

« اللهم عجل فرج مولانا بحق محمد و آله الطاهرين ». 28/4/1407 هجري قمري

دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران

كزسنگ ناله خيزد روز وداع ياران

دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385

هر كجا هستم،

 باشم به درك!

 من كه بايد بروم!

 پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!

من نمي دانم نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد!

 تيپ را بايد زد!

 جور ديگر اما...

كار را بايد جست.

 كار بايد خود پول.

كار بايد كم و راحت باشد!

فك و فاميل كه هيچ...

 با همه مردم شهر پي كار بايد رفت!

بهترين چيز اتاقي است كه از تراول و پول پر است!

پول را زير پل و مركز شهر بايد جست!

فردوسي يه نفر!

سوئيچم كو؟

چه كسي بود صدا زد  تاكسي ؟

دسته ها :
دوشنبه نهم 5 1385
X