برای این کارفایل یا پوشه مورد نظر را Rename کنید ( کلید F2 ) و بعد کلید Alt را پائین نگاه داشته و از قسمت ماشین حساب عدد 255 یا 0160 را بزنید و بعد کلید Alt را رها کنید Enter کنید.
البته اگه پوشه باشه میشه با کلیک راست و انتخاب گزینه Properties وارد برگه Customize و روی Change Icon… کلیک کنید و یک آیکون مخفی برای پوشه انتخاب کنید.
| یک_ برای این کار برنامه Word را اجرا کنید. دو_ از منوی Tools گزینه Options… را کلیک کنید. سه_ از منوی باز شده برگه Complex Scripts را انتخاب کنید. چهار_ در جلوی عبارت Numeral: اون پائین عبارت Context را انتخاب کنید. پنچ ـ در جلوی :Month names عبارت Arabic را انتخاب کنید. |
اگر تعدادی فایل مثلا عکس با اسمهای مختلف ولی با موضوع یکسان داشتهباشید،و نخواهید تکتک اسم آنها را عوض کنید،از این روش استفاده نمائید:
تمام فایلها را در حالت انتخاب قرار دهید و سپس کلید F2 را فشار دهید.آنگاه اسم موضوع عکسها را تایپ نموده و سپس کلید Enter را فشاردهید.نتیجه را مشاهده خواهید کرد.
نظرات شما دوستان عزیز سازنده خواهد بود
| من میخواهم یک ترفندی را به شما یاد بدهم که بوسیله آن میتوانید صدای مودمتان را قطع کنید.به آدرس زیر بروید:
|
دكتر سيد حسين ميرنظامي ضيابري در سال 1363 موفق به اخذ درجه كارشناسي ارشد در رشته علوم و صنايع غذايي از دانشگاه كيل آلمان شد و در سال 1367 دكتراي خود را با تخصص درصنايع لبنيات و بسته بندي مواد غذايي از دانشگاه مذكور دريافت كرد. وي درسال 1368 به عضويت هيأت علمي گروه علوم و صنايع غذايي دانشگاه تهران درآمد و از سال 1369 تا1374 مدير گروه علوم و صنايع غذايي دانشگاه تهران بوده است.دكتر ضيابري هم چنين از سال 1377تا1379 معاون پژوهشي انستيتو تحقيقات تغذيه و صنايع غذايي كشور بوده و داراي آثار و تأليفات متعددي در زمينه‹‹ اصول بسته بندي مواد غذايي›› فن آوري روغن. فن آوري شير و فرآورده هاي آن. ‹‹غذا، تندرستي، بيماري›› خواص درماني زيتون، عسل درماني و … است.
ارزش غذايي سيب زميني و روش هاي نگه داري آن به طريقه سنتي و صنعتي
ميزان توليد سيب زميني در سال 1379،2/4 ميليون تن درسال بوده است. مواد غذايي از زمان برداشت در معرض فساد و بروز ضايعات متنوع قرار مي گيرند كه با توجه به نوع ماده غذايي ميزان ضايع شدن آن ها متغير بوده و گاهي ممكن است در مدت چند ساعت، مواد غذايي به كلي غير قابل مصرف شود. سيب زميني به علت دارا بودن آب زياد، از فساد پذيري بالايي برخوردار است. براي جلوگيري از ضايعات اين محصول، روش هاي مختلفي در روستاهاي كشور ما اجراء مي شود، بدون اين كه شناخت دقيقي از اصول علمي انبار داري آن داشته باشند. درشهرها براي نگه داري سيب زميني از سردخانه هاي بالاي صفر بهرها مي گيرند، آن را در درجه حرارت معيني حدود 4+ درجه سانتي گراد نگه داري مي كنند، يا اين كه سيب زميني را با استفاده از روش فيزيكي(حرارت دادن) و خشك كردن به پودر سيب زميني تبديل و بسته بندي مي كنند، تا اين كه به مدت طولاني در انبارها نگه داري شود. روش ديگر، استفاده از اشعه گاما است كه يكي از روش هاي نگه داري سيب زميني به صورت تازه به حساب مي آيد.
سيب زميني در تمام استان هاي كشورمان به ويژه آذربايجان شرقي، مركزي، چهارمحال بختياري و اصفهان كشت مي شود. اين محصول درايران به عنوان يكي از مواد غذايي مصرفي جانبي مورد استفاده مردم قرارمي گيرد. در صورتي كه در بعضي از كشورهاي اروپايي مانند آلمان غربي، سيب زميني به عنوان ماده ي غذاي اصلي براي مردم به شمار مي آيد.
سيب زميني از ارزش غذايي بالايي برخوردار است كه در جدول زير نشان داده شده است.
جدول: متوسط مواد مغذي موجود در سيب زميني برحسب درصد
ماده مغذي مقدار(درصد)
آب 8/.77
چربي 1/0 سلولز 5/0
نشاسته و قند 5/18
خاكستر و موادمغذي 0/1
ويتامين ث 25 ميلي گرم
در 100گرم
مهم ترين ماده اصلي موجود در سيب زميني نشاسته است كه معمولا بين 9 الي 25 درصد آن را تشكيل مي دهد اين محصول سرشار از ويتامين ث نيز مي باشد. مخصوصا در پوست سيب زميني به طور متوسط 30 ميلي گرم ويتامين ث وجود دارد. البته بايد توجه كرد، كه مقدار ويتامين ث موجود در سيب زميني به عواملي نظير نحوه ي نگه داري در انبار، نحوه ي طبخ در آشپزخانه و درجه حرارت محيط بستگي دارد كه در ذيل توضيح داده مي شود:
1- تقريبا 50 درصد از ويتامين ث سيب زميني، در اثر نگه داري (انبار در دماي 12 درجه سانتي گراد) كاهش مي يابد
2- در اثر پوست كندن و طبخ سيب زميني مانند: پختن، سرخ كردن، كباب كردن و غيره تقريبا 40 الي 45 درصد ويتامين ث موجود در سيب زميني كاهش مي يابد. اگر سيب زميني همراه با پوست خارجي پخته شود ميزان كاهش ويتامين ث حدود 7 درصد خواهد بود. لذا بهتر اين است كه سيب زميني با پوست طبخ شود.
3- چنان چه سيب زميني پخته به مدت يك ساعت برروي اجاق در گرما نگه داري شود حدود 70 درصد از ويتامين ث آن را از بين مي رود.
همان طوري كه جدول نشان مي دهد سيب زميني حاوي دو درصد پروتئين است كه اغلب آن از اسيد آمينه هاي ضروري تشكيل شده است. با مصرف روزانه 250 گرم سيب زميني مي توان 16 درصد از احتياجات روزانه يك فرد به اسيد آمينه ضروري به خصوص ليزين را تأمين كرد(يعني 25/0 گرم ليزين). علاوه براين اسيد آمينه هاي ضروري ديگر مانند والين، لوسين و ايزولوسين نيز در آن به اندازه كافي وجود دارد.
عوامل فاسد كننده سيب زميني پس از برداشت
برداشت سيب زميني در درجه اول بايد به موقع انجام شود چنان چه سيب زميني براي مدت زيادي در خاك بماند دوباره رشد كرده و صرف نظر از آن كه مقدار زيادي از مرغوبيت آن كاسته مي شود حتي لطمه شديدي نيز به خاصيت انبار داري آن وارد مي شود. از اين رو زارعين حدود 15 روز قبل از برداشت محصول، آبياري را قطع مي كنند و بدين وسيله از يك طرف مانع رشد سيب زميني مي شوند و از طرف ديگر رطوبت آن را نيز به حد متناسب مي رساند.
در هنگام برداشت سيب زميني بايد دقت شود كه غده ها زخمي نشوند در غير اين صورت فساد و گنديدگي در غده هاي آسيب ديده به شدت افزايش مي يابد و در اثر مجاورت با محصول سالم موجب آلودگي غده هاي ديگر مي شود.
سيب زمين بايد پس از برداشت در فاصله زماني كوتاهي حمل و به بازار فروش عرضه شود. البته براي مصارف طولاني تر نياز به ذخيره كردن و انبار كردن آن است، در دوره ي انبارداري همواره عوامل مختلف مكانيكي، فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي بر روي آن اثر كرده و ايجاد ضايعات و دگرگوني كمي و كيفي مي كند در حقيقت ضايعات حاصل از عوامل فيزيكي باعث از دست رفتن رطوبت و نيز چروكيدگي پوست مي شود.
نتيجه تأثير عوامل شيميايي مانند اكسيداسيون مواد متشكله سيب زميني و فعاليت آنزيم ها، باعث تغيير مواد نشاسته اي به منوساكاريدها و دي ساكاريدها و كاهش ميزان اسيداسكوربيك مي شود.
عوامل بيولوژيكي از طريق جوانه زدن و فعاليت نسج رويشي ايجاد خسارات مي كنند، خسارت ناشي از جوندگان و حشرات در انبارها نيز رقم عمده اي را تشكيل مي دهد كه به خصوص در انبارهاي روستايي و خفاظت نشده بسيار چشم گير است.
جوانه زدن سيب زميني باعث افزايش سولانين(S o l a n in) كه يك الكالوئيد است، مي شود.
سيب زميني هاي داراي پوست سبز رنگ، نارس و يا جوانه زده حاوي سولانين هستند و اين ماده سبب سمي شدن سيب زميني مي شود. اغلب در 100 گرم سيب زميني هاي ميزان 4/9-8/1 ميلي گرم سولانين وجود دارد افزايش مقدار سولانين به 10 الي 13 ميلي گرم در 100 گرم باعث مسموميت انسان مي شود.
در سال 1978 در تعداد 78 نفر از 300 دانش آموز( سن متوسط 13 سال) يك مدرسه انگليسي كه توسط سيب زمين جوانه زده تغذيه شده بودند، مسموميت شديدي مشاهده شد.
در فرد بالغ مقدار 25 ميلي گرم سو لانين باعث مسموميت و 400 ميلي گرم آن باعث مرگ مي شود.
چنانچه سيب زميني با آب و سركه پخته شود فاقد سولانين خواهد شد و آب و سركه بعد از پختن بايد دور ريخته شود.
روش هاي نگه داري سيب زميني
نظر به اين كه هدف اصلي در نگه داري سيب زميني جلوگيري از انجماد، فساد و جوانه زدن آن است لذا عموما روش هاي مختلفي براي افزايش زمان ماندگاري سيب زميني مورد استفاده قرار مي گيرند كه عبارت اند از:
1- استفاده از روش هاي سنتي و انبارهاي معمولي.
2- استفاده از مواد شيميايي؛ قبل از برداشت سيب زميني با پاشيدن الكل ماليك يا هيدرازين ماليك روي بوته ها مي توان از جوانه زدن جلوگيري كرد. البته اين روش نگه داري از سال 1948 ميلادي منسوخ شده است، زيرا هيدرازين ماليك در انسان حساسيت ايجاد مي كند.
3-نگه داري سيب زميني در انبارهاي مجهز به سيستم كنترل اتمسفر
4- استفاده از اشعه گاما
5-استفاده از روش فيزيكي؛ خشك كردن سيب زميني به صورت پودر سيب زميني .
1-روش استفاده از انبارهاي سنتي
به طور كلي از چهار نوع انبار مختلف خانگي، نيمه زيرزميني و مخروطي شكل( حفره اي) به شرح زير استفاده مي شود.
الف. انبارهاي خانگي
براي نگه داري سيب زميني در خانه ها بهتر است آن را در حجم كم در جعبه هاي چوبي كه از كف زمين انبار به اندازه 40 سانتي متر بالاتر است قرارداد. در انبارهاي خانگي هواي متعادل بايد 4+ درجه سانتي گراد باشد در غير اين صورت سيب زميني شروع به جوانه زدن مي كند و در آن سولانين به وجود مي آيد كه براي انسان سمي است.
ب. انبار كردن سيب زميني در سيلو روستايي
از انبار كردن به روش سنتي براي نگه داري سيب زميني در روستاهاي كشور استفاده مي كنند. سيلوي سيب زميني را در زمين هاي خشك ومحفوظ از باد ايجاد مي كنند بدين ترتيب كه زمين سيلو را به عرض 1 متر و به عمق 25 سانتي متر و طول متناسب با برداشت محصول در نظر مي گيرند، ابتدا محل سيلو را با يك لايه نازك 2 سانتي متري از جنس كاه يا پوشال مي پوشانند.
سپس سيب زميني ها را به ارتفاع 75 سانتي متر روي هم مي ريزند طوري كه سيب زميني هاي آسيب نبينند و روي آن را اول يك لايه 25 سانتي متر از كاه و سپس با همين ضخامت از خاك مي پوشانند و در قسمت بالاي سيلو راهي به منظور تهويه در نظر گرفته مي شود. تعداد روزنه ها را برحسب طول سيلو و به طور متوسط در هر 2 متر كي هواكش د رنظر مي گيرند. براي جلوگيري از سرماي شديد زمستان و نفوذ باران به داخل سيلوها سوراخ هواكش را مسدود مي كنند هر ماه يك بارسيب زميني هاي انبار شده را از نظر محصولات آفت ديده و فاسد كنترل مي كنند.
2- روش استفاده از مواد شيميايي
استفاده از مواد شيميايي چندان متداول در روش نگه داري سيب زميني نيست.
3- نگه داري سيب زميني در انبارهاي مجهز به سيستم كنترل اتمسفر
در نگه داري سيب زميني در سرد خانه هاي بالاي صفر بايد به نكاتي توجه شود كه عبارت اند از:
الف. از يخ زدن و منجمد شدن سيب زميني جلوگيري شود( ساختمان انبار بايد عايق بندي و ايزوترم باشد).
ب. از كاهش وزن سيب زميني كه بستگي به تعرق و تنفس آن دارد، حداكثر جلوگيري شود. بهترين درجه حرارت براي نگه داري سيب زميني در انبار 4+ درجه سانتي گراد و رطوبت نسبي 95 درصد است.
ج. از سبز شدن سيب زميني جلوگيري شود.
د. از هرگونه عملياتي كه باعث تسريع و افزايش رشد و نمو بايد جلوگيري شود.
شرايط انباركردن سيب زميني در سردخانه بالاي صفر به قرار زير است:
1- درجه حرارت انبار4+ درجه سانتي گراد باشد.
2- رطوبت نسبي آن حدود 95 درصد باشد.
3- انبار بايد به اندازه كافي تاريك باشد.
4- جريان هوا در داخل انبار مناسب باشد.
5- از جعبه هاي چوبي به حجم يك متر مكعب استفاده شود و از سطح زمين نيز به اندازه 40 سانتي متر فاصله داشته باشد و جعبه ها بايد طوري درست شده باشند كه چرخش هوا در آن انجام گيرد. هواي داخل انبار به خصوص هواي اطراف غده هاي سيب زميني بايد 70 بار در ساعت تعويض شود.
نظر به اين كه هرمتر مكعب سيب زميني داراي وزن تقريبي معادل 65 كيلوگرم مي باشد مي توان مقدار حجم لازم را براي مقادير معين محاسبه كرد.
4- استفاده از اشعه گاما
استفاده از اشعه گاما به منظور جلو گيري از جوانه زدن سيب زميني و در نتيجه افزايش ماندگاري آن است. در اين عمل چشم ههاي سيب زميني ( كه جوانه زدن از آن ها سرچشمه مي گيرد) در معرض دوز مناسب اشعه گاما(كه از يك منبع كبالت 60 خارج مي شود) قرارداده مي شود. ( در اين جا مسئله مهم آن است كه بدانيم سيب زميني مستقيما با يك ماده راديو اكتيو در تماس نيست و مي توانيد به سهولت در محفظه تابش و در اطراف منيع كبالت جابجا شود) اشعه گاما از چشم هاي سيب زميني نفوذ و عبور كرده و با تأثير بر روي سلول هاي حساس رويشي( مريستم) باعث جلوگيري از جوانه زدن آن مي شود به عنوان مثال سلول هاي رويشي بعد از اين كه در معرض ميزان مناسبي از تابش اشعه گاما قرار مي گيرند، ديگر قادر به تقسيم و تكثير نيستند. البته دراين روش نگه داري سيب زميني بايد تحقيقات زيادي انجام گيرد به ويژه لازم است تأثير منفي سيب زميني اشعه داده شده بر روي متابوليسم انسان و اثرات ناشي از آن مطالعه شود.
در حال حاضر در كشورما ساليانه هزاران نفر به دلايلمختلفى، دچار ضايعه غير قابل بازگشتى بنام مرگ مغزى مىشوند.اين عده مدتى را در بخش مراقبتهاى ويژه بيمارستان سپرى مىكنند و سرانجام به طور واضح و ملموس بدرود حيات مىگويند. در جوامع امروزى به دليل پيشرفتهاى علم پزشكى استفادههاى مثبت و نوعدوستانه از اين وضعيت امكان پذير است درجامعه ما نيز حركتهاى مهمى در اين خصوص صورت پذيرفته است كه نياز به عنايت بيشتر مسئولان و پشتيبانى گسترده تر از سوى علما و فضلاى محترم دارد.
براى اولين بار در سال 1950 ميلادى پزشكان رشته اعصابدر اروپا به نوعى كم(اComa)اشاره نمودند كه در آن بافت مغز به صورت غير قابل بازگشت صدمه ديده و عملكرد خود را از دست داده بود و ليكن فعاليت قلب و ريه به كمك دستگاه ادامه داشت. در آن زمان اين نوع از كما بعنوان «كماى غير قابل بازگشت» ناميده شد . در سال 1968 عدهاى ديگر از پزشكان اين حالت را «مرگ مغزى » ناميدند و معيارهايى جهت تشخيص آن وضع كردند. اين مطلب كه «اگر مغز مرده باشد شخص مرده است و مرگ مغز در نهايت باعث توقف فعاليت قلب خوا هد شد.» سبب شروع بحثهاى مهم اخلاقى واجتماعى و قانونى گرديد و گروه هاى كارشناسى مختلف و متعددى در اين باره به بحث و تحقيق پرداختند. بعد از آن و به تدريج معيارهاى روشن تر و كامل ترى جهت تعيين مرگ مغزى پيشنهاد گرديد. آخرين و جامعترين معيارها كه در حال حاضر براساس آن عمل مىشود مربوط به سال 1981 مىباشد.
تعريف مرگ مغزى : مرگ مغزى به از بين رفتن كامل و غيرقابل بازگشت تمامى عملكردهاى مغز اطلاق مىشود
علل عمده ايجاد كننده مرگ مغزى عبارتند از ضربه مغزى ،خونريزى مغزى ، ايست قلبى .
تشخيص و اعلام مرگ مغزى از دو جهتحائز اهميت است:
اولا: از نظر علم طب، مرگ مغزى برابر با فوت بيمار مىباشد. ثانيا: از اندامهاى بيمارى كه دچار مرگ مغزى شده است ميتوان جهت پيوند اعضاء استفاده كرد.
در فردى كه دچار مرگ مغزى شده است ، تنفس قطعمىگردد و با قطع تنفس، ضربان قلب نيز متوقف خواهد شد با توقف گردش خون ، خونرسانى به بافتها مختل گرديده و اندامهاى بدن قابليت ادامه حيات خود را از دستخواهند داد.
با دخالت در اين مسير و بازگرداندن تنفس بيمار توسطدستگاه تنفس مصنوعى، قلب به طور موقت به كار خود ادامه خواهد داد و بيمار براى مدتى محدود در حالت كما قابل نگهدارى خواهد بود.اگر چه پس از مدتى عليرغم متصل بودن بيمار به دستگاه ، قلب بيمار از كار خواهد ايستاد و نهايتا مرگ اندامها آغاز خواهد گرديد.
روشن است كه بيمار دچار مرگ مغزى ، فى نفسه قابليتادامه حيات ندارد و ادامه حيات نباتى وى (اگر بتوان نام حيات برآن نهاد) وابسته به دستگاه مىباشد. در واقع پزشكان با بر قرار كردن تنفس در اين بيماران، تنها مىتوانند براى مدت محدودى مرگ قلب و ساير اندامها را به تعويق اندازند.براى نمونه حداكثر زمانى كه تاكنون علم طب توانسته استيك بيمار دچار مرگ مغزى را نگهدارى كند 107 روز بوده است. براين اساس ، واضح است كه چرا علم طب مرگ مغزى را برابر با فوت بيمار مىداند.
همانطور كه قبلا توضيح داده شد، جهت اعلام مرگ مغزى ،بيمار بايد معيارهاى معينى را به طور كامل دارا باشد. به بيان ديگر هر بيمار مشكوك به مرگ مغزى توسط معيارهاى معينى ارزيابى مىگردد و اگر تمامى اين معيارها در او وجود داشته باشند، تشخيص مرگ مغزى داده مىشود.اين معيارها چنان محافظه كارانه و دقيق مىباشند كه در صورتى كه به درستى و با دقت نظر به كار روند، هيچگاه باعث تشخيص مرگ مغزى در بيمارى كه قابليت ادامه حيات دارد نخواهد شد.
معيارهاى مرگ مغزى اجمالا ازاين قراراست:
1. از بين رفتن عملكردهاى مغزى : الف - عدم پاسخ بيمار به تحريك دردناك . ب - از بين رفتن حركات خود به خودى در اندامها. ج - از بين رفتن رفلكسهاى ساقه مغزى د - از بين رفتن تنفس خود به خودى در بيمار
2 . غير قابل بازگشت بودن عملكردهاى مغز:
دليل ايجاد حالت كما نبايد موارد قابل برگشتى همچون مصرف دارو و الكل، كاهش فشار خون يا كاهش دماى بدن باشد. بديهى است كه قبل از ارزيابى مرگ مغزى بايد اين موارد به دقت كنار گذاشته شوند.
3. پايدار ماندن علائم مرگ مغزى : زمان مشخصى جهت تحت نظر قرار دادن بيمار مشكوك به مرگ مغزى مورد نياز است كه در طول اين زمان علائم بيمار بايد ثابت و پايدار باقى بماند.
در مواردى كه علت از دست رفتن هوشيارى معلوم است(مثل خونريزى مغزى و يا ضربه مغزى )، تحت نظر قراردادن بيمار بمدت 44 ساعت لازم است براى مواردى كه علت كما مشخص نيست اين زمان حدود 72 ساعتخواهد بود براى كودكان اين زمان طولانى تر بوده و گاهى تا يك هفته طول مىكشد.
گاهى اوقات پس از ارزيابى بيمار با معيارهاى فوق ،همچنان پيرامون اعلام مرگ مغزى شك وجود دارد، در اين حالت انجام آزمايشهاى تاييد كننده ضرورت پيدا مىكند. ازجمله مهمترين اين آزمايشها مىتوان نواز مغزى (الكتروانسفالوگرام) و اندازه گيرى جريان خون در مغز را نام برد.
در الكتروانسفالوگرام ملاك توقف فعاليت مغز اين است كهچنانچه دو نوار مغزى به فاصله 6 ساعت گرفته شود، هيچگونه امواج مغزى ثبت نگردد وخط صاف ترسيم شود.
در اندازه گيرى جريان خون مغز كه با روشهاى مختلفىانجام مىشود، كفايتخون رسانى به بافت مغز مورد بررسى قرار مىگيرد. نا كافى بودن جريان خون مغز باعث صدمات غير قابل برگشت به بافت مغز در عرض چند دقيقه خواهد شد، بنا براين اثبات عدم كفايتخون رسانى به مغز، تشخيص مرگ مغزى را مسجل مىكند.
اكنون اين سوال مطرح مىشود كه صلاحيت اعلام مرگمغزى بايد در اختيار چه افرادى باشد؟ علاوه بر متخصصان بيماريهاى مغز و اعصاب و جراحان مغز و اعصاب، پزشكان ديگرى كه سابقه فعاليت در بخش مراقبتهاى ويژه و بخش اورژانس را داشته و در اين خصوص تجربه دارند، مىتوانند واجد چنين صلاحيتى باشند. در بعضى كشورها گفته مىشود كه دست كم دو پزشك بايد در مورد مرگ مغزى متفق القول باشند.
در صورتى كه استفاده از اعضاى بيمار مشكوك به مرگمغزى جهت انجام پيوند مدنظر باشد، توصيه مىشود تيمى متشكل از متخصص مغز و اعصاب ، جراح مغز و اعصاب ، متخصص داخلى و متخصص بيهوشى تشكيل گرديده و وظيفه بررسى و اعلام مرگ مغزى را بر عهده بگيرند.
پس از تشريح موضوع «مرگ مغزى » و اينكه ازنظر علم طببيمار دچار مرگ مغزى ،مرده تلقى مىشود و ادامهء حيات نباتى او نيز وابسته به دستگاه تنفس مصنوعى است آن هم براى زمان كمى و با قطع اين دستگاه،اندامهاى بيمار توان ادامه حيات نخواهند داشت.اينك جاى اين پرسش است كه از نظر علم فقه بيمار دچار مرگ مغزى ،مرده به شمار مىآيد يا زنده؟پيامدهاى فقهى وحقوقى بسيارى براين مساله مترتب است وپرسشهاى فراوانى را بر مىانگيزد،ازجمله آنكه آيا استفاده از اندامهاى چنين شخصى براى پيوند اعضاجايز است؟آيا قطع دستگاه تنفس مصنوعى دراين حالت به منزله قتل بيمار به شمار مىآيد؟وپرسشهاى ديگرى ازاين قبيل.
بيش از چهل سال از ساخت نخستين ليزر ياقوتي توسط مايمن و نخستين ليزر گازي هليم – نئون توسط علي جوان دانشمند ايراني در سال 1339 هجري شمسي (1960م) مي گذرد،هر چند مباني نظري ليزر سال ها پيش از آن توسط انيشتين در سال 1297 هجري شمسي(1917م) مطرح شده بود ولي سال هاي نسبتاً زيادي طول كشيد تا صنعت و فناوري امكان ساخت اولين ليزر را فراهم كند.از آن زمان كاربرد ليزر در زمينه هاي مختلف به سرعت افزايش يافت به طوري كه هم اكنون در بسياري از وسيله هاي مورد استفاده ي ما در زندگي و صنعت از قبيل دستگاه هاي بازخواني اطلاعات از روي لوح هاي فشرده،چاپگرها،شبكه هاي مخابرات كابل نوري،دستگاه هاي برش فلزات و... كاربرد زيادي پيدا كرده است.در حرفه ي پزشكي نيز جهت انجام پاره اي امور همچون جراحي ،بخيه بافت هاي بدن،اصلاح ديد چشم و... كاربرد زيادي دارد.
خواب از نيازهاى انسان است. تقريبا همه انسانها قسمتى از شبانه روز را به خواب اختصاص مىدهند. خواب بخصوص خواب شبانه باعث
تجديد قواى جسمى و روانى شده و به انسان آرامش مىبخشد چنانكه قرآن كريم فرمود:
«هو الذي جعل لكم الليل لتسكنوا فيه» ; او خداوندى است كه شب را قرار داد تا در آن بياراميد.
امام صادق عليه السلام فرمودند: «النوم راحة للجسد» (25) ; خواب براى بدن مايه راحتى است.
مقدار نياز خواب براى افراد و گروهها سنى مختلف بايكديگر تفاوت دارد. بصورت كلى مىتوان گفت مقدار خواب بين 8 - 6 ساعت مىتواند نياز يك فرد بزرگسال را برطرف كند. اين مقدار قابل كاستن است هر چند كه اين كاهش شايد براى بسيارى از افراد به مصلحت نباشد. اما افزايش بى دليل خواب اقدامى است نابخردانه كه باعث اتلاف عمر آدمى شده و در روايات از آن نهى شده است چنانكه امام صادق عليه السلام فرمودند:
«كثرة النوم مذهبة للدين و الدنيا» ; پرخوابى تباه كننده دين و دنياى انسان است.
ورزش از چند طريق باعث ايجاد آرامش در انسان مىگردد:
الف) از طريق تخليه انرژىهاى درونى. انسان در ارتباط با محيط بصورت دائمى داراى تبادلات انرژى مىباشد. يعنى از راه خوردن مواد غذائى و مايعات، خواب و... انرژى دريافت نموده و از طرف ديگر اين انرژىهاى دريافتى را مصرف و تخليه مىنمايد. اگر اين انرژىها در درون انسان متراكم شده و راه تخليه خود را به صورت صحيح نيابند،
ممكن استخود را به شكلهاى گوناگون مثل انفجارات روانى، ناآرامىهاى فردى و اجتماعى هيجانات كنترل نشده و همچنين اضطراب و ناآرامى نشان دهند.
ورزش كردن باعث مىگردد كه اين انرژىهاى متراكم درونى انسان كه در زمان قديم صرف كار و رفت و آمد و... مىشد، در مسيرى سالم و سازنده مصرف و تخليه شود و تعادل درونى بين انرژىهاى دريافتى و پرداختى برقرار و در نتيجه آرامش روانى بر وجود وى حاكم گردد. درنظر گرفتن اين مسئله بخصوص درنوجوانان و جوانان كه داراى انرژى و جنب و جوش فراوانى مىباشند بسيار مهم است. خود شما هم شايد حالت آرامش روانى توام بانشاطى را كه پس از يك ورزش كردن متعادل به انسان دست مىدهد، تجربه كرده باشيد و شايد يكى از علل اين مطلب كه گفته مىشود بيماريهاى روانى بخصوص اضطراب وافسردگى در زمانهاى قديم كمتر از امروز بوده است، اين بوده كه افراد آن روزگار داراى تحرك و فعاليتبدنى فراوان بودهاند و فرصتى براى ابتلاء به اضطراب و افسردگى نداشتهاند!
امروزه كار درمانى يكى از شيوههاى درمان بيماران روانى است، چرا كه كار كردن هم به مثابه نوعى ورزش كردن است كه موجب تخليه انرژىهاى درونى و بسيارى آثار مفيد ديگر مىشود.
ب) از راه ايجاد نشاط روحى. يكى از آثارى كه همه ورزشكاران درسخنان خود به آن اشاره مىكنند، نشاطى است كه از طريق ورزش كردن نصيب انسان مىشود. پرواضح است كه نشاط را با اضطراب و غم و اندوه و افسردگى سرسازگارى نبوده و آنها را از ميان برخواهد داشت.
ج) گزارشاتى مبنى برتاثير ورزش بر افزايش آزاد كردن آندروفينها در بدن وجود دارد. آندروفينها از مخدرهاى درونى بدن انسان هستند كه داراى اثرات ضد درد آرامبخشى (Sedation) مىباشند. نيز اين مواد با اثرات خواب آورى خود در آرامش بخشى به افراد كمك مىكنند.
د) از راه تغيير وضعيتبدن. بطور كلى حالت جسمى و وضعيتهاى مختلفى كه جسم و بدن و حالات صورت انسان به خود مىگيرد، هم نشانگرى از حالات روانى او مىباشد و هم براين حالات روانى داراى تاثير بوده و زمينه تغيير آنها را فراهم مىكند. شايد يكى از علل اينكه در روايات فرمودهاند هرگاه دچار غضب شديد، برخاسته و وضو بگيريد، همين مطلب باشد. تغيير با اضطراب بيان شده است. براى مثال گفته شده چارلز ديكنز هر وقت دچار ناكامى و اضطراب مىشده، در خيابانها به قدم زدن مىپرداخته است. ورزش كردن مىتواند بعنوان يكى از راههاى خوب و مفيد تغيير وضعيتبدن و دور شدن از محيط و انديشه اضطرابزا مطرح باشد.
ه) و بالاخره از راه تقويتحس اعتماد به نفس و احساس عزت نفس.
امروزه هر چه بيشتر مىگذرد نسبتبه آثار جسمى و روانى ورزش توجه بيشترى نشان داده شده، آثار مفيد ورزش بيشتر كشف مىشود. براى مثال «در مطالعه اخيرى كه در ژورنال اپيدمى شناسى آمريكا (American gournal to Epidemiology) به چاپ رسيده نشان داده شده كه افزايش مشاركت در برنامههاى ورزشى، تمرينات بدنى و فعاليتهاى جسمانى به شدت باكاهش علائم افسردگى (احساس اينكه زندگى بى ارزش است و يا برخوردارى از يك روحيه ضعيف)، بى قرارى و اضطراب (تنش و بى قرارى بدن) و احساس كسالت (بى خوابى، احساس فرسودگى) همراه است».
در طب سنتى كه اساس آن را درمان با داروهاى گياهى و برخى مواد غذائى طبيعى تشكيل مىدهد، به مسئله اضطراب وناآرامى توجه شده و بررسى هائى صورت گرفته و برپايه آنها داروهاى گياهى معينى به عنوان آرامبخش و مسكن اعصاب وروان معرفى شده است. يكى از اين داروها كه از قديم در طب سنتى ايران به عنوان آرامشبخش به كار مىرفته و بررسىهاى علمى اخير صحت آرامبخش بودن آن و مزيت نسبى آن نسبتبه «بنزو ديازپينها» (ديازپام، اگزازپام، كلونازپام و...) را تائيد مجدد نموده است، سنبل الطيب يا والريان (Valerian) مىباشد. اين بررسىها نشان داده كه اين دارو در رفع بيخوابى ونيز برطرف كردن اضطراب موثر بوده بدون اينكه حالتخمارى را كه از عوارض جانبى آزار دهنده داروهاى ضد اضطرابى چون ديازپام، فلورازپام، كلونازپام و... است راداشته باشد. نحوه مصرف اين دارو به شرح زير است: مقدار 5 گرم ريشه سنبل الطيب را در 2 ليوان آب جوش دم كرده بزرگسالان صبح و ظهر و عصر شب يك استكان با كمى قند تناول نمايند (كودكان نسبتبه سنشان كمتر) يااينكه 2-1 گرم ريشه خشك آن را به صورت چاى دم نموده و 30 تا 40 دقيقه قبل از رفتن به رختخواب مصرف نمايند (براى رفع بى خوابى).
از ديگر داروهاى گياهى آرامبخش مىتوان به روغن بادام شيرين (Almond oil) ، گشنيز (Coriander) ، فندق ( (Pear) اشاره كرد كه مقدار و شيوه مصرف آنها در كتب مربوط آمده است.
مختصر آنكه تغذيه مناسب يكى از عوامل مهم در تامين سلامتى جسمى بوده و به نحو غير مستقيم به سلامت روانى نيز كمك مىنمايد و نبايد در پيشگيرى و درمان معضلات روانى اين عامل مهم را فراموش كرد.
ورزش
امروز درباره ضرورت ورزش و نقش آن در تامين سلامت جسمى آنقدر مطلب گفته ونوشته شده است كه ديگر ضرورت چندانى ندارد كه ما در اينجا به توضيح اهميت اين عمل بپردازيم و تنها به آثار ورزش در ارتباط با اثر آرامبخشى آن اشاره مىكنيم. اما قبل از آن بايد بدانيم كه در اسلام به ورزش و تحرك داشتن و دورى از كسالت و تنبلى اهميت فوق العادهاى داده شده و اين دين همه مومنان را به تامين قدرت در قواى جسمى و هم نظامى تشويق فرموده است. همه پيامبران واولياء الهى ازنظر جسمى داراى قدرت و تحرك و پويائى بوده و حتى يك نفر از آنها نبوده است كه در اين جنبه ضعيف باشد. براى مثال رسول اكرمصلى الله عليه وآله آنقدر قدرت جسمانى داشتهاند كه علىعليه السلام مىفرمايد هرگاه كار جنگ شدت مىگرفت، مابه آن حضرت پناه مىبرديم. قدرت جسمانى اميرمؤمنانعليه السلام كه در اين جهت نيز مقتداى همه پهلوانان بوده و هستند آنقدر بوده كه هيچ جنگاورى به جنگ ايشان نيامد مگراينكه شكستخورد. قدرت بدنى حضرت موسىعليه السلام آنقدر زياد بود كه تنها با يك مشت فردى را به هلاكت رساندند.
اولياء دين همواره ورزش و تحرك را تشويق و حتى گاهى خود ترتيب مسابقات ورزشى متناسب باآن زمان را مىدادند و گاهى خود نيز دراين مسابقات شركت مىفرمودند. تشويق به انجام ورزش اسب دوانى، تيراندازى، شنا، شمشيربازى، پياده روى، ورزشهاى رزمى مختص آن زمان و مكان، از جمله كارهائى بوده است كه رسول اكرمصلى الله عليه وآله و ائمه اطهارعليه السلام در طول زندگى خود آن را انجام داده و خود نيز در آنها پيشقدم بودهاند. دستور كلى دين در دين باره اين است كه: «اياك و الضجر و الكسل فانهما يمنعان حظك من الدنيا و الآخرة; بپرهيز از بىحوصلگى و كسالت كه اين دو تورا از بهرهگيرى از دنيا و آخرت محروممى كنند.