عصمت انسان هايديگر
آيا مقام عصمت، به پيامبر و ائمه اختصاص دارد؟
در پاسخ به اين پرسش، ابتدا اين نكته را يادآور ميشويم كهمقام عصمت، به آدميان اختصاص ندارد، بلكه فرشتگان الهي نيز از اين منزلت والابرخوردارند. در تأييد اين سخن، ميتوان آيات و روايات فراواني را شاهد آورد. دراينجا، تنها به نقل دو روايت بسنده مي كنيم.
الف) اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) در خطبه معروف به اشباح،مطالب گرانقدري دربارهي آفرينش فرشتگان بيان نموده اند كه قسمتهايي از آن، چنيناست:
آنان را در مقامها كه دارند، امين وحي خود ساخت و رساندن امرو نهيش را به پيامبران، به گردنِ ايشان انداخت. از دودلي و نا باوري نگاهشانداشت... نه تير ناباوري از كمانِ دودلي، ايمانِ استوارشان را نشانه ساخت، و نهسپاه بدگماني بر اردوي ايمان آنان تاخت و نه بيماري كينه و رشك در آنان رخنهنمود... يقين به او، چنان آنان را از جز خدا بريده كه شيفته اويند تنها آنچه نزداوست مي خواهند، و از ديگري نمي جويند... غفلت، عزم استوارشان را سست نكند، و فريبِشهوت راه همتشان را نزند.
ب) امام حسن عسكري(عليه السلام) نيز با استناد به يكي از آياتقرآن، عصمت فرشتگان را اينگونه تبيين مينمايند:
فرشتگان خدا، به كمك الطاف الهي، از كفر و امور ناپسند، معصومو در امانند. خداوند عزوجل درباره آنها ميفرمايد: «از خداوند در آنچه فرمانشاندهد، سرپيچي نميكنند و هر چه به ايشان فرمان داده شود، انجام دهند».
[1]در ميان انسانها نيز، علاوه بر پيامبران و امامان، عصمت فاطمهزهرا(عليها السلام) با ادله فراوان قابل اثبات است. چنان كه پيامبر گرامي اسلام،در حديثي كه شيعه و سني آن را نقل كردهاند، مي فرمايد:
«ان الله تبارك و تعالي يغضب لغضب فاطمه و يرضي لرضاها»
[2]همانا خداوند تبارك و تعالي به خاطر خشم فاطمه، غضب ميكند وبه سبب رضايتِ او خشنود ميگردد.
روشن است كه در صورتي ميتوان خشم و غضب يك شخص را ملاكخشنودي و ناخشنودي خداوند دانست كه وي جز به اجراي فرمانهاي الهي نينديشد و نهتنها در عمل، بلكه در فكر و انديشه نيز معصوم باشد. اگر فاطمه زهرا(عليها السلام)حتي براي يك بار در عمر خويش، (العياذ بالله) گناه كرده و يا فكر انجام آن را درسر مي پروراند، پس دست كم يك مورد يافت ميشد كه خشنودي آن حضرت به چيزي تعلق گيردكه خداوند آن را نمي پسندد; در حالي كه در اين روايت، به صورت كلي، رضايتفاطمه(عليها السلام) محور خشنودي الهي قرار گرفته است.
همچنين يكي از آيات قرآن كريم(آل عمران 42)،به طهارت و پاكي حضرت مريم (عليهاالسلام) اشاره دارد. درباره اينكه خداوند، مريم (عليهاالسلام) را از چه چيزهايي پاك گردانيده، وجوه گوناگوني بيان شده است, به عقيدهبرخي از مفسران، سزاوارتر آن است كه آيه را داراي معناي عامّ شمرده، وي را از تمامپليديهاي حسّي، معنوي و قلبي پاك بدانيم. مرحوم علامه طباطبايي نيز دلالت آيه برعصمت مريم را با سياق آيات، سازگارتر مي دانند.
اين دو نمونه، نشانگر آن است كه عصمت مقامي نيست كه در انحصارانبيا و ائمه قرار داشته، دست ساير انسانها از رسيدن به آن كوتاه باشد; بلكهديگران نيز ميتوانند به برخي از مراتب عصمت، يعني عصمت از گناه، دست يابند. كمنبودهاند عالمان تقواپيشهاي كه ساليان متمادي نه تنها از حرام، بلكه از امورمكروه نيز چشم پوشيدند و حتي به خوردن و آشاميدن خود نيز رنگ الهي دادند. البتهنبايد پنداشت كه عصمت انبياء و اهلبيت (عليهمالسلام) در يك حد و درجه است بلكهعصمت امري است كه داراي درجات گوناگوني است و اهل بيت عصمت و طهارت در اعلا درجهيآن قرار دارد.
[1] . بحارالانوار، ج 56، ص 321
[2] . برخي از منابع اهل سنت، كه اين حديثرا نقل كرده اند، عبارتند از: كنزالعمال، ج 12، ص111; المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 167; الصواعق المحرقه، ص 175; مجمع الزوائد، ج 9، ص 203; الاصابه، ج 4، ص 378 واسدالغابه، ج 6، ص 224