• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    واژه :
حكيم عمرخيام (خيامي)
ابوالفتحو به قولي ابوحفض غياث الدين عمربن ابراهيم نيشابوري معروف به حكيم عمرخيامي، حكيمو رياضيدان و شاعر نامي ايران در قرن پنجم و اوايل قرن ششم هجري مي‌زيسته است. ايندانشمند كم‌نظير ايراني در بين سالهاي 430 تا 440هجري در نيشابور يا حوالي آن متولد شد. وي يكي از بزرگترين رياضيدانان و منجماندوران اسلامي است و رساله‌ي جبر او يكي از برجسته‌ترين آثار قرون وسطايي در اينعلم شناخته شده است.
در مشرق زمين بهواسطه‌ي سهم عمده‌اي كه در اصلاح سال و ماه براي وي قائل بودند شهرت داشت و دراروپا به سبب ترجمه‌ي انگليسي رباعي‌هاي او توسط فيتزجرالد در سال 1859 ميلادي (1275 هجري) شهرت يافت. سبب شهرت او به خيامدرست معلوم نيست و احتمال داده‌اند كه پدرش خيمه‌دوز بوده است.
خيام بنا به مشهور بهعراق و خراسان سفركرد و غالباً به تدريس حكمت و مطالعه در علوم رياضي اشتغال داشت.خيام در علم پزشكي نيز دست داشته‌است و سلطان سنجر پسر ملكشاه را كه به بيماريآبله دچار شده بود درمان كرده است.
تأليفات:
1. رساله‌اي در جبر و مقابله كه مهمترين تأليفوي در رياضيات است و آن را به نام قاضي‌القضاه ابوطاهر تدوين كرده است.
2. رساله‌ي في شرح مااشكل من مصادرات كتاباقليدس كه در كتابخانه‌ي ليدن در هلند محفوظ است.
3. زيج ملكشاهي كه خيام يكي از مؤلفان آن بود.
4.مختصري در طبيعيات.
5.رساله‌اي در وجود كه به زبان پارسي است.
6.رساله در كون و تكليف، اين سه رساله را شهروزي به او نسبت داده است.
7. لوازم الامكنه.
8.رساله في‌‌احتيال معرفه مقداري الذهب و الفضه في جسم مركب منهما كه دركتابخانه گوته در آلمان محفوظ است.
9. رساله مسمي به لوازم الامكنه در فصول و علتاختلاف هواي بلاد و اقليم
10.نوروزنامه، رساله‌اي به فارسي در پيدايش جشن نوروز و واضع آن و آداب شاهانايراني در اين بخش
11.رباعيات عمرخيام. رباعيات عمرخيام علاوه برآن كه به طور مكرر در ايران وهند به چاپ رسيد به بسياري از زبانهاي اروپايي از لاتيني و فرانسه و انگليسي وآلماني، دانماركي و روسي و غير اينها ترجمه شده است.
هركس كه خواستهباشد از تفصيل ترجمه‌هاي رباعيات عمرخيام به زبانهاي مختف اروپا و مقايسه‌ي آنهابا يكديگر و شرح حال مترجمان و ترجمه‌ي حال عمر خيام و شرح مشرب و مسلك او درفلسفه و غير آن به تفصيل كامل مطلع شود بايد رجوع كند به كتاب نفيسي كه« مستر سانهيكل دول» در اين موضوع تأليف نموده و در سال 1898ميلادي در دومجلد مصور در لندن به چاپ رسانيده است.