Mclaren:
مهدی جان در
مورد نقدت باید بگم که مثال کاملا گنگ و پرتی زدی و خیلی هم حاشیه رفتی
. در ضمن
تند صحبت کردن من به ایده آل هام ربطی نداره مسئله جای دیگه است. اما در کل حرفات
جای تامل داشت. خصوصا اون مقوله ی انعطاف پذیری (اگه دوباره نری تو چهار چهار دو)
روش فکر می کنم
. ضمنا هم من و هم جهان آرامش حق داریم که خودمون دوستانمون رو
انتخاب کنیم. تو نمیتونی هیچ کدوم از ما رو مجبور به دوستی کنی. به نظر من خودت رو
این وسط قرار نده.
خب حالا سوال:
شاه تا حالا شده سردم
دار گروهی بشه و اگه شده به نظرش یه سرگروه چه ویژگیهایی باید داشته باشه و آیا
خودش داره؟ اگه هم نه که بازم نظرت رو در مورد ویژگیهای یه سرگروه بگو.
از شدن که
شده ولی معمولا سعی میکنم سرگروهی رو به یکی دیگه واگذار کنم. من ترجیح میدم توی
گروه هایی سرگروه بشم که به من اعتماد داشته باشن نه اینکه به عنوان سرگروه جلو
برم و درست در سخت ترین موقع کار مشخص بشه که هر کس ساز خودش رو میزنه. در واقع در
چنین گروهی من شایستگی سرگروهی رو از همون ابتدا نداشتم چون نتونستم اعتماد
همگروهیام رو جلب کنم.
به نظر من یه
سرگروه باید اول از همه با توجه به اهداف گروه با مهارت های لازم گروه آشنا باشه.
باید هنر مدیریت داشته باشه. توان تصمیم گیری در موقعیت های خاص رو داشته باشه. مسئولیت
پذیر باشه. دچار غرور وعجب هم نشه.
شاه تا حالا شده کم
بیاری ولی بازم با فرافکنی بخوای موضوع رو به سمت خودت سوق بدی؟
شاید دو سه
سال قبل اینطوری بودم ولی الآن سعی میکنم مسئولیت اشتباهاتم رو قبول کنم و از منطق
پیروی کنم.
چقدر در زندگیت گذشت
داشتی؟
کمتر از اونی
که باید.
وقتی داری صاف صاف راه
میری بد ییهو پات میره تو چاله میخوری زمین اولین جملهای که میگی چیه؟اولین
موضوعی که بهش فکر میکنی چیه؟
اه! اولین
موضوعی که بهش فکر می کنم سخنرانی های شهردار در مورد رفع مشکلات شهریه.
آیا به نظرت افتادن تو
چاله و خوردن زمین ربطی به بداخلاقی تو در یکی از لحظات روزگار در قدیم نبوده؟
بی ربط هم
نیست. طبق نظریه ی آشوب حتی به بد اخلاقی یکی از ساکنین برازیلیا هم میتون مربوط
باشه.
چوب خدا صدا نداره
میتونه در همین مثال بالا صدق کنه؟
بله. به هر
حال برای چوب خدا نباید منتظر اتفاقات خارق العاده باشیم خداوند معمولا از طریق
اسباب و وسایل اقدام میکنه نه معجزه.
چوب خدا صدا نداره، تا
حالا از این چوبای بی صدا خوردی؟ چند بار؟ یکی از مدلاش رو بگو؟
خوردن که
خوردم ولی نشمردم! مدل ضایع شدنی!
بدترین ضدحالی که از من
خوردی:D؟
نمیدونم.
خیلی این چیزا توی ذهنم نمیمونه ولی ازش درس میگیرم که در رفتارهای آینده ام
اشتباهی رو که منجر به خوردن اون ضد حال شده رو تکرار نکنم. یعنی اگه توی موقعیت
مشابه قرار بگیریم یادم میاد که سری پیش نتیجه اش چی بوده و حذر می کنم.
بهترین لحظه ای که با
من بهت خوش گذشته؟ اصلا خوش گذشه؟
لحظه ی
دیدار!
حرف دلت در مورد من؟
....(من
نوشتم مدیر انجمن ویرایش کرد!)
یه جمله بساز که من و
تو توش نقش داشته باشیم ولی تو جمله نباشیم.
«چی داش» دو
دوست خوب دارد!(البته من بهترما
)
به نظرت شوخی حد و مرز
داره؟ اگه داره کجاست؟
صد در صد.
کمی اون طرف تر از جایی که من ایستادم!(البته گاهی هم قاچاقی از مرز رد میشم مثل
توی کلاس نجوم که تبعاتش رو هم میبینم ولی بیشتر سعی میکنم اینطرف مرز باشم)
به خطوط قرمز اعتقاد
داری؟ چجوری؟
بله که
اعتقاد دارم. به شدت!
همسر آیندت (خدا بهش
رحم کنه) باید چه ویژگیهایی داشته باشه؟
ویژگی های
مثبت. هرچی مثبت تر بهتر! مهم تر از همه ایمان و تقوا.
ویژگیهای بارزت رو
بگو. خدا رو چه دیدی شاید اومدم خاستگاریت!!!
خصوصیات بارز
که زیاده(!) ولی:
ولی به خواجه
ی عطار گو ستایش مشک
مکن که بوی
خوش از مشتری نهانی نیست
تو این دورو زمونه ادم
باید چقدر پررو باشه؟ اگه کم رو باشی کلات پس معرکهس؟
نه چندان
پررو که خلق آزرده بشن و نه چندان کم رو که بهت ظلم کنن.
از چی بیشتر میترسی؟
بچه بودنی چطور؟
از خودم.
بچه بودم از
تاریکی و شیطان.
به نظر شاه شوریده سران
میتونه الگوی خوبی برای بقیه کاربرا باشه؟
فکر نمیکنم.
به نظرت آدم خوب بودن
خوبه یا آدم خاص بودن؟چرا
مسلما آدم خوب بودن خوبه. خاص بودن میتونه خیلی مضر باشه. خاص بودن هم به شرط
خوب بودن مطلوبه نه در هر شرایطی.