| در جواب مكلارن عزیز... 1) شما سعادت رو چی میدونید؟ اصلا به نظرتون میشه سعادتمند شد؟ یا فقط یه آرزوست؟ سعادت یعنی عاقبت بخیری! یعنی اینكه بعد از تحمل مشكلات و پیمودن راه، وقتی به مقصد میرسیم خوشحال باشیم! یعنی از نتیجهای كه گرفتیم پشیمون نباشیم. به نظر من بله میشه سعادتمند شد. لازمهی سعادتمندی: توكل به خدا، ایمان به خود، نظم، تلاش مضاعف و امید به آینده است. 2) آقا سجاد چرا اون جور که باید و شاید نماز نمیخونیم؟ یه خط در میون؟ بعضی وقتا با هزار فکر؟ دلیلش به نظر شما چیه؟ چون به همهچی اعتقاد داریم جز رحمت و عظمت خدا! چون نسبت به خالقمون بیادبیم. چون كسی رو كه قراره ازش در مقابل نعمتهایی كه بهمون داده تشكر كنیم نمیشناسیم. چون مغروریم. چون همهچی برامون مهمتر از خداست. من همینجوری با عرقگیر ركابی و تندتند نماز میخوندم. یه روز مسئولمون سركار بهم گفت: یه سئوال دارم؟ گفت با همین تیپ و قیافهای كه الان داری حاضری جلوی فلانی كه رئیس شركته بری؟ گفتم نه! گفت خب پس چرا جلوی خدا اینجوری ایستادی؟ خیلی بهم برخورد. از خودم بدم اومد. از اون موقع هم با لباس تمیز و مرتب، و هم خیلی مؤدبانه تر نماز میخونم. سعی میكنم حتیالامكان افكار دیگه رو از خودم دور كنم. نمازمو با آرامش و اول وقت بخونم. تقریباً همیشه هر كاری داشته باشم ولش میكنم و اوال نمازمو میخونم. و اینو فهمیدم كه نماز اول وقت كلید حل همهی مشكلات منه. ایشالله كه خدا خودش قبول كنه. 3) آقا سجاد رابطت با خدای مهربونمون چجوریه؟ چه اتفاقی افتاد که حس کردی همیشه کنارته؟ اصلا حس میکنی که کنارته؟ میشه در مورد حست بگی؟ . با وجود همهی بدیهام، الحمدلله رابطم با خدا خیلی خوبه. واقعاً دوست ندارم ناراحتش كنم. چون اونو صمیمیترین و بهترین دوست خودم میدونم. با هیچ كس مثل اون راحت نیستم. تنها كسیه كه اگه هر روزم فراموشش كنم باز بیادمه. تنها كسیه كه همیشه فقط صلاح منو در نظر میگیره. در اصل بهتر از هر كسی صلاح منو میدونه. اما چطوری شد كه اینو حس كردم؟ با رجوع به گذشته! با مرور لحظههایی كه فكر میكردم كسی به فكرم نیست، دارم زجر میكشم، تنهام، و... با نگاه به مسیری كه منو تا اینجا كشونده. من به این رسیدم كه اونی كه منو به اینجا رسونده خداست! خدا بود كه راه منو از بقیه جدا كرد، منو به راهی كشوند كه فكر میكردم همه فراموشم كردن، اما در حقیقت زمینه پیشرفت و تعالی منو فراهم میكرد. چه كسایی رو جلو راهم قرار داد، و چه سختیهایی رو ازم دور كرد. اگه من الان اینجام به خاطر خدا و لطفایی كه اون درحقم كرده و بس. در مورد حسم بگم كه من واقعاً تحت هیچ شرایطی نمیتونم از خدا دل بكنم. هر اتفاق بدی كه میآفته میدونم باعثش خودم یا آدمای دیگه هستیم، و برعكس اتفاقات خوب رو نظر لطف و محبت خدا میبینم. حالا یا مستقیم، یا به واسطهی بندههاش. ساده بگم: این حسو خیلی دوست دارم و با هیچچی عوضش نمیكنم. 4) آقا سجاد عزیز به کدوم ورزش علاقهمندی؟ حالا کدومشو انجام میدی؟ اصلا ورزش میکنی؟ من به فوتبال، والیبال، شنا و بدمینتون علاقهمندم. در حال حاظر گاهی فوتبال و گاهی بدمینتون. البته همش در حد آماتوره. یه تردمیلم میخوام بخرم. آخه بین خودمون باشه: یه مدته كه ابعادم حجیمتر از قبل شده. هه هه... 5) اگه رئیس فدراسیون فوتبال میبودی چه کارهایی میکردی برا تیم ملی؟ آخ كه دست گذاشتی رو دلم!! اول از همه دستور عدم دعوت لژیونرا رو میدادم تا خوب غرورشون بریزه! كسایی كه از فوتبال همین مملكت پا گرفتن اما حالا واسه بازی تو تیم ملی ناز میكنن! كار بعدیم برخورد شدید با متخلفان چه در سطح باشگاهی و چه در سطح ملی بود! بازیكن هركی میخواد باشه، باید بدون كه نماینده همهی مردم ایرانه. باید بدون كه اگوی میلیونها ایرانیه. باید مروج فرهنگ غنی ایرانی باشه. نه اینكه خودش بشه مدل تبلیغاتی غرب!!!! متأسفانه خیلی از بازیكنهای ما توی انواع و اقسام پارتیها شركت میكنن و هیچ برخوردی باهاشون نمیشه. مطمئنم كه شما هم میدونید. حالا بگیم خیلی از باشگاها خصوصین، اما چنین چیزایی در سطح ملی دیگه قابل قبول نیست. یه چیزی!!!! شما به اسم معروفترین تیمهای دنیا نگاه كنید... منچستر، میلان، باسلونا، رم، دورتموند، رئال مادرید، لیورپول، بایرن مونیخ، گلاسكو رنجرز، لیون، مارسی، و... اولین چیزی كه توی این اسامی نظر ما رو جلب میكنه شهر این تیمهاست!!! دقت كنید كه ما توی ایران تقریباً تیمی رو به نام شهر نداریم... حتی تیمی با اسم مكانهای معروف و تاریخی هم نداریم؟! بجز تیم پرسپولیس كه اونم خیلی اوقات به نام پیروزی خونده میشه. و البته معرف جایی هست كه خودش متعلق به اونجا نیست!!!! چه عیبی داشت كه تیمهای قدرتمندی با نام شهرامون هم داشتیم؟ مگه اسم شهرهای ما بدن؟ مگه موجب كسر شأن ما میشن؟ ادامه در پست بعد... |