• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 16417)
سه شنبه 22/11/1387 - 16:38 -0 تشکر 89263
صندلی داغ "شاه شوریده سران" کاربر قدیمی و طنزپرداز انجمن‌

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

با توجه به قانون نانوشته نیوتن که هر کی خربزه بخوره بازم می‌تونه بخوره ولی در انتها پای لرزشم می‌شینه دوست خوبمون کاربر "شاه شوریده سران" به روی صندلی نشستن.

سایر دوستان عزیز می‌تونن با در نظر گرفتن سند معرف انجمن صندلی داغ و اهداف انجمن سوالاتشون رو از ایشون بپرسن.

و آما، در راستای هدف اصلی انجمن مبنی بر شناخت بیشتر خود بر حسب سوالات دوستان، از آقای شاه شوریده سران خواهش می‌کنیم که در انتهای کار، گزارش کاری از صندلی داغ خودشون در اختیارمون بذارن.

مجددا از همگیه دوستان خواهشمندم که قبل از زدن هر پست حتما سند معرف رو مطالعه بفرمایند تا خدای ناکرده بعدا شرمنده کسی نشیم، پیشاپیش و پساپس از همکاری همگیتون سپاس‌گزارم، باتشکر.

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم

MCLAREN SUPER CARS

مسئول انجمن صندلی داغ

مسئول2 انجمن مکانیک و روباتیک

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

سه شنبه 29/11/1387 - 21:21 - 0 تشکر 91426

A_V_B_2066

همین الان حلام کن.منو ببخش جو صندلی داغ منو گرفته.

خیالی نیست بپرس ببینم چی می پرسی چون اون قدر اخطار کرده بود همون موقع جواب بده که تاحالا سوالات رو نخوندم.

باید خیلی با جنبه باشی که رو صندلی داغ نشستی.

نه خیلی! فقط وانمود می کنم که با جنبه هستم.

تو پاسخ هات گفتی کسی که هیچ عشقی نداشته باشه خودکشی میکنه. کسانی هستند که دلیل خودکشیشونو ،رسیدن به خدا/عشق به خدا گفتنبدون اینکه نظرتو بگی در مورد این افراد یه چیزی بگو.

همچین افرادی هم پیدا میشن؟ جدا؟

خوب به اونها میگم:

نیست مستی عشق در سر تو

رو که تو مست آب انگوری

چند وقت دیگه 22 ساله میشی.فکر میکنی22سالگی چه حسی داره؟چجوریه؟

فکر نمیکنم خیلی فرقی با بیست و یک سالگی داشته باشه. حس خاصی نداره فقط عددش قشنگه! مثل 20 سالگی!

هر کس از بهر خود در تکاپوست

کس نچیند گلی که نبوید

هر کس که نه ولی اغلب اینطوری هستیم. ولی کسانی هم هستند که بی توقع خیر برسونن

ای گل نوشکفته اگر چند

زود گشتی زبون و فسرده

از وفور جوانی چنینی

هرچه کان زنده تر زود مرده

میگه که تقصیر از خودت بوده اگه بیخودی اینقدر زنده نبودی، نمیمردی! تا حالا شنیدی که مرده بمیره؟

خس به صد توفان ننالد

گل ز یک تند باد است بیمار

در عوض خس رو کسی اهمیتی بهش نمیده و حتی پاشون رو هم روی اون میگذارن اما گل رو تحت نظر عمل میارن براش باغچه و گلدون و گلخونه درست میکنن.

اصلا شاید علت همینه. خس به ناملایمات عادت میکنه پس مقاومتش بالا میره اما گل در ناز و نعمت بزرگ میشه و...

هرسه شعر بالا از نیماست.نظرتو درموردشون بگو.یه شعر هم قشنگ تر از شعرای بالا ذکر کن

شعر قشنگ تر که زیاده. یکیش:

زرتشت بیا که با تو امید آید

شب نیز صدای پای خورشید آید

تاریخ اگر دوباره تکرار شود

کعبه به طواف تخت جمشید آید

- ایرج زبردست

من کجاییم؟

ایرانی!

اگه از کسی (یا دوستی) چندین بار انتقاد(بطور صحیح) کنی اما هیچوقت به حرفت توجه نکنه تا اینکه در بار آخر یه دفعه عصبانی بشه و بگه : این انتقاد در مورد خودتم صادقه. می بینی که حرفش واقعا درسته. چه حسی بهت دست میده؟بلافاصله بعد از حرفش،چی بهش میگی؟چی کار میکنی؟ )قبل از اینکه بقیه سوالا رو بخونی جواب این سوالو آماده کن)

معمولا سعی میکنم ایرادی که توی خودم هست و هنوز اقدامی برای رفعش نکردم رو یا از دیگرون نگیرم و یا موقع انتقاد بگم که من هم این مشکل رو دارم و من هم باید رفعش کنم.

اما اگه چنین موردی پیش بیاد احتمالا اولش چند لحظه سکوت می کنم حس میکنم چه اشتباه بدی مرتکب شدم. بعد میگم اگر من هم چنین عیبی داشته باشم باید رفعش کنم ولی این دلیل نمیشه که تو به دلیل اینکه من این عیب رو دارم عیب خودت رو بر طرف نکنی. به قول سعدی:

مرد باید که پند را گیرد

ور نوشته است پند بر دیوار!

مدل موت چیه؟کوتاه؟بلند؟میونه ات با فشن چطوره؟

در حال حاضر فکر میکنم تقریبا پنج- شش سانتیمتر با فرق کج. میونه ام با فشن خیلی بده!

مدل موی من چطوره؟کوتاش کنم یا بلندش کنم؟(این سوال فقط محض خنده و رفع خستگی ه)

از ته بتراش!

چرا کرکس ها گردنشون لخته؟(هم جدی جواب بده و هم طنز)

جواب جدی: یحتمل برای اینکه بتونن راحت تر زندگی کنن و گردن بی پر به اونها در این راه کمک می کنه.

جواب طنز: زدن ظرف روغن صاحبشون رو شکوندن!

بهترین بازیکن ایتالیایی که دوست داری؟(همین الان جواب بده)

باجو (بعدش دلپیرو و بوفن)

(فرض کن)خانومت خیلی عصبیه.حرف بی منطق زیاد میزنه و از همه چی ناله میکنه و اصولا از منطق آلرژی داره. باز بهش انتقاد میکنی؟چطوری؟(اگه آره:تو دیگه کی هستی پسر؟؟؟)

همیشه اینطوریه یا در یه زمان خاص که ناراحته.

اگه زمان خاص باشه سعی میکنم صبر کنم تا آروم بشه بعد باهاش صحبت می کنم.

اما اگه همیشه این طور باشه به هر حال باید راهی پیدا کنم که بتونم اون رو متوجه اشتباهش کنم. هزار و یک راه وجود داره که باید دید کدومش جواب میده. اینکه اصلا انتقادی ازش نکنم، کمکی نه به اون میکنه و نه به من.

(ادامه سوال 8)چرا وقتی تو از دوستت انتقاد میکردی دوستت هیچوقت نگفت خودتم این عیبو داری تا اینکه منفجر شد؟تو چه اشکالی داشتی؟اون چه اشکالی داشت؟

احتمالا فکر نمیکرده من اینقدر سریش باشم! فکر کرده اگه یه خورده مدارا کنه من یادم میره و اونم کار خودش رو میکنه.

اشکال من این بوده که یکی از اصول انتقاد که شروع از خود هست رو رعایت نکردم.

عیب اون این بوده که به جای اینکه به گفته ی من فکر کنه به خصوصیات من فکر کرده.

با توجه به سوال 8 و 14. الان دوباره به سوال 8 جواب بده.(گیر دادما،چی کار کنم کمر همت بستم که نیروگات پر برق بشه.)

جواب کماکان همونه!

گرچه عالم بی عمل همیشه سرزنش شده ولی هیچکس نگفته که از علمش استفاده نکنید.

من فکر میکنم بیشتر از اینکه شجاع باشی ترسویی.ترستو داری پشت نقد های تندت قایم میکنی.

احتمالا شخصیت دیگران برات کمترین اهمیتی نداره. شایدم فکر میکنی دیگران شعورشون به اندازه تو نیست و تو خیلی خیلی بیشتر ازشون میفهمی و برای همین دوست داری طوری نقدشون کنی که تا سر حد ممکن غرورشون بشکنه و اصطلاحا له شن.به نظرم برای همین به خودت میگی«شاه».

خوب این هم نظریه. ولی فکر میکنم اگه قصدم له کردن شخصیت دیگران بود خیلی راحت تر میتونستم این کار رو بکنم. ضمن اینکه اگر من چنین انگیزه ای داشته باشم اگر طرفم به اندازه ی کافی منطقی باشه از عمل من بر علیه خودم استفاده میکنه. چون یا انتقاد من وارده که با برخورد صحیح هم ارج خودش رو بالا میبره و هم عیب کارش رو بر طرف می کنه. و اگر هم به خطا چنین ایرادی از اون گرفتم با برخورد منطقی من رو ضایع خواهد کرد. پس باز هم به نفع نقد شونده تموم خواهد شد.

یکی از نکات مهم در نقد اینه که به گفته دقت کنیم و نه اینکه طرف چرا اینطوری میگه و انگیزه اش چیه.

و در مورد کلمه ی شاه اگه دقت کنی میبینی به تنهایی به کار نرفته. و اگه امضام رو بخونی میبینی که در صریح ترین اعتراف ممکن گفتم کم خرد ترین آدم دنیا هستم. فکر نمیکنم کسی که میخواد شعور دیگران رو زیر سوال ببره تا خودش رو بالا بکشه، به خودش بگه کم خرد!

نظرت درمورد کسانی که فکر میکنن برای اصلاح مشکلی،باید همه چیزو ویران کنند و از نو بسازند چیه؟

بستگی به نوع مشکل داره. یه وقت خانه از پایبست ویرانست خوب باید مجددا از پایبست شروع کنیم. اما در عین حال نباید برای یه دستمال قیصریه رو آتیش زد.

چقدر منو میشناسی؟به هر اندازه که میشناسی منو نقد کن.(میتونی بدون ترتیب به این سوال جواب بدی)

(اگه منو فقط به اندازه پاسخایی که ازم دیدی میشناسی،هیچ عیبی نداره.میتونی یکیشونو نقد کنی.خلاصه این گردن من از مو باریکتره.خوشحال میشم قطعش کنی )

خوب اگه الآن با گردنت اینجا بودی خوشحال میشدم این لطف رو درحقت بکنم. اما الآن نیستی. آواتارت بابا لنگ درازه! پس باید از علاقه مندان کتاب(یا کارتن) بابا لنگ دراز باشی و یا اینکه قدت بلنده و رفیقات این اسم رو روت گذاشتن. خیلی باهات آشنا نیستم ولی چند تا پستی که ازت دیدم به این نتیجه رسیدم که دوست داری کمی ساز مخالف بزنی! به مباحث انجمن خانواده علاقه مندی و خصوصا مباحث مربوط به ازدواج رو با دقت خاصی پیگیری میکنی!!!

تو همایش ندیدمت.کجا بودی؟چرا من و تو توو همایش همدیگه رو ندیدیم؟

(هم دلیل منطقی بگو و هم حکمت شو)

دلیل منطقی با هم مواجه نشدیم به همین سادگی.(در مورد اینکه کجا نشسته بودم من اونی بودم که حسین رفیعی بهش گفت دم در بده بفرما تو!)

حکمتش: از کم سعادتیت بوده!

بدون اینکه یه سوال 16 نگاه کنی بگو من چند تا «شون» تو اون سوال استفاده کردم؟

خوب جواب به این سوال کمی پیچیده است. ولی بهت میگم محاسبه اش با خودت. اگه پلاک خونه ی ما رو در عدد پی ضرب و از حاصل مجذور شماره ی واحد خونه مون رو کم کنی و با عدد یکان روزی که به دنیا اومدم جمع کنی به تعداد مورد نظرت میرسی.

هر حس که در حین خوندن سوال 16 بهت دست داد را بگو(از آغاز خوندن تا پایانش)

اولش که بحث شجاعت و ترس رو گفتی گفتم بذار ببینم از کجا به این نتیجه رسیده که اگه مشکلی دارم اصلاحش کنم اما ادامه اش رو که خوندم به این نتیجه رسیدم که طرف میخواد عکس العمل من رو ببینه.

در پایان سوال 16 گفتم«دوست من».تو حین خوندنش نگفتی:من دوست تو نیستم؟

نه ابدا! چه ایرادی داره. به قول سعدی: از صحبت آن دوست به رنجم کاخلاق بدم حسن نماید. خوبی نوشته ات این بود که حداقل اخلاق های بد من رو خوب جلوه ندادی و تعارف تیکه پاره نکردی این نکته ی مثبتیه.

درضمن سوال 16 رو جدی نگیر

دیگه دیر شده آخه مامورین ویژه رو فرستادم دنبالت! جدا از شوخی خوب بود سعی کن تا آخر صندلی کماکان جو گیر بمونی.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
سه شنبه 29/11/1387 - 21:22 - 0 تشکر 91428

:Unloker

یه شعر طنز که از نظر خودت زیبا هست بگو

شعر موش گنده منوچهر احترامی که قبلا اینجا ثبتش کردم و میتونی بخونی.

و همینطور یه توصیف در مورد طنز

طنز یعنی گریه کردن قاه قاه

طنز یعنی خنده ی پر اشک و آه

و انجمن طنز کنونی تبیان.

انجمن طنز فعلی تبیان تنها رابطه ای که با طنز داره فقط اسمشه که به نظر من بهتره اون رو هم به انجمن فکاهی تغییر بدن. خیلی نمیخوام توی این مسئله ریز بشم اما برای اینکه خودت بهتر متوجه مسئله بشی میتونی بری و ببینی که انجمن های سیاسی، اجتماعی، ورزش و ادبیات هر کدوم یه تاپیک طنز دارند که این نشون میده انجمن طنز چقدر در دستیابی به اهدافش موفق بوده که این انجمن ها نیاز به ایجاد تاپیک مستقل رو حس کردن. اگه انجمن خانواده هم یه تاپیک طنز داشته باشه دیگه این مجموعه کامل میشه.

من این انتقادات رو وقتی جانشین این انجمن رو از نردیک دیدم به خودش گفتم اما...

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
سه شنبه 29/11/1387 - 21:32 - 0 تشکر 91432

شقایق صحرایی:

معنی این بیت چیه:

«به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد»

با نام خدایی شروع می کنم که جان و خرد را آفرید زیرا اندیشه ی ما برتر از این قادر به شناسایی او نیست.

از حدیث «المؤمن مرآة المؤمن» از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) چه برداشتی دارید؟

همین حدیث سه کنمه ای حدود بیست پیام دارد که ما چند نمونه آن را نقل می کنیم.

آینه وسیله ای است که در زندگی روزمره چندین بار در برابر آن می ایستیم تا عیوب ظاهری خود را در آن ببینیم و در حد امکان ظاهر خود را اصلاح کنیم؛ بنابراین عیب نمایی ویژگی بارز آینه است. اما:

آینه، عیب را بزرگ نمیکند. عیب مردم را بیش از آنچه هست نبینیم.

آینه، عیب را رو به رو می گوید نه پشت سر. عیب افراد را به خود آنها بگوییم نه به دیگران.

آینه، به دلیل صاف و صیقلی بودن، عیب را می گوید. بر اساس صفا و صمیمیت از یکدیگر انتقاد کنیم.

آینه، عیب ما را به دیگران نشان نمی دهد. عیب دیگران را کتمان کنیم.

آینه اگر عیب را نشان داد، آن را نمی شکنند. انتقاد کننده را نشکنیم.

آینه زمانی عیب را درست نشان می دهد که سالم باشد. انتقاد ما زمانی اثر دارد که خودمان معیوب نباشیم.

اگر آینه را بشکنیم، آینه ی شکسته هم عیب ما را نشان می دهد.

آینه در کنار عیوب زیبایی ها را هم نشان می دهد. خوبی های دیگران را هم ببینیم.

اما وقتی این حدیث را نزد یک عالم عارف ببریم، می گوید؛ شاید معنای حدیث این باشد که انسان مومن آینه ی خداست؛ زیرا یکی از نام های الاهی در قرآن «مومن» است:« السلام المؤمن المهیمن» (سوره ی حشر آیه ی 23). آری مؤمن واقعی محل تجلی صفات الاهی است و جلوه ای از حلم و حکمت و علک و رحمت و قدرت و تدبیر الاهی در انسان مؤمن نمودار است.

منبع: تفسیر قرآن کریم آیات برگزیده- تألیف محسن قرائتی- ص 25

مفلس حقیقی کیست؟

بنا به فرموده ی پیامبر مفلس حقیقی کسی است که نماز و روزه و حج و کلا واجبات و مستحبات رو انجام بده اما مرتکب حق الناس بشه. پس روز قیامت از اعمال خیر اون کم کرده و به صاحبان حق اضافه میکنن و چون عمل خیری براش باقی نمونه از گناهان صاحبان حق کم کرده و به گناهان او اضافه می کنن.

بندگی چیست؟

اطاعت و عبادت و تسلیم.

نشان فقر چیست؟

آن که دل از اثر گناه و غفلت سیاه باشد.

نشان توکل چیست؟

رضا

درویشی چیست؟

به قول شیخ ابولحسن خرقانی: دریائیست از سه چشمه: یکیی پرهیز، دوم سخاوت، سیوم بی نیاز بودن از خلق خدای عزّ و جلّ.

غریب کیست؟

کسی که وقتی صدای کمک خواهیش به آسمان بلند میشه ملائکه صداش رو نمیشناسن.

چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش؟

زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست (حتی با این همه پیشرفت علم)

مذهب اگر عاشقی است سنت عشاق چیست؟

دل که نظرگاه اوست از همه پرداختن

دانی کدام دولت در وصف می نیاید؟

دولت وصل

دولت فقر

چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی.

در کوی او گدایی بر سروری گزیدن

گر مخیّر بکنندت به قیامت که: چه خواهی؟

هیچ!- محب صادق آن است که پاکباز باشد.

تحقیقات علمی یعنی چه؟

کسی که با چشمان بسته توی یه اتاق تاریک به دنبال یه گربه ی سیاه بگرده.

فلسفه یعنی چه؟

کسی که با چشمان بسته توی یه اتاق تاریک به دنبال یه گربه ی سیاه بگرده که اصلا وجود نداره!

ماتریال دیالکتیک یعنی چه؟

کسی که با چشمان بسته توی یه اتاق تاریک به دنبال یه گربه ی سیاه بگرده که اصلا وجود نداره و بعد یکدفعه داد بزنه پیداش کردم!

تنها پستانداری که نمی تونه جست بزنه کدومه؟

فیل و تنها پستانداری که قادر به پروازه خفاشه

مردم چک اسلواکی(سابق) از کجا به گرد بودن زمین پی بردند؟

در سال 1948 امپریالیست ها رو بیرون کردن و به غرب روندن و در سال 1968 اونها از شرق برگشتند.

چه وقت یه سرباز می تونه بدون اجازه از پادگان خارج بشه؟

وقتی مطمئن باشه گیر نمی افته!

موقع صبحانه خوردن بهتره که کره رو به نون بمالیم یا نون رو به کره؟چرا؟

خوب من ترجیح میدم که نون رو به کره بمالم تا دیگران از خوردن کره منصرف بشن و بمونه برای خودم. اما به لحاظ علمی شما اگر نون رو به کره بمالید فی الواقع دارید کره رو هم به نون میمالید.

موقع صبحانه خوردن بهتره که کره رو به این طرف نون بمالیم یا طرف دیگه ی نون؟چرا؟

به این طرف نون. از اونجایی که این ضمیر اشاره به نزدیکه نشون دهنده ی اینه که اگه بخوایم کره رو به طرف دیگه ی نون بمالیم مجبوریم نون رو بچرخونیم که این کار مستلزم صرف انرژِی و زمان هست پس بهتره که کره رو به همین طرف نزدیک بمالیم.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
سه شنبه 29/11/1387 - 21:36 - 0 تشکر 91435

چگونه یک اثر هنری بی نظیر بسازیم؟

برای اینکار به یک ورق کاغذ سفید و یک مقدار جوهر (ترجیحا استامپ) احتیاج خواهید داشت. حالا یکی از انگشتان خودتان را درون جوهر زده و روی کاغذ بزنید. تبریک میگم شما موفق شدید یک اثر هنری کاملا بی نظیر ایجاد کنید که هیچ کس جز شما قادر به ایجاد آن نخواهد بود.

چطوری می شود که این طوری می شود؟

خیلی پیچیده است. در واقع اگر بخواهیم تمام عواملش رو بررسی کنیم شاید سالها درگیرش باشم و به نتیجه ی کامل هم نرسیم.

اما مهمترین علتش اینه که اراده ی خدا اینه که اینطوری بشه.

چه احساسی به شما دست خواهد داد اگر: به دنبال جواب یک سوال تا بالای کوه اورست صعود کنید و اونجا به جای یک پیر دانا یه دیوونه به نام شاه شوریده سران ببینید؟

سوالم رو از اون میپرسم حتما حکمتی داشته که اونجا با اون رو به رو شدم شاید واقعا جواب من پیش اون باشه.

گر پیر مغان مرشد ما شد چه تفاوت

در هیچ سری نیست که سری زخدا نیست

یک گیاه شناس چگونه فیل شکار می کند؟

باید از گیاه شناسان پرسید، اما اگه من گیاه شناس بودم از یه گیاه خواب آور استفاده می کردم!

اگه تبیان کمر به عداوت با زبان شیرین فارسی نبسته بود و اجازه ی انتخاب شناسه ی فارسی رو می داد باز همین شناسه رو انتخاب می کردید یا معادل فارسیش رو؟

شناسه ی من خودش فارسیه!

«سرو روان» چگونه سرویست ، در کجا می روید و شرایط مطلوب نگهداری آن چیست؟

سرو روان نوعی سرو خاص است که دارای رفتاری منحصر به فرد ودلربا بوده است. این گیاه در نواحی سکونت آدمیزاد روییده و شرایط نگهداری آن با توجه به نوع آن متفاوت است. لیکن مهر و محبت هماره از ملزومات نگهداری این گیاه است!

مهر گیاه چگونه گیاهیست ، در کجا می روید و شرایط مطلوب نگهداری آن چیست؟

گیاه مهر و محبت، میگویند گیاهی است که هر کس همراه خود داشته باشد مردم او را دوست خواهند داشت!

در دلهای پاک میروید و شرایط نگهداری آن پرهیز از آلودگی دل و نیکی به خلق خداست.

گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟

باید دید که آیا به اندازه ی لاله نمایشگر صفات خالق خودش هست یا نه؟

اگه یک گیاه بودید، فکر می کردید چه گیاهی می شدید؟

احتمالا کاکتوس!

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
سه شنبه 29/11/1387 - 21:38 - 0 تشکر 91437

شقایق صحرایی:

معنی ابیات زیر که همه در واژه ی گیاه مشترکند را بنویسید:

گر من گیاه سبزم و تو ابر نوبهار

هل تا گیه بجوشد بر من بهار رو

اگه من گیاهی هستم که به باران برای بقا احتیاج داره و تو ابر بهاری من ترجیح میدم که از تشنگی هلاک بشم تو برو یه جای دیگه ببار!

به خشکسال وفا رستی ای گیاه محبت

بریز برگ که ابر امید آب ندارد

شخصی کفش آهنی ابتیاع نموده و به قصد انجام کاری به سازمان های دولتی مراجعه می کند از سحر تا به شام در پله های سازمان دویده و چون کارش به جایی نرسیده نالان گوشه ای نشسته و از روزگار و زمین و زمان شکایت آغاز که این را وفا نیست و آن را محبت. پس جهاندیده ای از برابر وی بگذشته و بیت فوق برایش بخوانده که یعنی از الکی دنبال این صفات مباش و خود را مضحکه مگردان. و گفته:

وفا مجوی ز کس ور سخن نمیشنوی

به هرزه طالب سیمرغ و کیمیا می باش!

بر گیاه نفس بند آب حیات

چند دارم نفس را همچون گیا

چقدر این نفس بدبخت رو مثل گیاه اذیت میکنی. همچین آب حیات رو بهش ببند که کاملا سیرآب بشه. (البته بعضیا هم خلاف این رو معتقدند)

تا مهر گیاه خط سبزت شده پیدا

مهر دل من گشته فزون از تو چه پنهان

گویا ارباب رجوعی در مراجعات پیشین خویش با کارمندی تندی نموده لیکن اکنون فهمیده که امضای کارش به دست همان کارمند است پس نادم بازگشته و گفته است:از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان از آنگاه که قدرت مهر و امضای شما بر من آشکار گشته علاقه ی من به شما صد چندان گشته مرهمت فرموده امضا کنید.

در رهش افروخت اقبال از گیاه تر چراغ

در شب تار آن که راه وادی ایمن برید

این بیت از زبان شخصی است که در شب تاریک از یکی از معابر شهر تهران در حال عبور بوده و به ناگاه با توجه به مشکلات روشنایی اون معبر و چراغ های سوخته در چاله ای که شهرداری به منظور بهسازی معابر ایجاد کرده افتاده و با خودش فکر میکنه خوش به حال موسی که توی بیابان هم که داشت میرفت درخت براش مثل چراغ شد!

زده سر ز باغ رویت چه گیاه خوش نسیمی

که گل جنون شکفته ز نسیم آن گیاهم

ای عزیزی که در فلان اداره به سمت معاونت برگزیده شدی، خبر این انتصاب مبارک چنان دیوانه و سرمستم کرده که بوی گل بلبل را! حال که بدان موفقیت رسیدی دستور فرما که بنده زاده نیز شغلی درخور در آنجا داشته باشد.

مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی

گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست

حافظ جان! رنجیده خاطر نشو و بیخودی از کل این جماعت کناره نگیر حالا یکیشون تو زرد از آب در اومد تقصیر بقیه چیه؟

اگر از سرو قدان مهر طمع می‌داری

از بن زهر گیا مهر گیاه می‌طلبی

میگه که اگه از مسئولین فلان سازمان طمع مهر و محبت و کار راه اندازی داری، خیلی از مرحله پرتی! مثل این میمونه که از گیاه سمی انتظار روییدن مهرگیاه داشته باشی!

چه درختهای طوبیست، نشانده آدمی را

تو بهمیه وار الفت، به همین گیاه داری

ای بیچاره اگه با فوت و فن رانت خواری آشنا بشی میبینی که چه خانه ی ویلایی پر درخت و چه اتومبیل آخرین سیستم و چه ... برایت آماده است اون وقت تو نشستی همین طوری داری با حقوقت سر میکنی؟

در نیک کوش کت بد و نیک اربه طینتست

کز خاک راست راست براید گیاه کج

به دنبال نیکی کردن باش که اگر به خوبی و بدی به طینت(ذات، خاک) بود که از خاک صاف این گیاهان ناصاف بیرون نمیومدند.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
سه شنبه 29/11/1387 - 21:40 - 0 تشکر 91438

راستی سلام

و علیک السلام

- شما چرا همیشه آخر پست هاتون می نویسید "فعلا خدانگهدار"؟

من مینویسم فعلا خداحافظ (گرچه در معنا یکیه) چون از خداحافظی خوشم نمیاد.

- شما تنبلید یا دوست دارید تنبلی کنید؟

ترکیبی از هر دو. در واقع یه خورده تنبلم و همین باعث میشه که دوست داشته باشم تنبلی کنم در نتیجه تنبل تر از اونی که هستم به نظر میام!

- راستی ممنون که مرا در زمره ی عزیزانی دانستید که بر ظاهرم عیبی نمی بینید ... شرمنده کردید ... ههههههه

خواهش می کنم.

- چرا شما شاعرا همتون یا شوریده سرید یا مجنونید یا روحتان زنگ زده؟ اینها ملزومات شاعریه؟

اولا باز هم میگم من شاعر نیستم. یه بار یه شعری سر هم کردم که نتیجه اش باعث شد دیگه دور و بر این کارا نگردم!

ثانیا دیگه توی این دوره زمونه مگه آدم عاقل هم شاعر میشه؟ خوب میره دنبال یه کار نون و آب دار. گرچه آخر اسم شاعر روش میمونه مثل قاآنی.

- شاعرا و خبرنگارا چه وجوه مشترکی دارند؟ اصلا شباهتی به هم دارند؟

یکی اینکه هر دو دنبال سوژه هستن! دیگه اینکه باید به مخاطبینشون توجه داشته باشن.

- شاعرا و خبرنگارا چه تفاوت های بنیادی با هم دارند؟

خبرنگارا صرفا به گزارش وقایع میپردازن اما شاعرا دستشون باز تره. ضمن اینکه شاعرای بزرگ ماندگار تر از خبرنگارای بزرگ هستن.

- شوریده سری چه جوریه؟

بستگی به علتش داره ولی در کل از قدیم گفتن:

دیوانه باش تا غم تو عاقلان خورند!

پس رها از غم ها خواهید شد.

- شوریده سران چه ویژگی هایی دارند که آنها را از دیگران متمایز می کند؟

کم خردی!

- چی شد که فهمیدید شوریده سرید؟

یه حس خاصی از همون ابتدا به من میگفت که یه فرقی با بقیه دارم. من فکر می کردم همه دیوونه هستن و همه فکر می کردن من دیوونه هستم. بالاخره اکثریت کار خودش رو کرد...

- بیابان گردی و اینها هم توی مرامتان هست؟

من گرچه ید طولایی در این قضیه دارم (از همون کودکی این طور بودم) ولی در حال حاضز از بیابان گردی معذورم به خاطر اطفال شهر. اگه من برم به کی سنگ بزنن؟ به قول صائب:

اگر دلجویی طفلان نمیشد سد راه من

به مجنون یاد میدادم ز خود بیرون دویدن را

- یه خاطره از حافظیه برایمان تعریف کنید

باور میکنید حداکثر یه بار یا دوبار رفتم حافظیه اون هم چندین سال پیش. آخه معمولا وقتایی که میریم شیراز حافظیه غلغله است. ولی چون خونه ی مادربزرگم پشت حافظیه است زیاد از کنارش رد میشم. خاطره ی خاصی هم توی ذهنم نیست غیر از صف های جلوی درش.

- اگر دختر بودید با شوریده سری مثل خودتان ازدواج می کردید؟

سوال سختیه! باید دید چه طور دختری میشدم! به هر حال مردان بهتر از من که زیادن. ضمن اینکه باید دید اون زمان هم چنین شناختی از احوال درون بد خودم می داشتم یا اینکه گول ظاهرم رو میخوردم! به هر حال نمیتونم نظر قطعی بدم.

- تصویر یه شاعر در ذهن شما چه شکلیه؟

الف- موهای ژولیده و بلندی داره

ب- همه اش با خودش خود درگیری داره

ج- منزوی است و نمی تواند با دیگران ارتباط برقرار کند

د- شوخ و شاد و سرزنده است و دیگران از بودن با اون لذت می برن

ه- سایر ( توضیح بدهید)

سایر، یه شاعر میتونه شکل هر یک از افراد فوق باشه و میتونه شبیه هیچ کدوم نباشه. شعر گفتن به قیافه ربط نداره ممکنه خیلی ها کارخونه ی شعر سازی راه بندازن و عین این اجناس چینی شعرهای سریکاری بدن بیرون بعد هم اسمشون میشه شاعر. شاعرایی که واقعا حرفی برای گفتن دارن هم میتونن با ظاهر های مختلف باشن مهم نحوه ی نگرششون هست. هیچ کس نگفته که فردوسی منزوی بوده، یا سعدی خیلی جاها رو گشته و طنز توی آثارش زیاده. یکی هم ممکنه گوشه نشین باشه. به هر حال فکر نمیکنم از روی ظاهر بشه مهارت کسی در شعر گفتن رو سنجید.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
سه شنبه 29/11/1387 - 23:14 - 0 تشکر 91491

حس غریب:

من رسما..در حضور همه اعلام میکنم که بدینوسیله کتبا رضایت میدم به این سوالات درباره ی کاربر "حس غریب" پاسخ بدین!

اول نظرتون رو راجع به شناسه‌ بگید و بعدش نظرتون رو راجع به شخصیت‌ این شناسه‌ بیان کنید و از 100 بهش یه نمره بدین و لطفا ملاک‌های نمره دادنتون رو هم برامون بگید، در ضمن می‌تونید یک سوال هم بپرسید.

خوب همین اول بگم که من به کسی نمره ندادم و شما هم از این قائده مستثنی نیستید چون من نه اطلاعات کافی و نه صلاحیت این کار رو ندارم. در مورد شناسه باید گفت که تا جایی که من میدونم بین حواس شش گانه ی آدم حسی به نام غریب وجود نداره! خوب حس غریب بیش از هر چیزی من رو یاد آهنگی که علی لهراسبی خونده میندازه و با توجه به علاقه ای که صاحب شناسه به مبحث انتظار داره بعید نیست از همون جا اومده باشه.در مورد خود شخص انگلیسی خونده ولی مدیر انجمن ادبیاته گرچه این یه تناقض نیست اما توی کشور ما که خیلی ها سعی میکنن هر چه بیشتر کلمات بیگانه رو در صحبت به کار ببرن در نوع خودش جالبه. تمایلات فمینیستی داره که البته به بی اساس بودن اونها واقفه!(حرف تو دهن ملت میذاریم)

سوال:

آن چه نامی است ز اصحاب کمال

که دو ثلث آمده نیمش در حال

اولش کامده حرفی ز حبیب

چون به آخر برسد هست نصیب

خاک و آبش به دو جانب منزل

کرده و آتشش افتاده به دل

غیر آحاد ورا گر آحاد

بشمری چون کبد است از اعداد

یک انتقاد از:

الف)جلسات تلس

گرفتن ایراد از افراد در همون لحظه که هم میتونه به عکس العمل اون منجر بشه و هم به خارج شدن رشته ی کلام از دستش. بهتره ایرادات بعدا توی گزارش تصحیح بشه.

ب) انجمن های تخصصی

من با این شرط جواز جلوس روی این صندلی رو گرفتم که انتقادی از تبیان و بخش هاش نکنم. همون طور که خودتون میدونید تبیان با روی باز پذیرای انتقادات و بحث های علمیه.

ج) انجمن ادبیات(بیان کمبودها)

کمبود بحث های فنی و تعاملی . گرچه مباحث فنی معمولا پاسخ های زیادی نمیگیره اما باید راهی برای ایجاد انگیزه برای شرکت اعضا در بحث پیدا کرد.

د) کاربر حس غریب( اگر بیشتر بود میتونید برام ایمیل کنید)  

بیشتر بود!(بعدا از زیر ایمیل هم در میرم!)

یک پیشنهاد برای:

الف) بهتر شدن تلس

اعلام نشدن موضوع قبل از جلسه و همین طور به جای داوطلب پیدا کردن بهتره مدیر جلسه انتخاب کنه که کی صحبت کنه

ب) بهتر شدن انجمن های تخصصی

با خودم عهد کردم مفت و مجانی به تبیان مشاوره ندم.

ج) بهتر شدن مطالب انجمن ادبیات

ایجاد تاپیک هایی که کاربران بتونن با شرکت در اون در مورد موضوعات ادبی به بحث و بررسی و اظهار نظر بپردازن. نه اینکه موضوع مثل یه مقاله ارائه بشه بلکه اعضا توی اون تاپیک مثل یه تیم تحقیقاتی خودشون به نتیجه برسن.

آخرین سوتی که دادید چی بوده و چه زمانی بوده؟؟؟؟

شنبه شب توی تلوزیون گزارش برگذاری یه نمایشگاه توی مصلا رو دیدم و تصمیم گرفتم فردا بعد از انجام کارهای دیگه ام یه سری برم اونجا. ساعت ده صبح به یکی از دوستام زنگ زدم و با اون هم قرار گذاشتم که ساعت یک جلوی در مصلا همدیگه رو ببینیم. من یه ربع قبل از یک رسیدم و رفتم توی مصلا به سمت شبستان به شبستان که رسیدم دیدم همه چیز رو دارن بار کامیون میکنن تا ببرن یکی رو گیر آوردم و پرسیدم مگه اینجا نمایشگاه نیست. گفت بوده تموم شد! بیچاره دوستم که به خاطر حرف من اومده بود تا اونجا!

چرا همیشه شاه شوریده سران با سوالاتی تقریبا تکراری در صندلی داغ های قبلی شرکت کرده؟

چون از اون سوالات خوشم میومده

فرد خلاقی هستید؟ در چه زمینه ای خلاقیت دارید؟

نه چندان. متاسفانه آموزش خلاقیتم رو تا حد زیادی از بین برده. باید سعی کنم کمی خلاق تر باشم.

چرا انسان ها از انتقاد استقبال نمیکنند و حتی اگر لسانی مدحش کنند وقتی ازشون انتقاد میشه حالت دفاعی به خودشون میگیرن؟

خوب شاید یکی از دلایلش اشتباهات نقد کننده باشه و یکی دیگه هم عدم وجود روحیه ی نقد پذیری در نقد کننده. در هر صورت هم نقد کننده باید نقدش رو به بهترین شیوه ای که میتونه بیان کنه و نقد شونده هم باید به اندازه ای نقد پذیر باشه که اشتباهات نقد کننده نتونه اون رو از پذیرفتن عیبش محروم کنه.

برای اینکه بتونیم موثر انتقاد کنیم...چه مسائلی رو باید رعایت کنیم؟

کلا اصول اساسی نقد رو میشه به این صورت گفت:

- نقد کننده باید در مورد چیزی که داره نقد میکنه اطلاعات کافی داشته باشه نه اینکه الزاما مسلط ترین فرد به اون مسئله باشه اما اینطور هم نباشه که نسبت به چیزی که شناخت درست رو نداریم انتقاد کنیم.

- باید حب و بغض و تعصبات رو در موقع نقد کنار گذاشت. نباید احساسی که نسبت به یک نفر یا یک چیز داریم در نقدمون نسبت به اون تاثیر بگذاره.

- نباید برای نقد به انگیزه ی شخص از رفتار یا سخنش نگاه کنیم بلکه باید اون رفتار و سخن رو بی توجه به انگیزه ای که پشت اون بوده نقد کنیم.

- باید اندیشه و رفتار فرد رو از خود شخص جدا کنیم یعنی رفتار رو نقد کنیم و نه شخصیت فرد رو.

- نقد کننده نباید برای نقد کردن برچسب بزنه. به عنوان مثال موقع انتقاد نگیم که تویی که فلان عقیده رو داری حق نداری فلان کار رو بکنی. موقع نقد در یه مورد نباید معایب دیگه ی شخص رو به رخش بکشیم.

- نقد کننده باید از خودش شروع کنه. یعنی اول ببینه که آیا خودش هم چنین عیبی داره یا نه و اگر اون عیب رو داشت برای رفعش حداقل اقدام کنه بعد از دیگران انتقاد کنه.

- نقد شونده باید از نقد متقابل بپرهیزه یعنی اینکه اگه فلانی یه ایرادی از من گرفت به دنبال این نباشم که من هم ایرادی از اون بگیرم تا تلافی کرده باشم.

- نقد شونده باید روحیه ی نقد پذیری داشته باشه.

ایا ترکیب دو کلمه ی "حس غریب" ترکیبی نشات گرفته از فرهنگ شرقی هست یا غربی؟ علت؟

راستش غریب که به نظر میاد با غرب اشتقاق داشته باشه. ولی نه غربی و نه شرقی، جمهوری اسلامی!

چقدر برای زبان فارسی ارزش قائید؟؟در استفاده از واژه های بیگانه و معادلات اون ها چقدر دقت میکنید؟

برای فارسی ارزش زیادی قائلم اما یه بار جلوی یه مهندس عمران به جای دانلود گفتم بارگذاری بنده ی خدا رفت توی فکر بارگذاری توی مقاومت مصالح و این حرفا. اما تا جایی که به انتقال مفهوم لطمه وارد نشه و البته کلمه ی جایگزین هم کلمه ای باشه که راحت توی دهن بگرده.

به نظر من فرهنگستان باید انرژی خودش رو بیشتر روی پیشگیری از ورود کلمات جدید متمرکز کنه نه اینکه کلمه وارد بشه و جا بیافته بعد تازه به فکر درمان بیافتن.

ضمن اینکه برای اثر بخشی بیشتر باید روی صدا و سیما و رسانه ها و سازمان های دولتی نظارت داشته باشه تا از لغات اصلاح شده درست استفاده بشه اون وقت این لغات به تدریج جا می افته.

پُستی بوده در انجمن ها که به نظرتون شطح و طامات محض باشه؟

یکی از عقل می لافد، یکی طامات می بافد
بیا کاین داوریها را به پیش داور اندازیم .

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
سه شنبه 29/11/1387 - 23:18 - 0 تشکر 91493

جمله سازی دوست دارید؟با کلمات زیر، اولین جمله ای که به ذهنتون میرسه رو بنویسید.

نه زیاد اما گویا مجبورم.

Stubborn

  Why should I quarrel with such a stubborn!?

Suspicious

 That"s a suspicious question!

شوره

چرا غذای سلف اینقدر شوره؟

نیشخند

آخه نیشخند هم شد کلمه ی مناسب برای جمله سازی؟ (عجب جمله ای ساختم!)

دعایی که اغلب در قنوت میخونید؟؟

الهم ارزقنا فهم النبیین و حفظ المرسلین و الهام ملائکة المقربین.

از چه صفتی برای صدا کردن خدا بیشتر استفاده میکنید؟؟

رحمان و رحیم (حداقل سی بار در شبانه روز)

پیوند دین با زندگی شما چقدر بوده( یا هست؟؟)

کمی بیش از متوسط.

زیباترین شعری که اغلباوقات با خودتون زمزمه میکنید چی بوده؟

نمیدونم. هر از گاهی ذهنم روی یه شعر قفل می کنه. فی المجلس:

یا رب این نامه سیه کرده ی بی فایده عمر

همچنان از کرمت بر نگرفته است امید

گر به زندان عقوبت بری ام روزشمار

جای آن است که محبوس بمانم جاوید

هر درختی ثمری دارد و هر کس هنری

من بیمایه ی بد بخت تهی دست چو بید

لیکن از مشرق الطاف الهی نه عجب

که چو شب روز شود بر همه تابد خورشید

سعدی

هم چاه سر راه تو باید بكنیم

هم اینكه از انتظار تو دم بزنیم

این نامه ی چندم است كه می‌خوانی؟

داریم ركورد كوفه را می‌شكنیم

جلیل صفر بیگی

عشق از دید شاه شوریده سران چیه؟؟؟

رسیدن به مرتبه فنا. مرحله یا شهر هفتم. عاشق واقعی کسیه که در وجود معشوق فانی بشه. دیگه منی وجود نداشته باشه همه او باشه. به قول سعدی:

پیرهن می بدرم دم به دم از غایت شوق

که وجودم همه او گشت و من این پیرهنم

خیلی ها تا به طلب میرسن دعوی عاشقی می کنن. میشه اون رو هم با کمی اغماض تا حدی عشق دونست اما باید فرق بین عاشق طالب و عاشق فانی رو مد نظر داشت بعضی با رسیدن به اولین مرحله میخوان مرحله ی آخری رو تقلید کنن. مثل این میمونه که یه بچه ی اول دبستانی میخواد مسائل هندسه ی تحلیلی رو حل کنه!

با یک انسان سلطه جو چه باید کرد؟؟

طرد، مقاومت، مقابله به مثل.

انفال یعنی چی؟؟؟...با از خودگذشتگی چه فرقی داره؟

انفال یا انفاق؟

انفال به اموالی گفته میشه که نحوه ی صرف و خرج اونها در اختیار رسول و امام و جانشینان اونهاست. وشامل امول ملی مثل دریاها و جنگل ها و یا اموال بی وارث و یا غنیمت هایی که بدون جنگ به دست اومده. که مشخصه با از خودگذشتگی خیلی فرق داره.

انفاق بخشش در راه خدا و برای ثواب هست و معمولا از چیزیه که احتیاج چندانی به اون نداریم. اما از خود گذشتگی وقتیه که چیزی رو که خودمون هم احتیاج داریم به دیگری ببخشیم. و البته فقط در مورد اموال مادی به کار نمیره. ممکنه یه عمل، یه موقعیت یا هر چیز دیگه ای باشه.

شعر انگلیسی میخونید؟باهاش ارتباط برقرار میکنید؟زیباترین شعر انگلیسی که خوندید ؟

نه معمولا شعر انگلیسی نمیخونم.

Mary had a little lamb

do you believe first impressions are always wrong?? Why yes? Why not? Elaborate on your answer!

  Not always but because of lack of information the probability of mistake is high so logically we should not base our judgement on it.

این سوال من اول از شما، و بعد از همه است!

از زمانی که من اومدم تبیان، هر کاربری که روی صندلی داغ نشسته، بعدش ناپدید شده...یا رفته و مدت های مدیدی نبوده، یا تغییر کرده ...یا برای همیشه رفته...!

این طلسم صندلی داغه که من توی اولین صندلی داغ محیط جدید هم به اون اشاره کردم .

چرا صندلی داغ برای خیلی از کاربران، آخرین مرحله هست؟

نمیدونم. شاید به دلیل اینه که به شناخت بهتری از خودش و دیگران میرسه.

ایا صندلی داغ برای شما هم اخرین سکو در تبیان هست؟

البته شرایط من با اونها کمی متفاوته چون من به دلیل اینکه قصد رفتن دارم نشستم روی این صندلی نه اینکه صندلی باعث رفتن من باشه. اما نتیجه یکیه.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
سه شنبه 29/11/1387 - 23:23 - 0 تشکر 91495

Mamal92

. چه رنگی دوست داری؟

سبز

ایران رو چقدر دوست داری؟ (نمره بده از 100)

95

مردم ایران رو چقدر دوست داری؟ (نمره بده از 100)

86

ایران قبل از انقلاب رو میپسندی یا بعد از انقلاب؟ (نمره بده از 100)

قبل از انقلاب خیلی دوره ها بوده در مقایسه با کدومشون میگی؟ اگه منظورت پهلویه که ایران بعد از انقلاب به نظر من صد چندان بهتر از زمان پهلویه.

چرا انجمن نجوم نمیایی؟

من دارم کلا میرم تو میگی چرا نمیای؟ من چند تا انجمن دیگه میرم که بخوام نجوم بیام؟

چه حیونی دوست داری؟

هر حیوونی که به من صدمه نزنه رو دوست دارم. حتی حیوونایی رو که به من صدمه میزنن رو هم دوست دارم ولی فاصله ام رو ازشون حفظ می کنم.

چون دشمن بی رحم فرستاده ی اوست

نامردم اگر ندارم این دشمن دوست

اگر میشد سرنوشت رو از سر نوشت، چجوری مینوشتی؟

همین جوری!(جواب ایهام داره!)

شده تاحالا پیش خودت شرمنده بشی؟ (کی و کجا)

آره- خصوصیه

یه آرزو که تاحالا بهش نرسیدی؟

آدم شدن.

به غیر انجمن تبیان، انجمن های دیگری هم میری؟

یه مدت یاهو انسرز میرفتم گرچه خیلی مطابق شیوه ی معمول انجمن ها نیست ولی یه جورایی هم شبیهه.

بین انجمن تبیان و انجمن هایی شبیه کلوپ کدوم رو انتخاب میکنی؟

کلوپ نبودم که شرایطش رو بدونم.

بین سیستم عامل های (Win XP, Vista, Win 7) کدوم رو ترجیح میدی؟چرا؟

Win 7رو که هنوز ندیدم ولی بین اون دو تا ویستا رو ترجیح میدم.

دوست داشتی سرعت اینترنت چقدر باشه؟

همش یه سه چهار مگابایت.(البته برای مصارف عادی)

نظرت در مورد این بیت شعر چیه:

قافیه که کم آید                  شاعر به جفنگ آید

خوبه. حقیقتیه. البته به شاعر هم بستگی داره

دوست داشتی اول بری مکه یا کربلا؟

خیلی فرقی برام نداره

هدف و چشم اندازت برای چند سال آینده چیه؟

موفقیت!

یه پیشنهاد برای رشد انجمن ها؟ یه پیشنهاد مخصوص هم برای پیشرفت انجمن نجوم؟

پیشنهاداتم برای رشد انجمن ها رو دیگه به این سادگی نخواهم گفت. در مورد انجمن نجوم هم اون قدری تا به حال توی اون نیومدم که به نیازهاش توجه کنم.

نظرت در مورد شخص Mamal92 چیه؟

تو رو که همون اول صندلی گفتم.

یه سوال تو ازم بپرس؟

خطی که با اون روی پرچم ایران «الله اکبر» نوشته شده چه خطیه؟

نظرت رو در مورد کلمات زیر بگو:

عشق؟ 

عشق دانی چیست؟ سلطانی که هر جا خیمه زد

بی خلاف آن مملکت بر وی مقرر میشود

برج میلاد؟

گمشده در دود!

انتخابات؟ 

حق تصمیم گیری.

یوزارسیف؟

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور

پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی؟

?labtop

کار راه انداز برای استفاده از اینترنت رایگان!

خودم؟

به زور میخوای یه بار دیگه نظرم رو در باره ات بگما.

شاه شوریده سران؟

من آنم که دانم!

صندلی داغ؟

خوبه فقط یه خورده حرارتش رو بیشتر کنن.(داریم رکورد نیروگاه های بخار کشور رو میشکونیما)

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
چهارشنبه 30/11/1387 - 0:41 - 0 تشکر 91511

سلام دوباره...

خسته نباشید جناب شاه شوریده سران.

ممنون به خاطر پاسخهای جالبتون...اما چند تا نکته مربوط به سری قبلی!

-در مورد مکه، عرض کردم که "محل برداشت"، این جمله با اون جمله "دنیا مزرعه ی اخرت هست" فرق داره....یکم بیشتر فکر کنید و تفسیر کنید جمله رو.

-در مورد توسل به دروغ،(برگرفته از سری سوالات حس غریب عزیز)؛ با دروغ گفتن که گناه عمومی هست فرق داره...

این که پرسیدم"توسل" خیلی قضیه جدیه! یعنی راهی نباشه برای رهایی، جز تسلیم!

و اما از این شعر سعدی که گذاشتید، فوق العاده لذت بردم....قشنگترین جواب ممکن بود.ممنون.

دل که نظرگاه اوست از همه پیراستن!


1- خب بعد از مدتی که صندلی شما رو مطالعه کردیم پی بردیم دوستان رو هم رایگان نقد میکنید...خب پس بی زحمت ما رو هم نقد کنید و ویژگیهای منحصر به فردمون رو وصف کنید...

(1- باتنیست، Botanist-2، و 3-خودم!)

2- یک سوال از فرد سوال کننده فعلی بپرسید.

3-بهترین درس عمومی دانشگاه؟چرا؟ بدترین؟ وبازهم چرا؟!

4-فکر کنید یه دوست صمیمی دارید تو دانشگاه، شما هم قصد دارید یه همکاریهایی با استادتون بکنید طوری که هیچ کس از همکلاسیهاتون متوجه نشن...میشه دوست صمیمیتون رو هم جزو اونا بزارید و بهش هیچی نگید؟

اگر بهش نگفتید، و یه روزی ماجرا رو فهمید و گفت: عجبا شاه! دستت درد نکنه! ما هم ؟؟؟

خب...

این موقع شاه چه پاسخی خواهد داشت؟!

5-شما خودتون چه کار میکنید تا پدر ومادر رضایت داشته باشند؟ و نشان رضایت؟!

6-اگر مدیر یکی از انجمنها بودم، کدوم انجمن بود؟ چرا؟ به نظر شما کدام یک با روحیه ی عجیب و غریب باتنیست سازگارتره؟

7-مهربانترین؟

8-راستیییی اون ادامه ی داستانتون چقدر جالب بود...اصلا فکر نمیکردم اینجوری تموم شده باشه! کاش زودتر تعریف میکردید؛ از اون شب هر وقت یادم می اومد رنگم مثل گچ سفید میشد! غیبتتون رو هم کردم! راضی باشید....هستید دیگه؟(این"هستید دیگه؟" واسه این بود که دیدم شماره گذاشتم و همش حرف زدم اماااا بدون سوال! گفتیم حفظ آبرو بشه!)

9-دیدم که یکی از دوستان سوالات صندلی را به کل کپی کردند اینجا، بله! در نوعش خودش جالب بود...

جواباتون همش با من فرق اساسی داشت!."چطوری میشود که اینطوری میشود؟"...نظرم اینه که خودمون خواستیم...اما شما برعکس!، چقدر معتقدید؟ اصلا نظر منو قبول دارید؟ نقدش کنید....-

10-از صندلی داغتون راضی هستید؟ گاهی اوقات داغ هم میشید؟(صادقانه!). تا الان صندلی داغ چه کمکی کرده؟

ادامه در صفحه ی بعد!

 

خدايا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهي مي کشاند مرا با نداشتن و نخواستن رويين تن کن. (علي شريعتي)

.

.

"مدير انجمن زن ريحانه ي آفرينش"

"جانشين انجمن زبان انگليسي"

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.