سلام به خدمت شما دوستان قرانی
در این تایپیك قصد دارم با یاری شما دوستان عزیز پند های حكت آموزی از قرآن و ائمه ی معصومین بنویسم و امیدوارم تا شما دوستان عزیز این پند ها را در زندگی خود به كار بندید.
کل آیتم ها 151
اخلاص در همه موارد
در قرآن كریم آمده : قل ان صلاتى و نسكى و محیاى و مماتى لله رب العالمین لا شریك له و بذلك امرت و انا اول المسلمین ؛ (293) بگو نماز من و قربانى من و زندگى من و مرگ من براى خدا آن پروردگار جهانیان است ، او را شریكى نیست ، به من چنین امر شده است و من از نخستین مسلمانانم .
قلعه مستحكم من
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: خداى تعالى فرموده است : كلمه لا اله الا الله قلعه مستحكم من است ، هر كس وارد آن شود از عذاب ایمن گردد.
تقرب به سوى سگ مرحوم هیدجى ، محشى منظومه ملا هادى ، دیوانى دارد، او قضیه جالبى نقل مى كند، مى گوید: مقدسى بود در محله اى و یا روستایى ، شبى براى عبادت به مسجد رفت ، مسجد خالى بود، دو ركعت نماز كه به جا آورد، صداى خش خشى از گوشه هاى مسجد شنید، با خود گفت : پس من تنها در مسجد نیستم ، كس دیگرى هم گویى در مسجد هست ، سپس شیطان او را وسوسه كرد و شروع كرد با صداى بلندتر نماز خواندن ولا الضالین را با مد تمام كشیدن ! به خیال این كه فردا آن ناآشنا، در ده و محله منتشر مى كند كه فلانى ، دیشب در مسجد، تا صبح مشغول راز و نیاز بود و نماز نافله به جا مى آورد این مقدس مآب بیچاره ، به همین خیال ، حتى شب را هم به منزل نرفت و تا صبح مشغول نماز و راز بود. صبح كه هوا روشن شد، وقتى كه خواست از مسجد خارج شود، دید سگى نحیف و ضعیف از گوشه شبستان آمد و از در بیرون رفت . یك باره فهمید كه همه آن خش خش ها، از این سگ بوده كه از سرماى شب ، به داخل مسجد پناه آورده است و همه نماز نافله ها و گریه ها و اشك هاى جناب مقدس هم به جاى تقربا الى الله ، تقربا الى الكلب بوده است .
مرحوم هیدجى ، محشى منظومه ملا هادى ، دیوانى دارد، او قضیه جالبى نقل مى كند، مى گوید: مقدسى بود در محله اى و یا روستایى ، شبى براى عبادت به مسجد رفت ، مسجد خالى بود، دو ركعت نماز كه به جا آورد، صداى خش خشى از گوشه هاى مسجد شنید، با خود گفت : پس من تنها در مسجد نیستم ، كس دیگرى هم گویى در مسجد هست ، سپس شیطان او را وسوسه كرد و شروع كرد با صداى بلندتر نماز خواندن ولا الضالین را با مد تمام كشیدن ! به خیال این كه فردا آن ناآشنا، در ده و محله منتشر مى كند كه فلانى ، دیشب در مسجد، تا صبح مشغول راز و نیاز بود و نماز نافله به جا مى آورد این مقدس مآب بیچاره ، به همین خیال ، حتى شب را هم به منزل نرفت و تا صبح مشغول نماز و راز بود. صبح كه هوا روشن شد، وقتى كه خواست از مسجد خارج شود، دید سگى نحیف و ضعیف از گوشه شبستان آمد و از در بیرون رفت . یك باره فهمید كه همه آن خش خش ها، از این سگ بوده كه از سرماى شب ، به داخل مسجد پناه آورده است و همه نماز نافله ها و گریه ها و اشك هاى جناب مقدس هم به جاى تقربا الى الله ، تقربا الى الكلب بوده است .
بیعت با رسول الله (ص )
در این آیه خداوند مى فرماید: ان الذین یبایعونك انما یبایعون الله یدالله فوق اءیدیهم كسانى كه با رسول خدا بیت كردند، همانا با خدا بیعت كردند و دست رسول خدا كه در هنگام بیعت شان بالاى دست آنان است ، دست خداست كه بالاى دست آنان است ، با این كه دست رسول الله بالاى دست آنها بود.
خود شناسى مقدمه اى بر خداشناسى
روایت شده است كه : یكى از زنان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم از ایشان پرسید: چه زمانى انسان خدایش را مى شناسد؟ حضرت فرمود: وقتى كه خود را بشناسد.
مثل كور چراغ به دست شرط بسیار مهم تاءثیر اذكار و ادعیه و اوراد و نظائرها طهارت انسان است كه صرف لقلقه لسان سودى نبخشد؛ بلكه مبادا موجب قساوت و بعد هم بشود؛ زیرا كه ذكر عارى از فكر است ، یعنى قلب بى حضور است ، و قلب بى حضور چراغ بى نور است و شخص بى نور از ادراك حقایق دور است . و مثل ذكر بى حضور مثل كورى است كه در دست او مشعل نور است .
شرط بسیار مهم تاءثیر اذكار و ادعیه و اوراد و نظائرها طهارت انسان است كه صرف لقلقه لسان سودى نبخشد؛ بلكه مبادا موجب قساوت و بعد هم بشود؛ زیرا كه ذكر عارى از فكر است ، یعنى قلب بى حضور است ، و قلب بى حضور چراغ بى نور است و شخص بى نور از ادراك حقایق دور است . و مثل ذكر بى حضور مثل كورى است كه در دست او مشعل نور است .
قرآن بخوان و بالا برو
حفص گفت : از امام هفتم شنیدم به مردى مى گفت : آیا بقاى در دنیا را دوست دارى ؟ آن مرد گفت : آرى . امام فرمود: براى چه ؟ گفت : براى قرائت قل هو الله احد. امام پس از ساعتى سكوت از آن مرد، فرمود: اى حفص ! هر كس از اولیاء و شیعیان ما بمیرد و قرآن را نیكو نداند، در قبرش قرآن را بدو تعلیم مى نمایند تا خداوند درجه او را به علم بالا ببرد؛ چه اینكه درجات بهشت بر قدر آیات قرآن است . به او مى گویند: بخوان قرآن را و بالا برو. پس مى خواند و بالا مى رود.
مذهب شیطان
خواجه نصیرالدین گوید: از من پرسیدند: مذهب شیطان چیست ؟ من مطابق قرآن گفتم : شیطان در اصول ، اشعرى و در فروع ، حنفى است . امام در اصول چنان كه گفته است رب بما اءغویتنى كه اشعریان نسبت اعمال به خدا دهند و شیطان غوایت را نسبت به خداوند داده است . اما در فروع ، چون ماءمور به سجده آدم شد، سرباز زد و بین خاك و آتش مقایسه كرد و گفت : اءنا خیر منه خلقتنى من نار و خلقته من طین (287) و حنفیان كه تابع ابو حنیفه اند، در فروع دین ، قیاس جایز دانند
تجدید وضو
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: خداوند متعال فرموده است : هر كس محدث شود و وضو نگیرد، بر من جفا كرده است ، و هر كس محدث شود و وضو گیرد، و دو ركعت نماز نخواند، او نیز بر من ظلم كرده است ، و كسى كه دو ركعت را بخواند ولیكن دعا نكند، او هم جفا كرده است ، و آن كس كه محدث شود، سپس وضو گیرد و دو ركعت نماز به جاى آرد و دعا كند و در امر دین و دنیایش از من حاجت طلبد، اگر اجابتش نكنم ، من به او جفا كرده ام ، ولى من خدایى ستمكار نیستم .
ستمكار به نفس خود
خداوند سبحان مى فرماید: الذین تتوفاهم الملائكة ظالمى انفسهم فاءلقوا السلم ما كنا نعمل من سوء بلى ان الله علیم بما كنتم تعملون ؛ كسانى كه ملایكه ارواح شان را قبض مى كنند در حالى كه ستمكار به نفس خود بودند، پس سر تسلیم پیش نهند گویند: ما بد نكردیم ! آرى ! بد كرده اید. همانا خداوند به آن چه كرده اید داناست .