• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 22701)
جمعه 6/2/1387 - 15:1 -0 تشکر 38104
صندلی داغ "روح زنگار زده" کاربر فعال و خوب انجمن‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

با توجه به قانون نانوشته نیوتن که هر کی خربزه بخوره بازم می‌تونه بخوره ولی در انتها پای لرزشم می‌شینه دوست خوبمون کاربر "روح زنگار زده" با توجه به اولویت‌ها به روی صندلی نشست.

 

سایر دوستان عزیز می‌تونن با در نظر گرفتن سند معرف انجمن صندلی داغ و اهداف انجمن سوالاتشون رو از ایشون بپرسن.

 

و آما، در راستای هدف اصلی انجمن مبنی بر شناخت بیشتر خود بر حسب سوالات دوستان، از آقای روح زنگار زده می‌خوایم که در انتهای کار، گزارش کاری از صندلی داغ خودشون در اختیارمون بذارن. این خیلی مهمه و لطفاً حتما اجراش کنید.

 

مجددا از همگیه دوستان خواهشمندم که قبل از زدن هر پست حتما سند معرف رو مطالعه بفرمایند تا خدای ناکرده بعدا شرمنده کسی نشیم، پیشاپیش و پساپس از همکاری همگیتون سپاس‌گزارم، باتشکر.

 

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم

MCLAREN SUPER CARS

مسئول انجمن صندلی داغ

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

شنبه 14/2/1387 - 23:49 - 0 تشکر 39043

سَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ

ادامه ی پست قبل.......!!!!!

ممنون از این سلام قشنگتون

لطف دارید، اما سلام من نیست...کلمات خداوند هستند....

به به!

مثل این که ویروس به به!، به شما هم سرایت کرده!!!...

طعنه‌تونم قشنگه...!!!!!

تمامی واژه های من زیبا هستند.....!!!!ههههههههه

اونو به تلافی تاپیك فرق بین زنها و مردا كه خودتون نوشتید گفتم!

به قول حافظ:

صد بار گفته ام و بار دگر می گویم

حقیقت تلخه! من که گفتم آقایون نخونند!

حالا اگه میبینید لازمه بازم بگم

بله لطفا.....میشه تا جاییکه امکان داره بازش کنین. در مورد شوخی کردن هر چی به ذهنتون می رسه بگین.

بیشتر اوقات باید اجازه داد تا دیگران شوخی رو شروع كنن...

خب اگه اونا هم همین برداشتشون باشه چی؟؟؟یعنی اونا هم منتظر باشن طرف مقابل شروع کننده باشه؟!؟!؟..............اینم میشه انتظار شیرین؟

بهتره بگین چه جوریه؟

چرا سوال رو تحریف می کنید؟؟؟؟همون که پرسیدم، جدیت چه رنگیه؟؟؟

نترسین، هر چی میخواین بپرسین.

تعارف اومد نیومد دارهااااااااااااا....

موفق باشید..........

 

باید بروم در خلوت سرخ

تا بتوانم  ترانه ی آگاهی بخوانم

و خدا است تنها پناهم

خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد

 

يکشنبه 15/2/1387 - 0:24 - 0 تشکر 39047

به نام تنها دلیل زندگی

سلام دوستای خوب و عزیزم

یه سلام ویژه هم خدمت دوست عزیزم،آقا مهدی مکلارن گل،صاحب امتیاز صندلی داغ! می دونم که با خودروی تیزروی خودت زود به زود به همه جا سر می زنی،اما به ما موتورسوارها نباید خرده بگیری اگه دیر به دیر می رسیم جهت عرض ارادت! ....

………………….....

و سلام و خد‏‎‎‏‏ا قوت خدمت دوست و برادر دوست داشتنی ام،آقا سجاد گل(گل نه ها، *گل* )!!!

خب منم نمی تونم به این سادگی ها از یکی از بهترین دوستای حقیقی! خودم بگذرم.گفتم حقیقی چون من محیط انجمنهای تبیان رو یه محیط مجازی نمی دونم؛چرا که اعتقاد دارم ما توی زندگی ظاهراً واقعی مون ممکنه اون خود واقعی مون رو پشت نقاب ظاهرسازی و موقعیت سنجی پنهان کنیم،اما توی فضاهای ظاهراً مجازی که بیشتر افراد یا همه اونها با ما رو در رو نیستن و ما رو نمی بینن،می تونیم روح خودمون رو آزادتر کنیم و تا حد زیادتری خود واقعی خودمون رو نشون بدیم و البته از این رهگذر بسته به میزان صداقتمون می تونیم به خودشناسی هم دست پیدا کنیم.پس اگه محیط بیرونی انجمنها رو محیط واقعی اسم بذاریم میشه محیط انجمنها رو محیط فرا واقعی یا حقیقی نامگذاری کرد.بنابراین دوستای ما توی همچین محیط هایی رو هم میشه به نوعی دوستای حقیقی و واقعی دونست؛چون ما اینجا با روح و تفکرات همدیگه ارتباط برقرار می کنیم . اگه با کسی دوست میشیم در حقیقت با اخلاق و رفتار و طرز فکر اون دوست میشیم و این بالاترین درجه دوستی می تونه باشه!پس من هم خوشحالم و مفتخرم به داشتن دوستای حقیقی و برادرای دینی ای مثل شما که در مورد شما ارتباط دوستانه ما به "روح" ارتباط بیشتری پیدا می کنه،"روح" زنگار زده عزیز!ا

ما در مورد داداش سجاد گلم من خیلی حرفا دارم که بزنم،اما(بازم اما!) وقتم نسبت به گذشته محدودتر شده و نیاز به یه برنامه ریزی جدید دارم تا ان شاءالله بیشتر بتونم از دوستای خوش فکری مثل شما استفاده کنم.راستش این محرومیت دوری از شما برای من خیلی بیشتره،چون شما یه نفر یا کمتر از نصف یه نفر رو از دست می دین،اما من n تا دوست خوب مثل شما رو از دست می دم،پس برام دعا کنین تا فرصت بیشتری رو برای حظ بردن از در کنار شما بودن پیدا کنم!

یه چیزی هم درباره امتیاز دادن بگم.آقا سجاد عزیز،همون طور که خودت هم گفتی یکی از سخت ترین کارها و شاید سخت ترین اونها همین قضاوت کردنه؛و اگه دست من بود شاید امتیاز عددی دادن رو حذف می کردم و به همون نظر دادن و سؤال پرسیدن در مورد فعالیت یا شخصیت افراد اکتفا می کردم.یکی از دلایلش اینه که با مقایسه کردن افراد با هم مخالفم و به نظرم مقایسه به این صورت(هر چند جنبه بچه های تبیان بالا هست) در اکثر موارد باعث نمیشه افراد با امتیاز کمتر به فکر فعالیت بیشتر بیفتن،بلکه طبق اصول روانشناسی(تا حد محدود اطلاعات بنده) باعث ایجاد نوعی حالت جبهه گیری و تفکر منفی در فرد میشه (مخصوصاً اگه فرد امتیاز دهنده اطلاعات و شناخت کافی از فرد مورد نظر نداشته باشه و نمره نامناسبی رو به اون بده که این مورد با توجه به محیط وسیع انجمنها و زمینه گسترده فعالیتها،خواهی نخواهی اتفاق خواهد افتاد) و بسته به روحیه فرد می تونه منجر به کاهش اعتماد به نفس اون هم بشه.و البته موارد منفی دیگه که فرصت گفتنشون نیست،در ضمن این تنها نظر شخصی منه و قضاوت رو به شما و سایر دوستای عزیزم واگذار می کنم.

خب حالا فقط جا داره تشکر کنم ازت بابت حسن ظنی که نسبت به این حقیر داری،هر چند به قول یکی از دوستان "من این همه نیستم"،راستی نمره ما تجدیدی ها رو چقدر روی نمودار بردی که از بیستم بالاتر رفته؟!!!و البته اینم بگم که بهتره به جای اینکه ما مثلاً 99.99 باشیم،0.1 باشیم اما در حال رسیدن و تلاش برای 100 شدن،به نظر من ارزش اون 0.1 پوینده از 99.99 ساکن خیلی بیشتره! در حقیقت تلاش همیشگی برای 100 شدن همون 100 شدنه! ان شاءالله که نمره همگیمون 100 باشه!!!

ادامه در پست بعدی...

يکشنبه 15/2/1387 - 0:29 - 0 تشکر 39048

...ادامه پست قبل

در مورد عاشق بودن و نهج البلاغه،باید بگم که نه تنها من که همه ما ذاتاً عاشق و جوینده حقیقتیم! پس اگه حقیقت رو بر زبان کسی جاری ببینیم عاشق اون فرد خواهیم شد؛چون اون رو جلوه گاه و زبان گویای حقیقت می دونیم.علی(ع) نه تنها گوینده و رسانای حق هست بلکه خود نیز حقیقت مطلق هست و از این جهت باید سؤال رو این طوری پرسید:"چرا نهج البلاغه نه و چرا عشق علی نه؟!!!"

البته این عشق و ارادت(که شاید به ظاهر امثال من داشته باشند) باید در عمل نشون داده بشه که امیدوارم به لطف خدا تو این مسیر گام برداریم و عاشق واقعی اون حضرت باشیم به لسان عمل ، نه به عمل لسان!

در ضمن هر چه ما بیشتر ائمه رو بشناسیم خواهیم دید که همه مشتقات یک نور مطلق و از یک منبع لایزالند و نسبت به همه ارادت پیدا می کنیم.پس در حقیقت میزان ارادت ما به میزان آشنایی و شناخت ما از هر کدوم از ائمه بازمیگرده و معرفت بیشتر=ارادت بیشتر.

راستی به نظر شما چرا امام علی(ع) امام اول ما شده؟! به نظر من چون انسانها تا دلیل و حکمت چیزی رو ندونن نسبت به اون عقیده محکمی پیدا نمی کنن و خودشون رو ملزم به عمل به اون نمی دونن،امام علی(ع) به عنوان اولین پیشوای ما اصول فقهی و مبانی عقلی و منطقی دین اسلام رو به شیوایی و زیبایی هر چه تمام تر برای ما بیان کردن تا ما با برداشتن گام مستحکم اول به سراغ گامها و فرازهای معرفتی دیگه که سایر امامان بیان کردن بریم.و این منطق شگفت انگیز و خیره کننده امام،یکی از بزرگ ترین جاذبه های نهج البلاغه هست که اگه کسی برای یک بار اون رو باز کنه و کمی در اون تأمل کنه،دیگه نمی تونه اون رو ببنده(مثل جرج جرداق مسیحی که میگه جاذبه های کلام علی منو واداشت تا 200 بار نهج البلاغه رو مطالعه کنم!) در حقیقت این ما نیستیم که به سمت نهج البلاغه یا قرآن میریم،بلکه جاذبه و زیبایی این آهنرباهای حقیقت هست که آهن وجود هر حقیقت جویی رو به سمت خودش جذب می کنه!

داداش سجاد عزیز،ببخش اگه صحبتام طولانی شد؛البته امیدوارم مفید باشن تا جبران مافات بشه!

از حوصله و دقتی که به خرج دادی،ممنونم! ممکنه نتونم به این زودی ها برگردم،اما هر وقت بیام با سؤالای اون چنانی! میام،چرا که تو این چنینی!!!

.................................................

دوستان،در پناه دوست مشترکمان موفق و شاد و مطمئن باشیم.

يکشنبه 15/2/1387 - 0:32 - 0 تشکر 39049

به نام تنها دلیل زندگی

سلام دوستای خوب و عزیزم

.....

با سلام مجدد خدمت همه دوستای خوبم،خصوصاً برادر عزیزم،آقا سجاد *گل*

راستش پست قبلی رو چند روز پیش نوشته بودم،اما به علت کمبود وقت و همچنین مشکلی که برای رایانه ام(همون ... خارجیکی!) به وجود اومده بود،امروز فرصت فرستادنش رو پیدا کردم.اما حالا بریم سر اصل مطلب:

..................................................

1) تا حالا شده به همه چی شک کنی؟چرا شک کردی و نتیجش چی شده؟!

2) از چه راهی به وجود خدا پی بردی؟ کدومش مطمئنت کرد و بهت آرامش داد؟

3) چقدر به وعده هایی که خدا(مثلاً در مورد ازدواج یا روزی دادن) به ماها داده اعتماد می کنی؟ آیا تو این دوره زمونه هم میشه اونها رو ملاک عمل قرار داد؟

4) برای انتخاب همسر باید چه تعاملی بین شباهت ها و تفاوتها ایجاد کرد؟(کدوم مهمترن)

5) آیا در انتخاب همسر دنبال ایده آل ذهن خودت هستی؟

6) مرز بین غرور و عزت نفس چیه؟

7) مرز بین احتیاط(که شرط عقله) و ترس چیه؟

8) چرا بیشتر آدمها از اینکه کسی متوجه افکارشون بشه فرار می کنن؟

9) اگه مثلاً امروز یه نکته مفید یاد گرفتی،آیا تو هر مجلسی(مثلاً مهمانی ها) رفتی،عنوانش می کنی؟ اصلاً لازمه آدم هر چی بلده به بقیه یاد بده یا نه؟

10) عامل مهمتر و خطرناک تر فساد فقره یا ثروت؟چرا؟

11) کدوم رو انتخاب میکنی؟{رشته اول مورد علاقه با بازار کار کمتر یا رشته های با اولویت بعدی اما درآمد بیشتر}

12) وقتی با عقل و منطق خودت تصمیمی میگیری و اطرافیانت به علت عدم شناخت دقیق،ازت میخوان اونو تغییر بدی،واکنشت چیه؟ آیا حاضری منطق خودت رو فدای دلخوری و ناراحتی اونها کنی؟

13) چطور میشه با رعایت حریمها هم خودمون شاد باشیم و هم دیگران رو شاد کنیم؟

14) آیا درسته که موقع قنوت دستها رو به سمت آسمون بگیریم؟(یعنی به طرف بالا بگیریم)

15) بیشتر خدا رو با ضمیر "او" صدا می زنی یا ضمیر "تو"؟

16) تا حالا شده بشینی مثل یه دوست صمیمی(بدون ترس و دلهره) با خدای خودت حرف بزنی؟ اصلاً چطوری میشه با خدا دوست شد؟

17) چرا خدا عاشق ترین معشوقه؟!

18) تا حالا شده شعری بگی و بعد از خوندنش حس کنی این شعر رو خودت نگفتی؟

19) چطوری می تونیم امام زمانمون رو همیشه در کنارمون احساس کنیم و تحت رهبری اون قرار بگیریم؟

20) تا حالا عاشق شدی؟!(هستی؟!)

............................

داداش سجاد عزیز،باید ببخشی!چون زمان برگشتنم معلوم نیست،مجبور شدم تعداد سؤالات بیشتری رو در یه مرحله ازت بپرسم.

همینجا از دوستای خوبم در انجمنهای دیگه بخصوص "قرآن و عترت" معذرت خواهی می کنم،چون فرصت محدودی دارم و فعلاً نمی تونم تو بحثها شرکت کنم. دلم برای همتون تنگ میشه!!! برام دعا کنین.

ممنونم از حسن توجهی که به خرج میدی.

..........................................

دوستان،در پناه دوست مشترکمان موفق و شاد و مطمئن باشیم!

يکشنبه 15/2/1387 - 8:53 - 0 تشکر 39068

-:- به نام حضرت دوست -:-
با سلام...اولا از پاسخ هاتون ممنون... و اما در مورد استودان باید بگم که در واقع همون استخوان دان هست!! دین زرتشت آب و خاک و باد و هوا رو عناصر مقدس میدونستن و جسم مردگان رو ناپاک ... برای اینکه این اجسام با این مقدسات برخورد نکنن... مرده ها رو داخل یه استوانه ی سنگی که حتی در هم نداشته مینداختن ( از بالای اون استوانه!! با نردیون) و لاشخور ها و...میومدن جنازه ها رو میخوردن و وقتی که کاملا از استخووناش جدا میشدن .... استخوون ها رو داخل یه استوانه ی کوچیک سنگی نگه میداشتن.... در واقع چیزی به اسم دفن کردن در خاک وجود نداشته.... اما اینکه دین ایرانیان چی بوده!! ای بابا من گفتم شما که شیرازی هستین حداقل این اشتباه رو نمیکنید.. ایرانیان در زمان کوروش کبیر که خیلی هم در شکوفایی بوده چند دینی بودن!! ینی کوروش به مردم آزادی عمل داده بوده که هر کس هر دینی دوست داشته رو برای خودش انتخاب میکرده... و میترائیسم یا آیین مهر .....فکر میکنم دین غالب بوده!! حتی اون تصویر مرد بالدار که همه جای تخت جمشید هست نشانه ی اهورامزدا نیست!! ( ینی دلیلی برای اثباتش نیس) راستی در مورد دفن کردن باید بگم که اتفاقا در همون زمان کوروش دفن کردن پیدا کردن!! این ینی همون یکسان نبودن دین!! ( مکانش یادم نیست ) اما جسد یه زن رو دفن شده پیدا کردن!! در مورد خود کوروش هم که واضحه که در سنگ دفن شده... اما اینکه مومیایی بوده یا چه جوری معلوم نیست!! و حتی برای من سوال بود که با پادشاه ها هم مثل مردم عادی رفتار میشده!! ( ینی خورده شدن توسط لاشخورها!!) که جواب گرفتم که نه!! اونا همون جوری توو سنگ دفن میشدن!! همون طور که مقبره ی کوروش بیانگر این قضیه هست!!

ممکنه جوابای من کامل نبوده باشن و یا یه جاهایی یه اسمایی رو اشتباه گفته باشم... چون اینا رو من جایی نخوندم از استادایی که تو تخت جمشید بودن پرسیدم....و همین طور راهنماهای خوب در مسجد اعظم اصفهان.... و گفتم شاید شما بتونین اطلاعاتمو كامل كنین كه پرسیدم... به هر حال خوش به حالتون که یه تخت جمشید به این قشنگی نزدیک شهرتون دارید. یا علی.


ادامه دارد....

ندای آسمانی من

در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست

می‏بینمت عیان و دعا می‏فرستمت.

يکشنبه 15/2/1387 - 8:54 - 0 تشکر 39069

-:- به نام حضرت دوست -:-
مجددا سلام..... حالا برای اینکه بازم سوزیده بشید من سوالامو ادامه میدم!

( در مورد سوالام هر چی به فکرتون میرسه بگید... ینی تا اونجایی که میتونین!! برام خیلی مهمه که تو ذهنتون دنبال جواب بگردین نه اینکه جواب های از پیش موجود تو مغزتون رو بگید... پیشاپیش ممنون)

1_ فکر می‏کنید شما هم جزو اونایی هستین که روز قیامت به خدا التماس میکنن که بهشون اجازه داده بشه که یه ذره... یه کوچولو دیگه برگردن به دنیا و زندگی کنن!! اگه آره چرا؟ اگه نه چرا؟

2_خدا رو حس می‏کنید؟ چه جوری!! کجاس!! چه جوری خدا رو صدا می‏زنید!!

3_ تا حالا پریدین بغل و خدا و ماچش کردین!! ... خب این جمله ی منو دیدین!! تا حالا از این جملات استفاده کردین ؟؟ چرا اصلا این جوری حرف میزنیم؟؟ مگه خدا جسمه!! ایرادی داره این جور ی حرف زدن؟؟

4_درها رو باز کنید تا دنیا صدای ما رو بشنوه!! لا اله الا الله.... الله اکبر!! و.... این صدای چیه!! یادتون میاد!! اگه آره چه حسی پیدا میکنید وقتی میشنویدش!!

5_ اگه یه کسی چشم برزخی داشته باشه و بیاد و به شما نگاه کنه و بعدش زار زار بزنه زیر گریه... چی کار میکنید!!

6_ امیدوارید که آقا رو تو این دنیا ببینین!! فکر میکنین تا حالا ندیدین؟؟

7_ اگه یه روزی یه کسی ادعا کنه که امام زمان (عج) هستن چه جوری باور میکنید؟

8_چی انتظارو سخت میکنه!!

9_ اگه میدونستین که امام زمان(عج) چقدر دوستون دارن، مثلا مثه بچه گی هامون 4 تا 2 تا یا10 تا!! اون موقع انتظارتون فرقی میکرد؟

10_ تو زمان غیبت ما چه جوری باید بفهمیم که آقامون دوسمون داره!!


ادامه دارد.....

ندای آسمانی من

در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست

می‏بینمت عیان و دعا می‏فرستمت.

يکشنبه 15/2/1387 - 8:55 - 0 تشکر 39071

-:- به نام حضرت دوست -:-

11_ فکر میکنید چقدر تو طولانی شدن غیبت آقا مقصرید!! ( اصلا تقصیر شما هم هست یا نه؟)

12_ به نظرتون اگه دونه دونه ی غم و غصه هایی که آقامون تحمل میکنه رو بهمون نشون میدادن و میدیدیم چی میشد!!؟؟

13_ برای امام زمانمون و خدامون جز اون ملاک های قرب الهی که هست ( ینی مثلا مسلمون واقعی بودن رو بیخیال شیم!) مگه آدم با آدم فرق میکنه!!

14_ به نظر شما آدما چقدر از حقوق مساوی برخوردارن؟؟ مثلا تو یه کشوری مثل ایران که دین و آیین و قوم و قبیله های مختلف زندگی میکنن؟؟ پس چرا وقتی 24 آوریل شد...( سالروز قتل عام ارامنه ی عزیز) کسی از ما صداش در نیومد!! مگه آدم با آدم فرق میکنه!!

15_ وقتی ظلم رو میبینین ساکت میمونین یا نه!! الآن ساکتید ؟ اگه آره به نظرتون الآن ظلم نیست؟

16_ چه جوری میشه با خدا مشورت کرد!! خودتون !! ینی اینکه خودتون چه جوری این کارو میکنین؟

17_ چقدر ذکر میگید!! تا حالا کدوم ذکر دلتونو واقعا جلا داده!!

18_ یه جمله ی قشنگ!!

19_ قشنگ ترین خداحافظی؟

20_ بیست ترین دوستی که تا حالا داشتید...

فعلا همینا... یا علی.


مواظب خودتون و دلای پاکتون باشید.

ندای آسمانی من

در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست

می‏بینمت عیان و دعا می‏فرستمت.

يکشنبه 15/2/1387 - 9:19 - 0 تشکر 39082

با سلام!

من باز هم پیدام شد!

در صندلی داغ چو پیدایم شد

یک «روح» هراسان سوال هایم شد

چند تا سوال عجیب-غریب پرسیدم

تا روح فرار کرد و یه جا قایم شد!!!

روح زنگار زده: میگم خودتن كه استادین. یه نود مجازی هم راه بیاندازید.

راستش یه مدت به فکرش بودم ولی به نظرم اومد که ره به ترکستان خواهد برد، منصرف شدم.

روح زنگار زده: عمراً كه تلافی بشه.

جوجه رو آخر پاییز میشمارند.

خوب حالا میریم سراغ اصل مطلب یعنی پرسیدن سوالات:

مژده! مژده! نه ببخشید اشتباه شد. منظورم این بود که توجه! توجه!

قبل از اینکه سوالات من رو بخونید توصیه می کنم در صورتی که احساس می کنید این سوالات موجب اتلاف وقتتون میشه از همینجا (یا هرجایی که این احساس بهتون دست داد)، از خوندن ادامه ی سوالات اجتناب کرده و با خیال راحت اونها رو ندید بگیرید وبهشون جواب ندید.

و اینک سوالات:

1) معنی این بیت چیه:
«به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد»

2) از حدیث «المؤمن مرآة المؤمن» از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم چه برداشتی دارید؟

3) مفلس حقیقی کیست؟

4) بندگی چیست؟

5) نشان فقر چیست؟

6) نشان توکل چیست؟

7) درویشی چیست؟

8) غریب کیست؟

9) چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش؟

10) مذهب اگر عاشقی است سنت عشاق چیست؟

11) دانی کدام دولت در وصف می نیاید؟

12) گر مخیّر بکنندت به قیامت که: چه خواهی؟

13) تحقیقات علمی یعنی چه؟

14) فلسفه یعنی چه؟

15) ماتریال دیالکتیک یعنی چه؟

16) تنها پستانداری که نمی تونه جست بزنه کدومه؟

17) مردم چک اسلواکی(سابق) از کجا به گرد بودن زمین پی بردند؟

18) چه وقت یه سرباز می تونه بدون اجازه از پادگان خارج بشه؟

19) موقع صبحانه خوردن بهتره که کره رو به نون بمالیم یا نون رو به کره؟چرا؟

20) موقع صبحانه خوردن بهتره که کره رو به این طرف نون بمالیم یا طرف دیگه ی نون؟چرا؟
21) چگونه یک اثر هنری بی نظیر بسازیم؟
22) چطوری می شود که این طوری می شود؟

فعلا برای شروع کافیه. بعدا مجددا مزاحم میشم! این فقط سری اول سوالات بود! دفعه ی بعد سوالات بیشتری پرسیده خواهد شد.

به پایان آمد این دفعه

سوالات همچنان باقیست!

فعلا خداحافظ!

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
يکشنبه 15/2/1387 - 12:10 - 0 تشکر 39118

سلام

به به می بینم كه مهمون جدید داریم... به به...به به می بینم كه سید هم هستین.

روح زنگار زده << توی صندلی داغتون تا حدودی باهاتون آشنا شدم. به خدا من حافظه‌ی خوبی ندارم ولی فكر كنم شما هم از سادات باشین. یه چیزی خیلی نظر منو جلب كرد! شوخ طبعی در عین نجابت!

بله از سادات هستم.

شرمنده می كنید.لطف دارین.این نشون می ده كه تونستم به هدفم نزدیك بشم.خیلی خوبه.

روح زنگار زده << سؤال: تكلیف سادات نسبت به دیگران چیه؟

جل الخالق! . . . من شنیده بودم دیگران نسبت به سادات تكلیف دارن!

در نزدیكترین زمان هیزم اضافه می كنم به این صندلی، شك نكنید.

 

« معجزه خبر نمی کند، با احتیاط ناامید شوید ! »

 

دوشنبه 16/2/1387 - 1:26 - 0 تشکر 39203

سلام ... روز عالی مشتعل .... کباب روح با لیمو آخ که چقدر خوشمزه اس ... بریم سراغ پاسخ های پاسخ هاتون ....

  • # ثانیاً حرفای خانوما نود و نه درصدش غیبته ... و اون یک درصد چیه ؟ بازم غیبته ؟
  • # بنده هم مطمئنم كه نظرم عوض نخواهد شد .... امیدوارم همین طور باشه که میگین .... شب دراز است و ....
  • # اولاً سئوال  دوم و چهارمتونو خوردین؟ .... اگر یک کمی زودتر سوالاتم رو میدیدن الان این حرف رو نمیزدین ... حالا موندم تو این سوالاتی که قراره بپرسم چند تاش توسط مدیر انجمن ویرایش میشه   
  • # من عقیده دارم ازدواج پیوند نیمه‌های گم شده‌است .... شما فیلم هندی زیاد میبینین ؟
  • # باید اونقدر بگردی تا نیمه‌ی واقعی خودتو پیدا كنی ... اگر پیدا نکردی چی ؟ حتما میگین باز هم میگردیم !!
  • # وااااااااای كه چقدر سخته .... جسارتا هر کاری رو سخت بگیری همونطور سخت میشه .
  • #خب من دوست دارم خدا یه همسر باحیا، عالم، قانع، صادق، صبور و عاشق رو قسمتم كنه. میدونم كه ایشالله خودش نصیبم میكنه... البته در حد خودش هم زیبا باشه... هه هه... الان میگید چه پر رو!!!!! ........ بله گفتم چه پر رو !!!  
  • # من نمیدونم شما عمداً بی‌حواسی میكنید، یا واقعاً تو شمارش مشكل دارید؟ .... من نمی دونم شما عمدا من رو سر کار میزارین یا واقعا متوجه طنز بودنش نمیشین ؟

# (پرانتز: خواهش میكنم از حرفای من دلگیر نشین! چون نود و نه و نیم درصدش شوخیه...)

... منم تو پرانتز میگم : ( خوب این نشون میده تمام زحمات من برای اینکه نشون بدم آدم شوخی هستم رو در نظر نگرفتین ... . دلگیرتیم داداش ( یعنی دلمون پیشت گیره ) .... راستی اون نیم درصد دیگه حرفهاتون چیه پس ؟؟ )

  • # روح تیبان به هوای دوست زنده ا‌ست! .... اغراق نکردم اگر بگم بهترین جمله ممکن رو ساختین و البته کاملا جمله درستی هست بالخره یک تبیان و یک هوای دوست !!!
  • # اولین جایی كه به نظرم اومد حرم مطهر شاه چراغ بود .... ایشالله همون جا قسسمتتون بشه ، حالا کسی رو نظر کردین اونجا ؟
  • # معلوم نیست شاید قسمت من توی همین تبیان باشه! كسی چه میدونه؟ .... یعنی واقعا میتونین تو محیط مجازی اینترنت ، به همچین شناختی برسین ؟؟!! اگر جدی گفتین بیشتر توضیح بدین !!
  • # در كل انتخاب هندوانه به قیمت چندتا اسكناسه، اما قیمت انتخاب زن زندگی و آبروی آدمه ..... البته که خیلی از قیمت ها رو نگفتین و ما هم اینجا بهش اشاره نمیکنیم چون جاش نیست !
  • هیچكدام! اسكندر یكی از با شكوهترین صفحه‌های تاریخ را سوزاند ... تو گزینه ها هیچکدام نداشتیم ؟؟ لطفا سوالات رو تحریف نکنین ، دفه آخرتون باشه ها
  • #ژیان: گروهبان دو ...... خداییش هر چی فک کردم نفهمیدم یعنی چی ؟ یعنی درجه پایینی هست ؟
  • # قله: یلدای عشق ... هر چی تو نقشه ها نیگاه کردم هیچ قله ای به این نام ندیدم ، میشه منبع بدین از کجا این قله رو در آوردین ؟ اصلا تو ایرانه ؟ نکنه تو همین تبیان خودمونه ؟
  • # ایران: سربلندی .... آها اونوقت کدوم کشور سر پایینی هست ؟
  • # وجدانی یه چیزی هم حاضرم بدم تا ادامه بدین... سئوالاتون تنوع قشنگی دارن! .... خوب پس این شماره حساب رو یادداش کنین 09350936 ... منتظ واریز پول هستم  ( الان باز ویرایش میکنن میگن چرا شماره موبایلتون رو دادین بابا این شماره موبایلم نیست به خدا  )
  • # واقعاً زحمت كشیدید... تبریك میگم بهتون با این حافظتون... هه هه... ... خ.ب اشکالی نداره تو پست بعدی مهمترین سوال زندگی تون رو ازتون میپرسم ! 
  • # با همین حافظتون؟ .... نه خیر با اون یکی دیگه ( آخه من حافظه ام قابل ارتقاء هست )
  • # مثل اینكه سوادم ندارین! خب معنی "جزغاله شمیم" چیه؟ میشه بفرمایین؟ .... من که فهمیدم چی گفتم شما اگر نفهمیدین یعنی سواد ندارین ! برین نهضت ! 
  • منتظر سوالات جزغاله شمیم راه انداز ما باشید 
  •  ( ولش کنین بی سواده دیگه دوباره همون کلمه رو به کار برد ) 

One is never too old to learn .

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.