به نام تو که همیشه با مایی
سلام دوستای خوبم
اولاً ببخشید بابت دیر کردنم! نمی دونم بگم اختیاری بود یا اجباری! به هر حال ببخشید. ثانیاً از همتون ممنونم به خاطر اینکه در نبود من نذاشتین چراغ کلبه امید دل یتیما و ماه شبهای تاریک کوفه و مدینه خاموش بمونه...
از اینکه می بینم علاوه بر دوستای همراه قدیمی یه دوست جدید به جمعمون اضافه شده،خیلی خوشحالم و به این دوست عزیز "جناب ماندگاری" خوشامد میگم.
اما در پاسخ حکمتهای عنوان شده توسط جناب ماندگاری:
.....
حضرت در حکمت 96 می فرمایند :
وقتی حدیثی می شنوید ، برای تفکر و رعایت کردن بشنوید و بیاموزید ، نه برای نقل کردن .
...................
جناب ماندگاری عزیز،فکر می کنم منظور شما حکمت 98 (با ترجمه دشتی) بوده باشه؛که البته قبلاً توسط دوستان عنوان شده بود.هرچند باید بگم تکرارش به هیچ وجه خالی از لطف نیست،چون هدف و دغدغه همه ماها که تو این بحث شرکت کردیم ،باید فکر کردن و عمل کردن به این سخنان نورانی باشه،نه صرفاً نقل کردن اونها...دوست خوبم،ما هم تا اینجا سعی کردیم با فکر کردن در مورد حکمتها و بررسی اونها به راهکارها و الگوهای عملی توی زندگی خودمون دست پیدا کنیم و ان شاءالله بتونیم اونها رو تو زندگیمون پیاده کنیم.به هر حال ممنون از حسن توجه و دقت نظرتون.
......
حضرت در حکمت 242 می فرمایند :
از خدا بترس هرچند ترسی اندک باشد و میان خود و خدا پرده ی حرمت نگاه دار ، اگر چه پرده ای نازک باشد .
..................
تو این حکمت نورانی هم فکر می کنم منظور امام،رعایت تقوای الهی در انجام تمامی امور زندگیه.امام مثل همیشه برای قابل درک شدن و ملموس تر شدن مطلب با تمثیلی زیبا جان کلام رو بیان می کنن.قرار دادن پرده (خصوصاً اگه نازک باشه) بین دو نفر باعث یه نوع احساس جدایی و حرمت بین اونها میشه،اما باز هم به دوری کامل منجر نمیشه! چون صدا از پشت پرده شنیده میشه و در ضمن میشه مقداری هم به طرف دیگه پرده دید داشت.پس امام از آوردن پرده تو این حکمت می تونه این مقصود رو برسونه که تقوای الهی باید تا حدی باشه که منجر به قطع ارتباط و ترس نادرست و نابجا از خدا نشه(در ادامه با مفهوم و جایگاه این ترس بیشتر آشنا میشیم)؛
این مسأله باز هم به مفهوم رعایت عدالت و تعادل در کلام مولا اشاره می کنه که البته در جای جای سخنان و سیره زندگی امام میشه به عینه این موضوع رو مشاهده کرد.نمود این ترس و دلیل این ترس مقدس رو میشه توی قسمتهای دیگه از کلام مولا جستجو کرد:
حکمت 25:ترس از خدا در فزونى نعمتها
اى فرزند آدم زمانى که خدا را مىبینى که انواع نعمتها را به تو مىرساند تو در حالى که معصیت کارى، بترس.
حکمت 210:الگوهاى پرهیزکارى
از خدا بترسید، ترسیدن انسان وارستهاى که دامن به کمر زده و خود را آماده کرده، و در بهره بردن از فرصتها کوشیده،
و هراسان در اطاعت خدا تلاش کرده، و در دنیاى زودگذر، و پایان زندگى و عاقبت کار، بدرستى اندیشیده است.
حکمت 358:مسؤولیّت نعمتها
اى مردم، باید خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه کیفر، ترسان بنگرد. زیرا کسى که رفاه و گشایش را زمینه گرفتار شدن خویش نداند، پس خود را از حوادث ترسناک ایمن مىپندارد، و آن کس که تنگدستى را آزمایش الهى نداند پاداشى را که امیدى به آن بود از دست خواهد داد.
حکمت 383:تلاش در اطاعت و بندگى
بترس که خداوند تو را به هنگام گناهان بنگرد، و در طاعت خویش نیابد، آن گاه از زیانکارى، هر گاه نیرومند شدى توانت را در طاعت پروردگار به کار گیر، و هر گاه ناتوان گشتى، ناتوانى را در نافرمانى خدا قرار ده.
....................
در اکثر حکمتهای بالا ترس از خدا به ترس از انجام گناه در محضر الهی و نیز ترس یا هشدار نسبت به آزمایشهای الهی(که به نعمت سخت تر از محرومیتهاست) تعبیر میشه؛که البته این ترسها ما رو به گناه نکردن و توجه به آزمایشهای الهی و در حقیقت به تقوا دعوت میکنن.
قسمتی از حکمت 82:ارزشهاى والاى انسانى
شما را به پنج چیز سفارش مىکنم که اگر براى آنها شتران را پر شتاب برانید و رنج سفر را تحمّل کنید سزاوار است: کسى از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد،..
...................
تو این حکمت جایگاه امید و ترس الهی نشون داده میشه که نباید جز از خدا(به خاطر گناه) ترسید و در عین حال نباید جز به او امیدوار بود.حالا میشه دلیل استفاده از تمثیل پرده رو متوجه شد؛یعنی از خدا بترسید،اما هیچ گاه امید خود را از دست ندهید.یعنی از گناه کردن بترسید،اما هیچ وقت به خاطر اینکه امیدی به بخشش گناهان ندارید،از توبه ناامید نشین.(اگه به حکمت و بحثهای پیرامون توبه که چند پست قبل مطرح شدن مراجعه کنین،نتیجه جالبی میگیرین!)
.............................................
حکمت 237:اقسام عبادت
گروهى خدا را به امید بخشش پرستش کردند، که این پرستش بازرگانان است، و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که این عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى پرستیدند و این پرستش آزادگان است.
.................
این حکمت بسیار زیبا و عمیق ظاهراً بحث ترس از خدا رو به چالش می کشه.به نظر شما منظور امام از ترس تو این حکمت چه نوع ترسی می تونه باشه؟! جایگاه و مفهوم پرستش به خاطر سپاس گذاری و نه از روی ترس که زیباترین و اصیل ترین نوع عبادت شمرده شده،چی می تونه باشه؟!
....................
مشتاقانه منتظر شنیدن نظر همه دوستای عزیزم راجع به این این حکمت زیبا و البته تأمل برانگیز هستم.
....................................................
ادامه در پست بعد...