• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 19945)
سه شنبه 4/10/1386 - 23:52 -0 تشکر 20663
همراه با نهج البلاغه

 

به نام تنها دلیل زندگی

جرج جرداق مسیحی(استاد ادییات عرب در لبنان) می گوید:"جاذبه های کلام امام علی (ع) شوری در من ایجاد کرد که 200 بار نهج البلاغه را مطالعه کردم."

این مطلب می بایست تکونی در ماها که اسم بچه مسلمون اونم از نوع شیعه رو یدک می کشیم ،ایجاد کنه.خود من که خجالت کشیدم.به خاطر همین تصمیم گرفتم اگه خدا بخواد تو این قسمت سخنان حکیمانه انسان کامل علی(ع) رو قرار بدم.

البته هدف اصلی این تاپیک تنها درج حکمتها نیست،بلکه بحث و تبادل نظر درباره حکمتها و پیدا کردن نمودهای عملی و بکارگیری این چراغهای هدایت در زندگی هر یک از ما می باشد.

حکمت 12:آیین دوستیابی

ناتوانترین مردم کسی است که در دوستیابی ناتوان است و از او ناتوان تر کسی که دوستان خود را از دست بدهد.

حکمت 24 :روش یاری کردن مردم

از کفاره گناهان بزرگ،به فریاد مردم رسیدن،و آرام کردن مصیبت دیدگان است.

حکمت 27:روش درمان دردها

با درد خود بساز،چندان که با تو سازگار است.

حکمت 28:برترین پارسایی

برترین زهد،پنهان داشتن زهد است.

حکمت 33:اعتدال در بخشش و حسابرسی

بخشنده باش اما زیاده روی نکن.در زندگی حسابگر باش اما سخت گیر مباش.

حکمت 34:راه بی نیازی:

بهترین بی نیازی،ترک آرزوهاست.

..........................................................

دوستای خوبم،لطفاً شما هم کمک کنید و ضمن درج حکمتها در بحث ها هم شرکت کنید.

جمعه 3/12/1386 - 21:12 - 0 تشکر 31354

به نام تو که همیشه با مایی

سلام دوستای خوبم

اولاً ببخشید بابت دیر کردنم! نمی دونم بگم اختیاری بود یا اجباری! به هر حال ببخشید. ثانیاً از همتون ممنونم به خاطر اینکه در نبود من نذاشتین چراغ کلبه امید دل یتیما و ماه شبهای تاریک کوفه و مدینه خاموش بمونه...

از اینکه می بینم علاوه بر دوستای همراه قدیمی یه دوست جدید به جمعمون اضافه شده،خیلی خوشحالم و به این دوست عزیز "جناب ماندگاری" خوشامد میگم.

اما در پاسخ حکمتهای عنوان شده توسط جناب ماندگاری:

.....

حضرت در حکمت 96 می فرمایند :

وقتی حدیثی می شنوید ، برای تفکر و رعایت کردن بشنوید و بیاموزید ، نه برای نقل کردن .

...................

جناب ماندگاری عزیز،فکر می کنم منظور شما حکمت 98 (با ترجمه دشتی) بوده باشه؛که البته قبلاً توسط دوستان عنوان شده بود.هرچند باید بگم تکرارش به هیچ وجه خالی از لطف نیست،چون هدف و دغدغه همه ماها که تو این بحث شرکت کردیم ،باید فکر کردن و عمل کردن به این سخنان نورانی باشه،نه صرفاً نقل کردن اونها...دوست خوبم،ما هم تا اینجا سعی کردیم با فکر کردن در مورد حکمتها و بررسی اونها به راهکارها و الگوهای عملی توی زندگی خودمون دست پیدا کنیم و ان شاءالله بتونیم اونها رو تو زندگیمون پیاده کنیم.به هر حال ممنون از حسن توجه و دقت نظرتون.

......

حضرت در حکمت 242 می فرمایند :

از خدا بترس هرچند ترسی اندک باشد و میان خود و خدا پرده ی حرمت نگاه دار ، اگر چه پرده ای نازک باشد .

..................

تو این حکمت نورانی هم فکر می کنم منظور امام،رعایت تقوای الهی در انجام تمامی امور زندگیه.امام مثل همیشه برای قابل درک شدن و ملموس تر شدن مطلب با تمثیلی زیبا جان کلام رو بیان می کنن.قرار دادن پرده (خصوصاً اگه نازک باشه) بین دو نفر باعث یه نوع احساس جدایی و حرمت بین اونها میشه،اما باز هم به دوری کامل منجر نمیشه! چون صدا از پشت پرده شنیده میشه و در ضمن میشه مقداری هم به طرف دیگه پرده دید داشت.پس امام از آوردن پرده تو این حکمت می تونه این مقصود رو برسونه که تقوای الهی باید تا حدی باشه که منجر به قطع ارتباط و ترس نادرست و نابجا از خدا نشه(در ادامه با مفهوم و جایگاه این ترس بیشتر آشنا میشیم)؛

این مسأله باز هم به مفهوم رعایت عدالت و تعادل در کلام مولا اشاره می کنه که البته در جای جای سخنان و سیره زندگی امام میشه به عینه این موضوع رو مشاهده کرد.نمود این ترس و دلیل این ترس مقدس رو میشه توی قسمتهای دیگه از کلام مولا جستجو کرد:

حکمت 25:ترس از خدا در فزونى نعمت‏ها

اى فرزند آدم زمانى که خدا را مى‏بینى که انواع نعمت‏ها را به تو مى‏رساند تو در حالى که معصیت کارى، بترس.

حکمت 210:الگوهاى پرهیزکارى

از خدا بترسید، ترسیدن انسان وارسته‏اى که دامن به کمر زده و خود را آماده کرده، و در بهره بردن از فرصت‏ها کوشیده،

و هراسان در اطاعت خدا تلاش کرده، و در دنیاى زودگذر، و پایان زندگى و عاقبت کار، بدرستى اندیشیده است.

حکمت 358:مسؤولیّت نعمت‏ها

اى مردم، باید خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه کیفر، ترسان بنگرد. زیرا کسى که رفاه و گشایش را زمینه گرفتار شدن خویش نداند، پس خود را از حوادث ترسناک ایمن مى‏پندارد، و آن کس که تنگدستى را آزمایش الهى نداند پاداشى را که امیدى به آن بود از دست خواهد داد.

حکمت 383:تلاش در اطاعت و بندگى

بترس که خداوند تو را به هنگام گناهان بنگرد، و در طاعت خویش نیابد، آن گاه از زیانکارى، هر گاه نیرومند شدى توانت را در طاعت پروردگار به کار گیر، و هر گاه ناتوان گشتى، ناتوانى را در نافرمانى خدا قرار ده.

....................

در اکثر حکمتهای بالا ترس از خدا به ترس از انجام گناه در محضر الهی و نیز ترس یا هشدار نسبت به آزمایشهای الهی(که به نعمت سخت تر از محرومیتهاست) تعبیر میشه؛که البته این ترسها ما رو به گناه نکردن و توجه به آزمایشهای الهی و در حقیقت به تقوا دعوت میکنن.

قسمتی از حکمت 82:ارزش‏هاى والاى انسانى

شما را به پنج چیز سفارش مى‏کنم که اگر براى آنها شتران را پر شتاب برانید و رنج سفر را تحمّل کنید سزاوار است: کسى از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد،..

...................

تو این حکمت جایگاه امید و ترس الهی نشون داده میشه که نباید جز از خدا(به خاطر گناه) ترسید و در عین حال نباید جز به او امیدوار بود.حالا میشه دلیل استفاده از تمثیل پرده رو متوجه شد؛یعنی از خدا بترسید،اما هیچ گاه امید خود را از دست ندهید.یعنی از گناه کردن بترسید،اما هیچ وقت به خاطر اینکه امیدی به بخشش گناهان ندارید،از توبه ناامید نشین.(اگه به حکمت و بحثهای پیرامون توبه که چند پست قبل مطرح شدن مراجعه کنین،نتیجه جالبی میگیرین!)

.............................................

حکمت 237:اقسام عبادت

گروهى خدا را به امید بخشش پرستش کردند، که این پرستش بازرگانان است، و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که این عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى پرستیدند و این پرستش آزادگان است.

.................

این حکمت بسیار زیبا و عمیق ظاهراً بحث ترس از خدا رو به چالش می کشه.به نظر شما منظور امام از ترس تو این حکمت چه نوع ترسی می تونه باشه؟! جایگاه و مفهوم پرستش به خاطر سپاس گذاری و نه از روی ترس که زیباترین و اصیل ترین نوع عبادت شمرده شده،چی می تونه باشه؟!

....................

مشتاقانه منتظر شنیدن نظر همه دوستای عزیزم راجع به این این حکمت زیبا و البته تأمل برانگیز هستم.

....................................................

ادامه در پست بعد...

جمعه 3/12/1386 - 21:14 - 0 تشکر 31355

...ادامه پست قبل

یلدا خانم،نمی دونم چی بگم ! می دونین که امام میگه اگه کسی ازت تشکر کرد تو بیشتر تشکر کن! اگه بخشید تو بیشتر ببخش!!! اما من...فقط می گم خیلی خیلی خوشحالم که دوباره شما و سایر دوستای عزیزمو در کنار خودم احساس می کنم.منشاء و بانی حظی که اینجا می بریم،مسلماً من نیستم؛حضور دو دوست همیشگی ما،دو معشوق عاشق پیشه،یعنی خدای مهربون و مولای نور و آینه،علی(ع)،مسبب اصلی هر اتفاق قشنگیه که اینجا میفته!

در ضمن موافقم با شما و همیشه گفتم و بازم میگم که هر چه حکمتهای کاربردی تر که تو شرایط فعلی بیشتر باهاشون درگیریم مطرح بشه،استفاده بیشتری نصیب هممون میشه.ان شاءالله.

راستی حکمت 237(انتهای پست قبلی) منتظر یه فکر،یه ایده و یه نظر قشنگه!

...

...............................................

ادامه در پست بعد...

جمعه 3/12/1386 - 21:15 - 0 تشکر 31356

...ادامه پست قبل

یلدا خانم،نمی دونم چی بگم ! می دونین که امام میگه اگه کسی ازت تشکر کرد تو بیشتر تشکر کن! اگه بخشید تو بیشتر ببخش!!! اما من...فقط می گم خیلی خیلی خوشحالم که دوباره شما و سایر دوستای عزیزمو در کنار خودم احساس می کنم.منشاء و بانی حظی که اینجا می بریم،مسلماً من نیستم؛حضور دو دوست همیشگی ما،دو معشوق عاشق پیشه،یعنی خدای مهربون و مولای نور و آینه،علی(ع)،مسبب اصلی هر اتفاق قشنگیه که اینجا میفته!

در ضمن موافقم با شما و همیشه گفتم و بازم میگم که هر چه حکمتهای کاربردی تر که تو شرایط فعلی بیشتر باهاشون درگیریم مطرح بشه،استفاده بیشتری نصیب هممون میشه.ان شاءالله.

راستی حکمت 237(انتهای پست قبلی) منتظر یه فکر،یه ایده و یه نظر قشنگه!

...

...............................................

ادامه در پست بعد...

جمعه 3/12/1386 - 21:17 - 0 تشکر 31357

...ادامه پست قبل

در پاسخ حکمت مطرح شده توسط دوست گرامی،سرکار نگارینا

......

نهج البلاغه ،حكمت 39:جایگاه واجبات و مستحبات

عمل مستحب، انسان را به خدا نزدیك نمى گرداند، اگر به واجب زیان رساند.

...............

دوست عزیز،این حکمت قبلاً عنوان شده بود.اما خب مسلماً تکرارش خالی از لطف نیست.تازه یه مطلب جدید هم یادم اومد درباره این حکمت.دوستم می گفت دکتر چمران تا وقتی دانشجو بود،بیشتر وقتش رو به تحقیق و مطالعه اختصاص میداد و بیشتر به انجام واجبات دینی اکتفا می کرد.اما بعد از پایان تحصیلاتش بود که فعالیتش رو توی مراسم مختلف مذهبی بیشتر کرد.این مسأله از الگوبرداری صحیح این شهید و عارف بزرگوار از مولا علی(ع) در موقعیت شناسی و در عین حال وظیفه شناسی حکایت میکنه.

یاد همه مردان مرد،یاد چمرانها و حاج همتها به خیر،روحشون شاد،راهشون پر رهرو...

خوشحال میشم اگه لطف کنین و نظرتون رو در مورد حکمت 237(مراجعه کنید به انتهای دو پست قبل از این پست) عنوان کنین تا همه استفاده کنیم.

..........................................

دوستان،در پناه دوست مشترکمان موفق باشید

شنبه 4/12/1386 - 19:59 - 0 تشکر 31459

هوالمعشوق

دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.

*****************************************************

سلام

جناب نظری خب این کار جای تشکر هم داره اما خب از تعارف بگذریم و بریم سر اصل مطلب!

عجب حکمتی نوشتین....چیزی که نصف عمرم رو درگیر بودم باهاش که عبادت( که اگر ان شاء الله داشته باشم)جزء کدوم دسته هست؟؟؟

نظر من اینه که این ترس با اون ترس فرق میکنه!!! یعنی مثلا پدر من بهم میگه فلان کار رو انجام بده ممکنه من اون کار رو انجام بدم چون پدرم رو دوست دارم بهش ایمان دارم که اون کار قطعا برام مفیده که بهم میگه انجامش بده یا نه فقط چون پدرمه و برای مثال باهاش رو در بایستی دارم میگم باشه انجامش میدم بدون میل و رغبت و یا کلا نههه!! ازش میترسم و میگم واااو مثلا اگه انجامش ندم منو از فلان چیز محروم میکنه دیگه نمیذارم فلان کارو انجام بدم یعنی در واقع منافع خودم رو در خطر میبینم پس تن به این کار میدم در واقع ترس از رفتاری که پدر من بعد از نه شنیدن انجام میده باعث انجام اون کار میشه...عبادت هم دقیقا همینه...من یا خدا رو فقط و فقط به خاطر خودش میپرستم چون بهش"ایمان"دارم سعادت دنیا و اخرت خودم رو در گرو پذیرش فرمانش میبینم و بدون هیچ چشم داشتی دقیقا مثل خودش مثل یه عاشق باهاش رفتار میکنم مثلا خدا میفرمایند بنده نماز بخون فقط برای من هیچ پاداشی نداری با اونی که نمیخونی هم یکی هستی فقط به خاطر من بخون آیا واقعا در اون صورت حاضریم باز نماز بخونیم؟؟؟؟اگه اونایی که میدونند با اونایی که نمیدونند یکی باشند بازم حاضریم بدونیم؟؟؟اگر بودیم که بهترین و بالاترین نوع عبادت رو داریم...در واقع به نظر من در این حالت هم ترس داریم اما نه ترس از جهنم و عذاب و...ترس از دست دادن بالاترین نعمت ها یعنی "رضایت خداوند"...ترس دیگه ای که به هیچ وجه دلچسب نیست ترس از عذاب و جهنم و ...هست و چقدر بد که عبادت من 99%اوقات با این ترس توام هست...که تمام زیبایی عبادت رو از بین میبره...وای چقدر حرف زدم...چون این بحث رو به شدت دوست دارم و فکر میکنم یه تاپیک جداگانه هم میشه زد و روش بحث کرد و به نتیجه های قشنگی رسید...

خیلی متشکرم ازتون بابت این حکمت...منتظر توضیحات زیبای شما و سایر دوستان هم هستیم...

جناب نظری عزیز از اونجایی که صریح بگم شما رو مثل خیلی های دیگه در این سایت قبول دارم به شدت...از هر نظر ازتون میخوام"یلدای عشق"رو در مسیر رسیدن به قله کمک کنید با نقدی که میتونید داشته باشید از من...

در تاپیک نقد داغ یلدای عشق در انجمن صندلی داغ

به شدت دنبال تغییرم که لازمه اون شناختن عیوب و سعی در برطرف کردنشون هست...و این نکته زیبا از امام حسین هم یادتون نره :

من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند

بازم ازتون متشکرم

**یا علی از تو مدد**

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
دوشنبه 6/12/1386 - 9:45 - 0 تشکر 31634

به نام خدا

السلام علیك یا ابا عبدالله الحسین(ع)

سلام

علی(ع) : حَسَدُ الصَّدِیقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ .

حسادت بر دوست، از آفات دوستى است.

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

سه شنبه 7/12/1386 - 22:45 - 0 تشکر 31817

نام عاشق ترین معشوق

سلام دوستای خوب و عزیزم

دوستان از لطف و همراهی و همدلی همتون،صمیمانه تشکر میکنم.

از یلدا خانم هم به خاطر همراهی عملی و توضیح خیلی زیباشون تشکر ویژه دارم.

در ضمن از سرکار shokry1344 هم به خاطر همراهی همیشگی شون تشکر می کنم.و ازشون خواهش می کنم لطف کنن و در حد یک سطر هم شده،نظرشون رو درباره حکمتی که مطرح کردن،ارائه کنن تا ضمن استفاده همه ما،سایر دوستان هم بتونن تو بحث راجع به این حکمت شرکت کنن.

اما بریم سر اصل مطلب:

یلدا خانم،صادقانه و بی تعارف می گم توضیحات شما خیلی خوب بودن و باعث جهت دهی به بحث شدن و شما پاسخ کاملاً صحیحی به سؤال مطرح شده دادین که ازش در ادامه استفاده کردم.

.........................................................

حکمت 237:اقسام عبادت

گروهى خدا را به امید بخشش پرستش کردند، که این پرستش بازرگانان است، و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که این عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى پرستیدند و این پرستش آزادگان است.

.....................

سؤال:این حکمت بسیار زیبا و عمیق ظاهراً بحث ترس از خدا رو به چالش می کشه.به نظر شما منظور امام از ترس تو این حکمت چه نوع ترسی می تونه باشه؟! جایگاه و مفهوم پرستش به خاطر سپاس گذاری و نه از روی ترس که زیباترین و اصیل ترین نوع عبادت شمرده شده،چی می تونه باشه؟!

.........................................................

دوستان عزیز،در پرستش نوع اول،ما با شناخت ناقصی که از خدا داریم،تنها به وعده ها و پاداش الهی برای اعمال خوبمون توجه می کنیم و سعی میکنیم با خدا تجارت کنیم.یعنی اونو پرستش میکنیم،چون دستمزدمون رو با سود چندین و چند برابر بهمون برمیگردونه.

مثل بازرگانی که پولش رو توی بانکی که بیشترین سود رو بهش برمیگردونه،ذخیره می کنه!

.....

در پرستش نوع دوم،باز هم ما خدا رو به درستی نشناختیم و تنها به حکم عقل و این قاعده منطقی که"دفع خطر احتمالی عقلاً واجب است"،و از ترس اینکه مبادا واقعاً قیامتی باشه و ما رو به خاطر چیزایی که بهمون هشدار دادن،عذاب کنن،خدا رو می پرستیم.

این موضوع رو امام به این صورت بیان میکنن که:

به کفار میگن:"از نظر عقلی،دو حالت هست.یا قیامت وجود داره یا نداره؛اگه وجود نداشته باشه،که ما ضرری نمیکنیم،جز شاید این چند صباح زندگی دنیوی رو از دست بدیم.اما اگه قیامت وجود داشته باشه،اونوقت شما تا ابد در رنج و عذابید".

چون این حالت یه حالت منطقی هست،امام در مقابل سرسخت ترین و بهانه جوترین افراد اینو مطرح میکنن تا شاید به خودشون بیان.اما مسلماً این اولین مرحله پرستشه و جزء دو گروه اول تلقی میشه.که در مرحله بعد امام اونها رو به مراحل بالاتر پرستش هدایت می کنن که در این حکمت بهش اشاره کردن.

.....

اما گروه سوم،نه بازرگانند و نه برده،بلکه آزادگانی هستند که آزادی آنها به واسطه تقوا و رهایی از اسارت نفسانیات ایجاد شده و در پی این آزادی،فطرت پاک و حقیقت جوی اونها،اونا رو به شناخت صحیحی از خدا و حقایق عالم سوق داده و اونها خدا رو به واسطه این شناخت صحیح تنها موجود لایق پرستش می بینن و اون به خاطر خودش و به خاطر شکرگزاری پرستش میکنن.

یعنی اصیل ترین نوع پرستش و معنای واقعی کلمه پرستش در اسلام،یعنی تشکر و سپاسگذاری،نه بردگی و ذلت!

( اینو خودم تا حالا این جور بهش فکر نکرده بودم؛ واقعاً چقدر قشنگ شد معنی پرستش.خدایا به خاطر علی ازت ممنونیم.)

دوستای عزیزم،همه این اعمال یه صورت ظاهری دارن.ممکنه برای هر کدوم یه وقت صرف بشه و ظاهراً اصول مشابهی هم رعایت بشه.اما خدا بالاترین درجه کمال،یعنی "رضای الهی" رو فقط به گروه سوم میده.چون دو دسته قبل برای خودشون عبادت کردن،نه برای خدا،نه برای تشکر از خدا،و نه به خاطر شناخت صحیحی که از این معشوق عاشق پیشه داشتند.

حالا میشه فهمید که مفهوم واقعی ترس و پروای الهی مفهوم خیلی قشنگیه و در حقیقت ترس معمولی نیست.بلکه ترس از دست دادن بزرگترین توفیقه که یلدا خانم به زیبایی به اون اشاره کردن:

..........................................................

Yalda_eshgh:در واقع به نظر من در این حالت هم ترس داریم اما نه ترس از جهنم  و عذاب و...ترس از دست دادن بالاترین نعمت ها یعنی "رضایت خداوند"...

......................................................

ادامه در پست بعدی...

سه شنبه 7/12/1386 - 22:48 - 0 تشکر 31818

...ادامه پست قبل

.اما خب دلیل اینکه این قدر توی قرآن به ما وعده پاداش و یا ترس از عذاب اخروی داده شده،چیه؟!

دلیلش اینه که خدا می خواد اینجوری ما رو از خواب غفلت بیدار کنه.

مثل اینکه به شما میگن:حساب قرض الحسنه باز کنید تا به مردم فقیر کمک کنین.البته هر کی این حساب رو باز نکنه،بهش وام نمی دیم و همه افراد دارای حساب توی قرعه کشی شانس یرنده شدن دارن.

خب.آیا هدف واقعی این کار،اون وام یا جایزه قرعه کشی بوده؟ مسلماً این طور نیست.بلکه هدف اصلی کمک به فقرا بوده و باقی کارها صرفاً تشویق و تنبیه هایی بوده که برای شریک کردن مردم تو اون کار خیر بوده.

خدا هم از سر لطف بی پایانش و از سر عشق بی نهایتی که نسبت به بنده هاش داره می خواسته با این تشویق و تنبیه ها یه جوری دست ما رو بگیره و در حقیقت با این کارش ما رو متوجه هدف اصلی کنه.تا ما با انجام برنامه ای که اون برامون در نظر گرفته خدا و حقایق رو به درستی بشناسیم و اون وقت به عبادت خالصانه دست پیدا کنیم تا یه بهونه دستش داده باشیم تا ما رو به غایت درجه انسانیت برسونه.

به خاطر همین عارفان گفتن که:

بهشت را به بهانه دهند،نه به بها

.......

واقعاً یه همچین خدایی رو چجوری میتونیم شکر نکنیم و چجوری میتونیم با تمام وجود عاشقش نباشیم؟!!!

ان شاءالله که اگه تا الان غفلت کردیم از این به بعد همت کنیم و اونو واقعاً بشناسیم و اون وقت عاشقانه بپرستیم و عاشقانه تر دوست داشته باشیم،درست مثل خودش!!!

.....................................

خدایا،ای عزیزترین عزیز ما،ای دلسوزترین دلسوز ما و ای دوست ترین دوست ما

به ما بفهمان و بچشان لذت لحظه ای را که تمامی ذرات وجودمان آکنده از عشق تو باشد و برسیم به جایی که تنها گفته مان این باشد:

دوست من،به خاطر خودت شکر!

.............................................................

                           دوستان،در پناه دوست مشترکمان موفق باشیم

يکشنبه 12/12/1386 - 2:18 - 0 تشکر 32277

به نام تنها دلیل زندگی

سلام دوستای خوب و عزیزم

ضمن تشکر از همه دوستان و همراهان عزیز به همتون خدا قوت میگم و ان شاءالله با نگرشی نو و همتی والاتر از این به بعد کلام نورانی انسان کامل و الگوی همیشگیمون رو بررسی و به امید خدا توی زندگیمون پیاده میکنیم.

حکمت 218:حسادت آفت دوستى

حسادت بر دوست، از آفات دوستى است.

.........................

در توضیح این حکمت که توسط یکی از دوستای عزیزمون عنوان شده بود،نکته ای که به نظرم میاد اینه که ما وقتی با کسی دوست می شیم که خصوصیات اخلاقی مشترکی با اون داریم و در واقع وضعیت مشابهی داریم.با توجه به این موضوع،حسادت بر دوست در مراحل اولیه آشنایی ایجاد نمیشه،بلکه وقتی ایجاد میشه که دوست ما بعد از مدتی از آشناییمون به موفقیتی می رسه و ما احساس می کنیم که از اون عقب افتادیم.اون موقع هست که می گیم بابا فلانی تا همین دیروز پیش ما بود،من می دونم که چیزی سرش نمیشه،ما همیشه سر به سرش می ذاشتیم...اینجاست که امام با انسان شناسی الهی ای که دارن ما رو از این آفت بر حذر می دارن.به نظر من اگه به جای حس خردکننده حسادت که حتی سلامت جسمانی ما رو هم به خطر میندازه،بتونیم به حس فعال کننده غبطه خوردن برسیم و با این حس به جای حسادت بر دوستمون،تلاشمون رو برای بهتر شدن خودمون بیشتر کنیم ،به بهترین شکل به این کلام مولامون عمل کردیم.ان شاءالله

................................

يکشنبه 12/12/1386 - 2:22 - 0 تشکر 32279

اما حکمتهای امروز،دو حکمت کاربردی خصوصاً برای رده سنی ماست که خیلی جای بحث دارن و توجه به اونها می تونه به پیشگیری خیلی از مسائل و مشکلات زندگی آینده ما ،منجر بشه.

پس منتظر فکرای قشنگ و تازه همه دوستای عزیزم هستم.

.................................................

حکمت 234:تفاوت اخلاقى مردان و زنان

برخى از نیکوترین خلق و خوى زنان، زشت‏ترین اخلاق مردان است، مانند، تکبّر، ترس، بخل، هر گاه زنى متکبّر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمى‏دهد، و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى‏کند، و چون ترسان باشد از هر چیزى که به آبروى او زیان رساند فاصله مى‏گیرد.

......

حکمت 124:روانشناسى زن و مرد

غیرت زن، کفر آور، و غیرت مرد نشانه ایمان اوست.

.................................................

در پناه دوست مشترکمان موفق باشید

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.