کد سوال : 721
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : نفخه صور به چه معنا است؟ آيا نفخه صور يكى است يا بيشتر، رابطه آن با قيامت چيست؟
پاسخ : پس از سپرى شدن برزخ، «قيامت» فرامى رسد. قيامت با نفخه صور آغاز مىگردد كه در آن، همه موجودات مدهوش مىشوند و مىميرند؛ اين منزل اول قيامت است. پس از آن نفخه دوم دميده مىشود كه همه موجودات، هستى دوباره مىيابند و به محضر ربوبى وارد مىشوند و اين منزل دوم است و پس از آن صحنه قيامت و محشر برپا مىشود.V}ما در اين تحليل فقط به سرنوشت انسانها در نفخه صور توجه مىكنيم. اما در حقيقت نفخه صور بساط دنيا را بر مىچيند و آيات فراوانى در اين موضع وارد شده است. كه براى نمونه ر.ك: ابراهيم (24)، آيه 22؛ انبياء (21)، آيه 104؛ حاقه (69)، آيه 14؛ نازعات (79)، 6؛ مزمل (73)، آيه 14؛ حج (22)، آيه 2؛ تكوير: 3؛ قارعة (101)، آيه 5؛ قيامة (75)، آيه 8؛ تكوير (81)، آيات 1 - 4؛ انفظار (82)، آيه 2؛ نمل (27)، آيه 88.{V
در حقيقت نفخه صور اولV}قرآن از نفخه اول با تعبيرى چون صيحه (يس (36)، آيه 53) و زجره (نازعات (79)، آيه 14) و صاخة (عبس (80)، آيه 33) و نقر (مدثر (74)، آيه 8) نيز ياد كرده است.{V براى اين است كه همه موجودات، جنبه خلقى خود را از دست بدهند و آمادگى ورود به صحنه قيامت را پيدا كنند و اين نفخه مرگ واقعى و همگانى است كه مقدمه برپايى قيامت است. به اين دليل مخلَصين - كه در محضر خداوند متعال فانى هستند - از پيامد اين نفخه آسودهاند. با نفخه دوم همه موجودات، هستى دوباره مىيابند و در صحنه محشر و قيامت و در محضر ربوبى حاضر مىشوند. قرآن درباره اين دو نفخه مىفرمايد:
A}(وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ){A؛ «و در صور دميده مىشود، پس همه كسانى كه در آسمانها و زمينند، مىميرند؛ مگر كسانى كه خدا بخواهد [اين نفخه اول است و]؛ سپس بار ديگر در صور دميده مىشود، ناگهان همگى به پا مىخيزند و در انتظار هستند».V}زمر (39)، آيه 68.{V
تفصيل اين آيات را در سوره «يس» مىخوانيم:
A}(وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ما يَنْظُرُونَ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ إِنْ كانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ){A؛V}يس (36)، آيات 47 - 54.{V
«آنها [كفار با استهزا و با حالت انكار] مىگويند: اگر راست مىگوييد اين وعده [قيامت] كى خواهد رسيد. جز اين انتظار نمىكشند كه صيحه عظيم (نفخه اول) آنها را فرا گيرد؛ در حالى كه مشغول جدال در امور دنيوىاند. [چنان غافلگير شوند كه حتى] نتوانند وصيتى كنند يا به سوى خانواده خود باز گردند. [براى بار دوم] در صور دميده مىشود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوى پرودگارشان مىروند [آنها كه در دنيا به انكار و استهزا زندگى مىگذرانند، با صحنه وحشتناكى مواجه مىشوند ]مىگويند: واى برما! چه كسى ما را از خوابگاهمان بر انگيخت؟ [آنگاه خود پاسخ مىدهند: آرى] اين همان است كه خداوند رحمان وعده داده و فرستادگان او راست گفتند. يگانه صيحهاى بيش نيست، ناگهان همگى نزد ما احضار مىشوند. امروز به هيچ كس ذرهاى ستم نمىشود و جز آنچه عمل مىكرديد جزا داده نمىشويد».
کد سوال : 722
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا نفخه صور و هول و هراسهاى سخت قيامت براى همه است، يا كسانى استثناء هستند؟ اگر هستند چه كسانى و چرا؟
پاسخ : قرآن كريم تصريح دارد كه گروهى از دو نفخه صور در امان خواهند بود و مرگ آنها را در نمىيايد و نيز از وحشت حضور در صحنه محشر نيز آسوده مىباشند:
A}(وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ){A؛ «و در صور دميده مىشود، پس همه كسانى كه در آسمانها و زميناند، مىميرند؛ مگر كسانى كه خداوند بخواهد؛ [اين نفخه اول است]، سپس بار ديگر در صور دميده مىشود، ناگهان همگى به پا مىخيزند و در انتظار هستند».V}زمر (39)، آيه 68.{V
A}(وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِى الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ){A؛ «روزى كه در صور دميده شود، همه كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، در وحشت فرو مىروند؛ جز كسانى كه خدا خواسته و همگى با خضوع در پيشگاه او حاضر مىشوند».V}نمل (27)، آيه 87.{V
آيه اول مىفرمايد: گروهى را كه خداوند بخواهد از مرگ در نفخه صور درامان مىمانند و آيه دوم مىفرمايد: كسانى را كه خداوند بخواهد، از وحشت و حضور در صحنه قيامت معاف مىباشند. اما آنان چه گروهىاند؟ قرآن مىفرمايد: با نفخه صور همگى در نزد خداوند سبحان حاضر مىشوند و به اصطلاح «محضرون» هستند:
A}(إِنْ كانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ){A؛ «يگانه صيحهاى بيش نيست، ناگهان همگى نزد ما احضار مىشوند»V}يس (36)، آيه 53.{V و تنها يك گروه را استثناء كرده است و آن «مخلَصين» هستند: A}(فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ){A؛ «پس آنها حاضر مىشوند؛ مگر بندگان مخلَص خداوند [كه خود و همه كارهاى خود را فقط و فقط براى خداوند متعال خالص گردانندهاند]».V}صافات (37)، آيه 127 و 128. {V
بحث درباره «مخلَصين» بسيار است و در اين مختصر نمىگنجد. تنها مىتوان گفت كه با استناد به روايات نبوى آنان حضرت على(ع) و شيعيان واقعى ايشان هستند؛ چنانكه رسول اكرم(ص) فرمود:
H}«يا على أنت و شيعتك على الحوض تسقون من أحببتم و تمنعون من كرهتم و أنتم الآمنون يوم الفزع الأكبر فى ظل العرش يفزع الناس و لا تفزعون و يحزن الناس و لا تحزنون فيكم نزلت هذه الآية إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها وَ هُمْ فِى مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هذا يَوْمُكُمُ الَّذِى كُنْتُمْ تُوعَدُونَ يا على أنت و شيعتك تطلبون فى الموقف و أنتم فى الجنان تتنعمون»{H؛V}بحار الانوار، ج 7، ص 179.{V «اى على! تو شيعيان تو بر حوض هستند و هرچه دوست داشته باشيد، مىآشاميد و دشمنان شما از آن منع مىشوند. و شما در روز فزع اكبر در سايبان عرش در امان هستيد؛ مردم مىترسند و شما نمىترسيد. درباره شما اين آيه نازل شده است: «كسانى را كه از جانب ما به آنها وعده نيكو داده شده از آن (آتش جهنم) دور نگاه داشته مىشوند. آنها صداى آن را نمىشنوند و در آن ميان هرچه دلهايشان بخواهد، جاودانه هستند. دلهره بزرگ آنها را غمگين نكند و فرشتگان به استقبال آنها مىآيند و [به آنان مىگويند] اين همان روزى است كه به شما وعده داده شده بود». اى على! تو و شيعه تو را در موقف مىخوانند و شما در بهشتها در حال بهرهبردارى از نعمتها هستيد».
پيامبر اكرم(ص) همچنين مىفرمايد:
H}«يا على! تخرج أنت و شيعتك من قبوركم و وجوهكم كالقمر ليلة البدر و قد فرجت عنكم الشدائد و ذهب عنكم الأحزان تستظلون تحت العرش يخاف الناس و لا تخافون و يحزن الناس و لا تحزنون و توضع لكم مائدة و الناس فى المحاسبة»{H؛V}همان، ص 180.{V «اى على! تو و شيعه تو از قبرهايتان خارج مىشويد؛ در حالى كه چهرههايتان همانند ماه شب چهاردهم مىدرخشد؛ و سختىها و اندوه از شما دور است، و در سايبان عرش قرار داريد. مردم مىترسند و شما نمىترسيد. مردم غمگيناند و شما ناراحت نمىباشيد. براى شما غذاى بهشتى مهيا مىشود، در حالى كه مردم در محاسبه هستند».
آرى، آنان در دنيا با مرگ اختيارى و ايمان كامل و عمل كاملاً خالصانه، از هر آنچه رنگ تعلق بگيرد، پاك شدهاند و در زندگانى دنيوى در محضر دوست فانى گشتهاند و ديگر نيازى نيست تا در نفخه صور اول، جنبه خلقى خود را از دست بدهند و در نفخه صور دوم جنبه الهى پيدا كنند و در صحنه محشر، تعلقات از آنان گرفته شود. آنها نزد خداوند متعال حاضراند و نيازى به اين امور ندارند.
کد سوال : 723
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا قيامت و برپايى آن متصل به اين دنيا خواهد بود يا اينكه بعد از مرگ انسانها در برزخ زندگى مىكنند و آنگاه قيامت برپا خواهد شد؟
پاسخ : در پاسخ به اين پرسش، بايد به سه مسأله پاسخ داد: 1. برزخ چيست؟ 2. برزخ با قيامت چه تفاوتى دارد؟ 3. آيا بعد از مردن انسان قيامتش شروع مىشود؟
يك. برزخ در لغت به چيزى گفته مىشود كه بين دو چيز ديگر قرار گرفته و حائل شده باشد و همين معنا در فرهنگ لغات ديگر نيز آمده است. به عبارت ديگر برزخ مانع و حد و مرز بين دو امر است. اما منظور از آن در اصطلاح شرع چيست؟ در قرآن مجيد آمده است: A}(و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون){A؛ و پشت سر آنان برزخ است تا روزى كه برانگيخته مىشوند».V}مؤمنون (23)، آيه 100.{V امام صادق(ع) در حديثى فرموده است: H}«البرزخ القبر و هو الثواب و العقاب بين الدنيا والاخرة»{H؛ «برزخ همان عالم قبر است و عبارت است از ثواب و عقابى كه در بين دنيا و آخرت وجود دارد».V}تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 553. {Vهمچنين از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است كه فرمود: H}«القبر اما روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران»{H؛ «قبر باغى از باغهاى بهشت يا حفرهاى از حفرههاى دوزخ است».V}بحارالانوار، ج 6، ص 205.{V
بنابراين برزخ موقف او از هنگام مرگ انسان تا برپايى قيامت است؛ ايستگاهى كه با مرگ شروع مىشود و با نفخه صور خاتمه مىيايد.
دو. تفاوت برزخ با قيامت در جهات گوناگونى است كه به بعضى از آنها اشاره مى كنيم:
1-2. قيامت بعد از منقضى شدن اين دنيا است، در حالى كه برزخ با مردن افراد آغاز مىشود.
2-2. در عالم برزخ روح با بدن مثالى (اجساد لطيف) همراه است كه نه به كلى مجرد است و نه مادى محض؛ بلكه داراى يك نوع «تجرد برزخى» است و بدين صورت به حيات خود ادامه مىدهد؛ در حالى كه در قيامت روح با «بدن جسمانى» همراه است به گونهاى كه متناسب با آن جهان است.
3-2. نعمتهاى بهشتى در قيامت، به مراتب از نعمتهاى برزخى والاتر است؛ هم چنان كه عذاب دوزخى از عذاب برزخى بسى سختتر است.
امام صادق(ع) مىفرمايد: «مؤمنان در حالى كه در عالم برزخ برخوردار از نعمتاند، پيوسته مىگويند: H}«ربنا اقم لنا الساعة وانجز لنا ما وعدتنا»{H؛ «پروردگارا بر ما قيامت را برپا كن و وعدههاى خود را درباره ما محقق ساز». و برعكس مشركان در حالى كه در برزخ معذباند پيوسته مىگويند: H}«ربنا لاتقم لنا الساعة و لاتنجز لنا ما وعدتنا»{H؛ «پروردگارا قيامت را بر ما برپا مساز و وعدههاى خود را درباره ما محقق نفرما».V}بحارالانوار، ج 6، ص 269 و 270.{V
در برزخ عمل كاملاً منقطع نمىشود؛ زيرا دنيا هنوز پابرجا است و كسى كه سنت حسنه گذاشته،V}مثل تأليف كتابى خوب و تأثيرگذار.{V يا صدقه جاريهاى داده و يا فرزندان صالحى دارد، تا زمانى كه آنان به عمل نيك مشغولاند و به آن سنت عمل مىشود و آن صدقه به راه درست خرج مىشود، بر ثوابهاى او افزوده مىگردد. در مقابل هر كس سنت سيئهاى گذاشته باشد، يا فرزندان بدى تربيت كرده به اعمال ناشايست روى آورده است و يا پولى را در كار خلاف خرج كرده كه هنوز به واسطه آن سرمايه خلاف مىشود، نامه عملش سياه مىگردد؛ اما در قيامت به طور كل عمل منقطع مىشود؛ زيرا بساط دنيا برچيده شده است.
اما جواب اين سؤال كه آيا بعد از مردن قيامت انسان شروع مىشود يا نه؟ روشن شد كه بين زندگى دنيوى و اخروى، «عالم برزخ» حايل است. بنابراين انسان بلافاصله پس از مرگ وارد صحنه قيامت نمىشود؛ بلكه مدتى را در برزخ درنگ مىكند. البته در بعضى از تعبيرات آمده است كه با مرگ هر كس قيامت او شروع مىشود كه اين تسامح در تعبير و قيامت و برزخ را يكى فرض كردن است؛ زيرا در عين تفاوتهايى كه بين عالم برزخ و قيامت هست، چون هر دو از چشمان ما پنهان است و نسبت به ما غيب محسوب مىشود و هر دو جهان پس از مرگ هستند، آنها را در اين تعبير يكى فرض مىكنيم.
کد سوال : 724
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : مواقف و ايستگاههاى قيامت چند تا و چه چيزهايى است، فلسفه وجودى آنها چيست؟ و چقدر در آنها انسان معطل مىشود؟
پاسخ : پس از اينكه همه بندگان - به استثناى مخلَصين و شيعيان واقعى - در صحنه قيامت حاضر مىشوند، ايستگاههايى را بايد طى كنند تا به مقصد و مقصود نهايى خود برسند. به حسب روايات - كه هماهنگ با آيات قرآن است - صحنه محشر و قيامت پنجاه موقف و ايستگاه دارد كه نخستين آنها به پاخاستن از قبر و حضور در صحنه محشر است. قرآن مىفرمايد:
A}(تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ){A؛ «فرشتگان و روح [در روز قيامت] به سوى او عروج مىكنند، در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است».V}معارج (70)، آيه 4.{V
امام صادق(ع) با استناد به اين آيه مىفرمايد: H}«فَحَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا عَلَيْهَا فَإِنَّ لِلْقِيَامَةِ خَمْسِينَ مَوْقِفاً كُلُّ مَوْقِفٍ مِقْدَارُهُ أَلْفُ سَنَةٍ»{H؛ «پيش از اينكه [در دادگاه عدل الهى] حساب شما را محاسبه كنند، از خود [در دنيا ]حساب بكشيد؛ زيرا قيامت داراى پنجاه ايستگاه است كه هر ايستگاه هزار سال به طول مىانجامد».V}كافى، ج 8، ص 143.{V
ابن مسعود مىگويد: ما نزد أمير المؤمنين(ع) نشسته بوديم كه فرمود: H}«إن فى القيامة لخمسين موقفاً كل موقف ألف سنة فأول موقف خرج من قبره»{H؛ «در قيامت پنجاه موقف و ايستگاه است كه هر ايستگاه هزار سال به طول مىانجامد و نخستين ايستگاه هم بيرون آمدن از قبر است».V}بحار الانوار، ج 7، ص 111.{V
هدف از وجود اين ايستگاهها، پاك شدن انسان و پيدا كردن آمادگى ملاقات با خداى سبحان است؛ زيرا قيامت يعنى بازگشت هر چيز - با همه وجود - به مبدأ خود استV}«انا لله و انا اليه راجعون» بقره: 245 و همچنين ر.ك: نجم: 42؛ انشقاق: 6؛ مائدة: 18؛...{V و تنها كسى مىتواند به بارگاه الهى بار يابد كه با تمام وجود خود، تنها او را بخواهد و خدايى شود. اين ايستگاهها نيز براى پاك شدن انسانها است. اما انسانهايى كه از پيش، در دنيا خود را پاكيزه نمودهاند، توقفى بس كوتاه دارند و به اندك زمانى به محضر حق راه مىيابند.V}اين مطلب مضمون حديثى از پيامبر اكرم(ص) است كه به ايشان عرض شد كه قيامت چه روز طولانىاى است. فرمودند: قسم به كسى كه جان محمد(ص) به دست اوست، آن روز براى مؤمن كوتاهتر از نماز واجبى است كه او در دنيا اقامه مىكند». تفسير الميزان، ج: 20 ص: 13؛ بحث روايى ذيل آيه 4 سوره مباركه معارج؛ روشن است كه اين گروه مومنانى هستند كه به مقام مخلَصين نرسيدهاند.{V
نكته ديگر اينكه ماندن در اين توقفگاهها و طول آن، بستگى تام به فرد دارد. بر حسب بعضى از روايات، سران شرك - كه هيچ اميدى به اصلاح آنها نيست و حساب آنان روشن است - در اين مواقف نمىايستند و به سوى دوزخ برده مىشوند.V}بحار الانوار، ج 7، ص 250 و 260.{V همچنين ديديم كه شيعيان واقعى نيز در اين توقفگاهها، درنگ ندارند و مستقيماً به بهشت مىروند.
کد سوال : 725
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : ميزان در قيامت چگونه است؟ و چگونه عمل در آنها سنجيده مىشود؟ سنگينى عمل خوب يا بد يعنى چه؟
پاسخ : همه كارهاى انسان - اعم از چهره ظاهرى آنها و چهره باطنى آنها - در نامه عمل او ثبت و ضبط شده است و هيچ چيز از آن پوشيده نيست و ظاهراً در موقف ميزان، مشخص مىشود كه سمت و سوى او به كدام جهت است؛ به سمت حق است يا باطل:
A}(وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِاياتِنا يَظْلِمُونَ){A؛ «و وزن در آن روز حق است. كسى كه ميزانهاى [عمل] آنان سنگين است، همان رستگارانند و كسانى كه ميزانهاى آنها سبك است، افرادىاند كه سرمايه خود را به خاطر ستمى كه نسبت به نشانههاى ما مىكردند، از دست دادهاند».V}اعراف (7)، آيه 8 و 9؛ همچنين ر.ك: مومنون (23)، آيات 101 - 108.{V
در روايتى آمده است: زنديق درباره اين آيه از امام صادق(ع) مىپرسد: H}«قال أو ليس توزن الأعمال قال(ع) لا إن الأعمال ليست بأجسام و إنما هى صفة ما عملوا و إنما يحتاج إلى وزن الشىء من جهل عدد الأشياء و لايعرف ثقلها أو خفتها و إن الله لا يخفى عليه شىء. قال: فما معنى الميزان؟ قال(ع): العدل. قال فما معناه فى كتابه فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ؟ قال(ع): فمن رجح عمله»{H.V}الاحتجاج، ج 2، ص 351.{V
«پرسيد: آيا اعمال را وزن نمىكند؟ امام فرمودند: خير! اعمال اجسام نيستند؛ بلكه آنچه عمل مىگردد، توزين مىشود. كسى نيازمند وزن كردن چيزها است كه به عدد آن نادان باشد و همچنين سنگينى و سبكى آن را نداند؛ و از خداوند هيچ چيزى پنهان نيست.
او پرسيد: معناى ميزان چيست؟ امام فرموند: عدل. او گفت: معناى اين آيه «كسى كه ميزانش سنگين است» چيست؟ امام فرمودند: كسى كه عملش راجح باشد».
همچنين امير المومنين(ع) در تفسير اين آيه مىفرمايد:
«و معنى قوله A}(فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ){A وَ A}(مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ){A فهو قلة الحساب و كثرته و الناس يومئذ على طبقات و منازل فمنهم من يحاسب حساباً يسيراً و ينقلب إلى أهله مسروراً و منهم الذين يدخلون الجنة بغير حساب لأنهم لميتلبسوا من أمر الدنيا و إنما الحساب هناك على من تلبس بها هاهنا و منهم من يحاسب على النقير و القطمير و يصير إلى عذاب السعير و منهم أئمة الكفر و قادة الضلالة فأولئك لايقيم لهم وزناً و لا يعبأ بهم بأمره و نهيه يوم القيامة و هم فى جهنم خالدون A}(و تلفح وجوههم النار و هم فيها كالحون){A؛ V}مومنون (23)، آيه 104.{V A}(فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ){A؛ V}الاحتجاج، ج 1، ص 244.{V
«و معناى «كسى كه ميزانش سنگين باشد» و «كسى كه ميزانش سبك باشد» عبارت از كمى و زيادى حساب است و مردم در آن روز بر طبقات و جايگاههاى مختلفى هستند: گروهى به سرعت محاسبه مىشوند و با شادمانى به سوى خاندان خود باز مىگردد؛ گروهى بدون حساب وارد بهشت مىشوند؛ زيرا خود را به دنيا آلوده نكردهاند و حساب قيامت براى كسانى است كه در دنيا خود را آلوده كردهاند؛ و گروهى بر كمترين و كوچكترين [امر ]محاسبه مىشوند و به سوى عذاب دردناك رانده مىشوند و از ايشان است پيشوايان كفر و رهبران گمراهى كه براى آنها هيچ ميزانى برپا نمىشود؛ آنها در روز قيامت هيچ ارجى ندارند و در دوزخ جاودانه هستند و A}(شعلههاى سوزان آتش [همچون شمشير] به صورتهاىشان نواخته مىشود و در دوزخ چهرهاى عبوس دارند){A؛ پس كسانى كه ميزانهاىشان سنگين باشد، آنها رستگاراند».
در آن روز حساب در دستان خداوند متعال است و همگى از روى عدالت حسابرسى مىشوند: A}(وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ){A؛ «ما ترازوى عدل را در روز قيامت برپا مىكنيم. پس به هيچ كس كمتر ستمى نمىشود و اگر به مقدار سنگينى يك دانه خردل باشد، ما آن را حاضر مىكنيم. و كافى است كه ما حساب كننده باشيم».V}انبياء (21)، آيه 47.{V
امام صادق(ع) در تفسير آيه A}(وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ) {Aمىفرمايند: H}«الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَوْصِيَاءُ»{H؛ يعنى، انبيا و اوصياى آنان موازين قسط هستند كه ديگرن با آنها سنجيده مىشوند».V}كافى، ج 1، ص 419.{V آرى اگر آنها در دنيا راهنمايان مردمان هستند كه براى هدايت بايد بدانها اقتدا كنند، در قيامت نيز موازين قسط و عدل هستند كه هر كس با نسبتش با آنها سنجيده مىشود.
[از روايت حضرت على(ع) روشن شد كه همه مردمان در «موقف ميزان» توقف ندارند؛ بلكه سران ايمان و سران شرك، مستقيماً به بهشت و جهنم مىروند. بنابراين ميزان فقط براى «متوسطين» است. حضرت زين العابدين امام سجاد(ع) سخنى دارند كه با توجه به آن بسيارى از مطالب روشن مىشود:
H}«اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ أَهْلَ الشِّرْكِ لَا يُنْصَبُ لَهُمُ الْمَوَازِينُ وَ لَا يُنْشَرُ لَهُمُ الدَّوَاوِينُ وَ إِنَّمَا يُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ زُمَراً وَ إِنَّمَا نَصْبُ الْمَوَازِينِ وَ نَشْرُ الدَّوَاوِينِ لِأَهْلِ الْإِسْلَامِ فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يُحِبَّ زَهْرَةَ الدُّنْيَا وَ عَاجِلَهَا لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِهِ وَ لَمْ يُرَغِّبْهُمْ فِيهَا وَ فِى عَاجِلِ زَهْرَتِهَا وَ ظَاهِرِ بَهْجَتِهَا وَ إِنَّمَا خَلَقَ الدُّنْيَا وَ خَلَقَ أَهْلَهَا لِيَبْلُوَهُمْ فِيهَا أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً لآِخِرَتِهِ»{H؛V}همان، ص 75.{V «بندگان خدا اگاه باشيد! براى مشركان ميزانها نصب نمىشود و ديوانها (نامههاى عمل) منتشر نمىگردد. آنها گروه گروه به سوى جهنم محشور مىشوند. بلكه نصب ميزان و نشر ديوان تنها براى مسلمانان است. پس بندگان خدا! از خدا پروا داشته باشيد و آگاه باشيد كه خداوند عزو جل، گل زود گذر دنيا را براى هيچ يك از دوستانش دوست ندارد و آنها را بر زيبايىهاى زودگذر و شادمانىهاى ظاهرى آن ترغيب نمىكند؛ بلكه دنيا و اهل دنيا را تنها براى اين آفريده تا آنها را بيازمايد كه كدام يك در آن براى آخرتش نيكوتر كار مىكند».
برخى، از اين دسته روايات استفاده كردهاند كه مواقف ميزان و حساب فقط مخصوص مؤمنان است. اما به نظر مىرسد كه چنين نباشد. زيرا آيات قرآن مردم را در قيامت به يك اعتبار به دو دسته و به اعتبار ديگر، به سه دسته و به اعتبار سوم به شش دسته تقسيم مىكند. ابتدا اين آيات را بررسى مىكنيم و بعد نظر خود را درباره آنها بيان مىكنيم.
کد سوال : 726
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا گناهانى كه بوسيله اعمال خوب بخشيده شده در قيامت دوباره مورد بازرسى قرار مىگيرد؟
پاسخ : قرآن مىفرمايد: A}(اِن الحسناتِ يُذهبن السيئات){A؛V}هود (11)، آيه 115.{Vخوبىها بديها را از بين مىبرد يعنى كارهاى خوب آثار كارهاى بد را از بين مىبرد و اين وعده الهى است زيرا خداوند متعال بخشنده و آمرزنده است و از وعدهاى كه داده، هيچ تخلفى نمىكند. اگر گناهان در دنيا با آب توبه يا به واسطه اعمال نيك ديگر پوشيده و بخشيده شد، در قيامت در نامه عمل ثبت نمىشود تا محاسبه گردد. زيرا محاسبه فرع ثبت در نامه عمل است و وقتى در قرآن وعده داد كه رفتار خوب، آثار رفتار بد را از بين مىبرد يقيناً بدان عمل مىشود.
کد سوال : 727
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : تاثير نيت در اعمال چگونه است و چگونه در قيامت سنجش اعمال بر اثر نيت انجام مىگيرد؟
پاسخ : نيت به معناى انگيزه و آگاهى و توجه به هدف است. بنابراين نيت روح عبادت است؛ چنان كه پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمودند: H}«لا عمل الا بنية»{H؛ V}اصول كافى، ج 1، ص 70. {V«هيچ عملى نيست [يعنى داراى ارزش نيست] مگر اينكه به واسطه نيت باشد». همه اعمال و كردار آدمى، تنها در صورتى ارزش دارد كه مبتنى بر نيت باشد؛ زيرا رفتار آدمى بر دو قسم است:
يك. برخى رفتارشان مبتنى بر عادت صرف است؛ يعنى، انسان بدون اينكه بداند چه مىكند و بدون توجه به آن؛ عملى را انجام دهد، مثل نمازهاى بسيارى از ما كه ابتداء تا انتهاى نماز را بدون توجه به آن انجام مىدهيم. چنين عملى ارزش ندارد، زيرا اگر چه در ظاهر با نيت انجام شده است، اما در واقع عمل بدون نيت؛ يعنى، بدون انگيزه و آگاهى و هدف و توجه به مضمون و مقصد و مقصود آن است.
دو. برخى رفتار و كردارشان با توجه و آگاهى بدان عمل است كه از آن به عمل با نيت تعبير مىشود. چنين عملى داراى ارزش است، زيرا از روى توجه است نه صرف عادت.
توضيح اين نكته ضرورى است كه نيتى ارزش دارد كه مبتنى بر اخلاص باشد، يعنى، انگيزه انسان فقط خدا و نزديكى به او باشد،V}مطهرى، مرتضى، تعليم و تربيت در اسلام، ص 196-193.{V حال كه چنين است، روشن مىشود كه در قيامت به ظاهر، رفتار و كردار آدميان نگاه نمىشود؛ بلكه به باطن و حقيقت و انگيزه درونى بنده توجه مىشود و سنگينى و سبكى اعمال به ميزان توجه و اخلاص ما بر مىگردد. از طرف ديگر رابطه نيت با وجودانسان و كمالات او امرى قراردادى نيست؛ بلكه نيت خالص، حاصل معرفت و باورهاى صحيح و محكم انسانها است، هر قدر يقين نسبت به خداوند متعال و حاضر و ناظر بودن او و باور مرگ و معاد و مسؤوليتهاى اخروى درجان آدمى ريشهدارتر شود؛ نيت او هم خالصتر شده و در نتيجه به كمال و قرب الهى نزديكتر خواهد شد.
البته نيت در كنار اعمال صالح است كه انسان را به مراتب عالى مىرساند و در قالب مثال، مىتوان نيت را به ضريب اعمال تشبيه كرد و نمودار تكامل و رشد انسان را مىتوان بدين گونه ترسيم نمود:
معرفت ----> عقيده ----> عمل صالح و خالص----> معرفت بالاتر----> عقيده قوىتر----> عمل خالصتر----> ...
با اين توضيح رابطه نيت با آگاهى، باور و عمل روشنتر شده و معلوم مىشود كه نيت خالص چه نقشى در سعادت جاودانه انسان دارد. پس عمل به تنهايى كه از روى حرف عادت باشد، ارزشى ندارد. از طرفى نيت بدون عمل نيز بى معنا است؛ بلكه نيت خالص به همراه عمل صالح است كه در قيامت به سنجش الهى در مىآيد.
کد سوال : 728
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : اگر شخصى از اعمال گذشته توبه كند آيا در قيامت از آنها مواخذه خواهد شد؟
پاسخ : «توبه» موجب بخشش و محو گناه است. البته اگر گناهى باشد كه با حقوق مردم ارتباط داشته باشد (مانند غصب اموال)، بايد آن را ادا كند و نيز اگر ترك واجب دينى باشد (مانند نماز، روزه، حج و...) بايد قضاى آنها را بجا آورد و اگر كفاره بر آن مترتب شده در صورت توان، كفاره را نيز بپردازد. در هر صورت اگر توبه با شرايطش محقق شود، در قيامت از آن عمل مواخذه نمىشود؛ زيرا از پيش لطف الهى شامل آن شده و توبه بنده را پذيرفته است. قرآن مىفرمايد: A}(وَ ما كانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِروُنَ){A؛V}انفال (8)، آيه 33.{V «تا [مردم] استغفار مىكند [و از خداوند طلب بخشش مىكنند و توبه صادقانه و با شرايط دارند ]خداوند آنها را عذاب نمىكند».
کد سوال : 729
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : مردم در روز قيامت چند دستهاند. بعضى جاها آمده دو دسته بعضى سه دسته، مسأله دقيقاً چگونه است؟
پاسخ : T}دسته بندى اول:{T پس از اينكه همه بندگان در صحنه قيامت حاضر مىشوند، در آن صحنه مردم به دو گروه مشخص تقسيم مىشوند:
A}(وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ){A؛V}قيامة (75)، آيات 22 - 26.{V «صورتهايى شاداب و مسرور است و به پروردگارش مىنگرد و صورتهايى عبوس و در هم كشيده است زيرا مىداند عذابى در پيش دارد كه پشت را در هم مىشكند».
T}دسته بندى دوم:{T در كنار اين تقسيمبندى كلى، مردم در قيامت به دستههاى جزىترى تقسيم مىشود و آن تقسيم مردم به اصحاب شمال و اصحاب يمين و سابقون است:
A}(وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ){A؛V}واقعة (56)، آيات 7 - 13.{V «و شما سه گروه خواهيد بود [نخست] سعادتمنداان و خجستگانند، چه سعادتمندان و خجستگانى و گروه ديگر شقاوتمندان و شومانند. چه شقاوتمندانى و شومانى! و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند آنها مقربانند».
در اين نگاه «مخلَصين» همان «سابقون» هستند و اصحاب شمال همان گروهىاند كه با گناهان خود، خود را از محضر حق دور كردهاند. اما اصحاب يمين، مؤمنان اهل نجاتاند.
T}دسته بندى سوم:{T 1. بهشتيان، 2. جهنميان، 3. مخلَّطون، 4. مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّه، 5. مستضعفان فكرى و 6. اصحاب اعراف.
امام صادق(ع) با استناد به آيات قرآن، اين شش گروه را چنين معرفى مىفرمايند:
H}«النَّاسُ عَلَى سِتَّةِ أَصْنَافٍ.
قَالَ قُلْتُ أَ تَأْذَنُ لِى أَنْ أَكْتُبَهَا؟ قَالَ نَعَمْ.
قُلْتُ مَا أَكْتُبُ؟ قَالَ اكْتُبْ أَهْلَ الْوَعِيدِ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَهْلِ النَّارِ.
وَ اكْتُبْ A}(وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً){A؛V}اشاره به توبه (9)، آيه 102.{V قَالَ قُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ وَحْشِيٌّ مِنْهُمْ.
قَالَ وَ اكْتُبْ A}(وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ){A؛V}اشاره به توبه (9)، آيه 106. {V.
قَالَ وَ اكْتُبْ A}(إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً){A؛V}اشاره به نساء (4)، آيه 98.{V
لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً إِلَى الْكُفْرِ وَ لَا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً إِلَى الْإِيمَانِ A}(فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ){A؛V}اشاره به نساء (4)، آيه 99.{V.
قَالَ وَ اكْتُبْ أَصْحَابَ الْأَعْرَافِV}اشاره به اعراف (7)، آيه 48.{V. قَالَ قُلْتُ وَ مَا أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ؟ قَالَ قَوْمٌ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُمْ وَ سَيِّئَاتُهُمْ فَإِنْ أَدْخَلَهُمُ النَّارَ فَبِذُنُوبِهِمْ وَ إِنْ أَدْخَلَهُمُ الْجَنَّةَ فَبِرَحْمَتِهِ»{H؛V}كافى، ج 2، ص 381.{V
«مردم به شش گروهاند؛ راوى مىگويد: عرض كردم: اجازه مىفرماييد تا آن را يادداشت كنم؟ فرمود: آرى. عرض كردم: چه بنويسم؟
فرمود: بنويس، [دو گروه] اهل نويدند: از اهل بهشت و اهل آتش.
بنويس. «گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كردهاند و كار خوب و بد را با هم آميختهاند. عرض كردم: آنها چه كسانىاند؟ فرمود: وحشىV}غلام حبشى كه با دستور هند همسر ابوسفيان، حضرت حمزه را به شهادت رساند و سينهاش را شكافت و جگر حمزه را تحويل هند داد. اما بعدها توبه كرد و به اسلام گرويد.{V از اين گروه است.
فرمود: بنويس. گروهى ديگر به فرمان خداوند واگذار شدهاند [و كارشان با خدا است] يا آنان را مجازات مىكند يا توبه آنان را مىپذيرد.
فرمود: بنويس. گروه ديگر مستضعفان فكرىاند كه قرآن بدانها اشاره دارد؛ مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه به راستى مستضعف باشند و نه چارهاى دارند و نه راهى مىيابند (يعنى، نه چارهاى به كفر دارند و نه راهى به ايمان دارند)؛ ممكن است خداوند آنها را عفو فرمايد.
فرمود: بنويس. گروه ديگر، اصحاب اعرافاند. عرض كردم: اصحاب اعراف به چه معنا است؟ فرمودند: گروهى كه خوبىها و بدىهاىشان يكسان است؛ اگر آنها را به آتش وارد كند، به دليل گناهانشان است و اگر به بهشت ببرد، به دليل رحمت [بى پايانش ]است».
با توجه به اين دسته بندىها - به ويژه دسته بندى سوم - به نظر مىرسد كه مواقف ميزان و حساب براى «متوسطين» مردم است؛ زيرا بجز مؤمنان متوسط - كه پس از سير خود در نهايت به بهشت مىروند - مؤمنان اديان ديگر - كه حق به آنها نرسيده و در دين خود پابرجا بودهاند - يا اهل كتاب و كافران و مشركان كه روحيه استكبار نداشتند و جز سران كفر و نفاق نبودهاند و در جهنم - به فضل الهى - تا ابد نيستند؛ بايد اين مواقف را طى كنند تا در نهايت به جايگاه اصلى خود - بهشت يا جهنم - برسند. بهشتيان در بهشت جاودان مىمانند؛ اما جهنميان به دو گروه تقسيم مىشوند: برخى تا ابد در جهنم مىمانند و آنها سران كفر و شرك و نفاق و داراى روحيه استكبارىاند كه هيچ اميد اصلاحى بر آنان نمىرود. اما ديگران، پس از طى مراحل اصلاح و پيدا كردن لياقت حضور در محضر الهى، به بهشت جاودان وارد مىشوند.
آرى روايات اهل بيت عصمت و طهارت را بايد با خود روايات سنجيد و تفسير كرد و ظاهراً تفسير روايت امام سجاد(ع) به اين است كه سران شرك و مشركان مستكبر، مستقيماً و بدون طى كردن مواقف حشر در آتش دوزخ گرفتار مىشوند.
کد سوال : 730
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا موقف حساب در قيامت همان ميزان است يا با هم تفاوت دارند؟
پاسخ : در موقف «ميزان» عمل سنجيده مىشود. اما در موقف «حساب» عامل و عمل كننده به سنجش در مىآيند. اين موقف نيز از توقفگاههاى سخت قيامت است كه مىبايست خود را براى آن آماده كرد:
A}(اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِى غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ){A؛ «حساب مردم نزديك شده در حالى كه آنها در غفلت و روى گردانىاند».V}انبياء (21)، آيه 1.{V
در آن روز همه مردمان - بجز گروهى كه قبلاً استثنا شده بودند - در دادگاه عدل الهى حاضر مىشوند و پاسخگو خواهند بود:
A}(وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ){A؛ «آنها را نگهداريد، كه بايد بازپرسى شوند».V}صافات (37)، آيه 24.
{V
روزى كه كتابها بيرون مىآيند: H}«وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ»{H؛V}تكوير (81)، آيه 10.{V «در آن هنگام كه نامهاى اعمال گشوده مىشود».
و هر كس كتاب خود را به گردن خود دارد: A}(وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِى عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً){A؛V}اسراء (17)، آيه 13 - 14.{V «و هر انسانى، اعمالش را بر گردنش آويختهايم؛ و روز قيامت، كتابى براى او بيرون مىآوريم كه آن را در برابر خود، گشوده مىبيند كتابت را بخوانى، كافى است كه امروز، خود حسابگر خويش باشى».
يعنى در دنيا به دنبال چه كسى بوديد، در آخرت نيز پشت سر او به صحنه قيامت وارد مىشويد. مردم به رغم اختلافهاى بسيارى كه دارند، در روز حسابرسى به دو دسته كلى تقسيم مىشوند، يا نامه عملشان به دست راستشان داده مىشود و آنها كسانىاند كه موقف حساب را به سلامت گذراندهاند و پاداش آنان نيز بهشت برين است و يا نامه عملشان از پشت سر يا به دست چپشان داده مىشود و آنها كسانىاند كه نقد دنيا را به بيهودگى باختهاند و جزاى آنها دوزخ است:
A}(يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلاً){A؛V}اسراء (17)، آيه 71.{V «روزى را كه هر گروهى را با پيشوايشان مىخوانيم. كسانى كه نامه عملشان به دست راستشان داده شود، آن را مىخوانند؛ و به قدر رشته شكاف هسته خرمايى به آنان ستم نمىشود».
A}(يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ فَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ إِنِّى ظَنَنْتُ أَنِّى مُلاقٍ حِسابِيَهْ فَهُوَ فِى عِيشَةٍ راضِيَةٍ فِى جَنَّةٍ عالِيَةٍ قُطُوفُها دانِيَةٌ كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِى الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ){A؛V}حاقه (69)، آيات 18 - 24.{V
«در آن روز همگى به پيشگاه خدا عرضه مىشويد و چيزى از كارهاى شما پنهان نمىماند. پس كسى كه نامه اعمالش را به دست راستش دهند، فرياد مىزند: نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد، من يقين داشتم كه به حساب كردارم مىرسم؛ او در زندگانى رضايتبخشى قرار خواهد داشت؛ در بهشتى عالى كه ميوههايش در دسترس است. بخوريد و بياشاميد، گوارا در برابر كردارى كه در روزگاران گذشته انجام داديد».
اين دسته اول، مؤمنانىاند كه حسابشان پاك بوده و پاداش نيكو از خداوند متعال دريافت مىكنند. اما دسته دوم، گرفتار عمل ناشايسته خود مىشوند:
A}(وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِى لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ ما أَغْنى عَنِّى مالِيَهْ هَلَكَ عَنِّى سُلْطانِيَهْ خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ثُمَّ فِى سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ إِنَّهُ كانَ لايُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ وَ لايَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ وَ لا طَعامٌ إِلاَّ مِنْ غِسْلِينٍ لا يَأْكُلُهُ إِلاَّ الْخاطِؤُنَ){A؛V}حاقه (69)، آيات 25 - 37؛ مرحوم سيد بن طاووس از بزرگان دانشمندان شيعه در اعمال شب قدر در كتاب شريف اقبال الاعمال براى آمادگى دعاى خالص مىنويسد: اين گونه آيات قرآن كه اشاره به حالات بهشتيان و دوزخيان را دارد، بخوانيد در حالى كه خود را در صحراى محشر فرض مىكنيد، از سوى به سمت راست خود نگاه كنيد و آيات ثواب و مربوط به بهشتيان را بخوانيد و با دل خود ملاحظه كنيد كه ديگران در راحت و نعمت هستند. و دستان خود را بر گردن خود قفل كنيد و آيات عذاب را بخوانيد و خود را در عذاب ببينيد و آنگاه در پيشگاه خداوند توبه صادقانه كنيد. آرى اگر ما در همين دنيا و به ويژه در شبهاى قدر، حساب خود را پاك كنيم، يقيناً در آن مواقف توقفى به مراتب كوتاه خواهيم داشت.{V «اما كسى كه نامه اعمالش را به دست چپش بدهند، مىگويد: اى كاش هرگز نامه كردارم را به من نمىدادند! و نمىدانستم حساب من چيست؟ اى كاش مرگم فرا مىرسيد! مال و ثروتم هرگز مرا بىنياز نكرد! قدرت من نيز از دست رفت! او را بگيريد و در بند و زنجيرش كنيد؛ سپس او را در دوزخ بيفكنند. بعد او را به زنجيرى كه هفتاد ذراع است، ببنديد؛ زيرا او هرگز به خداوند بزرگ ايمان نمىآورد و هرگز مردم را بر اطعام مستمندان تشويق نمىكرد. از اين رو، امروز هم در اينجا يار مهربانى ندارد و نه طعامى، جز از چرك و خون، غذايى كه جز خطاكاران آن را نمىخورند».
ما خداوند را ملاقات مىكنيم؛ منتها برخى به پاى خود مىروند و به اسم جمال الهى ديدار مىكنند و در عيش و رحمت هستند و حسابشان نيز ساده و سريع است؛ اما برخى را مىبرند و به جلال الهى مىبرند و به آنها سخت خواهد گذشت:
A}(يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً وَ يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُوراً وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً وَ يَصْلى سَعِيراً إِنَّهُ كانَ فِى أَهْلِهِ مَسْرُوراً إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ بَلى إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصيراً){A؛V}انشقاق (84)، آيات 6 - 15؛ درباره حساب آيات بسيار است. براى نمونه ر.ك: جاثيه (45)، آيه 29 و 30؛ رعد (13)، آيه 41؛ نور(24)، آيه 38 - 39؛ نجم (53)، آيه 31؛ بقره (2)، آيه 284؛ زلزال (99)، آيات 6 - 8.{V «اى انسان! تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى كرد. پس كسى كه نامه اعمالش به دست راستش داده شود، به زودى حساب آسانى براى او مىشود و خوشحال به اهل و خانوادهاش بازمىگردد. اما كسى كه نامه اعمالش به پشت سرش داده شود، به زودى فرياد مىزند؛ واى بر من كه هلاك شدم! و در شعلههاى سوزان آتش مىسوزد؛ زيرا او در ميان خانوادهاش پيوسته [از كفر و گناه خود] شادمان بود. او گمان مىكرد هرگز بازگشت نمىكند! آرى، پروردگارش نسبت به او بينا بود».