• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 16416)
سه شنبه 22/11/1387 - 16:38 -0 تشکر 89263
صندلی داغ "شاه شوریده سران" کاربر قدیمی و طنزپرداز انجمن‌

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

با توجه به قانون نانوشته نیوتن که هر کی خربزه بخوره بازم می‌تونه بخوره ولی در انتها پای لرزشم می‌شینه دوست خوبمون کاربر "شاه شوریده سران" به روی صندلی نشستن.

سایر دوستان عزیز می‌تونن با در نظر گرفتن سند معرف انجمن صندلی داغ و اهداف انجمن سوالاتشون رو از ایشون بپرسن.

و آما، در راستای هدف اصلی انجمن مبنی بر شناخت بیشتر خود بر حسب سوالات دوستان، از آقای شاه شوریده سران خواهش می‌کنیم که در انتهای کار، گزارش کاری از صندلی داغ خودشون در اختیارمون بذارن.

مجددا از همگیه دوستان خواهشمندم که قبل از زدن هر پست حتما سند معرف رو مطالعه بفرمایند تا خدای ناکرده بعدا شرمنده کسی نشیم، پیشاپیش و پساپس از همکاری همگیتون سپاس‌گزارم، باتشکر.

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم

MCLAREN SUPER CARS

مسئول انجمن صندلی داغ

مسئول2 انجمن مکانیک و روباتیک

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

يکشنبه 27/11/1387 - 3:22 - 0 تشکر 90707

با یاد یار

سلام حمید جون ( این یعنی که من تو رو به عنوان شاه شوریده سران قبول ندارم)

نکته ی دوم: تو به نظر من یه اس دولله هفت سیلندری که در سربالایی های زندگی صدای موتور گازی ازش خارج می شه...(نکته ی دوم رمزیست بین مجنون و مکلارنش)

نکته سوم:در تمام چیزهایی که بهشون اعتقاد داری به جز مقدساتت تجدید نظر کن

سوال:

چرا عاشق منی؟ (ضمنا عشق ِ به من جزو مقدسات تو محسوب می شه)

(دعوتم کردی پس اجابت کردم)

من اولین باریه که می یام اینجا اگر به همین یه سوالم خوب پاسخ بدی باز می یام و سوال هام رو می پرسم

بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری
                 من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم...

يکشنبه 27/11/1387 - 21:45 - 0 تشکر 90920

سلام

خوب رسیدیم به شما

ببین رسول جان به نظرم میاد بیش از اون که توی همایش ناراحت شده باشی از اینکه نوشتم آرامشت به هم خورده ناراحت شدی.

من نه از تعریف کسی خوشحال می شم و از نه از انتقاد کسی ناراحت پس این صحبت شما منتفیه.

چون توی همایش من عکس العملی مبنی بر ناراحتی ازت ندیدم.

خب من ناراحت نشدم . گفتم که حد خودتو رعایت کنی.

اما علی ای حال من هر دو جا شوخی کردم و با توجه به شوخی هایی که قبلا با هم داشتیم فکر می کردم با هم دوستیم و متوجه شوخی میشی.

تا جایی که می دونم فقط شما شوخی کردین و من شوخی ای با شما ندارم. چون قبلنم گفتم تا با کسی خودمونی یا صمیمی نشم شوخی نمی کنم.

ولی گویا اشتباه میکردم نه دوستی بین ما بوده و نه متوجه شوخی های من شدی. به هر حال اگه ناراحتت کردم معذرت میخوام. قصدم صرفا یه شوخی ساده بود.

تو برخوردها ، همیشه برخوردای اول خیلی مهم هستن و شما از همون اول که دیدمتون سر شوخی رو با من باز کردید که این نوع برخورد رو من اصلن نمی پسندم. در ضمن دوستی می تونه بین ما باشه ولی باید حدها رعایت بشه.

اما در مورد احترام. همیشه یادت باشه که من نه از تو و نه از بزرگتر از تو گدایی احترام نمیکنم.

منم انتظار گدایی از کسی ندارم. چون چیزی برای بخشش به گداها ندارم.

من اینی هستم که دیدی و حتی بدتر از این هستم. حالا مختاری خواستی احترام بگذار نخواستی نگذار.

با این صحبت فکر می کنم که دیگه ما با هم کاری نداشته باشیم.

یه توصیه ی دوستانه هم به حرمت اون موقعی که فکر میکردم دوستیم می کنم: من معمولا توی جمع های صمیمی حضور یه غریبه رو فراموش می کنم و با غریبه هم صمیمانه برخورد می کنم.

خیلی فرقه بین صمیمانه برخورد کردن و حدود رو رعایت نکردن.

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

يکشنبه 27/11/1387 - 23:10 - 0 تشکر 90946

به نام خدایی که همیشه در قلب ماست

سلام

ممنون از شاه شوریده سران بابت پاسخ هایی که دادی.

خب بریم سری جدید سوالات رو بپرسیم:

1. چه رنگی دوست داری؟

2. ایران رو چقدر دوست داری؟ (نمره بده از 100)

3. مردم ایران رو چقدر دوست داری؟ (نمره بده از 100)

4. ایران قبل از انقلاب رو میپسندی یا بعد از انقلاب؟ (نمره بده از 100)

5. چرا انجمن نجوم نمیایی؟

6. چه حیونی دوست داری؟

7. اگر میشد سرنوشت رو از سر نوشت، چجوری مینوشتی؟

8. شده تاحالا پیش خودت شرمنده بشی؟ (کی و کجا)

9. یه آرزو که تاحالا بهش نرسیدی؟

10. به غیر انجمن تبیان، انجمن های دیگری هم میری؟

11. بین انجمن تبیان و انجمن هایی شبیه کلوپ کدوم رو انتخاب میکنی؟

12. بین سیستم عامل های (Win XP, Vista, Win 7) کدوم رو ترجیح میدی؟چرا؟

13. دوست داشتی سرعت اینترنت چقدر باشه؟

14. نظرت در مورد این بیت شعر چیه:

قافیه که کم آید                  شاعر به جفنگ آید

15. دوست داشتی اول بری مکه یا کربلا؟

16. هدف و چشم اندازت برای چند سال آینده چیه؟

17. یه پیشنهاد برای رشد انجمن ها؟ یه پیشنهاد مخصوص هم برای پیشرفت انجمن نجوم؟

18. نظرت در مورد شخص Mamal92 چیه؟

19. یه سوال تو ازم بپرس؟

20. نظرت رو در مورد کلمات زیر بگو:

عشق؟               برج میلاد؟               انتخابات؟                        یوزارسیف؟

?labtop               خودم؟                    شاه شوریده سران؟         صندلی داغ؟

سری بعد یکی از داستان های سربازیم رو برات مینویسم.

اینا رو جواب دادی بازم برمیگردم، اینبار بسته داغ رو میارم D:!!!

سربلند و پیروز باشین...
التماس دعا

كار ما نیست شناسائی "راز" گل سرخ
كار ما شاید این است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشیم...
دوشنبه 28/11/1387 - 3:1 - 0 تشکر 90988

به نام خدای مهربون
سلام
به به می‌بینم که دوست گلم حاج کاظم یو چیزه ینی مجنون عزیزم هم اومده این‌طرفا
جا داره یه خوش اومد ویجه خدمت کاظم عزیزم شلیک کنم، خوش اومدی عزیزم.
به به چه زیبا گفتی کاظم، خداییش اس دولله س از نوع موتور گازیش، وجدانن تعبیر زیبایی به کار بردی ای فابریک!!! حالا من رمزگشایی نمی‌کنم تا دوستان نخسوزن شاه بمونن در کفش.
و اما می‌رسیم به خود شاه، فقط قبلش اینو بگم که شاه بی‌زحمت یوخده ولوم بده چیزه ینی سرعت بده به ثبت پاسخ‌ها!!! آخه می‌ترسم جا بمونی اونوقت بکسل کردنت میوفته گردن من!!!
و حالا نوبت سواله فقط قبلش یه نقدکی داشتم که اگه بهت نگم دیگه اسممو نمیشه گذاشت دوست!!!
حمید عزیز تا اینجای آشنایی باهات یه سری رفتارها و گفتارهایی رو ازت دیدم که هم نکات مثبت زیاد داشته و هم نکات منفی کم!!!
من نکات خوبت رو نمیگم چون هم خودت میدونی و هم من ولی نکات منفی رو میگم تا بعد از اینکه خوب روش فکر کردی و دیدی درست میگم، در بهبود قدم برداری.
یکی از اون نکات منفیت به نظرم همین زود جوش خوردن با همه‌س، البته زود صمیمی شدن خوبه و این کار نیاز به اعتماد به نفس بالایی داره که تو از پسش بر میای ولی نکته منفیش اینجاس که در همین صمیمی شدن اولیه سریع با طرف پسرخاله میشی و به قولی سعی نمی‌کنی که اول آمار طرف بیاد دستت بعد مراحل بعدی دوستی رو پیاده کنی.
نکته بعدی اینه که زبون نسبتا تندی داری!! البته نه در همه حال و بهتر بگم صرفا در یک حال زبونت تند میشه، اونم به نظر من وقتیه که طرف روبروییت با ایده‌ال های تو مخالف باشه، یا به قولی آبش با تو تو یه جوب نمیره، البته شاید مصداق این حرفم صرفا در تعداد افراد کمی در تو صدق کنه ولی خب به نظر من یه ضعفه، با یه مثال ساده حرفم رو تکمیل می‌کنم:
تو مثل یه تیمی فوتبالی می‌مونی که فقط روی یه تاکتیک بنا شده (البته تا اونجایی که من شناختمت می‌گم) مثلا 4-4-2 و تو خیلی خوب این سیستم و تاکتیک رو بلدی و خوب اجراش می‌کنی و به قولی خوب توپ می‌زنی ولی وقتی حالا تیمت به خاطر یه اشتباه بچگانه گل بخوره و تو عقب بیوفتی دیگه صرفا نمی تونی با این سیستم بازی رو به روال اول ینی مساوی شدن پیش ببری، و چون فقط یه سیستم رو بلدی یه جورایی کم میاری و رو میاری به بازی مستقیم.
ولی اگه مثلا چند تا سیستم رو خوب بلد باشی وقتی که عقب بیوفتی میتونی با تعویض سیستم حتی بازی رو برنده بشی.
یه نمونه بارز از کاربران که واقعا باید بگم یکی از کسایی که سیستم های بسیار زیاد و متنوعی رو داره همین مجنونu خودمونه.
در کل منظورم از مثال بالا این بود که آدم انعطاف‌پذیری نیستی و اگه خوشبینانه هم بگم میگم که درصد انعطاف‌پذیریت به  پایینه (مثلا شاید 2 یا ماکزیمم3 سیستم بلد باشی)!! البته نظر شخصی من اینه و البته بازم میگم تا اونجایی که شناختمت.
تو یا باید اونقدری خوب سیستمت رو بلد باشی که هیچ وقت نبازی و یا اینکه اگه باختی کلا قید اون مسابقه رو بزنی.
من این نقد دوم رو به خاطر دو تا دوست خوبم ینی حمید و رسول گفتم، چون دوس ندارم صرفا به خاطر یه موضوع کوچیک این جوری میونتون شکرآب بشه.
در مورد رسول هم من معتقدم اونم میتونست منعطف‌تر عکس‌العمل نشون بده و یه جورایی بیخیال شه، چون چیزی نبود که به خاطرش بشه دوستی رو نادیده گرفت.
بعد اینم بگم که از اونجایی که اون روز من بین شما دو تا بودم و با توجه به حوادث و رخداد ها و آشنا بودن با روحیات جفتتون تا حدودی حق رو به رسول میدم.
خلاصه این بچه‌بازیا رو کنار بذارید:D و الا منم دیگه منعطف پذیریم رو می‌ذارم کنار و با جفتتون قهر می‌کنم و هر کی میره سی خودش.
خب حالا سوال:
شاه تا حالا شده سردم دار گروهی بشه و اگه شده به نظرش یه سرگروه چه ویژگی‌هایی باید داشته باشه و آیا خودش داره؟ اگه هم نه که بازم نظرت رو در مورد ویژگی‌های یه سرگروه بگو.
شاه تا حالا شده کم بیاری ولی بازم با فرافکنی بخوای موضوع رو به سمت خودت سوق بدی؟
چقدر در زندگیت گذشت داشتی؟
وقتی داری صاف صاف راه میری بد ییهو پات میره تو چاله میخوری زمین اولین جمله‌ای که میگی چیه؟اولین موضوعی که بهش فکر میکنی چیه؟
آیا به نظرت افتادن تو چاله و خوردن زمین ربطی به بداخلاقی تو در یکی از لحظات روزگار در قدیم نبوده؟
چوب خدا صدا نداره میتونه در همین مثال بالا صدق کنه؟
چوب خدا صدا نداره، تا حالا از این چوبای بی صدا خوردی؟ چند بار؟ یکی از مدلاش رو بگو؟
بدترین ضدحالی که از من خوردی:D؟
بهترین لحظه ای که با من بهت خوش گذشته؟ اصلا خوش گذشه؟
حرف دلت در مورد من؟
یه جمله بساز که من و تو توش نقش داشته باشیم ولی تو جمله نباشیم.
به نظرت شوخی حد و مرز داره؟ اگه داره کجاست؟
به خطوط قرمز اعتقاد داری؟ چجوری؟
همسر آیندت (خدا بهش رحم کنه) باید چه ویژگی‌هایی داشته باشه؟
ویژگی‌های بارزت رو بگو. خدا رو چه دیدی شاید اومدم خاستگاریت!!!
تو این دورو زمونه ادم باید چقدر پررو باشه؟ اگه کم رو باشی کلات پس معرکه‌س‌؟
از چی بیشتر میترسی؟ بچه بودنی چطور؟
به نظر شاه شوریده سران میتونه الگوی خوبی برای بقیه کاربرا باشه؟
به نظرت آدم خوب بودن خوبه یا آدم خاص بودن؟چرا
خب دیگه بس لطفا دقیق جواب بده.
مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

دوشنبه 28/11/1387 - 15:22 - 0 تشکر 91040

....وخدایی که در این نزدیکی است.

سلام دوستان

ای بابا .به قول آنشرلی همه هیجان صندلی داغ به همین دو تا غولش هست . به نظرم دوستان ناراحت نمیشن که بهشون نمره بدید . حداقل خودم که اینطوری هستم . پس منتظر نمره شما و همین طور توصیف شما از شناسه و شخصیت مان می مانیممممم.......

واما سوال که خوب زیاد هست ولی اکثرش رو دوستان پرسیدن . چون صندلیتون رو هنوز کامل نخوندم ( دو تا صفحه شو) اگه سوال تکرای پرسیدم پیشاپیش معذرت میخواهم....

شوریده سر یعنی چی؟ شاه شوریده سر یعنی چی ؟

به نظر میاد زیاد به مسایل عرفانی و عارفانه علاقه مند هستید. همین طوره؟ چرا؟

نظرتون راجع به کسانی که زندگی و مادیات رو کنار میذارن و فقط به عبادت و ریاضت می پردازند چیه؟

مهم ترین مسئله زندگی شما در حال حاضر چیه؟

ارتباطتون با خدا چطوره؟ چقدر در زندگی خدا رو حس میکنید؟

بهترین راه ارتباط با خدا چی هست؟

یه جایی گفته بودید چند روز دیگه بیشتر تو تبیان نیستید . چرا ؟ میتونیداز تبیان جدا بشید؟

آدما رو چقدر از دنیای مجازی میشه شناخت؟

اگه دانشگاه قبول نمی شدید چیکار میکردید؟

به رشته تون علاقه مند هستید؟

دوست داشتید چیکاره بشید ؟ الان دوست دارید چیکاره بشید؟

نشستن رو صندلی داغ سخت تره یا آب رو با چنگال خوردن ؟

اولین جمله یا کلمه یا شعر یا هر چیز دیگه ای که به ذهنتون میاد با دیدن این کلمات :

صندلی داغ ، غول ، ازدواج ، عشق، خدا، ریا ، زندگی ، طنزززز، شعر ، aghaeizohreh ، انجمن زنان ، انجمن زن ریحانه آفرینش ، شاه ، شوریده

فعلا با همینا بسوزید تا بعد........

كاش معشوق ز عاشق طلب جان میكرد

تا كه هر بی سر و پایی نشود یار كسی

کد بازاریاب :424322

دوشنبه 28/11/1387 - 20:49 - 0 تشکر 91106

سلام سلام سلام سلام سلام......................................................... سلام به شاه شاهان می بینم که بهمن تموم شدو هنوز در نرفتی ....................می بینم که صندلیت بیش از اندازه داغ شده........ فکر کنم تا ماه دیگه طول بکشه به سوالات من برسی با این حجم سوالات ..............فعلا این سوالات و جواب بده شاید دلم سوخت دیگه ازت نپرسیدم ...........تا حالا با اهل خونه دعوا کردی ؟ با دوستات چطور؟ ......سفرهای داخل شهری رو با اتوبوس میری یا تاکسی ؟ .....سی دی زیاد میبینی یا دی وی دی ؟ چرا؟ .......نظرت درباره کارتون گربه سگ چیه؟ ......بیشتر دوستات و مهمون می کنی یا براشون چتر پهن می کنی؟ ......موبایل چی داری تالیا یا ایرانسل یا همراه اول؟ شماره موبایت چنده ؟(چشمک) .....رابطت با فلافل چطوره ؟ دوست داری یا نه؟ ........چرا زمین گرده؟چرا پرنده پرواز میکنه؟چرا هوا گرم و سرد میشه؟چرا در گنجه بازه؟چرا چرا چرا؟ .......مدل گوشیت چیه از این گوشت کوبا یا نه از این سوسولا؟....... دوست داری کتک بخوری یا کتک بزنی؟.... دوست داری بازم ازت سوال بپرسم یا نپرسم ؟چرا؟....... دوست داری کدوم شخصیت سیاسی را از نزدیک ببینی؟چرا؟ .....کدوم شخصیت ورزشی و بازیگری رو از نزدیک ببینی چرا ؟.... زیاد چرا می کنم.رنگین کمان و دیدی از شبکه تهران .نظرت در مورد خاله نرگس و چرا چیه ؟چرا؟ ....فعلا اینا رو جواب بده تا بعد چرا؟ .....

در وفای تو چنانم که اگر خاک شوم / آید از تربت من بوی وفاداری تو . . .

منتظر شما در وبلاگ دل شکسته
سه شنبه 29/11/1387 - 0:5 - 0 تشکر 91171

یکی بگه سر اون مورچه ی بیچاره چی اومد؟


خدا بهش رحم کنه


راستی شاه شوریده سران حالتون خوبه؟

سه شنبه 29/11/1387 - 16:24 - 0 تشکر 91302

endless_road:

اول بگم بسی شوریده سر شدیم از نشستنتون روی صندلی داغ

صرف ادعا که قبول نیست باید گواهی اشتغال به شوریده سری معتبر ارائه بدید.

بگید که همه ی اون کسایی که ازشون ناراحت شدید رو همین الان می بخشید مخصوصا بچه های انجمن انگلیسی که من مطمئن بشم

من از بچه های انجمن انگلیسی ناراحت نیستم. چرا باید ناراحت باشم؟

بهترین و بدترین اتفاق زندگیتون تا الان چی بوده؟

چو هر چه میرسد از دست اوست فرقی نیست

میان شربت نوشین و تیغ زهر آلود

اون داستانی که توی جلسات تل داشتید تعریف می کردید و نصفه کاره موند رو تعریف می کنید؟

بله خوب داشتم میگفتم که یه شب توفانی توی جاده که از وسط یه جنگل انبوه می گذشت گیر افتاده بودم. شدت توفان به حدی بود که به سختی چند قدم جلوتر رو میدیدم. همین طور آروم در امتداد جاده حرکت می کردم که اگه ماشینی از اونجا رد شد جلوش رو بگیرم ولی جاده خلوت خلوت بود. چند دقیقه ای که گذشت چراغ های جلوی یه ماشین رو از فاصله ی چند متری تشخیص دادم. ماشین به آرومی به طرف من حرکت می کرد و درست جلوی پای من ایستاد. من هم که انگار همه ی دنیا رو بهم داده بودن سه سوته پریدم توی ماشین. اونقدر شاد بودم که نفهمیدم کسی پشت فرمون نیست.وقتی متوجه این مسئله شدم که داشتیم به یه پیچ خطرناک نزدیک میشدیم وقتی دیدم ماشین راننده نداره حسابی جا خوردم هول شده بودم و شروع کردم به دعا کردن که یه دفعه یه دست از توی پنجره ظاهر شد و فرمون رو پیچوند. این رو که دیدم دیگه تقریبا از ترس فلج شدم. دو سه بار دیگه هم به پیچ که نزدیک شدم همون دست ظاهر شد و فرمون رو پیچوند. نه جرات فرار از ماشین رو داشتم و نه موندن توی اون. چند دقیقه که گذشت چراغای یه مسافر خونه ی کوچیک از دور پیدا شد. به خودم گفتم یا حالا یا هیچ وقت. تمام انرژیم رو جمع کردم و توی یه لحظه از ماشین پریدم بیرون و دویدم سمت مسافرخونه. با تمام توان میدویدم تا اینکه به در مسافرخونه رسیدم و خودم رو پرت کردم تو در حالی که سر تا پا خیس بودم و از نفس افتاده بودم. صاحب مسافرخونه و چند نفری که اونجا بودن با تعجب به من نگاه میکردن وقتی شروع کردم با صدای بلند گریه کردن دویدن طرفم و نشوندنم روی یه صندلی و یه چایی داغ بهم دادم تا حالم یه خورده جا اومد. پرسیدن چه اتفاقی برات افتاده؟ شروع کردم به تعریف داستان. کل افراد حاضر با بهت و سکوت به حرفم گوش میدادن که یه دفعه در باز شد و دوتا مرد سر تا پا خیس و با نفس بریده وارد شدن. یه نگاهی دور تا دور مسافرخونه انداختن و بعد یکیشون با دست من رو نشون داد و به اون یکی گفت: این همون دیوونه ایه که وقتی داشتیم ماشین رو هل میدادیم پرید توش!

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
سه شنبه 29/11/1387 - 16:28 - 0 تشکر 91304

_Aarsoo_:

از شور چه کس کردی ، شوریده سری عمری ؟

از شور معشوق.

از شور آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد.

سر شوریده سامان کی پذیرد ؟

بعضی میگن با وصل اما فکر نمی کنم. به قول سعدی:

جمال در نظر و شوق همچنان باقیست

گدا اگر همه عالم به او دهند گداست

شوریده سری با شوریده دلی فرق داره ؟ اگه آره توضیح بدین .

بله که فرق میکنه. وقتی دل شوریده میشه تازه اول راه شوریده سریه. وقتی در راه معشوق از منافع شخصیت بگذری در حالی مه این با هیچ منطق مادی جور در نمیاد کم کم مردم شروع می کن که بگن طرف دیوونه است. بعد که فراق غم عشق رو بیشتر بچشی دیگه عنان اختیار از دست میدی و بالکل شوریده سر میشی.

ای دل نگفتمت که عنان نظر بتاب

اکنونت افکند که ز دستت لگام شد

شاه شوریده سر بودن خوبه ؟

نه اصلا! خیلی سختی و مشقت داره اصلا به فکر این که جای من رو بگیرید نیافتید.

جدای از شوخی ما که بدی ای ازش ندیدیم.

چجوری میشه یه شاه شوریده سر تمام عیار شد ؟

باید تا جای ممکن کم خرد شد.

یه جمله یا معنی یا حستون نسبت به این اشعار :

  چقدر آزادی عمل دادید. اینطوری که میشه همش رو پیچوند! من همون معنی رو میگم.

ای دیده اگر کور نی گور ببین / وین عالـــم پرفتنـــه و پر شور ببیــــــن /  شاهان و سران و سروران زیــر گلنـــد / روهای چـــو مــه در دهـــن مــــور ببین

ای چشم من یا شاید هم ای نور چشم من اون چشمای کورت رو باز کن و گوری که سر راهته ببین و یه نگاهی هم به این دنیای دور و برت بنداز ببین چه شیر تو شیره اون وقت سعی کن سرت به کار خودت باشه تا به سرنوشت کسانی (اعم از شاه و گدا و زشت و زیبا) که غذای مورچه ها شدن به این زودی گرفتار نشی.

از کوزه گری کوزه خریدم باری / آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری / شاهی بودم که جام زرینم بود / اکنون شده ام کوزه هر خماری

رفتم که از کوزه گری کوزه بخرم به من یه کوزه سخنگو پیشنهاد کرد که از تمام اسرار صحبت میکرد. اون کوزه رو به قیمت گزاف خریدم که جای گنج ها رو به من نشون بده اما فقط از تاریخچه ی خودش تعریف میکرد.

در کارگه کوزه گری کردم رای / در پایه چرخ دیدم استاد بپای / می کرد دلیر کوزه را دسته و سر / ار کله پادشاه و از دست گدای

[یواشکی] توی کارگاه کوزه گری یه دید انداختم دیدم استاد کوزه گری ایستاده همین طور بی رحمانه و جسورانه داره از سر و کله مردم (بی اعتنا به مقامشون) کوزه درست میکنه!

تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند / با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست / من از این طالع شوریده برنجم ور نی / بهره مند از سر کویت دگری نیست که نیست

  برای اینکه صبا نره همه جا اسرار ما رو فاش نکنه مجبورم هر روز روی مخش کار کنم. البته این تقصیر این شانس بد منه وگرنه این همه خوردن و بردن و کسی هم عارضشون نشد!

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن / وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

ای دل بیچاره بالاخره نوبت من و تو هم میرسه خوش باش فقط کافیه صبر کنی تا این دیوانگی از سرم بیافته.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را / زان که در کم خردی از همه عالم بیشم

من رو با عنوان شاه شوریده سران(شاه دیوانگان) صدا کن چون که از همه ی عالم کم خرد تر و دیوونه تر هستم.

صفیر بلبل شوریده و نفیر هزار / برای وصل گل آمد برون ز بیت حزن

تیم ما بالاخره موفق شد به گل برسه و الآن تمام پرندگان از شوق این گل تیم ما دارن خوشحالی میکنن تو چرا ساکت نشستی؟ نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار

برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت / جور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت

اگه برق عشقی جهید و به خرمن یه بیچاره ای افتاد و به آتش کشیدش دیگه شده دیگه! حالا اگه یه شاه کامرانی هم ظلمی به یه گدایی کرد که دیگه این همه سر و صدا نداره که!

گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست / آن که آن داد به شاهان ، به گدایان این داد

حالا گنج زر نداری خوب به قناعت رو بیار؛ که خدایی که به اغنیا گنج زر رو داد به گدایان قناعت داد.

ای قناعت توانگرم گردان

که ورای تو هیچ نعمت نیست

کنج صبر اختیار لقمان است

آنکه را صبر نیست حکمت نیست

به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد / جهان بگیرد اگر دادگستری داند

 هر کسی که از لحاظ ظاهر از هم زیبا تر باشه اگر عادل و دادگر هم باشه میشه عزیز مصر!

بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد / گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود

داشتم میرفتم سر سفره ی چرب و چیلی شاه بشینم گدایی که سر راه نشسته بود نکته ی مهمی رو به من گوشزد کرد. گفت سر هر سفره ای که نشستم- از شاه تا گدا - روزی رو خدا رسونده بود نه اون شخص.

چون هلالم سر شوریده به زانوی غم است / از شب تار من ای کوکب روشن یادآر / ای که بی لاله ی داغ تو بهارم نشکفت / گر به گلگشت چمن می روی از من یاد آر

  این سر شوریده رو همچین به زانو گذاشته ام که هر کی میبینه یاد هلال ماه می افته! تو هم ای ستاره ی درخشان یه یادی از این هلال بی نور بکن. ای که بهار من با لاله ای که با داغ تو در دلم شکفته آغاز شد اگه برای گردش در این هوا به دشت و صحرا رفتی یه یادی هم از من کن!

گاه بشکفته چو گلهای چمن می ایی / روزی آشفته چو شوریده سران می گذری /  ما نظر از تو گرفتیم چه رفته است تو را / که به ناز از بر صاحبنظران می گذری

  تو که تعادل روانی نداری یه روز خوش و خندون عین گل میای و یه روز هم عین دیوانگان آشفته و پریشان میری. ما دیگه کاری به کارت نداریم و رفتیم قاطی صاحب نظرا دیگه این ادا و اطوار چیه؟

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
سه شنبه 29/11/1387 - 16:30 - 0 تشکر 91305

MCLAREN:

حمید جان یکم از رشته تحصیلیت بگو، بگو که چه چیزهایی بلد باشی بیشتر بدردت میخوره، خلاصه کلا از درس‌های مفید مورد نیاز قبل کنکورش بگو تا شغل‌هایی که بعد فارغ‌التحصیلی میتونی درشون مشغول به کار شی، خلاصه یه مشاوره رایگان و تپل در اختیارمون بذار، میخوام ببینم اگه خوبه تغییر رشته بدم بیام وردستت.

میگن در دهه ی 1850 میلادی شخصی به اسم ......(نه که یادم رفته باشه توی متن اصلا ناخوانا بود!) یه نظریه ای رو ابداع کرد و به کار گرفت به نام مدیریت علمی. با توجه به موفقیتش پیروانی هم پیدا کرد. بعد از فوتش پیروانش تصمیم گرفتن رشته ای رو بر پایه ی اون نظریه ابداع کنن. اون دسته از پیروانش که خودشون مدیریت خونده بودن رشته ی مدیریت صنعتی و اونهایی که رشته های مهندسی رو خونده بودن مهندسی صنعتی(که به اشتباه مهندسی صنایع ترجمه شده) رو پایه گذاشتن.

مهنذس صنایع بر پایه ی دو فاکتور مهم پایه گذاری شده: زمان و هزینه. اما به نظر من امروزه میشه گفت که هسته ی اصلی صنایع بهره وری هست. بهره وری به معنی به دست آوردن بیشترین نتایج با بالاترین کیفیت ممکن به روش علمی با مصرف حداقل منابع.

میگن مهندس صنایع هرجایی که پول باشه هست! چون با توجه به گرایش های مختلف این رشته از کارخانه جات تولیدی تا شرکت های خدماتی تا پروژه ها تا IT و... هر جایی که بشه روش موجود رو بهبود داد و بهره وری رو بالا برد مهندس صنایع میتونه وارد بشه.

از دروس دبیرستان فکر میکنم بیش از هرچیز جبر و احتمالات به درد بخوره چون اغلب اوقات باید نتایج احتمالی کار رو پیشبینی کنید. آمار هم اگه درست درس داده شده باشه کمی مفیده گرچه آمار دانشگاه خیلی پیشرفته تره. و زبان هم طبق معمول کمک کننده است.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.