• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 14614)
يکشنبه 17/9/1387 - 9:53 -0 تشکر 75833
طنزهای اجتماعی

سلام

اولش می خواستم این تاپیک رو در انجمن طنز ثبت کنم ولی بعد فکر کردم هیچ جا برا ی این کار بهتر از انجمن اجتماعی نیست.بیایید در قالب شعر،نثر و...از نوع طنزش با استفاده از مطالب دیگران یا ذهنیات خودمون نگاهی نو به مسائل اجتماعی داشته باشیم.چراغ اول رو من روشن می کنم

الا ای نفت! روز خوش نبینی

گل عیش از حیات خود نچینی

نشد چون بچّه ی آدم بیایی

دمی هم بر سر سفره نشینی!

 

تو را، گفتم بپردازند خشکه

سر سفره بیایی بشکه بشکه

لب ما تر نشد از خشکه ی تو

الهی که بری زیر درشکه!!

 

قلمکــــــاری و زربفتی نگردی

از این وضع هشلهفتی، نگردی

جناب وعده در حال عبور است

بپا ای سفره جان نفتی نگردی!

به دنیا کسب و کارت روبراه است

طلا هستی ولی رنگت سیاه است

سر سفره چگونه آرمت چون

طنابم پاره و دلوم به چاه است!

منبع:وبلاگ بوالفضول

                          این نیز بگذرد.....
شنبه 24/2/1390 - 16:4 - 0 تشکر 317623

سلام

نقل از وبلاگ بوالفضول الشعرا:

آل خلیفه!

پنداشتی آدم شده ای آل خلیفه!؟
شیطان مجسّم شده
ای آل خلیفه!


محصول دَمِ غرب تویی بادکنک شاه!
آمیز قشمشم شده ای، آل خلیفه!

از عقل، نحیف آمده ای لیک چه فربه-
از گردن و اِشکَم شده ای، آل خلیفه!

هربار که شیطان به سواری شده مایل

در محضر او خم شده ای، آل خلیفه!


یابو صفتی، شاخ و دمی هم که درآری
حیوان مسلّم شده ای ، آل خلیفه!


روزانه به وحشی گری بُلعجب خویش
چندیست که ملزم شده ای، آل خلیفه!


بحرین، دو دریاست یکی اشک و دگر خون
خونریز دمادم شده ای ، آل خلیفه!

«مَن یُفسِد و یَسفِک» که ملَک گفت تو بودی
خجلت ده آدم شده ای، آل خلیفه!


تو غرّه به سفّاکی و عالم همه داند
بدبخت دو عالم شده ای، آل خلیفه!

این است رکورد تو که از اسفل سافل
صد مرتبه هم کم شده ای،آل خلیفه!

ای شوم تر از نحر کن ِ ناقه ی صالح
چون زاده ی مُلجم شده ای، آل خلیفه!

هتّاک به قرآنی و ویرانگر مسجد

کافر صفت از دم شده ای، آل خلیفه!


هیهات حسینی به لب خلق و تو غافل-
از شور محرّم شده ای، آل خلیفه!


وقت است ببینیم که با آل سعودت
واصل به جهنّم شده ای، آل خلیفه!


                          این نیز بگذرد.....
سه شنبه 27/2/1390 - 12:46 - 0 تشکر 318402

سلام

اندر احوالات ما در زندگی دیجیتالی:

1- یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن!

2 - واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته !

3 - رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه!

4 - ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل !

5 - هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره !

6 - وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی ، استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری...، بدون توجه به اینکه حد اقل 10 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی !!!

8 - صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیل و فیس بوکته !

9 - الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی، سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی !

10 - اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره !

11 - الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه !

12 - من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالا حتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی !!

13 - دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی...، خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی.

                          این نیز بگذرد.....
سه شنبه 3/3/1390 - 16:49 - 0 تشکر 320833

 سلام

روز زن را چگونه گذراندید
روز زن از نگاه عناصر ذکور خانه، البته از نوع کوچکش!

قلم به دست می‌گیرم وانشایم را آغازمیكنم. ما در روز زن هیچ جا نرفتیم چون مادرمان به شدت از دست پدرمان عصبانی بود كه چرا او مثل شوهرخاله‌مان برای مادرمان دستبند طلا نخریده. پدرمان هم می‌گفت پول نداشتم ولی مادرمان قبول نمی‌كرد.در این روز پدرمان از همان اول صبح خودرا به آن راه زده بود كه یعنی نمی‌داند امروزروززن است. اما مادرمان خیلی با پدرمان مهربان شده بود ومانند هرروز او را با پس گردنی ازخواب بیدارنكرد و با اردنگی بیرون نینداخت. ما دراین روز استثنائاٌ صبحانه خوردیم. و مادرمان چندلقمه داخل دهان پدرمان كرده بود. البته پدرمان ازهمان اول صبح نمی‌دانیم چرا اخم كرده بود وتلویزیون تماشا می‌كرد.فقط نمی‌دانم چرا تا تلویزیون برنامه ای درباره روز زن گذاشت، پدرمان تندی طوریكه مادرمان نفهمد كانال آن را عوض كرد. ازعجایب دیگر این روز زنگ زدن مادربزرگمان بود كه صبح زود كه پدرمان هنوز بیرون نرفته بود زنگ زد و پدرمان مجبورشد به اوروز مادر را تبریك بگوید. كه تا دید مادرمان چپ چپ نگاهش می‌كند تا قطع كرد به مادر مادرمان هم زنگ زد وبه اوهم تبریك گفت وبعد سریع ازخانه به اداره رفت و حتی چای خود را هم كامل نخورد. یكی ازبدیهای این روز كار بیش ازحد آن است. چون مادرمان ازهمان وقتی كه پدرمان رفت ما را به كارگرفت وگفت كه باید خانه برق بزند.تا وقتی پدرمان می آید خوشش بیاید وما بچه‌ها همه اش خانه را تمیز كردیم. ولی مادرمان به ما كمك نكرد وبه دوستش زنگ زد و به دروغ گفت پدرمان صبح او را ازخواب بیداركرده و سندخانه را كه به اسم او زده است به او داده است. و ما بسیار تعجب كردیم چطور وقتی خانه‌مان اجاره ای است سند آن به اسم مادرمان زده شده است. امشب ما همه در خانه مادربزرگمان دعوت داریم، اما پدرمان ازاداره زنگ زد و گفت امشب اضافه كار می ایستد و نمی‌تواند به خانه مادرزن جانش برود كه مادرمان تهدید كرد اگر نیاید او را قیمه قیمه خواهد كرد وبرای همین پدرمان سر ساعت آمد و عصبانی بود و تا ما را دید محكم درگوشمان زد و ما گریه كردیم.
امروز درخانه مادربزرگمان باجناق پدرمان بسیار می‌خندید و بسیار با ما شوخی می‌كرد.اما پدرمان شدیدا عصبانی بود و ما هی ازدستش فرار می‌كردیم. كه شوهرخاله مان ناگهان جلوی خاله مان زانو زد و دستبندی را به او داد وبه اوگفت: چه زن خوبی است .بعد پدربزرگ و مادربزرگمان برایش دست زدند وتشویقش كردند. ولی پدرمان دست ما را گرفت و گفت كه ما را می‌برد تا سرپا كند و هرچه ما گفتیم ما دیگربزرگ شدیم و آن برادر كوچكمان است كه باید سرپا شود گوش نكرد و ما را به دستشویی برد و گفت كه كار خودمان رابكنیم. ولی چون ما خجالت می‌كشیدیم آن كار را نكردیم و هی كتك خوردیم و بعد از اینكه ازگریه سیاه شدیم تازه پدرمان یادش آمد باید برادر كوچكمان را می‌آورده و ما را باز زد و برگشتیم.
وقتی برگشتیم دیدیم مادرمان آنقدر عصبانی است كه نگو. و تا آخرمهمانی باهم حرف نزدند ولی وقتی سوار ماشین شدند آنقدر با هم دعوا كردند و آنقدر ما را كه گریه می‌كردیم زدند تا رسیدیم. بعد كه رسیدیم پدرمان قبول كردتا فردا برای مادرمان دستبند بزرگتری بخرد.
ما ازاین انشا نتیجه می‌گیریم كه روز زن روز كتك خوردن بچه هاست و باید برای مادرها حتما در این روز دستبند طلا خریده شود.

این بود انشای ما.

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 9/3/1390 - 15:47 - 0 تشکر 325506

سلام دزدبازار نقل از طنزنگار: چند وقت پيش که مي خواستم لپ تاپ بخرم ، بروبچ گفتند ” ميروي پايتخت مواظب باش، آنجا دزد بازار است” . چند وقت بعد خواستم کفش بخرم گفتند “ميروي جمهوري مواظب باش ، آنجا دزد بازار است” . چند روز قبل هم که مي خواستم گوشي موبايل بخرم کاشف به عمل آمد که پاساژ علاالدين هم دزد بازار است. نتيجه مهمي که از بحث اخير حاصل مي گردد اين است که دزد بازار همان بازار خودمان است و دزد هم هر نوع انساني است که در جامعه زندگي مي کند. يعني يا به جاي قديم ها که شهيد پرور بوده ايم دزدپرور شده ايم يا زيادي حساس گشته ايم و هر کس که ده بيست هزار تومان هم سرمان کلاه بگذارد را دزد مي دانيم. در نتيجه همين حساسيت هاي بيجا پاساژ علاالدين هميشه براي من پر از خوف و رجا بوده است. هر وقت پولي در جيب ندارم و فقط براي ديدن گوشي ها ي جديد (همان نان گندم در دست مردم) به آنجا مي روم حسابي صفا مي کنم. ولي همين چند روز پيش که رفته بوديم يک گوشي C7 (البته باز هم براي دست مردم!) بخريم سرويس شدم (سرويس کامل!). آن قدر محکم کلاهم را گرفته بودم که برش ندارند که سردرد گرفتم. حالا نه اينکه فکر کنيد سي چهل هزار تومان بالاتر از قيمت خريدن برايم مهم باشد ها! نه، اصلا، من فقط به گران خريدن حساسيت دارم!. يک مغازه مي رفتي قيمت مي کردي مي گفت مثلا ??? هزار تومان. مغازه ديگر مي رفتي مي گفت ??? ؛ مي گفتي چه خوب يکي بده. مي گفت ” نه اين طوري که نمي شود ?? هزار تومان هم نصب نرم افزار و راه اندازي اش مي شود! ” کل ويندوز ? با تمام نرم افزار ها ???? تومان است آن وقت دو تا نرم افزار گوشي شونصد تومان! شير يا خط آورديم و يکي از مغازه ها را انتخاب کرديم تا خريد کنيم، گفت خوب کارت حافظه هم مي خواهيد؟ گفتم نه! ? گيگ حافظه خودش را با چي پر کنيم که کارت حافظه هم بگيريم؟ شروع کرد به توصيف مزاياي کارت حافظه جانبي؛ از نحوه اختراع اولين چرتکه توضيح داد تا رسيد به اقسام حافظه هاي جانبي موجود در بازار و ويژگي هاي هر کدام. گفتم خوب يک دو گيگ بده، باز توضيحات آغاز شد که فقط نرم افزار هاي من شونصد گيگ مي خواهد و … . مي خواستم بزنم توي سرش که مرد حسابي ويندوز xp با آن عظمتش اين قدر حافظه نمي خواهد که تو براي اين نرم افزارهايت مي خواهي. ترسيدم دوباره شروع کند درباره نحوه ايجاد و توسعه برنامه داد سخن سر دهد و اين يک ذره مغز ما را هم بزند خمير کند. تا از مغازه بيرون بياييم هزينه لوازم جانبي با خود گوشي برابري کرد! جالب اينکه وقتي از نرم افزار هاي پرحجم سراغ گرفتم فروشنده محترم فرمود : من فايل اجرايي همه نرم افزار هاي لازم را تو گوشي کپي کردم ، شما هر کدام که لازم شد را نصب و فعال کنيد!

                          این نیز بگذرد.....
چهارشنبه 18/3/1390 - 13:12 - 0 تشکر 328752

سلام گوركن ها در مملكت ما شغل شريف كندنِ قبر براي رفيق، همكار، همسايه، دوست و فاميل و خلاصه همه ابناء بشر بسيار رواج دارد. عموماً افراد علاوه بر شغلي كه دارند بعنوان تفريح هم كه شده به گوركني مي پردازند. براي شروع گوركني ابتدا عبارتِ معروف « شنيده ايد مي گويند كه ...» بر زبان آورده شده و بقيه هم با تكان دادن سر و گفتن عباراتي مثل ِ « واقعاً كه!» « عجب! راستي كه اينطوره» « بنظر من هم همينطوره»، به همياري براي كندن قبري بزرگ و جادار مي پردازند. گوركن ها فقط براي مردگان قبر حفر مي كنند از اينرو فقط كساني كه در جلس? گوركني حاضر هستند زنده بحساب مي آيند و كسي كه قبرش كنده مي شود جزو اموات محسوب شده و بنابر اين فاقد حقوق انساني و بشري است. بعضي از گوركن ها حرفه اي هستند و سالهاست كه در اين حرفه تجربه هاي لازم براي كندن قبرهاي مختلف در سطوح طبقاتي گوناگون را فرا گرفته اند. اين افراد بصورت تخصصي و با طرح است‍راتژيهاي دقيق به گوركني مي پردازند. بعضي ديگر گوركن هاي آماتور هستند و بنابه ذوق و استعداد به كندن چاله اي براي ديگران مشغول مي شوند . البته در ميان آماتورها گاه استعدادي شگرف ظهور پيدا مي كند كه حتّي دست حرفه ها را نيز از پشت مي بندد. گوركن ها همه جا هستند در ادارات، كارخانه ها، شهرها، روستاها، تاكسيها،خيابانها، منازل، پاركها و خلاصه هر جايي كه دو يا چند نفر بتوانند با هم چند كلمه اي اختلاط كنند! وسيل? دم دستي براي كندن گور توسط گوركن هايي كه از آنان سخن گفته ايم پديده اي بنام« زبان »است، زبان براي آنان همان كاري را مي كند كه بيل براي گوركن هاي قبرستان انجام مي دهد

                          این نیز بگذرد.....
يکشنبه 22/3/1390 - 14:42 - 0 تشکر 330443

سلام چند روز ديگه روز مرده.(البته "م "رو با فتحه بخونيد نه با ضمه).چقدر اين مردها مظلومند.با اون همه جانفشاني كه در بزرگداشت روز زن از خودشون نشون ميدندوبا اينكه چه در روز زن وچه در روز زن خرج از كيسه ي اوناست  ولي اين زنها در روز مرد صرفا بطرف فروشگاههاي جوراب هجوم ميارند....آخه خانما مگه شما غير از جوراب چيز ديگه اي بلد نيستيد بخريد...به اين روز نبايد گفت روز مرد...بلكه بايد بگيم روز جوراب من درد دل آقايون رو بصورت چند بيت شعر در آوردم وخدمتتون عرضه مي كنم: اي خدا آمد دوباره روز مرد مي كشم از دل دوباره آه سرد *        *       * منتظر يكسال باشم بهر آن تا گذارم مرهمي بر روي درد *   *    * درد خالي گشتن جيب وحساب درد آن روز زن وآن خرجكرد *    *      * بي مروت زن نشد راضي به كم خواست از من يك طلاي خوب وزرد *     *      * من بدادم هديه ليكن بعد از آن با همه دارم به جبرانش نبرد *     *     * با تمام اين محبتها ولي هيچ اميدي ندارم روز مرد *    *    * چون كه دانم در نهايت همسرم مي خرد جوراب از يك دوره گرد *     *     * با ورق كاغذ نمايد كادويش مي دهد اين هديه با تبريك سرد *     *     * چونكه مي بينم عملكرد عيال دوست ميدارم سقوط از بالگرد

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 30/3/1390 - 11:39 - 0 تشکر 333857

سلام «تکذيب» مصدر باب «تفعيل» از ريشه «کذب» است. به معني نسبت دروغگويي به کسي دادن و انکار کردن. يعني اينکه اگر کسي چيزي درباره من گفت و من آن را تکذيب کرم، در واقع گفته‌ام که گوينده دروغ گفته است. در اين حالت يا من راست مي‌گويم يا اساساً تکذيبم نيز دروغ است. مي‌دانم که همه معناي کلمات را بايد بدانند. ولي باور نمي‌کنم که بدانند و بگويند. يکي از اساتيد بزرگ «تکذيب» در کشور ما آقاي علي‌اکبر جوانفکر است. ايشان در حاشيه کار اصلي‌شان که همانا تکذيب کردن است گاهي سرمقاله هم مي‌نويسند. ايشان اخيراً نوشته‌اند دولت 760 ميليارد ريال داده است به حوزه‌هاي علميه. آيت‌الله مقتدايي مدير حوزه‌هاي علميه قم هم گفته‌اند اين مطلب کذب محض است. رئيس سازمان بازرسي کل کشور گفته است قرارداد واگذاري زمين‌هاي کيش غيرقانوني است. اما سازمان مناطق آزاد اعلام کرده است که اساساً کذب محض است. حميد بقايي رئيس سابق سازمان ميراث فرهنگي هم کلاً منکر وجود قرارداد 450 ميليارد توماني در جزيره شده. سايت الف هم نامه پيمانکار همان قراردادي که گفته‌اند وجود ندارد را خطاب به خود بقايي منتشر کرده است. کلاً کار ما شده همين که يا خبر منتشر کنيم يا تکذيبيه. يعني نيمي از جماعت يک چيزهايي مي‌گويند و نيم ديگر تکذيب مي‌کنند. منطقاً که هر دو طرف نمي‌توانند راست گفته باشند. بالاخره يکي‌شان اين وسط دروغ مي‌گويد. مگر اينکه مدعي شويم در مملکت ما هم کسي که راست مي‌گويد، راست مي‌گويد، هم کسي که دروغ مي‌گويد راست مي‌گويد. علي‌الحساب تا اطلاع ثانوي بيت معروف حافظ را به شکل زير بخوانيد تا ببينيم بعد چه مي‌شود: مي‌ خور که شيخ و حافظ و مفتي و محتسب چون نيک بنگري همه تکذيب مي‌کنند

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 20/4/1390 - 14:23 - 0 تشکر 336699

سلام 

سفر و روش های زهرمار کردن آن برای دیگران ! (طنز)

با شروع فصل تابستان و تعطیلات تابستانی برای خیلی از هموطنان، سفرهای تابستانی هم در شرف شروع شدن است و لابد شما دوستان عزیزم هم کم و بیش در تدارک برنامه ای برای مسافرتی هر چند کوتاه هستید که امیدوارم تحت هر شرایطی بهتون خوش بگذره و خاطرات بیاد ماندنی و خوبی را برای شما به همراه داشته باشه، اما همونطور که می دونید هر چیزی آدابی داره و راه و روشی خصوصا مسافرت که نمیشه از خیلی ضروریات اون صرفنظر کرد حتی زهر کردن سفر برای دیگران!

به دل نگیرید چون اگر قصد و نیت شما خوش گذشتن به خودتون و همراهانتون نباشه مسلما راه‌های زهر کردن سفر به دیگران خیلی بیشتر از اینهایی هستند که در زیر خواهید خواند اما به دلیل یکسری محدودیت‌ها تنها برخی از اونها رو حضور شما دوستان گوشزد می کنیم. امید که بدور از هر نوع بدآموزی، طنزآمیز بودن اون رو فراموش نکنید و در سفر سبب ضد حال هیچکس نشوید و هیچ ضد حالی هم سبب ناخوشی شما خوبان نگردد :

- پیش از راه افتادن، حواس اعضای دیگر خانواده را پرت کنید تا آنها فراموش کنند فیوز کنتور خانه را قطع کنند و شیرهای اصلی آب و گاز را ببندند یا درهای خانه را قفل کنند تا وسط مسافرت همسایه‌های نگران به شما زنگ بزنند و بگویند خانه‌تان را آب گرفته یا به خاطر نشت گاز یا اتصالی سیم‌های برق آتش گرفته است یا دزدها خانه تان را جارو کرده‌اند.

- شب پیش از سفر، راننده را تا صبح به روش‌های گوناگون بیدار نگه دارید مثلا با او دعوا کنید، بحثی مهم را پیش بکشید تا درباره‌اش ساعت‌ها با هم حرف بزنید، دوستان و آشنایان را دعوت کنید و تا پاسی از شب مشغول گفت‌وگو باشید.

- اگر با اتوبوس سفر می کنید دائما شاگرد راننده را صدا بزنید و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را از او طلب کنید. اگر در اتوبوس فیلمی پخش می‌شود بلندبلند درباره‌اش نظر بدهید، پایان فیلم را زودتر برای بقیه تعریف کنید یا شاگرد راننده را مجبور کنید فیلم را عوض کند.

پشت سر راننده هی دست بزنید، بلند بلند آواز بخوانید و از دیگران بخواهید همراهی‌تان کنند.

- اگر با قطار سفر می کنید از به هم زدن آرامش دیگران با سرکش های بی مورد به کوپه ها غافل نشوید و در راهروها انواع ورزشها خصوصا بارفیکس و دوی ماراتن رو انجام بدید.

- اگر فرصت داشتید هر از گاهی کشیدن ترمز قطار را فراموش نکنید.

- در اتوبوس یا هواپیما آنقدر صندلی تان را عقب ببرید که پشت سری‌ها احساس زیرآوار مانده‌ها را تجربه کنند.

- هر نوع اوراق هویتی مثل شناسنامه، کارت ملی یا کارت‌های مهمی مانند کارت سوخت، کارت اعتباری بانکی و حتی دفترچه‌های بیمه را در خانه جا بگذارید.

- وقتی از خانه به قصد سفر راه افتادید، بعد از حدود یک ساعت به یاد بیاورید چمدانی مهم را جا گذاشته‌اید و لازم است برگردید.

- اگر خدای ناخواسته تصادف کردید در حالی که بقیه سعی می‌کنند آرامش‌شان را حفظ کنند یا غش کنید یا هوار بزنید یا با راننده دعوا کنید و او را مقصر بدانید تا بیشتر مضطربش کنید. اگر خودتان راننده هستید، همین برخورد را با دیگران داشته باشید.

- همیشه نفوس بد بزنید، مثلا وقت راه افتادن بگویید “من می‌دانم تصادف می‌کنیم” یا “یه حسی بهم می‌گه سفرمون خراب می‌شه” یا “فکر کنم این آخرین سفرمونه” و… پس از آن، هر وقت اتفاق ناخوشایندی می‌افتد عالمانه سرتکان بدهید که “مننننننن می‌دوووووونستم.”

در جاده برای هیجان بیشتر با خودروهای دیگر کورس بگذارید و تا آنجا که می‌توانید بوق بزنید.

- اگر با اتوبوس سفر می‌کنید صبر کنید تا راننده در مکانی برای غذا توقف کند. در این شرایط ناگهان ناپدید شوید و مسافران را تا ساعت‌ها داخل اتوبوس منتظر خودتان نگه دارید.

- وسایل غیرضروری را بار کنید و با خود بیاورید، اما مسوولیت حملش را به عهده بقیه بگذارید. این لوازم می‌توانند لباس‌های مهمانی، کتاب‌هایی که سالی یک بار هم به آنها نگاه نمی‌کنید، جاروبرقی، آبمیوه‌گیری و سشوار و اتو باشند.

- طوری از امکانات محل اقامت‌تان استفاده کنید که انگار دیگر قرار نیست به آنجا برگردید یا دیگران در آن ساکن شوند.

- هرگز با اعضای خانواده رو راست نباشید؛ مثلا اگر نظرتان را درباره اقامت در محلی می‌پرسند آنجا را تایید کنید و وقتی ساکن شدند، شروع به غر زدن کنید

- لزومی ندارد لوازم شخصی‌تان را با خود به سفر ببرید. از مسواک و خمیر دندان و دمپایی تا شانه و لباس‌های گرم همه در ساک دیگران یافت می‌شوند و می‌توانید از آنها استفاده کنید. در مجموع منظورمان این است که لوازم دیگران را لوازم خود بدانید.

- یا کم حرف باشید و پاسخ هیچ‌کس را ندهید یا مثل رادیویی باشید که دکمه خاموشی ندارد آنقدر صحبت کنید که گوشه‌های دهان‌تان کف کند و آسایش همراهان را مختل کنید. این روش در اتوبوس فوق‌العاده کارساز است.

- از غذا، از هوا، از سر و وضع دیگران، از روزگار، از مردم و خلاصه از همه چیز ایراد بگیرید.

- با خانواده‌هایی که در دیگر اتاق‌های هتل، متل یا ویلاهای اطراف هستند، به بهانه‌های مختلف درگیر شوید. نگران هستید بهانه پیدا نکنید؟! اصلا جای نگرانی نیست. همیشه بهانه‌ای برای گلاویز شدن یا به قول جوان‌ها یقه‌گیری پیدا می‌شود.

- اگر گروهی سفر می‌کنید بچه‌های کوچک فامیل را بترسانید. مجبورشان کنید بی‌سر وصدا و دست به سینه، گوشه‌ای بنشینند. اگر از شما سوالی کردند نشنیده بگیرید و خلاصه به آنها بفهمانید که دوست‌شان ندارید.

- عکس‌ها را خراب کنید. در عکس انداختن همیشه پاها را به سرها ترجیح بدهید.

- تابع برنامه‌ها نباشید، اگر دیگران می‌خواهند در محل اقامت بمانند شما اصرار کنید بیرون بروند و اگر می‌خواهند بیرون بروند بگویید مایلید در خانه بمانید.

- در فعالیت‌های گروهی شریک نشوید. اگر دیگران علاقه‌مند هستند بازی گروهی انجام بدهند یا به شکل گروهی خرید کنند، ظرف‌ها را بشویند یا غذا را حاضر کنند، خودتان را از جمع جدا کنید.

- در تقسیم مسوولیت‌ها ثابت کنید عرضه هیچ‌کاری را ندارید تا کسی جرات نکند وظیفه‌ای را به شما بسپرد. با این روش هم کاملا بیکار می‌شوید و هم بار مسوولیت‌های دیگران را سنگین‌تر می‌کنید.

- جوراب‌هایتان را نشویید و مسواک زدن را ترک کنید. در بیانی کلی‌تر می‌شود گفت رعایت بهداشت در سفر هیچ ضرورتی ندارد و هر چه کثیف‌تر باشید، بهتر و بیشتر می‌توانید مسافرت را به‌کام بقیه زهر کنید.

- تا جایی که می‌توانید سیگار بکشید تا همراهان تان بفهمند هوای پاک معنایی ندارد!

- اگر دارویی خاص و نایاب مصرف می‌کنید آن را جا بگذارید تا وقت همسفران با دنبال دارو گشتن در داروخانه‌های شهر مقصد بگذرد.

- رفتارتان باید دقیقا برخلاف جمع باشد. وقتی آنها شاد هستند، سگرمه‌هایتان را به هیچ وجه از هم نگشایید. وقتی غمگین هستند از ته دل بخندید و دست بیندازیدشان.

- شما نباید همراه با دیگران بخندید بلکه باید به دیگران بخندید. خانواده‌های دیگر را مسخره کنید. از نقاط ضعف آنها و بخصوص سر و وضع‌شان برای خندیدن بهره بگیرید.

- خودخواه باشید. در سفر فقط باید به شما خوش بگذرد. مهم نیست دیگران چه شرایطی داشته باشند. بهترین جا در خودرو و محل اقامت‌تان و بهترین جزء غذا حق شماست.

- جای چمدان‌تان کجاست؟ روی تخت دیگران.

- لجباز باشید. با همه چیز مخالفت کنید. اصلا لازم نیست به پیشنهادهای دیگران گوش کنید حتی می‌توانید پیش از شنیدن‌شان مخالفت‌تان را اعلام کنید.

- سفر بهترین فرصت برای انتقامجویی است. در مدت مسافرت، همه دلخوری‌های گذشته با همسفران را در ذهنتان مرور کنید و بعد خرده حساب‌ها را تصفیه کنید؛ مثلا شریک زندگی‌تان را یاد آخرین باری که با هم حرفتان شد بیندازید و به این ترتیب بحث و جدل‌ها را از نو آغاز کنید.

- ناخن خشکی، ویژگی تضمین‌شده‌ای برای خراب کردن سفر است. فکر کنید جیب ندارید. هرگز دست در جیب‌تان نکنید. اگر اعضای خانواده از شما پولی خواستند بگویید کارت اعتباری‌تان را جا گذاشته‌اید یا پول‌هایتان را گم کرده‌اید.

آنچه از نظر گذراندید تنها نکاتی بود که در قالب طنز بیان شد و با آی کیوی بالایی که از شماها سراغ دارم مطمئنا سعی خواهید کرد با اجتناب از تمام روش های پیشنهادی، با یک برنامه ریزی شیک و مامانی سفری خوش را برای خودتون و همراهانتون رقم بزنید.

اما از همه این موارد که بگذریم اصولا سفر خوب چیزیه حالا چه با اتومبیل شخصی باشه یا از نوع اتوبوسی یا قطاری یا کامیونی و یا هوایی که در اصل اون چیزی که مهمه شادابی روحیه ی شماست و انتقال انرژی های مثبت به خانواده تون، همراهانتون و همسفرانی که افتخار دیدار شما را در طول سفر دارند.

امیدوارم دلاتون شاد، جیباتون پرپول و اگر با سواری مسافرت می کنید کارت سوختتون پر از بنزین ۱۰۰ تومنی باشه و تحت هر شرایطی اطمینـــان، آرامـــش و احتیــــاط رو فراموش نکنید.

                          این نیز بگذرد.....
يکشنبه 13/6/1390 - 15:20 - 0 تشکر 362524

سلام آگهی ها ونیازمندیهای عمومی: فروشی یک ست کامل مدیر عامل، سرمربی، بازیکن، لیدر، هوادار و بقیه چیزها برای فروش موجود است ! مالک یکی از تیمهای قعر جدول نیازمندیم به یک مرد مجرد با تحصیلات زیردیپلم و عدم آشنایی با کامپیوتر و زبان با ضریب هوشی در حد مرغ، ولی خیلی پولدار برای شراکت نیازمندیم ! چند تا شریک کلاهبردار نداریم بلیت اتوبوس شرکت واحد نداریم؛ لطفاً سؤال نفرمایید ! آژانس مسافرتی آسمان سیر لوله بازکنی تمام گرفتگی لوله های منازل شما را باز خواهیم کرد؛ بعدش هم خود لوله ها را باز می کنیم و می بریم ! باند سرقت لوله نیازمندیم به یک عدد همسر، مقادیری پول، یک خانه و یک خودرو برای تشکیل زندگی نیازمندم ! یک پسر آس و پاس مژدگانی به هر کسی که بتواند همسر پیدا شده من را دوباره گم کند، یک مژدگانی باحال داده می شود ! همسر همسرگریز گوسفند زنده تعدادی گوسفند زنده سابق و مرده فعلی برای فروش به زیر قیمت بازار موجود است ! چوپان گله گرگ زده تمام شد انگار هوا دیگر تمام شد ! آخرین جمله یک غواص در کف دریا داربست فلزی نصب داربست در اسرع وقت برای تمیز کردن شیشه های برج میلاد، تعویض ستاره های کم سو، پر کردن چاله های ماه و برق انداختن خورشید ! داربست فلزی نردبام آسمان موجود است انواع آمار دقیق و موثق از آمار محمدرضا گلزار گرفته تا نوه خاله اقدس خانوم موجود است ! مهین خانوم مزایده چند تن برنج دانه بلند خارجی سمی به جای سم برای دفع آفات گیاهان از طریق مزایده به کشاورزان و باغداران واگذار می شود ! یک واردکننده ورشکسته فروش وام فروش وام ازدواج به همراه کلیه متعلقات اعم از جهیزیه و سرویس چوب و حلقه ازدواج و ... ! زوج شکست خورده نیازمندیم به یک عدد جوان نخبه در علم الکترونیک جهت از کار انداختن سیستم های حفاظتی بانک نیازمندیم! بنیاد نخبه پروران سارق پیشه تکذیبیه وجود و اعمال نفوذ هرگونه جادوگر در لیگ برتر فوتبال را به شدت تکذیب می کنم! جادوگر سابق و سرمربی فعلی پیام بهداشتی آیا می دانید که با کاشت درختان و گل های مصنوعی در باغچه منازلتان تا چه حد می توانید در مصرف آب صرفه جویی کنید؟! یک تولید کننده گیاهان مصنوعی فروشی دوتا کلیه تر و تازه مربوط به یک تازه مقتول با کلیه متعلقات جهت فروش موجود است! یک قاتل گمشده همسر من از چند روز مانده به عید نوروز که مشغول تمیز کردن شیشه های آپارتمان از بیرون بود ناگهان گم شد و هنوز از او خبری نیست. اگر کسی او را دید به او بگوید زودتر بیاید کارش را تمام کند! همسر خونسرد درخواست از جناب عزرائیل تقاضا داریم هرچه سریعتر با پدر ما ملاقات کند تا ما را از این انتظار نجات دهد! میراث خورهای چشم انتظار آگهی مزایده تعداد زیادی دانشجو جهت انجام کار بازاریابی از طریق مزایده به شرکت ها و کارخانجات مختلف واگذار می گردد! روابط عمومی یکی از دانشگاه ها تمام شد فکر کنم دیگر سوخت ما تمام شد! آخرین جمله یک خلبان در حین پرواز موجود است سری کامل سریال «دلنوازان» بدون سانسور تا قسمت آخر با کیفیت عالی موجود است! سارقین دستبرد زده به صدا و سیما نیازمندیم به یک منشی با 10 سال سابقه کار پرستاری بچه برای کار در شرکت ما نیازمندیم ! یک مدیر بچه ننه اطلاعیه از دانش آموزان عزیز تقاضا داریم کمی با دوستان مبتلا به آنفلوانزای خوکی شان صمیمی تر شوند تا همه در کنار هم مریض شوند و مدارس زودتر تعطیل گردد ! جمعی از معلمان آگهی تسلیت ای کاش نمی مردی و هنوز هم در بین ما بودی؛ ما بدون تو چکار کنیم؟! جمعی از طلبکاران میت بدهکار

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 28/6/1390 - 15:39 - 0 تشکر 367608

سلام

در پی اختلاس 3 هزار میلیاردی در ایران رئیس كل بانك مركزی ژاپن استعفا داد


مسئولین بانکی ژاپن ضمن ابراز تاسف مبنی بر عدم توانایی سیستم نظارتی ژاپن در کشف اختلاس 3 هزار میلیاردی خود را مستحق مجازات دانستند و در یک اقدام خود جوش همگی استعفا دادند.

سخنگوی بانک مرکزی ژاپن در حالی که از شدت خجالت سرخ شده بود ضمن قرائت متن استعفای گروهی مسئولین این نهاد از اقدامات مسئولین ایرانی تقدیر کرد. وی با بیان ناتوانی و ضعف سیستم نظارتی بانک مرکزی ژاپن، سیستم نظارت بانکی ایران را پیشرو و غیر قابل نفوذ دانست و از آیندگان درخواست کرد تا با بهره گیری از تجربیات ایران، ژاپن را در برابر اختلاس بانکی مصون کنند.

در پی کشف اختلاس 3000 میلیارد تومانی در نظام بانکی ایران که با همکاری تمامی مسئولین در رده های مختلف صورت گرفت بسیاری از کشور های جهان مقهور قدرت نمایی سیستم نظارتی کنترلی ایران شدند. در این اکتشاف بزرگ که تنها پس از گذشت 4 سال از شروع اختلاس 3000 میلیارد تومانی کشف شد مسئولین رده بالایی به صورت مستقیم نقش ایفا کرده اند که از آن جمله می توان به مدیر عامل بانک صادرات، سخنگوی اقتصادی دولت، رئیس کل بانک مرکزی، وزیر اطلاعات، رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه اشاره کرد.

این اقدام هماهنگ مسئولین سبب شد موج از شادی در صف وام گیرندگان چند میلیونی ایجاد شود به طوری که بسیاری از این وام گیرندگان تا پاسی از شب در خیابان ها به شادی و پای کوبی پرداختند. یکی از این وام گیرندگان به خبرنگار ما گفت: من عضو حزب "در آرزوی وام" هستم، حزب ما ضمن محکوم کردن مسئولین بانک مرکزی ژاپن حمایت خود را از تمام مسئولین مربوطه ایرانی اعلام می دارد. ما با این اقدام دلیرانه مسئولین مربوطه جان تازه ای برای ایستادن در صف های وام چند میلیونی گرفته ایم و خود را در چند مایلی وام می بینیم.

گفتنی است کارشناسان بازار سرمایه اعلام کرده اند در چند روز گذشته سرمایه گذاری خارجی در ایران رشد 10 دردصدی را تجربه کرده است و در صورتی که این روند ادامه پیدا کند جایگاه نخست جذب سرمایه را در جهان تصاحب خواهیم کرد.

از سوی دیگر روابط عمومی فرودگاه های کشور خبر از رونق پرواز های خارجی داده است و اعلام کرد پس از کشف اختلاس بزرگ بسیاری از اعضای باشگاه اختلاس گران جوان برای کمک به اقتصاد کشور و رونق خطوط هوایی با تجمع در فرودگاه ها خواستار خروج از کشور شده اند. اقدامی که از سوی بسیاری از مسئولین مورد تحسین قرار گرفت.

البته شایان ذکر است هنوز کاشف اصلی اختلاس 3000 میلیاردی مشخص نشده است و شنیده ها حاکی از افزایش منازعات بر سر تصاحب جایگاه نخست در این عرصه است. پس از کناره گیری مدیرعامل بانک صادرات از رقابت برای كسب جایگاه نخست كشف كنندگی در حال حاضر تنها سه رقیب در میدان باقی مانده اند. گفتنی است محمد جهرمی مدیر عامل بانک صادرات در اقدامی پسندیده به یک تشکر ساده بسنده نمود و تنها با در خواست تشکر نظام بانکی و مسئولان عرصه را به دیگران واگذار كرد.

خبر تکمیلی:

همچنین به گفته برخی از منابع آگاه رئیس کل بانک مرکزی ژاپن اقدام به خودکشی نموده است که هنوز خبری از حال عمومی وی در دست نیست.

وی در نامه ای به اقوام خود و آحاد مردم جهان ضعف سیستم نظارتی کشورش را غیر قابل تحمل دانست و خود را به عنوان مقام مسئول مستحق مرگ اعلام کرد.
منتع:وبلاگ اقتصاد برای ایران

                          این نیز بگذرد.....
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.