• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 10851)
يکشنبه 30/4/1387 - 0:59 -0 تشکر 48464

 

 

شنبه 2/6/1387 - 23:38 - 0 تشکر 53718

سلام علیکم.

جناب نعمتی توصیه میکنم قبل از صحبت کردن بیشتر فکر کنید.

توهین بسیار بزرگی کردید وقتی فرمودید امام حسین(ع)؛امام معصومی که خداوند در وجودش تجلی فرمود با آن روح متعالی نمونه ای از عاشقی است که توهم ذهنی شماست!

استغفار برای این صحبت نسنجیده واجب است.

عاشق؛حاضر است تمام انسان ها را بکشد و فقط به هدف فکر میکند!!!

کشتن انسان ها برای کسب رضایت معشوق؛یعنی هدف وسیله را توجیه میکند!!!(و این یعنی پروتکل غصب جهان در صهیونیسم)

امام حسین(ع) بر مبنای هدف وسیله را توجیه میکند فکر نمیکنند! خداوند هیچگاه نخواهد فرمود تمامی بندگان من را بکش اما عاشق شما ممکن است همه را از بین ببرد برای رسیدن به هدف تعیین شده از جانب معشوق! نه عاشق شما امام معصوم علیه اسلام است و نه معشوق شما خداوند عزوجل. معشوقس که چنین هدف احمقانه ای تعیین کند الزاما باید از بین برود.

امام(ع) هیچگاه نعوذ بالله نخواهند خواست خداوند را تحت سلطه ی خودش در آورند!!!

امام علیه السلام هیچ گاه اینقدر کوته فکر نخواهند بود که عقیده داشته باشد "می بینیم كه حتی آدم عاشق، دیدگاه خود را نیز گم می كند و از دست می دهد" اما عاشق ساختگی شما این عقیده را دارد.

دیدگاه امام(ع) اسلام است و اسلام دیدگاه خدا نیست!!! اسلام در حد خدا نیست و اگر برای خداوند تبارک و تعالی دیدگاه قائل شویم او را محدود کرده ایم و این یعنی کفر!!

اسلام برای عبد نازل شده نه برای مولا.

در حالی که برای امام دیدگاه درست و محکمی وجود دارد که بر اساس یکی از ارکان آن یعنی امر به معروف و نهی از منکر؛امام علیه اسلام حج واجب را نیمه کاره رها میکنند و به کربلا میروند آن هم با تمام خانواده و شهید میشوند. این برگرفته از دیدگاه امام(ع) است که اصلا دیدگاه خداوند تبارک و تعالی نیست.

پس عاشق شما کاملا بی پایه و اساس است و لطفا با تفکر بیشتر مثال بزنید.


بر اساس تعریف شما از غافل یعنی "حالا هركس در زندگی هدفی پابرجا نداشته باشد، می شود غافل" به راحتی به این تتیجه میرسیم که هیچ کسی در دنیا غافل نیست چون هرکسی در زندگی هدفی دارد.

امیدوارم این مسئله را انکار نکنید که هر کسی هدفی دارد پس هیچ کس غافل نیست!

از این نتیجه میگیریم فرعون هم غافل نیست! هدف فرعون کاملا پابرجا بود و در مسیر لقاء آن میخواست پیامبری چون ابراهیم خلیل الله علیه السلام را به شهادت برساند.

قتل یک پیامبر(ص) قطعا بدتر از قتل همه ی مردم دنیاست!! پس هدف فرعون حتما پابرجا بوده! پس فرعون حتما شهوتران بوده!!!!! 

پس عاطفه ی او که باعث شد موسی(ع) را نزد خودش بیاورد نباید وجود میداشت چون سودی برای او نداشت و این تناقض است.


نمیشود شما تکه ای از اسلام را قبول کنید و قطعه ی دیگری را نه! نمیشود شما بگویید اسلام را قبول ندارم اما اجر اخروی را قبول داشته باشد! اگر آن را قبول دارید باید الزاما اسلام را قبول داشته باشید پس نمیتوانید این جمله را بیان کنید که "هر شهوترانی انفاق می كنه چون اجر اخروی اون صد برابر ضرر دنیایی اونه پس به نفع اونه."

یادتان باشد شهوتران میخواهد بر خدا غلبه پیدا کند(چون خودش نوعی عاشق است) و این یعنی به خدا اعتقادی ندارد و به قوانین وضع شده از جانب خدا از جمله معاد اعتقاد ندارد و این یعنی به اجر اخروی هیچ اعتقادی ندارد!!!

پس چه طور میتواند انفاق کند؟؟؟ او که خدا را قبول ندارد و میخواهد او را تحت سلطه ی خود درآورد چه طور میخواهد به اجر اخروی فکر کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پس تنها دلیلی که برای انفاق وجود دارد،حس عاطفه و رحم است که با اساس شهوترانی در تناقض است و این یعنی اگر شهوترانی انفاق کند دیگر شهوتران نیست و این یعنی تناقض با فرموده ی آبی رنگ بالا از شما!

شهوتران فقط خودش را میبیند و اگر به معاد اعتقاد داشته باشد یعنی بنده ی خداند شده است.یعنی خدا را قبول کرده عبد کس دیگری باشد!

این یعنی تناقض با خود شهوترانی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


در پست های قبلی ام گفته بودم كه هدف ها قابل مقایسه نیستند

این حرف شما است و کاملا غلط است چون اگر هدف من رئیس جمهور شدن باشد و هدف شما سلطان جهان شدن باشد؛هرکسی که بگوید این اهداف غیر قابل مقایسه هستند جاهلی بیش نیست.

متاسفانه شما ذهن خودتان را بسته اید و بر اساس تعاریف اشتباهی بحث میکنید مثل همین اصل که اهداف را نباید مقایسه کرد.خودتان نتیجه میگیرید بر اساس همین اصول غلط و نمیخواهید حتی به حرف ما فکر کنید و فقط به فکر رد کردن حرف ما هستید و ای کاش میتوانستید رد کنید!!! اما فقط بر اساس تعاریف و اصول و توهمات ذهنیتان دلایل غلط میاورید.


اگر انسان به هدف پابرجایش برسد باز هم راه هدفش رو ادامه می دهد 

پس از رسیدن به هدف؛شما چه طور میخواهید راه هدف را ادامه دهید؟اگر به انتهای جاده برسید،چه طور میخواهید جاده را ادامه دهید؟اگر هدف مثلا پابرجای شما لیسانس گرفتن باشد اگر لیسانس گرفتید میخواهید چه کار کنید؟راه لیسانس یعنی چه؟


اهداف پابرجا پایان ناپذیرند.

این هم یک اصل غلط از اصول غلط شماست.اصلا ما هدف غیر پایان پذیر هم در دنیا داریم؟

ما در دعای کمیل به خداوند میگوییم "یا غایه آمال العارفین" یعنی "ای کسی که آخر آرزوهای عارفان هستی" بالاترین هدف عارفان هم لقای الهی بوده که پایان پذیر است.

از پیامبر(ص) در دنیا بالاتر نداریم.ایشان به هدفشان یعنی به لقاءالله رسیده اند.

پس به هدف خود رسیدند! این بالاترین هدف ممکن در کائنات برای یک موجود است.

لقاءالله! و این هدفی پایان پذیر است! این یعنی بالاترین هدف ممکن،پایان پذیر است حال چه طور ممکن است هدفی پابرجا اصلا وجود داشته باشد؟!!!!!!!!!!!

لطفا یک هدف پابرجا مثال بزنید که پایان ناپذیر باشد و زیر حرفتان هم نزنید که من منظورم این نبود و ... منظور شما فقط همین جمله است "اهداف پابرجا پایان ناپذیرند."

شما فعلا یکی مثال بزنید؛چند تا هدف که اهداف شوند پیش کش!!!


از سایر کاربران درخواست میکنم برداشت خود از این جملات را بنویسند:

اما وجود یك سری آدم كه ما هر روز اون ها رو می بینیم چیزی نیست كه نیاز به اثبات دااشته باشه... (هر چند كه چیزی كه در ذهن منه این نیست كه این افراد وجود دارند)

آیا این یک تناقض آشکار نیست؟؟؟

نمیتوانید حرفتان را عوض کنید. خیلی ساده است اول میفرمائید ما آنها را میبینیم بعد میفرمائید آنها وجود ندارند.این یعنی چه؟


در مورد استاد مختاری؛شما به جای اینکه احادیث و امام زمان حضرت بقیه الله الاعظم(عج) را پشتیبان قرار دهید؛ایشان را پشتیبان قرار دادید که کار اشتباهی بوده و خوشحال باشید که این بت برای شما شکسته شده.

شما باید پس از شکسته شدن آن بت به سراغ خود خداوند بروید نه اینکه بر اساس عقل محدود انسان بخواهید دین را نفی کنید.


آقای نعمتی متاسفانه شما ذهنتان را بسته اید و میخواهید حرف همه را رد کنید.

من فکر میکنم در حال تلف کردن وقتم هستم چون بر مواضع و اصول و تعاریف غلطتان اصرار میورزید و من هم تا وقتی بحث میکنم که حس کنم نتیجه ای دارد اما اگر در آینده ی نزدیک تغییر سازنده ای در موضعتان نبینم به این نتیجه خواهم رسید که بحث فایده ای ندارد.

یا علی.


 

 

يکشنبه 3/6/1387 - 0:27 - 0 تشکر 53731

شششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش

 

 

يکشنبه 3/6/1387 - 0:36 - 0 تشکر 53733

شششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش

 

 

يکشنبه 3/6/1387 - 1:0 - 0 تشکر 53735

سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

 

 

يکشنبه 3/6/1387 - 7:38 - 0 تشکر 53748

بسیاری از انسانها با تکیه به عقل وخرد خویش می خواهند کلیه مسائل هستی را حل کنند وحتی درباره آنچه که درپنجه عقل و خرد او در نمی آید (اما اجمالا اندیشه اش به وجود آنها اذعان دارد مانند جهان غیب،خدا،روح و...) با تکیه بر عقل وخرد واحیانا علم، دست به توجیه وتفسیر آنها بزند در حالیکه از درک حقیقت آنها عاجز است. انسان دراین مسیر گام برداشته و لا اقل سعی داشته تا خویشتن خویش را بشناسد واحتمالا بر اساس این شناخت خود برای او وطیفهای بی نهایت گوناگونش برنامه سعادت همیشگی تدوین نماید اما نتیجه تلاشهایش دراین مسیر کتابی قطوری شد بنام(انسان، موجودی ناشناخته).
در یک نگاه کلی به نظر می رسد به نتیجه خوبی رسیده باشد. زیرا انسان هنوز نتوانسته به تمام ریزه کاریهای بعد جسمانی خودش برسد چه رسد به روح که همچنان سر بسته در هاله ای از ابهام باقی می ماند(اگر خداوند آن را رمز گشایی نکند)دلیلش هم روشن است می توانیم به عنوان یکی از ادله به کام مرگ رفتن هر روزه انسانها را ذکرکنیم چرا که اگر انسان شناخت کاملی از بدن خود ودگرگونیهای آن می داشت حتما برای بیماریهای آن نیز چاره جویی می کرد پس برای تدوین برنامه ای جامع نیازمند به منبعی هستیم که شناخت کاملی از ما داشته وازتمام ابعاد وجودی ما آگاهی کامل داشته باشد واو کسی جز خالق نیست اوست که هم ابعاد روحی وهم جسمی انسان را در تدوین بر نامه سعادت، در نظر دارد اوست که سعادت را برای انسان تعریف می کند زیرا از هرکسی بهتر آن را می داند اوست که به ابعاد ثابت ومتغیر انسان آگاهی دارد وبر اساس آن دو گزینه برنامه ریزی می کند...البته تمام این گفته ها به معنای تعبد صرف نیست. بدین معنا نیست که کورکورانه از دستوراتش اطاعت نماییم(اگرچه که بعد اثبات وثوق چنین منبعی تعبد هم خلاف عقل نیست) بلکه هم او چراغی در درون ما برای تمیز درست از نادرست وحق از باطل قرار داده است و او بایستی ما را به اطاعت ازآن فرا بخواند اما این نکته را باز تأکید می کنیم که بسیاری ازجاها را با این چراغ نمی توان دید وبرای تکمیل آن نیازمند منبع بیرونی هستیم.
اکنون سؤال اساسی درباره اسلام است. در میان دیانات مختلفی که وجود دارند، چه زائده افکار نخبگان بشری یا آسمانی ووحیانی، دینی که کاملتر از همه است وحتی گزاره های خرد گریز هم ندارد چه برسد به خرد ستیز وهمه گزینه های آن مطابق با موازین عقلی است، اسلام است. البته باید سالها از عمر خود مایه گذاشت ودرباره آن تحقیق کرد، یا سیره عقلایی بشر را که مراجعه به متخصص فن هست، پذیرفت و زیر و بم اسلام را از کسانی پرسید که درباره آن کار کرده اند.البته این بنده چنین ادعایی ندارد واین چند سطررا هم از باب وظیفه وآنچه به نظرم می رسید بیان داشتم ودرهر قسمت آن آماده پاسخگویی هستم البته مطلب بیشتر از آن است که در این چند سطر به نگارش درآمده است...

حسيني
skhosaini@gmail.com

www.hosaini.blogfa.com

يکشنبه 3/6/1387 - 17:41 - 0 تشکر 53806

سلام
در جواب M.Shojaati
ا
یشان گفتند : این هم یک اصل غلط از اصول غلط شماست.اصلا ما هدف غیر پایان پذیر هم در دنیا داریم؟
ما در دعای کمیل به خداوند میگوییم "یا غایه آمال العارفین" یعنی "ای کسی که آخر آرزوهای عارفان هستی" بالاترین هدف عارفان هم لقای الهی بوده که پایان پذیر است.
از پیامبر(ص) در دنیا بالاتر نداریم.ایشان به هدفشان یعنی به لقاءالله رسیده اند.
پس به هدف خود رسیدند! این بالاترین هدف ممکن در کائنات برای یک موجود است.
لقاءالله! و این هدفی پایان پذیر است! این یعنی بالاترین هدف ممکن،پایان پذیر است حال چه طور ممکن است هدفی پابرجا اصلا وجود داشته باشد؟!!!!!!!!!!!
لطفا یک هدف پابرجا مثال بزنید که پایان ناپذیر باشد و زیر حرفتان هم نزنید که من منظورم این نبود و ... منظور شما فقط همین جمله است "اهداف پابرجا پایان ناپذیرند
."
جواب من : حرف شما اشتباه است راه رسیدن به قرب الهی بی نهایت است قرب الهی یعنی سنخیت داشتن صفات وجود انسان با وجود الهی و هرچه شکوفاتر شدن کمالات انسانی. اما خدا نامحدود است و انسان محدود. انبیا وامامان نسبت به سایر موجودات به قرب الهی بیشتر رسیده اند وبسیار سریعتر ازما به آن ادامه میدهند و اصلا دلیل انتخاب شدنشان هم به هدایت انسان ها همین است چون آنها در مدرسه ی دنیا بهترین نمره را گر فته اند یعنی انبیا و امامان بهترین فارغ التحصیلان مدرسه ی دنیا هستند و چون خداوند داناست آنها را به هدایت دیگران گماشته است تا دیگران را به این راه بی نهایت راهنمایی کندخدا که اینطور هدایت را برگزیده نمی تواند که اعلم را کنار بگذارد و کس دیگری را به هدایت بگمارد در اصل مقدمه ی این راه در جهان مادیست وبقیه ی آن در جهان آخرت هرکس بخداوند نزدیکتر به وجود مطلق نزدیکتر  این راه در دو جهان ادامه دارد
بعدا توضیح میدهم که لقای الهی بالاترین هدف است پیامبر بیش از همه به این هدف رسیده اند طوری که میگویند نزدیکترین وجود به وجود خدا وجود پیامبر است گرچه آنها لقا الله را طلب میکنند اما نزدیک شدن به وجود معشوق که همانا با رضای او همراه است را طلب میکنند نه رسیدن به آن(بعدا درستیاین هدف را ثابت میکنم )
والسلام

يکشنبه 3/6/1387 - 22:57 - 0 تشکر 53834

سلام

ببخشیدا ولی اگه یه مقداری بیشتر رعایت كنید ممنون می شم. من تا به حال توی تبیان خیلی ناراحت شدم... ولی دیگه كم كم داره به آستانه ی تحمل من می رسه...
خب ببخشید من دراینجا رسما عذر میخواهم اما از بس که منطق منطق کردید من فکر نمیکردم این همه احساساتی باشید اما حیف . حیف که نمی توانم مثالی بزنم چون شبهه پرا کنی حرام است والا چنان مثالهایی میزدم که چنان کف کنید که کارخانجات شامپو سازی بیایند از کف شما نمونه برداری کنند برای کف کردن بیشتر شامپوهایشان.بله اگر میدانستید آنهایی که مثلا گفته اند حقیقت نسبیست چقدر زیباتر از شما مطرح کرده اند با من موافق بودید
برای هزارمین بار می گویم مبادا با این حرف های ما ناخود آگاه احساستان بر عقلتان غلبه کند و نسبت به ما حالت تدافعی بگیرید تا اگر ما حرف درستی هم زدیم ناخود آگاه نفهمید.
نمی دونم چرا فكر می كنی جوابتو نمی دم...
حالا بدان: این هم یک مثال :
این را گفتم : اشتباه اصلی شما این است که می گویید اول باید هدف را انتخاب کرد و بعد باید مطا بق با آن هدف خوب وبد را تعریف کرد اما انسان عاقل اول هدف را می سنجد که آیا درست است یا نادرست بعد آن را بر میگزیند
جواب اولتان را که من هم قبول دارم

من گفتم :شما نمی توانید این را قبول نکنید که آخر عاقبت انسانهای خیالی شما مرگ ونیستی است یعنی آخرو عاقبت این همه تلاش آنها هیچی است پس آنها چرا برای رسیدن به هدفشان اینهمه دست وپا میزنن
ایشان گفتند :به خاطر جهان جاوذان
جواب من : هان پس آنها در اصل هدفشان جهان جاودان است وچون جهان جاودان را میخواهند عاشق دیگری یا خودشان میشوند هدف پابرجا = جهلن جاودان
از آن گذشته با چه برهانی آنها در جهان جاودان به رستگاری میرسندچرا؟؟؟؟؟؟
چند تا نقل قول دیگر هم می آورم دیگه حال توضیح دادن هم دربارش ندارم خوتان بفهمید
درصفحه ی 5 گفتم که : اگر منظورتان از خوب وبد همان حق و ناحق و درست ونادرست است و منظورتان اینست که حق نسبیست یعنی حق و درست نسبت به افراد متفاوته ( و به نسبت هدفشون تعیین می شه) و ما حق ودرست مطلق نداریم
ایشان گفتند که : دقیقا حرف حساب من همینه.
درصفحه ی 8 گفتم : می گویید حقیقت نسبیست
ایشان گفتند : من این را نمی گویم... حقیقت مطلق است و هرآنچه است كه طبق منطق ارسطویی قابل اثبات باشد. حرف من این است كه مفاهیم "خوب" و "بد" نسبی اند.
در صفحه ی 8 گفتم : من می توانم عاشق شما را از هدفش باز دارم اگر به او یک معشوق جدیدتر بدهم با تمام مشخصات معشوق قبلی اما بسیار بهتر و کاملتر از آن
ایشان گفتند : عاشق كور و كر است و تنها به فكر رضایت معشوق. شما نمی توانی حتی با منطق برای او اثبات كنی كه فلان معشوق از معشوق او بهتر است.
من گفتم : عاشق شما چطور معشوقش را انتخاب کرده با یک عشوه با یک نگاه یا با عقل؟
گفتند : به هر طریق ممكن
جواب من : در جایی ایشان گفته اند که : ما این جا داریم با عقل و برهان كار می كنیم. نه با ادبیات. اینجا انجمن ادبیات نیست.
یک نقل قول دیگر : میفرمائید این تعاریف در ذهن شما هستند اما از کجا معلوم؛
از كجا معلوم؟؟؟؟؟ یعنی چی؟؟؟؟؟ من دارم میگم توی ذهن من هستند دیگه.........
با توجه به کدام سند معتبر
منطق
جواب من : ما که نفهمیدیم منطقی حرف بزنیم یا نه منطقی قبول کنیم یا نه هر چیزی را به هر طریق ممکن قبول کنیم یا با منطق قبول کنیم ما را از این گیجی در بیاورید
بعدا ثابت میکنم که فقط عشق به خدا عقلانیست انبیا در عین اینکه عاشق بودند هدفشان را هم عقلانی انتخاب کرده اند یعنی هدفشان با برهان مخالف نیست
یک نقل قول دیگر : هدف پابرجا را تعریف کردید و گفتید هر کس چنین هدفی را نداشته باشد غافل است اما به چه دلیل
ایشان گفتند : دوست عزیز... این فقط یه اسم سلیقه ایست. شما اسم این گروه رو هر چی دوست داری بذار.
همچنین گفته اند اینها ساخته ی ذهن من است
چواب : معمولا افراد با زبان مادری خود فکر می کنند و هنگام فکر کردن از زبان استفاده میکنند حال شما چگونه چند سال است بدون وابستگی به زبان در این باره فکر میکنید و سلیقه ای اسم انتخاب میکنید معمولا در بحث هنگامی که کسی کلمه ای را بکار میبرد یا باید آن کلمه خود حاوی معنی باشد یا آن را تعریف کرد والا باید به دیگران حق داد که چیزی از بحث را نفهمند
یک نقل قول دیگر:من گفتم: برای من هنوز مثال نزده اید این مثال امامان و انبیا که من زدم قبول نیست چون اینها همه مسلمانند و شما اسلام را قبول ندارید
ایشان گفتند : من اسلام را قبول ندارم... تاریخ را كه قبول دارم.
خوب عزیز من زودتر میگفتی من اسلام را تاریخی براتون ثابت کنم راحت ترم هست(البته من قول داده ام که بعد بر هانی ثابت کنم) اصلا ببینم شما چرا تاریخ را قبول داری؟
ایشان گفتند: چون خداوند وجود دارد(توسط دكارت اثبات شده)
جواب : خیلی ها خیلی چیزها میگویند شما اثبات ایشان را بیاورید و توضیح دهید تا من هم اشکال وارد بر اثبات ایشان را بگویم
ایشان گفته اند: حقیقت مطلق است و هرآنچه است كه طبق منطق ارسطویی قابل اثبات باشد. حرف من این است كه مفاهیم "خوب" و "بد" نسبی اند.
جواب : اگر منظورتان از خوب وبد همانست که در انتخاب مدل لباس و مو بکار میرود ما هم قبول داریم اما در انتخاب هدف زندگی انسان با درست و نادرست و حق وناحق سرو کار دارد

اصلا شما عضو کدام یک از این گروهها هستید
همینقدر بس است
فک کنم این بحث هم یکی از همان هدف های پابرجا باشد که پایان ناپذیر است والا ما غافلیم

دوشنبه 4/6/1387 - 0:16 - 0 تشکر 53844

در جواب فرومز

بعدا توضیح میدهم که لقای الهی بالاترین هدف است

بعدا هم با برهان حقانیت اسلام را بطور کامل اثبات می کنم

من بعدا به شما عقلا ثابت میکنم که اطاعت محض از انبیا وامامان یک اصل عقلیست

من نمی دونم این بعدا كی فرا می رسه.....!!!!!!!!!!!!!!!!!

در ضمن لطفا از پرداختن به بحث های عرفانی و اسلامی بپرهیزید. چون وقت تلف كردنه. هر چیزی  رو می خواهید اثبات كنید تنها با منطق و منطق و منطق.....

  شد؟

 

 

دوشنبه 4/6/1387 - 8:56 - 0 تشکر 53861

سلام داداش

آن جوابی که بعدا بعدا توش بود مال آقای M.Shojaati بود نه شما والا اینطور به شما جواب نمی دهم  همانطور که در پست قبلی توضیح دادم ما فعلا تکلیفمان را اینجا نمی دانیم با منطق حرف بزنیم یا نه بنابراین چون بقول خودتان بحث شما یک بحث فرادینیست گفتم اول تکلیف ما اینجا معلوم بشه و بحث اینجا نتیجش معلوم بشه بعدا بریم سر اثبات اسلام.لااقل جواب سوالات شما را میدم که

 شما خیلی هم مبتدی نیستی خدا را قبول کردی معاد را قبول کردی یک دو تا اصل دیگه را قبول کنی میشی مسلمان یعنی تسلیم حقیقت

اما حالا چون خیلی عجله داری یک سایت بنطرم خوب پیدا کردم  برو به بخش کلام واعتقادات از اثبات خدا شروع کن بیا پایین این هم نشانی :

نع خیر تا اثبات خدا توسط دکارت و معاد و این چیز ها را ثابت نکنید من نمی گم

درضمن آقا نارحت نشی ها یک وقت من شوخی می کنم بخدا قصد توهین ندارم

دوشنبه 4/6/1387 - 9:15 - 0 تشکر 53862

توجه!                  توجه!
خونه دار و بچه دار زنبیلو وردارو بیار!
اگر دغدغه ی دین دارید! اگر سوالات راه خونی مغزتان را مسدود کرده ! اگر شبهه ها نفستان را بند آورده  اگر دنبال جایی میگردید که به سوالاتتان کامل پاسخ دهد به ما بپیوندید!
من به شما هدیه ای میدهم که غیر قابل جبران است یک هدیه ی استثنایی!
بله دوستان یک برنامه ای هست که من چند سال است گوش میدهم و در آن چنان سوالاتی میپرسند که نگو ونپرس و پنان پاسخ هایی از کارشناس برنامه میگیرند که نگو و نپرس تر باید خودتان ببینید:
پرسش وپاسخ اعتقادی
این برنامه نه جوون پسنده نه باکلاس اونطور که شما فکر میکنید ویژگی این برنامه اینست که جواب سوالات راضی کننده وجامع وقابل فهم است به این بهانه که شما متخصص نیستید جواب سوالات ماست مالی نمیشود اما غیر قابل فهم هم نیست بعد از این همه وقت شاید 5 تا سوال هم پیدا نکنم که در آنجا مطرح شده باشد ولی من راضی نشده باشم به جرات میتوانم بگویم هیچ جای دیگر من این هم مطلب یاد نگرفته ام اینجا واقعا چیز یاد میگیرید نه اینکه فقط حرفهای خوب خوب با بیان خوب خوب بشنوید من آدم بسیار سخت پسندی هستم

این برنامه امروز وفردا یعنی هر هفته دوشنبه وسه شنبه از رادیو معارف ساعت 4 بعد از ظهر پخش میشود و تکرارش فردا ساعت 10 پخش میشود شما که این همه وقت آزاد دارید حالا یک ساعت در هفته را به این برنامه اختصاص دهید و چنانچه بعد از یک ماه گوش دادن به آن راضی نشوید بر من لعن بفرستید.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.