بسم رب الحسین
ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
*******************************
سلام
تو حیاط همینجور واسه خودم خوش خوشک نشسته بودم و هی داشتم با خودم فکر میکردم و اینا که ییهووووووویی بیرون گشتم یکهویی بیرون گشتم اِ اِ اِ ببخشید این که شعره برنامه کودک بود.
فکر میکنم وقتی پرین و آنشرلی با هم میرفتن دیدن چوبین تا با داداش کاییکو بجنگن برای نابودی صدام و به امید پیروزی تیم ملی فوتبال کشورمون در دیدار نیمه نهایی جام باشگاه های اروپا این شعرو میخوندن!!
میگفتم نشسته بودم همینجور که این ظاهر شد
گفتم:کیستی؟؟
گفت:من روح قلیهم...
گفتم:اااااااااااااا چه باحالی...من (هه هه نمیگم چون آبروم میره)
گفتم:خخخخخب چی کار داری؟؟؟
(لایک چهل گیسو که طبق معمول همیشه داشت زاغ سیاه بچه ها رو چوب میزد فکر کرد من دیوونه شدم با خودم دارم حرف میزنم نیشش تا بناگوش باز شد
و بدو بدو رفت همه رو صدا کرد منو نیگا کنن)
ق: ببین مگه تو مامور مخصوص فرمانده لشکر ارواح نیستی؟؟؟
ی:خب اره هستمی!! البته هنوز فرمانده نیکادل اوکیش نکرده
ق: مگه فرمانده جهان آرامش نیست؟؟
ی: هستشه...
ق:خخخخب اون اول حرفاش چی میگه؟؟؟
ی:میگه سلام بر اهل حقیقت...
ق:نه اون یکی که بقیه هم بعضا میگن
ی: سلام بر اهل صلح
ق:اوکییییی همین همین...صلح...
ی:خخخخب؟؟؟
ق:آخ خدایا بمیرم واسه فرمانده خب به جمال نداشتت...تو هی دم از چی میزدی؟؟؟
ی:شورش
ق :برات متاسفم
در عرض جیک ثانیه حرفش اثر کرد روم...منمستبدرسخعسبتبمیسلسلبییییییللللنیت8822#$#%2
متحول میشوییییییییییم...
پا میشم خودمو میتکونم و میرم وسط حیاط و سوت میزنم...ولی چون بلد نیستم بی خیال میشم و جیغ میکشم و بچه ها رو صدا میکنم...
همه میان گیگیلی هم میاد...
ی:ااااا اااااااااا گیگیلی؟؟؟تو هم اومدی
گ:نباس میومدم؟؟
ی: هوووووم؟؟؟؟نههههه چیز کن...چیز کن... چیز دیگه برو معاون ارشد کارت داشت
گ:کجا برم؟؟؟
ی:هوووووووم؟؟؟ برو ..بروووو....برو بیرون پادگان بود(دماغمممممم؟؟ چرا دراز میشی؟؟؟)
گیگیلی رو با یه بدبختی دکش کردم و رو کردم به بقیه و گفتم
ی: بینید دوستان ما اینجا نیومدیم واسه اینکه درد سر درست کنیم و شورش کنیم و اعصاب خودمون و فرماندهان رو خورد و خاکشیر کنیم
ل چ: چراااا اومدیم واس همین کار
ی: نهه نیومدیم اومدیم مرد بشیم...اومدیم خودمونو بسازیم
نهههههه حالا اینقدرام نه...ولی خداییش ببینید
گفتید موکوتاه نمیکنیم گفتن چشم...گفتیم غذا ایراد داره درستش کردن
گفتیم فلان قبول کردن...بچه ها اینا تا یه حدی تحمل میکنن...ماها یه سرباز جز بیشتر نیستیم
پس فردا که همه فرمانده هان و افسران و اینا اومدن بعد میان دونه دونمون رو تنبیه میکنن هاااااااااا
ببینید گیگیلی که افتاده رو دور شورش...این از بچگی این ریختی بود...حالا که شده گیگیلچه دیگه بدترم شده
جدیدا هم من دقت کردم همش با شورشی ها میپره...با جواد و شوریده و ....
ببینید بچه ها جواد که حرفه ایه...گلیم خودشو از آب میکشه بیرون...گیگیلی هم که یاد میگیره گواهی دکتر میاره و فلان..
ببینید بچه ها میان بهمون کلاغ پر میدن خداتا...ضجرمون میده هوارجور...
بابا بیاین یوخده سیاست داشته باشیم...هی تابلو بیایم بگیم شورش شورش
خب برادرای من خواهرای من سرکوبمون میکنن...
هممون سربازیم به شلغم پادگان تنزل درجمون میدن...
همین تو چهل گیسو سان، با این موها چطوری کلاغ پر میری؟؟؟زیر پات گیر میکنه خخخخب
تو حسین طهوری، دوییدن واست ضرر داره...قلبت میگیره
تو رجیدت جلو چشت سی دی ها و نوارهای موسیقی رپ رو میشکونن...
کویر تشنه جلو چشت آب میخورن بهت نمیدن هق هق
تازه تو مجیک میگیرن با میخ میکوبن رو سرت...نایتو در میارن جاشو با مری عوض میکنن
چشاتو در میارن میذارن با همون میخه وصل میکنن به گوشات جای گوشواره
و تو کراندار ابی تو رو هم باید با گیگیلی میفرستادم پی آن سیاه نخودکان اما دیدم میشه تو رو نجات داد
میگیرن جلو چشت رنگ آبی رو حذف میکنن...دیگه نیییییتونی بنویسی با آبی...
اره بچه ها درسته نخوردیم غذای پادگان اما بالاخره خونه این و اون که خوردیم...
پس یه نمه بیاید حواسامونو جمع کنیم...
ماها نباید کم تجربگی کنیم...تا میتونین بچه های خوبی باشیم
وقتی اومدن فرمانده ها و بقیه سران بشیم بچه ها مثبت های مقیم پادگان اما هر موقع دیدیم بهمون نمیرسن و کم کاری میکنن شورش میکنیم...اما نه تابلو ...حالا از من گفتن بود...
ماها نهایت بتونیم روح و روانمون رو با نگین درمون کنیم...جسممونو که با سیگار میسوزونن...با خاک انداز تو مخمون میزنن...انگشتمونو تو حلقمون میکنن تا ته...ماهمون رو به هم گره میزنن میگن حالا شونش کنید...ویروس تو کامپیوترامون میریزن...لوله از وسط سرمون رد میکنن...رودمونو در میارن میندازن جلو اون هاپوئه...مکلارن رو مجبور میکنن از رو انگشتامون یکی درمیون رد بشه با چهار چرخش(فکر کنم اینجا رو با زندان گوانتانامو اشتباه گرفتم!!)
خوب فکراتو بکنید از ما گفتن...
اوه اوه گیگیلی اومد
گ: ننههههههههه...
ی:اااااااااا قاطی نکن دخمره ننه چیه؟؟؟
گ: آهان ببخشید بیرون تظار رو دیدم قاطی کردم...نبود که معاون چی میگی تو؟؟؟
ی:ااااااا رفتههههههه...حیففففففففف...رفتهههه...ول کن دیگه...رفتهههههه
نچ نچ نچ...رفتهههههه...بی خیال داشتیم ذکر و خیرتو میگفتیم
راستی لایک چهل گیسو دیشب بر تو چه گذشته بود؟؟؟
**سلام بر حسین**