سلام وتشكرازسیاوش صحنه ی مهربون..
میدونم خیلی دیربه دیرمیام اماباوركنیدتامیام توخونه میپرم پیش سیستم...شرمنده دیگه
وحالا دوست عزیزمون،پارسا زاهد:
اول شناسه: پنجره خیال. اه نه ببخشین پنجره ی خیال
خب از ظاهر پنجره شروع میكنم.
ظاهر این شناسه میگه حتماً میخوایین اون "ی" خونده بشه.
و این براتون خیلی مهمه.
یادمه اسمتون رو وقتی تو فهرست شركت كنندگان طرح بلائونه نوشتم و این "ی" یادم رفته بود
خیلی زود گفتین شناسه من بدون "ی" نمیشه.
خب آره واسم مهمه...چون از نظردستورزبان فارسی نوشتن«ی»لازمه...
همین طورچون خودم اسمم رو با ی نوشتم وقتی بدون ی نوشته میشه حس میكنم یه چیزی ازم كم شده...همین
شما در ذهنتون و در خیال یه جایی میرین كه یه پنجره میبینین و از اون پنجره دارین به
خیالهاتون نگاه میكنید
نه اینكه از اون خیالها كه زیبا هستند فرار كنید، نه.
بلكه میخواین از قاب این پنجره ذهنی این خیالات رو زیبا تر و مزین تر ببینیددر واقع این پنجره ذهنی پنجره ای باز شده به سوی خیالهاتون و دست یافتن به اونهاست.
تعبییر زیباییه....ولی خب الكی زیباتصوركردن هرچیزی زیادهم خوب نیستاااااااا
دوم آواتار:
این آواتار جنس خیالهاتون رو نشون میده، یا بهتر بگم اون خیالهایی كه دوست دارین همیشه بهشون نگاه كنید.
این پنجره میگه این خیالها، خیالهایی از جنس روابط دوست داشتنی بین آدمها و بین خانواده هاست.
و اصلاً اشاره به مادیات نداره. میخواد بگه شما در خیالتون سادگی و زیبایی زندگی، بخصوص در دوران گذشته رو تصور میكنین و از این پنجره وقتی دلتون تنگ میشه، اون زیبایی ها رو هر وقت بخواین میبینید.
چون این زیبایی ها رو هیچ وقت در واقعیت ندیدین، این پنجره رو ساختین تا از اینجا اون زیباییها رو كه گذشتگان میدیدن شما هم در خیال خود ببینین.
خب گذشته ها خیلی یادگاری های ساده ای واسم گذاشت،ساده اما زیبا ودوست داشتنی...
ولی روابط بین آدمها وبین خانواده هم ازپنجره برداشت میشه؟؟؟ولی من وقتی دوست دارم همه رو پشت سربذارم
وبه هیچ چی فكرنكنم ترجیح میدم برم سراغ یه پنجره وبه دوردست ترین نقطه ای كه اون پنجره نشون میده نگاه كنم....
سوم امضا: این امضا میگه، شما آدم انسان دوستی هستین و براتون سرنوشت و مسیر همه آدما مهمه.
دوست دارین همه راه درست رو برن. وقتی گمراهی بعضی ها رو میبیند، نمیتونین این چیزی كه دیدین رو تحمل كنین.
البته شدت این مسئله میتونه كمتر باشه. چون این جمله طبق نوشته ی شما از دكتر شریعتی هست و شاید زیبایی كلماتی كه كنار هم قرار گرفتن، و یك عبارت قشنگ به وجود آوردن، شما رو جذب این عبارت كرده.
حتی قبل از اینكه مفهوم این عبارت رو كامل درك كرده باشین.
بله...سرنوشت همه وراهی كه میرن بیش ازحدبرام مهمه....اونقدركه بعضی وقتااعصابم ازدست خودم خرد میشه..
اینم احتمالا درست حدس زدید...چون زیبایی قرارگیری كلمات كنارهم اول منو به خودش جذب كرد..
اما اون دو تا پروانه صورتی.
خب این دو تا در واقع جذب همون پنجره(آوتار) شدن و در واقع دارن دور نور خیالی كه از اون میاد میچرخن.
چون محدودیت در آواتار انیمیشنی وجود داره شما مجبور شدین این دو تا پروانه رو تو امضاتون بذارین و این طوری دوری عاشق و معشوق رو مد نظرتون قرار دادین( یه هدف جدید).
قبل از اون دو تا پروانه، نوشتین" پنجره ی انجمن ادبیات...."
این یعنی شما دارین همه رو دعوت میكنین اون زیبایی رو كه میبینین، اونا هم ببینن و ازش بی بهره نباشن.
فكر میكنین شاید بقیه نتونسته باشن این پنجره رو برای خودشون بسازن و برای اینكه اونا بتونن این مناظر خیالی رو ببینن، با روی گشاده از اونا استقبال میكنین.
در واقع اون نقطه چینها میخواد همین چیزا رو بگه كه شما تو نقطه چین بقیه حرفاتون رو خلاصه كردین.
راستی نمیدونم چرا همش از مصدر به جای فعل استفاده كردم!!!
ممنون كه به پروانه ها هم توجه كردید وحتی به اون نقطه چین ها...دوری عاشق ومعشوق مدنظرم نبوده ولی دوست داشتم كه
این پروانه های كوچولواینجا حركت میكنن...
بله دیگه یه جوردعوته...چون مشتاقانه منتظرحضوردوستام هستم....نقطه چین هم یه جورعادته..بدون اوناحس میكنم نوشته ام ناقصه
این نقطه چیناهمه جا هست...توی شعرام،توی اس ام اسام...هرجاكه جمله ای هست
در آخر، خوب نشونه گرفتم؟ زدم به هدف؟ زخمی كه نشدین؟خب به قول خودتون
یا حق
بله بله...نكات جدیدی رو گفتید...ممنون ازحضورتون..درپناه حق
راستی،این كلمه هایی كه رنگی كردید رو هركاری كردم رنگش برداشته نشد...باچی رنگ كردید؟؟