• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 35090)
يکشنبه 28/7/1387 - 18:42 -0 تشکر 66194
تحلیل آواتار اعضای انجمن روانشناسی!

به نام او که آرام قلب من است

به نام او که هستیم برای او و زندگیم فدای او

به نام او که بخشنده و مهربان است

--------------------------

سلام دوستان

اینبار دیگه از تست خبری نیست...بسه هر چقدر انجمن رو تبدیل کردیم

به تست خونه!

اینبار میخواهیم یه حرکت ه دیگه ای کنیم...

که ان شاء الله اگه درست پیش رفتیم ادامش بدیم ...

همونطور که میدونید همه ی ما سعی میکنیم کاراکترها و شخصیت ها

و یا هر تصویر دیگه ای که مورد علاقمون هست رو به عنوان آواتارمون استفاده کنیم

و یا برای شناسه ی کاربریمون هم همینطور...

و من فکر میکنم این دقیقا بر میگرده به شخصیت واقعی ه خودمون

تو این تاپیک میخواهیم بر اساس آواتار و شناسه ی کاربری یک نفر نظرمون رو بگیم

در مورد اون شخصیت

تکرار میکنم نظرمون رو بگیم...مسلما ما روانشناس نیستیم...

نمیخوام در مورد کسی قضاوت کنیم.

برداشتمون رو میگیم مثلا مثلا من "فکر میکنم" نوای آسمانی شخصیتی هست

که تو زندگیش به نداهای آسمونیی که بهش میرسه توجه میکنه

یا خیلی چیزای دیگه....مثلا من در مورد آواتارش نظر جالبی دارم که به موقع میگم

خیلی سعی کنیم که قضاوت نکنیم و فقط برداشت خودمون رو بگیم.

فکر میکنم برای هر فرد سه روز وقت بذاریم خوبه.به طور متوسط سه روز...

 سعی کنیم حرفه ای عمل کنیم...آهان!مثلا میتونیم بگیم این آواتار میتونه نماد .... باشه.

یا این شناسه ی کاربری

هدف هم این هست که میخواهیم خودمون رو محک بزنیم که چقدر میتونیم

خوب فکر کنیم خوب تجزیه تحلیل کنیم و...(این تست قوه ی تخیل دوستان رو هم

خیلی خوب میتونه پرورش بده!)

کسی ه که انتخاب شده میتونه بیاد نظرشو راجع به نظر دوستان بگه

و در آخر علت انتخاب شناسه و اواتارش رو برامون توضیح بده

نمیدونم تونستم منظورم رو و هدفم رو برسونم یا نه...به هرحال...

ادامه میدیم اگر نتونستم تمومش میکنیم

برای شروع هم از خودم شروع میکنیم که اگه نشد لااقل ....

من با دو شناسه ی 

Aansherly

 شیطون ترین فرشته ی خدا

(هر تعداد شناسه ای که تو تبیان دارید رو بگید دوستان اگر مایلید،اینجوری بهتره

میتونیم بهم ربطشون بدیم البته شناسه که یکی هست

منظورم همون اسم های متفاوت در بخش های متفاوت هست)

بسم الله...

 

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
جمعه 26/4/1388 - 14:30 - 0 تشکر 133295

سلام

ممنونم كاربرخوب انجمنها،آنشرلي جان

ازمن دعوت شد كه صبركنم...

بهم گفتن اگه دوست داري ميتوني به بحثها جواب بدي اما من گوش ندادم

شرمنده

خدانگهدار

دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی

    

 

جمعه 26/4/1388 - 17:6 - 0 تشکر 133317

پنجره عزیز

فکر نمیکنم کسی به شما خرده بگیره

اینطوری که به نظر میرسه جناب سیاوش صحنه و نگین عزیز

خیلی درگیر هستند

فکر میکنم   درست نیست بیش از این به انتظار بشینیم

به احترام همه ی دوستانی که منتظر هستند

اگر صلاح میدونی  بحث رو جمع و جور کن

 

باید بروم در خلوت سرخ

تا بتوانم  ترانه ی آگاهی بخوانم

و خدا است تنها پناهم

خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد

 

جمعه 26/4/1388 - 17:21 - 0 تشکر 133319

بسم الله الرحمن الرحیم
یا لثارات الحسین
****************
سلام بر شما

********
خب تحلیل من :
( دقیقه 94 میاد تحلیل می كنه تحلیل نمی كردی بهتر بود -- خورزوخان )
شناسه : پنجره ی خیال
به عدد نه علاقه داید چقر ؟ به 10 چطور ؟
پنجره معمولا برای دیدن اون چیزی كه نمی بینیم استفاده میشه .
پنجره ای كه توی خونه است یا برای ورود نور به اتاق یا برای دیدن واقعایات خارج از جو اتاق .
خب حالا این پنجره خیالی باشه یا مثلا اون پنجره ای رو كه ازش نور و دیدن بیرون جو استفاده می كنید خیالی باشه .

خیال
شما وقتی از طریق پنجره به بیرون نگاه می كنید ممكنه برخی رفتار برخی اعمال را واقعی تصور كنید فكر می كنید همه اونها آدم های به ظاهر واقعی و درستی هستند فكر می كنید هركی قلمش بهتر بود واقعی تره مثلا سبزی فروشی رو می بینید فكر می كنید چون فروش بیشتری داشته پس بهتر اون سبزی فروش سر كوچه است . نه از این پنجره خیالی فكر نكن تصمیم نگیر اگه یكم دقت كنی می بینی سبزی فروشه سبزی های خوب رو گذاشته جلو و داره فریاد میزنه و مشتری زیاد داره اما غافل از اینكه این پنجره ی خونمون كه من با نگاه به خیابون و دیدن سبزی فروش خیال می كردم سبزی فروش خوبیه بد از آب در اومد .

نور
یك پنجره نور رو هم وارد می كنه .
نور زیادی مضرر و باید بدونیم چه نوری و چه مقدار لازمه مثال من كه اهوازم حداكثر گرما توی ایران به تنم خورده من تا یه مقداری ظرفیت گرما رو دارم و اونم مثلا 60 الی 65 درجه اما بالای اینو نمی تونم .
مگر اینكه توی دمای مثلا 70 درجه زندگی كرده باشم .
یه پرده باید داشت تا جلوی ورد نور مضر رو گرفت .
نور همه جا هست نباید بگیم نور آفتاب به زور نور چراغ رو كم كرده .
مطلب من خیلی بیخود بود نه
اما روش فكر كن نتیجه هم كه گرفتی برای خودت نگه ش دار .

آواتار :  نظر بالا از روی آواتار  و شناسه بود .
امضاء : قلم ایشون آدم رو میخكوب می كنه بشینه بخونه .
دیروز كتاب گفتگوی چهار جانبه دكتر شریعتی ، مقام معظم رهبری ، آقای حجازی ، استاد مطهری رو خوندم .
به فكر نسل جوان بود .
من از نوشته های ایشون نوشته های ادبی ایشون خصوصا معنوی ایشون لذت می برم و بنده چون شما جانشین انجمن ادبیات هستید به نوشته های ناب ادبی ایشون نیاز دارید .
این  بو د انشاء یعنی تحلیل من ...
موفق و موید
التماس دعا

http://rahpoyvesal.blogfa.com
شنبه 27/4/1388 - 10:44 - 0 تشکر 133468

الهی به امید تو

---

سلام به یکایک دوستان.اولین روز هفته تون به خیر.

از تمامی شما متشکرم که توی این بحث شرکت کردید.

ما فقط مبهوت این شدیم که تا قبل از این باید می رفتیم دونه دونه بچه ها رو می کشوندیم اینجا تا بدونن تاپیک تحلیل برقراره و بیان تحلیلاشون رو بکنن.ولی یه پنجشنبه و جمعه که از بد روزگار ما به نت دسترسی نداشتیم 6تا کامنت و... !!!

---

من فکر می کنم خانم آنشرلی یه زیادی ما رو کشیدن زیر اخیه.ولی دوست دارم ایشون که خودشون هم توی کادر مدیریتی فعالن ما رو درک کنن که گاهی مسائل شخصی و حتی انجمنی ای پیش میاد که باعث می شه توی یه سری چیزا یه تاخیرهایی بیفته،یه عقب و جلوهایی بشه و...

فکر می کنم قضاوتشون یه مقدار تند بود.

---

 پارسای عزیز من،مشکل شما قراره از طریق ایمیل (به دلیل اینکه به حق دوست نداشتید مسائل شخصیتون علنی بشه) بررسی بشه و اون مسئله کاری به این تاپیک نداره که اینجا بخواد مطرح بشه و اگر هم بخواد توی انجمن مطرح بشه تاپیکش جداگونه ست.

---

پنجره ی خیال عزیز آخر کامنتشون از قضاوت ها! تشکر کردن ولی ای کاش یه مقدار بیشتر به خودشون رجوع می کردن.

اونجایی که اشاره می کنن باهاشون برخورد شد و یا اینکه بهشون اخطار! داده شد کجاست...؟

اونی که شما اسمش رو می ذارید اخطار از نظر من دعوت به صبره.چرا که گله داشتید که دوستان کجان و چرا نمیان تحلیل کنن که من هم دعوت کردم که صبر کنید تا شرایط به حال عادی در بیاد و امتحانات و انتخابات و... تموم بشه.(که همینم شد و بچه ها دونه دونه اومدن)

اصلا فکرش هم نمی کردم اینطور در مورد ما فکر کنید دوست عزیز.گله داریم ازتون.

---

 دوست عزیزم حس غریب.

قبول داریم تاخیر به وجود اومده رو.

درگیر هستیم ولی این درگیری ها فقط شخصی نیست.باور کنید دقیقا مربوط می شه به همین مسائل انجمن.کاش می شد یه سری چیزا رو علنی گفت...

---

تحلیل younes_salehi از اون بامزه هاش بودا :-)

به قول خودش دقیقه ی 94 که چه عرض کنم دقیقه ی آخر وقت اضافه ی دوم که همه افتادن به جون همدیگه که کسی نمیاد تحلیل کنه و بیاید بحثو ببندید و فلانه و بیساره... ایشون خیلی خونســـــــــــرد! میان یه تحلیل جانانه می ثیتونن.

دستت درد نکنه دوست من.

---

علی ایحال اگه عمری باشه انشاالله طی همین دو روز اخیر پرونده ی این بحثو می بیندیم.

یاعلی

The Answer To My Heart Is Peace,Love And Humanity 

شنبه 27/4/1388 - 17:52 - 0 تشکر 133576

ذهن من الان تبدیل شده به یک علامت سوال و علامت تعجب بزرگ!!!!!

ممنون میشم برای یک بار هم که شده به نوشته های همدیگه دقیق بشیم و صحبت های رد و بدل شده این چند ماه اخیر رو مرور کنیم.

آنشرلی:پنجره جان امروز با من تماس گرفتن و گفتن من درست وسط امتحاناش این تاپیک رو زدم( من نمیدونستم ایشون پیش دانشگاهی هستنپس تا اتمام امتحان ها این تاپیک میمونه...

پنجره خیال عزیز با وجود اینکه تعداد دوستانی که توی تحلیلشون شرکت کرده بودن کم نبودن بازهم گله مند بودن و برای یاداوری ریز صحبتها میتونید به صفحه 3 مراجعه کنید

بعد از برطرف شدن کسالتی که برای من پیش اومده بود با توجه به اظهار ناراحتی پنجره خیال به همراه سیاوش صحنه عزیز تصمیم گرفتیم زمان شرکت در تاپیک رو بیشتر کنیم.

نگین 22:همونطور که سیاوش صحنه عزیز هم گفتن این تاپیک ادغام نمیشه و بازه تا پایان امتحانات.تا اون زمان دوستان فرصت دارن توی تحلیل شرکت کنن و اینکه جواب مطالبو الان بدی یا بعد از امتحانات به میل و نظر خودته.

کاری که در حیطه اختیارات من بوده اینه که تاپیک رو ادغام نکنم و فرصت بیشتری به دوستان بدم تا شرکت بیشتری رو شاهد باشیم اونهم فقط و فقط به خاطر جلب رضایت پنجره خیال .

وگرنه داشتیم دوستانی رو  که در حین بررسی و اجرای تحلیلشون مشکلاتی بوجود اومده ولی چون شکایتی نداشتن و گله مند نبودن پست تحلیلشون سر موعد مقرر به اتمام رسیده.

جناب سیاوش، نگین عزیز، دیگه وقتش نیست تحلیل زیبای خود پنجره ی خیال عزیز رو بخونیم آیا؟

گویای خاموش عزیز،شما چرا؟جواب این سوال رو من یا سیاوش صحنه باید بدیم؟

شما که توی اکثر تحلیل ها شرکت داشتی و میدونی روند کار به چه صورته.در مورد تاپیکای قبلی مگه زمان پاسخگویی فردی که داره تحلیل میشه رو من تعیین میکردم؟هر کسی بسته به میل و نظر خودش به تحلیل دوستان نظر میداد.بعضیا بتدریج و به ترتیب اینکارو میکردن بعضیا هم میذاشتن وقتی تقریبا اکثریت نظرشونو دادن جواب میدادن.تا الان غیر از این بوده؟!!

من منتظرم كه مدیریا جانشین انجمن اعلام كنن كه وقت تحلیل دوستان تموم شده

پنجره خیال عزیز!یک بار دیگه نوشته قبلیم رو یاداور میشم:

همونطور که سیاوش صحنه عزیز هم گفتن این تاپیک ادغام نمیشه و بازه تا پایان امتحانات.تا اون زمان دوستان فرصت دارن توی تحلیل شرکت کنن و اینکه جواب مطالبو الان بدی یا بعد از امتحانات به میل و نظر خودته

من نظرم رو واضح و روشن اعلام کردم.واقعا نمیدونم شما منتظر چی بودی یا هستی؟!تاپیک تحلیل شما مثل باقی تاپیک ها زمان مشخص شده داشت.اما به خاطر یه سری از مشکلات که باهم ترکیب شده بود شما ابراز نارضایتی کردین که من زمان ادغام تاپیک رو باز گذاشتم.

حتی باهام برخورد شدبه خاطرحسی كه ازكش دارشدن

چه برخوردی با شما شده ؟؟!!

ممنون میشم عین اون جملات رو کپی کنید تا هم من هم بقیه دوستان در جریان قرار بگیریم!

فقط چون بهم اخطارداده شده كه صبركنم،منم صبركردم....

وهنوزهم منتظرم تا اجازه بدن من جوابام رو ثبت كنم

اخطار؟؟!!

اجازه؟؟

شما اگر یک نگاه گذرا به تاپیک های دیگه که بدون دردسر شروع و تموم شدن مینداختید دچار اینهمه سوتفاهم نمیشدید!

از بقیه دوستانی هم که در جریان مباحث قبلی بودن تعجب میکنم!توی کدوم تاپیک زمان جواب دادن به تحلیل دوستان توسط فرد تحلیل شونده رو من تعیین میکردم که اینجا منتظر اجازه من بودین؟؟

واقعا جای تاسف و ناامیدی داره....!

-----------------------------------------------------------------

"یاد خدا آرامبخش قلبهاست"

مدیریت انجمن روانشناسی

anjoman.ravanshenasi@tebyan.org

----------------------------------------------------------------

شنبه 27/4/1388 - 18:2 - 0 تشکر 133579

به نام خدا

سلام

جناب سیاوش صحنه من به شما چیکار دارم؟! من مخاطبم شما بودید. درد دل وار گفتم! گفتم بینیید باز چی شد؟ باز نشد....

منم منتظر دستور شما یا نگین عزیز نبودم. منتظر پایان امتحانا بودم که شد!

قضاوت؟ من قضاوت نکردم

یه جور دیگه باید میخوندید نوشتمو

سوء تفاهم شد.

موید باشید

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
يکشنبه 28/4/1388 - 12:50 - 0 تشکر 133743

سلام

جناب سیاوش صحنه،شاید همه ی این كم كاری ها به خودم برمیگیرده

اما شما تصورش رو بكنید،من یادمه توی تحلیل آرسو،وقتی آرسو داشت یكی یكی وازهمون اول

جواب میداد به تاپیكها آنشرلی ازش خواست كه صبركنه تا همه تحلیلها تموم بشه...

منم همین كار رو كردم...باوركنیداصلا دلم نمیخواست كه اینقدركش پیداكنه حتی اگه با این كش

پیداكردن،تعدادنفرات بیشتری تحلیل بكنن

من دقیقا بعد امتحانام اومدم جواب بدم اما دیدم خیلی تعدادشون كمه واسه همین دلگیرشدم

ازدوستام ودلگیریام رو نوشتم(كه خیلی اشتباه كردم)

آره،راست میگید باید به خودم رجوع كنم......به خودخودم

اگه حرفی زدم،فقط به خاطرفشاری بودكه بهم اومدازبی پاسخ موندن صحبتهای دوستام بعد این

همه مدت....

میخواستم بیام پاسخ بدم،دیدم بی احترامی میشه شایدبه دوستام.....نمیدونستم تا كی قراره

ادامه پیداكنه تحلیها

نمیدونستم باید چیكاركنم....توی همین مسائل گیرافتاده بودم كه خانوم آنشرلی اومدن ومنو به

شكستن حرمت دوستان متهم كردن

من بایدچیكارمیكردم؟؟؟وقتی صبرم شده بودحرمت شكنی؟؟وقتی چیزی نداشتم واسه آروم

كردن دل خودم جز گریه؟؟؟

آره،درست میگید مشكل خودمم....كه بایدهرچه زودتربرطرف بشه....انشاالله

نگین 22 گرامی،حرفای بالایی رو بخونید وبعدناراحتی هایی كه درست كردم رو بذاریدپای

تنشهایی كه این مدت واقعا گرفتارش شدم

وناخودآگاه توی نوشته هام تاثیرگذاشت....واقعا شرمنده ام...

شایدبایدهمون تصمیم اولم رو اجرامیكردم...تصمیم گرفته بودم همون بعد امتحان به این تاپیك

جواب بدم ومسئولیت خودم درقبال توجه دوستام انجام بدم وبعدهم خدانگهداروتمام

اما دلم نیومد....نتونستم....

بازم شرمنده....به بزرگی هاتون ببخشید

جانشین ومدیرانجمن،شرمنده دعوتتون رو اخطارقلمداد كردم...

اختیاری كه بهم دادید رو اجباردیدم..

وخوبی هاتون رو بدی..

سیاوش صحنه گرامی،خواهش میكنم گله ای نداشته باشید....خواهش میكنم

همتون رو دوست دارم

وامیدوارم هرجاهستیدشاد باشید

خدانگهدار

دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی

    

 

يکشنبه 28/4/1388 - 13:23 - 0 تشکر 133748

سلام

وپاسخ به خوبی های دوستان...


جناب محسن خسرو عزیز:

پنجره ی خیال : از چند منظر میشه به این اسم نگاه کرد ، پنجره ای که به روی خیال باز می شود شاید منظورشون ویندوزشون بوده !!!! چون ویندوز هم پنجره ایست رو به خیال باز میشه ، خیال خیلی با ارزشه نا محدود بودن در تخیل فکر می کنم امتیاز بزرگی باشه که خیال رو تونسته برای همه عزیز کند و کمتر کسی است که از خیال خاطره ی خوشی نداشته باشد !!! 

خب آره پنجره ای كه رو به خیال بازمیشه كه هست....اما كلا اصلا به ویندوزش فكرنكرده بودم تا چندماه پیش كه یكی از دوستای انجمنیم

منو ویندوز صدا میزد....اونجا بودكه دیدم یه جورایی اسمم به دنیای مجازی هم مرتبط میشه

هاااااا...تخیل هم امتیاز بزرگیه اما نه تخیل محض...چون واقعا دردسرمیشه

اما من از این نام حدس می زنم : پنجره ی خیال بسیار در سرش رویاهایی دارد که ممکن است از رویاهایش خیلی دور باشد و به سوی آنها پنجره ای باز کرده باشد که در کنار آن پنجره دست به زیر چانه به خیالاتش نگاه می کند . از آـنجا که پنجره اهل شعر است می تونیم بگیم این پنجره ی خیال همان شعر و شاعری ایشان است ، هر چیزی که بتواند محل نقش بستن ارضای روح ما باشد یا همان هنر و هنرمندی ما پنجره ی خیال ماست .

خب بریم سراغ حدسیات شما...جان؟؟؟

عجب اسمی داشتیم خبر نداشتتیما(این جمله به كرات تكرارخواهدشد)....خب آره،اگه یادتون باشه آواتارقبلیم هم همون دختربچه ای بودكه غرق

دررویاهاش دستش رو زیرچانه اش گذاشته و......................

خب یه جورایی احتمالا روحیه ی شعریجاتی،ناخودآگاه باعث انتخاب این اسم هم شده....

آواتار : =پنجره ای باز که در آنسوی پنجره روشنایی و سپیدی رو مشاهده می کنید این تفکر مثبت و ذهن بسیار شاد و سالم ایشان را به نمایش می گذارد که از این بابت خیلی خوشحالم ، چون من اگه خودم می خواستم همچین آـواتاری بذارم پنجرمو به سوی تاریکی باز می کردم ، البته ابهامات خیال نیز در این سفیدی مه مانند می تونه نکته ی منفی آوار ایشون باشه ، خیالات ایشون مهی غلیظ از ندانسته ها و ندیده ها و نشنیده ها و به طور کل آینده است .

بلـــــــــــــه.....خب خودم دلم میخواست كه پس زمینه اش سفیدباشه...چون اینطوری ذهن طرف آزاده كه هرچی خودش دوست داره اون طرف

پنجره ببینه....فكرنمیكنم به خاطرابهامات ذهنم باشه...

امضا :خیلی جمله ی زیباییت ، کاملا واضح و روشن است و به نظر من این هم نشان از سلامت بودن ذهن ایشان است ، این جمله البته منو یاد خودم میندازه !!! اگر خودمون خدارو از خودمون بگیریم پس ینی باید خدا ما رو میگیره !!! چه استدلالی بر فرض درست بودن این جمله ، ما خدا رو از خودمون بگیریم تا خدا هر آنکس که خدا رو از ما گرفت بگیره !!! ینی خودمون رو بگیره این جوری به خدا نزدیک میشیم !!! ( ببخشید من قاطی بودم قاطی تر شدم !!!!!

چی شد الان؟؟هوووووووم؟؟

ایشالا كه سلامت ذهنم رو درست تشخیص داده باشین...فقط

خداكنه،خودمون خدامون رو ازخودمون نگیریم چون اینطوری دیگه هیچی نخواهیم داشت...

یعنی پوچی مطلق

همینا بود دیگه .

امیدوارمون همیشه پنجره هامون به سوی خیال باز باشه چون واقعیت تاریک و سیاهه ...

همه چیزبستگی به دیدما داره،به نظرنمیاد واقعیت همچیناكه میگین تاریك وسیاه باشه....این درصورتیه كه خیال هم گاهی

امكان سیاه وتیره بودنش هست..

در پناه یگانه باشید .   

شماهم درپناه حق باشید

ممنون وتشكرخیلی خیلی زیاد بابت زحمتتون

دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی

    

 

يکشنبه 28/4/1388 - 14:3 - 0 تشکر 133754

ااااااااایییی خدااااااااا....من خودم رو تیكه پاره میكنم تا این تبیان دیگه هی ازشناسایی درنیاد

ونوشته هایی كه كلی وقت گذاشت روش رو بپرونه

هق هق


آقای طهوری،

من میرم و میام با یه تحلیل داغ از پنجره خیال 

منتظربوووووووووودددددددددمممممممممم

دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی

    

 

يکشنبه 28/4/1388 - 14:6 - 0 تشکر 133755

اوهوم اوهوم

آنشرلي عزيزم...غرغروي تبيان

نهههههههه چيزه يعني دخمل خوف تبيون:

سلام

و آما تحلیل در خیال!

آواتار:

قشنگگگگگگ... ناز....

نشون میده اولا چقدر رمانتیک و ایناست... دوما نشون میده که سنت ها رو دوست داره... میتونست از این پنجره های مدرن بذاره...ولی ز اون پنجره های سننتی ه خونه قدیمی ها انتخاب کرده که خیلی محشره....

فکر میکنم دوست داره سنتی باشه و زندگی کنه حداقل سنت از زندگیش کاملا محو نشه

مثلا ممکنه زندگی تو اینجور خونه ها با همچنین پنجره هایی رو دوست داشته باشه
سلام عزيزم
چرا درخيال؟؟يعني درواقعيت نيست؟؟
قشنگي ونازي ازخودته...رمانتيك ازنوع شديد(اي خداااااا...اين صفت چيه افتاده تودهن من؟؟)
سنت ها رو هم دوست دارم اما تاجايي كه شكل خرافه به خودش نگيره...
ميدوني من هنوز مزه ي اون هندونه اي كه روي ايوون خونه ي مامان بزرگ،كنار حوض قشنگش وبوي كاهگلي كه توي حياط
پيچيده بود،حسش ميكنم...همينطورچشماي آبي بابابزرگم كه الان ديگه پيش نيست...جوگيرشدمااااااااااا
زندگي توي خونه ي سنتي رو هم باتوجه به خونه هاي مدرن الان زياد نميپسندم اما محيطش برام جذابه...

شناسه: یکی از قشنگ ترین شناسه های تبیانی

پنجره ی خیال... فکر میکنم پنجره یه دید خاصی نسبت به زندگی داره....

یعنی دقیقا از پنجره ی خیالش به زندگی نگاه میکنه... یه دختر رویایی و خیال پرداز... درنتیجه کمی تا قسمتی خوشبین

چون بیشتر رویا میبینه در نتیجه کمتر واقعیت های زندگی رو میبینه

یه دختر یا یه طبع بی نهایت لطیف...اینو همه چی نشون میده...امضا، آواتار... شناسه

کلا این دختر جانشینی ه ادبیات بهش میاد شدید....

لطف داري عزيزم....ديدخاص شديدا درم حاكمه...اونقده كه بعضي حرفام كه نشات گرفته ازهمون ديده،به نظرخيلي ها مسخره مياد

اما مهم نيست...من اين طرز ديد رو دوست دارم...

رويايي وخيالپردازهستم...ولي خوشبين اصلا...مخصوصا اين چندوقت اخيركه پشت سرهم قضاوت هاي ناجورميكنم..

خدابه زاه راست هدايت كنه اين پنجره رو....

جدا جانشيني بهم مياد؟؟؟يعني بهم نمياد مديربشم؟؟D:(شوخي)

امضا: من خودم وقتی این امضا رو انتخاب کردم زمانی بود که حس کردم خیلی از خدا دورم...به خاطر زمین و زمینی ها بی خیال آسمون شدم

و واقعا از ته دل خواستم از بچه ها بخوام که برام این دعا رو داشته باشن

در نتیجه الان برای پنجره هم همین حس رو دارم... کسی که حس میکنه خدا ازش گرفته شده یا میخواد خدا از بقیه گرفته نشه در نتیجه همچین دعایی براشوون میکنه

احتمالا در گیر یه سری موارد کاملا زمینی شده مثل من

من وقتي ديدم امضات مثل منه يا امضاي من مثل توست،خيلي تعجب كردم...

يعني انتظارش رو نداشتم

اينوقبلا هم گفتم ولي محم ندادي ولي الان بازميگم..كه خيلي خلقياتت وپسندياتت مثل منه ويا

من مثل تو...واين بابت خوشحالم..اميدوارم كه توناراحت نباشي....

ميدوني عزيزم،يه وقتايي هست كه آدم حس ميكنه كه داره دستش ازدست خدا

مياد بيرون واين خيلي دردناكه

اون وقتهامن دلم ميخواد بپرم توي بغل خدا وبگم هيچ وقت تنهام نذار....

:)

:-*(كيف ميكنم شكلك هم جواب داره)

فعلا همینا به ذهنم رسید....

بی صبرانه منتظر پایان تحلیلت هستم که ببینم قضیه ی این شناسه چی بوده
عزيزم،ببخشيداگه پايان تحليلم به دلت ننشست...واقعا شرمنده ام...
كاش هنوز دوستم داشتي:(
موید باشید
موفق باشي گلم وهميشه شاد
راستي يه پرانتزاينجا بازكنم كه:
انشرلي جونم،بابت اون جواب ندادني كه خودت ميدوني ببخشيد خب...واقعا نميدونستم چي بگم...
ولي خيلي خيلي خيلي لذت بردم...ببخش ديگه خب؟؟

دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی

    

 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.