قرار زورق نوح، و حجاب نيل موسايى عروج قامت عيسى ز انوار گل نرگس بهاران، مژده ميلاد مهدى را بيان دارد تمام قدسيان ديگر پرستار گل نرگس گل نرگس ز چشم عاشقان پنهان نمىماند خوشا چشمى که مىماند وفادار گل نرگس خوشا چشمى که مىگريد به شوق ديدن رويش خوشا قلبى که مىباشد گرفتار گل نرگس بگو اى جلوه سينا بگو اى عروةالوثقى جهان آرام مىگيرد ز گفتار گل نرگس بگو اى زاده زهرا، بگو اى صاحب دلها بگو اى آخرين معصوم و مهيار گل نرگس منم فرزند مکه، جان احمد، وارث حيدر يدالله فوق ايديهم بود يار گل نرگس منم مصلح، منم منجى، منم هادى، منم مهدى منم غمخوار محرومان و دلدار گل نرگس گل سوسن، گل مريم، گل اختر، گل لاله گل اميد مىرويد ز گلزار گل نرگس گل ديگر نمىخواهم بجز باغ گل زهرا دل مشتاق آشفته خريدار گل نرگس
ابتدا زمان ظهور امام زمان عليه السلام را بسيار بسيار نزديک فرض مي کنيم تا ببينيم اين اعتقادات وجداناً چه آثاري در منتظر ظهور مي گذارد. اگر به ما گفته شود که امام زمانتان قطعاً تا فردا ظهور مي فرمايد و ما به صدق اين خبر يقين کنيم، در اين يک روز، زندگي ما چگونه خواهد بود؟ هر کس مي تواند با مراجعه به وجدان خود، اين سؤال را پاسخ بدهد.اگر به ما گفته شود که امام زمانتان قطعاً تا فردا ظهور مي فرمايد و ما به صدق اين خبر يقين کنيم، در اين يک روز، زندگي ما چگونه خواهد بود؟ هر کس مي تواند با مراجعه به وجدان خود، اين سؤال را پاسخ بدهد.
ج - راه گريز از جدال و ستيزه جوئى با مردم :
براى فرار و گريز از جدال و ستيز بيجا، لازم است كه انسان از اعتراض و انكار هر سخنى كه مى شنود چشم پوشى كند. اگر سخن كسى بر اساس حق و حقيقت مبتنى باشد بايد قلبا آنرا تصديق و تاءييد كرد، و در صورت نظرخواهى ، صدق و راستى و درستى آنرا اظهار نمود. اگر سخن كسى به ناحق و باطل باشد و اين سخن با امور مربوط به دين ، پيوندى نداشته باشد، فرد بايد سكوت را پيشه خود سازد؛ البته در صورتى كه شرائط لزوم عمل و اداء وظيفه امر به معروف و نهى از منكر در مورد آن سخن باطل ، فراهم نيامده باشد، (و الا سكوت و بى تفاوتى در برابر چنان باطل ، جائز و روا نيست ).
فرهنگ و تربيت ودايى حدود قرن 6 ق .م . در اوج اقتدار روحانيان هندو، كه برهمن (Brahmana) ناميده مى شوند، نظام طبقاتى شديدى پذيرفته شد كه مدت 2500 سال سايه سهمگين خود را بر كشور پهناور هندوستان افكنده بود و هنوز هم بقاياى آن وجود دارد. پژوهشگران طبقات اجتماعى را كاشت (Caste) مى خوانند كه واژه اى پرتغالى و به معناى نژاد است . در اين نظام چهار كاشت اصلى وجود داشت : 1. برهمان (Brahmanas)، طبقه روحانيون ؛ 2. كشاترياها (Kshatrias)، طبقه شاهان ، شاهزادگان و جنگاوران ؛ 3. ويشياها (Vaisyas)، طبقه بازرگان و دهقانان ؛ 4. شودراها (Sudras)، طبقه كارگران . معاشرت افراد يك طبقه ديگر شرعا و عرفا ممنوع بود، به خصوص طبقه اخير كه هر گونه تماس ، حتى نگاه كردن افراد طبقات بالا به اين گروه ، گناه كبيره شمرده مى شد.فروتر از اين چهار طبقه ، گروهى از بوميان غيرآريايى هندوستان بودند كه نجسها (Untouchables) ناميده مى شدند. افراد اين طبقه به هيچ وجه حق نداشتند در محله هاى آن طبقات چهارگانه تردد كنند و هر گاه از باب ضرورت براى حمل زباله و كناسى به اماكن آنان مى رفتند، موظف بودند با صداى بلند حضور خود را اعلام كنند كه مبادا نگاه افراد طبقات بالا به اين گروه بيفتد. در اين صورت ، بيننده بايد با غسل خود را طاهر كند داد و ستد نيز از راه دور، با گذاشتن پول در مكانى و تقاضاى متاع با فرياد و اختفاى كامل انجام مى گرفت ...گوش دادن به تلاوت كتابهاى مقدس نيز بر آنان حرام بود و اگر فردى از ايشان در اين مورد استراق سمع مى كرد، براى مجازات ، سرب مذاب در گوش او مى ريختند.عجيب تر اينكه افراد طبقه نجسها به اين وضع خو گرفته ، آن را حق مى پنداشتند و باور داشتند كه اين تيره بختى زاييده بدكردارى آنان در زندگانى پيشين است كه از طريق تناسخ آن را دريافت كرده اند. هر گونه اقدامى براى كم كردن فاصله طبقات چهارگانه (و حدود 2000 طبقه فرعى كه به تدريج در ضمن آن چهار طبقه پديد آمده ) و دفاع از نجسها، خلاف شرع و غيرمقبول بود. البته اين سنت اجتماعى در سال 1955 رسما لغو شد و تنها جلوه هايى از آن باقى است .رود خروشان و پر بركت گنگ (Ganga) به معناى تندرو كه در بخش بزرگى از هندوستان جريان دارد، از تقدس بالايى برخوردار است و غسل كردن در آن ، به خصوص درشهر بنارس (Benares)، عبادتى مهم شمرده مى شود. نيلوفر (Padma) نيز بسيار مقدس است .قربانى و بويژه قربانى اسب (medha - Asva) كه قبلا به عنوان يك عمل عبادى ميان آنان معمول بود، بعدا به منظور برآورده شدن حاجات انجام مى گرفت . اهيمسا (hinsa - A) به معناى پرهيز از آزار جانداران اصل مهمى است كه در زمانهاى بعد، تحت تعاليم مهاويرا مورد توجه قرار گرفت و تاكنون به شدت رعايت مى شود. اين آموزه خوردن گوشت حيوانات را عملى غير اخلاقى مى داند و اين مساءله اثر عجيبى بر شيوه زندگى هندوان باقى گذاشته است .هندوان جسد مردگان خود را مى سوزاند و خاكستر آن را بر روى گنگ بر باد مى دهند. قبلا سنت مذهبى اين بود، كه هنگام سوزاندن جسد مرد متوفى ، همسر وى نيز به نشانه وفادارى ميان توده هاى هيزم مى خوابيد و همراه شوهر مى سوخت و براى تشويق زنان به اين امر به وى لقب ستى (Sati) به معناى بانوى وفادار و بافضيلت عطا مى شد. (اين واژه سانسكريت در فارسى و عربى براى تجليل از بانوان بسيار برجسته به كار مى رود.) اگر احيانا زنى تاب و تحمل اين فداكارى را در خود نمى يافت پس از مرگ شوهر موى سر خود را مى تراشيد و جلاى وطن مى كرد. زنده سوزاندن زوجه را انگليسيها پس از استعمار هندوستان در سال 1829 م . ممنوع كردند و از اين منع كمتر تخلف شده است . صائب تبريزى در اشاره به اين سنت مى گويد: چون زن هندو كسى در عاشقى مردانه نيست سوختن بر شمع خفته كار هر پروانه نيست
امام صادق (عليه السلام): طَعْمُ الماءِ الحَیاةُ. آب، مايۀ زندگی است. تحف العقول، ص 370
درد احساس بسیار مهمی است چون ما را ار جراحت آگاه می سازد
از مس گداخته است
خداوند چند بهشت آفریده است
هشت بهشت
اهل بهشت چگونه هستند
زنده هستند و هرگز نمی میرند
نام نهر های بهشت
کوثر و رحمت