• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 13
تعداد نظرات : 11
زمان آخرین مطلب : 6882روز قبل
کامپیوتر و اینترنت
يا سلام خدمت hamed389 منظور شما از لوگو عكس تصوير يا آرم خاصي است يا قالبي كه مي خواهيد براي وبلاگ خود درست كنيد يا منظور ديگري داريد منظور خود را به صورت واضح تري بيان نماييد تا راهنمايي كنم باتشكر
شنبه 11/1/1386 - 18:31
کامپیوتر و اینترنت
از کار انداختن سوابق اسناد اخیر
معمولا وقتی که فایل یل سندی را باز میکنید نام ان به فهرست اسناد اخیر در منوی start اضافه میشود این ترفند جلوی این کار را میگیرد :
کلید زیر را پیدا کنید :
HKEY_LOCAL_MACHINE\Software\Microsoft\Windows\Curr entVersion\Policies\Explorer
یک متغیر جدید از جنس DWORD و به نام NoRecentDocsHistory بسازید و مقدار یک به آن بدهید تا محدودیت مزبور اعمال گردد حال کامپیوترتان را از نو بوت کنید
شنبه 11/1/1386 - 17:24
محبت و عاطفه
كاش آن زمان كه عشق در خانه قلب هامان رخنه مي كرد اول اجازه مي گرفت.
كاش آن زمان كه قلب تندتر مي تپيد اول از عقل فرمان مي گرفت.
كاش آن زمان كه نفرت به بارگاه قلبت هجوم مي آورد از اشك من شرم داشت.
كاش آن زمان كه مي رفتي خاطرة نگاه پر تمنايت را با خود مي بردي.
كاش آن زمان كه گلويم از بغض مي سوزد و قلبم از سردي هوا منجمد مي شود
كلاغ هاي خبر چين خبر نابودي مرا به تو برسانند.كه بداني چه آرام و بي صدا افكار پسرك تنهايي را ربوده و با خود در فراسوي زمان زنداني كرده اي.تو شايد به مانند آن داستاني باشي كه كسي ديوارهاي هزار قلعه را خراب مي كند و ذره اي خاك هم بر تنش نمي نشيند.لحظه اي كه نباشي اشك هاي من وام دار ديدار دوباره ات خواهد بود.
قصر مرا به لمحه اي در هم شكستي- بي اعتنا عبور مي كني- تو را بيم دل شكستن خيال كودكانه اي بيش نيست!
من مي ترسم از فردايي كه ديگر نتوانم بي تو در آن نفس بكشم.از فردايي كه در ميان تنديس هاي پر تمنا ترنم آواي تو در انعكاس افق هايم گم شود.
بيا باز هم بال بگشاييم گرچه خوب مي دانم تو را براي هم پروازي من نيافريده اند.بيا در اين هوس پر نياز كودكانه باز هم مرا شناور كن.بيا با هم قايقي بسازيم مي دانم زود خيس و نابود مي شوم...
من آنقدر با رؤيايت زندگي كرده ام كه دلم در واقعيت هم برايت تنگ مي شود و شايد اين از بدترين گناهان رؤيا باشد.
زودترها فكر مي كردم بسيار قوي تر از اين قصه ها خلق شده ام ولي انگار انكار حسي كه هيچ گاه نبود خيلي ساده تر از به فراموشي سپردن توست.ذره ذره ذوب مي شوم...
شايد شبي شمع هم دلش برايم بسوزد.تو در سنگي و سردي قافيه ها هم نمي گنجي .
آنقدر مات و يخ زده اي كه سوزش و ضجه ي تلخم از پنجره هاي خانه ات رخصت ورود ندارند.
تمنايم در پس واژه ها...
بغضم از ترس رسوايي به حنجره ام راه ندارد...
و تا دم آخر همواره گويم:
كاش آن زمان كه عشق در خانه قلب هامان رخنه مي كرد اول اجازه مي گرفت.
شنبه 11/1/1386 - 15:49
دانستنی های علمی

شما میدونید چطور میشه به سایت تبیان نرم افزار رایگان هدیه داد

شنبه 11/1/1386 - 15:29
سينمای ایران و جهان

خلاصه داستان:

حاج كاظم  دوست همرزمش عباس را پس از سال ها در يكي از خيابان هاي شلوغ تهران مي بيند. عباس با همسرش نرگس براي مداواي تركشي كه در گردن دارد  عازم بيمارستان است. حاج كاظم  كه با اتومبيلش مسافركشي مي كند، او را به بيمارستان مي برد  و پزشك معالج وضعيت عباس را بحراني  تشخيص ميدهد. و اصرار مي كند كه در اسرع  وقت عباس به بيمارستاني در لندن  منتقل  شود. زن و شوهر در خانه حاج كاظم ساكن  مي شوند تا مقدمات  سفر مهيا شود.  بهمن پزشك همرزمشان  ويزاي سفر را تهيه ميكند و حاج كاظم نيز با فروش اتومبيل خود درصدد تهيه هزينه بليط هواپيما است. خريدار اتومبيل به وعده اش عمل نمي كند و حاج كاظم پس از مرافعه  با رئيس  آژانس كاكتوس كه قصد دارد بليت رزور شده كاظم وعباس را به شخص ديگري واگذار كند، با گرفتن   اسلحه يك سرباز وظيفه افرادي  را كه در آژانس  هستند  به عنوان شاهد نگه مي دارد تا امكان سفرعباس و  خودش به لندن فراهم شود.  دو مامور امنيتي به نام هاي احمد همرزم حاج كاظم و سلحشور وارد ماجرا مي شوند و پس از گفت و گو عده اي از شاهدان آزاد مي شوند. سلحشور در مقابله با حاج كاظم معتقد به شدت عمل است. اما احمد به شيوه خود غائله را فيصله مي دهد و همراه با حاج كاظم و  عباس   به سوي لندن پرواز مي كند. قبل از خروج ازهواپيما از  مرز هوايي كشور، هنگام تحويل سال نو، عباس جان مي سپرد.

شنبه 11/1/1386 - 15:28
سينمای ایران و جهان

خلاصه داستان:

يك استاد رياضي فيزيك دانشگاه براي رسيدگي به وضع درسي دانشجويان اعزامي به جبهه و يافتن برادر دانشجويش به جبهه مي رود. در جبهه پس از ملاقات برادرش و رزمندگان ديگر تحت تاثير قرار مي گيرد و داوطلبانه، به قصد شهادت، در عمليات نظامي شركت مي جويد.

شنبه 11/1/1386 - 15:25
شعر و قطعات ادبی

جنت روی زمین و باغ رضوان مادر است
كفر میگویم اگر چه، دین و ایمان مادر است
آنكه پیدا شد محمداز وجودش در قریش
وآنكه شاهان پرورانیده به دامان مادر است
آنكه ایزد داد جنت زیر پای او قرار
وآنكه نامش هست والا نزد یزدان مادر است
آنكه لالایی برایم شب به بستر میسرود
روز و شب میكرد با من آنكه یكسان مادر است

شنبه 11/1/1386 - 15:25
سينمای ایران و جهان

آري اين چنين بود ...

كارگردان: داود اسماعيلي

فيلم نامه نويس: داود اسماعيلي

مدير فيلم برداري: عباس ثاني

عكس: محمد رفيع نژاد

جلوه هاي ويژه: پيمان منصوري

تدوين گر: داود اسماعيلي، هوشنگ نيك پور

موسيقي: ميلاد كيائي

طراح گريم: محمد رضا قومي، شمسايي

بازيگران: خسرو شجاع زاده، كاظم افرندنيا، داود فتحعلي بيگي، فريبا شمس، ناصرشاگردي، سيروس اعواني

تهيه كننده: گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما

محصول: گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما

سال ساخت: 1367

زمان: 120 دقيقه

شنبه 11/1/1386 - 15:24
دانستنی های علمی

دوست گلم لبخند بزن لبخند گل زیباست

شنبه 11/1/1386 - 15:24
آموزش و تحقيقات
«بسم الله الرحمن الرحيم».
يك دليل بر اينكه خداشناسی و ايمان و معنويت ازدنيانخواهدرفت‏همين است كه بشر احتياج به اخلاق دارد در دوره علم كه ديگر با تقليدوتلقين نمی‏شود فضائل اخلاقی درست كرد ، بايد با منطق و ريشه دار درست كرددنيا و جامعه بشريت يا بايد باشد و يا بايد نباشد اگر نيست و نابودمی‏شودكه هيچ ، ولی اگر جامعه بشريت باقی بماند اخلاق می‏خواهد و اخلاق همه‏جانبه می‏خواهد نه اخلاق كمونيستی ، اخلاقی كه بتواند همه جوانب را رعايت‏ بكند ،اخلاقی كه مبنا و پايه و اساس داشته باشد و اين جز با دين ومعنويت امكان ندارد. 
«ا لم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجره طيبة اصلها ثابت وفرعها فی السماء توتی اكلها كل حين باذن ربها و يضرب الله الامثال للناس‏لعلهم يتذكرون».
ببين چگونه [ خدا ] مثل می‏زند : سخن حق ، سخن پاك ، سخن ريشه دارمثلش مثل درخت استواری است كه ريشه اش در اعماق زمين فرو رفته ، شاخه‏هايش سر بهآسمانها كشيده است ، هميشه ميوه می‏دهد ، مال يك فصل نيست‏و " هميشه بهار " است . بعد می‏فرمايد : « و يضرب الله الامثال للناس»
خدا مثالی ذكر می‏كند واين مثال برای جامعه انسانيت است : جامعه‏انسانيت اگر بخواهد خرم باشد ، شاخه و برگ و ميوه و سايه داشته باشد ،تا ريشه نداشته باشد امكان ندارد .
«ومثل كلمة خبيثة كشجره خبيثة اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار»
ولی بسياری ازاين حرفهای بی اساس مثلش مثل اين درختهای مصنوعی است كه‏فقط شكل درخت داردمفاهيم خيلی روشن است اما پايه ندارد . « يثبت الله‏الذين آمنوا بالقول الثابت فی الحيوة الدنيا و فی الاخره »خدا با[قول ثابت ، با سخن محكم و ريشه ومبنادار كه ريشه اش در عمق روح [ انسان است مؤمنين را در دنيا و آخرت پايدارمی‏دارد هيچكس نمی‏تواندآنها را از سخن محكمشان برگرداند ، همان طور كه حسين بن علی چنين بود آن‏حرفی كه روز اول زد با آن حرفی كه ساعت آخر گفت يك حرف بود .

و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظيم .  
 
برگرفته از كتاب فلسفه اخلاق اثر متفكر شهيد مطهري.
شنبه 11/1/1386 - 15:24
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته