• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1295
تعداد نظرات : 925
زمان آخرین مطلب : 5401روز قبل
دعا و زیارت

لطفا به irancel_2008  نظر .............

سه شنبه 14/1/1386 - 10:30
دعا و زیارت
  -حسين (ع) و اصحابش حتي در مرگ خود  زنده بودند و يزيد و اتباعش حتي در زندگي خود مرده بودند.

-حيات دنيا همين است . زندگي جز عقيده و جهاد چيزي نيست .

-آري عقل و عشق هر دو به نام حسين و در نام او مهر شده  و قفل شده و بسته شده بود.دنيايي بي همه چيز باقي مانده بود بي عشق و بي عقل ، بي هيجان و بي روان ، دنيايــي مادي و بي عشق .)

-     واقعه كربلا منحصر به فرد بود و منحصر به خود خواهد ماند. اين جلوه گري روح پرفضيلت بشري در قالب هفتادو دو تن به قدري درخشان و خيره كننده و بزرگ است كه جزيياتش به افسانه بيش تر شباهت دارد تا به حقيقت ، و سراسر آن واقعه ، بزرگ ترين نيروي طاقت و تحمل بشري و     درخشنده ترين ظهور و بروز ايمان و عقيده  را در آدمي نشان مي دهد.

سه شنبه 14/1/1386 - 10:30
دعا و زیارت

قال الحسين  عليه السلام :

من قرا اية من كتاب الله عز و جل  فى صلاته قائما يكتب له بكل حرف مائة حسنة 


كسى كه آيه اى از قرآن را ايستاده در نماز خود بخواند، به هر حرفى صد حسنه براى او نوشته مى شود.


(الكافى ، ج 2، ص 447)

سه شنبه 14/1/1386 - 10:29
دعا و زیارت
  حج : آهنگ ، قصد ، يعني حركت و جهت حركت نيز . همه چيز با كندن تو از خودت ، از زندگي ات و از همة علقه هايت آغاز مي شود.

حج : جاري شو ! 

حج ، حركتي است از ( خود ) بسوي ( خدا ) ، همگام با ( خلق )

حج نمي خواهد يك عقيده ، يك دستور ويا يك ( ارزش ) را طرح كند، حج تمامي اسلام است . اسلام با ( كلمات ) ، قرآن است وبا ( انسان ها) ، امام وبا (حركات ) ، حج !

چنين مي نمايد كه خدا هر چه را خواسته است به آدمي بگويد يكجا در حج ريخته است !

از فلسفة وجود و جهان بيني گرفته تا فلسفه خلقت انسان و سير تاريخ و مراحل تكامل آدمي – از آغاز پيدائي اش بر روي خاك ، تا آخرين قلة كمال نهائي اش – ونيز آنچه بايد بياموزد و مراحلي كه بايد در بندگي طي كند تا به معراج خدائي اش اوج گيرد .

بطور كلي : حركت خود آگاه و انتخاب شدة جمعي بسوي ابديت مطلق ، كمال لايتناهي : ( خدا ) !

حج : سير وجودي انسان است بسوي خدا ، حج نمايش رمزي است از ( آفرينش انسان ) و نيز از ( مكتب اسلام ) كه در آن كارگردان خدا است ، و زبان نمايش ، حركت و شخصيت هاي اصلي ، آدم ، ابراهيم ، هاجر و ابليس : و صحنه ها حرم و مسجد الحرام مسعي ، عرفات و مشعر و مني ، و سمبل ها : كهبه و صفا و مروه و روز و شب و غروب و طلوع و بت و قرباني و جامه و آرايش : احرام و حلق و تقصير..

و نمايشگران 0 اين عجيب تر است – فقط يك تن ،‌تو ! هر كه هستي ، چه زن و چه مرد ، چه پير ، چه جوان همين  كه در اين صحنه شركت كردي ، نقش اول را داري . هم در شخصيت آدم و هم ابراهيم و هم هاجر در تقضاد ( الله –ابليس ) !

هجرت به سوي ابديت ، به سوي ديگري ، به سوي ( او ) !

لبيك اللهم لبيك ،‌ان الحمد و النعمه لك و الملك ، لاشريك له لبيك !

هاجر نزديكي پايه سوم كعبه ، دفن است ،شگفتا هيچكس را حتي پيامبران را نبايد در مسجد دفن كرد و خانه خدا، مدفن يك مادر ؟

حركت بسوي ابديت ، حركت ابدي رو به او ،‌نه تا كعبه !  كعبه آخر راه نيست ، آغاز است ! در اينجا از هر گوشة جهان آمده باشي ، نمازت را تمام مي خواني ، كه به خانة خود آمده اي ، مسافر نيستي .

هرگز به كعبه نمي چسبي و نمي ايستي ، كه توقف نيست .

بايد در اين گرداب انسان غرق شوي ( تو ) تا ( تو ) هستي ، بيرون از طوافي ، تماشاچي ،

بر ساحل اين گرداب ( انسان ) ايستاده اي پس نيستي ، بايد هست شوي ، در اينجا ، به تو مي آموزند كه تنها در ( نفي ) خويش به اثبات مي رسي ،

سه شنبه 14/1/1386 - 10:27
دعا و زیارت

 دعوت‌ به‌ حداقل‌

ادله‌ و قراين‌ مختلفي‌ وجود دارد كه‌ آيه‌ مزبور، اهل‌ كتاب‌ را در اين‌ آيه‌ به‌حداقل‌ اصول‌ مشترك‌، يعني‌ توحيد دعوت‌ مي‌كند. يكي‌ از آن‌ شواهد، توجه‌به‌ شأن‌ نزول‌ آيه‌ است‌.

در شأن‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ مسيحيان‌ نجران‌ در عصر رسالت‌ باآوردن‌ بهانه‌هاي‌ مختلف‌، از پذيرفتن‌ حقيقت‌ اسلام‌ سرباز مي‌زدند و با پيامبراسلام‌ در اين‌ موضوع‌ و موضوعات‌ ديگر، از جمله‌ شخصيت‌ حضرت‌عيسي‌(ع) به‌ مجادله‌ و محاجه‌ مي‌پرداختند كه‌ جز عناد و پافشاري‌ آنان‌ برمواضع‌ خود، رهاوردي‌ نداشت‌.

خداوند متعال‌، در آيه‌ قبل‌ از آن‌، مسيحيان‌ را به‌ مباهله‌ (درخواست‌ عذاب‌الهي‌ بر اعراض‌ كنندگان‌ از حق‌) دعوت‌ مي‌كند. مسيحيان‌ نخست‌ دعوت‌مباهله‌ را مي‌پذيرند، اما با مشاهده‌ قراين‌ و شواهد حقانيت‌ اسلام‌ و بازنده‌ شدن‌خودشان‌ در مباهله‌، حاضر به‌ آن‌ نشده‌ و دست‌ِ آخر به‌ «جزيه‌» و نوعي‌پذيرفتن‌ قيوميت‌ حكومت‌ اسلامي‌ بر سرنوشت‌ خودشان‌ تن‌ درمي‌دهند.

آيه‌ مورد بحث‌ بعد از آن‌ جريان‌، يعني‌ عدم‌ پذيرفتن‌ مباهله‌ و تن‌ دادن‌آن‌ها به‌ جزيه‌ نازل‌ شد و تأكيد مي‌كند كه‌اي‌ اهل‌ كتاب‌! شما كه‌ از پذيرفتن‌ حق‌ناب‌ و كامل‌، يعني‌ اصل‌ توحيد و نبوت‌ حضرت‌ محمد(ص) سرباز زديد،حداقل‌ به‌ اصل‌ اول‌، يعني‌ توحيد وفادار باشيد و دين‌ خودتان‌ را به‌ تحريف‌مبتلا نكنيد.

دلالت‌ اين‌ آيه‌ به‌ توحيد به‌ عنوان‌ دعوت‌ حداقل‌، دلالت‌ شفاف‌ و غير قابل‌جرحي‌ است‌ كه‌ خود كثرت‌گرايان‌ نيز بدان‌ اعتراف‌ دارند و مي‌نويسند كه‌:

«از نظر اسلام‌ و مسلمانان‌ قديم‌ و جديد، ]آيه‌[ دعوتي‌ است‌ به‌ حداقل‌.»

 

سه شنبه 14/1/1386 - 10:27
دعا و زیارت

تفسير معناي‌ ايمان‌ به‌ خدا

برخي‌ معتقدند كه‌ ملاك‌ هدايت‌ و رستگاري‌ همان‌ سه‌ عامل‌ مزبور ازجمله‌ ايمان‌ به‌ خداست‌ و اهل‌ كتاب‌ نيز اگر مؤمن‌ به‌ خدا باشند، از جمله‌رستگاران‌ خواهند بود. لكن‌ تمام‌ حرف‌ و حديث‌ها، در تحقق‌ ايمان‌ واقعي‌آنها به‌ خداست‌؛ چراكه‌ ايمان‌ واقعي‌، يعني‌ تسليم‌ شدن‌ در برابر پيام‌ و امر الهي‌و هم‌چنين‌ كتاب‌ مقدس‌ خود، و چون‌ تورات‌ و انجيل‌ ظهور پيامبر اسلام‌ راپيش‌بيني‌ كرده‌ و از پيروان‌ خود خواسته‌ است‌ كه‌ به‌ آيين‌ آن‌ حضرت‌ درآيند،در صورت‌ تحقق‌ و جامه‌ عمل‌ پوشاندن‌ چنين‌ درخواستي‌، اهل‌ كتاب‌ مؤمن‌واقعي‌ خواهند بود و گرنه‌ نمي‌توان‌ ادعا كرد كه‌ آنان‌ با وجود سرپيچي‌ ازفرمان‌ الهي‌، باز مؤمن‌ به‌ خداوند هستند.

شاهد و دليل‌ عدم‌ ايمان‌ واقعي‌ آنان‌، آيات‌ متعددي‌ است‌ كه‌ اهل‌ كتاب‌ راتكفير كرده‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌، آيه‌ ذيل‌ كساني‌ را كه‌ به‌ نبوت‌ بعضي‌ ازپيامبران‌ ايمان‌ آورده‌ و منكر بعضي‌ ديگر مانند پيامبر اسلام‌ شدند، «كافر حقيقي‌»توصيف‌ كرده‌ و خبر از مهياشدن‌ «عذاب‌ مهين‌» براي‌ چنين‌ اشخاصي‌ مي‌دهند.

«اءِن‌َّ الَّذين‌َ يَكْفُروُن‌َ بِاللهِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ يُريدُون‌َ اَن‌ْ يُفَرِّقُوا بَيْن‌َ اللهِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ يَقُولُون‌َنُؤْمِن‌ُ بِبَعْض‌ٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْض‌ٍ وَ يُريدُون‌َ اَن‌ْ يَتَّخِذُوا بَيْن‌َ ذلِك‌َ سَبيلاً * اُولئِك‌َهُم‌ُالْكافِرُون‌َ حَقًّا وَ اَعْتَدْنَا لِلْكافِرين‌َ عَذَابًا مُهينًا».     

«كساني‌ كه‌ خدا و پيامبران‌ را انكار مي‌كنند و مي‌خواهند ميان‌ خدا وپيامبرانش‌ تبعيض‌ قائل‌ شوند و مي‌گويند: "به‌ بعضي‌ ايمان‌ مي‌آوريم‌ و بعضي‌را انكار مي‌كنيم‌" و مي‌خواهند در ميان‌ اين‌ دو، راهي‌ براي‌ خود انتخاب‌كنند، آنها كافران‌ حقيقي‌اند، و براي‌ كافران‌، مجازات‌ خواركننده‌اي‌ فراهم‌ساخته‌ايم‌.»

بنابراين‌ مطابق‌ اين‌ ديدگاه‌، معناي‌ ايمان‌ به‌ خدا، معناي‌ عام‌ دارد كه‌دربردارنده‌ ايمان‌ به‌ پيامبران‌ الهي‌ از جمله‌ پيامبر اسلام‌ نيز مي‌شود. تفسيرفوق‌، از سوي‌ بيشتر مفسران‌ مانند زمخشري‌، مراغي‌ و شوكاني‌ پذيرفته‌شده‌ است‌.

سه شنبه 14/1/1386 - 10:25
آموزش و تحقيقات
  بنام خداوند هستي بخش

پرتوي از كلام حضرت محمد ( ص )

پدر و مادر

-         مادر خود، مادر خود، مادر خود را رعايت كن ، سپس پدر خود را و پس از آن كساني را كه به تو نزديكترند.

-         بهشت زير قدم مادران است .

-         هر كه پيشاني مادر خويش را ببوسد از آتش جهنم مصون شود.

-         دوستي پدر خويش را حفظ كن و رشته آن را مبر، كه خداوند نور تو را خاموش مي كند.

-         با پدران خود نيكي كنيد تا فرزندانتان با شما نيكي كنند.

-         دعايي كه پدر براي فرزند كند مانند دعايي است كه پيغمبر براي امت خود مي كند.

-         دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر مي دهد، تعدي و ناسپاسي پدر و مادر.

-       خداوند به وسيله نيكي به پدر و مادر ، عمر انسان را فزون مي كند.

-         نيكي با پدر و مادر ، جاي جهاد را مي گيرد.

-         خشنودي خدا در خشنودي پدر و مادر است ، و دلگيري وي در دلگيري آنها است.

هر كه از روي مهرباني به صورت پدر و مادر خويش نظر كند، خدا به پاداش آن براي وي حج مقبول نيكويي رقم زند.

سه شنبه 14/1/1386 - 10:25
دانستنی های علمی
روشن کردن آتش روی خاکستر آتش کهنه آسان تر است
سه شنبه 14/1/1386 - 10:25
دعا و زیارت

توحيد و عمل‌ صالح‌، ملاك‌ هدايت

چهارمين‌ مستند قرآني‌ كثرت‌گرايان‌، تمسك‌ به‌ اطلاق‌ آياتي‌ است‌ كه‌ درآنها ملاك‌ هدايت‌ و رستگاري‌، تنها به‌ سه‌ اصل‌ كلي‌، يعني‌ ايمان‌ به‌ خدا، معادو عمل‌ صالح‌ بسنده‌ شده‌ است‌ و قيود ديگر از قبيل‌ تدين‌ به‌ دين‌ خاص‌ ماننداسلام‌، اصلاً مورد توجه‌ و اعتبار قرار نگرفته‌ است‌. بديهي‌ است‌ در صورت‌لزوم‌ و اعتبار آن‌، بايد در آيات‌ قرآني‌ بدان‌ اشاره‌ مي‌شد و گرنه‌ اغراء به‌ جهل‌لازم‌ مي‌آيد كه‌ چنين‌ امري‌ از سوي‌ آفريدگار عالم‌ و حكيم‌ محال‌ است‌.بنابراين‌، در صورتي‌ كه‌ پيروان‌ اديان‌ مختلف‌ داراي‌ سه‌ آموزه‌ فوق‌ باشند، ازاهل‌ هدايت‌ و رستگاري‌ به‌ شمار خواهند رفت‌. در اين‌جا ابتدا به‌ مستندات‌قرآني‌ اين‌ ديدگاه‌ اشاره‌ مي‌كنيم‌:

«اءِن‌َّ الَّذين‌َ ءَامَنُوا وَالَّذين‌َ هَادُوا وَ النَّصَارَي‌ وَ الصّابِئين‌َ مَن‌ْ ءَامَن‌َ بِاللهِ وَ الْيَوْم‌ِالا´خِرِ وَ عَمِل‌َ صَالِحًا فَلَهُم‌ْ اَجْرُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ وَ لاَخَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاهُم‌ْيَحْزَنُون‌َ».

«كساني‌ كه‌ (به‌ پيامبر اسلام‌) ايمان‌ آورده‌اند، و كساني‌ كه‌ به‌ آيين‌ يهودگرويدند و نصاري‌ و صائبان‌ ]پيروان‌ يهود[ هر گاه‌ به‌ خدا و روز رستاخيزايمان‌ آورند و عمل‌ صالح‌ انجام‌ دهند، پاداششان‌ نزد پروردگارشان‌ مسلم‌است‌، و هيچ‌گونه‌ ترس‌ و اندوهي‌ براي‌ آنها نيست‌. (هر كدام‌ از پيروان‌ اديان‌الهي‌، كه‌ در عصر و زمان‌ خود بر طبق‌ وظايف‌ و فرمان‌ دين‌ عمل‌ كردند،مأجور و رستگارند.»

«بَلي‌َ مَن‌ْ اَسْلَم‌َ وَجْهَه‌ُ لِلّه‌ِ وَ هُوَ مُحْسِن‌ٌ فَلَه‌ُ اَجْرُه‌ُ عِنْدَ رَبِّه‌ِ وَ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَهُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ».         

«آري‌، كسي‌ كه‌ وجه‌ همتش‌ بر تسليم‌ در برابر در امر الهي‌ قرار گرفته‌ باشد ونيكوكار باشد، پاداش‌ او نزد پروردگارش‌ ثابت‌ است‌، نه‌ ترسي‌ بر آنهاست‌ ونه‌ غمگين‌ مي‌شوند.»

«قُل‌ْ يَا اَهْل‌َ الْكِتاب‌ِ تَعَالَوا اءِلي‌ كَلِمَه‌ٍ سَواءِ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ْ اَلاَّ نَعْبُدَ اءِلاَّ اللَّه‌ِ وَلانُشْرِك‌ بِه‌ِ شَيْئًا».         

«بگو اي‌ اهل‌ كتاب‌! بياييد به‌ سوي‌ سخني‌ كه‌ ميان‌ ما و شما يكسان‌ است‌ كه‌جز خداوند يگانه‌ را نپرستيم‌ و چيزي‌ را همتاي‌ او قرار ندهيم‌.»

«يَا اَيُّهَا النّاس‌ُ اءِنّا خَلَقْناكُم‌ْ مِن‌ْ ذَكَرٍ وَ أُنْثَي‌ وَ جَعَلْناكُم‌ْ شُعُوبًا وَ قَبائِل‌َ لِتَعارَفُوا اءِن‌َّاَكْرَمَكُم‌ْ عِنْدَاللهِ اَتْقيكُم‌ْ».     

«اي‌ مردم‌! ما شما را از يك‌ مرد و زن‌ آفريديم‌ و شما را تيره‌ها و قبيله‌ها قرارداديم‌ تا يكديگر را بشناسيد. گرامي‌ترين‌ شما نزد خداوند باتقواترين‌ شماست‌.»

«لَيْس‌َ الْبِرَ اَن‌ْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ْ قِبَل‌َ الْمَشْرِِِ وَ الْمَغْرِب‌ِ وَ لكِن‌َّ الْبِرَّ مَن‌ْ ءَامَن‌َبِاللهِ وَ الْيَوْم‌ِ الاْخِرِ... اُولئِك‌َ هُم‌ُالْمُتَّقُون‌َ». 

«نيكي‌، (تنها) اين‌ نيست‌ كه‌ (به‌ هنگام‌ نماز) روي‌ خود را به‌ سوي‌ مشرِ و(يا) مغرب‌ كنيد، بلكه‌ نيكي‌ (و نيكوكاري‌) كسي‌ است‌ كه‌ به‌ خدا و روزرستاخيز و فرشتگان‌ و كتاب‌ و پيامبران‌، ايمان‌ آورده‌... اينها همان‌پرهيزكاران‌ هستند.»

آقاي‌ بهاءالدين‌ خرمشاهي‌ توجه‌ خاصي‌ به‌ آيات‌ مزبور داشته‌ است‌.چنانكه‌ آيه‌ 64 سوره‌ آل‌عمران‌ را در يكي‌ از نوشته‌هاي‌ خود ناظر به‌ الهيات‌جهاني‌ مي‌داند و از آن‌ به‌ بيانيه‌ و ماده‌ واحده‌ تعبير مي‌كند و مي‌گويد:

«جان‌ و جوهر دين‌ و ايمان‌ را در يك‌ كلمه‌ خلاصه‌ كرده‌ است‌.»

با وجود اين‌، وي‌ در آن‌ مقاله‌ «اصل‌ نسخ‌» را به‌ عنوان‌ اصل‌ مسلم‌ اسلامي‌مي‌پذيرد و در يك‌ سخن‌ كوتاه‌ غايت‌ آيه‌ را چنين‌ بيان‌ مي‌كند كه‌:

«از نظر اسلام‌ و مسلمانان‌ قديم‌ و جديد، دعوتي‌ است‌ به‌ حداقل‌.»

با اين‌حال‌ ايشان‌ در موضع‌ ديگري‌ به‌ انكار اصل‌ نسخ‌ پرداخته‌ و آيه‌مزبور را دعوت‌ به‌ حداكثر، يعني‌ رستگاري‌ در هر ديني‌ توصيف‌ مي‌كند.چنان‌ كه‌ در شرح‌ آيه‌ فوق‌ و آيه‌ 12 سوره‌ حجرات‌ مي‌نويسد:

«خداوند معيار تقرب‌ را نه‌ تدين‌ به‌ دين‌ خاص‌ يا مذهب‌ خاص‌ شمرده‌، بلكه‌خطاب‌ به‌ همه‌ اقوام‌ و قبايل‌ بشري‌ گفته‌ است‌ كه‌ ملاك‌ رستگاري‌ و تقرب‌ به‌خداوند، عمل‌ صالح‌ يعني‌ پرهيزگاري‌ است‌. بايد گفت‌ كه‌ خداوند در اينجاتوحيد و ايمان‌ را مسلم‌ گرفته‌ است‌ و متعرض‌ آن‌ نشده‌ است‌.»

وي‌ آن‌گاه‌ از دو آيه‌ فوق‌ و ديگر آيات‌ چنين‌ نتيجه‌ مي‌گيرد كه‌:

«از جمع‌ بين‌ مضامين‌ آيه‌ 64 آل‌ عمران‌ و آيه‌ شعوبيه‌ و چندين‌ آيه‌ ديگر كه‌درباره‌ طوايف‌ مختلف‌ اهل‌ كتاب‌ است‌ برمي‌آيد كه‌ اگر قرار باشد، حرف‌ وحكم‌ قرآن‌ را در باب‌ الهيات‌ جهاني‌ و مورد قبول‌ همه‌ مؤمنان‌ روي‌ زمين‌جست‌ و جو كنيم‌، به‌ ايمان‌(توحيد) و عمل‌ صالح‌ مي‌رسيم‌.»    

«از طريق‌ خلف‌ مي‌توان‌ پرسيد: آيا كسي‌ كه‌ خالصانه‌ اهل‌ توحيد باشد و يك‌عمر به‌ عمل‌ صالح‌ پرداخته‌ باشد، قطع‌ نظر از مذهبش‌، رستگار نيست‌؟»

سه شنبه 14/1/1386 - 10:25
آموزش و تحقيقات

سیزده به کی خوش گذشت؟

سه شنبه 14/1/1386 - 10:25
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته