یه پنجره
باز با شیشه های رنگی كنار مقداری گل و
بوته نشسته میون دیواری آجری
آغوش
پنجره همیشه بازه،به طرف همه ی كاربرها مخصوصا اعضای انجمن ادبیات
شیشه های
رنگی رنگی یعنی خوش سلیقه بودن
گل و بوته
و... سبزی و زندگی
وآجری
بودن یعنی باید یه خورده از دنیای مدرنیزه
امروزی فاصله گرفت و پاك و صمیمی شد
اگه یه
خرده دقت كنی میبینی كه آجرهاش پررنگ كم رنگ هستش .مثل وقتی كه به یه دیوار آجری
آب میپاشی. اونوقت دیدی چه بوی خوبی ازش بلند میشه...آدم احساس آرامش می كنه
و«س ك وت» تنها حرف من است
آنجا كه تمام پنجره ها سنگی میشوند
این جمله
خیلی توش حرف داره...من خیلی دوسش دارم
اون دوتا پروانه صورتی ك.چ.ل. كه
دارن دور هم میگردن من آبجی هستیم
دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه
كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی
جمله خیلی قشنگیه.جوابش:
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآمِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
راستش چند
وقت پیش پنجره جان یه شعر گفته بود برای انجمن ها نمیدونم خوندید یا نه خودم خیلی
دوست داشتم یه خورده هم غمناكانه بود منم
حساااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااس:
«غصه هاتوبذاركنار،تا پنجره جون بگیره
هوای رفتن نكنه،بدون تبیان بمیره»
آخی !چه بچه ی
نازییییییییییییییییییییییییییییییی
«غم ها رو بردارازصدات،نذار بلرزه عزیزم
بخندوزندگی بكن،حتی با گریه عزیزم»
كی جرات كرده ی آبجی منو ناراحت و
غصه دار كنه ها؟ه؟ا
«اگرچه خونه اون دلت ازبهترینها ولی
باز
بزارعزیزباشن بازم،اونجاتوی نعمت وناز»
حالا چه چیزی باید بنویسم؟
«بازم بكش كنار،بیا تو حاشیه،تا اون
خوبا
برن وسط جاربزنن، ازمنِ بد بشن جدا»
فعلا كه پنجره ابی و جانشین .كی گفته
تو بدی....اگه یه بار دیگه این حرفارو بزنی شیشه هات رو...«این تهدید را جدی
بگیرید.»
«گریه بكن،كه بغض تو، توی گلوت
جانمونه
بذار بفهمن تودلت،هوای ابروبارونه
توحرف نزن،كاری نكن...خوبا همه
كاربلدن
سكوت كن،هیچی نگو،حرف تورو گوش نمیدن
بیا ولی سنگی بشو،مثل تموم آدما
شیشه نذاربه پنجره ات،نفس بكش توبی
هوا
بسه دیگه..قصه نگو،ایناهزارتا
كاردارن
باید برن با كارهاشون انجمنو به
پادارن»
نا فرم جوش می آ.ریم.داریم كم كم
غیرتی می شویم:آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی
نفس كش
بابا بی
خیال من از این كارا بلد نیستم ولی خداییش برو بچ بهتر هوا و زمین پنجره رو داشته
باشید
حالا می
خوام یه نوشابه –اندازه ی نوشابه نمادین كارخونه زمزم اصفهان-برای پنجره باز
كنم-یا شاید یه پنجره توی نوشابه باز كنم-
یه شعر
براش گفتم كه مینویسمش اینجا:
ای غزل نامه چشمان
تو افسانه ی دل
با كدامین
هنر افسونگر رویای منی
با توام
دختر مهتابی شب های دلم
آبی روشن
عشقی همه دنیای منی
به قول
پنجره :
مانا باشید