• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 11816)
جمعه 2/12/1387 - 12:20 -0 تشکر 92188
نامه های من به فرزندانم!!

 

سلام

تعجب نكنید من هنوز بچه ای ندارم؛

ولی میتونم به بچه هایی كه هنوز ندارم نامه بنویسم،

قربون صدقشون برم،

نصیحتشون كنم،

تجربه های خودم و دیگران رو در اختیارشون بذارم،

امرونهیشون كنم،

خلاصه باهاشون كلی حال كنم.

ایشاا... بعدا میخونن.

موفق

 

 

چهارشنبه 3/4/1388 - 20:14 - 0 تشکر 125678

به نام خدا

سلام

21- خوبی پسر

رفتم گشتمو گشتم برات چن تا رفیق پیدا كردم باهاشون خوب رفتار كن مثه بچه های همسایه چپ و راس تشون نكنی من دیگه حوصله شام دادن به اونا رو ندارما!!

اصلا نوبت اوناس شام بدن برو یه بار ازشون كتك بخور تو رو خدا

محمد مهدی- علی باحال- حسنا نانازی- پارسا جیگر- ابجی مینا و یه چن نفره دیگه كه فعلا یادم رفته

بچه های خوبین اینطور كه بنظر میرسه ولی بهت بگم با خارجیا صحبت نمیكنیا با غریبه ها

هر چی شد میای سریع به من میگی منم هر چی شد به تو

ایولفسكی

یه چیزه دیگه درس و مشق تا اخره عمرت درس و مشق بخون فهمیدی بچه یه لحظه هم فراموش نكن اره البت یه لحظه میتونی فراموش كنی بری یه جایی برگردی ولی دوباره بشین سره درس و مشق

حالا در ادامه نامم یه خرده باید قربون و صدقت برم كه از مامانت كم نیارم(اون یه چیزایی بلده كه من عمرا تو فكر و ذهنمم نمیاد ولی چن تاشو ازش یاد گرفتم؛ حال كن)::

اخه پسر داریم ما!! اخه قشنگ داریم ما!! اخه هیشكی نداره!! اخه نمیدونم به كی بگم كه چی داریم ما!! دیگه خودت بقیشو از حفظی فك كنم

بوبولی ببولی؛ گوگولی مگولی؛ تیتیری پتوری

(اینا نمیدونم یعنی چی)

بیخودی داره تو رو لوس و بچه ننت میكنه

بعدن چن تا رفتار مردونه در نامه های بعدیم برات دارم..

لازم بذكر دونستم كه داره قیافت كم كم عوض میشه

اگه بگم شكله كی داری میشی فامیلای مامانت نمیگم كه چیكارم میكنن

دعا كن برای بابات!!

موفق

چهارشنبه 3/4/1388 - 20:18 - 0 تشکر 125682

سلام

پسر ،پسر قند عسل.....

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

جمعه 19/4/1388 - 18:36 - 0 تشکر 131108

به نام خدا

سلام 22-

پسرم!!

خوبی بابا؟!

گوش كن بابا یه چیزایی خیلی ضروری باید بهت بگم:: اگه دوست داری تو بازار كار موفق باشی باید سرمایه داشته باشی و همینطور رابطه و ...

ولی اگه میخوای كارمند دولتی باشی هر چی كه میتونی باید تلاش كنی تا درست از همه بهتر باشی و در همه تخصصها اول باشی و اونها رو یاد بگیری چون به این چیزا و تجربه خیلی بها داده میشه و از همه مداركی هم كه میگیری یكی یه دونه كپی داشته باش چون اگه خدایی نكرده گم شد داشته باشیش--

فعلا--

موفق

يکشنبه 15/6/1388 - 0:59 - 0 تشکر 149029

به نام خدا

نامه 23

سلام

پسر

حالت خوبه

سراغی از بابایی نمیگیری

میگیری خب ببخشین

منم خوب بودم خوبتر میشم چن وقت پیش خیلی بد شدم بعدش خوب شدم حالا دلایلش رو بهت میگم

نماز روزه هات مبارک هه هه هه هه یوها ها ها ها اگه همش رو بگیری بهت پول میدم خوبه ایول پولکی

البته اگه اخرش زنده مونده باشی

اقا جات خالی رفتیم یکی دو هفته پیش اسایشگاه جانبازین و معلولین هشت سال دفاع مقدس تو نظام اباد

با بچه های تبیان

چن تا پسر و چن تا دختر یه زوج خوشبخت من میدونستم دو تا ون رفتنی و برگشتنی اب رفتیم شدیم یه ون نمیدونم چه جوری

(صبر کن اهنگو عوض کنم چن ثانیه)

موزیک خالی گذاشتم

بهت بعدا یادم بنداز بگم چی بود!!

دوست دارم

خب منحرف نمیشم جینگیلی!!

خدا چه صبره وحشتناکی به اونا داده نمیدونم چه صبری!!

یکیشون نزدیکه به یک دهه تو کما بوده و مامانش چه خانم و مادری بوده که ازش نگهداری کرده

دو سه تا هم قطعه نخاعی سر زدیم

یکی از دوستان همش و همش مینوشت و به من میگفت ارومتر بپرس منم میپرسیدم سوالات فراوان ولی ایشون یه گزارشم نداد ایشاا... مورچه از یه طرف لباسش بره ازون طرفش زودی دراد!!(نفرینو حال کردی!!)

اهنگو اشکه ادمو در میاره وای وای وای

حالا گریه نمیکنم

کی ازونا خیلی پیشش بودیم عکس ممنوع بود اخر بهش گفتم فک میکنی که اگه عکس ازت بگیریم تو عکس جات خالی میشه کلی خندید

قرار بود کامپیوترش رو بچه ها درست کنن نمیدونم شد یا نه نقاش بود سینما هم رفته بود عجیب گفت داستانشو به کسی نگم منم اصرار نکن نمیگم

عجب اهنگی دل انگیز

تو بعضی از انجمنا داره گیسو گیس کشی میشه منم به روی خودم نمیارم

دعوا میکنن توهینات غیر مستقیم هم میکنن و کارای دیگه هم شاید در این رابطه الله اعلم

من ارووووووووومم اینا رو هم اروووووووووم بخون عشقم با روحیات من سازگار نیس جیگر جان

میرم یه سر پیش تصاویره روزانه فلان فلان سر میزنم مینویسم نظر اگه داشتم میدم یه سر میرم پیشه سینماییها که خیلی کم مینویسن یه سر موبایلیا یه سر قرانیا یه سر اینگیلیسیا و امریکاییا و ایرانیا اگرم جذاب بود نظر میدم و سوالی داشتم مطرح میکنم

خلاصه اینجوریاس داش از خودت بگو نگو بذار من بگم

اسایشگاه برمیگردیم

پذیرایی طوفانی از تقی زاده و دوستان دستشون درد نکنه تقی زاده از بچه های تبیانه بعد از ظهر رفتیم رفتم یه خانم نشسته بود و یه اقا که چاق بود نمیدونم چرا چاق بود نپرس خب خانم هم چاق داریم اونم نمیدونم خدا اینجوریشون کرده

من ولو شدم از خستگی روی مبل

داره مثه گزارش میشه پس یاد بیگیر بچه گزارش نویسی رو:

یه اقا دو اقا یه خانم دو خانم نه بابا بیشتر شدن خانما و یه اقای میانسال

نام و نام خانوادگی تون رو بنویسین با ایدینگ باشه من تسلیمم شربت خوردم اخ اخ اخ نبودی برام خمش کنی کلمنو به هزار زحمت اینکار توسط متخصصین انجام شد

اخرین جانباز هم دیدیم و ناراحت شده بود چون دیر رفتیم پیشش عکسم انداختیم تو انجمنش هستش بورو ببین دسته جمعی دسته تفریقو ضرب و ازین حرفا

اتاقا یه تخته بود اون خوش صحبته که گفتم مسجد ارک میرفت و یه روبیک داشت ازینا که میچرخونی درس میشه ازدواج هم نکرده بود

ممل که گفتم بهت اضافه وزن داشت فقط میپرسید شما چه جوری جانباز شدین اونم میگفت فلان و فلان بعد همین

اصل خنده و خوش خنده تر از ایشون من تاحالا ندیده بودم دمش گرم خیلی باحال بود اشنایانه جدید اسمه بقیه یادم رفته کمتر تو تبیانن ولی این جور مراسمات رو میرن با هم اشنا بودن ناقلا ها

تقی زاده هم میپرسید ایول

من اینقدر سوال کردم دهانم عنقریب خشکید!!

خانمها سوال نمیکردن

من ناراحت شدم که چرا یکی از دیگران تو خانمها جدا افتاده بود یا خودش میخواست حتما نمیدونم میخواستم بگم ولی شاید خودش میخواست یا احساسه غریبی میکرد یا اونا اشنا نبودن

ما اقایون اشنا شدیم عاشقترین هم بود با مینی من و ایمپرچو و مهدی و کاتب که نمیدونم اسمشو (شبه پریده)

یه گربه هم بود دیگه بیشتر ازین نمیتونم دربارش توضیح بدم

اولشم ما یه کم معطل شدیم تا بریم تو تا اونا اماده بشن

از اخر به اول تعریف کردم نمیدونم چرا اینجوری شد

اصلا این چیزایی رو که مینویسم میخونی

حالا اینو داشته باش که غمناکه و یه اهنگه غمناکم اومده که تا پایانه اهنگ فقط مینویسم

دوستم مرد

به همین راحتی که خوندی و هضمش کردی به منم خبر دادن که فوت شد

جوون جوون سکته زد

کلی غم و اندوه و ناراحتیو جیغ و داد و فریادو شیون در بهشت زهرا قطعه جدید و خاک و خلو گریه پدر و مادر که من خاطره اونم براشون و باید پیششون بمونم اصلا باور کردنی نبود که اونو تو قبر میذارن و روش خاک میریزن ...

توضیحاتی داشت بعدا برات مینویسم

حیف شد حیییییف و هووووووووووم بلند و آاااااااااه و اه همین

اهنگه تموم شد

مواظبه خودت باش

اونم هنوز پیداش نکردم که ماجراش رو برات بنویسم

موفق

جمعه 20/6/1388 - 16:22 - 0 تشکر 150221

به نام خدا سلام

بچه های گلم :دی

مامان امروز میخواد ازتون یه سوال بپرسه

آیا بعد از اینکه من مردم ، هر وقت گذرتون به بهشت زهرا افتاد ، شما هم مثل بقیه به این و اون زنگ میزنید تا بپرسید قطعه و ردیف مامانم چند بود ؟ :|

اولین بار قاطعانه باهاتون برخورد کردم که حساب کار ، دستتون بیاد بچه های گلم :دی

شاد باشین

جمعه 20/6/1388 - 18:17 - 0 تشکر 150248

سلام بابا داش علیرضا یه کم مفهومتر با این پسرت بحرف ...

 گناه داره بخدا ...

ببین قیافشو !

 طفلی هنک کرده ...

خداوندا تو میدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است .

چه زجری می کشد آن کس که انسان استو از احساس سرشار است ...

شنبه 21/6/1388 - 0:59 - 0 تشکر 150344

سلام

ارسو

غمگینانه بود برای اولین نامه

ندیده بودمت اینجا بیای

بیچاره بچه تا چشم باز میکنه میبینه با شماره قطعه طرفه واااااااااای

بنظره من قاطعانه شماره قطعه رو براشون بنویس بذار یه جای امن ولی نمیشه پیش پیش خرید اون بیرونیهاش هم یه طبقه مجانی دو طبقه پولی

چه اماری دارم

چون برای رفیقم چن وقت پیش رفتم تاسفانه

هیشکی نره ولی نمیشه گذره همه به اونجا میافته یه روز!!

انیاک

چه عکسه بچه باحالیه اون

همسایه بود نه فوتبالیست پشیمون!!(چون به خودت گل زدی میگما!!)

ترشی بهش دادین دیگه 

ایول ایول باید با بچه های اینگونه اینگونه رفتار کرد

بچم داره یواش یواش بزرگ میشه و باید گنده گنده و سگین باهاش صحبتفسکی!

موفق

شنبه 21/6/1388 - 2:49 - 0 تشکر 150367

به نام خدا

از گویایی خاموش به گل زیبایی که روزی بهش می گه مامان...

سلام مامان جان

کوتاه می گم این بار...

این حرفم کلیشه ای نیستا!

شاید کمی شبیه شعار باشه، اما نیست. حتماً بهش فکر کن و عمل..

باشه مامان؟

خوش قول باش!

اگر قول کاری رو دادی حتماً انجامش بده، حتماً..

اگرم نمی تونی کاری رو بکنی اصلاً قولش رو نده! چون این طوری لا اقل کسی رو منتظر نذاشتی..

انتظار خیلی سخته عزیزم، خیلی...

موفق باشی گلم...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

يکشنبه 22/6/1388 - 17:47 - 0 تشکر 150873

سلام

گویا

نامه رو خوندم این یادم اومد::

اون دنیا افرادی رو به جرم قتل میبرن نمیدونم کجا

اونا میگن اخه ما تو دنیا کسی رو نکشتیم

بهشون میگن شما قرار میذاشتی چرا به موقع نمیرفتین اقا جون یا خانوم جون اون بنده خدا رو علاف میکردین میکاشتین اونجا 

بخاطره همین هم که شما قول الکی دادین و بد قولی کردین و به موقع حاضر نشدین ما وقتای اونجا رو جمع کردیم شد سنه یه اده که افقیش کردین شما

حالا برین برین برین...

موفق

سه شنبه 24/6/1388 - 21:15 - 0 تشکر 151500

بنام خدا

سلام

این دومین نامه ای هست كه براتون از گذشته فرستادم، تا در آینده ای دور دستكم 20 و اندی سال دیگه توسط شما فرزندانم خونده بشه.

اینكه نوشتم 20 سال و اندی به خاطر این بود كه الان كه داری این نامه رو میخونید، یعنی اجازه خوندنش رو دارین دست كم 18 سال و رد كردین

نمیدونم كدومتون زود تر میخونید.

اما هر كدوم كه دارین این نامه رو میخونید،بدونید از این سن به بعد زمان براتون مثل برق و باد میگذره و اگه مثل من غفلت كنید به راحتی چندین سال از عمرتون رو از دست دادین

میدونم شما ها تا رسیدن به این سن از من موفق تر بودین، اونم خیلی موفق. كه من این موفقیت رو برای خودم در رویاهام میدیدم. اما شما ها اونو برای خودتون عینیت بخشیدین.

پس آفرین به شما.

اما از این سن به بعد نگرانتونم. نگرانم نكنه سرنوشتتون شبیه من بشه و مثل من سالهایی رو به غفلت بگذرونید، غرور بگیردتون و یه دفه چش باز كنید ببینید 27 ساله شدین و به هیچ جایی نرسیدین.

پس مواظب باشید. اگه این موقع بالای سرتون بودم فقط یه بار بهتون میگمف چون میدونم عاقل تر از منید و زود اون چیزی كه گفتم رو میفهمید. اما اگه این دنیا رو ترك كرده بودم، مواظب باشید به هم ظلم نكنید. به خاطر دنیا با هم درگیر نشید. مثل اون كسانی نشید كه امروز(دیروز شما) من تو برخی خانواده ها دیدم. دیدم برادر و خواهرانی كه برادر بزرگترشون رو به خدا واگذار كردند.

چون حقشون رو نداد.

فعلاً والسلام

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.