• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 14615)
يکشنبه 17/9/1387 - 9:53 -0 تشکر 75833
طنزهای اجتماعی

سلام

اولش می خواستم این تاپیک رو در انجمن طنز ثبت کنم ولی بعد فکر کردم هیچ جا برا ی این کار بهتر از انجمن اجتماعی نیست.بیایید در قالب شعر،نثر و...از نوع طنزش با استفاده از مطالب دیگران یا ذهنیات خودمون نگاهی نو به مسائل اجتماعی داشته باشیم.چراغ اول رو من روشن می کنم

الا ای نفت! روز خوش نبینی

گل عیش از حیات خود نچینی

نشد چون بچّه ی آدم بیایی

دمی هم بر سر سفره نشینی!

 

تو را، گفتم بپردازند خشکه

سر سفره بیایی بشکه بشکه

لب ما تر نشد از خشکه ی تو

الهی که بری زیر درشکه!!

 

قلمکــــــاری و زربفتی نگردی

از این وضع هشلهفتی، نگردی

جناب وعده در حال عبور است

بپا ای سفره جان نفتی نگردی!

به دنیا کسب و کارت روبراه است

طلا هستی ولی رنگت سیاه است

سر سفره چگونه آرمت چون

طنابم پاره و دلوم به چاه است!

منبع:وبلاگ بوالفضول

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 23/12/1389 - 9:36 - 0 تشکر 298412

 سلام

نقل از تابناك:

راستش ما دیدیم مجلس خیلی وقت است دارد با دو واژه «ازدواج مجدد» و «ازدواج موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت از خانواده هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواج خشک و خالی را در برمی گیرد، تازه همان دو تا را هم مدت هاست زورش نمی رسد تصویب کند.

http://files.tabnak.com/pics/201103/201103131316542073.jpg

این است که ازدواج های زیر را پیشنهاد می کنیم:


ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.

ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.

ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.

ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.

ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.

ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.

ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.

ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.

ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.

ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.

ازدواج مکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش .... در برود

                          این نیز بگذرد.....
چهارشنبه 25/12/1389 - 10:30 - 0 تشکر 299254

 سلام

روشهای مواجهه با مهمانان ایام عید:

از قدیم الایام گفته اند که  همیشه بهترین دفاع در  حمله است. پس مجال ندهید و در اولین فرصت ممکن  حمله کرده و به دیدن اقوام و بستگان عزیزتان بروید.  فراموش نکنید که این یک قانون نانوشته است که  اگر گل نزنید گل می خورید!


البته خب برخی هم تفکرات تدافعی دارند و بر این عقیده اند که اول باید گل نخورد و سپس  در ضد حملات کار حریفان (اقوام!) را یکسره کرد. اگر احیاناً جزو این دسته از افراد هستید تهیه یک عدد آیفون تصویری برای منزلتان به شدت توصیه می شود چرا که وجود آیفون تصویری کمک بسیار زیادی  به نبودن شما در منزل خواهد کرد!

به تلفن های ناشناس و مشکوک پاسخ ندهید. مخصوصاً  به تماس هایی که از باجه تلفن های اطراف منزلتان گرفته می شود. چرا که ممکن است مورد  عمل انجام شده قرار گرفته و با جمله ی معروف " داشتیم از این طرف ها رد می شدیم گفتیم ببینیم اگر هستید یه سری هم به شما بزنیم" رو به رو شوید!

راستی! تا یادم نرفته این را هم بگویم که حتماً  کاغذی،مقوایی، تخته وایت بردی!، چیزی بر روی درب منزلتان بچسبانید تا یک وقت میهمانان ناکام مانده هوس نکنند خسارتی که قرار بود در صورت بودنتان  به منزل  و خوراکی ها  وارد کنند را  بر روی درب وارد نموده و" آمدیم نبودید" شان را بر روی آن حکاکی کنند! حتی می توانید از خودتان سلیقه به خرج دهید و برای هریک از خانواده های فامیل قسمتی جداگانه را در آن کاغذ در نظر بگیرید!

به هر حال از قدیم  و ندیم  گفته اند چیزی که عوض دارد گله ندارد. اگر احیاناً رو دست خورده و این شما بودید که  با درب بسته منزل  اقوام برخورد نمودید سعی کنید بر  اعصاب خود مسلط باشید، با اندکی امید و اعتماد به نفس می توانید از شکست پلی بسازید به سوی پیروزی! حالا نفس عمیقی کشیده و بر روی درب بنویسید:" آمدیم نبودید؛ نیایید نیستیم! "

اقتصادی فکر کنید،  اگر تعداد اعضای  خانواده یکی از بستگانتان کمتر از تعداد اعضای خانواده شماست با آغوش باز پذیرای آن ها باشید و فراموش نکنید که هر دیدی بازدیدی دارد و هر بازی برگشت دارد! راستی فراموش نکنید که گل زده در خانه حریف ۲ تا حساب می شود!!

اگر هم که اصلا  اهل این حرف ها نیستید و به دید و بازدید علاقه مندید پس خواهشاً همان یک بار را بروید کافی است !

داشتن حیوانات خانگی به طور مستقیم با کم تر شدن تعداد  کسانی که در طول ایام نوروز خیال  سوء قصد به منزلتان را دارند در ارتباط است.  اگر اکثریت فامیلتان مذهبی هستند داشتن یه عدد سگ از نوع شلخته  و لوس  که  دک و پوز و کلاً همه جایش را به میهمان ها بمالد! به شدت توصیه می شود. اگر هم  فامیل هایتان وسواسی هستند که از گربه خانگی استفاده کنید. بیشتر جواب می دهد! ضمناً  خواهشاً کمی هم جنبه داشته باشید. چند تا  پسته و بادام دیگر ارزش آوردن کروکودیل  و  اورانگوتان  به خانه را ندارد!

راستی می توانید در صورت لزوم، اقوام سمج فامیل را شناسایی کرده و اسمشان را بر روی حیوانات خانگیتان بگذارید و در حضور میهمانان سمج مذکور، حیواناتتان را به اسم صدا زده  و از آن ها بخواهید به اجرای  عملیات ژانگولر برای میهمان ها بپردازند!  یا مثلا می توانید به سگتان بگویید: «خشایار!؟  گاز نگیر! دهه! پسر بد! »

ساماندهی و پلاک گذاری میوه جات و علی الخصوص پسته ها و بادام های داخل آجیل و تهیه بارکد از جمله سایر اقداماتی است که شما جهت ایمنی بیشتر می توانید انجام دهید! همین طور می توانید در بدو ورود روی میهمان ها برچسب انرژی نصب کنید و تهدیدشان نمایید که اگر زیادی بخورند انرژی زیادتری جذب می نمایند و از طریق برچسب انرژی تابلو می شوند!!

                          این نیز بگذرد.....
شنبه 6/1/1390 - 11:13 - 0 تشکر 301425

سلام 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد  / کاسب پیر دگر باره جوان خواهد شد!

من و تو غمزده از این همه خرج شب عید / لیکن او صاحب یک سود کلان خواهد شد

موسم دلخوری و گیجی آن اهل حقوق / وقت بشکن زدن پیشه وران خواهد شد

حرف عیدی نزنی پیش خسیس الدوله / که کند سکته و درخاک نهان خواهد شد

اول عید ، حقوق من و تو نفله شود / سرمان باز دچار دَوران خواهد شد

باز ذکر « چه کنم ، آی چه کنم » می گیریم / قلبمان نیز دچار ضربان خواهد شد

مخمان سوت زد از قیمت شیرینی جات / کم کمک قیمت آن ، قیمت جان خواهد شد

مرد در « خانه تکانی » شده شاگرد زنش / دم عید است و چنان رفتگران خواهد شد

از هجوم فک و فامیل فلان شهر به « ده » / چون هتل ، خانه ی مشدی رمضان خواهد شد

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 8/1/1390 - 10:48 - 0 تشکر 301769

سلام

به نوشته جام جم هرچیزی آدابی دارد حتی زهر کردن سفر برای دیگران این چند روش پیشنهادی را اگر به کار نبندید برای داشتن سفری خوش برای خود و همسفرانتان موثرتر است.

- پیش از راه افتادن، حواس اعضای دیگر خانواده را پرت کنید تا آنها فراموش کنند فیوز کنتور خانه را قطع کنند و شیرهای اصلی آب و گاز را ببندند یا درهای خانه را قفل کنند تا وسط مسافرت همسایه‌های نگران به شما زنگ بزنند و بگویند خانه‌تان را آب گرفته یا به خاطر نشت گاز یا اتصالی سیم‌های برق آتش گرفته است یا دزدها خالی‌اش کرده‌اند.

- شب پیش از سفر، راننده را تا صبح به روش‌های گوناگون بیدار نگه دارید مثلا با او دعوا کنید، بحثی مهم را پیش بکشید تا درباره‌اش ساعت‌ها با هم حرف بزنید، دوستان و آشنایان را دعوت کنید و تا پاسی از شب مشغول گفت‌وگو باشید.

- دائما شاگرد راننده را صدا بزنید و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را از او طلب کنید. اگر در اتوبوس فیلمی پخش می‌شود بلندبلند درباره‌اش نظر بدهید، پایان فیلم را زودتر برای بقیه تعریف کنید یا شاگرد راننده را مجبور کنید فیلم را عوض کند.

- در اتوبوس یا هواپیما آنقدر صندلی تان را عقب ببرید که پشت سری‌ها احساس زیرآوار مانده‌ها را تجربه کنند.

- هر نوع اوراق هویتی مثل شناسنامه، کارت ملی یا کارت‌های مهمی مانند کارت بنزین و کارت اعتباری و حتی دفترچه‌های بیمه را در خانه جا بگذارید.

- وقتی از خانه به قصد سفر راه افتادید، بعد از حدود یک ساعت به یاد بیاورید چمدانی مهم را جا گذاشته‌اید و لازم است برگردید.

- پشت سر راننده دست بزنید، بلند بلند آواز بخوانید و از دیگران بخواهید همراهی‌تان کنند.

- اگر خدای ناخواسته تصادف کردید در حالی که بقیه سعی می‌کنند آرامش‌شان را حفظ کنند یا غش کنید یا هوار بزنید یا با راننده دعوا کنید و او را مقصر بدانید تا بیشتر مضطربش کنید. اگر خودتان راننده هستید، همین برخورد را با دیگران داشته باشید.

- همیشه نفوس بد بزنید، مثلا وقت راه افتادن بگویید «من می‌دانم تصادف می‌کنیم» یا «یه حسی بهم می‌گه سفرمون خراب می‌شه» یا «فکر کنم این آخرین سفرمونه» و... پس از آن، هر وقت اتفاق ناخوشایندی می‌افتد عالمانه سرتکان بدهید که «مننننننن می‌دوووووونستم.»

- در جاده برای هیجان بیشتر با خودروهای دیگر کورس بگذارید و تا آنجا که می‌توانید بوق بزنید.

- اگر با اتوبوس سفر می‌کنید صبر کنید تا راننده در مکانی برای غذا توقف کند. در این شرایط ناگهان ناپدید شوید و مسافران را تا ساعت‌ها داخل اتوبوس منتظر خودتان نگه دارید.

- وسایل غیرضروری را بار کنید و با خود بیاورید، اما مسوولیت حملش را به عهده بقیه بگذارید. این لوازم می‌توانند لباس‌های مهمانی، کتاب‌هایی که سالی یک بار هم به آنها نگاه نمی‌کنید، جاروبرقی، آبمیوه‌گیری و سشوار و اتو باشند.

- طوری از امکانات محل اقامت‌تان استفاده کنید که انگار دیگر قرار نیست به آنجا برگردید یا دیگران در آن ساکن شوند.

- هرگز با اعضای خانواده رو راست نباشید؛ مثلا اگر نظرتان را درباره اقامت در محلی می‌پرسند آنجا را تایید کنید و وقتی ساکن شدند، شروع به غر زدن کنید.

- لزومی ندارد لوازم شخصی‌تان را با خود به سفر ببرید.از مسواک و خمیر دندان و دمپایی تا شانه و لباس‌های گرم همه در ساک دیگران یافت می‌شوند و می‌توانید از آنها استفاده کنید. در مجموع منظورمان این است که لوازم دیگران را لوازم خود بدانید.

- یا کم حرف باشید و پاسخ هیچ‌کس را ندهید یا مثل رادیویی باشید که دگمه خاموشی ندارد آنقدر صحبت کنید که گوشه‌های دهان‌تان کف کند و آسایش همراهان را مختل کنید. این روش در اتوبوس فوق‌العاده کارساز است.

- از غذا، از هوا، از سر و وضع دیگران، از روزگار، از مردم و خلاصه از همه چیز ایراد بگیرید.

- با خانواده‌هایی که در دیگر اتاق‌های هتل، متل یا ویلاهای اطراف هستند، به بهانه‌های مختلف درگیر شوید. نگران هستید بهانه پیدا نکنید؟! اصلا جای نگرانی نیست. همیشه بهانه‌ای برای گلاویز شدن یا به قول جوان‌ها یقه‌گیری پیدا می‌شود.

- اگر گروهی سفر می‌کنید بچه‌های کوچک فامیل را بترسانید. مجبورشان کنید بی‌سر وصدا و دست به سینه، گوشه‌ای بنشینند. اگر از شما سوالی کردند نشنیده بگیرید و خلاصه به آنها بفهمانید که دوست‌شان ندارید

- عکس‌ها را خراب کنید.در عکس انداختن همیشه پاها را به سرها ترجیح بدهید.

- تابع برنامه‌ها نباشید، اگر دیگران می‌خواهند در محل اقامت بمانند شما اصرار کنید بیرون بروند و اگر می‌خواهند بیرون بروند بگویید مایلید در خانه بمانید.

- در فعالیت‌های گروهی شریک نشوید. اگر دیگران علاقه‌مند هستند بازی گروهی انجام بدهند یا به شکل گروهی خرید کنند، ظرف‌ها را بشویند یا غذا را حاضر کنند، خودتان را از جمع جدا کنید.

- در تقسیم مسوولیت‌ها ثابت کنید عرضه هیچ‌کاری را ندارید تا کسی جرات نکند وظیفه‌ای را به شما بسپرد. با این روش هم کاملا بیکار می‌شوید و هم بار مسوولیت‌های دیگران را سنگین‌تر می‌کنید.

- جوراب‌هایتان را نشویید و مسواک زدن را ترک کنید. در بیانی کلی‌تر می‌شود گفت رعایت بهداشت در سفر هیچ ضرورتی ندارد و هر چه کثیف‌تر باشید، بهتر و بیشتر می‌توانید مسافرت را به‌کام بقیه زهر کنید.

- تا جایی که می‌توانید سیگار بکشید تا همراهان تان بفهمند هوای پاک معنایی ندارد!

- اگر دارویی خاص و نایاب مصرف می‌کنید آن را جا بگذارید تا وقت همسفران با دنبال دارو گشتن در داروخانه‌های شهر مقصد بگذرد.

- رفتارتان باید دقیقا برخلاف جمع باشد. وقتی آنها شاد هستند، سگرمه‌هایتان را به هیچ وجه از هم نگشایید. وقتی غمگین هستند از ته دل بخندید و دست بیندازیدشان.

- شما نباید همراه با دیگران بخندید بلکه باید به دیگران بخندید. خانواده‌های دیگر را مسخره کنید. از نقاط ضعف آنها و بخصوص سر و وضع‌شان برای خندیدن بهره بگیرید

- خودخواه باشید. در سفر فقط باید به شما خوش بگذرد. مهم نیست دیگران چه شرایطی داشته باشند. بهترین جا در خودرو و محل اقامت‌تان و بهترین جزء غذا حق شماست.

- جای چمدان‌تان کجاست؟ روی تخت دیگران.

- لجباز باشید. با همه چیز مخالفت کنید. اصلا لازم نیست به پیشنهادهای دیگران گوش کنید حتی می‌توانید پیش از شنیدن‌شان مخالفت‌تان را اعلام کنید.

- سفر بهترین فرصت برای انتقامجویی است. در مدت مسافرت، همه دلخوری‌های گذشته با همسفران را در ذهنتان مرور کنید و بعد خرده حساب‌ها را تصفیه کنید؛ مثلا شریک زندگی‌تان را یاد آخرین باری که با هم حرفتان شد بیندازید و به این ترتیب بحث و جدل‌ها را از نو آغاز کنید.

- ناخن خشکی، ویژگی تضمین‌شده‌ای برای خراب کردن سفر است. فکر کنید جیب ندارید. هرگز دست در جیب‌تان نکنید. اگر اعضای خانواده از شما پولی خواستند بگویید کارت اعتباری‌تان را جا گذاشته‌اید یا پول‌هایتان را گم کرده‌اید

                          این نیز بگذرد.....
يکشنبه 14/1/1390 - 12:32 - 0 تشکر 303386

سلام

اطلاعات زیر،*حاصل یک تحقیق بر روی یک گروه میلیونی از دختران ایرانی است که در آن رابطه*ی بین سن و معیار ازدواج مورد بررسی قرار گرفته است.

۱۸ الی ۲۰ سالگی: حداقل لیسانس داشته باشد،قدبلند،*خوش بر و رو،* خوش تیپ،* خوشمزه!،* پولدار،*دارای ماشین (حداقل ۲۰۶)،*ترجیحا خارج رفته.

۲۱ الی ۲۴ سالگی: حداقل فوق دیپلم داشته باشد،*قد متوسط هم اشکال ندارد، قیافه چندان مهم نیست، تیپ معقولانه، بداخلاق نباشد،*دارای ماشین (حداقل پراید)، خارج رفته *نرفته فرقی ندارد.

۲۵ الی ۲۹ سالگی: مدرک تحصیلی چندان مهم نیست،*کار داشته باشد کافیست، قدش خیلی کوتاه نباشد ترجیحا، مهم سیرت است نه صورت!، آدم نباید ظاهربین باشد،* دست بزن نداشته باشد همین، ماشین نداشت اشکال ندارد ولی قول بدهد بعدا بخرد.

۳۰ الی ۳۵ سالگی: مدرک اصلا مهم نیست فقط سواد خواندن و نوشتن داشته باشد کفایت می*کند، کار داشته باشد، قدش اصلا اهمیت ندارد،*مهم فهم و شعور است.

۳۶ الی ۴۰ سالگی: کار داشته باشد کافیست،*فهم و شعور هم ترجیحا داشته باشد.

۴۱ الی ۵۰ سالگی: مذکر باشد کفایت می*کند!۵۰ الی آخر: در حال حاضر مشترک مورد نظر در دسترس نمی*باشد/ نو ریسپانس تو پیجینگ!

در پایان به پسران محترم و عزیز توصیه می*شود:
توصیه : با توجه به بالا رفتن سن ازدواج دختران که میانگین آن نزدیک به سی سال است ، زیاد خودشان را برای ادامه*ی تحصیل، مشکل سربازی،خرید منزل،*ماشین،*موبایل و غیره اذیت نکنند؛ چرا که هم عجله کار شیطان است و هم طبق آمار فوق،*طرف همینجوری از شما راضی است و نیازی به زحمت اضافه نمی*باشد!

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 22/1/1390 - 14:49 - 0 تشکر 306418

سلام

نقل از وبلاگ یاس وحشی

خوشحال بودیم . خیلی خوشحال و سر کیف . واقعا این همه محبت و مهربانی را چگونه جبران

کنیم ؟ اصلا در حال خودمان نبودیم . دورانـی که برایمان بهترین ِ دوران ها بود و فکر می کردیم

پادشاه زمین خاکی هستیم .نه، اشتباه نکنید . این موضوع مربوط به سالهای دور و قبل نمی شود. صحبت چند روز پیش است.چند روز پیش در چنین ساعاتی،قبض برقمان آمد و ما کلا (دو طبقه)

شش هزار و سیصد تومان بابت مصرفمان پرداخت نمودیم !اصلا باور کردنی نبود.وقتی قبـوض

را به پدر گرامی ام نشان دادم،اشک شوق در چشمانشان جمع شد وخندیدند ونگاهی از روی لطف

به من حقیر نمودند .من نیز از اینکه خوش خبر بودم کیفور گشته و به آسمان نگاه کردم.دو کبـوتر

عاشق را دیدم که به دنبال یکدیگر پرواز می کنند و مرزهای آبـی بیکران را در می نوردنــد . بـا

خود اندیشیدم من اکنون عقابی هستم که بالای سر آن دو در پرواز است .

   آخر شما نمی دانید،وقتی همه چیـزت به یارانه ها وصل باشد و هـر لحظه استرس صدای زنگ

منـزل را داشـته باشـی و بدانـی که برای اهالـی دو محله بالاتر نفری دویسـت سیصد هزار تومـان

هزینه مصرف برق ایـجاد شده است آنگاه متـوجه شـوی قبـض برق ایـن دوره برایـت فــوق العاده

بوده است و تو خوشبخت ترین هستی !

   اما دیری نپایید که شادیمان به اندوهی عظیم تبدیل گشـت . ابر های تیره آسمان زندگـی مـان را

پوشاندند و خورشـید به کسوف دائمی عزیمت نمود و ما را در ظلمات و سرما ، تنهای تنـها رهـا

کرد. سرو ستبر شادیمان به علفی هرز و شکسته تبدیل شد و با آخرین ضـربه ی باد خـزان ، در

میان باد به ناکجا رفت.

   قبض گاز آمد!این بار با خجالتی وصف ناپذیر به خدمت پدر گرامی رسیدم وقبل از آنکه قبـض

را خدمتشان تقدیم کنم،طی سخنرانی تاریخی،انزجار خود را از انسان های پرمصرف و فرزندان

ناخلف و دوستان ناباب که مردمان را به مصرف زیاد توصیه می کنند اعلام کردم! و گفتم چـقدر

خوب است انسان در سرمای گدا کش مثل بید بلرزد اما بخاری را اصلا زیاد نکند!سپس قبض را

خدمتشان دادم. نگاهی به قبض نموده،مدتی صامت شدند ولی بالاخر اشک از چشمانشــان جـاری

شد . اما این بار دیگراشک شوق و شعـف نبود.من خوشحال بودم که پـدر تـوانستند عکس الـعملی

نشان دهند و خدای ناکرده سکته نکردند ! هــمدیگر را در آغوش کشیدیم و من به یاد آن دو کبوتر

عاشق افتادم.اندیشیدم که چقدر آنان خوشبخت هستند و من در مقابلشان پشه هم نیستم چه برسـد به

عقاب! بهشان حسودی کردم که برای پروازشان هرگز محدودیتی قائل نیستنـد و شعاع حـرکتشان

را سهمیه بندی نمی کنند. حسودیم شد به همه چیزشان ...

   شنیدید که می گویند وقتی شاد هستی آرام بخند تا غم بیدار نشود ؟ من به این سخن تاریخی عمل

نکردم و نتیجه اش را دیدم. از همه ی شما تقاضا دارم حتی اگر  قبض با عدد منفی

نیز برایتان صادر شد ، شادی نفرمائید که بی شک در قبض بعدی ِ شما جبران خواهد شد

                          این نیز بگذرد.....
سه شنبه 30/1/1390 - 11:11 - 0 تشکر 309436

سلام

مرد چه جوری باید باشه؟؟؟؟؟؟؟؟

گه سربزیر و متفكر و توی خودش باشه، میگن: افسردگی داره‌، روانیه، سیماش قاطیه!

اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، میگن: جلفه، دلقكه، هجوه!

اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، میگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!

اگه لاغر و جمع و جور و میزون باشه، میگن: كنسه، نخوره، حمال وارثه!

اگه از حقش دفاع كنه و زیر بار زور نره، میگن: جنجالیه، با همه دعوا داره، خروس جنگیه!

اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، میگن: بی عرضه‌س، حیف نون و دست و پا چلفتیه!

اگه اهل تحقیقات و كتاب باشه، میگن: اینو، واسه ما شده آقای مطالعه!

اگه با عیالات متحده‌ش مشكلی نداشته باشه، میگن: زن ذلیله، زن نگرفته، شوهر كرده!

اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، میگن: انگار كلفت آورده!

اگه دست به جیبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، میگن: پول پارو می‌كنه، اهل بند و بسته!

اگه اهل بریز و بپاش و ولخرجی نباشه، میگن: پولهاشو انبار می‌كنه، جون به عزرائیل نمی‌ده!

اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، میگن: معاشرتیه، فوق‌العاده‌س، دوست داشتنیه!

و بالاخره اگه راست و درست و بی‌كلك باشه، میگن: هیچی نمی‌شه، به درد لای جرز می‌خوره!

                          این نیز بگذرد.....
جمعه 2/2/1390 - 2:57 - 0 تشکر 310543

سلام
طبق طنز بالا زبون بازی تملق و چاخان هوادار زیاد داره
ای کاش سوگنامه بالا هم چاخانی بیش نبود
موفق باشید

سه شنبه 6/2/1390 - 15:4 - 0 تشکر 311924

 سلام

قلیان مونس تنهایی است...
روزهایی که تک می مانی ، روزهایی که در غم خود فرو می روی و شاید هم اگر عاشق باشی ، قلیان است که با توست و قلقلش روح تو را آرامشی دوباره می بخشد...
و اما :

آداب و رسوم کشیدن قلیان :

اولین رسمی که در قلیان کشیدن باید رعایت بشه اینه که قلیونو باید گروهی کشید و بعضی تنهایی کشیدن اونو خوب نمی دونن ...(اینم بعد اجتماعی بودن قلیلان!!)

دوم اینکه باید اول بزرگترین فرد جمع شروع به کشیدن قلیون کنه یا به عبارتی راهش بندازه و اگه بزرگتر خواست می تونه این کارو به فرد دیگه ای منتقل کنه...

سوم اینکه قلیان باید دور بچرخه و نوبت رعایت بشه و هر کس نیابد از اول و وسط و آخر حلقه یکدفعه قالیونو بگیره...

چهارم طرفی که شلنگ قلیونو از نفر قبلی می گیره باید به یک نوعی از طرف مقابلش تشکر کنه.عموما این تشکر زبانی نیست و با حرکت دست یا اینکه دست خودشو قبل از گرفتن شلنگ به دست طرف مقابلش بزنه انجام می شه ...

پنجم ٬ هر کس با توجه به تعداد نفراتی که قلیون میکشن باید مقدار پک زدنشو تنظیم کنه و طوری نباشه که به قولی بقیه معطل بمونن...

ششم٬ همه افرادی که دور قلیون نشستن باید قلیون بکشن ٬حتی به مقدار یک پک و اگر یک نفر اظهار کنه قلیون نمی کشه به بقیه بی حرمتی کرده ...

هفتم٬ هیچ کس نباید خود سر ٬دست به ذغال قلیان و شلنگ آن و سایر قسمت های آن بزند و هر تغییری در آن باید با رضایت اکثریت جمع باشد(آخر دموکراسی)...



هشتم ٬ با آتش ذغال روی قلیان نباید هیچ چیزی روشن کرد مخصوصا سیگار. روشن کردن سیگار به معنای توهین ناموسی به افرادی است که قلیان می کشند و در بعضی از فرهنگ ها کسی که این کار را می کند خونش پای خودش است.



نهم٬بر روی ذغال قلیان نباید جسم دیگری قرار داد یا روی آن آب ریخت.با این کار دیگران می توانند از کشیدن قلیان صرف نظر کنند.



ده٬قلیان را باید تا انتهای آن یعنی زمانی که تمام توتون آن سوخت کشید.



یازده٬زمانی که احساس شد ذغال قلیان جواب نمی دهد با توافق جمع باید اقدام به عوض کردن ذغال آن کرد.

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 12/2/1390 - 15:3 - 0 تشکر 313918

آن شنیدستی كه روزی دختری با مادرش گفت: این «عباس احمد ریزه» خیلی بی حیاست می رود آهسته هر مهتاب شب بر پشت بام چونكه آنجا كاملاً مشرف به بام خانه هاست دفتری همراه دارد و اندر آن تا نیمه شب می نویسد چیزهایی را كه حتماً نارواست واقف از این داستان تنها فقط من نیستم دختر «كبری كچل» هم واقف از این ماجراست شاید او بر گونة پرجوش من دل بسته است كز پس صد من كرم هم باز آثارش بجاست گر چنین باشد كه من پنداشتم پس این پسر واقعاً‌ بدجنس و بدكردار و رند و ناقلاست چند شب زین پیشتر «بی‌بی‌نسا» با دخترش گفته این عباس، خیلی پخمه و بی دست و پاست گرچه «دانشجوی دانشگاه آزادست»، لیك وضع دخلش صدبرابر كمتر از بابای ماست اتفاقاً دختر «كلثوم جان» هم، پارسال// رد شد از كنكور و الان همسر «حاجی رضاست»// پول باید داشت مادر جان كه هر كس علم‌جوست// و، بلا نسبت به «مولانا جلال الدین» گداست// بالاخص تحصیل در جایی كه باید پول داد// تازه از اینها گذشته، مدركش پا در هواست// گر ببینم بار دیگر روی بام عباس را// سنگ خواهم زد به او هر چند با ما آشناست// مادرش خندید و گفت: او را مزن كاین بینوا// خورده چندی چوب دانشگاه و عمرش برفناست// نیست این بیچاره در فكر تو و امثال تو// گر در این اندیشه‌ای پندارت ای دختر خطاست// خود نمی دانی مگر كاین خاك برسر، شاعر است// پس حسابش از حساب اكبر و اصغر سواست// صرفه جویی می كند در برق و هر مهتاب شب// روی بام از بی كسی هم صحبت باد صباست شاعر : ابولفضل زرویی نصرآبادی

                          این نیز بگذرد.....
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.