• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن عمومی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
عمومی (بازدید: 11351)
شنبه 20/7/1387 - 22:40 -0 تشکر 64645
نتیجه گیری مهم**عشق و عاشقی**

تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟
در جوابم این چنین گفت و گریست:

 

   لیلی و مجنون همه افسانه اند     عشق تفسیری ز  زهرا و علی است

/////////////////////////////////////////////// 

 

سلام

 

شاید این کلمه رو خیلی شنیده باشید...

اما هرچقدر هم درباره اش مطلب خونده باشیم بازم کمه و میشه با کمی جستجو مطلب جدید پیدا کرد و با خوندنش انرژی مضاعف گرفت

یعنی این کلمه آنقدر پر معنی است که فکر کنم همه بتونیم حداقل یه مطلب خواندنی ائم از داستان و حکایت و شعر و به قول امروزی ها اس ام اس و هر چیزی که توش کلمه عشق خودنمایی کنه را اینجا ثبت کنیم...

شاید آخرش ما هم فهمیدیم عشق یعنی چی؟؟!!

 

پس هرکی که عشق رو دوست داره یه چیز قشنگ از عشق ثبت کنه ... هر کی به وسعش وعلاقش .

 

معشوقه من . . .
خفتم مگر به خواب ببینم تو را نشد
                                 بیداریم گذشت به خواب و خیال تو

 

یا علی 

 

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

پنج شنبه 31/2/1388 - 20:22 - 0 تشکر 114829

سلام

دست عشق از دامن دل دور باد!

می توان آیا به دل دستور داد؟

می توان آیا به دریا حکم کرد

که دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود : ایست!

باد را فرمود : باید ایستاد ؟

آنکه دستور زبان عشق را

بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی بایست داد

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
پنج شنبه 7/3/1388 - 12:4 - 0 تشکر 116875

سلام

از خواب چهل ساله خود پا شده ام

گم بوده ام و دوباره پیدا شده ام

ای حس شکوهمند غمگین و شگفت

امروز چقدر با تو زیبا شده ام !

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
يکشنبه 10/3/1388 - 6:27 - 0 تشکر 117653

سلام

شب آمد روزگار دل تمام است

به دستت اختیار دل تمام است

من از چشم تو خواندم روز آغاز

که با این عشق کار دل تمام است

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
پنج شنبه 21/3/1388 - 12:24 - 0 تشکر 121367

سلام

چرا عشق آفریده شد؟

در جواب این سوال به چند مسئله اشاره می شود:

1. در ابتدا ببینیم معنای عشق چیست ؟

معنای عشق : واژه ((عشق )) مشتق از ((عشقه )) به معنای میل و کشش افراطی است

. ((عشقه )) گیاهی است که هرگاه به دور درخت می پیچد آب آن را می خورد. در

نتیجه درخت زرد شده ، کم کم می خشکد، (1).

اما در اصطلاح ، ((عشق )) عبارت است از: ((محبت شدید و قوی )). به عبارت

دیگر، عشق مرتبه عالی محبت است ، (2).

حقیقت آن است که تعریف حقیقی این واژه ، ممکن نیست .

حکیم محی الدین ابن عربی گوید: «هر کس عشق را تعریف کند، آن را نشناخته و کسی

که از جام آن جرعه ای نچشیده باشد ، آن را نشناخته و کسی که گوید من از آن

جام سیراب شدم ، آن را نشناخته که عشق شرابی است که کسی را سیراب نکند»، (3).

«لویی ماسینیون » می گوید: نخستین عارفان ، واژه عشق را به کار نمی بردند؛

شاید از عشق زمینی و جسمانی هراس داشتند و از این رو، بیش تر از محبت یاد می

کردند، (4).

عطار گفته است : پرسی تو ز من که عاشقی چیست ؟ روزی که چو من شوی ، بدانی

عشق قابل تعریف علمی نیست ؛ زیرا نه محسوس است و نه معقول . در حالی که در دو

قلمرو حس و عقل تاثیر دارد.

اگر تعریف کننده ، خود عشق می ورزد، مسلما" تعریف او صحیح نخواهد بود؛ زیرا

این پدیده غیر عادی به تمام اندیشه و مشاعر او مسلط می شود . مثلا" اگر عاشق

بخواهد عشق را تعریف کند ، مفاهیم موجود در تعریف ، با وضع روانی عاشق رنگ

آمیزی می شود و به اصطلاح «مولوی »، تعریفش بوی عشق می دهد، (5).

هر چه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل باشم از آن

گر چه تفسیر زبان روشن گر است لیک عشق بی زبان روشن تر است

چون قلم اندر نوشتن می شتافت چون به عشق آمد، قلم بر خود شکافت

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب . (6)

همان گونه که از سخنان عارفان روشن است ، مقصودشان از عشق ، نوع حقیقی آن است

.

2. مبدأ عشق :

اساس آفرینش جهان ، عشق حق به جمال و جلوه خویش است ؛ زیرا، دوستی ذات خود ،

یکی از اسباب عشق است . خداوند نیز به عنوان برترین موجود، به دلیل عشق به

ذات و جلوه جمالش ، جهان را پدید آورد: «کنت کنزا" مخفیا" فاحببت ان اعرف

فخلقت الخلق لکی اعرف ؛ گنج پنهانی بودم که دوست داشتم شناخته شوم ، پس

آفریدگان را آفریدم تا شناخته شوم »، (7).

گنج مخفی بد ز پرتی چاک کرد خاک را روشن تر از افلاک کرد

بنابراین نخستین کسی که عشق ورزید، خدای تعالی بود، (8).

خداوند متعال بر اساس همین عشق به خویش است که مخلوقاتش را نیز دوست می دارد،

(9).

عارف عین القضات همدانی می گوید: «دریغا به جان مصطفی ، ای شنونده این کلمات

! که خلق پنداشته اند که انعام و محبت او با خلق از برای خلق است ، نه از

برای خلق نیست ؛ بلکه از برای خود می کند که عاشق ، چون عطایی دهد به معشوق و

با وی لطفی کند. آن لطف نه به معشوق می کند که آن با عشق خود می کند. دریغا

از دست این کلمه ! تو پنداری که محبت خدا با مصطفی ، از برای مصطفی است ؟ این

محبت او از بهر خود است »، (10).

چنان که مبدا عالم ،خداوند متعال است ، مبدأعشق نیز اوست . عشق مانند وجود،

از ذات حق به عالم سرایت کرده است . عشق انسان زاییده عشق خداست .

توبه کردم و عشق همچون اژدها توبه وصف خلق و آن وصف خدا

عشق ز اوصاف خدای بی نیاز عاشقی بر غیر او باشد مجاز. (11).

3. اسباب عشق :

برای عشق اسبابی چند مطرح کرده اند که از همه مهم تر کمال جویی است.

همه هستی میل به کمال دارد؛ کمال طلبی آمیخته با حب بقا است که هر دو تبلور

محبت به ذاتند. همه موجودات در پی آنند که چیزهایی را به دست آورند و بهره

وجودی شان را بیش تر کنند. هر موجودی در پی کمال متناسب با خود است . دانه

گندمی که روی زمین قرار گرفته و با شرایط مساعدی شکافته شده ، به تدریج می

روید، بی شک متوجه آخرین مرحله (بوته گندم ) است که رشد خود را تکمیل کند،

سنبل دهد و دانه های زیادی بار آورد. انسان نیز می خواهد سعه وجودی بیش تری

بیابد و علم ، قدرت ، اراده و حیاتش نا محدود و مطلق باشد. حضرت امام خمینی

(رض ) می فرماید: « اگر کسی قدرت مطلق جهان باشد و عالم را در اختیار داشته

باشد و به او بگویند که جهان دیگری هم هست . فطرتا" مایل است آن جهان را در

اختیار داشته باشد. یا مثلا" هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری

هم هست فطرتا" مایل است آن علوم را هم بیاموزد.»، (12). دستگاه آفرینش با

تربیت تکوینی خود کمال خواه و کمال جوست و به همین سبب است که با وجود تمام

سختی ها و موانع ،عاشق کمال است و برای رسیدن به آن ، از هیچ کوشش و تلاشی

فروگذار نمی کند؛ به بیان دیگر این فطرت کمال خواهی است که موجودات را عاشق

ساخته است ، (13).

4. سریان و عمومیت عشق :

از آن جا که همه هستی دارای حیات و شعور و کمال جو است ، عشق در تمام عالم

وجود سریان دارد. این عشق در انسان که دارای حیات و شعور برتر می باشد، از

شدت بیش تری برخوردار است ؛ ولی بر اساس ارتباط معرفت و عشق و اسباب عشق ،

عشق در همه عالم جریان دارد، (14).

آتش نی ، جوشش می ، بدایع طبیعت ، کشش اجزای هم جنس به یک دیگر و پیوند و

ترکیب اضداد ، از جلوه های عشق است ؛ جاذبه ای که جزء را به سوی کل می راند و

میان اشیا و پدیده ها، تناسب ، سنخیت و انضمام می آفریند:

عشق جوشد بحر را مانند دیگ عشق ساید کوه را مانند ریگ

عشق بشکافد فلک را صد شکاف عشق لرزاند زمین را از گزاف (15)

5. انسان و عشق :

داستان عشق انسان ، داستان دیگری است ؛ زیرا علی رغم ژرفا و گستردگی ادراکش ،

انگیزه های خیالی و وهمی او همواره با عقل و ذات او درگیرند و مزاحمانی از

قوای شهوانی و غضبی بر سر راه اوست . باید دستی از غیب برون آید و عشق انسان

را هدایت کند و راه وصول عشق را به او بنمایاند. فرستادن پیامبران و نازل

کردن کتاب های آسمانی برای همین جهت است تا عشق حقیقی و راستین را از عشق

مجازی و دروغین باز شناساند و آدمی را در عشق و عاشقی اش مدد رساند، (16).

کلام پیامبران ، بوی گلی است که انسان را به سمت گلستان می برد.

این سخن هایی که از عقل کل است بوی گلزار و سرو و سنبل است

بوی گل دیدی که آن جا گل نبود جوش مل دیدی که آن جا مل نبود؟(17)

6. عشق حقیقی :

از منظر دین خداوند کمال محض ، جمال مطلق ، دارای برترین وصف ها، مبدأ عشق ،

اولین عاشق و الهام کننده عشق است . همه هستی آیت ، نشانه و مظهر اویند؛ از

او سرچشمه گرفته ، به سوی او روان هستند . آدمی کمال جو و زیبایی طلب بوده ،

حقیقتش از روح خدا است ، از آن منزل نزول کرده و به سوی او باز خواهد گشت ،

انسان دارای روحی است که ظهور و جلوه تام صفات حق است . عشق حقیقی عبارت است

از «قرار گرفتن موجودی کمال جو (انسان ) در جاذبه کمال مطلق (خداوند متعال )؛

پروردگاری جمیل مطلق ، بی نیاز، یگانه ، دانای اسرار، توانا، قاهر و معشوقی

که همه رو به سوی او دارند و او را می طلبند،» (18).

مانند تو من یار وفادار ندیدم خوش تر ز غم عشق تو غمخوار ندیدم

جز خال خیال رخ زیبای تو در دل در آینه حس تو زنگار ندیدم

دل بندگی دوست به شاهی نفروشد یک مشتری عشق به بازار ندیدم

با بندگی حضرت معشوق الهی دردل هوس شاهی این دار ندیدم .

عشق حقیقی و راستین ، تنها به کمال محض و زیبایی مطلق توجه دارد. تنها او را

می خواهد و می جوید. این عشق ، التیام بخش ، رام کننده ، صبر آور، انس

برانگیز، رضایت بخش ، نیروزا، طلب آور، درهم شکننده خودپرستی ، سرورانگیز،

نشاط آور، پایا و پویاست . این عشقی است که وصالش ، مقتل عاشق است نه مسلخ وی

؛ یعنی هنگام وصال ، عاشق قامت بر کشیده ، قیامت به پا می کند و عشقش زنده تر

و فعال تر می گردد، نه آن که سرد و خاموش شود. در این عشق ، عاشق وجود خود را

در مقابل معشوق از دست می دهد:

جمله معشوق است و عاشق پرده ای زنده معشوق است و عاشق مرده ای

از هر چه ز عشق خود تهی دستم کن یکباره به بند عشق پابستم کن (باباطاهر)

با توضیحاتی که داده شد اگر خداوند عشق و محبت را نمی آفرید نقص محسوب می شد

چون عشق و محبت ، کمال محسوب می شود و خداوند در درجه اول تمام صفات کمالی را

به صورت نامحدود دارد و سپس به صورت محدود به دیگران می دهد وعشق نیز این

چنین است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پاورقی:

1) ابن منظور: لسان العرب ، بیروت ، دار احیائ التراث العربی ، چاپ اول ،

1408 ق ، ج 9، ص 224

2) غزالی ، محمد: احیائ علوم الدین ، بیروت ، دار القلم ، چاپ سوم ، بی تا، ج

4، ص 275

3) الفتوحات المکیه ، بیروت ، دار احیائ التراث العربی ، بی تا، ج 2، ص 121

4) ر.ک : بابک احمدی ، چهار گزارش از تذکره الاولیائ عطار؛ تهران ، نشر مرکز،

چاپ اول ، 1376 ش ، ص 46

5) استاد محمدتقی جعفری : نقد و تحلیل مثنوی ، به نقل از عباس مخبر دزفولی ،

فلسفه و قرآن ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، چاپ دوم ، 1368 ش ، جلد 3، ص 147

6) مثنوی معنو،ی دفتر 1، ابیات 112 – 116

7) سخاوی ، مقاصد الحسنه ، چاپ هند، ص 153

8) ابوالحسن دیلمی ؛ عطف الائلف المائلوف علی اللام المعطوف ، تحقیق و مقدمه

، ج . ک . قادیه ، مطبعه المعهد العلمی الفرنسی للاذثار الشرقیه ، قاهره ،

1962 م ، ص 28

9) ر.ک : علامه طباطبائی ، المیزان ، جلد 1، ص 411

10) تمهیدات ، به تصحیح عفیف عیران ، تهران ، انتشارات منوچهری ، ص 217

11) مثنوی ، دفتر 6، ابیات 970 – 971

12) ر.ک : چهل حدیث ، مرکز نشر فرهنگی رجا، تهران ، چاپ اول ، 1368 ش ، صص

155 – 163

13) محمد غزالی ، احیائ علوم الدین ، جلد 4، ص 276

14) ر.ک : اسفار الاربعه ، ج هفتم ، فصل پانزدهم

15) مثنوی معنوی ، دفتر 5، ابیات 2735 – 2736

16) .ک : صدر الدین محمد شیرازی : عرفان و عارف نمایان ، ترجمه محسن بیدارفر،

تهران ، الزهرائ، چاپ سوم ، 1371 ش ، ص 120

17) مثنوی معنوی ، دفتر 1، ابیات 1898 – 1900

18) .رک : محمد غزالی : احیائ علوم الدین : ج 4، ص 279 - 283 و المیزان ، جلد

1، ص 411 و اسفار، ج 7، ص 183.

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

سه شنبه 9/4/1388 - 23:46 - 0 تشکر 127959

سلام

این مطلب قشنگ رو در یک وبلاگ دیدم....گفتم جا داره اینجا هم با هم یه بار بخونیمش:

جهان برمدار عشق می چرخد و ذره ای در جهان نیست که عاشق نباشد...

در این میان انسان خاکی عاشقترین خلق شده و همواره در جستجوی محبوب ازل و ابد خود تلاش میکند...

فطرت عشق فطرتی تغییر ناپذیر است...

«فطره الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله...»

وچون معشوق، پاینده است پرچم عشق فرو نمی افتد...

هرکجا عقل بیشتر می یابیم عشق ظریفتر و شریفترو ثابتتر ...؛

سید کاینانت (صلوات الله علیه)عاقلترین موجودات و عاشقترین موجودات بودند...

راستی حال که در عالم،جز عاشقی شغلی نیست،چرا ما از نبات و جماد کمتر باشیم و عقب بمانیم؟؟!!!

باید دستها را در دستان مهربانش بگذاریم و همراهش برویم که دور مجنون گذشته است و نوبت ماست...

آری!

نوبت عاشقی است یک چندی...

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

سه شنبه 9/4/1388 - 23:46 - 0 تشکر 127960

سلام

این مطلب قشنگ رو در یک وبلاگ دیدم....گفتم جا داره اینجا هم با هم یه بار بخونیمش:

لیلی به مجنون گفت:گوش تورا میگیرم و دور شهر می چرخونمت!

مجنون گفت:اگر تو می كِشی،پس برو تا برویم! لیلی همانجا،یك سیلی به گوش مجنون نواخت.

مجنون هم آنطرف صورتش را جلو آورد و گفت:جانم به فدایت! یكی دیگرهم بزن! كه آن قبلی خیلی شیرین بود!

مجنون چون خود را وقف لیلی كرده بود،پس دردی هم احساس نمیكرد وبی آبرویی را نمی فهمید.تنها چیزی كه می دید،لیلی بود و بس...

فنای در محبوب شدن، خودی ندیدن...،محبت كه باشه سختی ها و حرفها ومنم زدن ها همه و همه كنارمیره و جای خودش را به معشوق میده...

اشكال ما اینه كه محبوب را برای خودمون میخوایم نه اینكه خودمونو برای محبوب ...

زلیخا یوسف را برای خودش میخواست ،نه خودش را برای یوسف!

لذا این شد كه به او تهمت زد و به زندانش انداخت...

تمام غم و غصه های بشر،از اینجا شروع میشه كه خودش را برای خدا نمیخواد ...

اگه پنبه هارو از گوشمون بیرون كنیم ندایی میشنویم:

ای بنده من،آنچه كه هست،برای تو خلق كردم توراهم برای خودم آفریدم ... 

   ای بنده چموش،من در این عالم،تنها تورا دارم،ولی توهمه چیز داری،غیر از من ...!!!

دوستان :

هر جوری كه نگاه میكنم،بازمیبینم كه خدای خوشگلی داریم.بجای اینكه ماقدراونو بدونیم،اونه كه قدر مارا میدونه...

آن محبتهای لیلی،كرد مجنون را اسیر

ورنه آن بیچاره را میل گرفتاری نبود

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

دوشنبه 29/4/1388 - 11:53 - 0 تشکر 133945

سلام

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

 آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد

ساقیا جام میم ده که نگارنده غیب

 نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آنکه پر نقش زد این دایره مینایی

 کس نداست که در گردش پر گار چه کرد

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
دوشنبه 29/4/1388 - 12:5 - 0 تشکر 133947

سلام

روزگاریست که دل چهره مقصود ندید

ساقیا آن قدح آینه کردار بیار

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
شنبه 31/5/1388 - 20:3 - 0 تشکر 145180

سلام

مهم این است که قشنگ باشی

قشنگ این است که مهم باشی

حتی برای یک نفر!

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
جمعه 3/7/1388 - 16:41 - 0 تشکر 154023

سلام

انگار

                    این روزگار چشم ندارد من و تو را

                                            یک روز

                                                             خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا هر چیز و هر کسی را

                             که دوستر بداری

            از تو دریغ می کند...

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.