• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن عمومی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
عمومی (بازدید: 16676)
يکشنبه 21/9/1389 - 14:1 -0 تشکر 261219
سلام بر حسین


سلام من به محــــرم به شـــور و حـال عیـانـش
سلام من به حســـــیـن و به اشک سینه زنـانش


سالهاست که جرعه ای نوشیدنی گوارا که می نوشم زیر لب زمزمه می کنم فدای لب تشنه ات یا سید و سالار شهیدان عالم و هر جا سخن از مظلومیت است فقط یاد و خاطر توست که در ذهن جاریست و این گونه به من آموختند که هر حاجتی داشتم با عجز و سوز دل از تو بخواهم که اجابت کنی که به یقین در عین صلاح پاسخ خواهی گفت. ایمان واثق دارم بر این که خنده کنان می رود روز جزا در بهشت، هرکه به دنیا کند گریه برای حسین.


باز محرم آمد و باز عاشقان تو گریانند و اشک ریز برای تو یا ابا عبد الله الحسین(ع)
اما؟!!!
اما چه می شود مرا این روزها؟
که بیقرارم، با گمانی که چنگ انداخته در اندیشه ام و شبهه ای مرموز که ریشه دوانده در دلم؟!!!


که اگر در کربلا بودم چه می کردم؟ کوفی می شدم یا نامم در لوح ملکوتی شهدای کربلا ثبت می شد؟ از بیم و هراس حفظ جان ، خود را به خویشتن خویش می سپردم یا خود را سپر شمشیر و نیزه ها می کردم در دشت نینوا؟ تشنه جرعه ای آب می بودم یا تشنه نوشیدن شهد شهادت؟ آخر خدایا چگونه محک بزنم خود را که اگر بودم با حسین بودم از دل و جان یا...؟


قرار بود این‌جا بیشتر برایت بنویسم مولایم، آقا جان... ای حسین شهید!
اما اشک‌هایم زودتر از این قلمِ خسته دست به کار شدند و تمام گفته‌ها و ناگفته‌ها را بر تن کاغذ حک کردند. همه‌ی حرفم و تمام مستی ام؛ فدای تو تمام هستی ام.
و تنها کاری که می توانم اکنون انجام دهم آن است که با تمام دوستان مجازی در انجمن های تخصصی تبیان هم پیمان شویم و به محضر تو عهد ببندیم که رهرو راه تو باشیم و کاری نکنیم که جزء گروه ملعون  "... شایعت و بایعت و تابعت علی قتله" باشیم تا در قیامت شفیعمان باشی. پس همه با هم یکصدا بگوییم: انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم

 

عالم همه محو گل رخسار حســــین اسـت
ذرات جهان درعجب از کار حســــین اســـت
دانی که جرا خانه ی حق گشته سـیه پوش
یعنی که خدای تو عـزادار حســـــــین است

 

 

دوشنبه 22/9/1389 - 20:40 - 0 تشکر 262008

خون سیدالشهدا است که اسلام را زنده نگه داشته

دوشنبه 22/9/1389 - 20:44 - 0 تشکر 262012

او میبرید و من میبریدم اون از حسین سر من از حسین دل

دوشنبه 22/9/1389 - 22:30 - 0 تشکر 262061


پرسیدم از هلال ماه چرا قامتت خم است
آهی کشید و گفت که ماه محرم است
گفتم:چیست محرم؟ با ناله گفت:
ماه عزای اشرف اولاد آدم است

به امید ظهوراقا

دوشنبه 22/9/1389 - 22:32 - 0 تشکر 262062


از زمین تا آسمان ، خورشید چیدن سـاده نیست
گرچه بی اذن خدا ، حتی پریدن ساده نیست
هم نشینی با امام عشق ، اوج بودن اسـت
زندگی بعد از شهید حق گزیدن ، ساده نیست
آه ! می فهمم که بی اصغر چه حالی داشتی!
کودک شــش ماهه روی نیزه دیدن ، ساده نیست!!!
... مرد میخواهد بفهمد معنی این درد را
از دیار شام تا کوفه دویدن ، ساده نیست!
عشق یعنی اینکه بعد از یار خود یک سال ... نه!
باورش سخت است ... اینگونه تکیدن ، ساده نیست
باورش سـخت است آنچه دیدی و آنجا گذشت
نیزه ها ؟ تیر سه شعبه ؟ نه! شنیدن ساده نیست!

به امید ظهوراقا

دوشنبه 22/9/1389 - 22:54 - 0 تشکر 262081


انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم

خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب
سه شنبه 23/9/1389 - 0:29 - 0 تشکر 262098

این جا نسیم می وزد این بوی سیب چیست ؟

این سرزمین تیره و گرم و غریب چیست ؟

سه شنبه 23/9/1389 - 7:47 - 0 تشکر 262126

یا عبّاس یا علیّ(ع) انّی مددت یدی
به خدا هرچی خواستم بگم و بنویسم زبونم بند اومد و دستم به کار نمیرفت.
خودش از احوالات و دل و افکار ما خبر داره...
ایکاش بیشتر بشناسیمش و بشتر درکش کنیم. حسین بدون قرآن معنی ندارد با اینکه حسین خود قرآن ناطق است و حسین با نماز عمود دین است.
نماز... نماز... نماز...

من ديگه پير شدم ...

نه از سنم بلکه از خودم بيست سال پير ترم...

اين رو کسي بهم گفت که مينايي ميان گلها بود ...

ولي من ميان اين همه گل به دنبال نيلوفري بودم که بيست سال بيشتر گشتم و پيدا نشد...

من عمر جوانيم را به نيلوفري بخشيدم که در مرداب خواست بيشتر زنده بماند و نشد و پيدا نشد...

سه شنبه 23/9/1389 - 9:32 - 0 تشکر 262153

سلام

اللهم اجعل محیای محیا محمدا وال محمد ومماتی ممات محمد اوال محمد

در حرّ روز تاسوعا و حرّ روز عاشورا هیچ تغییری رخ نداد جز تغییر رهبری. در این دگرگونی عظیم تنها رهبریست که تغییر کرده است و این تغییر رهبریست که فرد جنایتکار را برکشیده و تا متعالیترین مقامی که انسان می‌تواند در زندگی به آن راه یابد، بالا برده است. ( ع. شریعتی، م.آ، ج۲، ص ۲۳۳)

مواظب بشیم همون اشتباهی روكه كوفی هاكردند وراه رو اشتباه رفتند وپشت امام رو خالی كردند،ما انجام ندیم.نكنه پشت پسر خلف فاطمه زهرا(س) حضرت آیت ا..خامنه ای رو خالی كنیم

                          این نیز بگذرد.....
سه شنبه 23/9/1389 - 9:55 - 0 تشکر 262167

روز عاشورا آقا ابوالفضل العباس که تنهایی و بی کسی آقا امام حسین ر و می بینه میاد محضر آقا. رخصت میدان می خواد. آقا گریه شدیدی می کنه. فرمود عباس من تو پرچمدار منی تو حامی زنان و کودکان حضرت عباس فرمود سینه ام تنگی می کنه از زندگی سیر شدم، مولای اجازه بده به میدان برم. دیگه طاقت ندارم. امام فرمود مقداری آب برای طفلان تهیه کن خبر به خیمه ها رسید.عمو عباس می خواد بره آب بیاره همه خوشحال شدن. سکینه گفت عموجان منتظرت می مونم سقا نگاهی به چهره معصوم کودکان کرد و  با شتاب به سوی شریعه فرات حرکت کرد. به نگهبانان
شر یعه حمله کرد و همه را به خاک هلاکت انداخت. وقتی وارد شریعه فرات شد دست به زیر آب برد تا مقابل صورت آورد ولی به یاد لبان خشکیده مولایش امام حسین و اهل حرم افتاد. به خودش گفت عباس  حسینت تشنه باشه و تو آب بنوشی و آب ننوشید بنازم  وفایت را عباس. مشک را پر از آب کرد روانه خیمه ها شد. دشمن راه را بر او بست. عباس تمام افکارش متوجه مشک آب بود که آسیبی نبینه. به سمت نخلستان رفت.از هر طرف تیر و نیزه و شمشیر بر او باریدن گرفت.تا اینکه ظالمی از کمینگاه بیرون امد و دست راست حضرت را قطع کرد.حضرت مشک در آغوش با دست چپ می جنگید و رجز می خواند والله ان قطعتمو یمینی انی احامی ابدا عن دینی. به خدا اگه دست راستم را قطع کنید دست از حمایت دینم بر نمی دارم. در این 
هنگام دست چپ حضرت را قطع کردن. آقا روی مشک خم شد که و با سینه مشک را روی زین اسب فشرد. این بار دشمن تیری به چشمش و تیری به مشکش زد عباس که دید مشک سوراخ شده و آب در حال خالی شدنه امیدش نامید شد. روی برگشتن به خیمه را نداشت.ظالمی دیگر با گرزی آهنین فرق آقا را نشانه گرفت، عباس از اسب به زمین افتاد ولی دستی نداشت که حائل کنه با صورت به زمین افتاد. فریاد زد یا ابا عبدالله مرا دریاب امام به سرعت خود را به بالین برادر رساند.سرش را به دامان گرفت. خون از صورت برادر پاک کرد گفت عباس الان کمرم شکست. عباس گفت برادر تا من زنده ام مرا به خیمه مبر. مرا به خیمه مبر چون که حالتی دارم. چرا؟چرا که ز روی سکینه خجالتی دارم.سکینه آب ز من خواست و پاره شد جگرم. نشد که قطره آبی برای او ببرم.امام حسین به عباش قول داد که جان داره اونو به خیمه 
نبره. رو کرد به عباس گفت عباسم سئوالی ازت دارم.تو همیشه منو ارباب و مولا صدا می زدی چه شد که این بار برادر خواندی؟ عباس گفت برادر مادرم فاطمه به بالینم آمد و مرا پسر خود خواند.

سه شنبه 23/9/1389 - 11:43 - 0 تشکر 262212

سلام برسالار شهیدان و علمدار كربلا

سلام بر 72تن یارانش

لعنت خدا بر دشمنانش

می خواستم به امام حسین قولی بدم كه باشم منتظر ظهور فرزندش

اما حسین كشته ی همین قولهای عمل نشده است

الهی قربون امام حسین بشم كه خیلی مظلومه

السلام علیك یا ابا عبداله الحسین

 

 آيا در اين دنيا كسي هست بفهمد كه در اين لحظه چه ميكشم؟چه حالي دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است خوب خوب خوب!!!

باختنت بي گناه ترين گناهم بود،يافتنت بهانه دلم و خواستنت نيازم و با تو بودن آرزويم و تو را گم كردن،پيدايش سراب بود.
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.