• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن دانشجویی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
دانشجویی (بازدید: 23445)
سه شنبه 6/9/1386 - 11:5 -0 تشکر 17694
** خاطرات دوران دانشجوئی **

سلام

دوران دانشجوئی برای خیلی از دانشجوها (اگه با اطمینان نخوایم بگیم همه) دوران شیرین و پر خاطره ایه.

دوستان عزیز،دانشجوهای قدیمی و جدید میتونین خاطرات شیرین و تلخ خودتون و تجربه هایی که از این دوران کسب کردین رو اینجا بنویسین تا باقی هم مستفیض بشن

شاد باشین

درپناه خدا

--------------------------------------------------------------------------------------------

به مهربانی خدا ایمان دارم...خدا دروغ نمی گوید

--------------------------------------------------------------------------------------------

چهارشنبه 24/1/1390 - 17:51 - 0 تشکر 307336

به نام خدا - سلام .
نوید جان خاطره ی باحالی بود .
همینه دیگه ؛ وقتی قاچاقی می ری دانشگاه همین مشکلاتم داره :D

 برای امام زمان صلوات فرستادی ؟      

خدایا شکرت که هر چه دادی بهترین بود . 


 

پنج شنبه 25/1/1390 - 15:15 - 0 تشکر 307641

سلام
چیکار می کرد
ای روزگار......
موفق باشید

چهارشنبه 31/1/1390 - 7:31 - 0 تشکر 309724

ای ولله ...خیلی خندیدم...ای ولل..ای ول

شنبه 17/2/1390 - 15:41 - 0 تشکر 315676

یادمه همیشه ترم های زوج استادا وقت كم می اوردن. چون قبل از عید نوروز كه كلاسها تق و لق بود و انتخاب واحدها و تغییر واحدها بود بعد از عید هم تا كلاسها جون بگیره می شد خرداد و فشار دانشگاه به اساتید برای اخذامتحانا و نمره رد كردن
یك ترم یك یاز استادها برای اینكه درسش تمام شود در هفته آخر سه تا كلاسی كه در یك روز می رفت را تجمیع كرد یعنی كلاس 8تا10 و 10تا12 و 1تا3 كه هركدوم خدود 30 دانشجو داشت رو اعلام كرد از صبح همه 90 نفر در كلاسها حاضر شوند تا سه جلسه پشت سر هم برگزار كنیم.
صبح كه رفتیم تازه دنبال مستخدم و نگهبان می گشتیم تا كلید سالن كنفرانس را گیر بیاریم آخه هیچكدوم كلاسها گنجایش 90 نفر دانشجو رو نداشت. تا 40 دقیقه دنبال آنها می كشایم. بعد كه معلوم شد نگهبان نیست و كلید را داده به یكی دیگه از دفتردارهای یه داشنگده دیگه. تا بریم اونو پیدا كنیم شد ساعت 9 بیست دقیقه. اونرو كه پیدا كردیم تازه دبه درآورد كه من اجازه ندارم كلید پیش من امانته. تا بیایم راضیش كنیم و ایشون تشریف بیارن ساعت شد9 و چهل -پنجاه دقیقه و تا ایشان نقل مكان كنند از آنیكی دانشكده (فنی2 دانشگاه نجف آباد) به این یكی دانشكده (فنی2 كه معروف بود به نركده) یك ربع طول كشید. تازه وقتی رسید گفت خوب نامه معاونت دانشجویی كو؟ تازه معلوم شد كه باید قبلا با معاونت دانشجویی هماهنگ می كرده ایم جهت استفاده از سالن كنفرانس. بدو بدو خودمونو به ساختمان دروس عمومی كه مقر معاونت دانشجویی هم بود رساندیم و حال بیا آقایونو راضی كن كه درسمان عقب بوده و سه جلسه یكی كرده ایم تا آقایان راضی شوند و نامه بدهند ...خلاصه دردسرتان ندهم ساعت حدودای 10ونیم نامه رو گرفتیم و رفتیم سراغ نگهبان مزبور و ایشان راضی شدند دربرا باز كنند. رفتیم داخل و حالا سیستم صوتی رو كسی بلر نبود راه بندازه. میكروفون هم نبود. چراغها و.. رو روشن كرده بودیم و دانشجوها نشسته بودند روی صندلی ها ولی میكروفون نبود. به این نشون تا خود ساعت 11جلسه درس شروع نشد.
ساعت 11 جلسه شروع شد و استاد شروع به درس دادن كردن.
اولش كه خوب گذشت 1 ساعت یا یك ساعت و ربع بود كه درس گوش می دادیم كه یه دفعه یه نفر از طرف دفتر مدیریت دانشگاه اومد كه چه نشسته اید كه قرار است ساعت 1 بعداز ظهر آقای رئیس دانشگاه با مهمانانشان از تهران اینجا جلسه ای همایشی یه چیزی توی همین مایه ها تشكیل بدن. آب سرد ریختن رو سرمون. انها كه تو چرت بودن و حالا از صدای این بنده خدا چرتشان پاره شده بود كلافه از دست دادن جای گرم و نرمشان بودند و آنها هم كه عشق تحصیل بودن و از خر خوانین به شمار می رفتند یه جور دیگه. استاد هم كه اگر كاردش می زدی خونش در نمی اومد
خلاسه 3جلسه كه قرا بود اونروز برپا شود عملا 1 ساعت و خورده ای بازده داشت.

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

يکشنبه 18/2/1390 - 19:5 - 0 تشکر 316059

به نام خدا - سلام .
nayyeri1982 گرامی خیلی خاره ی باحالی بد . ولی عجب بچه درس خونایی شماها بودید که تا 11 منتظر شدید تا کلاس تشکیل بشه .
---------------------------------------
امروز سر کلاس بودیم و استاد داشت درس می داد . یهو دیدیم صداهای ناجور می یاد و از دهنه ی کولر صدای ریزش سنگ می اومد. استاد گرم مشغوا درس دادن بود و بچه ها کنجاو داشتن صدا رو کشف می کردند . یهو یکی گفت : " اوه .بیرونو ببینید "
عجب تگرگی می بارید و به چه درشتی . یهو وسط حل مثال بچه ها همه بلند شدند و رفتن لب پنجره و استاد مجبور شد انتراک بده . رفتیم بیرون دیدیم تمام کلاس ها برا مدتی لغو شدند .
ولی خداییش تگرگ می باریدا . اگر می خورد به هر کسی داغونش می کرد . محوطه ی دانشگاه خالی بود . خیلی جالب تگرگ می بارید .

 برای امام زمان صلوات فرستادی ؟      

خدایا شکرت که هر چه دادی بهترین بود . 


 

يکشنبه 25/2/1390 - 12:28 - 0 تشکر 317811

با سلام به شخص خانم گل

خاطره که زیاد داریم اما یکی از خاطرات خنده دارم این بود که ترم گذشته در کلاس c2رشته کامپیوتر بچه ها داشتند برنامه مینوشتند و استاد هم نظارت می کرد بعد رفت سراغ یه گروه به بچه ها کمک کرد بهد دید بچه ها گیج میزنن گفت مگه من کامپایلرم.

شنبه 31/2/1390 - 11:8 - 0 تشکر 319362

آقا همه خاطره گفتن من موندم ........خوب بزارید یکی از شربازیامو بگم.
رشته ی من کامپیوتره ....یک استاد داشتیم که اول هر جلسه امتحان می گرفت چون سر به هوا بود میومد و سر کلاس سوال طرح میکرد و تو شبکه میگذاشت ما هم تو برگه فقط جواب میدادیم. یه روز استاد همینطور سرش به داش کامی ما(کامپیوتر سرور) بند بود که رفتم بیرون و دیدم یکی از بچه ها غمباد گرفته که من دیشب درس نخوندم . استادم گفته اگه اینبار آزمونو خراب کنم میندازم.
من با گوشیم اس دادم به یکی از بچه ها که هر جور شده استاده رو بکشه بیرون. اونم لطف کرد و چند دقیقه نشد استاد اومد بیرون. (استادها وقتی میبینن که یکی از دانشجوهاشون ازشون مشاوره میخواد جو میگیرن که خصوصی حرف بزنن)رفتم با کامی سرور و تمام سوالا رو نوشتم. فیوض رو هر کاری کردم . قطع نشد . بعضی از بچه ها سکته کرده بودن که بیا بشین الان میبینتت. منم فایل استادو بستم و سیستمو خاموش کردم.
جاتون خالی تا استاده اومد سوالارو برداشتم و از پشت میز اومدم کنار. استاده تا دوباره سیستم و راه انداخت ما سوالارو منتشر کردیم. پایینترین نمرمون 85 شد.
باور کنید من دختر آرومیم.

 

بیاید شاهد پرواز پروانه ها باشیم....

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند. عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند.دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردندو بخند که خدا هنوز آن بالا با توست.

خدایا رهایم مکن

 

 

چهارشنبه 18/3/1390 - 18:42 - 0 تشکر 328883

ترم اول بود كه رفته بوديم دانشگاه ماهم كه جاتون خالي خيلي شربوديم شر كه نميشه گفت شايد خيلي باادب. بايكي از بچه ها بوديم ظهر ناهارو خورديم بعد خيلي سنگين شديم گفتيم بريم يه چرتي بزنيم يه جايي رفتيم و يه كلاس خالي پيدا كرديم جاتون خالي صندلي ها رو رديف كردم مثل تخت گوشي رو هم گزاشتم رو موسيقي   گفتيم حسابي حال كنيم ديگه رفتيم تو حال خودمون چه خوابي بود چون بعدش با يه فرياد بلند كه حاوي اين متن بود( اينجا دانشگاست يا مسافرخونه) از طرف ما بهش بهش ميگفتيم مدير دانشگاه اما مسيول ساختمان و امتحانات و ازين حرفا بود. همچين از جامون پريديم بعدشم كلي مارو دعوا كرد مگه ما كار بدي كرده بوديم ...

پنج شنبه 19/3/1390 - 13:1 - 0 تشکر 329097

سلام جناب حسين اقا شما کار بدي نکرده بوديد فقط يادتون رفته بوده يه پتو با خودتون ميبرديد...

 

بیاید شاهد پرواز پروانه ها باشیم....

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند. عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند.دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردندو بخند که خدا هنوز آن بالا با توست.

خدایا رهایم مکن

 

 

پنج شنبه 19/3/1390 - 19:44 - 0 تشکر 329245

به نام خدا - سلام . حسين جان ما هم تو دانشگاه ها تو کلاساي نقشه کشي تخت خواباي جالبي درست مي کنيم . ولي موسيقي نمي زاريم ديگه بعدشم مي ريم ته کلاس مي خوابيم نه جلو که تابلو شيم . بعدشم فکر کنم به خاطر اهنگه بهتون گير داد .

 برای امام زمان صلوات فرستادی ؟      

خدایا شکرت که هر چه دادی بهترین بود . 


 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.