به نام خدا
سلام
یه کلی ه که دارم توی تاپیکای مختلف دور می زنم و...
خواستم حسم رو فریاد بزنم.. حسش نبود!!
خواستم "به او بگویم"!... دیدم حال هیچ اویی رو ندارم!! وانگهی، حرفی هم ندارم!!
خواستم برم هوار بزنم که دلم برای کی تنگ می شه.. گفتم ولش کن! وقتی مردم دارن خوش و خرم زندگیشون رو می کنن، مگه مهم ه این وسط من دلم تنگ باشه یا نه؟؟
خواستم یه اظهارنظری توی تاپیک های خانواده بکنم، دیدم حسش نیست!
با بی حوصلگی اون تست توی روانشناسی رو یه نیگا انداختم.. گفتم خب که چی؟؟ من که خود بیخودم رو می شناسم!! وقتی چاره ای برام توش نیست، پس به چه دردم می خوره؟؟
دوباره صفحه ی انجمن ها رو رفرش کردم! چیز تازه ای که دلم رو خوش کنه توش نبود!!
گفتم سر و تهش که من می یام توی خانواده..
الآنم که توی آلاچیقم.. گرچه برخلاف خیلی وقتای دیگه، حس می کنم آلاچیق سرد و خالیه...
فقط اومدم بگم اگر کسی اومد تو آلاچیق، یه دعایی هم برای ما بکنه...
ماه محرم توی عزاداری هاتون، به خصوص وقتی که اشکاتون سرازیر شد، بگید امام حسین! یه بیچاره ای اون ور هست که از بس بی آبروئه شما جوابش رو نمی دید... بگید به حرمت مادرتون زهرا (س)...
:|
:(
:|
طاعات و عزاداری هاتون مقبول درگاه حق تعالی باد...
خدا یار و همراهتون باشه الهی...