شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره ...سلام رفقا... یه تاپیک جالب تو کانون بود گفتم اینجا باشه بد نیست.شاید بتوان فهمید کیا واقعا با ادبیات انس دارن. این مسابقه مشاعره ی تعیینی هستش و شما با حرفی شعرتون رو شروع می کنید که نفر قبل برای شما تعیین کرده و دوباره شما وقتی شعرتون رو نوشتید برای نفر بعد یه حرف دلخواه می نویسید شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره
Into the sorrow of the night Through the valley of dark dispair Across the black sea of iniquity Where the wind is the cry of the suffering There came a glorious saving light The light of eternal peace Jesus Christ, the King of Kings.
...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...
کل آیتم ها 599
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
"ش"
شکسته شد دل و شاد است جان خسته ی ماکه یار نیست جدا از دل شکسته ی ما((ن))
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرس شـــــد"ر"
به فصل خران در ، نبینی درخت /که بی برگ ماند ز سرمای سخت
(ی)
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکردبه وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد((ج))
برو کار میکن مگو چیست کار که سرمایه جاودانیست کارنگر تا که دهقان دانا چه گفت به فرزندگان چون همی خواست خفت حرف ر
بهار زندگانی طی شدو کرد آفت ایامبمن کاری که با سرو سمن باد خزانی کرد
خودم شروع می کنم
..
هر کس بد ما به خلق گوید
ما چهره ی او نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
..........
(ب)
می كنم، تنها، از جاده عبور: دور ماندند زمن آدم ها. سایه ای از سر دیوار گذشت، غمی افزود مرا بر غم ها.
....
(د)
به نام خدا سلام
این نوع مشاعره رو در یه فروم دیگه دیده بودم و خوشم اومده بود
ممنون که اینجا هم ثبتش کردین
-------------------------------
بر مفرش خاک ، خفتگان می بینم
در زیر زمین ، نهفتگان می بینم
چندانکه به صحرای عدم می نگرم
نا آمدگان و رفتگان می بینم
" خیام "
..................
حرف ( ن )