• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53784
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دربارة چگونگي حسابرسي اهل كتاب در روز قيامت و عالم برزخ توضيح دهيد.
پاسخ : يكي از مسائلي كه دربارة سؤال و حساب مطرح است، عموميت يا همگاني بودن سؤال و حساب است و اين كه آيا همة انسان ها مورد سؤال و حسابر قرار مي گيرند يا اين كه برخي بدون محاسبه، كيفر و پاداش مي بينند.آيات در اين باره به چند دسته تقسيم مي شود. از برخي آيات استفاده مي شود: سؤال و حسابر عمومي است."فلنسئلنّ الذين اُرسل إليهم ولنسئلنّ المرسلين؛(1) قطعاٍ كساني كه پيامبران به سوي آنان فرستاده شدند و از خود فرستاده شدگان سؤال خواهيم كرد".اين آيه به روشني بر اين مطلب گواهي مي دهد كه هم امت ها و هم رهبران الهي كه براي هدايت آنان فرستاده، مورد حساب قرار خواهند گرفت. از رهبران الهي از ابلاغ احكام، و از مردم از پذيرش و عمل به آن ها سؤال خواهد شد.امير مؤمنان دربارة همگاني بودن سؤال مي فرمايد: "ذلك يوم يجمع الله فيه الاولين و الآخرين لنقاش الحساب؛(2) قيامت روزي است كه خداوند همة انسان ها را جمع مي كند تا به حساب دقيق آنان رسيدگي شود". بنابراين در روز قيامت به حساب اهل كتاب نيز رسيدگي مي شود. حال اگر حقانيت اسلام براي ايشان ثابت شده بود، اما آن را انكار كرده بودند، مستحق مجازات الهي خواهند بود، ولي اگر حقانيت دين اسلام براي آنان ثابت نشده بود، مطابق دستور و آموزه هاي ديني خودشان و بر اساس آموزه هاي عقل و فطرت با آن ها برخورد مي شود. از مضامين روايات استفاده مي شود: 1ـ حساب همگاني است.2ـ مشركان و كافران حقيقي بدون حساب وارد دوزخ مي شوند.3ـ گروهي از مؤمنان بدون حساب وارد بهشت مي شوند. پيروان ساير اديان دوره هاي متفاوتي دارند، مثلاً يهوديت تا كنون داراي چند دوره بوده است: 1ـ دوران حضرت موسي(ع) تا حضرت عيسي(ع)،2ـ دوران حضرت عيسي تا حضرت محمّد(ص)،3ـ دوران حضرت محمّد(ص) تا كنون.از آن جا كه از عصر ظهور هر پيغمبر اولوالعزمي تا پيغمبر اولوالعزم بعدي، دين همان پيامبر رسميت دارد، امت يهود از زمان حضرت موسي(ع) تا حضرت عيسي بر اساس آيين راستين يهوديت، در برزخ و قيامت محاكمه مي شوند. از زمان حضرت عيسي تا پيامبر بزرگ اسلام بر اساس آيين راستين حضرت عيسي محاكمه مي شودند. از زمان پيامبر اسلام بر اساس اسلام مورد سؤال و محاكمه قرار خواهند گرفت. ديگر اديان را نيز به همين كيفيت مي توان مقايسه كرد.روشن است اين مطلب در صورتي است كه به حقانيت دين راستين پي برده باشد، در غير اين صورت مطابق دستورهاي دين خود و حكم عقل و فطرت برخورد مي شود. پي نوشت ها: 1. اعراف (7) آية 6.2. نهج البلاغه، خطبة 102.
کد سوال : 53785
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دربارة چگونگي حشر حيوانات در روز قيامت توضيح دهيد؟
پاسخ : آياتي در قرآن كريم اشاره به حشر حيوانات دارد از جمله: الف ـ "ما من دابة في الارض ولا طائر يطير بجناحيه الاّ امثالكم ما فرطنا في الكتاب من شيء ثم الي ربّهم يحشرون".(1)"هيچ جنبنده اي در زمين و هيچ پرنده اي كه با دو بال خود پرواز مي كند نيست مگر اين كه امت هايي مانند شما هستند، ما هيچ چيز را در اين كتاب فرو گذار نكرديم، سپس همگي به سوي پروردگارشان محشور مي شوند.ب ـ "و اذالوحوش حشرت".(2)وحوش جمع وحش است و وحش حيواني است كه هرگز با انسان ها انس نمي گيرد.ظاهر آيه از اين جهت كه در سياق آيات توصيف كننده قيامت قرار دارد بيانگر اين است كه حيوانات وحشي هم در روز قيامت مانند انسان ها محشور خواهند شد اما اين كه پس از محشور شدن چه وضعي خواهند داشت و سرانجام كارشان چه خواهد شد در كلام خداي تعالي و روايات معتبر چيزي نيامده است.حال بايد ديد ملاك حشر و بازگشت انسان به سوي خدا چيست؟ و آيا همان ملاك در حيوانات نيز وجود دارد؟ملاك حشر در انسان جز نوعي از زندگي ارادي و شعوري نيست، ملاك سعادت تنها همان داشتن شعور و فطرت انساني استكه به كمك پيامبرن راه مشروعي از اعتقاد و عمل را به روي او باز مي كند و انسان آن راه را مي پيمايد.با تفكر عميق در مراحل زندگي حيوانات و در نظر گرفتن حالات مختلفي كه هر نوع از حيوانات در مسير زندگي به خود مي گيرند روشن مي شود كه حيوانات هم مانند انسان داراي آرا و عقايد فردي و اجتماعي اند و حركات و سكناتي كه در راه بقا و جلوگيري از نابود شدن از خود نشان ميدهند همه بر مبناي آن عقايد است، حيوانات نيز مانند آدميان تا اندازه اي از موهبت اختيار برخوردارند و نيز داراي سطحي از فهم و شعوراند، فرض كنيد حيواني نزديك مزرعة شما مي آيد، شما چوبي را بلند مي كنيد او فرار مي كند، اين فرار يعني انتخاب كتك نخوردن بر سير شدن، اين انتخاب است گرچه بي شك به درجة قوت انتخاب انسان نيست و مي توان گفت، انتخابي نيمه آگاهانه است، هر چند همة انسان نيز كارهاي خودشان را با اختيار آگاهانه انجام نمي دهند و برخي از انتخاب ها همانند فرار حيوان است.به هر حال نمي توان ادعاي قاطع كرد كه حيوانات اختياري ندارند زيرا به همان اندازه درك و شهور مي توانند اختيار داشته باشند و در روايات نيز مي توان مطالبي را يافت كه برخي از آن ها تكليف دارند.(3)در روايتي آمده است كه بزي كه به بز ديگر شاخ زده است در قيامت قصاص مي شود. در هر صورت در اين كه حيوانات محشور مي شوند بحثي نيست ولي در اين كه به بهشت و جهنم مي روند در آيات و روايات تا آن جا كه ما اطلاع داريم از آن بحثي نشده است. پي نوشت ها: 1. انعام آية 38.2. تكوير (81) آية 5.3. تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 715 و 716.
کد سوال : 53786
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا افرادي كه خودكشي مي‌كنند، حضرت عزرائيل را مي‌بينند؟
پاسخ : انسان اگر در بستر بميرد، خودكشي كند، در تصادفات جان خود را از دست دهد، در دريا غرق شود، در زلزله جان بازد، در نبردها و جنگ‌ها به خاك و خون كشيده شود، و در يك كلمه بني آدم به هر نوع مرگي از دنيا برود ، از ظاهر روايات استفاده مي شود كه حضرت ملك الموت را مي‌بيند و فرشته مرگ، جان او را مي‌گيرد، يعني فرقي بين خودكشي و يا اينكه به وسيله شخص ديگر كشته شود و يا ديگر مرگ‌ها نيست. امام زين العابدين(ع) فرمود: "سخت ترين ساعت‌هاي بني‌آدم سه ساعت است: ساعتي كه ملك المؤت را مي‌بيند، و ساعتي كه ازقبرش برمِي‌خيزد (در لحظه فرا رسيدن قيامت) و ساعتي كه در پيشگاه خدا مي‌ايستند (و سرنوشتش معلوم مي‌گردد) كه به بهشت برود يا به جهنم".(1) پي نوشت: 1 - بحار الانوار ، ج 6 ، ص 159.
کد سوال : 53787
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مجازات افراد شقاوتمند در عالم برزخ تا قيام قيامت با عدل الهي منافات ندارد؟
پاسخ : در ابتدا بايد دانست كه هر انساني طبق اعمالي كه انجام داده، مجازات و پاداش مي‌بيند و بر كسي ظلم روا نمي‌شود. در مورد عالم برزخ بايد توجه داشت كه در آن جا مسئله زمان مطرح نيست، يعني چنين نيست كه انساني اگر در زمان‌هاي گذشته از دنيا رفته است، در عالم برزخ، از نعمت يا عذاب بيشتري نسبت به انسان‌هايي كه در آينده از دنيا مي‌روند، برخوردار باشد. اصولاً در آن عالم ظرف زمان وجود ندارد، مانند انساني كه به خواب مي‌رود، گاهي شايد يك شبانه روز هيچ خوابي نبيند و بعد از بيداري مي‌پندارد كه تنها چند دقيقه خوابيده است، مانند داستان اصحاب كهف اما گاهي انسان در عرض چند دقيقه خواب‌هايي مي‌بيند كه اگر بخواهد در عالم مادي اتفاق ‌افتد، به ساعت‌هاي بسيار نياز دارد. بنابر اين مي‌تواند انساني در عالم برزخ به اندازه كار نيك و بد ، پاداش و كيفر ببيند و ديگر هيچ احساسي نداشته باشد. از جمع بندي مجموع روايات به اين نكته مهم مي‌رسيم كه همه مؤمنان و كافران در بهشت و دوزخ برزخي قرار ندارند، بلكه از احاديثي كه در آن عبارت " ما خص الايمان و ما حض الكفر محضاً"(1) و هم چنين "محض الايمان و محض الكفر" (2) است، استفاده مي شود كه تنها سودمداران ايمان و كفر و ستم از نعمت ياعذاب برزخي بهره مي‌گيرند و ساير مؤمنان و كافران معمولي از عذاب يا نعمت بي‌بهره اند و فقط عذاب يا بهره‌وري روحي دارند.(3)كافران محض كساني هستند كه در راه گسترش هدف‌هاي كفر جهاني و ريشه كن ساختن مبادي ايمان، شب و روز به تلاش مذبوحانه دست مي‌زند. سرنوشتنهايي اين افراد به آنان در عالم برزخ، ابلاغ مي‌شود و به عذاب‌هاي ابدي، مژده داده مي‌شوند. و تا روز قيامت در بدترين وضع روحي و گاه عذاب‌هاي جسمي واقع مي‌گردند. اين امر با عدالت الهي منافات ندارد، زيرا عذاب نتيجه طبيعي اعمال ايشان است و بر اساس تجسم اعمال، صورت عمل كفر دائمي، عذاب دائمي است. بنابر اين انسان‌هاي متوسط اصلاً حيات برزخي براي آن‌ها قابل درك نيست و مانند يك خواب طولاني براي آنها است، يا به انداز? اعمالي كه انجام داده‌اند، درك مي‌كنند و در لذت يا عذاب خواهند بود. مسئله زمان كه در دنيا وجود دارد، در آن عالم منتفي است. منتفي بودن زمان را انسان در دنيا، در حال خواب مي‌تواند تجربه كند. در عين حال مي‌توان گفت گاهي ديدن عذاب در عالم برزخ، باعث پاك شدن انسان در آن عالم شده و با برپايي قيامت ، چنين انساني هيچ گناهي نداشته و وارد بهشت مي‌شود، اما فردي كه مجازات عمل خود را در عالم برزخ ببيند يا مقدار مجازات او در عالم برزخ، مطابق با سنگيني اعمال ناپسند او نباشد، همچنان بايد پس از برپايي قيامت، به مجازات اعمال خود برسد و در صورت پاك شدن روانه بهشت شود.پس در هر حال، ميزان عدل الهي در مورد همه انسان‌ها رعايت مي‌شود. پي نوشت: 1 - بحار الانوار ج 6 ، ص 253 و ج 58 ص 81 و تصحيح الاعتقاد شيخ صدوق ص 88. 2 - كافي ، ج 3، ص 235، باب المسأله في القبر؛ من لا يحضر الفقيه، ج 1، ص 178.3 - محمد باقر شريعتي سبزواري، معاد در نگاه عقل و دين، ص 310.
کد سوال : 53788
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تكليف انسان‌هاي اروپايي در روز قيامت چيست؟
پاسخ : از آيات و روايات استفاده مى‏شود بهشت براى كسانى است كه ايمان به خدا و پيامبر اسلام (ص) داشته باشند و عمل صالح و تقوا پيشه كرده باشند: "الذين آمنوا و عملوا الصالحات طوبى لهم و حسن مآب؛ كسانى كه ايمان و عمل صالح دارند، خوشا به حال آنان كه خوش جايگاهى خواهند داشت".مراد، ايمان به خدا و پيامبر و وحى الهى است و مراد از عمل صالح، عمل به دستورهاى قرآن و اطاعت از پيامبر است كه از جمله دستورها اطاعت از اولى‏الامر است. محبت و اطاعت از اميرالمؤمنين(ع) و اهل بيت جزء خمير مايه ايمان است.پيروان اديان الهى هم به حكم كتاب خودشان كه در آن اشاره به آمدن پيامبر اسلام شده است و هم به حكم عقل كه بايد به آخرين پيام الهى گوش فرا دهند، بايد دين اسلام را بپذيرندخداوند در آيه 85 سوره آل عمران مى‏فرمايد: "و من يتبغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين؛ هر كس غير از اسلام (دين واقعى) دينى را بپذيرد، هرگز از او پذيرفته نيست و او در آخرت از زيانكاران خواهد بود".بنابراين كفار و پيروان ساير اديان الهى وظيفه دارند درباره دين خود و دين اسلام تحقيق كنند و دستورهاى اديان را با هم مقايسه كنند. پس از تحقيق دقيق و علمى، به حقيقت اسلام و حقانيت اين دين پى خواهند برد. حال اگر پس از تحقيق به اين نتيجه رسيدند كه دين خودشان بر حق است و از طرفى به محتواى دين خود عمل كردند و بر كسى ظلم نكردند، چون حجت و دليل و برهان بر اعتقاد خود دارند، خداوند آنان را عذاب نمى‏كند، ولى اگر تحقيق نكردند و با لجاجت بر دين خود پاى فشارى كردند و با اين كه احتمال دادند دين اسلام دين حقى باشد، به دنبال آن نرفتند، در وظيفه خود كوتاهى كرده، در نتيجه خداوند آنان را عذاب خواهد كرد.شهيد مطهرى(ره) در اين باره مى‏گويد: "اگر كسى در روايات دقت كند، مى‏يابد كه ائمه(ع) تكيه‏شان بر اين مطلب بوده كه هر چه بر سر انسان مى‏آيد، از آن است كه حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و يا لااقل در شرايطى باشد كه مى‏بايست تحقيق و جستجو كند ]ولي[ نكند اما افرادى كه ذاتاً و به واسطه قصور فهم و يا به علل ديگر در شرايطى به سر مى‏برند كه مصداق منكر و يا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در رديف منكران و مخالفان نيستند.ائمه اطهار بسيارى از مردم را از اين طبقه مى‏دانند. اين گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و اميد عفو الهى درباره آنان مى‏رود. وى از مرحوم علامه طباطبايى نقل مى‏كند: "همان طورى كه ممكن است منشأ استضعاف، عدم امكان تغيير محيط باشد، ممكن است اين جهت باشد كه ذهن انسان متوجه حقيقت نشده باشد و به اين سبب از حقيقت محروم مانده باشد".(1)پى نوشت‏ها: 1 - مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 1، ص 320 به بعد.
کد سوال : 53789
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حور و غلمان چه حقيقت وجودي دارند، آيا روايت متواتري از كيفيت و اعمال آنان موجود است؟ آيا اين زيبايي ها فقط براي مردان است؟ براي زنان بهشتي چه توصيفي در قرآن آمده است؟
پاسخ : خاصيت وجودي حور در جهان آخرت همان خاصيت وجودي همسران خوب و زيبا و خوش اخلاق دنيا است، كه از مهم‌ترين اسباب آرامش خيال و انس و نشاط در زندگي مي‌باشد. وجود چنين همسري (چه مرد و چه زن ) مي‌تواند تحمل همه مشكلات را آسان سازد و به زندگي، شادابي و شيريني و سرور و نشاط بخشد. بر عكس نداشتن چنين همسري كافي است كه شهد شيرين زندگي را در كام انسان تلخ كند و نيازمندي‌هاي انسان را پاسخ ندهد، هر چند مسائل ديگري از هر نظر براي او آماده باشد. به تعبير ديگر : همسران مناسب و صاحب كمال و فضيلت و مهربان، تنها ماية لذت جسم نيستند بلكه اساس لذت روحاني را تشكيل مي دهند. از اين رو قرآن ضمن بيان نعمت‌هاي بهشتي در آيات مختلفي روي حور العين تاكيد كرده، دربارة آن تعبيرات جالب و حساب شده اي دارد. در يك جا به "ازواج مطهرّه" (1) كه بيانگر پاكي و زيبايي است تعبير كرده و در جاهاي ديگر تعبير "و حورٌ عين كأمثال اللؤلؤ المكنون" (2) دارد كه بدين معنا است: " آن‌ها همسراني از حور العين دارند، همچون مرواريدي كه در صدف پنهان است". "حورٌ مقصوراتٌ في الخيام؛ (3) زنان بهشتي حورياني هستند كه در خيمه هاي بهشتي مستورند". البته حور العين شامل مذكر و مؤنث مي‌شود. سياه چشمان زيبا كه در بهشت هستند، هم مردان هستند وهم زنان. هم از جنس مؤنث و هم مذكر. (4)از به كار بردن الفاظ مذكر در قرآن، ممكن است اين برداشت شود كه اسلام و قرآن به مردان بهاي بيشتري داده و براي زنان حسابي باز نكرده يا بدان‌ها كمتر توجهي نموده است، ولي در پاسخ بايد گفت زبان قرآن، زبان محاوره است و در قرآن بيشتر از فرهنگ محاوره استفاده شده است، مثلاً در سور? آل عمران آمده است "الصابرين و الصادقين و القانتين و المنفقين و المستغفرين بالاسحار"(5).كه در اين آيه همه را به صورت مذكر بيان كرده . امّا درسور? احزاب مشخص مي‌كند كه در اين فضايل زن ومرد با هم مساوي هستند: "إن المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنان و القانتين و القانتات والصادقين و الصادقات والصابرين و الصابرات ..."(6) نتيجه: اولاً قرآن بيان كرده كه با جان انسان‌ها سخن دارم و جان نه مذكر است و نه مؤنّث.ثانياً:آن جا كه جاي ذكورت و انوثت است؛ به تن آدمي است و تن كاري با فضايل و معارف ندارد و ثالثاً: اگرقرين? خاصّي در كلام نباشد و قوانين ادبي ايجاب نكند، آيات را بايد بر اساس فرهنگ محاوره‌اي بين‌الملل حمل نمود. در فرهنگ محاوره‌اي وقتي كه بخواهند از تود? مردم سخن بگويند مي‌گويند: مردم قيام كردند، مردم رأي دادند و ... نه اينكه بگويند مردها و زن‌هاقيام كردند، رأي دادند و ... بنابر اين اين گونه كاربرد براساس فرهنگ محاوره است. (7) اگر چه در فرهنگ ادبي نيز به جهت يكسان سازي تنها لفظ به كار مي‌رود و از آن استفاده عموم مي‌شود. برخي از آيات به صراحت مي‌گويد: در اين جهت (كسب فضايل و درجات معنوي و كمالات بهشتي) بين زن و مرد فرقي نيست. در سور? نحل آمده است: "مَن عمل صالحاً من ذكرٍٍ و انثي و هو مؤمن فلنحييّنه حيا?ً طيّب?؛ هر كس ( چه مذكر و چه مؤنث ) عمل صالح انجام دهد، در حالي كه مؤمن باشد، او را به حياه طيّب و پاكيزه رهنمون مي‌شويم" بنابر اين رسيدن به كمالات اختصاص به مردان ندارد ومقامات بهشتي (باغ‌هاي بهشتي، حورالعين، غلامان، ازدواج مطهّره و ...) اختصاص به مردان ندارد.(8) پي نوشت: 1 - بقره (2) آيه 25 .2 - واقعه (56) آيه 22. 3 - الرحمن (55) آيه 72.4 - آيت الله مكارم، پيام قرآن، ج 6 ص 260 به بعد با تلخيص. 5 - آل عمران (3) آي? 17. 6 - احزاب (33) آي? 35.7 - نحل (16) 97. 8 - زن در آئين? جلال و جمال، آيت الله جوادي آملي.
کد سوال : 53790
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فرشتگان از كجا مي‌دانستند كه انسان‌ها روي زمين جنگ و خونريزي برپا خواهند كرد؟
پاسخ : در اين جا سه نظر وجود دارد:1 - خداوند قبلاً آينده انسان را به طور اجمال براى فرشتگان بيان فرموده بود.2 - ملائكه اين مطلب را از حكم "فى الارض" (روى زمين) دريافته بودند، يعنى از زمينى بودن اين موجود دريافته بودند و مى‏دانستند انسان از خاك آفريده مى‏شود، و ماده به خاطر محدوديتى كه دارد، طبعاً مركز نزاع و تزاحم است، چه اين كه جهان مادى، طبع زياد، طلب انسان‏ها را نمى‏تواند اشباع و سير كند، حتى اگر همه دنيا را به يك فرد بدهند، باز ممكن است سير نشود. اين وضع مخصوصاً در صورتى كه توأم با احساس مسئوليت كافى نباشد، سبب فساد و خون ريزى مى‏شود.3 - بعضى ديگر از مفسران معتقدند پيشگويى فرشتگان به خاطر آن بود كه آدم‏عليه‏السلام نخستين مخلوق روى زمين از اين جنس نبود، بلكه پيش از او نيز مخلوقات ديگرى شبيه انسان بودند كه به نزاع و خون ريزى پرداختند و سوءپيشينه آن‏ها سبب بدگمانى فرشتگان نسبت به نسل آدم شد.اين تفسيرهاى سه گانه چندان منافاتى با هم ندارند، يعنى ممكن است همه اين امور سبب توجه فرشتگان به اين مطلب شده باشد. اصل مسئله خونريزى يك واقعيت بود كه بيان داشتند. خداوند در پاسخ آن را انكار نفرمود، بلكه اشاره كرد در كنار اين واقعيت، واقعيت‏هاى مهم‏ترى درباره انسان و مقام او وجود دارد كه فرشتگان از آن آگان نيستند.
کد سوال : 53791
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا انسان آفريده شده كه تنها به سعادت و خوشبختي برسد؟
پاسخ : اين واحد مستقل از مجله معارف است و براي پاسخ‌گويي به سؤالات نياز به اشتراك مجله نداريد. هر كس مي تواند مستقيماً با ما نامه نگاري كرده و پاسخ‌هاي خود را دريافت نمايد. در مورد سوال كاملاً روشن است كه هر موجودي آفريده شده تا به سعادت و كمال لايق خود دست يابد و خوشبختي هر انساني رسيدن به كمال شايسته خود است. سؤال مانند آن است كه بگوييم چرا درخت پرتغال آفريده شد تا پرتغال بدهد، يا چرا زبنور عسل آفريده شد تا عسل توليد كند؟كاملاً روشن است كه براي درخت پرتغال، هدفي جز پرتغال دادن و براي زنبور عسل هدفي جز توليد عسل نمي‌تواند متصور باش؛ بنابري اين آفريده شدن انسان براي رسيدن به كمال و سعادت كاملاً طبيعي و معقول است و هدفي غير از اين ، منطقي و معقول نيست. البته با اين تفاوت كه ديگر موجودات به كمال لايق خود به صورت تكويني و غريزي دست مي‌يابند، اما انسان با اختيار خود بايد به آن دست يابد. باز به طور طبيعي چون پاي اختيار به ميان مي‌آيد، بعضي از انسان‌ها به كمال و سعادت لايق خود دست نمي‌يابند؛ بنابراين نرسيدن به كمال و سعادت از سوء اختيار انسان ناشي مي‌شود و مطابق با هدف آفرينش كه رسيدن انسان به سعادت و كمال است، نمِي‌باشد. براي آگاهي از هدف آفرينش، پاسخ ضميمه شده را نيز مطالعه فرماييد.
کد سوال : 53792
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا جن ها را مي‌توان مشاهده كرد؟
پاسخ : يكي از موجودات غير محسوس كه در شرايط عادي قابل درك حسي نيست و نمي‌توان آن را مشاهده كرد، جن است. معناي جن، پوشيدگي است. به همين مناسبت كه از چشم انسان پوشيده است، گاهي "جان" هم ناميده مي‌شود. جن وجود دارد، ولي از ديد ما پنهان است و هيچ دليلي بر انحصار موجودات زنده به آن چه مي‌بينيم نداريم، بلكه دانشمندان علوم طبيعي مي‌گويند: موجوداتي را كه انسان با حواس خود مي‌تواند درك كند، در برابر موجوداتي كه انسان با حواس خود قابل درك نيستند ناچيز است. تا اين اواخر كه موجودات ذره بيني كشف نشده بود، كسي باور نمي‌كرد كه در يك قطره آب يا يك قطره خون، هزاران هزار موجود زنده باشد كه انسان قدرت ديد آن ها را نداشته باشد. نيز دانشمندان بر اين باورند كه چشم ما رنگ‌هاي محدودي را مي‌بيند و گوش ما امواج صوتي محدودي را مي‌شنود. رنگ ها و صداهايي كه با چشم و گوش قابل درك نيست، بسيار پيش از آن كه قابل درك است. وقتي وضع جهان چنين باشد، چه جاي تعجب دارد كه انواع موجودات زنده‌اي در اين عالم وجود داشته باشد كه نتوانيم با حواس خود آن‌ها را درك كنيم، ولي چون افراد معصومي همچون پيامبراسلام از آن خبر داده‌اند، بايد بپذيريم.(1) هر چند ممكن است براي برخي كه آشنا با علم تسخير جن باشند، قابل مشاهده با چشم باشد، ولي به صورت عادي نمِي‌توان جن را مشاهده كرد. پي نوشت: 1 - تفسير نمونه، ج 25، ص 155.
کد سوال : 53793
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا معجزه علم است؟ اگر پاسخ مثبت است، يعني روزي انسان عادي نيز به آن دست پيدا مي‌كنند؟
پاسخ : دانشمندان علم كلام براي اعجاز تعريف هاي گوناگوني گفته‌اند. تعريف جامعي كه مي‌توان براي آن ذكر كرد، اين است: "امري بر خلاف عادت كه همراه با دعوي نبوت و تعدي و مبارزه طلبي و با مدعا هماهنگ بوده و كسي از عهد‌? معارضه با آن برنيايد".(1) از اين تعريف استفاده مي‌شود كه معجزه علم محسوب نمي‌شود تا روزي انسان عادت به آن پيدا كند.اوْلاً اعجاز كار خارق العاده است. معجزه در حالي كه يك پديده خارجي است و براي خود علتي دارد، هرگز بر منوال امور عادي نيست، بلكه بر خلاف قوانين متعارف مي‌باشد، مثلاً مار كوچك بر اثر مرور زمان افعيمي‌گردد يا بيماران بر اثر مراقبت‌هاي پزشكي، بهبودي مي‌يابند، نيز آب‌هاي زميني از طريق حفر قنات و چاه‌هاي نيمه عميقو عميق بيرون كشيده مي‌شوند، ولي هرگاه چنين نتايجي بدون علل عادي پيدا شوند، قهراً كار خارق‌العاده‌اي خواهد بود، مثلاً چوب خشك در يك لحظه افعي شود؛ بيمار با دست كشيدن كسي بر بدن يا موضع درد او شفا يابد؛ و آب‌هاي زير زميني با كوبيدن عصا بيرون ريخته شود. قطعا چنين كاري معجزه و امر خارق‌العاده خواهد بودو ربطي به علم ندارد. البته ممكن است كاري در زماني خارق‌العاده باشد و در زمان ديگر حالت عادي پيدا كند، مثلاً معالجه مبتلايان به سل و يا سرطان در گذشته امكان عادي نداشت، ولي اكنون تا حدودي جنبه عادي پيدا كرده است. پرواز انسان در آسمان در گذشته خارق‌العاده بود، ولي اكنون يك كار متعارف است. اين امور عادي است، ولي خارق العاده نيست، زيرا از علل طبيعي روشن و معيني كمك مي‌گيرد، در حالي كه معجزه پيوسته خارق العاده است، چه در گذشته و چه در حال ، زيرا آورند?آن از علل پنهاني كمك مي‌گيرد. به ديگر سخن: امور غير عادي ممكن است كم كم حالت عادي به خود بگيرند مانند معالجه سل و برخي ديگر از بيماري‌هاي صعب العلاج كه اگر كسي در گذشته انجام مي‌داد مي‌گفتند كار فوق العاده‌اي انجام داده است، ولي انجام كاري از طريق معجزه، پيوسته غير عادي خواهد بود، حتي پس از اين همه كشفيات و پيشرفت علوم، باز شفابخشي مسيح با كشيدن يك دست، غير عادي خواهد بود. غير عادي در گذشته و عادي كنوني، هر دو از علل طبيعي معيِّن سرچشمه مي‌گيرند و به موازات پيشرفت علوم‌، كم كم حالت غير عادي بودن را از دست مي‌دهند، در حالي كه معجزه هميشه از علل غير طبيعي سرچشمه مي‌گيرد و چنين عللي هيچ گاه عادي نخواهند بود، از اين جهت حالت غير عادي بودن معجزه پيوسته ثابت مي‌باشد.پي نوشت: 1 - كشف المراد، چ جامعه مدرسين، ص 350، شرح تجريد قوشجي، 645.