کد سوال : 53774
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در اسلام ارتباط دختر و پسر چگونه و در چه حدي بايد باشد تا از نظر شرعي اشكال نداشته باشد؟
پاسخ : اگر رابطه دختر و پسر به صورت سخن گفتن باشد، اشكال ندارد، مگر آن كه از روي لذت و شهوت باشد. ازآن جا كه به طور طبيعي سخن گفتن دختر و پسر جوان به واسطه قوي بودن غريزه شهواني، در معرض شهوت و تهريك شهواني قرار دارد ، بايد سعي شود حتي المقدور جز در موارد ضروري از اين كار دوري شود.هر گونه ارتباط و تمس بدني دختر و پسر از نشر شرعي حرام است. نگاه مرد به بدن زن (چه با قصد لذت يا بدون آن ) اشكال دارد و حرام است؛ هم چنين نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم، ولي نگاه كردن به صورت و دستهاي زن نامحرم تا مچ، اگر به قصد لذت نباشد و مايه فساد و گناه نگردد، هم چنين نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم(به آن مقداري كه معمولاً نميپوشانند) مانند سر و صورت و گردن و مقداري از پا و دست اشكال ندارد.(1) بنابر اين رابطه دختر و پسر به انحاى مختلف اگر مفسدهاى نداشته باشد و خوف وقوع در حرام نباشد و از روى شهوت صورت نگيرد، اشكالى ندارد، ولى خلوت كردن دختر و پسر نامحرم اعم از فاميل و غير فاميل در اتاق يا خانه دربسته كه محل رفت و آمد ديگران نباشد، حرام است. چه به عبادت يا به بحث و جدل اشتغال داشته باشند، زيرا غريزه جنسى و وسوسه شيطانى ممكن است هر لحظه انسان را از مسير خارج بكند.براى تنبيه و بيدارى به چند حديث اكتفا مىكنيم:اميرالمؤمنين(ع) فرمود: "الشهوات سموم قاتلات؛(2) شهوتها و خواهشهاى نفسانى زهرهاى كشندهاند" و نيز فرمود: "طهروا انفسكم من دنس الشهوات تدركو رفيع الدرجات؛ نفس خود را از پليدى شهوت رانى پاك سازيد تا به درجههاى بلند آخرت دست يابيد".(3)قال رسول اللَّه(ص): "جاهدوا انفسكم على شهواتكم تحلّ قلوبكم الحكمة؛(4) با شهوت تان مبارزه كنيد تا حكمت در دلهاى شما وارد گردد".يكى از نصيحتهاى ابليس به حضرت موسى(ع) اين بود: "لا تخل بامرأة ولا تخل بك فانه لا يخلو رجل بامرأة و لا تخلو به الا كنت صاحبه دون اصحابى؛(5) هيچ وقت با زنى خلوت نكن و (نگذار) زنى با تو خلوت كند، زيرا هر گاه مردى با زنى خلوت مىكند، من در كنار آن دو هستم (و آنان را وسوسه مىكنم".در روايات ديگر به اين تعبيرها آمده كه: خلوت كردن با زنان قلب را فاسد مىكند.(6) علاقه به زنان از فتنهها و شمشير شيطان است.(7) زياد صحبت كردن با زنان قلب را مىميراند.(8)پي نوشت: 1 - ناصر مكارم، مجموعه استفتائات جديد، ص 227 مسئله 805؛ فاضل لنكراني، جامع المسائل، ص 482، مسئله 1715.2 -غررالحكم، ج 1، ص 30.3 - همان، ج 2، ص 472.4 -مجموعه ورام، ج 2، ص 122. 5 -بحارالانوار، ج 69، ص 197.6 -بحارالانوار، ج 1، ص 203.7 -همان، ج 2، ص 107.8 -همان، ص 128.
کد سوال : 53775
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا درست است كه بعضي از دعاها اجابت نمي شود؟ علت عدم استجابت دعاها چيست؟
پاسخ : اگر به اوصاف الهي توجه كنيم و به صفات پروردگار ايمان بياوريم و بدانيم خداوند رئوف و رحيم است، در مي يابيم كه اگر خواسته هاي انسان بر آورده نمي شود، دليلش بخل نيست. خداوند با توجه به كمال و سعادت و مصلحت انسان خواسته هاي او را اجابت مي كند. در دعاي افتتاح مي خوانيم: "اگر حاجتم را دير برآوردي، از سر ناداني بر تو عتاب كردم،در صورتي كه تأخير در اجابت حاجتم برايم بهتر بوده است، زيرا تو به امور آگاهي".البته شيطان در يكي از مواردي كه وسوسه مي كند، همين مورد تأخير اجابت دعا است. از اين راه انسان را مأيوس مي كند تا او به خدا بدبين شود. گاهي اين وسوسه، در كارهاي نيك و خوب انجام مي شود و مثلاً انسان را به فكر ريا مي اندازد، يا تلقين مي كند كه اين كار را به خاطر ريا انجام مي دهم، بنابراين اين فكر را نيز كه كار شما از ريا باشد، از ذهن خود دور نماييد. اما در موارد دعا ائمه اطهار(ع) به اين نكته توجه داشته و همگان را از افتادن به دام بدبيني و سوء ظن به خدا برحذر داشته اند. اميرمؤمنان(ع) مي فرمايد: "دير اجابت نمودن خدا، تو را نااميد نكند كه همانا بخشش، بسته به مقدار درخواست است و چه بسا در اجابت دعاي تو تأخير رخ دهد تا درخواست تو طولاني تر گردد و بخشش او كامل تر شود. چه بسا چيزي را خواسته اي و تو را نداده و بهتر از آن را در اين دنيا يا آن دنيا داده و يا بهتر آن بوده كه آن را از تو باز دارد. چه بسا چيزي را طلب نمودي كه اگر به تو مي داد، تباهي دين و دنياي خود را در آن مي ديدي".(1)پس تأخير اجابت دعا، نشان كم لطفي و كم محبتي خدا نيست، بلكه گاهي بر عكس، هرچه بيشتر تأخير شود، دليل بر بيشتر دوست داشتن خدا است. امام صادق(ع) مي فرمايد: "وقتي كه مؤمني دعا مي كند، خداوند به ملائكه مي فرمايد: دعايش را مستجاب نمودم، ولي آن را نگه داريد و عطا نكنيد كه من دوست دارم صداي اين بندة مؤمن را بشنوم. بندهاي هم هست كه دعا مي كند و خداوند مي فرمايد: زود حاجتش را بدهيد كه آوازش را دوست ندارم".(2)اگر كسي بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنيا، چه پاداشي براي او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز نا اميد نمي شود. امام صادق(ع) مي فرمايد: "روز قيامت خداوند متعال مي فرمايد: اي بندة من! تو مرا خواندي و من اجابتت را به تأخير انداختم. اكنون ثواب و پاداش تو چنين و چنان است. پس مؤمن آرزو مي كند كه كاش هيچ دعايي از او در دنيا اجابت نمي شد، براي آن ثواب و پاداش نيك كه مي بيند".(3) از روايات استفاده مي شود كه هيچ دعايي بي اثر نيست و هر دعايي در دنيا و آخرت تأثير مناسب خود را دارد. امام سجاد(ع) مي فرمايد: "دعاي مؤمن يكي از سه فايده را دارد: يا براي او ذخيره مي گردد يا در دنيا برآورده مي شود يا بلايي را كه مي خواست به او برسد، از وي مي گرداند".(4)علاوه بر مطالب ياد شده، هميشه به اين نكته توجه داشته باشيد كه نماز و روزه و دعا و غيره، مطلوبيت ذاتي دارند و فلسفه دعا تنها بر آوردن حوائج به ويژه خواسته هاي دنيوي نيست، بلكه نفس دعا و مناجات با خدا، صرف نظر از اجابت يا عدم اجابت، موضوعيت دارد و به اصطلاح طلب مهم تر از مطلوب است.(5)ما به دعا كردن امر شده ايم و بايد به اين وظيفه عمل كنيم و نتيجه را به خداوند واگذار نماييم.براى استجابت دعا بايد شرايطى را مهيا نمود و موانعى را برطرف ساخت. در ذيل به برخى از شرايط و موانع اشاره مىشود: الف) شرايط استجابت دعا.1 - دعا و ارتباط مداوم با خدا در هر حال: خداوند به پيامبرش دستور مىدهد كه "نفس خويش را در كمال شكيبايى در هر بامداد و شامگاه به دعا كردن و جلب خشنودى خدا وادار كن".(6) قرآن كسانى را كه فقط در هنگام گرفتارى و مشكلات دعا مىكنند، مورد نكوهش قرار داده است: "وقتى به انسان گرفتارى و غمى روى مىآورد، ما را در هر حال (خواب و بيدارى، نشسته و ايستاده) بخواند و چون گرفتاريش را برطرف كنيم، برود (و از ارتباط خود با خدا از جهت كميت و كيفيت بكاهد و گاهى قطع نمايد، به گونهاى كه) گويى اصلاً ما را براى گرفتارى كه به او رسيده بود، نخوانده است!".(7)امام صادق (ع) مىفرمايد: "كسى كه پيشدستى در دعا نكند و فقط در وقت نزول بلا دست به دعا بردارد، دعايش در آن وقت مستجاب نگردد و فرشتگان گويند: اين آواز را نشناسيم". در روايت ديگرى آمده كه "به او مىگويند: تا امروز كجا بودى؟!".(8)در اصول كافى آمده كه خداوند به حضرت داوود(ع) فرمود: "مرا در روزهاى خوش و آسايش ياد كن تا من دعاى تو را در روزهاى گرفتارى و سختى اجابت كنم".(9)2 - دعا بايد از صميم قلب باشد. تمام ذرات وجود انسان يك چيزى را بخواهد و طلب كند و دل و زبانش با عمل و رفتارش هماهنگ باشد. 3 - اعتماد به خدا و اطمينان به اجابت او: امام صادق(ع) فرمود: "خدا دعايى را كه از دل غافل و بى خبر برخيزد، مستجاب نمىكند پس وقتى دعا كنى، از عمق دل به او روى آور (و دلت را با زبانت همراه گردان) و سپس به اجابت دعايت مطمئن باش".(10)4 - قطع اميد از غير خدا و اميد و اطمينان به خداوند.امام صادق(ع) فرمود: "هرگاه يكى از شما بخواهد كه هر چه از خدا درخواست مىكند، خدا به او عطا فرمايد، بايد از همه مردم نااميد و مأيوس گردد و هيچ اميدى جز به درگاه خدا نداشته باشد".(11) او به نقطهاى از ايمان و توكل بايد برسد كه بداند همه قدرتها و علل جهان تحت اراده و قدرت الهى قرار دارند.پس از خدا بخواهد كه اسباب و علل مادى و معنوى جهان را جهت صلاح و منفعت او قرار دهد.5 - دعا بايد در كنار تلاش و تدبير باشد.پيامبر اكرم(ص) فرمود: "الداعى بلا عمل كالرامى بلا وتر؛ كسى كه دعا مىكند و به دنبال آن تلاش و عمل نمىكند، مانند آن است كه بى چله كمان تير مىاندازد".(12)دعا نمىتواند جاى تلاش و برنامه ريزى در زندگى را بگيرد، بلكه مكمل آن مىتواند باشد. 6 - دعا بايد با حالت تضرع و دلى شكسته باشد.امام صادق(ع) فرمود: "هرگاه دلتان شكست، دعا كنيد، زيرا دل تا پاك و خالص نشود، شكسته نمىشود".(13)7 - مكان دعا در استجابت تأثير دارد، مثلاً دعا در حرم امامان (ع) مخصوصاً حرم امام حسين(ع) و كنار خانه خدا به خصوص مقام حضرت ابراهيم(ع) و كنار حجرالاسود. 8 - زمان دعا: دعاى پنهانى و در تاريكى شب زودتر به اجابت مىرسد، مخصوصاً در قنوت يا سجده نماز "وتر" كه بعد از خواندن هشت ركعت نماز شب و دو ركعت نماز شفع خوانده مىشود.(14)قرآن مىفرمايد: "پروردگار خود را به حالت تضرع و تذلل و در پنهانى و خفا بخوانيد".دعا در شبهاى ماه رمضان و رجب و دهه اول ذىالحجه و غير آن دعا را به اجابت نزديك مىكند.9 - توسل به چهارده معصوم(ع) و آنها را بر پايه آيه شريفه "وابتغوا اليه الوسيله" وسيله و شفيع قرار دادن.10 - غسل توبه نمايد، سپس با وضو چهار ركعت نماز بخواند در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد و سه مرتبه توحيد و يك مرتبه سوره "الناس" و يك مرتبه "فلق" را بخوانيد. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربى و اتوب اليه و بعد از هفت مرتبه "لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم" سپس بگوييد: يا عزيز يا غفار اغفرلى ذنوبى و ذنوب جميع المؤمنين و المؤمنات فانه لا يغفر الذنوب الا انت."(15)به اين ترتيب شخص در جاده دعا قرار مىگيرد و بايد مراقب باشد تا راه دعا را درست بپيمايد، و به بيراهه نرود. نشانى راه دعا را ذكر خواهيم كرد.ب) موانع استجابت دعاامام على(ع) مىفرمايد: -المعصية تمنع الاجابة؛(16) گناه مانع اجابت دعا است". گناهان سه نوع تأثير منفى در دعا مىگذارند: 1 - لذت دعا و مناجات را سلب مىكنند. انسان دعا مىكند، اما لذت نمىبرد و رقت قلب پيدا نمىكند.2 - مانع استجابت دعا مىشوند. 3 - توفيق دعا كردن يا شركت نمودن در مجالس دعا را از انسان سلب مىكنند.برخى از گناهان در عدم اجابت دعا تأثير بيشتر دارند كه در ذيل به نمونهاى از آنها اشاره مىكنيم.امام سجاد(ع) فرمود: "گناهانى كه دعا را بازمىگرداند و مانع استجابت مىشوند، عبارتند از: بددلى و سوءظن به مؤمنان و كارهاى آنان؛ طينت و درونى ناپاك داشتن؛ نفاق و دورويى با برادران و خواهران ايمانى؛ عدم اطمينان به اجابت دعا؛ تأخير نمازهاى واجب (و نخواندن آن در اول وقت فضيلت) آن كه وقت آن بگذرد؛ بدزبانى و فحاشى و اهانت كردن؛ نزديك نشدن به خدا به وسيله صدقه و كارهاى نيك". (17)نيز فرمود: "از جمله گناهانى كه مانع استجابت دعا مىگردد، نافرمانى و رنجاندن خاطر پدر و مادر است".(18)در برخى از روايات، بداخلاقى سبب باز گرداندن دعا معرفى شده است. علل عدم اجابت دعاها از ديدگاه اميرالمؤمنين(ع)مردى به حضرت عرض كرد: خداوند مىفرمايد: "ادعونى استجب لكم" پس چرا ما دعا مىكنيم، ولى اجابت نمىشود، حضرت فرمود: چون دلهاى شما در هشت مورد خيانت و بى وفايى كرد: 1 - خدا را شناختيد، ولى حقش را آن گونه كه بر شما واجب بود، ادا نكرديد. از اين رو آن معرفت به كار شما نيامد.2 - به پيامبر خدا ايمان آورديد، ولى در عمل با سنت و روش او مخالفت كرديد، پس ثمره ايمان شما چه شد؟3 - كتاب خدا (قرآن) را خوانديد، ولى در عمل با آن مخالفت كرديد.4 - گفتيد ما از آتش دوزخ مىترسيم، ولى در همه حالات به واسطه گناهان خود به سوى جهنم مىرويد. 5 - گفتيد ما به بهشت تمايل و رغبت داريم، ولى كارهايى انجام مىدهيد كه شما را از بهشت دور مىسازد.6 - نعمتهاى خدا را استفاده مىكنيد، ولى شكر و سپاس گزارى نمىكند.7 - خداوند فرمود: شيطان دشمن شما است، شما نيز او را دشمن گيريد.(19) شما به زبان او را لعن مىكنيد، ولى در عمل با او دوستى مىنماييد و از او اطاعت مىكنيد.8 - عيبهاى مردم را برابر ديدگانتان قرار داديد و عيبهاى خود را پشت سرانداختيد، در نتيجه كسى را ملامت مىكنيد كه خود به ملامت سزاوارتر از او هستيد.با اين وضع چه دعايى از شما مستجاب گردد، در صورتى كه شما راهها و درهاى دعا را به روى خود بستهايد؟!"پس تقوا پيشه كنيد؛ كارهايتان را اصلاح كنيد؛ امر به معروف و نهى از منكر كنيد تا خدا دعايتان را مستجاب كند.(20)راه دعا از ديدگاه امام صادق(ع)شخصى خدمت امام صادق(ع) عرض كرد: دو آيه در قرآن است كه تأويل و معناى آن را نمىدانم. يكى "ادعونى استجب لكم" است، كه ما هر چه دعا مىكنيم، اجابت نمىشود. حضرت فرمود: "من سر عدم اجابت دعايتان را به شما مىگويم. اگر تو خدا را در آن چه دستور فرموده اطاعت كنى و آن گاه او را بخوانى، دعايت را اجابت مىكند، ولى تو با (دستورهاى) او مخالفت كرده، نافرمانىاش مىكنى. او نيز اجابت نمىكند. با اين حال، اگر خدا را از راهش بخوانى - اگر چه گناهكار باشى - خدا دعايت را مستجاب مىكند".آن شخص پرسيد: راه دعا چيست؟ فرمود: "نماز (21) كه خواندى، ابتدا تمجيد كرده، او را به بزرگى مىستايى و به هر نحو كه مىتوانى، حمد و ستايش مىكنى، سپس بر پيامبر(ص) و آلش درود مىفرستى و به تبليغ رسالتش گواهى مىدهى، و بر ائمه هدى سلام مىدهى، آن گاه نعمتهاى خدا را بر خود مىشمارى و او را به خاطر آنها ستايش و شكر مىكنى. بعد به گناهان خود يكايك اعتراف مىكنى و هر كدام را كه به ياددارى، اقرار مىنمايى. هر كدام را به خاطر ندارى، به طور سربسته به زبان مىآورى و از همه گناهان به درگاه خدا توبه مىكنى و تصميم مىگيرى كه ديگر گناه نكنى و از روى پشيمانى و صدق نيت و خلوص، و در بيم و اميد از آنهااستغفار و طلب آمرزش مىكنى، سپس مىگويى: اللهم انى أعتذر اليك من ذنوبى و استغفرك و أتوب اليك فأعنى على طاعتك و وفّقنى لما اوجبت علىّ من كل ما يرضيك فانى لم أر أحداً بلغ شيئاً من طاعتك الا بنعمتك عليه قبل طاعتك، فأنعم علىّ بنعمة أنال به رضوانك و الجنةَ. بعد از رعايت اين مراتب، حاجت خود را بخواه، كه اميدوارم خدا نااميدت نكند و حاجتت را برآورد.(22)چند تذكر:1 - گاهى با وجود تمام شرايط دعا، دعا مستجاب نمىشود، چون به مصلحت ما نيست، يعنى چيزى را طلب مىكنيم كه به سود ما نيست، اگر چه مىپنداريم به نفع ما است.(23)2 - گاهى دعا مستجاب مىشود، ولى از روى مصالحى تحقق عملى آن به تأخير مىافتد، حتى ممكن است تا بيست سال طول بكشد تا محقق گردد.3 - در روايت است خداوند وقتى بندهاى را دوست داشته باشد، اجابت دعاى او را به تأخير مىاندازد تا بندهاش با او راز گويد.از اين رو مؤمنان ثابت قدم هيچ گاه از تكرار دعا مأيوس نمىشوند، بلكه مىگويند:دسـت از طلب نـدارم تا كـام من برآيد يا جان رسد به جانان يا جان ز تن درآيدپىنوشتها: پي نوشت ها: 1. نهج البلاغه، نامه 31.2. اصول كافي، ج 4، ص 245.3. همان، ص 247.4. تحف العقول، ص 202.5. مصباح يزدي، بر درگاه دوست، ص 56.6. كهف (18) آيه 28.7. يونس (10) آيه 12.8. اصول كافى، ج 4، ص 219.9. بحارالانوار، ج 93، ص 381.10. بحارالانوار ج 93، ص 305. 11. عدة الداعى، ص 97.12. عدة الداعى، ص 97.13. مكارم الاخلاق، ص 315.14. پيامبر(ص) فرمود: "براى خدا منادى هست كه هنگام سحر ندا مىكند: آيا دعا كنندهاى هست تا اجابت نمايم؟ آيا استغفار كنندهاى هست تا مورد بخشش قرار دهم؟ آيا درخواست كنندهاى هست تا به او عطا نمايم؟" 15. رساله "لقاءالله"، ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى، ص 119.16. همان، ص 87.17. غررالحكم، ترجمه محمد على انصارى، ج 1، ص 32.18. معانى الاخبار، ص 271، به نقل از كيفرگناه و عواقب آن، سيد هاشم رسولى محلاتى. 19. همان، ص 270.20. مؤمن (40) آيه 60.21. بحارالانوار، ج 93، ص 376 و 377. 22. غسل و نماز توبه به كيفيتى كه ذكر شد.23. فلاح السائل، ص 38 و 39.24. قرآن كريم در اين مورد مىگويد: "چه بسا چيزى را خوش نداريد، حال آن كه خير و منفعت شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آن كه شر و ضرر شما در آن است. خدا مىداند، ولى شما نمىدانيد". سوره بقره، آيه 216.
کد سوال : 53776
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا نماز ظهر روز جمعه دو ركعت است، در حالي كه روزهاي ديگر نماز ظهر چهار ركعت ميباشد؟
پاسخ : نماز ظهر روز جمعه دو ركعت نميباشد، بلكه در روز جمعه ، مكلف ميتواند نماز جمعه بخواند كه دو ركعت ميباشد. وجوب نماز جمعه، تخييري است، يعني مكلف هر يك از نماز ظهر چهار ركعتي يا نماز جمعه دو ركعتي را به جا آورد، كفايت مي كند در روايت آمده است كه دو خطب? نماز جمعه به جاي دو ركعت حساب ميشود. پاورقي:1 - توضيح المسائل مراجع، ج 1 . ص 871، مسأله 1.
کد سوال : 53777
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا بايد نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند خواند و نماز ظهر و عصر را آهسته خواند؟
پاسخ : فلسفه و حكمت بيشتر احكام و مقرارت اسلام براى ما مشخص نيست و تنها از باب تعبّد آن ها راپذيرفته ايم ,و چون خداوند متعال و نبى گرامى اسلام (ص) و ائمه اطهار(ع) فرموده اند يقين داريم تمام دستورات آن ها مبتنى بر مصالح و مفاسد واقعي است ;از اين رو با جان و دل از آن هااطاعت مى كنيم اگر چه علت گفتارشان را ندانيم . مثلا ما از دستورات دكتر كه مى گويد: فلان دارو را بخور, فلان آمپول را تزريق كن و از خوردن فلان غذا خوددارى كن و..., پيروي مي كنيم با اين كه نمى دانيم خاصيت فلان دارو و آمپول چيست ؟ جهر و اخفات در نماز نيز تعبدى است و ما فلسفه آن را به طور كامل نمى دانيم . البته وقتى به روايات مراجعه مى كنيم به اشاراتى ازناحيه ائمه معصومين (ع) و شخص پيامبر اكرم (ص) برخورد مى كنيم , لكن نمى توان آن راعلت حقيقى و فلسفه واقعى جهر و اخفات دانست . به اين معنا كه تمام فلسفه و حكمت در آن خلاصه شود و چيز ديگري نباشد.محمد بن حمران يا محمد با عمران از امام صادق عليه السّلام علت بلند خواندن حمد و سوره را در بعضى نمازها وآهسته خواندن آن را در بعض ديگر پرسيد. حضرت فرمود: وقتى كه پيامبر (ص) را به آسمان بردند, اولين نمازى كه خداوند بر او واجب نمود, نماز ظهر روز جمعه بود و فرشتگان بر او اقتدا كردند. خداوند براى اين كه عظمت نماز ظهر روز جمعه را به ملائكه نشان دهد به پيامبر (ص) فرمان داد حمد و سوره را بلند بخواند. دومين نمازى كه بر او واجب نمود نماز عصر بود, ولى چون كسى بر پيامبر (ص) اقتدا نكرده بوده دستور رسيد كه آهسته بخواند و بعد نماز مغرب و همين طور عشا را بر او واجب نمود و گروهى ازفرشتگان نيز به او اقتدا كردند. باز دستور رسيد كه بلند بخواند و سپس وقتى به زمين رسيد موقع صبح بود و براى اين كه عظمت نماز صبح را براى مردم تبيين كند به پيامبر (ص) امر فرمودند كه حمد و سوره را بلندبخواند.... (1)درمورد خانم ها مي تواند به جهت حرمت ايشان و نرسيدن صدا به نامحرمان اين حكم برداشته شده باشد و ديگر بر آن ها واجب نباشد.همان گونه كه در برخي احكام ديگر نماز غير از بلند و آهسته خواندن برخي اختلافات جزئي وجود دارد و اعمال مستحب در مورد زنان و مردان در مواردي جداگانه است.بنا براين بلند خواندن حمد و سوره در نمازهاى مغرب و عشاء و صبح بر اساس روايات است كه فقهاى عظام به آن ها استدلال كرده اند و مشهور علما بر اين عقيده اند, ولى تعدادى از فقها مانند سيدمرتضى به واجب نبودن قرائت جهريه(بلند خواندن)فتوا داده اند و برخي از علما نيز به اين حكم گرايش دارندو آن روايات صحيح رانيز حمل بر استحباب جهركرده اند نه وجوب آن .برخي براي وجوب جهر چنين گفته اند كه چون در نمازهاى مغرب و عشاء و صبح هوا تاريك است بلند خوانده مى شود تا كسانى كه در مسجد يا اتاق عبور مى كنند بفهمند كه كسى اين جا است و نماز مى خواند و نيز گفته اند به اين جهت نماز را بلندمى خوانند تا ديگران ساكت بشوند, اما اين سخنان نمي تواند چندان موجه و پذيرفته باشد . بنابراين بلند خواندن حمد و سوره در نمازهاى صبح و مغرب وعشاء وجه كاملا مشخصى ندارد و صرف تعبد است (2).پاورقى1 - صدوق , علل الشرائع , ج 2 ص 17و 182- الله حكيم , مستمسك العروة الوثقى , ج 6 ص 198با تلخيص
کد سوال : 53778
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا گناهكاران از قرآن بهره نميگيرند؟
پاسخ : در بعضي از آيات به اين مطلب اشاره شده كه قرآن براي مؤمنان شفا و رحمت و براي ظالمان خسارت است.(1) اما چرا ظالمان به جاي استفاده از قرآن وهدايت شدن، نتيج? معكوس ميگيرند؟ مفسران نوشته اند:"نه تنها در اين آيه كه بسياري ديگر از آيات ميخوانيم دشمنان حق به جاي اين كه از نور آيات الهي، دل و جان خود را روشن سازند و تيرهگيها را بزدايند، بر جهل و شقاوتشان افزوده ميشود، به اين دليل آن كه خمير ماي? وجودشان بر اثر كفرو ظلم و نفاق، به شكل ديگري درآمده، لذا هر جا نور حق را ميبينند، به ستيز با آن بر مي خيزند. ستيز با حق، بر پليدي آنها ميافزايد و روح طغيان و سركشي را در آنها تقويت ميكند.يك غذاي نيرو بخش را اگر به عالم مجاهد و دانشمند مبارزي بدهيم، از آن نيروي كافي براي تعليم و تربيت و يا جهاد در راه حق ميگيرد، ولي همين غذاي نيرو بخش را اگر به ظالم بيدادگري بدهيم، از نيرويآن براي ظلم بيشتر استفاده ميكند. تفاوت در غذا نيست، تفاوت در مزاجها و طرز تفكرها است" (2) افراد گمراه و گناهكار لجوج چون بر گناهشان اصراردارند، از قابليت هدايت افتاده و هرگز نميتوانند از قرآن بهرهاي ببرند، اما گمراهاني كه در جستجوي حقّند، بي شك از قرآن بهره ميگيرند، به اين شرط كه از آيات الهي استفاد? صحيح بكنند، در عين حال صِرف يك خطا و يا ارتكاب بعضي از گناهان موجب ميشود كه انسان نتواند از قرآن بهرهمند شود.توبه بعد از گناه يكي از سفارشهاي مكرّر و مورد تأكيد قرآن است، پس اگر توبه كرد، در واقع از هدايت قرآن بهره گرفت، مولاي متقيان اميرالمؤمنان فرمود: "از اين كتاب بزرگ آسماني براي بيماريهاي خود شفا بخواهيد و براي حل مشكلاتتان از آن ياري بطلبيد ، چرا كه در اين كتاب درمان بزرگترين دردها است: درد كفر و نفاق و گمراهي و ظلالت".(3) پاورقي: 1 - اسراء (17)، آي? 82.2 - تفسير نمونه، ج 12، ص 238. با تلخيص. 3 -نهج البلاغه، خطبه 176.
کد سوال : 53779
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا شب قدر مخفي ميباشد؟
پاسخ : عبادات در قالبهاى گوناگون، واسطههاى فيض الهى اند. بشر توسط عبادت مستحق پاداش مىگردد و به خاطر گناه سزاوار عذاب مىشود.خداوند داراى صفات كمال است و براساس صفات كمال، فيض او بر تمام موجودات هستى و از جمله انسان نازل مىشود. يكى از صفات خداوند، رحمت است. چون هر يك از صفات الهى از طريق اسباب و واسطه سرازير مىشود، صفت رحمت او نيز از راههاى خاص بر انسان و موجودات نازل مىشود. شب قدر يكى از مجارى فيض رحمت الهى است. در اين شب خداوند رحمت خود را بر بندگان جارى نموده است، همان گونه كه در بسيارى اوقات ديگر مانند ماه مبارك رمضان، اعياد و روزهاى خاصى كه به عنوان "ايام الله" ذكر مىشوند، رحمت بى شمار نازل مىشود و يا توبه و وجود پيامبران و امامان معصوم، مجاري فيض و رحمت الهي شناخته ميشوند.خدا بنا به حكمت و مصلحت و از همه مهمتر لطف خود هر ساله چنين شبى را در مسير انسانها قرار داد تا به خود آيند و فرصت توبه كردن و جبران گناهان را داشته باشد. انسان مىتواند با يك عبادت خالص و توبه نصوح به درگاه الهى، تمام گناهان خود را محو نمايد، همان گونه كه با يك گناه مىتواند تمام اعمال خير را از بين ببرد. اين اختصاص به شب خاصى ندارد، به همين خاطر در روايات ما در موارد ديگر مشابه اين اثر بيان شده، اما همان گونه كه گفتيم، شب قدر، شب رحمت خاص خداوند است. ويژگىهاى كه شب قدر دارد، شبهاى ديگر ندارد، مانند نزول فرشتگان رحمت و "روح" (كه فرشته بزرگ و با عظمت الهى دانسته شده است). همچنين برترى آن بر هزار ماه. به واسطه اين ويژگيها، اعمال انسان در اين شب از عظمت خاصى برخوردار مىشود.از طرف ديگر چون رحمت الهى بى پايان است، كسى كه متصل به آن شود، از فوايد و بركات آن برخوردار مىشود. يكى از فوايد آن محو تمام گناهان است، چرا كه رحمت نامتناهى و بى پايان مىتواند گناهان انسان را كه مطمئناً به اندازه رحمت خداوند نيست، از بين ببرد، اما چگونه انسان خالصانه بتواند با درياى بىپايان فيض رحمت الهى متصل شود. امور معنوى كه با روح انسان اتصال يابد، چنين خاصيت شگرفى دارد.البته آن گونه نيست كه شب قدر معلوم نباشد، زيرا طبق آيات و روايات و گفتار بزرگان شب بيست و سوم به واقع نزديك تر است. اگر معينش نكردهاند، به منظور تعظيم امر آن بوده است. از امام صادق روايت شده: تقدير در نوزدهم و ابرام (محكم كردن) در بيست و يك و امضا در شب بيست و سوم است.(1)در عين حال مشخص نبودن اين شب به طور كامل مىتواند رحمت و لطف ديگرى از خداوند باشد كه انسان بتواند در سه شب با خداوند ارتباط برقرار كرده و راز و نياز كند و از درياى رحمت الهى هر چه بيشتر بهرهمند باشد يا اگر در يك شب نتوانست رابطه حقيقى را برقرار كند، مأيوس نباشد و در شبهاى بعد جبران نمايد، و يا اين كه در شبهاى اوّل، مقدمات ارتباط واقعى و حقيقى را با خداوند برقرار كرده و در شب آخر متصل به درياى با عظمت و بيكران و فيض الهى شود. در هر حال از هر طرف كه نگاه كنيم، جز رحمت و لطف خداوند نيست. بسيارى معتقدند مخفى بودن شب قدر ميان شبهاى سال يا در ميان شبهاى ماه مبارك رمضانبراى اين است كه مردم به همه اين شبها اهميت دهند، همانگونه كه خداوند رضاى خود را در ميان انواعطاعات پنهان كرده، تا مردم به همه طاعات روى آورند و غضبش را ميان معاصى پنهان كرده، تا از همهبپرهيزند. دوستانش را ميان مردم مخفى كرده، تا همه را احترام كنند. اجابت را ميان دعاها پنهان كرده، تا بههمه دعاها روى آورند. اسم اعظم را ميان اسمهايش مخفى ساخته تا همه را بزرگ دارند و وقت مرگ را مخفيساخته، تا در همه حال آماده باشند.(2) پاورقي: 1 - ترجمه تفسير الميزان، ج 20، ص 769. 2 -تفسير نمونه، ج 27، ص 190.
کد سوال : 53780
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا قرآن غيبت ديگران را به خوردن گوشت برادر مرده تشبيه كرده است؟
پاسخ : قرآن كريم در سوره حجرات ميفرمايد: "و لا يغتب بعضكم بعضباً أيُِحبّ احدكم اَن يأكل لم اخيه ميتاً فكرهتموه (1)؛ نبايد برخي از شما ديگري را غيبت كند، آيا دوست دارد يكي از شما گوشت برادر خود را بخورد در حالي كه مرده باشد؟! مسلّماً آن را بد مي داريد.". در خصوص اين آيه شريفه دو احتمال وجود دارد: 1 - اين آيه در مقام كيفيت عذاب آخرتي غيبت كننده باشد، به اين ترتيب كه غيبت، در آخرت به صورت خوردن گوشت مرد? غيبت شده مجسم مي شود، يعني تجسم عمل غيبت در جهان آخرت، به صورت خوردن گوشت آنان مرده و گنديده است. شاهد اين احتمان روايت شريفي است كه از پيغمبر(ص) نقل شده : "در شب معراج گروهي را در آتش ديدم در حالي كه مردار مي خوردند ، از جبرئيل پرسيدم اين ها چه كساني هستند؟ گفت: كساني هستند كه در دنيا گوشت مردم را ميخورند . يعني غيبت مردم را ميكردند. 2 - قرآن كريم براي بيان زشتي فوق العاده غيبت و عظيم بودن اين گناه، اين تشبيه را كرده، چون آبروي برادر مسلمان همچون گوشت تن او است و ريختن آبرو به وسيل? غيبت و افشاي اسرار پنهاني همچون خوردن گوشت تن او است، تعبير به مرده به خاطر آن است كه غيبت در غياب افراد صورت ميگيرد كه همچون مردگان قادر بر دفاع از خويش نيستند. غيبت ناجوانمردانه ترين ستمي است كه ممكن است انسان دربار? برادر خود روا دارد .(1) اين مثال قرآن كريم شاهدي بر زشتي عمل غيبت و زمينه ترك اين صفت زشت ميباشد. پاورقي:1 - حجرات (49)، آيه 12.2 - آثار الصادقين، ج 16، ص 120. 3 - تفسير نمونه، ج 22، ص 184 و 185.
کد سوال : 53781
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من از مدتها پيش از روي ناآگاهي در ركوع به جاي "سبحان ربي العظيم و بحمده"، "سبحان ربي الاعظيم و بحمده" مي گفتم. آيا نمازهاي من صحيح بوده؟ آيا تفاوت معنايي زيادي داشته است؟
پاسخ : اگر اعتقاد داشته ايد كه ذكر ركوع را درست تلفظ مي كنيد، نمازهايي كه خوانده ايد صحيح است و قضا ندارد.(1) كلمة "الاعظيم" معنايي ندارد و لفظ اشتباهي است.از اين به بعد نامه هاي خود را به آدرس: قم ـ دفتر تبليغات اسلامي،، ص پ 197 ارسال كنيد. پي نوشت ها: 1. امام خميني، استفتائات، ج 1، ص 158، سؤال 114 و 115؛ آيت الله تبريزي، استفتائات جديد، ص 77، س 358؛ آيت الله مكارم، استفتائات، ج 2، ص 103، س 245؛ آيت الله خامنه اي، اجوبه الستفتائات، س 476، ص 97.
کد سوال : 53782
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا پوشش فقط براي زنان است؟ شرايط پوشش براي مرادان چيست؟ چگونه ميتوان با توجه به فرهنگ مد، حجاب را حفظ كرد؟
پاسخ : همان طورى كه زنان بايد پوشش مناسب داشته باشند، مردان نيز بايد پوشش مناسب داشته باشند. فقط به جهت اين كه خلقت مردان و زنان از حيث ظرافت و طراوت و زيبايى متفاوت است، از طرفى به جهت فطرت و خلقت، مردان براى كار كردن و چرخاندن امور زندگى خانوادگى و زندگى جمعى و امنيت اجتماعى از جثهاى قوىتر و آفريده شدهاند و زنان براى ايجاد دلگرمى و شادابى و انس و اميد آفريده شدهاند. از اين رو از بدنى لطيفتر و نازكتر و زيباتر، در نتيجه غير مقاومتر نسبت به مردان آفريده شده و از طرفى داراى روحيه و احساساتى لطيفتر و جذابتر و مهربانتر هستند.هم چنين از نظر تمايل جنسى، گرايش جنسى مرد به زن بيشتر بوده و تمايل و نياز عاطفى زن به مرد بيشتر است.مجموعه اين حقايق اقتضا مىكند كه زنان بيشتر از مردان رعايت پوشش بدن خود را بنمايند، چون اگر اين كار را نكنند، ضربهپذير خواهند بود و آثار بد روانى وجسمى هم براى خود و هم براى خانواده، اجتماع پديد خواهند آورد. مقدار پوشش مردان و زنانزنان بايد تمامى بدن خود را به غير از گردى صورت و دستها تا مچ را از نامحرم بپوشانند، خواه اين پوشش با چادر باشد يا با لباسهاى ديگر ،امّا بايد طورى باشند كه مردان نامحرم بدانها نكنند، يعنى لباسها ساده و گشاد باشد، چسبنده و تنگ نباشد و برآمدگىهاى بدن آنان ظاهر نباشد، بهترين پوشش براى زنان چادر است زنان محجبه بيشتر از چادر استفاده مىكنند.مردان نيز بايد در اجتماعى كه مردان و زنان در آن رفت و آمد دارند، غير از عورتين خود، مقداري از بدن را كه (اگر باز باشد ديگران به گناه مىافتند و باعث تهييج شهوت مىشود) بپوشانند، ولى مقدارى كه عرفاً باز است مانند سر و گردن و پاها و باعث گناه ديگران نمىشود، نپوشاندن آن اشكالى ندارد. از طرفى بايد حيثيت اجتماعى و عفّت عمومى جامعه نيز حفظ شود، از اين رو مردان نيز بايد پوشش مناسب داشته باشند.پيدايش و بروز مدهاي گوناگون شرقي و غربي نبايد باعث بي حجابي يا بدحجابي مسلمانان شود. استفاده از مدهاي گوناگون با حفظ مسائل شرعي و حفظ عفت عمومي اشكالي ندارد.
کد سوال : 53783
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جايگاه كساني كه قبل از سن تكليف و پيش از سن تميز اعمال، از دنيا مي روند چگونه است؟
پاسخ : در برخي از روايات وارد شده است كه امام صادق(ع) فرمود: "زماني كه يكي از اطفال مؤمنان از دنيا مي رود، منادي در آسمان و زمين ندا سر مي دهد كه: فلاني از دنيا رفت. اگر پدر و مادرش قبلاً از دنيا رفته باشند، به ايشان سپرده مي شود كه تحت تكفّل وي پرورش پيدا كرده و بزرگ شود، در غير اين صورت مربي وي حضرت فاطمه(س) خواهد بود تا پدر و مادر او يا يكي از بستگان وي از دنيا بروند و در آن زمان، فرزند را تحويل وي خواهند داد".(1)در برخي از روايات آمده است: "وقتي اطفال مؤمنان از دنيا مي روند، در تحت پرورش حضرت ابراهيم و ساره قرار مي گيرند و آن ها را از نعمت هاي بهشتي تغذيه مي كنند.وقتي روز قيامت شد، به ايشان بهترين لباس ها مي پوشانند و به پدران و مادران خود در بهشت ملحق مي شوند".(2)اين دو روايت اشاره به مراقبت، نگهداري، تغذيه و پرورش كودكان مي شود و در آن ها اشاره اي به تكامل آنان نشده است. از طرف ديگر با توجه به اصول عقلي و تأييد برخي روايات، بحث تكامل انسان در آخرت (آن گونه كه در دنيا حاصل مي شود) منتفي است و هر آنچه انسان در اين عالم كسب كرده است، درجه و مرتبه او را در عالم آخرت معيّن و مشخص مي سازد. بنابراين نمي توانند اطفال مؤمنان در آن عالم به تكامل دست يابند.از برخي احاديث استفاده مي شود اطفال مؤمنان همان طور كه در دنيا از نظر مسلمان بودن، پيرو و ملحق به پدر و مادرهايشان هستند و تمام احكام اسلام بر آن ها جاري است، در آخرت نيز ملحق به پدر و مادر خواهند بود.در روايتي از حضرت امام جعفر صادق(ع) نقل شده است كه: "اطفال و اولاد مؤمنان هر چند از نظر عمل قاصرند، زيرا مكلف به عمل نشده بودند كه مستحق ثواب باشند، حق تعالي آن ها را ملحق به پدرانشان مي كند تا آن كه چشم هاي ايشان به اولاد خود روشن گردد".(3)پي نوشت ها: 1. من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 490، ح 4731.2. همان.3. بحارالانوار، ج 5، ص 293 ـ 294.