• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53444
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روش استخاره با قرآن و تسبيح چگونه است؟ چه زماني براي استخاره گرفتن بهتر است؟
پاسخ : استخاره به تسبيح و قرآن صحيح است و هر كس خودش مي تواند استخاره كند.استخاره با تسبيح: از مرحوم شيخ بهايي نقل شده كه گفت: از اساتيدمان شنيديم كه شفاهاً از حضرت حجت ـ عجل الله فرجه الشريف ـ نقل شده كه استخاره با تسبيح چنين است: تسبيح را به دست گير و سه بار بر محمد و آل او صلوات فرست و سپس يك مشت از تسبيح جدا كن و دو دانه دو دانه بشمار. اگر در انتها يكي ماند، آن كار را انجام ده و اگر دو تا ماند انجام مده.استخاره به قرآن:از حضرت رسول(ص) روايت شده كه چون به قرآن استخاره كني، سه بار قل هو الله احد بخوان و سه بار بر محمّد و آل او صلوات فرست و سپس بگو: "اللّهم تفألّت بكتابك و توكّلت عليك فارني من كتابك ما هو مكتوب من سرّك المكنو]ن في غيبك" آن گاه قرآن را مي‌گشايي و مطلب خود را در سطر اول صفحه دست راست مي بيني.(1) البته كسي با قرآن استخاره مي كند، بايد معني قرآن را بلد باشد و آيات را بفهمد تا مطلبش را از قرآن استفاده كند.مرحوم شيخ عباس قمي درحاشيه مفاتيح الجنان گفته بنا به مشهور ساعاتي از ايام هفته براي استخاره با قرآن خوب است، گر چه در اين باره حديثي ازاهل بيت(ع) يافت نشده است: روز شنبه تا وقت ناهار و پس از ظهر تا عصر . روز يكشنبه از صبح تا ظهر و از عصر تا مغرب. روز دوشنبه از صبح تا طلوع آفتاب، و پس از ناهار تا ظهر، و از عصر تا وقت عشا. روز سه‌شنبه از وقت ناهار تا ظهر، و پس از عصر تا وقت نماز عشا. روز چهارشنبه از صبح تا ظهر و پس از عصر تا وقت عشا. روز پنج‌شنبه از صبح تا طلوع آفتاب و پس از ظهرتا نماز عشا روز جمعه از صبح تا طلوع آفتاب و بعد از ظهر تا عصر.(2) پي نوشت:1 -مصطفي حسيني دشتي، معارف و معاريف، ج 2، ص 13[4، واژه: استخاره به تسبيح و استخاره به قرآن.2 - مفاتيح الجنان، ص 413.
کد سوال : 53445
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا كسانى كه دعا مى نويسند و از اين طريق بعضى از كارها را انجام مى دهند واقعيت دارند؟ دعا خواستن از آن‌ها اشكال دارد؟
پاسخ : دعا در معناى عام كه به هر گونه توسل و توجه عابد به معبود گفته مى شود؛ تنها سبب اتصال روحانى و معنوى بين خالق و مخلوق است.نيازمندي، علت و دليل اصلى توجه انسان ها به مبدأ و مقصدى است كه خود آگاه و ناخود آگاه انتخاب مى شود. خود آگاه براى افرادى است كه روح دعا در اعماق جانشان ريشه دوانده و ناخود آگاه براى غافلان است كه به هنگام اضطرار و وحشت و بى كسى و تنهايى فطرتشان گُل مى كند. در آن صورت تمام قدرت هاى پوشالى را از كار افتاده دانسته و خداى را عامل نجات خويش مى دانند.خداوند فرمود: "و هنگامى كه بندگانم از تو دربارة من سؤال كنند،‌ (بگو: ) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى خواند. پاسخ مى گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا راه يابند (و به مقصد برسند) ".(1)اين باور و اعتقاد را در وجود انسان تقويت مى كند كه دعا و طلب حاجت،‌ منشأ و خاستگاه الهى دارد و چنين به نظر مى رسد كه خداوند در يك انتظار رحمانى از مخلوق خود به سر مى برد تا او را پاداش دهد و حاجت هايش را برآورد. از اين رو دعا و دعا نويسي،‌نيز مراجعه به اهل فن براى سرعت بخشيدن و رسيدن به نتيجة مطلوب، صورتى واقعى به خود گرفت. دعا چون دارويى است كه به هر حال تأثير خود را خواهد گذاشت. اگر در اين مسير به خوبى مورد استناد و استفاده قرار گيرد حتماً نتيجه بخش خواهد بود.بنابر اين مراجعه افراد براى دعا نزد علما و بزرگان و يا دعانويسانى كه از كمالات بهره اى دارند، نيز از دعاهاى مخصوص و مأثور و وارد شده از لسان معصوم استفاده مى كنند، امرى پسنديده است و اشكال ندارد.دعا نويسان از طريق تعاليم خاص و به دست آوردن رموز و نيز استفاده از ادعيه اى كه از خواص ويژه اى برخوردارند، به حلّ و فصل مسائل مربوط به خانواده ها مى پردازند. البته تأثير دعا و موفقيت در اين گونه امور به دعا نويس و نوع دعا و چگونگى استفاده از آن، نيز آيا دعا از طرف معصوم است يا نه، مرتبط است.استفاده از دعاهايى كه در كتاب هاى معتبرى چون مفاتيح الجنان نوشته شده و سند آن به معصوم مي‌رسد، ‌براى حلّ و فصل امور مختلف اشكالى نخواهد داشت.بعضى از مراجع در پاسخ به اين كه: آيا اعتقاد به فال و دعا نويسى كه با گرفتن وجهى دعايى مى نويسد كه به خيال خود مشكل گشا خواهد بود، جايز است و منشأ شرعى دارد؟ پاسخ مى دهند فال مطلبى است خرافي، ولى دعا داراى اثر مى باشد، در صورتى كه از دعاهاى منقوله در روايات باشد، نه دعاهاى جعلى كه گروهى از دعا نويسان به آن مبتلا هستند.(2)پي نوشت: 1 - بقره(2) آية 186.2 - آيت الله فاضل لنكراني، استفتائات،‌ج 1، ص 629.
کد سوال : 53446
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟
پاسخ : واژ? "لوط" لغت سرياني است(1) كه دقيقاً معناي آن معلوم نيست، ولي از نظر لغت عرب به معناي چسبيدن، محبت و بوي خوش مي‌باشد.(2)از نظر اصطلاح لوط اسم يكي از پيامبران الهي است كه بيست و هفت بار در قرآن به كار رفته است.(3) بر اين اساس لوط معناي خوبي دارد و انتخاب آن براي پيامبر خدا اشكال ندارد. رابطه اسم و مسمّي نيز حفظ شده است. امروزه اين اسم از آن جهت معناي زشت به خود گرفته است كه قوم حضرت لوط گناه بزرگ همجنس گرايي را مرتكب شدند. خداوند آنان را عذاب سخت نمود.(4) اگر قوم حضرت لوط مرتكب آن گناه نمي‌شدند ، اسم لوط در عرف امروزه زشت نبود؛ يعني معناي زشت واژ? لوط و لواط بعد از جريان وعملكرد قوم لوط بر اين اسم بار شد. افزون بر آن اسم گذاري از امور اعتباري است، بدين معنا كه والدين با در نظر گرفتن برخي از شرايط و عوامل، اسم فرزندان خويش را انتخاب مي‌كنند.معمولاً در گزينش اسم، شرايط و عوامل زمان گزينش اسم مدّ نظر قرار مي‌گيرد. اگر در زمان اسم‌گذاري اسم زيبا بود،والدين آن را انتخاب مي‌كنند، گر چه در مرور زمان به خاطر به وجود آمدن شرايط ، ممكن است اسم آن زيبايي خويش را از دست بدهد و عرف جامعه بعدي آن را نپذيرد.واژ? "لوط" نيز از همين مقوله است. در ابتدا اين واژه معناي زشتي نداشت و معناي زيبايي داشته است. بر همين اساس نيز اين اسم براي حضرت لوط انتخاب شده است، ولي در مرور زمان به خاطر عملكرد قوم لوط اين اسم در افكار عمومي خوشايند نيست . عدم پذيرش افكار عمومي بعد از گذشت زمان گزينش اسم، باانتخاب آن نام در هنگام ولادت فرزند منافات ندارد.پي نوشت: 1 - آتور جعفري، واژه‌هاي دخيل در قرآن مجيد ، ص 367 - 368. 2 - المنجد، ص 739 . 3 - دانشنامه قرآن ، ج 2 ، واژ? لوط.4 - تفسير نمونه، ج 16 ، ص 260.
کد سوال : 53447
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حيوانات اهلي يا وحشي بهشت و جهنم دارند ، با توجه به اين كه بي‌شعورند؟
پاسخ : آياتي در قرآن كريم اشاره به حشر حيوانات دارد ، از جمله: "ما من دابة في الارض و لا طائر بطير بحناحيه الاّ امم امثالكم ما فرطنافي الكتاب من شيء ثم الي ربهم يحشرون؛(1) هيچ جنبنده اي در زمين و هيچ پرنده اي كه با دو بال خود پرواز مي‌كند نيست مگر اين كه امت‌هايي مانند شما هستند. ما هيچ چيز را در اين كتاب فروگذار نكرديم، سپس همگي به سوي پروردگارشان محشور ميشوند". " و اذ الوحوش حشرتْ"(2)وحوش جمع وحش است و وحش حيواني است كه هرگز باانسان ها انس نمي‌گيرد. ظاهر آيه از اين جهت كه در سياق آيات توصيف كنند? قيامت قرار دارد، بيانگر اين است كه حيوانات وحشي هم در روز قيامت مانند انسان ها محشور خواهند شد اما اين كه پس از محشور شدن چه وضعي خواهند داشت و سر انجام كارشان چه خواهد شد، در كلام خدا و روايات معتبر چيزي نيامده است. حال بايد ديد ملاك حشر و بازگشت انسان به سوي خدا چيست؟ آيا همان ملاك در حيوانات نيز وجود دارد؟ ملاك حشر در انسان جز نوعي از زندگي ارادي و شعوري نيست. ملاك سعادت تنها دانشن شعور و فطرت انساني است كه به كمك پيامبران، راه مشروعي از اعتقاد و عمل را به روي او باز مي‌كند و انسان آن راه را مي‌پيمايد. باتفكر عميق در مراحل زندگي حيوانات و در نظر گرفتن حالات مختلفي كه هر نوع از حيوانات در مسير زندگي به خود مي‌گيرند، روشن مي‌شود كه حيوانات مانند انسان داراي آرا و عقايد فردي و اجتماعي‌اند و حركات و سكناتي كه در راه بقا و جلوگيري از نابود شدن از خودنشان مي‌دهند، بر مبناي آن عقايد است. حيوانات نيز مانند آدميان تا اندازه اي از موهبت اختيار برخوردارند، نيز داراي سطحي از فهم و شعورند. فرض كنيد حيواني نزديك مزرع? شما مي‌آيد چوبي را بلند مي كنيد، او فرار مي كند. فرار يعني انتخاب كتك نخوردن بر سير شدن . اين انتخاب است ، گر چه بي‌شك به درج? قوّت انتخاب انسان نيست. مي‌توان گفت: انتخابي نيمه آگاهانه است، هر چند همه انسان ها نيز كارهاي خودشان را با اختيار آگاهانه انجام نمي‌دهند و برخي از انتخاب‌ها همانند فرار حيوان است. به هر حال نمي‌توان ادعاي قاطع كرد كه حيوانات اختياري ندارند، زيرا به همان اندازه درك و شعور مي‌توانند اختيار داشته باشند. در روايات نيز مي‌توان مطالبي را يافت كه برخي از آن ها تكليف دارند.(1) در روايتي آمده است بزي كه به بز ديگر شاخ زده است، در قيامت قصاص مي‌شود.در هر صورت در اين كه حيوانات محشور مي ‌شوند بحثي نيست، ولي در اين كه به بهشت و جهنم مي‌روند، درآيات و روايات تا آن جا كه اطلاع داريم ، از آن بحثي نشده است.پي نوشت: 1 - انعام (6) آيه 38. 2 - تكوير (81) آيه 5.3 -تفسير نور الثقلين، ج 1 ، ص 715 و 716.
کد سوال : 53448
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا دكتر شريعتي عضو ساواك بود ؟ اگر عضويت ايشات درست است ، چرا نظام ما بعد از 30 سال اكنون قضيه را در محافل مذهب مطرح مي‌كند؟!
پاسخ : 1 ) دكتر شريعتي عضو سازمان ساواك نبود، زيرا از مخالفان نظام شاهنشاهي بود و عليه آن فعاليت نمود و به زندان رفت . اگر كسي مخالف نظام شاه بود و عليه آن فعاليت سياسي و فرهنگي كرد، معقول نيست عضو ساواك باشد. 2 ) نظام اسلامي دكتر شريعتي را از اعضاي سازمان ساواك ندانسته و ساواكي بودن او را در محافل مذهبي مطرح نمي كند بلكه نگرش توسط آناني ارائه مي‌شود كه مي‌توان از آن‌ها به عنوان افراطيون و تندروها ياد نمود.آن‌ها باور دارند كه شريعتي در فهم و بيان معارف اسلامي دچار مشكل شده و اشتباه كرده است. اين طيف كه مي‌توان از آن ها به عنوان مخالفان شريعتي نيز ياد كرد، درصدد تضعيف وي هستند. آنان براي زير سؤال بردن دكتر از ابزار و وسايل تبليغي بهره ميِ‌گيرند. يكي از راه هاي زيرسؤال بردن ايشان آن است كه او را يكي از اعضاي سازمان ساواك معرفي كرده و نقش او را در رشد جنبش دانشجويي و شكل‌گيري انقلاب ناديده بگيرند. برخي از اين افراد ممكن است در كل ساختار نظام حضور داشته و احياناً مسئوليت هايي داشته باشند، ولي سياست كلي نظام آن نيست كه دكتر را به عنوان عضو ساواك معرفي نمايد. البته دكتر شريعتي همان گونه كه در رشد فكري دانشجويان نقش داشته است، متأسفانه در برخي از مسايل دچار اشتباه شده است. از اين رو تمام انديشه هاي وي مورد تأييد نظام ايران نيست.
کد سوال : 53449
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خوردن چشم و بيض? گوسفند، گوشت گورخر ، گراز، ماهي شير، ماهي قباد و ماهي مركب حلال است؟
پاسخ : خوردن حدقه چشم (سياهي داخل چشم) و بيضه گوسفتند حرام است.(1) ماهي (هر ماهي كه باشد ) اگر فلس (پولك) داشته باشد حلال است. اگر فلس نداشته باشد حرام است. (2) گراز حرام و گور خر حلال است.(3) پي نوشت: 1 - توضيح المسائل مراجع، ج 2، مسئله 2626. 2 - همان، مسئله 2615. 3 - امام خميني، تحرير الوسيله، ج 2، ص 156، مسئله 5.
کد سوال : 53450
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اكثر اوقات بعد از خطبه اوّل در نماز جمعه شركت مي كنم، اشكال دارد؟
پاسخ : چون در خطبه‌هاي نماز جمعه امام در مورد مصالح دين و دنياي مسلمانان صحبت مي كند و آنان را به رعايت تفوا و شئون اسلامي دعوت مي‌كند. نمازگزاران بايد سعي كنند به خطبه هاي نماز برسند، ولي اگر نرسيدند، اشكال ندارد و نماز جمعه آنان صحيح است. (1 ) پي نوشت: 1 - آيت الله مكارم شيرازي، استفتاآت، ج 2 ، ص 141، سؤال 402، آيت الله فاضل لنكراني، جامع المسائل ، ج 1 ، ص 122، سؤال 443.
کد سوال : 53451
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در نمازجمعه با آمدن نام امام دوازدهم مردم بر‌مي‌خيزند، ولي بيشتر افراد زودتر بر مي‌خيزند، چرا ؟
پاسخ : ايستادن به موقع شنيدن نام مبارك امام زمان(عج) خصوصاً اسم مبارك "قائم" مستحب است و از وظايف شيعيان در دوران غيبت امام زمان(ع) مي‌باشد.(1) بهتر است انسان همزمان با شنيدن نام مبارك حضرت قيام نمايد ، نه زودتر ، ولي مقداري زودتر ايستادن اشكال ندارد، چون معلوم است كه مردم به خاطر احترام به امام دوازدهم (عج) برمي‌خيزند. پي نوشت: 1 - منتهي الامال ، ج 2، (وظايف شيعيان در دوران غيبت) ص 488.
کد سوال : 53452
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در نذرهاي ايام محرم كه غذا را در مسجد تقسيم مي كنند يا به درب خانه‌ها مي‌آورند، خوردنش جايز است؟
پاسخ : خوردن غذاهايي كه به عنوان نذري تقسيم مي‌شود، اشكال ندارد.
کد سوال : 53453
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مردي كه زن دارد، مي تواند صيغه كند؟
پاسخ : صيغه كردن اشكال ندارد،(1) ولي بايد مواظب بود كه مشكلات خانوادگي و اجتماعي درست نشود. پي نوشت: 1 - توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 379، احكام ازدواج.