• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 53394
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا هر فرد مسلماني بايد مرجع تقليد داشته باشد؟ اگر مرجع تقليد نداشته باشد چه اشكالي دارد؟ و مرجع تقليد چگونه تعيين مي شود؟ و چند مرجع برايم معرفي كنيد.
پاسخ : انسان در زمينة نيازمندي هاي خود به متخصصان هر رشته رجوع مي كند. اگر بخواهد خانه اي بسازد به مهندس و معمار مراجعه مي كند. اگر بيمار شود به پزشك مراجعه مي كند. همين طور در تمامي نيازمندي هاي خود.رجوع به متخصص به حكم عقل انسان است. عقل به انسان دستور مي دهد اين كار را بكن. قرآن هم همين مطلب را در آية "فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون"(1) بيان مي كند. (اگر نمي دانيد از اهل ذكر (متخصص ) سؤال كنيد).بنابراين رجوع جاهل به عالم يك حكم عقلي است. همان طور كه عقلاي عالم از ابتدا تا كنون اين روش را عمل كرده اند.در زمينة مسائل و احكام شرعي كه يكي از نيازمندي هاي بشر است، طبعا بايد به متخصص اين رشته كه فقها و علماي ديني هستند مراجعه كرد.اين مراجعه را "تقليد" مي گويند. پس تقليد از فقها خلاف عقل نيست بلكه از باب رجوع غير متخصص به متخصص مي باشد كه حكم عقلي است. اگر كسي كه بايد تقليد كند، تقليد نكرده اعمالي را انجام دهد مانند بيماري است كه خودسر دارو مصرف كند. چه بسا عوض اين كه بهبودي حاصل شود بيماري اش افزون شود. از امام عسكري (ع) آمده است: "اما من كان من الفقها صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا علي هواه مطيعا لامر مولاه فللعو ام ان يقلدوه ؛ (2) از بين فقها آنان كه حافظ و نگهبان دين اند و خود را از گناه و آلودگي حفظ مي كنند و با هواي نفساني مبارزه مي كنند و مطيع اوامر الهي و جانشينان اويند، بر عوام لازم است كه از آنان تقليد كنند".مراد از عوام يعني كساني كه در علوم اسلامي مجتهد و متخصص نيستند، گرچه در علوم ديگر متخصص باشند، مثلا اگر استاد دانشگاه يا پزشك در علوم اسلامي مجتهد نباشد بايد تقليد كند، چنان كه مرجع تقليد در مسائل پزشكي و مهندسي از پزشك و مهندس تبعيت و تقليد مي كند.اگر كسي اعمالش را بدون تقليد انجام دهد در صورتي كه اعمالش با نظريات مجتهدي كه بايستي از او تقليد مي كرد انطباق داشته باشد اعمالش صحيح است ولي اگر انطباق نداشته باشد بايد جبران نمايد. (3) از بين جوانان و افرادي كه توان تحصيل در علوم اسلامي دارند بايد تعدادي براي تحصيل به مدارس علوم اسلامي و حوزه هاي علميه كوچ كنند و درس بخوانند تا به علوم اسلامي آشنايي كامل پيدا كنند در اين مورد قرآن فرموده: فلولا نفر من كل فرقه طائفة ليتفقهوا في الدين...چرا از هر فرقه اي گروهي براي تفقه در دين كوچ نمي كنند... از بين محصلين علوم اسلامي كساني كه به سطح علمي بالايي دست بيابند و در احكام ديني مجتهد شوند و از نظر تقوا فردي متقي باشند مردم مي توانند از آنان تقليد نمايند.در زمان ما مراجعي كه جامعة مدرسين حوزة علميه قم معرفي كراده اند، عبارتند ازآيات عظام:1 - فاضل لنكراني، بهجت ، خامنه اي (رهبر معظم انقلاب) ، وحيد خراساني مكارم شيرازي، شبيري زنجاني، شيخ جواد تبريزي و آيات عظام ديگر از قبيل آيت الله سيستاني و... شما بايد از بين اين مراجع با اندكي تحقيق هر كدام را كه اعلم تشخيص داديد از او تقليد كنيد و اگر نتوانستيد اعلم را تشخيص بدهيد از هر كدام كه تقليد بكنيد كافي است.پي نوشت ها : 1 - نحل (16) آيه 43.2 - بحارالانوار ، ج2، ص 88.3 - توضيح المسايل مراجع مسئله 14.
کد سوال : 53395
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا اهل سنت نسبت به شيعه از جمعيت بيش تري برخوردار است؟
پاسخ : علت اساسي بيشتر بودن اهل سنت را بايد در موضوع حاكمان و پادشاهان و وجود ابزارهاي تبليغاتي در دست آنها جستجو كرد.از قديم گفته اند "الناس علي دين ملوكهم؛ مردم به دين حاكمان خويش هستند". پس از وفات پيامبر اكرم (ص) در همه قرن هايي كه بلاد اسلامي داراي حاكمان مسلمان بوده است، اكثرا گرايش به مذهب سني داشته اند و از آن مذهب دفاع و حمايت نموده و در پي نابودي مذهب شيعه برآمده اند.گرايش عمومي به اهل سنت در ميان حاكمان اسلامي سبب شيوع اين مذهب و اكثريت يافتن آن در عالم اسلام است.جداي از اين، شيعيان در بسياري از دوره ها ، اجازه تبليع و نشر عقايد خويش را نداشته اند، حتي گاهي شيعه بودن جرم محسوب شده و شيعيان محكوم به مرگ يا تحمل زندگي مشقت بار مي شدند، فلسفه تقيه كه در مذهب ما جايگاه ويژه اي دارد، اين بوده كه جان شيعيان از آزار مخالفان در امان باشد. همين فشارها ، تبليغات سوء مخالفان و كافر و رافضي و قرمطي و مجوس و مهدورالدم خواندن شيعيان از سوي آنان ، رويكرد عمومي را براي گرايش به اين مذهب بسيار بسيار كاهش داده است. پس طبيعي است كه شيعيان در مجموع عالم اسلام داراي جمعيت اندك بوده و در اقليت باشند. تشيع به عنوان فرقه اي جدا شده از جامعه و پيكر اسلامي (اهل جماعت مسلمانان) قلمداد و تبليغ مي شد كه حتي در دوره هاي بسيار به عنوان يك مذهب رسمي اسلامي در ميان مسلمانان شناخته نمي شد. همان گونه كه بيان شد با اسامي انحرافي از شيعه ياد مي كردند، در اين ميان وجود فرقه ها و تفكرات متعدد در ميان شيعيان نيز به اين مسئله دامن مي زد.با اين حال، تشيع به عنوان يك گرايش اقليتي در دنياي اسلام، نسبت به ساير گرايش ها داراي اهميت و اعتبار بيشتري است. گرايش هاي اقليت بسياري ار مي شناسيم كه در طول تاريخ اسلام پديدار شده و پس از مدتي از بين رفته اند اما شيعه باقي مانده و توانسته است در طول تاريخ براي خود جايگاهي ويژه بيابد. هر چند عقايد و بينش هاي شيعي، اكنون مهم ترين بينش اسلامي تلقي نمي گردد، ولي يكي از تأثيرگذارترين مذاهب عالم به حساب مي آيد كه توانسته يكي از بزرگ ترين و مردمي ترين انقلاب هاي قرن گذشته ميلادي را پديد آورد.
کد سوال : 53396
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وجود جهان پس از مرگ را اثبات كنيد.
پاسخ : عالم پس از مرگ شامل برزخ و قيامت مي شود و هر كدام از اين دو عالم دلايل خاصي براي اثبات شان وجود دارد.مهم ترين دليل وجود عالم برزخ آيات و رواياتي است كه در اين زمينه وجود دارد، در عين حال وجود روح مجرد در انسان و غير مادي بودن آن ، دليل بر حيات آن پس از مرگ است.كتاب هاي بسياري مانند كتاب معاد استاد مطهري، معاد از نظر عقل و وحي شريعتي سبزواري و حيات جاودانه امير ديواني در موضوع عالم پس از مرگ به نگارش درآمده است.در زمينه اثبات عالم پس از مرگ جزوه اي در مورد عالم برزخ و دلايل اثبات معاد ضمينه شده است، آن ها را مطالعه فرماييد.
کد سوال : 53397
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خداوند از ميان تمام پيامبران، مقام حضرت محمد(ص) را بالاتر شمرد و قرآن را به عنوان بهترين و كامل ترين كتاب آسماني قرار داد؟
پاسخ : در اين بـاره انبيـا چون ساربانند دليــل و راهنمــاي كــارواننــد وز ايشـان سيـد ما گشت سـالار هم او اوّل هم او آخر در اين كاردين از طرف خداوند تنها يكي است و به همين خاطر در آيات قرآن، كلمه دين، هيچ گاه به صورت جمع (اديان) به كار نرفته است. آنچه موجب تفاوت پيام پيامبران مي شود، يكي سطح معارفي است كه از طرف پيامبران براي انسان ها بيان مي شود و ديگري شريعت و احكامي است كه با توجه به شرايط و نيازهاي متفاوت مردم از طرف خداوند تشريع مي شود. بشر در دريافتتعاليم الهي پيامبران همانند دانش آموزي هستند كه از دوره هاي ابتدايي تا سطوح بالاتر، تعاليم را از پيامبران فرا مي گيرند و با توجه به هر دوره اي از بلوغ فكري بشر و رشد و نيازهاي آن، سطح معارف نيز متفاوت شده و بالاتر مي رود.با توجه به اين مسئله، قرآن (كه آخرين كتاب الهي و نهايي ترين تعليماتي است كه از طرف خداوند به وسيلة آخرين پيامبر براي بشر نازل شده است) در بالاترين سطح از تعاليم و معارف و احكام نسبت به كتاب هاي آسماني پيشين قرار دارد.كاملاً طبيعي است كه آخرين كلام الهي بايد نسبت به كتاب هاي پيشين نازل بر پيامبران سابق در رتبه بالاتر قرار داشته باشد، هم از نظر سطح معارف و تعليمات و نوع شناختي كه نسبت به خداوند و جهان هستي به بشر ارائه مي دهد و هم از جهت احكام و شرايعي كه در آن بيان شده است. از آن جا كه اين كتاب، آخرين كتاب الهي است و ديگر شريعت و آيين و پيامبري براي بشر فرستاده نخواهد شد، همه چيزهايي كه بشر براي سعادت و خوشبختي نياز دارد، در آن فراهم شده است. پس نه تنها بر كتاب هاي آسماني پيش از خود برتري دارد، بلكه كامل ترين كتاب آسماني است كه كامل تر از آن نخواهد بود. هم چنين كاملاً طبيعي است آن كس كه كامل ترين كلام و پيام الهي به وسيلة او براي بشر ابلاغ مي شود، بالاترين مقام را ميان پيامبران خواهد داشت.كسي مي تواند كامل ترين پيام و معارف بلند الهي را در خود جاي داده و حمل نمايد و مهبط نزول وحي شود كه درون و قلب او پذيراي آن همه معارف الهي باشد. هر چه معارف و پيام كامل تر باشد، شخصيتي كه امانت مي تواند به او داده شود و ابلاغ كننده پيام خداوند باشد، از مرتبة بالاتري برخوردار خواهد بود.در عين حال كه پيامبر اسلام و قرآن تمام آنچه را خداوند بر پيامبران سابق نازل كرده بود، دارا است. علاوه بر آن، چيزهايي در قرآن است كه در شرايع و تعاليم سابق نبوده است. نام احمــد نام جملــه انبيــا اســت چون كه صد آمد، نود هم پيش ما استبراي تكميل پاسخ، ابعاد مختلف كامل بودن دين اسلام ضميمه شده، آن را نيز مطالعه فرماييد.
کد سوال : 53398
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اسلامي كه در كشور ما با اين همه تبليغات وسيع معرفي مي شود، اسلام ناب محمدي است؟ اگر نيست، موانع آن چيست؟
پاسخ : واقعيت آن است كه تا رسيدن به برنامه هاي اسلام ناب محمدي فاصلة زيادي است كه با تحقق آن و اهداف و برنامه هاي اسلامي، ناهنجاري ها و ظلم ها از بين رفته و در سايه آن جامعه آرماني به وجود مي آيد. پيامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) در صدد بودند اسلام ناب در جهان حاكم شود؛ ولي عملاً آن گونه كه بايد، ائمه نيز موفق نشدند كه اهداف و برنامه هاي اسلام ناب را تحقق بخشند، زيرا دشمنان اسلام و دين ستيزان با بهره گيري از همة اهرم ها مانع تحقق آن شدند. تلاش هاي امامان معصوم(ع) نيز در راه تحقق اسلام ناب محمدي(ص) بود. امام علي(ع) با تشكيل حكومت بر آن بود كه اسلام ناب را تحقق بخشد، ولي موانع و عواملي به وجود آمدند كه حضرت نتوانست همه اهداف و دستورهاي اسلامي را پياده كند، از برخي آيات(1) و روايات(2) استفاده مي شود كه امام زمان(ع) موفق خواهد شد كه جامعه آرماني را به وجود آورد و احكام و تعاليم اسلام به بهترين وضعيت ممكن پياده خواهد شد. در حكوت امام زمان(ع)، عدل و داد و امنيت برقرار(3) شده و جامعه مطلوب به وجود مي آيد. تشكيل چنين جامعه اي با بهره گيري از امكاناتي است كه در اختيار امام زمان(عج) قرار دارد.حال اگر چه نمي توانيم به جامعه آرماني آخر الزمان در زمان ظهور امام عصر(عج) دست يابيم، اما مي توانيم تلاش و كوشش نماييم تا به آن نزديك شويم، به همين خاطر، امام راحل(س) بارها مسئولان نظام را به تحقق اسلام ناب محمدي فرا خواند. امروزه نيز يكي از شعارهاي جمهوري اسلامي ايران حركت نمودن به سوي پياده شدن برنامه هاي اسلام ناب محمدي است و ايران اسلامي در تحقق بعضي از برنامه هاي اسلام موفق بوده است.در خصوص عدم تحقق اسلام ناب محمدي عوامل متعددي مؤثر هستند كه برخي از اين عوامل مربوط به مسلمانان است و برخي مربوط به دشمنان اسلام مي باشد. تبليغات سازمان نيافتهيكي از موانع مهم تحقق اسلام ناب محمدي(ص) عدم تبليغات نظام يافته است. امروزه تبليغات از اسلام به مراتب كمتر از تبليغاتي است كه دربارة اديان ديگر مانند مسيحيت صورت مي گيرد. مسيحيان با بهره گيري از مبلغان آموزش ديده و برنامه هاي نظام مند و ابزارهاي بسيار گسترده و پيشرفته تبليغاتي كه دارند، از مسيحيت تبليغ مي كنند. امروز متأسفانه اسلام را در جهان به گونه اي با تبليغات وسيع و گسترده معرفي كرده اند كه لفظ اسلام را با تروريسم در اذهان مردم جهان القا كرده اند، و بيشترين جنايات بر ضد مسلمان به همين بهانه ها انجام مي گيرد. بر اين اساس براي تحقق اسلام ناب محمدي بايد برنامه هاي تبليغي گسترده صورت گيرد. يكي از علل مهم گسترش اسلام در زمان پيامبر(ص) معرفي اسلام ناب و تبليغات از آن بود. گوستاولوبون فرانسوي مي گويد: "قرآن به زور شمشير پيشرفت نكرده، بلكه تنها به وسيلة دعوت و تبليغ بود. تبليغ بود كه ملت هاي ترك و مغول را پس از ظهور اسلام، هنگامي كه بر سر اعراب مسلط شدند، با اين كه اعراب مغلوب آن ها بودند، مسلمان كرد".(4) سنت گرايي محضيكي از موانع مهم تحقق اسلام ناب محمدي، اختلاف مسلمان در تعريف دين و تفسير آنان از برنامه هاي اسلامي است. متأسفانه مسلمانان در تفسير برنامه هاي اسلام افراط و تفريط نموده، از اين رو امروزه گروه هاي مختلفي وجود داشته و هر كدام از دين تفسير خاص نموده اند. برداشت هاي متفاوت از دين و آموزه هاي آن موجب شده كه برخي در تفسير دين و گرايش به آن دچار مشكل گردند. استاد شهيد مطهري به نقد ديدگاه اخباريون پرداخته، نمونه اي را نقل مي كند كه حاكي از سنّت گرايي محض در تفسير دين است: "... معروف است كه بعضي اخباري ها دستور مي دادند كه به كفن ميت شهادتين بنويسند، آن هم به اين صورت بنويسد: اسماعيل يشهد أن لا إله إلا الله، يعني اسماعيل شهادت مي دهد به وحدانيت خدا، حالا چرا شهادت را به نام اسماعيل بنويسند، زيرا در حديث وارد شده كه حضرت صادق(ع) در كفن فرزند شان اسماعيل به اين عبارت نوشته بودند. ديگر فكر نمي كردند كه در كفن اسماعيل اين طور مي نوشتند، چون اسم او اسماعيل بود، حالا كه مثلاً حسن قلي بك مرده چرا اسم خودش را ننويسم و اسم ديگري را بنويسم؟! اخباريين مي گفتند: اين ديگر اجتهاد و اعمال نظر و اتكا به عقل است و ما اهل تعبد و تسليم قال الباقر و قال الصادق مي باشيم. از پيش خود دخالت نمي كنيم".(5)سياست هاي ستمگرانهيكي از موانع بسيار مهم تحقق اسلام ناب محمدي(ص) سياست هاي رهبران ظالم است. در طول تاريخ اسلام حاكمان ستمگر در صدد تحريف اسلام برآمده و نگذاشتند كه مردم با معارف والاي اسلامي آشنا شوند. آنان مي دانستند كه در آموزه هاي اسلامي به ستم ستيزي سفارش شده و رهبري از آن كساني است كه لايق و شايسته باشند، از اين رو سعي مي كردند دين را از سياست جدا دانسته و معارف آن را مخدوش نمايند. داده هاي تاريخي نشان از آن دارد كه خلفاي اموي و عباسي با جلوگيري از فضايل اهل بيت(ع) دين را به گونه اي تفسير مي كردند كه با اهداف آنان همخواني داشته باشد. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران نيز حكومت هاي ستمگر مانع تحقق اسلام ناب محمدي شده و به تحريف آن مي پرداختند.از اين رو امام راحل(س) اعلام نمود كه اسلام در خطر بوده و ما اسلام امريكايي را نمي خواهيم. عملكرد مسلمانانعملكرد مسلمانان نيز يكي از موانع مهم تحقق اسلام ناب محمدي(ص) به حساب مي آيد. متأسفانه مسلمانان به گونه اي عمل كردند كه نه تنها موجب گرايش مردم به اسلام نشدند، كه اسلام را وارونه جلوه دادند. از اين رو امام علي(ع) فرمود: "يلبس الاسلام لبس الفرو مقلوباً؛(6) مسلمانان اسلام را مانند پوستين وارونه به تن كردند". برخي از مسلمانان با عملكرد خود نشان دادند كه اسلام با تمدن و علم مخالف بوده و مسلمانان را صرفاً به زندگي اخروي و دل خوش بودن به آن فرا مي خوانند و بين زندگي دنيا و آخرت تضاد حل نشدني باقي مي گذارند.تهاجم فرهنگيتهاجم فرهنگي دشمنان نيز افزون بر عوامل فوق، عامل ديگري است، كه در قالب هاي مختلف ظهور نموده و هدف اصلي آن دين زدايي و تضعيف باورهاي ديني است. استكبار مي كوشد اعتقادات مردم تضعيف شود و به جاي آن باورهاي مادي گرايي و الحادي قرار گيرد. شيوه هاي مبارزه دشمنان عليه اسلام ناب گاهي به عنوان "اباحه گري" و روزي به عنوان "اومانيسم" و روزي ديگر به عنوان "ليبراليسم" و ... ظهور مي نمايد. دشمنان نه تنها عليه اسلام مبارزه مي كنند كه حتي شيوه هاي بسيار مناسب را نيز ارائه مي دهند. كارل ماركس مي گفت: "اگر در محيطي مذهب قدرت دارد، مستقيماً با مذهب مبارزه نكنيد، بلكه واژه هاي مذهبي را تفسير مادي كنيد و در جهت تحريف دين حركت كنيد تا راه براي محو دين و رواج ماترياليسم هموار شود".(6) پي نوشت ها: 1. ابراهيم (14) آية 5.2. بحارالانوار، ج 51، ص 50.3. بحارالانوار، ج 1، ص 61.4. تمدن اسلام و عرب، ص 146.5. مرجعيت و روحانيت، ص 49.6. حسن عاشوري، مقاله تهاجم فرهنگي و راه هاي مقابله با آن، ص 36.
کد سوال : 53399
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا همانند عزايي كه براي مردگان خود مي گيريم، براي پيامبران و امامان(ع) عزاداري بر قرار نمي كنيم؟
پاسخ : عزاداري براي پيامبر و خاندان او به مراتب بيشتر از آن است كه براي مردگان خود انجام مي دهيم.عزاداري براي اهل بيت(ع) موجب شده است برخي ما را به مرده گرايي متهم نمايند. عزاداري مردم در ايام سال و به ويژه ماه هاي محرم و صفر شاهد بر اين مدعا است، در حالي كه براي رفتگان شايد عزاداري و مراسم بيش از يك سال طول نكشد. در جمهوري اسلامي ايران روز رحلت پيامبر(ص) تعطيل عمومي بوده و مردم ايران در سوگ پيامبر اشك مي ريزند. عزاداري به گونه اي است كه گويا پيامبر عظيم الشأن اسلام تازه از دنيا رفته است. مردم ايران در خانه هاي خويش براي حضرت زهرا(س) مراسم عزاداري و روضه برگزار نموده و در ايام فاطميه در سوگ بانوي اسلام خون گريه مي كنند. عزاداري مردم ايران براي اميرمؤمنان در شب هاي قدر به گونه اي است كه گويا آن اولين مظلوم عالم تازه در مسجد كوفه ضربت خورده است.عزاداري مردم ايران در ايام محرم و صفر مثال زدني است. عزاداري به گونه اي انجام مي گيرد كه مردم جهان را تحت تأثير قرار داده است؛ حتي در عزاداري هايي كه براي مردگان خويش انجام مي دهيم، در آن مراسم نيز براي ائمه(ع) و فاطمه زهرا(س) روضه مي خوانيم، عزاداري مردم ايران نشان عشق و ارادت نسبت به اهل بيت پيامبر(ص) است. به عقيدة برخي تاريخ نگاران هيچ ملّتي به اندازه ملّت ايران ارادت نسبت به خاندان پيامبرندارد. تاريخ ادبيات فارسي نيز شاهد بر مدعا است. 1
کد سوال : 53400
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دانشجو هستم. در هفته سه روز از تهران به دانشگاه رودهن مي روم. آيا نماز و روزة من صحيح مي باشد و بايد نمازم را كامل بخوانم؟
پاسخ : نظر مراجع چنين است كه اگر قصد داريد بيش از سه ماه به محل تحصيل رفت و آمد كنيد، غير از سفر اوّل نمازتان كامل و روزه گرفتن صحيح است.در سفر اوّل نماز شكسته است. بنابراين اگر هر هفته از تهران به رودهن براي تحصيل سفر مي كنيد، كثير السفر هستيد و به فتواي تمامي مراجع غير از آيات عظام: فاضل، خامنه اي و تبريزي، نمازتان تمام و روزه تان صحيح است.همان گونه كه در پاسخ هاي قبل در لزوم مراجعه به مرجع تقليد گفتيم، يكي از موارد لزوم آن جا است كه نظريات با هم مختلف باشد كه در چنين موردي، مرجع تقليد خاصي را طلب مي كند.
کد سوال : 53401
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : يك زندگي شيرين و توأم با خوش بختي به چه چيزهايي احتياج دارد؟
پاسخ : هدف اصلياز ازدواج و والاترين فلسفه آن،دست يابي به آرامش روان زن و مرد است. "انرژيِي" كه موتور آرامش را به حركت در مي‌آوردو سبب خوشبختي مي‌شود، چيست؟ اوّلاً : شكي نيست كه آرامش خاطر و آسايش روِانِ همسران زماني به شايستگي فراهم مي‌گردد كه ارتباط متقابل ايشان بر پاي? محبت و عطوفت و مهرباني و گذشت استوار باشد. ثانياً: رسيدن به ساحل آرام زندگي و بهره مند شدن از سرچشمه آرامش روان، انتخاب همسري است همدل؛ همراهي است هم انديش؛ هم انديشه‌اي است خداجو؛ خداجويي است حقيقت گو و صبور، و صبوري است كه وجود آرامش بخشش آميزه‌اي است از مهر و محبت، عطوفت و منطق و استواري.(1) از اين رو خدا در سور? روم (2) پس از بيان حقيقت واحد جوهري زن و مرد و هدف اصلي از ازدواج، جمل? "وَِ جَعل بينكم مودة و رحمة" مودت و رحمت را عامل اصلي پيوندبيان مي‌كند ك در كانون خانواده باعث ايجاد احساس آرامش و استواري آنمي‌گردد. مفهوم مودت و رحمت و تفاوت آن دو: مودت، عشق و علاق? قلبي است كه ابتدا بايد در مرد و زن به وجود آيد تا پيوند زناشويي تحقق پيدا كند، پس تداوم و استمرار داشته باشد تا عامل و انگيز? آرامش خاطر و احساس خوشبختي پديدار شود.اما رحمت امري يك جانبه و ايثارگرايانه است، يعني هر گاه هر يك از زن و مرد دچار ضعف و نقص يا مشكلي شدند همسرش بايد مشكل و احساس دروني او را درك كند و ايثارگرانه به كمك او بشتابد ، يا اگر خطا و اشتباهي را مرتكب شد، به جاي تنبيه و انتقام‌جويي، با روحي?رحمت و عفو و اغماض برخورد نمايد تا هدف و فلسفه ازدواج تحقق پيدا كند. به باور برخي روان شناسان، غالب كشاكش‌هاي خانوادگي، سردي‌ها و خانه گريزي‌ها، بدزباني ها و جدايي‌ها به دليل نبود جاذبه الهي يعني مودت و رحمت و شفقت و بهره‌مندي از آرامش رواني است. حتي ريش? بسياري از اختلالات رفتاري و كژروي‌هاي اجتماعي مثل اعتياد به سيگار و الكلو مواد مخدر در بين برخي زنان و مردان متأهل را مي توان در ناامني رواني و فقر عاطفي بين همسران جستجو كرد. (3 ) راه‌هاي تحكيم مودت:چه كنيم تا پيوند و صميميت و نشاط روحي و شفقت ميان زن و شوهر استمرار يابد و جاذب? الهي مودت، عميق و ريشه دار گردد؟ در پاسخ اين سئوال اگر چه محققانتوصيه‌هاي فراواني بيان كرده اند، اما مهم‌ترين راه هاي ان به اختصار ذكر مي‌شود: 1 - گذشت و اغماض: از ميان توصيه هايي كه اسلام به زن و شوهر كرده، گذشت و اغماض هر يك از لغزش‌ها و كج خلقي‌هاي ديگري و چشم‌پوشي و ناديده گرفتن اشتباهات و خطاهاي يكديگر در درجه اوّل قرار دارد. 2 - به بهترين نامي كه او دوست دارد صدايش كند. (4) اسلامي مي‌خواهد همواره تنور عشق و محبت و صفا و صميميت ميان زن و شوهر گرم باشد، از اين رو توصيه مي‌كند با واژه ها و نامي يكديگر را صدا كنند كه همسر خيلي خوش دارد، مثلاً عزيزم. 3 - سلام كردن: زن و شوهر در سلام گفتن به همديگر پيشي بگيرند. هنگام وارد شدن به خانه با صداي بلند و با خوش رويي، و نشاط و محبت آميز سلام بگويد و موقع بيرون رفتن از خانه، با همان كيفيت خداحافظي كند، حتي هنگامي كه از خواب بيدار مي‌شوند، به همديگر سلام كنند. 4 - پيشواز و بدرقه رفتن: لازم است كه زن هنگام بيرون رفتن شوهر او را بدرقه كند و مرد با نشاط با همسرش خداحافظي نمايد. موقع داخل شدن به خانه به استقبال شوهرش رود و اگر چيزي خريده، از دستش بگيرد وخدا قوّتي به او بدهد. شوهر نيزخسته نباشيد بگويد و خدا قوّتي به همسرش بدهد و از كارها و زحماتش تقدير وتشكر كند. روزي مردي خدمت پيامبر اسلام (ص) آمد و عرض كرد: همسري دارم كه هرگاهوارد خانه مي‌شوم، به استقبال من مي‌آيد و چون خارج مي‌شوم، بدرقه‌ام مي كند. هنگامي كه مرا ناراحت ببيند مي‌گويد: اگر براي مخارج زندگي ناراحتي، بدان كه خدا روزي ما را تضمين كرده، پس بي‌جهت غصه نخور، اگر براي آخرت ناراحتي، خدا غصه‌ات را زيادتر كند. پيامبر(ص) فرمود: " خداوند روي زمين كارگزاراني دارد و همسر شما يكي از عاملان و كارگزاران خدا روي زمين است. خداوند به خاطر زن استقبال و بدرقه و حرف‌هايش، نصف پاداش شهدا را به او عنايت مي‌كند."(5)5 - سخن محبت آميز هنگام تندي و خشونت: گفتگو و سئوال و پاسخ زن و شوهر بايد مؤدبانه، محبت آميز و صميمي باشد و در برابر كلمات تند و خشني كه گاه از همسر خود مي‌شنود، متانت، حوصله و بزرگواري نشان دهد تا صحنه نزاع به مجلس شوخي، و ميدان رزم و ستيز به مجلس بزم تبديل شود.مؤثر تر از كلمات و واژه‌ها براي ايجاد محبت و نفرت، آهنگ صدا، حركات دست و چشم و ابرو و ساير اعضا يا سكوت‌هاي به جا و طرز نگاه كردن به همسر است. 6 - نظافت و تميزي شوهران: اسلام براي دلگرم شدن زنان به زندگي و جلب محبت آنان به مردان توصيه مي‌كند كه لباس و سر و وضع خود راتميز و اصلاح كنند؛ مسواك بزنند و آراسته و پاكيزه باشند تا زنان شان به نامحرم تمايل پيدا نكنند. پيامبر اكرم(ص) در دنباله اين حديث مي‌فرمايد: "گروهي از مردان بني‌اسرائيل چنين نكردند، در نتيجه زنان‌شان ازآنان دلسرد شدند و با گرايش به نامحرم به زنا رو آوردند."(6) 7 - آرايش و پيرايش زنان براي شوهران: اسلام به زنان توصيه مي كند كه خود را براي همسران در منزلزينت و آرايش كنيد و با لباس و آرايش در زيباترين چهره و قيافه نزد شوهران جلوه‌گري نماييد تا همسرانتان به زنان نامحرم دل نبندند. نيز بانوان را از ظاهر كردن آرايش و پيرايش‌شان نزد نامحرم نهي كرده است. امام صادق (ع) فرمود:‌ "سزاوار نيست كه زن هيچ گاه، حتي در پيري و كهنسالي، بدن خود را بدون زينت گذارد، اگر چه با آويزان كردن گردن بندي باشد، چنان كه سزاوار نيست كه (چشم و ابرو ) دست آنان بدون رنگ باشد". (7) 8 - تهيه هديه و سوغات: زن و شوهر لازم است به بهانه هاي مختلف زمين? فراهم كردن خوشحالي همديگر را فراهم سازند، مثلاً در سالگرد تولد، ازدواج ، يا اعياد مذهبي و هنگام بازگشت از سفر با تهيه هدايا و سوغات اسباب خوشحالي همديگر را فراهم كنند.9 - عيب پوشي و رازداري : يكي از ويژگي‌هاي همسران شايسته و وفادار، رازداري است. زن و شوهر بايد حافظ اسرار يكديگر باشند، چنان كه قرآن مي‌فرمايد "لباس"(8) يكديگر باشند و عيب ها و ضعف‌ها و كمبودهاي زندگي را براي ديگران اگر چه نزديك‌ترين فرد باشد نقل نكنند. بدانند افشاي عيب و اسرار همسر خيانت تلقي مي‌گردد. خداوند يكي از همسران پيامبر(ص) را به خاطر افشاي سرّ همسرش مورد نكوهش و ملامت قرار مي دهد و در صورت تكرار وي را به طلاق تهديد مي‌كند.(9) 10 - اظهار محبت‌ها و دوستي‌ها : زن و شوهر بايد بدانند كه روي كره زمين نزديك‌تر از همسرش كسي نيست، پس اگر سعادت و خوشبختي مي‌خواهند، لذت و صفاي زندگي مي‌طلبند، غمخوار و دلسوز يكديگر باشند و محبت ها را از درون دل خود به زبان جاري كنن و محبت و علاقه قلبي خود راابراز نمايند.پي نوشت:1 - غلامعلي افروز، همسران برتر، ص 27.2 - آيه 21.3 - همسران برتر ص 30 - 29. 4 - اصول كافي، ج 2، ص 643.5 - وسائل الشيعه، ج 14، ص 17. 6 - نهج الفصاحه، ص 72، ش 378.7 - وسائل الشيعه، ج 1 ، ص 41 و ج 14 ، ص 163. 8 - بقره (2)، آيه 187. 9 - تحريم (66)،‌ آيات 6 - 4.
کد سوال : 53402
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به چه علت خداوند با وجود اين كه مي دانست آدم اشتباه خواهد كرد، وي را خلق كرد و او را كامل ترين موجودات خود خواند و فرشتگان را مجبور به سجده كردن به آدم كرد؟
پاسخ : با توجه به آيات، انسان از ابتدا براي آن آفريده شد تا خليفه و جانشين خداوند روي زمين قرار گيرد. براي حضرت آدم نيز مقرّر بود جانشين خداوند در زمين باشد، اما پيش از آن كه انسان در زمين قرار گيرد، در بهشت (دنيوي نه اخروي) بود، سپس طبق برنامه هايي كه در آيات قرآن آمده، از بهشت هبوط نموده و در زمين جاي گرفت.اين كه ايا آدم اصلاً دچار خطا و اشتباه شد و آيا گناهي انجام داد يا نه و موضوع ترك اولي و يا مخالفت امر ارشادي كه در تفاسير مختلف آمده، بحث مستقل و جداگانه اي است.(1)اما اين كه چون خداوند مي دانست نافرماني خواهد كرد و يا حتي دچار اشتباه خواهد شد و از آن نتيجه گرفته شود كه پس نبايد آفريده مي شد، نادرست است.انسان به جهت آن كه از عنصر اختيار برخوردار است و شأن اختيار آن است كه هم امكان اشتباه و خلاف و حتي گناه در آن باشد و هم امكان خوب و صالح و دوري از گناه، پس در هر دو صورت خطا و اشتباه و عدم آن مقصود است.هر صورتي كه واقع شود، بر خلاف آفرينش الهي نخواهد بود. اگر قرار بود كه انسان دچار خطا و اشتباه نشود، آفرينش او همانند فرشتگان بود كه دچار هيچ خطا و اشتباهي نمي شوند و در اين صورت، انسان همان فرشته بود و اصلاً آفريده اي به نام انسان نبود، يعني ماهيت جداگانه اي نداشت و تنها يك موجود بود، در حالي كه خداوند اراده كرده بود كه نوع مستقلي از آفرينش تحقق يابد كه با فرشتگان الهي متفاوت باشد. فضل و برتري مقام انسان بر فرشتگان نيز به همين جهت است.فرشتگان موجوداتي هستند كه نمي توانند دچار خطا و اشتباه و گناه شوند، اما انسان موجودي است كه اين امكان در او هست. انسان موجودي است كه از نيروهاي مختلف مادي و معنوي تشكيل شده و در لابلاي تضادها مي تواند پرورش پيدا كند و استعداد تكامل و پيشروي نامحدود دارد. انسان موجودي است كه در عين حال كه امكان گناه و خطا در او وجود دارد، از گناه سرباز مي زند و به سوي خداوند روي آورده و همانند فرشتگان الهي او را عبادت مي كند.فرشتگان الهي اختيار گناه كردن ندارند و فقط مي توانند خداوند را اطاعت و عبادت كنند، اما انسان در عين حال كه اختيار گنه دارد، مي تواند رو به سوي درگاه الهي آورده و به همة خواسته ها و مطامع نفساني خود پشت پا زده و خداوند را عبادت و بندگي كند.هم چنين خداوند به انسان مقامي از علم و معرفت عنايت فرمود كه فرشتگان از آن اظهار عجز كردند (و علّم آدم الاسماء كلّما...). با توجه به اين دو مسئله است كه خداوند به فرشتگان فرمان سجود و تعظيم در مقابل عظمت انسان را مي دهد.در عين حال بار امانت الهي تنها به انسان سپرده شده است. پي نوشت ها: 1. در تفاسير شيعي مانند تفسير نمونه و الميزان اصولاً اين كه آدم(ع) دچار گناه شده باشد، مردود اعلام شده، بلكه تنها ترك اولي و يا مخالفت امرار شادي در مورد آدم(ع) مطرح مي شود كه در چنين صورتي اصلاً گناه محسوب نمي شود.
کد سوال : 53403
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا خداوند از چگونگي تعبير اساسي شيطان از حال عبادت مطلق تا سركشي آگاه بوده است؟ اگر آگاه بوده، با چه حكمتي راضي شده است شيطان با سابقة طولاني عبادت به انحراف و ذلت بيفتد؟
پاسخ : خداوند علم و آگاهي داشته كه شيطان پس از ساليان دراز از حالت عبوديت و بندگي خارج شده و حالت تمرّد و نافرماني مي گيرد، اما علم الهي به عبادت و اطاعت شيطان در ابتدا و تمرّد او پس از آن، موجب نمي شود كه آفريده نشود، در حالي كه اقتضاي فيض الهي، بهره مندي هر موجودي است كه امكان وجود او در عالم آفرينش است. همان گونه كه در مورد برخي از انسان ها و تمردشان از عبادت به معصيت، همين سخن را مي توان گفت.ابليس كه از جنيان است، همانند انسان ها با اختيار و حق انتخاب آفريده شد. او در ابتدا عبوديت و اطاعت را پذيرفت اما در نهايت تمرد و نافرماني نمود و انحرافش بر اثر خواست خودش بود و علم خداوند به اين كه شيطان با اين همه عبادت، حالت تمرد و نافرماني مي گيرد، تأثيري در اختيار و عدم اختيار شيطان ندارد، بله خداوند از ابتدا مي دانست كه شيطان بعد از اين عبادت و بندگي، با اختيار و ارادة خود از مسير بندگي خارج مي شود، اما سقوط و ورود به جاده انحراف و ذلّت، معلول اراده و اختيار خود او است، همان گونه كه در مورد انسان ها اين حكم جاري است. اين نگاه به وجود شيطان از زوايه نگاه به خود او است، بدون در نظر گرفتن نسبتي كه با انسان ها دارد و انسان ها را گمراه نموده و از مسير خداوند باز مي دارد.بنابراين نگاه خداوند علم داشته كه شيطان بعد از اين همه عبادت، از مسير حق منحرف مي شود، ولي انحراف با اراده و اختيار خود شيطان انجام گرفته است و علم خدا هيچ نقشي در اختيار نداشتن شيطان ندارد. شيطان مي توانست در ادامه راه بندگي را طي كند، ولي خود اين راه ناشايست را انتخاب كرد.(1)همان گونه كه در مورد انسان هايي كه از جاده حق با سوء اختيار خود منحرف مي شوند، اين سخن جاري است. اما در نگاه نسبت شيطان با انسان، اگر چه وجود شيطان براي كساني كه فريب او را خورده و از راه خدا باز مانده اند و دعوت شيطان را لبيك گفته و به نداي پيامران الهي و خداوند پاسخ نداده اند، شر و وسيلة گمراهي محسوب مي شود، اما براي مؤمناني كه فريب او را نخورده اند، آزمايشي است كه موجب سربلندي مؤمن و ارتقاي مرتبه و كمال انسان مي شود. از طرف ديگر يكي از ابزارهاي آزمون الهي است، همانند نفس اماره در وجود انسان. پي نوشت ها: 1. تفسير نمونه، ج 1، ص 4 ـ 193.