• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53374
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا حضرت محمد در سن چهل سالگي به پيامبري مبعوث شد؟
پاسخ : واقعيت امر آن است كه نمي توان علت خاصي را براي مبعوث شدن پيامبر (ص) در سن چهل سالگي بيان كرد . زيرا معيار و ضابطه اي در اين زمينه بيان نشده ، از اين رو برخي از پيامبران ، مانند حضرت عيسي (ع) و برخي از ائمه (ع) مانند امام جواد (ع) ، امام هادي (ع) و امام زمان (عج) در كودگي به امامت رسيده اند. همان گونه كه برخي از پيامبران مانند حضرت نوح در پيري مبعوث شده بودند اصولا بعث پيامبران براساس شرايط و نيازهاي زمان و مصالحي كه وجود دارد صورت گرفته است. خداوند با وجود يك سري مصالح انسان و جوامع بشري كه آگاه است و شرايط زمان را مي داند، پيامبران خويش را مبعوث مي نمايد. آن شرايط و مصالح براي انسان ها بيان نشده است پيامبر اسلام (ص) نيز بر اساس شرايط و مصالحي كه وجود داشته ، چهل سالگي مبعوث شده است . البته از برخي روايات استفاده مي شود كه عدد چهل از اهميت ويژه اي برخوردار بودهاست. در روايتي از پيامبر (ص) آمده است: "هر كس از امت من چهل حديث حفظ نمايد، در روز قيامت شفاعت كنندة او خواهم بود".(1)حضرت موسي (ع) چهل شب به ميعاد گاه به عبادت پرداخت . (2) اين عبادت در قرب معنوي و زندگي وي بسيار تأثير گذار بود.شايد عدد چهل به خاطر اهميتي كه دارد، در بعثت پيامبر در چهل سالگي مؤثر باشد. برخي نيز عقيده دارند انسان ها معمولا در چهل سالگي به رشد و كمال عقلي رسيده و زمينه هاي مسؤليت پذيري در اين مقطع سني بيشتر ظهور و بروز مي كند . شايد يكي از علل بعثت پيامبر (ص) در چهل سالگي همين عامل باشد.شايد بتوان گفت: پيامبر اسلام (ص) از دورة كودكي پيامبر بود ( با خداوند ارتباط داشته و خداوند به او الهام مي كرد) ، ليكن در چهل سالگي وظيفه پيدا كرد كه پيام الهي را تبليغ كند و به مقام رسالت نايل گرديد. انتخاب سن چهل براي تبليغ حضرت هماهنگ با فرهنگ عرب هاي آن زمان است كه كم تر از چهل سال را خام و نا پخته مي پنداشتند. با توجه به اين فرهنگ موفقيت تبليغ در زير چهل سال ناچيز است. شايد بتوان گفت كه بدين جهت در سن چهل به تبليغ دين پرداخت و مأموريت يافت.پي نوشت ها : 1 - دايرة المعارف تشيع، ج2، ص 53.2 - بقره، آيه 51؛ تفسير نمونه، ج1، ص251.
کد سوال : 53375
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا پيامبر حضرت علي (ع) را جانشين خود كرد؟
پاسخ : درست است كه با رفتن پيامبر، وحي و نبوت پايان يافته بود، اما تمام چيزهايي كه مردم به آن نياز داشتند، در زمان عمر كوتاه پيامبر بيان نشده بود. پس از پيامبر نياز بود كه احكام و دستورهاي اسلامي كه پيامبر فرصت بيان آنها را نداشته يا اصلا مسائل آن اتفاق نيفتاده بود، براي مردم بيان شود. هم چنين در احكام و مسائلي كه مسلمانان دچار خطا و اشتباه يا اختلاف مي شدند، راهنمايي شوند؛ نيز تفسير صحيح آيات الهي براي مردم بيان شود. هم چنين لازم بود كه بعد از پيامبر، حاكم عادل بر جامعه اسلامي حكومت نمايد تا احكام الهي به شكل صحيح بهاجرا در آيد و ظلم و تبعيض و نابرابرها در ميان مسلمانان وجود نداشته باشد.بنابراين لازم بود پيامبر پس از خود جانشين معيّن نمايد كه داراي اوصاف و شرايط لازم براي جانشيني پيامبر و امامت پس از او باشد.چنين شخصي بايد دچار خطا و اشتباه نشود و احكام و تكاليف الهي كه به وسيله پيامبر بيان نشده بوده يا مسلمانان در آن اختلاف داشتند و نيز تفسير صحيح آيات قرآن به دور از خطا و اشتباه به مردم مسلمان برسد و در رأس ، حكومت به اجراي صحيح آيات واحكام الهي بپردازد و عدل و داد را گسترش دهد.ما معتقديم امام بايد معصوم باشد ( و همان گونه كه در پاسخ شماره يك گفتيم ، عصمت صفتي است كه فقط خداوند مي تواند تشخيص دهد در چه كسي هست و در چه كسي نيست، نيز چون حضرت علي (ع) داراي مقام عصمت و علم بود و شايستگي عهده داري امامت را داشت) بنابراين پيامبر از طرف خدا مأموريت يافت حضرت علي (ع) را براي جانشيني انتخاب نمايد. خدا خطاب به پيامبر (ص) فرمود : "اي رسول خدا، آن چه از طرف پروردگارت به تو نازل شده امامت امام علي را ابلاغ كن و اگر اين مأموريت را انجام ندهي ، رسالت خود را انجام نداده اي و خداوند تو را از (شرّ) مردم حفظ مي كند".(1)اين آيه شريفه در آخرين ماه هاي عمر رسول گرامي اسلام (ص) و در برگشت حضرت از حجةالوداع نازل گرديد. حضرت در سرزميني به نام غدير خم توقف نمود و به همراهان خود فرمود: از جانب خداوند مأموريت دارد كه پيام مهمي را به آنان برساند، آن گاه منبري براي پيامبر (ص) ترتيب دادند و او بر فراز آن قرار گرفت و ضمن سخناني، امير مؤمنان علي (ع) را به عنوان جانشين و خليفه خود به مردم معرفي نمود.پي نوشت ها : 1 - مائده (5) آيه 67.
کد سوال : 53376
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تفاوت پيامبران با انسان ها در چيست؟
پاسخ : استاد مطهري تفاوت پيامبران با ديگر انسان ها را در وحي و مقدمات و لوازم وحي دانسته اند.(1) پيامبران با اين كه بشرند، ولي در راستاي انجام رسالت خود، از امتيازات خاصي برخودارند ، مانند علم و عصمت كه ريشه همه آن ها ارتباط با جهان غيب يا وحي است كه از گسترة حسّ بيرون است و جزئيات آن بر ما معلوم نيست. لازمة وحي و ارتباط با جهان غيب، برخورداري از علم غيب است. اين سخن برگرفته از آياتي از قرآن است كه مي فرمايد:"قل انما أنا بشر مثلكم يوحي اليّ، بگو من هم بشري هستم مثل شما؛ فقط به من وحي مي شود".(2)پي نوشت ها :1 - استاد مطهري ، مجموعه آثار ، ج2، ص 167.2 - كهف (18) آيه 110.
کد سوال : 53377
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حضرت امير(ع) در نامة 73 خطاب به معاويه مي فرمايد: "سوگند به خدا، اگر باقي ماندن تو را براي امري كه خود مي دانم خواهان نبودم، از من به تو كوبنده هايي مي رسيد كه استخوان را بشكند" منظور امام چيست؟
پاسخ : مرحوم خويي، شارح نهج البلاغه در تفسير آن مي فرمايد: مراد از "بعض الأستيقا؛ چيزهايي كه امام بقاي آن ها را مي خواهد" عبارت است از باقي ماندن مؤمنان پاكدل و حفظ عترت پيامبر(ص) و حفظ ظاهر اسلام، چرا كه اگر حضرت به جنگ با معاويه پافشاري مي كرد، بقية مؤمنان هم به شهادت مي رسيدند و چه بسا امام حسن و امام حسين(ع) هم به شهادت مي رسيدند و نسل امامت منقطع مي شد. از آن طرف عدة زيادي هم از طرفداران معاويه كشته مي شدند و مسلمانان سست و ضعيف مي گشتند و كفار طمع مي كردند به كشور نوپاي اسلامي حمله كنند و اسلام را به خطر بيندازند. پس حضرت بقاي اين امور را مي خواست اما با ضربه وارد كردن بر معاويه اين ها از بين مي رفت. از اين رو مصلحت دانست براي حفظ اساس اسلام از مبارزه با معاويه خودداري كند.(1) مراد حضرت اين است كه علت مدارا كردنش با معاويه، ناتوان بودن حضرت نيست، بلكه مصلحت اسلام ايجاب مي كند حضرت از ضربات كوبنده بر معاويه صرف نظر كند. چنان كه مصلحت اسلام ايجاب كرد 25 سال سكوت كند و از حق مسلّم خويش يعني خلافت صرف نظر نمايد.پس مصالح مورد نظر حضرت: پرهيز از خونريزي، تفرقة بيشتر و فروپاشي حكومت اسلامي بود كه باعث شد حضرت دست از جنگ بردارد.(2) بنابراين حضرت نمي خواهد بگويد كه دوست دارم معاويه زنده بماند، بلكه مقصودش اين است كه جنگ و قتل پايان پذيرد و مسلمانان كشته نشوند. اين هدف همراه با بقاي معاويه است. احتمال ديگر اين است كه اصلاً حضرت نمي خواسته مسلماني كشته شود، بلكه مقصودش از جنگ، تسليم كردن معاويه و طرفدارانش بود، نه كشتن آنان. پي نوشت ها: 1. ميرزا حبيب الله هاشمي خويي، منهاج البراعه في شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 401.2. ترجمة فيض الاسلام و دشتي.
کد سوال : 53378
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در آية 67 سورة مائده آمده است: خداوند كافران را هدايت نخواهد كرد. منظور از كافران چه كساني هستند؟
پاسخ : واژه كفر به معناي پوشاندن است. به كافر از آن جهت كه حق را مي پوشاند، كافر گفته مي شود. به شب كافر گفته مي شود. چون اشخاص را مي پوشاند. به كشاورز كافر گفته مي شود، چون تخم را در زمين مي پوشاند. در آية 20 سورة حديد "كفّار" به معناي كشاورزان آمده است. در اصطلاح ديني كافر به كسي گفته مي شود كه وحدانيت خدا، يا نبوت يا شريعت و يا هر سه را انكار كند.(1) به تعبير صاحب مجمع البيان: كفر در شريعت عبارت است از انكار آن چه خدا معرفت آن را واجب كرده (از قبيل وحدانيت، عدل خدا، معرفت پيامبر) و آن چه پيامبر آورده است، يعني اركان دين. هر كس يكي از اين ها را انكار كند، كافر است.(2)به بيان فقها كافر كسي است كه خدا يا پيامبر اسلام(ص) را انكار كند و يا براي خدا شريك قرار دهد و يا يكي از ضروريات دين (چيزي كه همة مسلمانان آن را جزء دين اسلام مي دانند، مثل نماز و روزه) را انكار كند، در صورتي كه ضروري بودن آن را بداند،(3) نيز آگاه باشد انكار آن به انكار خدا و پيامبر بر مي گردد. كفر در زبان قرآن به معناي انكار و مخالفت و ترك است. گاهي به انكار خدا و يا نبوت پيامبر(ص) اطلاق مي شود. گاهي به انكار يا مخالفت در برابر دستورهاي اسلامي، چنان كه در سورة آل عمران آية 97 در مورد حج مي خوانيم: "و من كفر فإنّ الله غنيٌِ عن العالمين؛ كساني كه دستور حج را زير پا بگذارند و با آن مخالفت نمايند، به خدا زياني نمي رسانند. خداوند از همة جهانيان بي نياز است".در آية 67 سورة مائده نيز كافر بر مخالفان ولايت علي(ع) گفته شده است؛(4) مسئله اي كه در آيه دستور و حكم ابلاغ آن به پيامبر اسلام(ص) داده شده است، بنابراين در اين آيه مقصود از كافرها افرادي هستند كه از روي عناد و لجاجت بخواهند با ولايت و رهبري علي(ع) به مخالفت برخيزند و حقيقت ولايت را كتمان كنند. البته مي تواند حكم آيه كلي باشد، يعني خداوند به گونة كلي كافران را هدايت نمي كند، همان گونه كه در آيات ديگر مي فرمايد. كافر به نحو كلي، آن است كه حقيقت را كتمان مي كند، خواه حقيقت ولايت، يا غير آن. پي نوشت ها:1. مفردات راغب، واژه كفر.2. سيد علي اكبر قرشي، قاموس قرآن (به نقل از مجمع البيان).3. توضيح المسائل مراجع، ج 1، مسئلة 106؛ تفسير نمونه، ج 5، ص 21؛ الميزان، ج 6، ص 53.4. تفسير نمونه، ج 5، ص 21، ج 6، ص 53.
کد سوال : 53379
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : لطفاً اسامي و القاب چهارده معصوم، حضرت زينب(س)، حضرت معصومه و حضرت عباس را بيان نماييد.
پاسخ : اسامي و القاب معصومان(ع) به شرح زير مي باشد: 1. محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب، المطفي و شبير و خاتم النبيين.2. فاطمه بنت رسول الله، سيده نساء العالمين، ام ابيها، بتول، زهرا، صديقه كبري، زكيه، راضيه، مرضيه و ... .3. علي بن ابي طالب، اميرالمؤمنين، وصي پيامبر، يعسوب الدين، فاروق الدين، حيدر.4. حسن بن علي، التقي، الزكي و بسط اكبر.5. حسين بن علي(ع)، الرشيد، الطيب، الزكي و سيد الشهداء.6. علي بن حسين (ع)، زين العابدين، سيد العابدين(ع) اسجاد و ذوالثفنات.7. محمد بن علي(ع) الباقر.8. جعفربن محمد(ع) الصابر، الفاضل، الطاهر و الصادق.9. موسب بن جعفر(ع) الكاظم، الصابر، الامين و الصالح.10. علي بن موسي(ع) الرضا، الصابر و الرضي.11. محمد بن علي(ع) الجواد، القايخ، الذجيب و التقي.12. علي بن محمد(ع) الهادي، الناصح، الفتاح، النقي و المريضي.13. حسن بن علي(ع) العسكري، الصامت الزكي، الرفيق، التقي و الهادي.14. محمد بن حسن(ع) المهدي، القائم و الحجه.اسامي و القاب افراد ديگر:1. زينت بنت علي(ع)، عقيله، موثقه، عارفه، فاضله، عالمه و محدثه.(1)2. عباس بن علي(ع)، فمر بني هاشم، سقّا، عبد صالح، علمدار و باب الحوايج.(2)3. حضرت معصومه دختر امام هفتم، نام: فاطمه، لقب: معصومه و معروف به كريه اهل بيت.البته غير از القاب مذكور، القاب ديگري نيز ذكر شده است، مثلاً براي حضرت فاطمه(س) بيش از 20 لقب ذكر شده است.پي نوشت ها: 1. فرهنگ عاشورا، ص 216؛ احمد صادق اردستاني، زينب قهرمان كربلا، ص 13 به بعد.2. همان، ص 293. 1
کد سوال : 53380
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر دختر شاغل نباشد و مبلغي پول از طريق والدينش به او رسيده باشد و آن را سال ها در بانك بگذارد، بدون آن كه به آن پول دست بزند، آيا خمس بر پول او تعلق مي گيرد؟
پاسخ : پولي كه از طرف والدين يا كس ديگر به انسان هديه شود، اگر از مخارج سال اضافه بيآيد، به فتواي امام خميني (ره) و حضرت آيت الله خامنه اي خمس ندارد اما به فتواي حضرات آيات: فاضل لنكراني، مكارم شيرازي و بهجت بنابر احتياط واجب خمس دارد. به نظر آيات عظام: اراكي، خويي، سيستاني ، صافي گلپايگاني، و مرحوم آيت الله گلپايگاني بايد خمسش را داد. به فتواي آيت الله تبريزي و آيت الله وحيد خراساني هديه اگر چيز با ارزشي باشد و چيز كم يا كوچكي نباشد، بايد خمسش را بدهند.(1)پي نوشت ها : 1 - توضيح المسائل مراجع، ج1، مسئله 1753؛ ايت الله وحيد خراساني، توضيح المسائل ، مسئله 1761.
کد سوال : 53381
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر دختر شيعه بخواهد با پسر سني ازدواج كند آيا رضايت لفظي والدين لازم است يا حتما بايد رضايت كتبي باشد؟
پاسخ : ازدواج با سني كه ناصبي (دشمن اهل بيت) نباشد، اشكالي ندارد. اگر مرد شيعي با زن سني ازدواج كند، اشكالي ندارد ولي اگر زن شيعي با مرد سني ازدواج كند، خلاف احتياط است. حضرت امام مي فرمايد : "تا آنجا كه ممكن باشد، اين احتياط ترك نشود".(1)يعني زن شيعي سعي كند با مرد سني ازدواج نكند چون خواه ناخواه تحت تأثير شوهرش قرار مي گيرد يا اگر اختلافاتي پيش بيايد، فرزندان به روش پدر بيشتر تمايل پيدا مي كنند. نقش پدر و مادر در تربيت فرزند بسيار است. اگر زن شيعه مذهب با مرد سني ازدواج نكند بهتر است.اكثر فقها در ازدواج دختر باكره (خواه سني يا شيعه) رضايت پدر را شرط مي دانند و در اين جهت فرقي نمي كند رضايت كتبي باشد يا لفظي .پي نوشت ها : 1 - تحريرالوسيله ج2، ص 286 مسئله 8.
کد سوال : 53382
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اكنون در دبيرستان شبانه روزي مشغول درس خواندن هستم و در خوابگاه به سر مي برم. زادگاه من تا دبيرستان چهل كيلومتر مي باشد، ولي بعضي از مواقع به مدت يك هفته در خوابگاه مي مانم. در طول اين هفتة نمازم را كامل مي خوانم، آيا نماز من كامل است يا شكسته؟
پاسخ : از آن جا كه مسافرت و رفت و آمد شما هر هفته به محل درس بوده و در حكم كثيرالسفر مي باشيد، نماز و روزه شما در خوابگاه دبيرستان كامل و تمام مي باشد. (1) البته بر اساس فتواي آيت الله فاضل و خامنه اي (2) نماز شما شكسته است و به فتواي آيت الله مكارم شيرازي نماز و روزه تمام است.(3)در مكاتبات بعدي مرجع تقليد خود را مشخص نماييد تا براساس فتواي وي پاسخ داده شود.نامه هاي را مستقيم به آدرس ما : قم ، صندوق پستي 197 ارسال نماييد تا به سؤالات ، سريعت تر پاسخ داده شود. پي نوشت ها : 1 - سؤال از دفتر آية الله بهجت . 2 - آيت الله خامنه اي ، استفتاآت، ص 132، سؤال 652.3 - آيت الله مكارم شيرازي، استفتاآت، ج2، ص 115 ، سؤال 288.
کد سوال : 53383
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه رودهايي را فاطمه همسر امام علي (ع) مهريه خود كرده بود؟
پاسخ : مهرية حضرت زهرا (س) چهار صد درهم يا اندكي بيش تر يا كم تر بود ، كه با اين پول پيراهني به بهاي هفت درهم و چارقدي به بهاي چهار درهم و دستمال و قطيفة مشكي بافت خيبر و دو عدد تشك و چهار عدد بالش و پرده اي از پشم و يك تخته بوريا و يك آسياب دستي و لگني از مس و مشكي از چرم و يك ظرف چوبي و كاسه اي براي دوشيدن شير و يك آفتابه و يك خمره و چند عدد كوزه خريدند. وقتي اين ها را نزد پيامبر آوردند، فرمود: خدا به اهل بيت بركت دهد.(1)به پيامبر (ص) گفتند: اين مقدار مهر فاطمه در روي زمين است، مهر او در آسمان ها چه مقدار است؟حضرت فرمود: مهر فاطمه در آسمان ها زميناست . (2)از امام باقر (ع) نقل شده است: مهرية زهرا (س) چهار نهر فرات و نيل و نهروان و نهربلخ است، ولي در روي زمين پانصد درهم قرار داده شد، تا براي ديگران اسوه و ملاك باشد. (3)البته مقصود از مهريه در اينجا معناي خاصي است، نه اينكه حضرت زهرا مالك آنها بوده و هيچ كس حق استفاده از اين رودها را نداشته باشد.پي نوشت ها : 1 - سيد جعفر شهيدي ، زندگاني حضرت فاطمه (س) ص 59.2 - مجلسي، بحارالانوار، ج43، ص 113.3 - مجلسي، همان.